PEZHVAKEIRAN.COM اختلاف شدید میان موساد و ارتش اسرائیل بر سر رژیم ایران
 

اختلاف شدید میان موساد و ارتش اسرائیل بر سر رژیم ایران

amit.jpgآمیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

اختلافی شدید میان ارتش اسرائیل و موساد بر سر هدف نهایی جنگ با ایران شکل گرفته؛ اختلافی که همچنان ادامه دارد. ارتش اسرائیل معتقد است خارج کردن اورانیوم غنی‌شده از خاک ایران، دستاورد نهایی و تعیین‌کننده جنگ است. اما موساد بر این باور است که هدف واقعی باید سرنگونی جمهوری اسلامی باشد. در حالی که ارتش اسرائیل به تعریف مبهم «ایجاد شرایط برای سقوط حکومت» بسنده کرده، موساد عملاً چهار کلمه اول این عبارت را حذف کرده و مستقیماً از «سقوط حکومت» سخن می‌گوید.

از اینجا به بعد، واقعیت به دو روایت متفاوت و گاه کاملاً متضاد تقسیم می‌شود. مقام‌های ارشد ارتش اسرائیل به‌شدت از تصمیم آمریکا برای خودداری از تصرف اورانیوم غنی‌شده رژیم ایران در یک عملیات نظامی ناراضی‌اند. به همین دلیل، عملیات «شیر خروشان» تقریباً بدون تغییر جدی در مقابله با برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی پایان یافت. از نگاه آنان، همه‌چیز به «اورانیوم، اورانیوم و اورانیوم» خلاصه می‌شود: اگر آن را از رژیم ایران بگیرید، برنامه هسته‌ای عملاً نابود شده است.

اما دیدگاه دوم می‌گوید: حتی اگر این مواد از طریق عملیات نظامی یا توافق سیاسی از ایران خارج شود، چه تضمینی وجود دارد؟ اگر حکومت جمهوری اسلامی پابرجا بماند، حتی در صورت کاهش ذخایر اورانیوم غنی‌شده به سطحی محدود، برنامه هسته‌ای ایران فقط چند سال به تعویق می‌افتد؛ تأخیری که در مقیاس تحولات ژئوپلیتیک چندان قابل‌توجه نیست. حکومتی که در صورت رفع تحریم‌ها، ثروتمندتر و تهاجمی‌تر می‌شود و همچنان هدف خود برای نابودی اسرائیل را حفظ خواهد کرد. از این منظر، تنها تغییر رژیم می‌تواند ریشه این تهدید را از بین ببرد. این نگاه در تضاد با بخشی از ساختار امنیتی اسرائیل است که هرچند از آزادی میلیون‌ها ایرانی از زیر سایه دیکتاتوری استقبال می‌کند، اما اولویت اصلی‌اش همچنان صرفاً امنیت اسرائیل است

بازتاب عملی این اختلاف را می‌توان در یک سناریوی فرضی دید: اگر دونالد ترامپ به اسرائیل بگوید «برای انجام یک عملیات چراغ سبز دارید»، هر طرف چه گزینه‌ای را انتخاب خواهد کرد؟

بیشتر مقام‌های امنیتی اسرائیل احتمالاً ترجیح می‌دهند نیروی هوایی این کشور مستقیماً به ذخایر اورانیوم رژیم ایران حمله کند. اما موساد معتقد است هدف مؤثرتر، حمله به زیرساخت‌های انرژی و پالایشگاه‌های ایران است؛ اقدامی که می‌تواند کشور را با خاموشی گسترده روبه‌رو کرده و نارضایتی و اعتراض‌های اجتماعی را به‌سرعت تشدید کند.

به باور این جریان، میزان خشم عمومی در ایران حتی از اعتراض‌های دی‌ماه نیز فراتر رفته، اما در عین حال فضای ترس هم شدیدتر شده است. آنها معتقدند اگر خاموشی‌های گسترده رخ دهد و طی دو ماه آینده بحران کمبود غذا آغاز شود، این ترس فرو می‌ریزد و زمینه برای شورش‌های گسترده فراهم خواهد شد.

 

کدام هدف جاه‌طلبانه‌تر است؟ در نگاه اول، سرنگونی جمهوری اسلامی مأموریتی بسیار بزرگ و شاید دور از دسترس به‌نظر می‌رسد، در حالی که نابودی ذخایر اورانیوم اقدامی محدودتر و قابل‌کنترل‌تر جلوه می‌کند.

اما تاریخ شاید روایت دیگری داشته باشد: در طول تاریخ، حکومت‌های زیادی سقوط کرده‌اند، اما تاکنون هیچ کشوری در حالی که نظام سیاسی‌اش همچنان بر سر کار بوده، برنامه هسته‌ای غنی‌سازی‌شده خود را چه داوطلبانه و چه تحت فشار خارجی از دست نداده است.

مسئله این است که آیا باید «راه به‌ظاهر کوتاهی» را انتخاب کرد که در عمل به مسیری طولانی تبدیل می‌شود ــ یعنی حمله‌ای تاکتیکی که مشکل اصلی را حل نمی‌کند یا «راهی طولانی» را برگزید که در نهایت کوتاه‌تر و تعیین‌کننده‌تر است؛ یعنی مسیر دشوار تغییر رژیم که می‌تواند تهدید را برای همیشه از میان بردارد.

*این تحلیل بخشی از ستون هفتگی آمیت سگال در روزنامه اسرائیل هیوم است.

***

منبع:گویا نیوز