فریادهای کمک از ایران: «رژیم از بمبها هم بدتر است»
مقالهای از نشریه آنلاینِ مؤسسه سیاست خارجی سوئد،
نیروهای مسلحی که مردم را به ستوه آوردهاند. اعدام منتقدان حکومت. قیمتهای سرسامآور و اقتصادی که در حال سقوط آزاد است. با وجود آنکه مقامها اینترنت را برای مردم عادی قطع کردهاند، Utrikesmagasinet اکنون میتواند روایتهای ایرانیانی را بازگو کند که مخفیانه موفق شدهاند با بستگان خود در خارج از کشور تماس بگیرند. منابع از سرکوبی حتی شدیدتر، هم در زمان جنگ و هم در دوران آتشبس، خبر میدهند. آنها از نومیدی و از احساس خیانتی میگویند که وقتی آمریکا با رژیمی مذاکره میکند که زندگیشان را نابود کرده است، تجربه میکنند؛ به نوشته اولا وستربری، دبیر Utrikesmagasinet.
نیروهای مسلحی که مردم را آزار میدهند. اعدام منتقدان حکومت. قیمتهای سرسامآور و اقتصادی در سقوط آزاد. با وجود آنکه حکومت اینترنت را برای مردم عادی قطع کرده است، Utrikesmagasinet اکنون روایت ایرانیانی را منتشر میکند که پنهانی توانستهاند با بستگان خود در خارج از کشور تماس بگیرند. این منابع از سرکوبی حتی شدیدتر، هم در زمان جنگ و هم در دوران آتشبس، سخن میگویند. آنها از نومیدی و از حس خیانتی میگویند که وقتی آمریکا با رژیمی مذاکره میکند که زندگیشان را ویران کرده است، احساس میکنند؛ اولا وستربری، دبیر Utrikesmagasinet، مینویسد.
وقتی آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه بمباران ایران را آغاز کردند، در ویدئوهایی که از آنجا منتشر میشد، صدای ایرانیانی شنیده میشد که فریاد میزدند: «مرگ بر دیکتاتور». تنها کمی بیش از یک ماه پیش از آن، هزاران، و شاید دهها هزار، معترض در نقاط مختلف کشور با گلوله کشته شده بودند و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران سخن میگفتند.
دیکتاتور، آیتالله علی خامنهای، نیز در همان روز نخست جنگ جان باخت، اما امیدها پس از آن فروکش کرد.
منابعی که Utrikesmagasinet اکنون روایتهایشان را بازگو میکند، در نقاط مختلف ایران هستند (اطلاعات مربوط به مواد منبع در متن کنار این مطلب آمده است). همه آنها از سرکوبی شدید و بیسابقه در هفتههای اخیر سخن میگویند.
صداهای مهم
چند تن از آنها از نزدیکان خود در خارج از کشور خواستهاند که از وضعیتشان بگویند و «صدای آنان باشند».
– در وضعیتی که بسیاری درباره ایران و آنچه برای کشور بهتر است صحبت میکنند، هیچگاه به اندازه امروز مهم نبوده که صداهای درون ایران به بیرون برسد، فِردریک مِیتون، رئیس برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای مؤسسه سیاست خارجی سوئد، که این روایتها را دریافت کرده، میگوید.
«سطح سرکوب وحشتآور است. آدم حق ندارد هیچ چیزی بگوید. تلفنها را کنترل میکنند. خیابانها پر از دوربینهای نظارتی است و مأموران لباسشخصی همهجا هستند»، زنی در دهه ۳۰ زندگی از پایتخت، تهران، مینویسد.
او ادامه میدهد: «ممکن است الان آتشبس برقرار باشد (...) اما بالای سر ما هنوز حکومتی هست که از بمبها و موشکها هم بسیار بیرحمتر است.»
چندین منبع شرح میدهند که هم نیروهای بسیج حکومت، هم مزدوران لباسشخصی (لباسشخصیها)، هم نیروهای نظامی و هم گروههای مسلح خارجی در خیابانها گشت میزنند و ایستهای بازرسی برپا کردهاند؛ جایی که مردم عادی را متوقف و بازرسی میکنند.
کودکسربازان
هر کسی که تلفن همراه همراهش باشد، ممکن است موبایلش را زیر و رو کنند. یک پیام ضدحکومتی یا حتی یک تصویر «نامناسب» ــ مثلاً عکسی از یک بمباران ــ میتواند کافی باشد تا فرد بازداشت شود و ناپدید گردد.
«آنها از حیوان هم بدترند. برای حیوان احترام قائل میشوند. اینها از انسانهای غارنشین هم بدترند»، یکی از منابع درباره نگهبانان نوشته است.
منبع دیگری مینویسد: «ایستهای بازرسی پر است از بچههای ۱۵-۱۶ سالهای که اسلحه به دست دارند.»
سازمانهای حقوق بشری مانند Human Rights Watch و Amnesty International نیز گزارش دادهاند که نیروی نظامی حکومت، یعنی سپاه پاسداران، کودکسربازانی تا سن ۱۲ سالگی جذب میکند.
نسخه صیقلخوردهتر برای انتشار:
«میزان سرکوب هولناک است. هیچکس حق ندارد چیزی بگوید. تلفنها کنترل میشوند. خیابانها پر از دوربینهای نظارتی است و مأموران لباسشخصی همهجا هستند»، زنی در دهه ۳۰ زندگی از تهران مینویسد.
او ادامه میدهد: «ممکن است اکنون آتشبس برقرار باشد (...) اما هنوز حکومتی بالای سر ماست که از بمب و موشک هم بیرحمتر است.»
چندین منبع توضیح میدهند که نیروهای بسیج حکومت، مزدوران لباسشخصی، نیروهای نظامی و حتی گروههای مسلح خارجی در خیابانها گشت میزنند و ایستهای بازرسی برپا کردهاند؛ ایستهایی که در آن مردم عادی را متوقف و تفتیش میکنند.
هر کسی که تلفن همراه داشته باشد، ممکن است موبایلش را بگردند. یک پیام ضدحکومتی یا حتی تصویری «نامناسب» ــ مثلاً از یک بمباران ــ میتواند کافی باشد تا فرد بازداشت و ناپدید شود.
یکی از منابع درباره این نیروها مینویسد: «آنها از حیوان هم بدترند. برای حیوان احترام قائل میشوند. اینها از انسانهای غارنشین هم بدترند.»
منبع دیگری نوشته است: «ایستهای بازرسی پر از نوجوانان ۱۵ و ۱۶ سالهای است که اسلحه حمل میکنند.»
سازمانهای حقوق بشری مانند Human Rights Watch و Amnesty International نیز گزارش دادهاند که سپاه پاسداران کودکسربازانی حتی در سن ۱۲ سالگی جذب میکند.
بسیاری از ایرانیان شهادت میدهند که گروههای مسلح شیعه خارجی که مورد حمایت ایران هستند، در کشتار هزاران، و شاید دهها هزار، معترض ضدحکومتی در ژانویه ۲۰۲۶ شرکت داشتهاند. همچنین گفته میشود که حکومت به برخی از این گروههای مسلح اجازه داده است برای کنترل و مرعوب نگهداشتن مردم در کشور باقی بمانند، هرچند میزان و گستره این حضور روشن نیست. از جمله نیروهایی که نام برده میشوند میتوان به حزبالله لبنان، حشدالشعبی عراق، افغانهای عضو گروه فاطمیون که در سوریه جنگیدهاند، و دیگر گروهها اشاره کرد. گمان میرود که این نیروها برای کشتن ایرانیان، نسبت به هموطنان خودشان، آمادگی بیشتری داشته باشند.
خیانت جهان بیرون
در زمان انتشار این مطلب، اینترنت برای مردم عادی بیش از ۵۰ روز است که قطع شده است. با این حال، برقراری ارتباط با بیرون، برای مثال از طریق اینترنت ماهوارهای ممنوعه، میتواند به زندانهای طولانیمدت یا حتی بدتر از آن، اتهام جاسوسی با مجازات اعدام، منجر شود. همچنین گفته میشود که در این مدت، افراد زیادی به همین دلیل بازداشت شدهاند.
یکی از پیامهای مشترک و مداوم منابع این است که خود را از سوی جهان بیرون خیانتدیده میدانند. برای مثال، زمانی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در ماه مارس گفت که حکومت، پس از کشته شدن چند تن از رهبرانش، عملاً تغییر کرده است؛ در حالی که کل ساختار نظام همچنان پابرجاست.
«وقتی ترامپ از “حکومتی جدید” در ایران حرف میزند، واقعاً عصبانی میشوم»، مردی در دهه ۲۰ زندگی از شهری در مرکز ایران مینویسد. او یادآور میشود که یکی از مقامهای عالیرتبه کنونی، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، همان کسی است که با معاون رئیسجمهور آمریکا، جیدی ونس، مذاکره کرده است. قالیباف که پیشتر افسر سپاه پاسداران، رئیس پلیس کشور و شهردار تهران بوده، از جمله در سرکوب خونین دانشجویان در سال ۱۹۹۹ نقش رهبری داشته است. این مرد ادامه میدهد: «وقتی غرب و سپاه پاسداران با هم مذاکره میکنند، فقط به منافع خودشان فکر میکنند، در حالی که نادیده میگیرند یک ملت کامل زیر سلطه یک دیکتاتوری بیرحم زندگی میکند.»
نسخه صیقلخوردهتر برای انتشار:
بسیاری از ایرانیان میگویند گروههای مسلح شیعه خارجی که مورد حمایت جمهوری اسلامی هستند، در کشتار هزاران و شاید دهها هزار معترض ضدحکومتی در ژانویه ۲۰۲۶ نقش داشتهاند. همچنین گفته میشود که حکومت بخشی از این نیروها را، هرچند با دامنهای نامشخص، برای مهار و مرعوب نگهداشتن جامعه در کشور نگه داشته است. از جمله نامهایی که مطرح میشود میتوان به حزبالله لبنان، حشدالشعبی عراق، نیروهای افغان فاطمیون که در سوریه جنگیدهاند و گروههای مشابه دیگر اشاره کرد. تصور میشود این نیروها برای کشتن ایرانیان، نسبت به نیروهای بومی، آمادگی بیشتری داشته باشند.
در زمان انتشار این مطلب، اینترنت برای مردم عادی بیش از ۵۰ روز است که قطع شده است. با این حال، هرگونه ارتباط با جهان بیرون ــ مثلاً از طریق اینترنت ماهوارهای ممنوع ــ میتواند به حبسهای طولانیمدت یا حتی اتهام جاسوسی با مجازات اعدام منجر شود. گفته میشود در هفتههای اخیر افراد بسیاری نیز به همین دلیل بازداشت شدهاند.
یکی از مضمونهای اصلی در روایت این منابع، احساس عمیق خیانت از سوی جهان بیرون است. برای نمونه، وقتی دونالد ترامپ در ماه مارس گفت که حکومت ایران، پس از کشته شدن چند تن از رهبرانش، عملاً تغییر کرده است؛ در حالی که تمام ساختار این نظام همچنان پابرجاست.
مردی در دهه ۲۰ زندگی از شهری در مرکز ایران مینویسد: «وقتی ترامپ از “حکومتی جدید” در ایران حرف میزند، واقعاً خشمگین میشوم.» او یادآوری میکند که یکی از بالاترین مقامهای کنونی، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، همان فردی است که با جیدی ونس مذاکره کرده است. قالیباف که سابقه فرماندهی در سپاه پاسداران، ریاست پلیس و شهرداری تهران را دارد، از جمله در سرکوب مرگبار دانشجویان در سال ۱۹۹۹ نقش اصلی داشته است. او در ادامه مینویسد: «وقتی غرب با سپاه پاسداران وارد مذاکره میشود، فقط به منافع خودش فکر میکند و نادیده میگیرد که یک ملت کامل زیر سلطه یک دیکتاتوری بیرحم زندگی میکند.»
چندین تن از این منابع میگویند که بههیچوجه طرفدار جنگ نیستند، اما در عین حال هیچ راهحل دیگری هم نمیبینند. آنها وقتی میبینند افرادی در خارج از کشور، از جمله ایرانیان تبعیدی، به همین دلیل آنها را جنگطلب میدانند، خشمگین میشوند. چند نفر از آنها تأکید میکنند که گفتن این حرفها برای کسانی که بیرون نشستهاند آسان است.
«ما در تمام این سالها هر کاری که میشد را امتحان کردهایم، هر چیزی را که بتوان تصور کرد. ما فعالیت مدنی کردهایم، به خیابان آمدهایم، در انتخابات شرکت کردهایم به این امید که تغییری به وجود بیاید»، مردی در دهه ۴۰ زندگی از تهران مینویسد. او ادامه میدهد که دانشجویان، کارگران و بسیاری گروههای دیگر هم تلاش خود را کردهاند. این مرد با تأسف از کشته شدن غیرنظامیان در جنگ یاد میکند، «اما مطمئنم که این را نمیشود با تمام کشتارها و اعدامهایی که جمهوری اسلامی مرتکب شده مقایسه کرد».
«لعنت به ترامپ»
فردریک میتون میگوید: «ترس، سرخوردگی و ناامیدی در داخل کشور در این پیامها کاملاً محسوس است»، و ادامه میدهد:
«این فقط به نگاه مردم نسبت به حاکمیت ایران یا وعدههای توخالی و عملکرد آمریکا مربوط نمیشود، بلکه به تجربه انفعال جهان بیرون هم مربوط است. ایرانیان مدتهاست زیر فشار یک وضعیت اقتصادی هرچه سختتر رنج کشیدهاند، در ماه ژانویه هزاران نفر به دست حکومت کشته شدند، و حمله آمریکا و اسرائیل نیز رنج گستردهای ایجاد کرده است؛ آن هم در حالی که حکومت همزمان سرکوب خود را تشدید کرده است. احساس رهاشدگی و وانهاده شدن کاملاً قابلفهم است.»
زنی در دهه ۳۰ زندگی از جنوب ایران مینویسد که با اجرایی شدن آتشبس در ۸ آوریل، مردم حتی بیشتر ترسیدهاند و «احساس میکنند گروگان گرفته شدهاند». او ادامه میدهد: «دشمن بیرونی دستکم بیرونی است. اما با دشمن داخلی چه باید کرد؟ در برابر حکومتی که سلاحهایش را به سوی ما گرفته و این سرکوب کامل را به وجود آورده، ما چه میتوانیم بکنیم؟»
نسخه صیقلخوردهتر برای انتشار:
چندین منبع میگویند که بهسختی میتوان آنها را طرفدار جنگ دانست، اما در عین حال هیچ بدیل دیگری هم پیش چشم خود نمیبینند. به همین دلیل، وقتی افرادی در خارج از کشور ــ از جمله برخی ایرانیان تبعیدی ــ آنها را جنگطلب مینامند، بهشدت خشمگین میشوند. چندین نفر از آنها میگویند: برای کسانی که بیرون از این جهنم ایستادهاند، قضاوت کردن آسان است.
مردی در دهه ۴۰ زندگی از تهران مینویسد: «ما در تمام این سالها هر راهی را که میشد امتحان کردهایم؛ هر چیزی را که بتوان تصور کرد. فعالیت مدنی کردهایم، به خیابان آمدهایم، در انتخابات رأی دادهایم به امید تغییر.» او میافزاید که دانشجویان، کارگران و بسیاری از گروههای دیگر نیز تلاش خود را کردهاند. این مرد با ابراز تأسف از کشته شدن غیرنظامیان در جنگ مینویسد: «اما مطمئنم که این را نمیتوان با همه کشتارها و اعدامهایی که جمهوری اسلامی مرتکب شده مقایسه کرد.»
فردریک میتون میگوید ترس، ناامیدی و سرخوردگی در این پیامها کاملاً آشکار است. به گفته او، مسئله فقط نگاه مردم به حکومت ایران یا وعدههای توخالی و عملکرد آمریکا نیست، بلکه احساس انفعال و بیعملی جهان بیرون نیز در آن نقش دارد. او تأکید میکند که ایرانیان مدتهاست زیر فشار وضعیت اقتصادیِ روزبهروز وخیمتر رنج میکشند، هزاران نفر در ژانویه به دست حکومت کشته شدند، و حمله آمریکا و اسرائیل نیز رنج بزرگی به مردم تحمیل کرده است؛ آن هم در شرایطی که حکومت همزمان سرکوب را تشدید کرده. به گفته او، احساس رهاشدگی مردم کاملاً قابل درک است.
زنی در دهه ۳۰ زندگی از جنوب ایران مینویسد که با آغاز آتشبس در ۸ آوریل، ترس مردم حتی بیشتر شده و آنها «احساس میکنند گروگان گرفته شدهاند». او مینویسد: «دشمن بیرونی، دستکم، بیرونی است. اما با دشمن داخلی چه میشود کرد؟ در برابر حکومتی که اسلحهاش را به سوی ما گرفته و این سرکوب مطلق را برقرار کرده، ما چه کاری از دستمان برمیآید؟»
چندین نفر از عمیقترین سطح نومیدی و فروپاشی روحی سخن میگویند. زنی ۲۰ ساله در تهران نوشته است که اگر این رژیم سقوط نکند، دیگر نمیخواهد زنده بماند. مردی ۳۰ ساله از مرکز ایران نیز میگوید خواهر او هم در آن صورت دیگر هیچ معنایی برای زندگی نمیبیند و آتشبس، خانوادهاش را بهشدت مضطرب کرده است.
او نوشته است: «لعنت به ترامپ که به ما امیدهای دروغین داد.»
در جریان اعتراضهای گسترده ضدحکومتی در آغاز سال، دهها هزار نفر بازداشت شدند و گزارشها از ادامه اعدام منتقدان رژیم حکایت دارد؛ از جمله اعدام یک مرد ایرانی-سوئدی. کسانی که در تظاهرات شرکت کردهاند اما هنوز دستگیر نشدهاند، بیم آن دارند که اگر رژیم سرنگون نشود، دیر یا زود بازداشت و کشته شوند.
اقتصاد فاجعهبار، در کنار سرکوب، یکی از دلایل اصلی اعتراضهای گسترده حوالی آغاز سال بود. اما اکنون وضعیت از آن هم بدتر شده است. به گفته منابع، قیمتها سه، چهار، حتی پنج برابر شدهاند. چندین نفر از مردمی میگویند که کار خود را از دست میدهند، حقوقشان پرداخت نمیشود و فقط اجازه دارند هر بار مبالغ ناچیزی از بانک برداشت کنند. کسانی که زندگی و درآمدشان به اینترنت وابسته است، بیش از همه آسیب دیدهاند. این منابع همچنین از فرسایش و فروپاشی سازوکار جامعه خبر میدهند: مدرسهها تعطیل شدهاند، خدمات درمانی از کار افتاده، زندانیان به حال خود رها شدهاند و نهادهای دولتی عملاً از انجام وظایفشان بازماندهاند. با این همه، کنترل و سرکوب مردم همچنان در اولویت حکومت باقی مانده و با شدت ادامه دارد.
منبع:پژواک ایران