PEZHVAKEIRAN.COM «پسر شاه» در گفتگو با «بیلد»: رژیم در حال فروپاشی است؛ برای من اصلا مهم نیست خامنه‌ای زنده باشد یا بمیرد!
 

«پسر شاه» در گفتگو با «بیلد»: رژیم در حال فروپاشی است؛ برای من اصلا مهم نیست خامنه‌ای زنده باشد یا بمیرد!

- روزنامه آلمانی «بیلد» در حاشیه نشست «همکاری ملی برای نجات ایران» که شنبه ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ (چهارم امرداد) در مونیخ برگزار شد، با شاهزاده رضا پهلوی گفتگو کرده است. بخش‌های کوتاهی از این مصاحبه به صورت ویدئو با عناوین مختلف از جمله «برای من اصلا مهم نیست خامنه‌ای زنده باشد یا بمیرد» و «ایران به کره شمالی خاورمیانه تبدیل شده» و «آیا او می‌تواند رژیم ملاها را سرنگون کند؟» در «بیلد» منتشر شده که مواردی از آن در متن نوشتاری که در وبسایت این روزنامه منتشر شده، نیامده است.

- «بخش مهمی از استراتژی من برای دوران پس از این رژیم و  گذار،  پر کردن خلأیی است که وقتی ایجاد می‌شود که این رژیم دیگر وجود نداشته باشد.»
- «صریح بگویم، برایم مهم نیست که خامنه‌ای زنده باشد یا بمیرد. رژیم در حال فروپاشی است و مردم ایران این را فرصتی می‌بینند که مجاز نیستند آن را از دست بدهند. ما به عنوان ایرانی تمام تلاش خود را برای تحرک نیرو‌ها انجام می‌دهیم. با این حال، امیدواریم که اینبار باز هم جهان نگوید: «صبر کنید! ما باید یکجوری راه حل دیپلماتیک پیدا کنیم و اگر این راه به جایی نرسید،  دوباره به ایران حمله نظامی خواهیم کرد!»
- «من هشدار دادم که نباید منجر به درگیری شود، اما آنها بار دیگر مستقیماً از اعتقاد به دیپلماسی  به درگیری نظامی روی آوردند. من در تمام سال‌های قبل  و پیش از وقایع چند ماه گذشته، به آمریکایی‌ها، اروپایی‌ها و دیگران هشدار دادم که راه سومی وجود دارد و آن راه سوم کمک به مردم ایران است.»

چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴ برابر با ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۵

پل رونتزهایمر خبرنگار روزنامه آلمانی «بیلد» در حاشیه نشست «همکاری ملی برای نجات ایران» که شنبه ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ (چهارم امرداد) در مونیخ برگزار شد، با شاهزاده رضا پهلوی گفتگو کرده است. بخش‌های کوتاهی از این مصاحبه به صورت ویدئو با عناوین مختلف از جمله «برای من اصلا مهم نیست خامنه‌ای زنده باشد یا بمیرد» و «ایران به کره شمالی خاورمیانه تبدیل شده» و «آیا او می‌تواند رژیم ملاها را سرنگون کند؟» در «بیلد» منتشر شده که مواردی از آن در متن نوشتاری که ترجمه آن را در ادامه می‌خوانید نیامده است. ویدئوی کامل این مصاحبه به زبان انگلیسی در کانال یوتیوب «بیلد» منتشر شده است.

نشست «همکاری ملی برای نجات ایران» / مونیخ/ ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵/ ۴ امرداد ۱۴۰۴ / عکس از رسانه‌های اجتماعی شاهزاده رضا پهلوی

بیلد: در جریان بمباران [جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه جمهوری اسلامی] شما گفتید که مردم می‌بایست برای مخالفت با رژیم به خیابان‌ها بروند. اما ما آدم‌های زیادی را برای اعتراض در خیابان‌ها ندیدیم. آیا به این دلیل بود که رژیم هنوز بسیار قویست و مردم می‌ترسند؟ یا هنوز حمایت زیادی از رژیم وجود دارد که شما نمی‌بینید؟

رضا پهلوی: در طول عملیات نظامی و زمانی که به ایران حمله شد و مردم مجبور به ترک شهر شدند، نمی‌توان تصور کرد که تظاهرات خیابانی سازمانیافته بتواند در چنین شرایطی برگزار شود. اگرچه اکنون، تنها چند هفته بعد، دوباره شاهد اشکال مختلف اعتراضات هستیم که همچنان ادامه دارد. اخیراً، به دلیل کمبود آب، دوباره تظاهراتی در شمال ایران برگزار شد. من دریای کاسپین را به یاد دارم که یکی از پرآب‌ترین مناطق کشور ماست. و با این حال، حتی در این استان‌ هم کمبود آب وجود دارد. مردم روزانه با قطع برق مواجه هستند. جریان گاز قطع می‌شود؛ آنها حتی نمی‌توانند زندگی کنند، چه برسد به کار. و اینهمه خیلی وقت است که ادامه دارد.

بله، رژیم به شدت تضعیف شده  که خوب است زیرا شرایط برابر برای همه ایجاد می‌کند. و اکنون که شرایط بازی برای مردم منصفانه‌تر شده، فرصت‌های بیشتری برای تحرک و سازماندهی وجود خواهند داشت. دستگاه سرکوب رژیم به شدت تضعیف شده. این بدان معنا نیست که آنها به سرکوب ادامه نخواهند داد؛ آنها ادامه می‌دهند. اما این دلیل دیگریست تا مردم تشخیص دهند که این فرصتی است که نباید اجازه دهند از دست برود.

-از درون رژیم چه می‌شنوید؟ آیا افرادی را دارید که به شما بگویند واقعاً چه اتفاقی دارد می‌افتد؟

-بله؛ این  فقط  ما نیستیم که با آنها ارتباط برقرار می‌کنیم، بلکه توسط آنها نیز با ما تماس گرفته می‌شود. درخواست‌های زیادی دریافت کرده‌ایم و این داده‌ها در حال حاضر در حال تجزیه و تحلیل هستند تا بفهمیم کدام رده‌ها در ارتش، واحدهای شبه‌نظامی یا دستگاه اداری غیرنظامی با ما تماس می‌گیرند. به نظر من این مهم است زیرا فراتر از اقداماتی است  که خود مردم برای سازماندهی تظاهرات انجام می‌دهند. بخش مهمی از استراتژی من برای دوران پس از این رژیم و  گذار،  پر کردن خلأیی است که وقتی ایجاد می‌شود که این رژیم دیگر وجود نداشته باشد.

-چرا فکر می‌کنید شما فرد مناسبی برای متحد کردن اپوزیسیون در حال حاضر هستید؟ چون شما پسر شاه هستید که او نیز رهبر یک رژیم استبدادی بود و بسیاری از مردم همچنین در غرب هنوز به یاد دارند که در آن زمان چه اتفاقی افتاده است.

-خب، من فکر می‌کنم اسمی که در ایران فریاد زده می‌شود، جدا از پدربزرگ و پدرم، اسم من است و این اسمی است که آنها در حال حاضر روی دیوارهای ایران می‌نویسند. و اگر شما به این توجه کنید، باید دلیلی برای این باشد که چرا من و نه شخص ایکس.

-اما در آن زمان هنوز دموکراسی نبود. شما الان دارید درباره آزادی صحبت می‌کنید و…

-وقایع تاریخی آن زمان هرطور که ارزیابی شود، فکر می‌کنم مردم ایران امروز نقش حیاتی پدر و پدربزرگم را در بنای ایران مدرن تشخیص می‌دهند و اینکه آنها هر آنچیزی را به ایرانیان که زمانی از آنها برخوردار بودند دادند که  در این رژیم همه را از دست دادند. همه آزادی‌ها، حقوق زنان و موارد دیگر. آیا آن نظام بی‌نقص بود؟ نه،  نبود. اما امروز، مردم تشخیص می‌دهند که کشور در مسیر رفاه، پیشرفت و مدرنیته حرکت می‌کرد.

-اما افرادی هم هستند که به یاد می‌آورند که بستگانشان در زمان پدر شما در زندان بودند.

-آماری که مخالفان در آن زمان منتشر می‌کردند، بسیار اغراق‌آمیز بود. به همین دلیل است که امروز افرادی که به هیچ وجه طرفدار رژیم سابق نیستند نیز همه این جنبه‌ها را بررسی کرده‌اند. آنها مخالفان رژیم پدرم از جناح چپ، مارکسیست‌ها و مائوئیست‌ها بودند. و اگر به تحلیل‌ آنها نگاه کنید، تصویری بسیار متفاوت از آنچه به دست می‌آید که در آن زمان توسط اتحاد سرخ‌ و سیاه‌، متشکل از مارکسیست‌ها و اسلا‌مگرایان منتشر می‌شد؛ آنها تصویری از ایران ترسیم می‌کردند که بر بسیاری از مردم در جهان غرب تأثیر گذاشت.

-این فقط تصویری نیست که آنها ترسیم می‌کردند، منظورم این است که…

-به هر حال، مهم‌ترین نکته این است که من اینجا نیستم تا گذشته را نمایندگی کنم. من مسئول خودم هستم، دیدگاه خودم را دارم و به همین دلیل است که مردم به پیام من پاسخ می‌دهند.

-شما گفتید که سقوط رژیم می‌تواند به سرعت اتفاق بیفتد؛ با اینهمه من استدلال می‌کنم که این امر نیاز به یک پویایی ویژه دارد، چیزی که در داخل کشور اتفاق می‌افتد. چه اتفاقی باید بیفتد تا خیزش واقعاً رخ دهد؟

-من فکر می‌کنم بخشی از آن، یک مؤلفه خارجی است…

-مثلا؟

-فرض کنید تحریم‌های «اسنپ‌بک» اجرا شوند: این چقدر گزینه‌های رژیم را محدود می‌کند؟ اما اگر بُعد واقعی برای حداکثر حمایتی که من دائماً خواستار آن بوده‌ام وجود داشته باشد، آنوقت این حمایت چقدر می‌تواند بطور مستقیم بر توانمندی مردم برای دفاع بهتر از خود تأثیر می‌گذارد؟

-آیا چنین چیزی می‌تواند اتفاق بیفتد؟

-به همین دلیل است که می‌‌توان آن را بجای تأخیر، تسریع کرد.

-ما در مورد خامنه‌ای صحبت کردیم و اینکه او در  هفته‌ها، ماه‌ها یا سال آینده کشته شود. آیا این چیزیست که شما می‌توانید تصور کنید؟

-من این را به عنوان یک مشکل نمی‌بینم. حتی می‌تواند تأثیر مثبتی داشته باشد، زیرا رژیم به خاطر یافتن جانشین نیز حتی بی‌ثبات‌تر از قبل است. صریح بگویم، برایم مهم نیست که خامنه‌ای زنده باشد یا بمیرد. رژیم در حال فروپاشی است و مردم ایران این را فرصتی می‌بینند که مجاز نیستند آن را از دست بدهند. ما به عنوان ایرانی تمام تلاش خود را برای تحرک نیرو‌ها انجام می‌دهیم. با این حال، امیدواریم که اینبار باز هم جهان نگوید: «صبر کنید! ما باید یکجوری راه حل دیپلماتیک پیدا کنیم و اگر این راه به جایی نرسید،  دوباره به ایران حمله نظامی خواهیم کرد!»

-آیا برای شما مخالفان دردناک بود که در جریان حمله [جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه جمهوری اسلامی] در کنار اسرائیل و آمریکا بایستید؟ چرا که در ماه ژوئن، بسیاری از غیرنظامیان هم کشته شدند و مردم…

-ما اصلا مجبور نبودیم کنار یکطرف بایستیم. و یک چیز باید روشن باشد: من بارها هشدار داده‌ام که اگر آنها به سیاست مماشات با این رژیم ادامه بدهند، اگر همچنان باور داشته باشند که می‌توانند مشکل را از طریق مذاکره حل کنند، اگر همچنان به آزاد کردن منابع مالی که [رژیم] نباید به آنها دسترسی داشته باشد، ادامه دهند همانطور که در دولت بایدن اتفاق افتاد و بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار برای حمایت از نیروهای نیابتی آن مانند حزب‌الله و حماس به جیب رژیم سرازیر شد، نتیجه‌اش را خواهند دید. هفتم اکتبر تصادفی نبود بلکه نتیجه‌ی همین سیاست بود.

بنابراین ما با سناریویی روبرو هستیم که در آن برخی کشورها، مانند اسرائیل، باید گامی برای خنثی کردن مشکل بردارند. من هشدار دادم که نباید منجر به درگیری شود، اما آنها بار دیگر مستقیماً از اعتقاد به دیپلماسی  به درگیری نظامی روی آوردند. من در تمام سال‌های قبل  و پیش از وقایع چند ماه گذشته، به آمریکایی‌ها، اروپایی‌ها و دیگران هشدار دادم که راه سومی وجود دارد و آن راه سوم کمک به مردم ایران است.

-آیا اسرائیل ممکن است بتواند به سرنگونی این رژیم کمک کند؟

-بله، می‌تواند. آمریکا هم می‌تواند، اروپا هم می‌تواند. همه چیز به این بستگی دارد که آنها چگونه سیاست‌ها و استراتژی خود را دوباره بسنجند. این استراتژی دیگر نباید مبتنی بر مماشات و جستجو برای یک راه حل دیپلماتیک باشد.

 

منبع:کیهان لندن