دو رویکرد در دادگاه نوری جنایتکار
احمد رشیدی

در دو روز اخیر دادگاه نوری، من نیز مانند بسیاری از دوستان با احساس شعف از اولین پیروزی بزرگ مردم ایران که بعد از قیام خوزستان، و آمدن رییس‌جمهور قاتل برایم معنای مهمترین پیدا کرده است داشتم، و همچنین شخصاً دوست داشتم که در یک همبستگی ملی، این پیروزی بزرگ، سرفصلی برای اتحاد تمام ایرانیان خواهان سرنگونی و دادخواهی باشد و…
اما از طرفی دیگر تأسف از دیدن آنچه که دیروز و امروز شاهدش بودم، و هنوز برایم مانند هر ایرانی دیگری قابل فهم نیست که به چه دلیل یک گروه و تنها هواداران یک جریان سعی در مخدوش کردن این پیروزی دارند، و چه هدفی از عوض کردن متهم اصلی دادگاه را دنبال می کنند، و نهایتاً چه نفعی از آنرا خواهند برد؟
زیرا من شاهد هستم که افراد این جریان خاص، در تمامی زمان دادگاه ظاهراً با سازماندهی و توجیه مشخص که من نیز از قبل با این شیوه ها آشنا هستم، سعی در عکسبرداری و فیلمبرداری از دوستان ایرج مصداقی نظیر شاعر و ترانه سرای ارزشمند ایران خانم مینا اسدی و همه ما ...می کنند، و بارها متوجه عکس و فیلم گرفتن آنها از خودم و دیگر دوستان بوده ام، و اگر چه من تجربه ی کافی دارم که این کارها فقط نشان دهنده دست خالی طرف مقابل است، و چون حرفی برای گفتن ندارد، ظاهراً تلاش می کند که با تحریک دوستان مصداقی، موضوعی برای مطرح کردن خودشان در حاشیه ی دادگاه نوری پیدا کنند و خلاصه اینکه بقول آقای مصداقی حاشیه ها را بر اصل دادگاه و محاکمه نوری پر رنگ تر کنند، در حالیکه من فکر میکنم که حتی یک نادان هم می تواند لااقل این موضوع ساده را درک کند، که وقتی این کارها با هر توجیهی انجام می شود، چیزی جز کم رنگ کردن رژیم و دشمن مردم ایران و نوری جنایتکار نیست!. به همین دلیل من به کمیسیون های امنیت و فضایی و…این جماعت پیشنهاد میکنم که سر دوربین های عکسبرداری و فیلمبرداری خودشان را به سمت صف های خودشان بگیرند، زیرا حتی نه از موضع ضدیت، بلکه از موضع کمک به آنها می گویم، تا لااقل تیم های عارفانی ها، سعدونی ها و نعامی های پنهان آتی خودشان را سریعتر کشف کنند، تا افراد بیشتری در ارتباط با آنها در خارج کشور صدمات جبران ناپذیری متحمل نشوند…
من متاسفانه شاهد وقایع دیگری هم بودم، که بجای شادی و تمرکز برای محاکمه نوری جنایتکار، با فرهنگ چماقداری شعبان بی مخ و ….با فحاشی های چاله میدانی و توهین بی‌شرمانه به مادران افراد منتقد حاضر در صحنه نظیر مادر ج...، نهایتاً موفق شدند، یکی دو نفر را به واکنش بیندازند تا به خیال خودشان انعکاسی بگیرند و لابد اسمش را طبق معمول پیروزی بگذارند!، در حالیکه واقعاً شرم آور بود، و برعکس پیروزی نشانه شکست کامل این جریان حتی در زمینه ی اخلاق اجتماعی است، و سیاست پیشکش آنها باد!، البته بعنوان یک فرد مستقل که بخاطر دفاع از انسانیت و قتل عام شده ها، و مردم ایران در آنجا بوده و هستم، و بعنوان کسی که پرنسیپ های ایرانی خودم را دارم، واکنش‌هایی که با اخلاق اجتماعی ما همخوانی نداشت را نیز صریحا رد کرده و ضمن انتقاد خودم، از هر فردی که در صف ما از این نمونه نابردباری ها داشته باید از جمع دوستان ایرانی معذرت خواهی کند، و این نشان‌دهنده دو روش برخورد و مرزبندی‌های ما بوده و است، بخاطر اینکه ما با آنها متفاوت هستیم!.
از طرفی شاهد پرخاشگری و مشت نشان دادن به شخصیت های فرهیخته ای مانند مینا اسدی، آیرج مصداقی، آصغر سلیمی و ...بوده ام، و بیادم آمد که روزی روزگاری که من نوجوان و این جریان خودش را اپوزیسیون خمینی جنایتکار می دانست، در یکی از سخنرانی های معروف آن موقع در پاسخ به چماقداری های حزب بهشتی فریاد می زد که این مشت را به دهان مبارک خودتان بکوبید...و بنا به ضرب‌المثل در خانه اگر کس است یک حرف بس است!
با آرزوی موفقیت و پیروزی آقای مصداقی که پیروزی تمام ما و نوری است به چشم مادران خاوران و تمام مردم ایران، و خاریست به چشم رییسی و خامنه‌ای و تمام دشمنان مردم ایران!
 
احمد رشیدی
augusti 11
استکهلم/ مقابل دادگاه نوری

منبع:پژواک ایران