قاضی یا متهم، مسئله این است



در تاریخ جهان قضات بسیاری هستند که شهرتشان را بواسطه قضاوتهایشان بدست آورده اند. یکی از آنها قاضی محسنی اژه ای است. با این همه تفاوت اصلی او با تمام قضات مشهور جهان در تلاش چشمگیرش برای قربانی کردن و ذبح عدالت در برابر قدرت است. او که از پرورش دهندگان اصلی سعید مرتضوی معروف به " جلاد مطبوعات " است، نام خود را در این راه با همان ماجرای محاکمه کرباسچی شهردار تهران در دولت اول سید محمد خاتمی جاودانه ساخت. او در سال ۱۳۷۷ قاضی دادگاه محاکمه غلامحسین کرباسچی بود. مباحثات میان او و کرباسچی در جلسات علنی دادگاه که از صداوسیما پخش می‌گردید، چهره تمام نمای یک قاضی غیر مستقل را به رخ کشاند. قاضی که با حکم سنگین خود برای شهردار وقت تهران به سرعتی شگرف پله های ترقی را طی کرد. اژه ای همان کسی است که در کسوت رئیس دادگاه ویژه روحانیت، در جلسه هفتگی هیئت نظارت بر مطبوعات با عیسی سحرخیز نماینده مدیران مطبوعات دوران اصلاحات در این هیئت گلاویز شد و اقدام به پرتاب قندان به سوی او و سپس گاز گرفتن شانهٔ چپش نمود. ماجرایی که همچنان پرونده شکایتش مفتوح و هنوز به شکایت عیسی سحرخیزی که خود اینک در زندان اقتدارگرایان است، رسیدگی نشده است. اژه ای همان کسی است که اکبر گنجی پس از نوشتن کتاب‌های «تاریک‌خانه اشباح» و «عالی‌جناب سرخ‌پوش و عالی‌جنابان خاکستری» از وی به عنوان آمر قتل پیروز دوانی و قتل‌های زنجیره‌ای یاد کرده است. موضوعی که به تائید عبدالله نوری، وزیر کشور دولت نخست اصلاحات نیز رسیده است. امری که توسط عمادالدين باقي در جلد دوم کتاب تراژدي ‏دموکراسي در ايران نيز مورد تاييد قرار گرفته است.
متولد اژیه

غلامحسین محسنی اژه ای چنانکه از نامش پیداست متولد اژیه از توابع اصفهان است و سال تولدش را 1335 می دانند. در اصفهان مقدمات تحصيلات حوزوي ‏خود را آغاز کرد و براي تحصيلات عالي به قم آمد و در مدرسه حقاني مشغول به تحصيل شد. اژه اي تا پايان سطح ‏شش امروزي نزد اساتيد معروفي چون مطهري، قدوسي، مصباح يزدي و... درس خواند. پس از پايان سطح عالي، ‏چهار سال در درس "خارج" در حوزه علميه قم شرکت و از محضر اساتيد زمان خود نظير مصلحي اراکي، سيد حسن ‏طاهري خرم آبادي، محمدي گيلاني، محمد علي گرامي، احمد جنتي، انصاري شيرازي، خزعلي و... شرکت کرد. ‏
اژه اي از هم دوره اي هاي روح الله حسينيان، غلامحسين کرباسچي و مصطفي پورمحمدي در مدرسه حقاني است. وي ‏مانند بسياري از روحانيون، پس از انقلاب علاوه بر تحصيلات حوزوي، کارشناسي ارشد حقوق بين الملل خصوصي ‏را از دانشگاه آزاد تهران گرفت. آنچنان که مي گويند پيش از انقلاب فعاليت روشني نداشته و چون مرادش، مصباح ‏يزدي فعاليت هاي انقلابي خود را در خفا انجام مي داده است. گرچه به رسم روزگار مسئولين فعلي رژيم، همگي از ‏فعالين سياسي- مذهبي عليه رژيم شاه بوده اند. کسي نمي تواند خلاف آن را ثابت کند؟ محسنى اژه اى پس از انقلاب ‏بيش از چهارده سال سمت هاى متفاوت قضايى و اطلاعاتى را در اختيار داشته است.
او از معدود روحانیون نظام قضایی ایران است که تحصیلات غیر حوزوی هم دارد و مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته حقوق بین الملل خصوصی اخذ کرده و در سوابقش می توان ریاست انجمن اسلامی دانشجویان اروپا و آمریکا را نیز دید. با این همه تحصیلات حوزوی اش در حوزه علمیه قم در تا درس خارج هم ادامه داشته است. در سوابق کاری او می توان سمتهایی همچون ریاست گزینش وزارت اطلاعات در سالهای63 و 64 ، نمایندگی قوه قضائیه در وزارت اطلاعات از نیمه دوم سال64 تا سال 67 ، مسئول دادسرای امور اقتصادی تهران در سالهای68 و69، نمایندگی قوه قضائیه در سالهای70 تا 73 در وزارت اطلاعات و بعضی از حراستها، دادستانی ویژه روحانیت تهران از سال 74 تا 76 ، دادستانی کل ویژه روحانیت از سال77 تاکنون، ریاست مجتمع قضایی ویژه رسیدگی به جرائم کارکنان دولت از سال77 تا سال 81 ، حضور و فعالیت در شعب دادسرا و دادگاه بدوی و دادگاه تجدید نظر استان تهران و دیوانهای کشور و هیئت نظارت بر مطبوعات، وزیر اطلاعات، دادستانی کل کشور و بالاخره سخنگوی قوه قضائیه وجود دارند که همواره با مشی حمایت قاطع از اصولگرایان و مخالفت قاطع با اصلاح طلبان رفتار کرده است. با این همه اژه ای از جمله وزیران دولت نهم هم هست که علی رغم خدمات بی شائبه اش به دولت نهم و حمایت های بی دریغش از محمود احمدی نژاد بویژه در برهه انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم و حوادث پس از کودتا، پیش از به پایان رسیدن زمان قانونی دولت دهم توسط محمود احمدی نژاد و بصورت ناگهانی از کابینه اخراج شد.

ماجرای شنود

گرچه بسیاری از مراجع خبری اصولگرایان تلاش کردند تا اخراج ناگهانی اژه ای از دولت را به معاون اولی مشائی نسبت بدهند اما در ماههای اخیر برخی منابع خبری از برکناری اژه ای بواسطه شنود تلفنها و سخنان محصولی وزیر کشور دولت نهم در هنگام برپایی انتخابات توسط ماموران وزارت اطلاعات خبر داده اند. بر اساس اعلام " ندای سبز آزادی " در زمان برگزاری انتخابات دور دهم ریاست جمهوری در ایران برخی از کارشناسان وزارت اطلاعات بدون هماهنگی با مسئولین وزارت اطلاعات و افراد مافوق خود اقدام به شنود تلفن های وزیر کشور می نمایند. این تلفنها شامل تلفنهای مستقیم دفتر وزیر(صادق محصولی) و تلفنهای مستقیم معاون وزیر(دانشجو)و تعداد 35 تلفن همراه که به طور مخفیانه و محرمانه خریداری شده بود و وزیر کشور از آنها به همراه اطرافیان خود به شکل محرمانه استفاده می نمودند، می شود.
این کارشناسان اطلاعات با شنود تمام تلفن های مستقیم و کشف شماره تلفن های همراه خریداری شده و شنود آنها به اطلاعات بسیار مهم و ذیقیمتی دست یافته اند که کشف این اطلاعات منجر به برخورد احمدی نژاد با وزیر وقت اطلاعات و معاونین وزارت خانه و عزل آنها تحت عنوان بی عرضه گی و عدم اشراف و کنترل کارکنان و کارشناسان خود شد. در این تلفن های ضبط و شنود شده وزیر کشور(صادق محصولی)آمار آرای هر استان را برای استانداران می خواند. به طوری که بعضی از استانداران می گویند ما هنوز صندوق را دریافت و جمع آوری نکرده ایم. اما محصولی اعلام می کند آراء شما همین است که من قرائت می کنم.امروز تا اوایل شب آراء استان شما را تلویزیون اعلام می کند. شما هم داشته باشید و در مصاحبه ها همین را بگوئید.
با این همه هنوز و همچنان برکناری ناگهانی محسنی اژه ای بر مردم و ارباب جراید نامعلوم است و خیلی ها را عقیده بر آن است که کشف این راز می تواند حکم کلید حل معمای انتخاباتی و کودتای دولت دهم را داشته باشد.

یکبار دیگر در صدر اخبار

نام غلامحسین اژه ای این روزها اما نه بخاطر تقلب در انتخابات که به دلیل افشای یکی دیگر از دروغهایش بر سر زبانها افتاده و در صدر اخبار قرار گرفته است. و البته این بار این مصطفی تاج زاده است که نام او را بر سر زبانها انداخته است. ماجرا از جایی شروع شد که اژه ای در نخستین روز آذرماه سالجاری و درهیبت سخنگوی قوه قضائیه منکر هرگونه شکنجه و اذیت و آزار زندانیان سیاسی در بازداشتگاههای امنیتی شده بود و با رد موارد مطرح شده توسط عبدالله مومنی در نامه وی به آیت الله علی خامنه ای در خصوص شکنجه هایش و اظهارات بازجویانش گفت: " در مورد ادعاهاي بازجويان اين فرد نيز بايد گفت ما در بخش بازجويي به بازجويان گفته‌ايم كه بلوفي كه آنها مي‌زنند بايد بلوفي باشد كه متهم مطلع نشود كه اين ادعاي يك بازجو بلوف است و امكان ندارد يك بازجو به متهم بگويد كه قاضي پرونده تو هيچ كاره است و همه اختيارات پرونده تو با من است. " به دنبال این اظهارات عبدالله مومنی بار دیگر بر شکنجه هایی که در زندان اوین دیده تاکید کرد و در نامه ای نوشت: " مومنی در نامه خود همچنین با اشاره به شکنجه‌های دوران بازداشت، افزوده: "بار دیگر تایید می‌نمایم که کلیه مطالب مذکور در نامه سرگشاده‌ام درخصوص نحوه شکنجه فیزیکی و روانی وارده بدون سرسوزنی اغراق تشریح شده و تماما منطبق با واقعیت می‌باشد."
این اظهارات در حالی توسط مومنی مطرح می شد که پیش از آن نیز محمد نوری زاد در نامه ای به صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه پرده از شکنجه های قرون وسطایی رخ داده در زندان اوین بر سر خود، مومنی و دیگر زندانیان سیاسی خبر داده بود و نوشته بود: " خدایا، من از بزرگان امنیتی و قضایی خودمان می پرسم: چه شد که از ادامه ضرب و شتم عبدالله خسته شدید؟ او را بزنید. همچنان که زدید. با مشت و لگد. با کابل. یک نفره. و چند نقره. بله، او را بزنید و ناموسش را با تلخ ترین واژه هایی که بلدید، و با ناسزاهایی که مهارتش را دارید، دهان به دهان کنید. همچنان که ناگفته ای از چنته‌ی فحش های خود باقی نگذاردید. مجدداً سرش را در سطل مستراح سلول بازجویی فرو برید. او را به فروبردن چوبی که نجاران از به ‌در آوردنش عاجز بمانند، تهدید و تحقیر کنید. شما را به خدا اجازه ندهید نعره‌ی بازجوها، آنگاه که عبدالله را وحشیانه می زنند و فحشش می دهند، یکدم به خاموشی گراید. "
و حالا سید مصطفی تاج زاده، دلیرانه بار دیگر دروغی دیگر از محسنی اژه ای را که باید دادستان مضلومان باشد را به رخ خلایق می کشد و در آخرین ملاقات کابینی اش می گوید: " روز چهل و ششم بازداشتم که هیأتی از طرف آقای شاهرودی رئیس قوه قضائیه وقت و آن هم براثر فشارهای بیرونی بر این قوه برای پاسخ گویی به منظور سرکشی به وضعیت ما به زندان آمد، موارد فحاشی و ضرب و شتم و غیره را گزارش دادم. هم چنین روز شصتم هم در دیداری که آقای بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس باز هم براثر فشار خانواده ام برای پاسخ گویی در مورد وضعیت من در اتاق آقای مرتضوی صورت گرفت، برخلاف میل دادستان وقت و در حضور او گزارش دادم که سه جلسه مورد ضرب و شتم و توهین و فحاشی قرار گرفته ام. و نیز با توجه به این که اطلاع دارم علاوه بر من آقایان صفایی فراهانی، سلیمانی، عرب سرخی، زیدآبادی، سحرخیز، حمزه کرمی، عبدالله مؤمنی، مهدی محمودیان و دیگر عزیزان مورد شکنجه و آزار واقع شده اند، متعجبانه می خواهم بدانم آقای اژه ای برچه مبنایی همه این موارد را تکذیب کرده است و اساساً مصادیق شکنجه از نظر ایشان چه هست؟ البته مسئولیت آقای اژه ای «دادستانی» است در حالی که خود «متهم» است زیرا اولاً آقای مرتضوی را که متهم ردیف اول جنایت کهریزک و شهادت دست کم ۴ نفر از جوانان پاک این مرزوبوم است و هم چنین متهم ردیف اول پرونده دکتر زهرا کاظمی است، برای معاونت خود انتخاب کرده است و ثانیا او خود پس از انتخابات و در زمام وقوع اقدامات غیرقانونی در زندان ها، مدتی وزیر اطلاعات بوده و بسیاری از شکنجه ها در زمان وزارت ایشان رخ داده است. و اینک باید معلوم شود که کدام شکنجه ها در بند ۲۰۹ که در اختیار وزارت اطلاعات است، در زمان وزارت آقای اژه ای و کدام شکنجه ها در زمان مسئولیت آقای احمدی نژاد و سرپرستی اش بر این وزارت خانه انجام شده است؟ "

قاضی نه برای عدالت

در دوره تصدي اژه ای در وزارت اطلاعات توسط فلاحيان، ‏اژه اي و پورمحمدي، دست کم هشتاد نويسنده دگرانديش کشته و يا محبوس شدند. کساني که فضاي سياسي بين سالهاي ‏‏68 تا 76 را به ياد دارند بر اين تحليل صحه مي گذارند، که اين دوران با طرح هاي مختلفي که توسط معاونت امنيت ‏معروف وقت "سعيد اسلامي" به موقع اجرا در مي آمد، از تيره ترين روزهاي تاريخ ايران معاصر براي فعالين ‏اجتماعي و سياسي است. اعدام هاي سياسي، پروژه سگ کشي و محرم، فشار به هنرمندان و نويسندگان، بازجويي از ‏مشاهير در هتل لاله و استقلال، قتل هاي سياسي در داخل و خارج، ربودن و به تبع آن مرگ ناگهاني مشاهير علي ‏الخصوص نويسندگان، از جمله اتفاقات بد آن ايام است که در خاطره ها حک شده است. اما محک سيستم اطلاعات و ‏امنيت ايران، روشنفکران و علي الخصوص قشر قلم به دست نيست، آنچنان که خودشان مي گويند وزارت اطلاعات ‏حتي براي اعضاي دفتر رهبري نيز پرونده دارد.
محسني اژه اي اولين مقام رسمي است که خبر از تعطيلي روزنامه توس در سال 1377 داد‏. وي محسن کديور را به دليل سخنراني هايش در خصوص علت قتل هاي زنجيره اي به تشويش اذهان عمومي و به دليل ‏برخي مصاحبه ها که کديور نظام جمهوري اسلامي را شبيه حکومت پهلوي ارزيابي کرده بود به تبليغ عليه نظام متهم ‏کرد و به يک سال و نيم زندان محکوم کرد. پس از آنکه روزنامه "سلام" در روز 15 تيرماه، نامه اي از سعيد امامي ‏منتشر کرد، اژه اي طي يک روز روزنامه را که مديرمسئولش شخصيت بانفوذ روحاني يعني موسوي خوئيني ها بود، ‏توقيف کرد و چند هفته پس از آن، نيز او را به جرم توهين به مامور دولت، نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي ‏محکوم کرد. به اين ترتيب چراغ نشريه قدرتمند چپ مذهبي براي هميشه خاموش شد. در آبان سال 78، دادگاه ويژه ‏روحانيت با هدايت اژه اي، عبدالله نوري وزير سابق کشور ومديرمسئول روزنامه "خرداد" را به اين جرم که روزنامه ‏اش مقالاتي را براي بدنام کردن نظام واشاعه اکاذيب وتبليغ عليه دولت منتشر کرده است به پنج سال زندان محکوم ‏کرد. اين مقالات مرتبط با ماجراي آيت الله منتظري و حصر خانه وي بودند. زمان برگزاري دادگاه عبدالله نوري در سال 78، وي سعي به توضيح ادعاي خود در مورد ارتباط محسني اژه اي و ‏پرونده قتل پيروز دواني کرد، که با ممانعت دادگاه مواجه شد. يکي از طراحان شکايت و البته دادستان دادگاه محسني ‏اژه اي بود.
اژه ای همچنين در خردادماه سال 1377 ‏رياست دادگاه همکلاس سابق خود و شهردار سابق تهران يعني غلامحسين کرباسچي را به عهده داشت. گرچه ‏کرباسچي به جرايم مختلفي از قبيل سوء استفاده از نفوذ شغلي، متهم شده بود، اما واقعيت اين بود که وي به عنوان ‏شهردارتهران نقش فعالي در پيکار انتخاباتي رياست جمهوري براي سيد محمد خاتمي در سال 1376 داشت. دادگاه ‏کرباسچي را به سه سال زندان و محروميت از داشتن سمت دولتي تا ده سال محروم کرد. ‏

این روزها بار دیگر نام غلامحسین اژه ای بر سر زبانها افتاده است. روحانی جاه طلب 54 ساله ای که بدون شک نامش در تاریخ این سرزمین در کنار کسانی چون صادق خلخالی، سعید مرتضوی، اسدالله لاجوردی و ... قرار گرفت. مردی که برای سرکوب اصلاح طلبان از هیچ عملی، دریغ نمی ورزد و معتقد است که سیاست مشت آهنین، بهترین گزینه برای سرجا نشاندن مخالفان و منتقدان جمهوری اسلامی است. جمله ای هست که می گوید: " برای به شهرت رسیدن و جاودانه شدن حتمن نباید خوب بود. با بدی و قتل خوبی هم می توان جاودانه شد. " شاید محسنی اژه ای نیز یکی از جاودانگان تاریک تاریخ قضاوت و عدالت ایران زمین باش و زمانش که برسد قربانی بازی بزرگان خواهد شد.


منبع: ندای سبز آزادی



پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶ 
 ۲۷ ژوئیه ۲۰۱۷