دروغ تکراري؛ لباس شخصی ها درد دين دارند:از سلاخان آدمکش تا روح الله حسينيان و ده نمکی...
 

دروغ تکراري؛ لباس شخصی ها درد دين دارند:از سلاخان آدمکش تا روح الله حسينيان و ده نمکی...

يــــــکم :

“ مسلمانان شاهد باشيد و روز قيامت پيش جدم شهادت بدهيد که من در راه دين اول کسی هستم که چشم مشروطه طلبان را بيرون آوردم “ .

اين عبارت منسوب به پسر سيد نقيب است ، يکی از اوباشی که در سرکوب انقلاب مشروطه فعال بود .

روزنامه ی حبل المتين چاپ دهلی نو ؛ هنگامی که گزارش کشته شدن يک نفر را در روز ۲۵ آذز ۱۲۸۶ در ميدان توپخانه نقل می کند ، اين عبارت را گزارش کرده است و ادامه داده است “ و بعد با کارد چشم آن جوان را کند …»

اکنون که يک قرن از انقلاب مشروطه گذشته است و تاريخ ، پرده از نقش دربار در تحريک و تامين اوباش برای سرکوب جنبش مشروطه برداشته است ، می توان در خصوص ادعای پسر سيد نقيب قضاوت کرد و می توان شهادت داد که « درآوردن چشم مشروطه طلبان » تا چه اندازه در راه دين بوده و تا چه حد به آئين مسلمانی وفادار بوده است ؟

از قضاوت تاريخ بايد عبرت گرفت . برای آن که بدانيم تا چه حد از اين قضاوت تاريخی عبرت گرفته ايم و از تکرار آن پرهيز کرده ايم ، به اين عبارت که نود سال بعد تکرار شده است دقت کنيد :

“ اينان افرادی متدين و دارای انگيزه های مذهبی هستند که مرتدان و ناصبی ها را به قتل رسانده اند.“

اين عبارت را روح الله حسينيان در روز ۲۱ دی ماه ۱۳۷۷ در برنامه ی چراغ در دفاع از متهمان قتل های زنجيره ای گفته است . او هم اکنون زنده است و از کسانی است که هنوز هم به قاتل بودن خود افتخار می کند و هر روز هم از « درآوردن چشم فتنه ی سبز » می گويد.

از خودمان بپرسيم : براستی ، برای قضاوت در تدين و انگيزه های مذهبی « اين افراد » بايد ۹۰ سال ديگر هم صبر کرد ؟ آيا هنوز هم لازم است به اين دروغ تکراری و تاريخی و اين نامسلمانی ، نامی از دين و مسلمانی برد و مهم تر از همه آيا از قضاوت تاريخ عبرتی گرفته ايم ؟

دوم :

۲۶مرداد ۱۳۷۸ ، شورايعالی امنيت ملی گزارش مفصلی را در خصوص نقش حوادث کوی دانشگاه تهران منتشر کرد . در اين گزارش با درج چند نقطه (… ) به يکی ار اعضای گروههای فشار اشاره شده است که دارای سوابق متعدد بوده و در ماجرای درگيری با دوتن از وزاری دولت اصلاحات هم حضور داشته است.

بر اساس مستندات و شواهد اين فرد مسعود ده نمکی است. همراهی مسعود ده نمکی با گروه های فشار در دهه ی هفتاد مشهور خاص و عام است و البته خود ده نمکی هم اين همراهی را انکار نمی کند و البته بنا به يک رسم تاريخی ، او هم انگيزه ی خود را همان دين و مسلمانی و دفاع از ارزش ها و چه بسا کار فرهنگی می خواند.

ده نمکی در دهه ی هشتاد انگيزه های خود را در فيلم های ميليارد تومانی اخراجی ها پی گرفت . فيلمی که يکی از بازيگران اصلی و شايد هم بازيگردان اصلی آن ، همان کسی بود که در سال ۱۳۷۴ حرکات موزون او با يک لباس زنانه ، انگيزه ی ده نمکی و يارانش برای حمله به سينما قدس شد و ايفای تکليف دينی و امر به معروف و نهی از منکر توسط ده نمکی و موتورسوران همراهش ، به سقط جنين يک زن بار دار منجر شد . مسعود ده نمکی تاکنون به نقش خود در هيچ کدام از ماجراهای مشهور اعتراف نکرده است و هم چنان با انگيزه دينی و به نام دين و مسلمانی به فعاليت های شبهه فرهنگی مشغول است.

اگرچه نقطه چين های گزارش شورای عالی امنيت ملی ، شاهدی تاريخی بر شهامت و صداقت مسعود ده نمکی است اما برای آن که به ميزان صداقت و شهامت مسعود ده نمکی بهتر پی ببريد ، چند جمله ای را از او در مصاحبه با روزنامه ی « صاحب قلم » يادآوری می کنيم ، به خصوص آنجا که به شباهت منطق شجاعت خود با صدام حسين اشاره می کند:

“ من آنقدر شجاعتش را دارم که اگر در حادثه بودم می گفتم. من در دانشگاه نبودم تازه خيلی از کارها را که ديگران از زير آن فرار می کنند را ما به عهده می گيريم و به شوخی گفتم: اگر ما آن شب بوديم که نمی گذاشتيم سه شبانه روز طول بکشد، همان شب اول غائله را تمام می کرديم …در زمان صدام رفته بودم عراق، يکی از اعضای حزب بعث از من پرسيد در ايران چه خبر شده بود، شنيده ام که دانشگاه ها معترض شده اند. من هم برايش شرح دادم. و او گفت اگر اين حادثه در عراق انجام می گرفت صدام دستور می داد کل دانشگاه را با هواپيما نابود کنند و ماجرا تمام می شد ! “

ســـــــــوم :

مرور تاريخی رفتارهای گروههای فشار، حتی اگر موجب عبرت نشود، اين حسن را دارد که ماهيت واقعی آنان را افشا کند و نشان دهد جامه ای که از تارو پود دين و مقدسات برای خود بافته اند، توهمی بيش نيست و حقيقت آن است که پادشاه عريان است.
 
مهستی شیرازی

منبع:کلمه


فهرست مطالب  در سایت پژواک ایران