خیزش مردم، سقوط هواپیما، سرنگونی حکومت اسلامی
جلال ایجادی

 
پس از چهل سال استبداد جنایتبار و پروپاگاند اسلامی، پس از چهل سال فساد و تخریب نیروهای انسانی و ویرانگری محیط زیست ایران، پس از چهل سال دروغ و توطئه و سرکوب و عوامفریبی شیعه گری، مردم با خیزش های تازه و پی در پی، رژیم آیت الله ها را بستوه درآورده اند. زیر فشار مبارزه و شعارهای سیاسی و برانداز مردم و در شرایط تحریم های بیسابقه جهانی، قدرت دینی و مجموعه دستگاه حاکمه به لرزه درآمده است. کشتار مردم توسط جمهوری اسلامی ادامه دارد و مبارزه ملت ایران برای آزادی ادامه دارد.
تعداد 176 نفر در سقوط هواپیما، 80 نفر در تابوت گردانی قاسم سلیمانی و 1500 نفر از مبارزان در خیزش های آبان ماه، نمونه هایی از نابود شدن انسانها در این حکومت اسلامی است. جان انسان بزرگترین ارزش در جامعه جهانی است و تمام منشورها و سیاست ها و فلسفه های مترقی بر این پایه مورد سنجش قرارمی گیرند. این انسان و جانی آدمی است که منشا تمام تحولات در تاریخ میباشد و احترام به آن سنگ محک دنیای ماست. قابل احترام ترین رژیم ها در جهان حکومتی است که به جان انسان و سلامت انسان و آزادی انسان احترام می گذارد. رژیم های تبهکار مانند رژیم هیتلر و استالین و خامنه ای به انسان اهمیت نمی دهند. هیتلر انسان ها را به کوره آدم سوزی می ریخت، استالین انسان ها در سیبری نابود میکرد و پل پوت انسانها را قتل عام کرد. جمهوری اسلامی در چهل سال اخیر انسانها را با چوبه دار و تیرباران و نیز در اقدامهای نظامی و بسیج ایدئولوژیکی و توطئه گری و بی لیاقتی های متعدد کشتار می کند.
سراسر ایران تبدیل به قتلگاه شده است. کشتار مردم همیشه با تبلیغات دروغ همراه است تا مردم در نادانی باقی بمانند. مزدوران حکومتی 1500 نفر را در خیابانها کشتند و انواع تهمت ها را ساختند و هیچگونه اقدام برای شفاف سازی و اعلام کشته ها و هویت آنها صورت نگرفت، در مراسم بدرقه جسد قاسم سلیمانی تروریست ده ها نفر کشته شدند و هیچ توضیحی داده نشد. حکومت از همان ابتدا می دانست که هواپیمای مسافری بری در عملیات سپاه پاسداران سقوط کرد ولی سکوت کرد و دروغ گفت و مراسم تابوت گردانی برای فریب برگزار نمود و زیر فشار مجبور به اعتراف شد. دروغ ادامه دارد زیرا سپاه اعلام نموده که تنها یک نفر مقصر سقوط بوده است. رژیم توطئه گر است و حتا چه بسا سقوط هواپیما عمدی بوده است. مگر آخوندها و مذهبی ها سینما رکس را آتش نزدند؟ سامان دادن سقوط هواپیما برای ایجاد اغتشاش ذهنی و محکوم کردن «بیگانه» هدف رژیم است. بی لیاقتی قطعی رژیم فاسد و توطئه از پیش ساخته، توضیح دهنده سقوط هواپیما و قتل 176 انسان است. موشکهای نظامی براساس یک سلسله مراتب نظامی رهبری میشوند حال چگونه است که فقط یک نظامی ساده مسئول این جنایت بوده است؟ در واقع مسئول همه کشتارها آیت الله خامنه ای و کل حکومت است. بنا به قانون جمهوری اسلامی، فرمانده کل قوا خامنه ای است و سپاه پاسداران زیر نظر او عمل میکند. بهرحال انتظار نداشته باشیم که حکومت اسلامی خود را تصحیح کند و واقعیت را بگوید، انتظار نداشته باشیم که کشتار نکند و حافظ جان انسانها باشد. یک رژیم آخوندی تبهکار با ایدئولوژی قرآنی و کارخانه جعلسازی شیعه، در ذات خود چنین است. قاسم سلیمانی یک سردار جنایتکار بود و برای سیاست استعماری و تروریستی آخوندها نظامی گری میکرد و امروز اطلاعات دقیقی راجع به چرایی مرگ او وجود ندارد و شاید این قتل با توافق خامنه ای بوده است تا راه برای پسرش بازتر گردد. تاریخ سخن خواهد گفت.
 
 
آیت الله خمینی از همان فردای انقلاب مرتجعانه 57 صدور انقلاب اسلامی را اعلام کرد. او که به ایدئولوژی قرآنی و شیعه وابسته خواهان استقرار جهانی بود که در آن تمدن و دمکراسی و آزادی بی معناست. جهانی که همه بنده الله هستند و پیامبر اسلام و علی و فاطمه الگوی آن میباشند. جهانی ترسناک و خشونتبار که بطور قطع با مدرنیته وداع کرده است. کشته شدن قاسم سلیمانی در امتداد چنین خطی معنا پیدا میکند. چهل سال پیش جمهوری اسلامی حزب الله لبنان را بوجود آورد و سپس بر نیمی از لبنان کنترل پیدا کرد و سپس مداخله و حضور مستشاران و نظامیان رژیم در سوریه و ایجاد گروههای تروریستی فاطمیون، حضور پرقدرت رژیم در عراق و ایجاد شبکه های نظامی و غیرنظامی حشدالشعبی، کنترل حوثی ها در یمن، شبکه های شیعه و نظامی در بحرین و افغانستان و پاکستان، حمایت مالی از اسلامیست های فلسطینی و نیز شبکه های زیرزمینی در خاورمیانه و آفریقا و اروپا و غیره، بیانگر وجود یک زیربنای نظامی و جاسوسی برای گسترش نفوذ حکومت آیت الله ها در خاورمیانه است. سپاه قدس و قاسم سلیمانی نیروی محوری این سیاست استعماری بوده و بعلاوه سازمانده بسیاری از قتل های سیاسی در خارج کشور میباشند. این استراتژی هدف تامین بقای رژیم و سلطه گری آن را تعقیب می کند. سیاست خارجی رژیم همیشه تشنج آمیز و بحران زا و تروریستی بوده است. عدم ثبات منطقه نتیجه جنگ آمریکا درعراق و بخصوص نتیجه خرابکاری سیستماتیک چهل ساله جمهوری اسلامی است. کشتن قاسم سلیمانی جزیی از کشمکش متقابل ایران و امریکاست همانگونه که حمله به سفارت آمریکا در بغداد توسط حشدالشعبی انعکاسی از این درگیری است.
مقصر اصلی جمهوری اسلامی است زیرا خصومت علیه اسرائیل و حمله به عربستان و کشتن برخی آمریکایی ها و ادامه سیاست موشکی و ادامه مخفیانه فعالیت اتمی، همه دلایل وجود سیاست توطئه آمیز و مخرب حکومت آخوندها و پاسداران است. سیاست خارجی رژیم هرگز مطابق منافع و مصالح ملی کشور ما نیست، این سیاست در خدمت منافع شیعه گری ارتجاعی و سیطره جوئی آخوندهای حریص است. همین حکومت در داخل سرکوبگر و فاسد است و در خارج تروریست و بحران آفرین میباشد. سقوط این رژیم بهترین راه حل برای ایران و برای منطقه است. بجای طرحهای بزرگ اقتصادی و فرهنگی و اکولوژیکی در منطقه، امروز کشورما در جنگ و جدال مشغول است. مسئول این وضع کیست؟ هرسال حداقل بیش از ۵‚١۶ میلیارد دلار برای سوریه و عراق و لبنان خرج میشود. هزینهحشد الشعبی با ١۴۰ هزار نیروی نظامی و غیرنظامی و از آن میان حداقل ١۰۰ هزار شیعه عراقی تحت نفوذ سپاه قدس، توسط ایران پرداخت میشود. این هزینه های سنگین در زمانی پرداخت میگیرد که دو سوم مردم ایران در فقر و فقرمطلق هستند. روشن است که آزادی و دمکراسی محصول مبارزه مردم ما و نیروهای دمکراتیک آنست. روشن است که ما هرگز به سیاست خارجی کشورها دل نمی بندیم. ولی سکوت کامل دولت های اروپایی مانند فرانسه و آلمان، از نظر حقوق بین الملی یک خطای بزرگ نابخشودنی است.
 
بنابراین این رژیم دینی اصلاح پذیر نیست، هرچه سریعتر این رژیم باید واژگون شود و میزان این سرعت به گسترش مبارزه مردمی و سامانیافتگی طیف های دمکرات و سکولار جامعه بستگی دارد. بحران داخلی رژیم زیاد است و تشدید فشار بین المللی این بحران را برنده و تند کرده است. این وضعیت بحرانی برای تغییر مناسب است.
یکم، باید مبارزه علیه حکومت قطعی باشد، باید تمام عافیت طلبی اصلاح طلبان و نیروهای حامی رژیم را خنثی کرد و باید فکر تغییر کل حکومت دینی را در میان جامعه برد. مردم بیشماری کاملن اعتماد خود را به این حکومت از دست داده اند و شعارهای کنونی آنها بروشنی سرنگونی حکومت را مطرح می کند. ابهامی نیست حکومت دینی از صحنه روزگار تاریخ ما باید محو گردد. برخلاف محمود دولت آبادی و احسان شریعتی و عبدالکریم سروش که ما را به سوگواری برای قاسم سلیمانی تروریست فرا میخوانند، ما خواهان باطل نمودن قطعی همه جمهوری اسلامی بوده و قاسم سلیمانی را در کشتار ایرانیان و بیدادگری در ایران شریک دانسته و او را عضوی از باند جنایتکاران حاکم میدانیم. عبدالکریم سروش که در سرکوب و خونریزی دانشجویان و اساتید دانشگاه دست داشته در مورد سلیمانی نوشته است: « درود و رحمت و رضوان حق بر روان آن دلاور باد که از چشمه عشق وضو ساخت و بر دو عالم چارتکبیر زد و راست ‌قامت ایستاد و چشم خود بربست و چشم ما گشاد». این ستایش سروش از دشمن آزادی مردم ایران، یکبار دیگر نشان دهنده همدستی نواندیشان و اصلاح طلبان با نظام اسلامی است.
دوم، روشنفکران لائیک و ناباور و اندیشه ورزان مستقل از احزاب سیاسی به کار روشنگرانه خود بشیوه ای کوشا باید ادامه دهند. نقد قرآن و اسلام و خرافه توده و امامزاده پرستی و ایدئولوژی شهادت طلبی، در خدمت سلامت فکری در جامعه است و در نهایت به تقویت سکولاریسم در جامعه می انجامد. تلاش نظری هرگز نباید متوقف شود و این امر در تناقض با فعالیت و برنامه سیاسیون سکولار نیست. این روشنفکران فقط به کار پژوهشی نمی پردازند و فقط نظاره گر عرصه سیاست نیستند. آنها پشتیبان مردم مبارز در ایران هستند و حامیان استوار سیاسیون دمکراتیک باید باشند. آنها بیطرف نیستند فقط دارای شیوه عمل گوناگون می باشند. روشنفکران باید بدون ملاحظات سیاسی به تولید فکری بپردازند و کار فکری و فلسفی و جامعه شناسانه و فرهنگی و نظریه پردازی را جانانه ادامه دهند. سیاسیون برای اهداف سیاسی و متناسب با تناسب قوای سیاسی، دارای تاکتیک و پراگماتیسم بوده بدون اینکه هدف استقرار قدرت سکولار و دمکراسی فراموش شود. ولی روشنفکران بطور عمده بشکل دیگری عمل میکنند. آندره مالرو در چارچوب سیاست دوگل، وزیر فرهنگ بود، لوک فری فیلسوف فرانسه برای یک دوره کوتاه وزیر دولت فرانسه بود و «واتسلاف هاول» نویسنده رئیس جمهور چکسلواکی و سپس کشور چک شد. البته این واقعیتی است که بیشتر روشنفکران از قدرت سیاسی فاصله داشته اند. این فاصله گاه نوعی «بیطرفی» بوده است ولی در بسیاری از موارد جانبدار و متعهدانه بوده است. در ایران، ما روشنفکران نمی توانیم نسبت به رژیم مستبد تبهکار دینی بیطرف باشیم. عملکرد روشنفکر بموازات عملکرد سیاسیون دمکراتیک باید انجام گیرد. جامعه ایران بطور عمیق نیازمند کار فرهنگی در نقد اسلام است و آسیب های ناشی از استبداد دینی و آموزه های ویرانگر قرآنی و شیعه، عقلانیت را ضربه زده و هیجان عاطفی دینی را در ذهن و روان مستقر نموده است. به همین دلیل کار نقد فرهنگ اسلامی بدون حسابگری سیاسی و با آزادی کامل باید به پیش برود.
سوم، نیروها و جریانها و حزب ها و سازمان ها و شخصیت های سیاسی دمکرات و سکولار و آزادیخواه باید با سرعت در کنار هم قرار گیرند. امروز اختلاف نظرهای فرعی و تفاوتهای شخصیتی مانع نزدیکی آنهاست. آنها باید مصالح ملی و بزرگ مردم را مورد توجه قرار دهند. امروز زمان نشان دادن برتری های شخصی نیست بلکه زمان خدمتگزاری مشترک برای سرنگونی جمهوری اسلامی است. همه این نیروها و شخصیت های دمکرات و سکولار در ایران و خارج که دلشان برای ایران می تپد باید بهم نزدیک شوند چون دارای پروژه سیاسی براندازی قدرت حاکمه هستند و میخواهند مدیریت سیاسی را بدست گیرند. فداکاری ها و شجاعت مردم در ایران باید سیاسیون را به تحرک عملی بکشاند و اتحاد آنها را هموار نماید. این اتحاد، «همه با هم» خمینی نیست بلکه ائتلاف خودمختارانه بر پایه حداقل مشترک برای نجات ایران است. این نیروها برای ایجاد حکومت سکولار، برپایی دمکراسی، پاسداری از حقوق بشر، حفظ محیط زیست و نگهبانی از سرزمین ایران، می توانند وحدت سیاسی داشته باشند.
جلال ایجادی
جامعه شناس دانشگاه فرانسه
 
+
رای دهید
-

منبع:پژواک ایران


جلال ایجادی

فهرست مطالب جلال ایجادی در سایت پژواک ایران 

*عبدالکریم سروش مانند آیت الله‌ها خرافه پرست است [2020 Apr] 
*روان‌پریشی آیت‌الله خامنه‌ای، جن قرآنی، قدرت سیاسی در جامعه دینی [2020 Mar] 
*کرونا، مدیریت، دین و دگرگونی ساختاری جهان [2020 Mar] 
*مدیریت علمی کرونا و جادوگری اسلامی [2020 Mar] 
*چهار آسیب: استبداد، اسلام، کرونا، آلودگی هوا [2020 Mar] 
*قرآن و شیعه گری، ویرانگر عقل [2020 Feb] 
*خیزش مردم، سقوط هواپیما، سرنگونی حکومت اسلامی [2020 Jan] 
*آیا رژیم اسلامی در آستانه سقوط است؟ [2019 Nov] 
*ملت ایران و اشتباه قومگرایان [2019 Oct] 
* چپ‌های «اسلاموفیل»، مدافع اسلام [2019 Feb] 
*قرآن: سوره الفاتحه، فرهنگ خشونت [2019 Jan] 
* با قرآن چه باید کرد؟  [2018 Sep] 
*فارسی، نه زبان تحمیلی بلکه زبان وحدت ملی [2018 Jul] 
*سادیسم و مازوخیسم در اسلام و شیعه‌گری [2018 Jul] 
*فلسفه هنر و جامعه شناسی هنر برای جنبش فرهنگی [2018 Jun] 
*در زیر سایه شاه، خمینیسم رشد کرد [2018 May] 
* واژگونی رژیم، تجزیه ایران نیست [2018 May] 
*«اسلاموفیل»‌های ایرانی کیستند؟  [2018 May] 
*بیانیه ۱۶ اصلاح طلب دروغگو [2018 Jan] 
*ایران اتحاد اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان علیه مردم [2018 Jan] 
*انفجار اجتماعی برای عدالت و آزادی [2018 Jan] 
*فلسفه در ایران و سقوط اسلامی [2017 Nov] 
*اسلام، دین استعماری و توتالیتاریسم [2017 Aug] 
*پوپولیسم، روان‌پریشی در سیاست و کرنش روشنفکری چپ [2017 May] 
*راهپیمایی ماه مه، نقش سندیکاها در فرانسه [2017 May] 
*قرآن، مبلغ پیام تورات [2017 Jan] 
*آلودگی هوا و ریزگردها و مسئولیت سیاسیون و روشنفکران [2016 Dec] 
*مرگ کاسترو مستبد و درمانگی فکری چپ ایرانی [2016 Dec] 
*ترورهای اسلامی در پاریس و منشا خشونت [2016 Nov] 
*تکنولوژی اینترنتی و تغییر هویت و اومانیسم در جامعه [2016 Nov] 
*جامعه‌شناسی سیاسی اپوزیسیون ایران و عربستان [2016 Sep] 
*قرآن همان تورات است [2016 Sep] 
*آدونیس، اسلام و تراژدی نیندیشیدن [2016 Aug] 
*جامعه ترس و نقش تروریسم اسلامی [2016 Jul] 
*پیامبر اسلام، میان تاریخ، دروغ و اسطوره (بخش دوم) [2016 Jul] 
*پیامبر اسلام، میان تاریخ و اسطوره (بخش یکم) [2016 Jul] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته‌ای تاریخی التقاطی (بخش هفتم) [2016 Jun] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته ای تاریخی التقاطی (بخش ششم) [2016 Jun] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته‌ای تاریخی التقاطی (بخش پنجم) [2016 May] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته ای تاریخی التقاطی (بخش چهارم) [2016 May] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته‌ای تاریخی التقاطی (بخش سوم) [2016 Apr] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته ای تاریخی التقاطی (بخش دوم)٬ [2016 Apr] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته ای تاریخی التقاطی (بخش یکم) [2016 Apr] 
*خداناباوری و آتئیسم در حکومت الهی [2016 Feb] 
*کفرگویی و نقد علمی قرآن یک ضرورت است [2016 Feb] 
*آقایان اشکوری و سروش، شما در باره اسلام شناخت علمی ندارید (بخش اول) [2015 Dec] 
*داعش، اسلام و آقای یوسفی اشکوری [2015 Nov] 
*پاریس، تروریسم اسلامی و دمکراسی زخمی [2015 Nov] 
*فاجعه زيست‌بومی: آيا سد گتوند را بايد خراب کرد؟ [2015 Jun] 
*نوانديشان دينی، نقش سودمند يا زيان‌آور؟ علی شريعتی (بخش سوم) [2015 May] 
*نوانديشان دينی، نقش سودمند يا زيان‌آور - آل‌احمد (بخش دوم) [2015 May] 
*نوانديشان دينی، نقش سودمند يا زيان‌آور؟ (بخش يکم) [2015 Apr] 
*مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان (بخش هشتم) [2015 Mar] 
*مذهب شیعه، ریشه ازخود بیگانگی ایرانیان (بخش هفتم) [2015 Mar] 
*مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان (بخش ششم) [2015 Feb] 
*مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان (بخش پنجم) [2015 Jan] 
*تروريسم اسلامی و کشتار هنرمندان در پاريس [2015 Jan] 
*مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان (بخش چهارم) [2014 Dec] 
*مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان (بخش سوم) [2014 Dec] 
*مذهب شیعه، ریشه ازخود بیگانگی ایرانیان (بخش دوم) [2014 Nov] 
*جامعه شناسی شهری اکولوژيکی تهران [2014 Oct] 
*خدمت روشنفکران به اسلام و خيانت به آزادانديشی [2014 Oct] 
*غرب دوست ما و اسلام ضد ما [2014 Aug] 
*حوادث مرگبار و بيماری‌های شغلی در بنگاه‌های توليدی ايران [2014 Jul] 
*پیوند آقای سروش و استبداد خمینی [2014 Jun] 
*الگوی اقتصادی ايران منشاء ويرانگری زيست محيطی [2014 May] 
*چپ ايران در بن‌بست‌ها و عقب‌ماندگی فکری [2014 Apr] 
*فلسفه امانوئل لویناس و توتالیتاریسم اسلام [2014 Apr] 
*سوگند زيباکلام به موی محمد بن عبدالله و سرسپردگی روشنفکری [2014 Apr] 
*ایران، آلوده ترین هوا در جهان [2014 Apr] 
*محیط زیست ایران در سالی که گذشت، ویرانگری بیشتر [2014 Mar] 
*جمهوری اسلامی با بنزین سمی ایرانیان را کشت  [2014 Mar] 
*ناکارآئی سیاست بهداشت و اوج گیری بیماریها در ایران [2014 Jan] 
*مرگ هامون، پيمان‌شکنی افغانستان و بی‌لياقتی جمهوری اسلامی [2014 Jan] 
*جنایت علیه بشریت، جنایت زیست محیطی در ایران [2013 Dec] 
*برندگان مذاکرات اتمی ژنو [2013 Nov] 
*استراتژی آمريکا، فرانسه و جمهوری اسلامی در مذاکرات اتمی ژنو [2013 Nov] 
*زلزله در بوشهر و خطر انفجار نیروگاه اتمی [2013 Oct] 
*سدسازی در ایران، فساد دولتی وتخریب  [2013 Oct] 
*اسلام برای اسارت زنان  [2013 Oct] 
*سدسازی در ایران، فساد دولتی و تخریب [2013 Sep] 
*ویرانگری زیست محیطی و سیاست اتمی ایران  [2011 Dec] 
*نقد اسلام آزاد است [2011 Dec] 
*همسوئی فمینیسم و اکولوژی سیاسی  [2010 Jul] 
*ویرانگری زیست محیطی در ایران توسط رژیم جمهوری اسلامی  [2010 Jan] 
*«آزادی، استقلال، جمهوری ایرانی!» [2009 Aug]