ما شریکان دزد و رفیقان قافله ایم!
منیژه حبشی

همیشه شنیده ایم که هر جامعه ای لایق همان حکومتی است که دارد، اما برای خودمان باور نداشته ایم.
همیشه از عرب و ترک و افغان و… خود را برتر دانسته ایم ولی خود را هرگز نژادپرست ندانسته ایم!
خود را دموکرات خوانده و هوادار دموکراسی دانسته ایم ولی حتی در نزدیک ترین حلقه ارتباطی مان هرگز به نظر همراهمان احترامی نداشته و نظر خود را برتر و برحق دانسته ایم.
ادعاهایمان زمین و زمان را پر کرده ولی در پایه ای ترین مبانی اتحاد برای مبارزه با پلیدترین و جنایتکارترین حکومت جهان، قادر به ایستادن در کنار هم نبوده ایم.
فریاد آزادی خواهی مان گوش فلک را کر کرده، ولی در هیچ یک از سازمانها و گروههای سیاسی مان نه تنها از آزادیخواهی نشانی نداشته ایم، بلکه حتی دست به کشتار یکدیگر زده ایم.
شعارهای مبارز بودن و دادخواهی مان از بیداد حاکمان فراگیر است، اما هرکه در این راه کوشیده با انواع و اقسام ترفندها تلاش در سنگ اندازی در راه او و متوقف کردن او بهر طریق ممکن داشته ایم.
حتی اگر کس یا کسانی در این معرکۀ ابتذال گوششان بدهکار اراجیف مان نبود و براه خود کوشیدند و جنایتکاری چون حمید نوری را به دادگاه کشاندند، بر آنها تهمت ها و ناسزاهایمان خواهد بارید و شرم نخواهیم کرد!
ترس بر وجودمان مستولی شده و هر که را شهامت سخن گفتن مانده به راحتی با انگِ "از خودشان است" میآزاریم و تا جانش از دست نرفته، همانند  محمد نوری زاد که در آستانه از دست رفتن است، با شک و تردید ها و اینکه اگر از خودشان نیست چرا او را نکشته اند، منتظر مرگش میمانیم. صد البته بعد از مرگ، او را ستایش خواهیم کرد!
خود را "پیشگام" و " چپِ پیشرو" و  "معتقد به فلسفه علمی" و آگاه به مبارزه طبقاتی و ضد "امپریالیست" و "استعمار" و "استثمار" که در کتابها خوانده ایم می نامیم و یار رژیمی که از قعر 1400 سال پیش برآمده شده ایم و در سیاستهای ارتجاعی حکومت بنام مبارزه ضد امپریالیستی، همصدایش می شویم.
اکثرمان در چهل سال و اندی حکومت این تفاله های تاریخ، دچار رخوت و بی عملی بوده و جز شعار های گاه و بیگاه در جمع دوستان و خانواده برای خودارضائی، قدمی واقعی و موثر برنداشته ایم، اما هر آنکه دچار این رخوت نبوده و تلاش و حرکت داشته را بر نمی تابیم. زیرا او آینه ایست که بی عملی ما را می نمایاند، پس شکستن آینه را روا می داریم.
هرکدام که تحصیلی کرده ایم به ناروا خود را "روشنفکر" می نامیم و برای یافتن معنای روشنفکر نیز به خود زحمت نمی دهیم و به سبب همین ناآگاهی ما، رژیم آخوندی تمام سیاست های خود را براحتی برما اعمال میکند و ما را به سازش می رقصاند و می رقصیم.
میگوئیم به برابری زن و مرد ایمان داریم ولی مبارزه زنان برای آزادیهای انسانی اولیه شان را به سوسول های مرفه بی درد نسبت می دهیم! البته در برابر سرکوبشان بوسیله مزدوران رژیم، حتما سعی میکنیم تا با تلفن دستی مان فیلم بگیریم که از غافلۀ تمدن عقب نمانیم!
 
از آخوندهای حاکم ابراز انزجار می کنیم اما از همان فرهنگ کثیف جنسیتی آنان که بر زندگی و زبان و عمل مان حاکم شده استفاده می کنیم. اگر بخواهیم که ببینیم کافیست نگاهی به دنیای مجازی و نظر دادن های انزجار آور و مملو از فحاشی های جنسی بیندازیم که تحصیل کرده و عامی، چه مردان و حتی خود زنان در این لجنزار یکسان گرفتارند.
 
بر انقلاب کرده های چهل سال پیش با تمام محدودیت هائی که در آگاهی یابی  و دستیابی به اطلاعات وجود داشت انتقاد می باریم و آنان را مسبب بدبختی های خود می نامیم، ولی خود به موسوی و کروبی که شعارشان احیای "دوران طلائی امام" جنایتکار و دهه خونین 60 است رای میدهیم. همان امام دجالی که به حکمش، 4000 نفر اسیر در زندان را به مسلخ بردند. تازه بعد از آن سرکوبِ 88 باز هم به روحانی که در تمام دوران این حکومت ضد بشری، عنصر امنیتی رژیم بوده "رای" می دهیم و هرچند به روشنی می شنویم که می گویند :" مهم نیست به کی رای میدهید، فقط بیایید و رای بدهید" ، یعنی تنور انتخابات ما را گرم کنید که بعد ما در مذاکرات خود را نماینده ایران بنامیم، باز هم میرویم و رای میدهیم و انگشت رنگی خود را هم به علامت افتخار به معرض تماشا می گذاریم
از خفقان حاکم ناراضی هستیم ولی اگر "عَرَق و وَرَق و هائیده" مان براه باشد، بر تخریب سرنوشت و آینده فرزندانمان و سرزمینمان و امکان زیست مردمانمان براحتی چشم فرو می بندیم.
از حکومت مذهب و دین و بُکن و نَکن هایش به تنگ آمده، یا به خارج از کشور پناه برده ایم و یا در حسرت آن آزادی ها در ایران مانده ایم، اما در عاشورا و تاسوعا و محرم و صفرش حتما شرکت می کنیم و شله زرد و سفره نذری را هم از یاد نمی بریم! اربعینش که دیگر جای خود دارد و چند صد هزار نفری همراه رژیم می شویم!
فریاد مان از وجود داعش های سنی بر آسمان میرود و آنان را مظهر ارتجاع و جنایتکاری مینامیم ولی به داعشیان شیعه حاکم بر خودمان چشم بسته ایم. همان داعشی که سرو دست و پا میبرد و شلاق میزند و از کوه به پائین پرت میکند و ما تمامی این جنایت ها را در کشور خودمان که تحت لوای قانون مکتوب هم دارد اجرا می شود نمی بینیم و قاسم سلیمانیِ تبهکار و خونریز و جنایتکار را سردار ملی می نامیم و به عزایش می نشینیم!
به ساز رژیم در ترساندن از کشتار مردم بوسیله داعش می رقصیم و به یک جمع و تفریق ساده در ذهنمان هم میدان نمی دهیم که این رژیم در طی سه روز، در اعتراض مسالمت آمیز مردم به جان آمده بیش از 1500 تن را با تیر مستقیم می کشد و 7000 تن را به زندان می اندازد و عزاداری بر عزیزانمان را هم ممنوع می کند، خانواده قربانیان را هم  به اسارت میگیرد، در همان حال برای بدرک واصل شدن جنایتکار محبوب رهبر، مراسم عظیمی میگیرد و جنازه را شهر به شهر میبرد و 60-50 نفری هم در ازدحام کشته می شوند! صدقه سر رهبر و قاسم سلیمانیش!
هواپیمای مسافربری را با 176 تن سرنگون و همه را می کشد، با اتوبوسهای اسقاطی اش مستمرا بیست تا سی تائی از مردم را در هر سفری می کشد و با عدم رسیدگی به جاده ها و عدم آموزش لازم به مردم برای جلوگیری از تصادفات و رانندگی مطابق قواعد، فقط در سال نود و هفت، 28 هزار کشته در جاده ها که به معنای داشتن حدود 600 هزار مجروح و معلول است بروی دست مان می گذارد و باز ما به جان قاسم سلیمانی و مبارزه ادعائی او با داعش دعا میکنیم!
 
فکر می کنم ما مردم ایران با دگردیسی فرهنگی این چند دهه مان، بعد از سقوط اینها، تازه مبارزه مان آغاز میشود تا با رسوبات فرهنگی و مذهبی و دوروئی ها و دروغگوئی ها و ناراستی های رسوب کرده در خود مبارزه کنیم.
 
بیایید زندگی در خطرِ مرگِ زندانیان در اعتصاب غذا را فراموش نکنیم. بیایید در حد توان خود صدایشان باشیم.
منیژه حبشی
جمعه 20 دی 1398 - 10 ژانويه 2020
 
 
 
 

منبع:پژواک ایران


منیژه حبشی

فهرست مطالب منیژه حبشی در سایت پژواک ایران 

*ما شریکان دزد و رفیقان قافله ایم!  [2020 Jan] 
*پیشگامان مبارزات چپ ایران را چه شده است؟  [2019 Nov] 
*چرخه معیوب خشونت و قربانیان آن  [2019 Aug] 
*کودکان کار و حقوق نادیده گرفته شده آنها [2019 May] 
*مصادیق متضاد یک ماده قانون در حکومت اسلامی! «زین حسن تا آن حسن صد گز رسن» [2019 Feb] 
*پاشنه آشیل حکومت و دِینِ تاریخیِ اکثریت عظیمی ازمردانِ ایران [2018 Oct] 
*آیا مردمی با فرهنگِ مشابه یک حکومت، توانائی ساقط کردن آن را دارند؟ [2016 Sep] 
*نوری بر تاریکسرای رهبری مسعود رجوی بر مجاهدین خلق [2016 Apr] 
*در سوگ مردی مبارز و نمونه ای شگرف از عشق به زندگی و آزادی [2016 Jan] 
*نگاهی به تراژدی شيلر و سرنوشت ساير منتقدين رهبر و مردم فريبی علی مطهری! [2015 Dec] 
*رنگِ خونِ ما ، حکومت ایران و اصلاح طلبان آن  [2015 Nov] 
*شادی ضحاک غالب و مغلوب: « بميريد بميريد وزين مرگ نترسيد » ... [2015 Nov] 
*یادمانهای روزگار سپری شده نسلی سوخته (۱۰) [2015 Oct] 
*یادمانهای روزگار سپری شده نسلی سوخته(۹) [2015 Oct] 
*پرسشی و پاسخی؛ «آیا حقیقت نصفه نیمه، حقیقت است؟» [2015 Sep] 
*یادمانهای روزگار سپری شده نسلی سوخته (۸)-کوچ به عراق [2015 Sep] 
*و سرانجام دیوارِ سکوتِ رازِ دولتیِ نسل کشیِ سال ۶۷ ترک برداشت. [2015 Sep] 
*یادمانهایی از روزگار سپری شده نسلی سوخته (۷) [2015 Sep] 
*روزگار سپری شده نسلی سوخته (۶) [2015 Aug] 
*روزگار سپری شده نسلی سوخته-بخش پنجم [2015 Aug] 
*«عكس واره‌ای از فروغ جاويدان مجاهدين خلق» [2015 Jul] 
*یادمانهایی از روزگار سپری شده نسلی سوخته؛ بخش چهارم: کشف راه جدید برای بردن غیرقانونی افراد به فرانسه ! [2015 Jul] 
*یادمانهایی از روزگار سپری شده نسلی سوخته-3 [2015 Jul] 
*زندگی مخفی که به ما تحمیل شد، هرچند که چریک نبودیم! [2015 Jun] 
*۳۰ خرداد و آغاز مبارزه مسلحانه يک ضرورت و يا يک اشتباه مهلک؟ [2015 Jun] 
*محکوم کردن جنایت پاریس توسط ایران، همزمان با صدور حکم اعدام سهیل عربی به اتهام «سب نبی» [2015 Jan] 
*شهادتی کوتاه در مورد مواضع سعید شاهسوندی در مصاحبه با همنشین بهار [2014 Nov] 
*توقف جنایات هولناک اسیدپاشی های اخیر، دم خروس ادعای حکومتی نبودن این جنایات [2014 Oct] 
*آنرا که خانه نئین است، بازی نه اینست... [2014 Jul] 
*شادمانی عمیق من از لگدپراکنی و کتک کاری اردوغان و مشاورش در پاسخ به معترضین! [2014 May] 
*نور افکنی تابیده بر یکی از اصلی ترین دلایل شکست جنبش مردم در سال 88  [2014 Mar] 
*آقای رجوی مرگ مجاهدین در لیبرتی فقط بار مسئولیت خونهای به هدر داه تان را میافزاید [2013 Nov] 
*چند نکته در مورد نامه آقای ریحانی خطاب به آقای ایرج مصداقی [2013 Oct] 
*رهبری مجاهدین خلق و رها شدن اعضاء بی دفاع در اردوگاههای مرگ [2013 Sep]