بیانیه جبهه ملّی ایران- واشنگتن در ارتباط با رویداهای چند روز اخیر ایران

جبهه ملّی ایران- واشنگتن تکرار سرکوب و کشتاروحشیانه مردم را به سبب اعتراض مسالمت آمیز به افزایش ناروا و ناگهانی بهای بنزین با شدید ترین لحن ممکن  محکوم می کند

استبداد واپس گرا و سفاک مذهبی که از چهاردهه پیش با خشن ترین شیوه های سرکوب و کشتار و توسل به انواع فریبکاری ها بر کشور ما حکومت می کند، باردیگر درنده خویی ونابردباری شرم آور خود را در برابر اعتراضات  مسالمت آمیز مردم میهنمان به افزایش ناروا و ناگهانی بهای بنزین به معرض نمایش گذاشت. آگاهان انگیزه اصلی این تصمصم را مکیدن آخرین پس اندازهای مردم برای تأمین بودجه ماجراجویی های آقای خامنه ای در کشورهای همجوار وادامه کمک به گروههای ترور توصیف کرده اند. سیاست های جهان ستیزانه ونابخردانه نظام حاکم که از فکر بیمار، عقب مانده و متوهم رهبر این نظام ضد ملّی و ضد ایرانی نشأت می گیرد در سه دهه حکومت خودکامه او ضربات هولناکی بر پبکر فرهنگ و اقتصاد کشور وارد ساخته، به  فقر و فحشا و فساد فراگیر دامن زده و از میان رفتن بخش بزرگی از ارزش پول ملّی، انزوای شدید ایرا ن از خانواده ملتها، محروم ماندن کشور از دسترسی به فن آوری های پیشرفته و توقف صدور نفت و فرآورده های غیرنفتی ایران را از مجاری عادی به خارج موجب شده است. از این ها گذشته، رفتارهای ناهنکار کارگذاران استبداد مذهبی در چهار گوشه گیتی که با موازین پذیرفته شده بین المللی در تضاد کامل قرار دارد به نام و اعتبارجهانی ایران آسیب های جبران ناپذیر وارد ساخته وگذرنامه ایرانی را که به مهر چنین نظام بدنامی ممهور است مانند پول آن به ورق پاره ای بی ارزش و مایه شرم و سرشکستگی تبدیل کرده است. دستار بندانی که با ادعای زهد و پاکدامنی، بی اعتنایی به جذابیت دنیوی و با قول صریح به رعایت حقوق بنیانی مردم بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر آنها را را فریفتند و بر اسب قدرت سوار شدند، در مدت فرمانروایی ننگینشان مسابقه بیسابقه ای از چپاول و اختلاس و دست درازی به خصوصی ترین حریم شهروندان به راه انداخته اند.  البته بخشی از  مشکلات اقتصادی امروز ایران علاوه بر بی تدبیری و جهان ستیزی دستار بندان حاکم، از عهد شکنی و بی اعتنایی خیره  سرانه دونالد ترامپ رئیس جمهوری کنونی آمریکا به تعهدات دولت پیشین این کشور نیز ناشی شده است. او به یک عهدنامه بین المللی که پنج قدرت جهانی دیگر هم طرف آن هستند با گستاخی تمام پشت پا زد و مردم ایران را که پس از امضای توافق هسته ای 2015 امیوار بودند از زیر بار تحریم های کمر شکن بیرون آیند و اندکی احساس آسودگی کنند، به عنوان وسیله ای برای تضعیف نظام حاکم، باردیگر در معرض سنگین ترین تحریم ها قرار داد. با این همه، اقدام غیر مسئولانه رئیس جمهوری آمریکا از علی خامنه ای پیشوای مطلق العنان دستار بندان حاکم که سالیان دراز دستیابی به سلاح هسته ای را برای مصونیت بخشیدن به حیات زیانبار جمهوری اسلامی دنبال می کرد سلب مسؤلیت نمی کند. او در این راه ناصواب نه تنها میلیاردها دلار از ثروت کشور را که می توانست صرف گسترش آبادانی و رفاه و بهزیستی مردم شود به هدر داد، بلکه سبب شد تا مردم ایران  در معرض بدترین تحریم ها و سخت ترین  فشارهای معیشتی قرار گیرند.  خامنه ای تنها هنگامی که تحریم های همه جانبه جهانی راه تنفس را بر حکمرانی خودکامه او اوتنگ کرد، پنهانی به گفتگوهای هسته ای که بعد از دو سال سرانجام به توافق معروف به برجام انجامید رضایت داد. در آن مقطع برای نخستین بار طیّ چند دهه گذشته در آمریکا اختیار کار به عهده رئیس جمهوری قرار گرفته بود که می خواست با ایران کنار آید و راه خروج آن را از انزوای بین المللی هموار سازد. اگر خامنه ای از کمترین شعور کشور داری برخوردار بود و کمترین علاقه ای به رفاه و بهزیستی مردم ایران داشت می بایست در زمان تصدی چنان رئیس جمهوری با اغتنام از فرصت برای پایان بخشیدن به دیگر اختلافات رژیم با آمریکا با سرعت اقدام کند تا وقت کافی برای گذشتن توافق های انجام شده از تصویب کنگره آمریکا وجود داشته باشد، به نحوی که رئیس جمهوری بعدی نتواند آنگونه که در مورد برجام دیدیم توافق های انجام شده را به آسانی زیر پا بگذارد. ولی خامنه ای درست در جهت مخالف این مسیر گام برداشت. او از فردای امضای توافق برجام رجزخوانی های مصروعه ضد آمریکایی خود را از سر گرفت و حتی برای خوشایند مشتریان متحجر وافراط گرای داخلی خود از حمله به شخص باراک اوباما، رئیس جمهوری پیشین آمریکا که نقش اساس در امکان پذیر ساختن آن توافق ایفا کرد، برای خوشایند مشتریان متحجر وافراط گرای داخلی خود دریغ نورزید. سرسپردگان ومزدوران رهبر بی درنگ با  اشاره او باردیگر انتقاد های شریرانه خود را از برجام آغاز و حتی ابلهانه از شکست حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری 2016 و روی کار آمدن دونالد ترامپ استقبال کردند. میزان کودنی و تحجّر فکری آنها و رهبرشان به درجه ای است که هنوز ممکن است به عمق اشتباه خود در تعقیب چنان رفتار نا بخردانه ای پی نبرده باشند.

کوتاه سخن آنکه با چنین سیاستهای سفیهانه و خالی از صلاح ومنطقی که رهبر متوهم و خودکامه جمهوری اسلامی طراح اصلی آنها بوده اکثریت قاطع مردم ایران هر روز  از روز پیشین فقیرتر و بینواتر، منزوی تر از دنیای آزاد و دچار محدودیتها و فشارهای سنگینتری شده اند. بر عکس، دستاربندان حاکم  و زاد و رود و کارگذاران سر به فرمان آنها در سایه غارت ثروت ملّی و اختلاس های نجومی به جاه جلالی که خوابش را هم نمی دیدند رسیده اند.  اکنون که با سد شدن راه صدور نفت در آمدی وارد خزانه دولت نمی شود و بویژه علی خامنه ای نمی تواند به حاتم بخشی های خود از کیسه ملّت ایران به بشّار اسد و حزب الله و حشد الشعبی و ... ادامه دهد، فکر نبوغ آسایی به خاطرش رسیده و آنهم افزایش نامعقول بهای بنزین در چنین شرایط وحشتناک اقتصادی است که کارد مردم را به استخوانشان رسانده است. 

رویدادهای چند روز اخیر یکباردیگر اصلاح ناپذیر بودن نظام کنونی حاکم بر کشور و بیگانگی کامل آن را از مردم ما و منافع آنها به گونه ای روشن تر از همیشه به معرض نمایش گذاشته است. آنچه که بی تردید می توان گفت این که پایه های قدرت استبداد قرون وسطایی ولایت فقیه که تا کنون با دامن زدن به جنگ و توسل به زور و ارعاب و آدم کشی و بگیر و ببند خود را سرپا نگهداشته به طرز محسوسی سست شده است، ولی اشتهای نظام فقاهتی به کشتار و سرکوب و بریدن نفس های دگراندیشان، چنانکه در رویدادهای چند روز گذشته شاهد بوده ایم به هیچ روی کاهش نیافته است. با این همه، هرگونه حرکت مؤثری در جهت خلع این دستگاه دوزخی از قدرت باید از درون صورت پذیرد. کار گروه های سیاسی میهن دوست برون مرزی و نه آنها که حمله یک قدرت خارجی را به سرزمنن نیاکانی خود تشویق می کنند و یا به دروغ ادعای رهبری جنبش های برانداز داخلی را دارند، به روشنگری و آگاهی رسانی درست و نیز جلب حمایت افکار عمومی درسطح جهانی از مبارزات برحق هم میهنان ما در داخل کشور محدود می شود تا از این طریق به مردمی که درون مرزهای ایران در صحنه عملی پیکار با این نظام فاسد و ستمگر و جنایت پیشه حضور دارند به طور روز افزونی انرژی و توان مثبت  داده شود که سرانجام به کوتاه کردن شرّ این حکومت ویرانگر از سر خود و کشور با سود جستن از فرسودگی درونی آن توفیق یابند. بی شک این پیکاری است دراز مدت که به بسیاری عوامل و از جمله پدید آمدن شرایط مساعد بین المللی بستگی دارد.

 

نوامبر 2019.   

 

منبع:پژواک ایران