پرنده و باد
محمود طوقی

 

پرنده و باد

۱

ماه که بیاید

زنجره ها آوای شبانه شان را

در نقره مهتاب می شویند

 

باید آدمی عشق های گمشده اش را

در حریر مهتاب بجوید

باید آدمی

خیال های خام اش را

در دهان پرنده گان بی قرار رها کند

باید آدمی

تابوت های شکسته را

به آب های سرکش وعاصی بسپارد

۲

بیا از خواب باغ ها وآینه ها عبور کنیم

و از گوزن های زخمی

شمار قزاقان گرسنه را بگیریم

 

بزودی بارانی خواهدبارید

و خون گوزن های جوان را بدریا خواهد برد

۳

من خوشباوری آسمان و

بی خیالی زمین را

به حساب جهالت های آدمی گذاشته ام

 

ما می پنداشتیم

در پس هر رویای شبانه ای

طلوع سبز ستاره ایست

 

ما از ردا و کتاب های ناخوانده قدیسان

شفای عاجل  این خلق بی شمار را

در پچپچه های شبانه مان تحریر می کردیم

 

۴

من چه می دانستم

بارانی که از شمال زمین می آید

زهر هلاهل است

وگمراهی آدمی

از این باور ها و رویاهای شبانه است

۵

من بدنبال ستاره دنباله دار بودم

من از آسمان تنها

باران سحر گاهی را می فهمیدم

برای من زمین زیستگاه زردشت بود

من در جُلجُتای زمین به دیدار مردی رفتم که مبشر مهربانی بود

ومی خواستم بدانم

آخرین هجای مردی که بر صلیب می میرد

از خواب کدام ستاره وآینه می گذرد

 

۶

از روزهای پر هیاهو که گذشتیم

انوش گفت:

آخرین هجای شهیدان

یعنی پنجره های باز به روی دریا

رقص پروانه ها در کنار شمعدانی ها

 

مهرداد اما می گفت:

بی شک

مردمان این حوالی می دانند

ستاره دنباله دار

از خواب کدام پنجره گذشته است

باید نشان دریا را

از کلمات خیس گرسنگان این حوالی فهمید

 

۷

من اما از کجا می دانستم

آب این چشمه

هیچ آهوی تشنه ای را سیراب نخواهد کرد

و پایان این راه پُر ابهام

آسمان های ممنوع  و

دهان های بسته خواهد بود

۸

آه.اگر پنجره ای گشوده بود

واگر سهم ما از تاریخ

سرهاو نیزه ها نبود

ما راز آب های آبی را

از ترانه های ملاحان می فهمیدیم

 

۹

من از کجا می دانستم

پایان این هزاره

بوی کافور و آه مردگان است

 

وه. که خیال آدمی

جهالت آدمی را صد چندان می کند

 

۱۰

مردی که از نا کجای جهان آمده بود

ونام خودرااز یاد برده بود

روزگاری در زیر تنها ترین پنجره جهان

ترانه ای زیبا می خواند

با واژه هایی از جنس بلور و ابریشم

و از پشت پنجره های تاریک

خیال دختران سیاه چشم را

بر کاشی های معرق حوض خانه جهان

نقشی کبود می زد

۱۱

من به انوش گفتم:

با این جیب های خالی

راه به صبح هیچ ستاره ای نمی بریم

با این پنجره های بسته

خوراک ماران ازرق چشم خواهیم شد .

۱۲

انوش گفت:

به شمال جهان نگاه کن

بادها چه شوخ و شنگ

از آب ها و آینه ها می گذرند

بی شک

پرندگان مهاجر می دانند

ما با این چتر های سوراخ

به روشنای دریا می رسیم

 

آه. اگر این باران بهاری فرصت می داد

در دهان پرندگان خاموش

چه ترانه هایی خواهیم ریخت

۱۳

فرجام خوشباوری

شعر های نانوشته و

آسمان های خالی بود

 

وه.که مرگ

چه تلخ و سنگین

از مدار قلعه های فرو ریخته می گذرد

 

تا آن دودست جوان

در انتهای جهان

نشان باورها و سراب های تاریک آدمی باشد

۱۴

بزودی بارانی خواهدبارید

و دستان عاشق شان

به سفری بی باز گشت خواهد رفت

ومن می دانم

دستان سبز و جوان را

تا هزاره ای دیگر نخواهم دید

۱۵

من از کجا می دانستم

زنی که عشقش را در زنبیلی پر از هُلو

بر نیمکت پارکی کوچک جا نهاده است

بزودی

به سنگپاره کودکان

خوراک لاشخوران گرسنه خواهد شد

۱۶

وقتی که آن دو دست جوان

به نا کجای جهان می رفتند

من کجا بودم؟

 

داشتم کفش های هفت سالگی ام را

در پشت مهی غلیظ بدرقه می کردم

 

پائیز های بی شماری

از قاب پنجره می گذشتند و چون به خانه رسیدم

پدرم بر سکوی خانه پیر شده بود و گفت :دیر آمدی

و عصای شکسته اش را بر بام دنیا رها کرد

۱۷

من از کجا می دانستم

پایان آن دویدن های بی پایان

طعم تلخ تنهایی باشد

 

من هنوز فکر می کردم

برای شاعر شدن

باید از رنگین کمان دنیا بالا رفت

باید در باران های ریز بهاری

بر پشت بام های کاهگلی برهنه خفت

باید از سکوت باغ های نارنج

پیاله ای نوشید

باید عاشق شد .

 

۱۸

اما دستی از میان تاریکی ها

بوی کافور و آه مردگان را

در کوچه های ماه  اردیبهشت پراکنده می کرد

 

من می دانستم

صدای پرندگان مرا به دریا هدایت خواهد کرد

و دختری که آب را می فهمد

کمی مانده به دلتنگی جهان

مرا به چای و رفاقت دعوت خواهد کرد

 

۱۹

 من از کجا می دانستم

صدای رپُ رپُه طبل ها

که از پشت کوچه پائیز می گذرد

 اضطراب جهان را به کوچه های پائیز می آورد .

۲۰

من با رویای شیرین یک هلو

از کوچه باغ های جهان می گذشتم

 ومی پنداشتم

پشت یکی از همین پنجره های بسته

چشمان بیقرار دختری

آمدن مرا انتظار می کشد

۲۱

مهردادگفت:

ما با این قایق های شکسته

به نا کجای جهان خواهیم رفت

باید بر پله های شکسته این هزاره بنشینیم

واز قطاری که با شتاب

از ایستگاه آخرین جهان می گذرد

سراغ جزایر مرجانی رابگیریم

 

۲۲

من فکر می کنم؛

                  مهردادمی کفت

پایان این هزاره تاریکی است

وسیاره ای که بی شتاب

از مدار روزها می گذرد

از کسوف های تاریک و

شب های پُر گریه خبر می دهد

۲۳

من به سادگی همین واژه هایی که می بینید

در کوچه های خیال و خوش باوری گم بودم

 

من از پنجره های شکسته

دل های شکسته آدمیان را می فهمیدم

برای من بوی خوش نان

معنای سیری آدمی می داد

بنان که می خواند

می دانستم پدرم دارد غم هایش را می شوید

وستاره دنباله دار

امید همه بی پناهان مادرم بود

۲۴

یک روز

بدنبال بوی خوش شیرینی

از آسمان های خاکستری و

کوچه های متروک گذشتم

و آن قدر در پشت یک مغازه ایستادم

تا باد

تصویر رویا های تعبیر ناشده ام را

به آن سوی جهان برد

۲۵

من از کجا می دانستم

مردی که با ردای سرخش

از خیابان های جهان می گذرد

 سرنوشت مرا

با سردابه ها و دهلیز ها رقم می زند

 

او از من پرسید:ثقل زمین کجاست؟

ومن به تحیر از کوچه باغ های پائیز گذشتم

۲۶

تمامی رویا های من

یک پنجره باز و

یک صندلی شکسته در کنار دریا بود

 

من می خواستم عدالت را معنایی دیگر کنم

من می خواستم انسان را به هجای درست بنویسم

من می خواست به مردمان بگویم

آرزوی باران

دلیل باران است

۲۷

من از کجا می دانستم

راز گریه های شبانه مردی که با ردای سرخش

از تلاطم جهان می گذرد

حکایت مگوی بهار های نیامده و

پائیز های آمده است

 واین مردمی که در ازدحام خیابان

با شتاب

از سطر های زلال باران می گذرند

نام مرا نمی دانند

 

۲۸

انوش که رفت

من از غیبت مهردادبی خبر بودم

وهنوز می اندیشیدم

جهان را باید به گونه ای دیگر معنا کرد .

 

اما با آسمانی تهی

مردمانی بی رویا

من سطر های خالی این دفتر را

از تکه پاره های کدام ستاره پر کنم ؟

۲۹

 از دهلیز های بی روزن شب گذشتم

 واز خویش پرسیدم:پایان جهان کجاست ؟

پایان جهان شاید

پایان رویا های آدمی باشد

۳۰

در کنار پنجره های مشبک توپخانه می ایستم

تا پائیزی دیگر

بر بال پرندگان مهاجر

از آسمان میدان توپخانه گذر کند

۳۱

با این همه

هنوز می اندیشم

که آدمی را

شعر های ناگفته بسیاری هست

ما هنوز

به رویت دریا راه نبرده ایم

ما هنوز نمی دانیم

آسمان پر ستاره و ملحفه های سپید یعنی چه

ما هنوز

از کنار نرده های بهاربه رنگین کمان آسمان

خوبِ خوبْ نگاه نکرده ایم

تمامی جهان

کابوس های شبانه و

اوراد کهنه قدیسان نیست

 

باید بر گردیم

 و انسان را به گونه ای دیگر معنا کنیم

۳۲

برای من چه فرق می کند

آن که از زیر مهتابی جهان می گذرد

رویا های خیس اش را

در کنار کدام آتش خشک می کند

 

باید دید

سهم تک تک ما

از این رویا

عطر لبان کدام پرنده و باد است

همین.

 

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب محمود طوقی در سایت پژواک ایران 

*نامه هایی برای فصل های نیامده  [2019 Jul] 
*نامه هایی برای فصل های نیامده نامه هفدهم ‏۱‏  [2019 Jul] 
* مصطفی شعاعیان ‏/ فصل هشتم قسمت پایانی  [2019 Jun] 
* مصطفی شعاعیان ‏/ فصل هشتم؛ ضمائم قسمت نخست  [2019 Jun] 
*مصطفی شعاعیان / فصل هفتم قسمت دوم  [2019 Jun] 
*مصطفی شعاعیان/ فصل هفتم قسمت اول  [2019 Jun] 
* مصطفی شعاعیان / فصل ششم؛ قسمت پنجم نامه‌ها  [2019 Jun] 
* مصطفی شعاعیان محمود طوقی فصل ششم؛قسمت چهارم نامه‌ها ‏ هدف انقلاب ارضى چه بود گروه در ابتدا بايد به اين سؤال پاسخ مى ‏داد كه هدف انقلاب [2019 Jun] 
*مصطفی شعاعیان/ فصل ششم؛ قسمت سوم نامه‌ها  [2019 Jun] 
*مصطفی شعاعیان/ فصل ششم؛ قسمت دوم [2019 May] 
*مصطفی شعاعیان / فصل ششم؛قسمت اول نامه‌ها  [2019 May] 
*مصطفی شعاعیان/ فصل پنجم قسمت چهارم جدال اندیشه ها  [2019 May] 
*مصطفی شعاعیان/ فصل پنجم قسمت سوم جدال اندیشه ها  [2019 May] 
*مصطفی شعاعیان/ فصل پنجم بخش اول  [2019 May] 
*مصطفی شعاعیان فصل چهارم بخش دوم  [2019 May] 
*مصطفی شعاعیان / فصل چهارم بخش اول [2019 Apr] 
*مصطفی شعاعیان / فصل سوم ؛ بخش چهارم [2019 Apr] 
*مصطفی شعاعیان / فصل سوم ؛بخش سوم دفتر دوم: خرده‏ گيرى ‏ها [2019 Apr] 
* مصطفی شعاعیان / فصل سوم بخش دوم  [2019 Apr] 
*شعاعیان، فصل سوم / بخش اول [2019 Apr] 
*مصطفی شعاعیان/ فصل دوم؛بخش سوم كودتاى جنگل: حادثه ملاسرا [2019 Apr] 
*مصطفی شعاعیان / فصل دوم؛بخش دوم  [2019 Mar] 
* باز خوانی تاریخ معاصر: مصطفی شعاعیان  [2019 Mar] 
*باز خوانی تاریخ معاصر ایران  [2019 Mar] 
*باز خوانی تاریخ معاصرایران مصطفی شعاعیان [2019 Mar] 
*پرنده خیس  [2019 Mar] 
*نامه هایی برای فصل های نیامده ‏ نامه نهم ‏۱‏  [2019 Mar] 
*سامورایی ها؛حمید مومنی و مصطفی شعاعیان (قسمت دوم ) [2019 Mar] 
*سامورایی ها؛ حمید مومنی ، مصطفی شعاعیان (قسمت اول ) [2019 Feb] 
*پرنده و باد [2019 Feb] 
*نامه هایی برای فصل های نیامده  [2019 Feb] 
*رویای خوش کودکی  [2019 Feb] 
*یاد داشت هایی از یک تقویم قدیمی [2019 Feb] 
*جدال سنت و مدرنیسم قسمت هشتم  [2019 Jan] 
*جدال سنت و مدرنیسم؛ قسمت هفتم [2019 Jan] 
*جدال سنت و مدرنیسم ؛ قسمت ششم  [2019 Jan] 
*جدال سنت و مدرنیسم ؛ قسمت پنجم [2019 Jan] 
*جدال سنت و مدرنیسم؛قسمت چهارم  [2019 Jan] 
*جدال سنت و مدرنیسم؛ قسمت سوم  [2019 Jan] 
*جدال سنت و مدرنیسم:قسمت دوم اسلام و ایران  [2018 Dec] 
*جدال سنت ومدرنیسم باز خوانی غرب‎زدگی نوشته جلال آل احمد [2018 Dec] 
*جدال سنت ومدرنیسم باز خوانی غرب‎زدگی نوشته جلال آل احمد [2018 Dec] 
*شرحی بر«حدیث بر دار کردن حسنک وزیر»۱‏  [2018 Dec] 
*فرقه دموکرات دفتر دوم بخش سوم  [2018 Dec] 
*روشنفکران در آراء و اندیشه های جلال آل احمد بخش پنجم [2018 Dec] 
* فرقه دموکرات دفتر دوم بخش دوم روايت جهانشاهلو از تاريخ  [2018 Nov] 
*فراز و فرود یک نهضت؛فرقه دموکرات آذربایجان/ دفتر دوم / بخش اول [2018 Nov] 
*قوام السلطنه و حمید شوکت در ترازوی داوری بخش سوم  [2018 Nov] 
*قوام السلطنه و حمید شوکت ؛در ترازوی داوری قسمت دوم نهضت دمکراتیک آذربایجان [2018 Nov] 
*قوام السلطنه و حمید شوکت در ترازوی داوری  [2018 Nov] 
*علی و محمد تربیت؛مجاهدان صدر مشروطه  [2018 Oct] 
*نامه‌هایی برای فصل‌های نیامده قسمت چهارم [2018 Oct] 
*نامه هایی برای فصل های نیامده قسمت سوم  [2018 Oct] 
* محمود اعتماد زاده؛به آذین ووصیت نامه اش  [2018 Sep] 
* فرقه دمكرات آذربايجان  [2018 Sep] 
*پرنس موناکو؛ پرنس احمد آباد؛پرنس سرخ [2018 Sep] 
*مروری کوتاه به خاطرات مهدی خانبابا تهرانی  [2018 Sep] 
*آذربايجان‎ ‎در‎ ‎آستانۀ‎ ‎تشكيل‎ ‎فرقه [2018 Sep] 
* نگاهی به زندگی مهدی خانبابا تهرانی [2018 Sep] 
*فرقه دموکرات فراز و فرود یک نهضت ‏ بخش نخست  [2018 Sep] 
*نامه هایی برای فصل های نیامده [2018 Aug] 
*دو اعلامیه و دو شاه [2018 Aug] 
*کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی (اتحادیه ملی) [2018 Aug] 
*مزدک بامدادان [2018 Aug] 
*یازده تز فوئر باخ و موش های جونده تاریخ [2018 Aug] 
*کودتای ۲۸ مرداد؛ جبهه ملی و حزب توده روز شمار کودتا [2018 Jul] 
* نگاهی به آرا و اندیشه های پوپر [2018 Jul] 
*چند مشکل تاریخی ‏ [2018 Jul] 
*چند مشکل تاریخی ‏ [2018 Jul] 
*آواز میهنی؛باز خوانی یک شعر  [2018 Jul] 
*شمه‌ای در مورد تاریخ انسان [2018 Jul] 
*راز ماندگاری [2018 Jul] 
*شعر کودتا [2018 Jul] 
*تنقیح متن؛ عارف‏نامه ایرج میرزا  [2018 Jun] 
*نفثه المصدور [2018 Jun] 
*نامه های نیما به لادبُن؛برادرش [2018 Jun] 
*داستان یک شعر؛جهانگیرخان صوراسرافیل [2018 Jun] 
*تمامی داروندار یک چریک؛ حمید مومنی [2018 Jun] 
*بیژن جزنی ومهدی اخوان ثالث در خوان هشتم  [2018 Apr] 
*تاریخ را درست بخوانیم ودرست هم بنویسیم [2018 Mar] 
*پدیده ای بنام امیر حسین فطانت [2018 Mar]