پازلِ «جمال خاشقجی» را با هم حل کنیم!
یاور استوار

پازلِ «جمال خاشقجی» را با هم حل کنیم!

بدون مقدمه برویم سرِ اصلِ مطلب:

این تکه‌های نه چندان پراکنده را بصورت انتگرالی و پازلی کنار هم بگذارید.

1- دیده اند که جمال خاشقجی خبرنگار واشنگتن پست به کنسولگریِ عربستان در استانبول می‌رود و اما ندیده‌اند که از آنجا بیرون آمده باشد.
هرچند مقامات کنسولگریِ عربستان مدعی می‌شوند که ایشان پس از انجام کارهای مربوطه، حتا اگر کسی ایشان را ندیده باشد، آنجا را ترک کرده است. آن‌ها گفتند که:

 به پیر ، به پیمبر اینجا نیست و اگر هم باور نمی‌کنید بیایید جیب‌هایمان را بگردید

2- در پی شکایت بانویی بنام خدیجه چنگیز، که مدعی است نامزد خاشقجی است و طبق اطلاعات دقیق آقای علیرضا نوری‌زاده؛ جاسوس قطر است،  پلیس و مقامات امنیتی ترکیه دست بکار شده و تلاش می‌کنند تا این کلاف درهم را هر جور شده بگشایند. پس از آن پای رسانه‌ها بمیان می‌آید. موضوعی که یرادران عربستانی اصلن خوش ندارند و برادران مجاهد هم لام تا کام چیزی نمی‌گویند.

3- با رسانه‌ای شدن این موضوع، موضعگیری‌های شداد و غلاظی صحنه‌ را پر می‌کند. از تهدید به قطع رابطه‌ی سیاسی تا تحریم. از زمین گذاشتنِ ارسال اسلحه به عربستان و بیادآوردن پایمال شدن حقوق بشر و داد و فریادِ تک صدایی کانادایی‌ها!

4- ترامپ رئیس جمهور جمهوری‌خواهان آمریکا بعنوانِ صاحبِ عزا و عروسیِ عربستان، اعلام می‌کند که هرچند خاشقچی نه آمریکایی بوده و نه ناپدیدیش در آمریکا رخ داده؛ از این واقعه بسیار خشمگین است و تهدید می‌کند که مجازاتِ سختی در انتظار طرفِ مقابل است! (البته با این تبصره که تاکید می‌فرمایند؛ از این تهدیدها، دلار و پول و کم شدن حجمِ معاملات را مد نظر ندارد!). حتا از نظرِ ترامپ «آبِ اماله‌ی تحریم»  که چپ و راست به همه تزریق می‌شود،هم نباید برای شاه و ابن عزیزش اعمال شود

5- آن سوی حادثه، اگر چه همه‌ی این ادعاها را ساختگی و دروغ اعلام می‌کند، اما «کمی تا قسمتی» احساس خطر می‌کند و بلافاصله در جهتِ خنثا سازی (همان خنثیِ سازی قدیم) و سرپوش گذاشتن بر آن برمی‌آید. از همین روی دست به تهدید متقابل زده و در فراری رو به بالا اعلام می‌کند
جواب هر هویی را با هایی بلندتر و پاسخ هر هایی را با هویی کشیده‌تر خواهد داد. حتا در کمالِ رشادت اعلام می‌کند که شما همه و از جمله ترامپ و اعوان و انصارش بنده و نوکرِ پول من هستید. پس یا سوار «قطار» من می‌شوید و روایتم را می‌پذیرید و یا از گردنه پرتتان می‌کنم تهِ دره!
شیرنفت را می‌بندم، پولهایم را از بانک‌هایتان خارج می‌کنم. اسلحه‌هایم را از بازارِ رقبایتان می‌خرم و کاری می‌کنم که قیمتِ نفت «سه رقمی» مثلن 200 دلار شود. و...  حالا این گوی و این میدان!

6- صاحب عزا و عروسی از ترسِ این که مبادا بن سلمان و یا پدرِ بن سلمان که همان خودِ سلمان باشد، سر خود و یلخی دست بکاری بزنند، تلفن را برمی‌دارد و با ملایمتِ هرچه تمامتر به خودِ سلمان و نه بن‌سلمان، (چون آن عزیز کرده نباید خوابش آشفته شود) می‌گوید: نازدارکم، عزیزم، جانانِ من، عابربانکِ پرپول، پامادور، نگران نباش! هارت و پورت‌هایی که از سوی من عنوان می‌شود مصرف بادِ هوایی دارد و در زمینِ وافعیت من در کنار تو و همراهِ تو توپ می‌زنم. اگر خواستی داور وسط و کنار و ناظر بازی را هم خودت انتخاب کن.
همین گفتگوی تلفنی هم برای این است که با هم راهی برای برون رفت از ماجرا بیابیم.

 در این رابطه نظر من این است که چون با حضور این همه رسانه‌ی مزاحم و فضول نمی‌شود بر خلاف نظر نوری‌زاده‌ی عزیزبکلی زیرهمه چیز  زد، بهتر است گفته شود که خاشقجی به کنسولگری آمده ولی چون یکی از نگهبانانِ کنسولگری به دکمه طلای سردستش طمع بسته و ایشان از دادنش خودداری کرده، متمرد را با یک مشت بدرک اسفل فرستاده و پس از آن از گوشتش یک «آبگوشتِ بزباش» ولم پخته و اهالیِ سفارت را مهمان کرده است.

 و یا این که اصلن این هم نه! در همین رابطه مثلن یک جورِ دیگری هم می‌شود عنوان کرد که: جمال خاشقچی چون در سفارت با اهالی درگیر شده به سبکِ هنرپیشه‌های فیلم‌های هندی از دودکشِ بخاری ساختمان بالا رفته و با رساندن خود به پشت بام از نظرها ناپدید شده است. ترامپ در ادامه می‌گوید:

البته روایت نخست بهتر و منطقی تر است. یک نفر هم پیدا کنید که اسمش السید عبدالسعید الامامی باشد. مثل سعید امامی رقیب. با اسم و عنوان عاملِ یک محفل خودسر» و تقصیرها را یکجا بیندازید گردنش. واجبی هم که الحمدالله در ممالک اسلامی چه شیعه چه سنی بوفور پیدا می‌شود. چطور حریف می‌تواند سه سعیدِ رشید رعنا داشته باشد و شما یکی هم نداشته باشید! منظور ترامپ از سه سعید؛ سعید امامی، سعید طوسی و سعید مرتضوی بود
ملک سلمان از این پیشنهاد درخشان شادمان شد و بشادی هورا کشید و با تشکر فراوان قال: احسنت! احسنت! یا اخی! بزودی احسان ما را متقابلن خواهید دید. ال الیوم(همین امروز)

7-  چند ساعت بعد وزیر انرژیِ عربستان خالد الفالح در دهلی نو اعلام می‎‌کند که از ماهِ آینده صادرات نفت سعودی را یک میلیون و سیصدهزار بشکه افزایش داده و به 12 میلیون بشکه در روز می‌رسانیم. گور بابای نفت 200 دلاری!
البته آگاهان از این اغلام وزیر انرژی انگشت بدهان مانده‌اند که چگونه همین خالد که چندی پیش اعلام کرده بود عربستان ابزار فنی جهت بالابردن سطح تولید نفت را ندارد، چگونه پس از تلفن ترامپ چنین مژده‌ای به ترامپ می‍‌دهد؟

8- تکه‌ی آخرِ پازل را خودتان بیابید....

 

 

منبع:پژواک ایران