وجه اشتراک نظامهای اقتدارگرا
مجتبی زرگر

 

شاید به جرات بتوان گفت یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخ مبارزات اجتماعی روشنگری است.

روشنگری چیست؟

به تعریف ولتر روشنگری جرات بکارگیری عقل است. یعنی خود  را از شر دگمها و تعصبات آگاهانه و ناآگاهانه رهانیدن و در هر مفهوم حتی ساده و پیش پا افتاده شک کردن و دوباره آن را برای خود و این بار با عقل خود به نقد نشستن.

این چنین بود که غرب، بعد از انقلاب صنعتی توانست به یاری ایده های نو، افکار و اندیشه های کهنه و دگم ها را بشکند و طرحی نو در اندازد . طرحی  دمکراتیک. اگرچه این مفهوم را وابسته به انقلاب صنعتی و زایده ی بورژوازی و به بیانی روبنای سیاسی نظام سرمایه می دانند ولی به هرحال مفهومی است نو و گامی است فراتر از گذشته و بی شک هر گام ترقیخواهانه ی دیگر می بایست از این نقطه و فرای این نقطه و نه با نفی آن ادامه دهد.

این اندیشه با نفی دگماتیزم،  زمینه های لازم برای رواداری و تسامح را فراهم آورد. در نقطه ی مقابل این رواداری، تفکرات ایدئولوژیک قرار داشت و دارد . تفکرات ایدئولوژیک ضمن اینکه به فرد چارچوب فکری مشخص می دهد و تمام حرکات و اصول فکری او را سمت  و سو می دهد، به لحاظ شناخت شناسانه در این نکته مشترکند که همگی مدعی فهم کامل جهان هستند، ایده ای اساسا غیر دیالکتیکی و ارتجاعی و درعین حال وسوسه انگیز.

 کیست که از توان فهم تمام مسایل ناراضی باشد؟ وکیست که به تردید و شک ناشی از نسبی گرایی و اعتراف به ناتوانی به فهم پدیده ها راضی باشد؟ بخصوص وقتی که فرد خود را در قبال جامعه اش مسوول بداند و به دنبال راه حلی برای برون رفت از مشکلات باشد طبیعی است که به چنین ایده و ایدئولوژیی چنگ زند.

 اما چنانکه باز ولتر میگوید( وشاید در تاکید همان اصل روشنگری)
شک و تردید احساس خوشایندی نیست ولی ادعای یقین خنده دار است

این همه چیز را دانستن ، این به همه چیز اشراف داشتن و برای هر پدیده اجتماعی واقتصادی فرمولی ساده و اغلب تک مجهولی ارائه دادن شاید در نظر اول فریبنده به نظر برسد ولی از آنجا که پیامبران چنین ایده هایی به پیروان خود وعده ی درک همه چیز را و تحلیل همه ی شرایط را میدهند، وآنها را در قبال هر گونه نقد و انتقادی به باروی بی نیازی و عدم اعتنا مجهز می کنند، زمینه ی تئوریک نظامهای توتالیتر را در لایه های پایینی و عمیق خود و در مفاهیم شناخت شناسانه خود فراهم میکنند. بی نیازی به شنیدن دیگر افکار و همه ی حقیقت را در چنگ خویش داشتن، در همه ی ایده هایی از این دست، از مدینه ی فاضله ی افلاطون، تا نظامهای حکومتی مذهبی، تا نظامهای فاشیستی و مارکسیستی و….و تا آنچه در آینده میتواند بوجود بیاید،‌ این ایده ها را، صرفنظر از تنوع و تفاوتها در یک چیز مشترک میکند و آنهم عدم رواداری و عدم تسامح است، که در هنگام قبضه ی قدرت سیاسی خود را در شکل نظامی توتالیتر و اقتدارگرا نشان میدهد . نظامی که به مدد اندیشه ی به اصطلاح جهانشمول خود  این حق را برای خود قائل است که در جزیی ترین زوایای زندگی و فکر و ذهن مردمان کنکاش و نفوذ کرده وبه وعده ی بهشتی دوردست زندگی امروز آنان را به جهنم تبدیل نماید ‌ ‌‌‌.

منبع:پژواک ایران