چگونه دولت باراک اوباما و لابی‌های جمهوری اسلامی ترمز «صدای آمریکا» را کشیدند

 

- کامبیز محمودی در واشنگتن تایمز نوشته در دولت اوباما از کنگره به صدای آمریکا فشار می‎آوردند که علیه جمهوری اسلامی برنامه نسازیم و باور کردنی نبود که در کشور آمریکا سانسور می‎شویم.
- «استفاده از پول مالیات‎ها برای بازگرداندن حیات به یک شبکه‎ مُرده مثل بخش فارسی صدای آمریکا اشتباه بزرگی خواهد، مثل ریختن شراب خوب در لیوان کثیف».
- «مهمترین هم‌پیمانی که ملاها می‌توانستند برای خفه کردن صدای ما پیدا کنند دولت اوباما بود. به طرز غیرقابل باوری وقتی اوباما سر کار آمد مدیر صدای آمریکا به ما گفت باید برنامه ضدرژیم را نرمتر کنید و یک سری از نام‎های خاص را اعلام کردند که نباید اصلاً به برنامه دعوت می‎شدند! مهمانانی که در این مدت مورد اعتماد مردم شده بودند!»

شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۷ برابر با ۱۸ اوت ۲۰۱۸

کامبیز محمودی معاون سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران قبل از انقلاب و از همکاران سابق تلویزیون صدای آمریکا در مقاله‎ای که در روزنامه واشنگتن تایمز منتشر شده با اشاره به  مانع‎تراشی‌های دولت اوباما برای فعالیت آزاد بخش فارسی VOA به بررسی طرح دولت ترامپ برای تاسیس یک شبکه ۲۴ ساعته فارسی پرداخته است.

 
گفتگوی ستاره درخشش با جان کری وزیر خارجه پیشن آمریکا؛ ۲۱ ژوییه ۲۰۱۵

او که خود سال‎ها سابقه همکاری با صدای آمریکا را داشته با اشاره به شرایط بحرانی اقتصاد در ایران و تحریم‎های آمریکا و به راه افتادن اعتراضات خیابانی می‎نویسد «مهمترین ابزار آمریکا برای اطمینان بخشیدن برای گذار صلح‌آمیز به سمت یک نظام سیاسی تازه در ایران رسانه است.»

مایک پمپئو وزیر خارجه ایالات متحده در سخنرانی که در جمع ایرانی‎های آمریکا در لس آنجلس داشت اعلام کرد طرحی برای راه‎اندازی (BBG) یک شبکه تلویزیونی ۲۴ ساعته فارسی‌زبان در دست اجراست.

محمودی می‌‌افزاید،دونالد ترامپ و تیم سیاست خارجی او در حمایت همه‌جانبه از مردم ثبات قدم نشان داده‌اند اما استفاده از پول مالیات‎ها برای بازگرداندن حیات به یک شبکه‎ مُرده مثل بخش فارسی‌ VOA (صدای آمریکا) اشتباه بزرگی است، مثل ریختن شراب خوب در لیوان کثیف.

کامبیز محمودی در ادامه می‎نویسد: «از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰ مسئول بررسی تاثیر شبکه VOA که به آن PNN هم می‎گفتند بودم. این شبکه زمانی فقط دو برنامه زنده داشت و افراد کمی در داخل ایران آن را تماشا می‎کردند، اما در یک سال این دو برنامه را به شش ساعت برنامه‎‎ی سنگین علیه رژیم ایران تبدیل کردیم.

خوشبختانه من و همکارانم حمایت کامل دولت جرج بوش برای «نابودی رژیم با استفاده از مستندات» را داشتیم. به مرور مردم داخل ایران به ما اعتماد کردند و برای آنها اخبار دسته اول بدون فیلتر و کاملاً شفاف و درست را تهیه می‎کردیم.

در سال ۲۰۰۸ بطور هفتگی ۲۲ میلیون مخاطب داشتیم و هدف اصلی برنامه‎های ما این بود که به مردم ایران نشان دهیم رژیم اسلامی ایران چه هزینه‎ای برای وضعیت اقتصادی و غرور ملی ایرانی‎ها می‎تراشد.

به این منظور مستندهای زیادی را در مورد تاریخ و فرهنگ غنی ایران ساختیم و برنامه‌هایی تولید شد که نشان می‎داد چطور ملایان تشنه قدرت قرن‎ها در برابر مدرن شدن ایران مانع‌تراشی کردند.

هر برنامه‎ای که پخش می‎کردیم در ایران یک رگ وطن‌دوستی را به جوش می‎آورد که قبلاً توسط ملاها سرکوب شده بود اما آتش آن خاموش نشده و همچنان شعله می‌کشید.

برای مثال کارشناسانی را به برنامه‎ها دعوت می‎کردیم که نشان دهند چطور ایران بزرگترین ذخایر گاز طبیعی جهان را دارد اما از همسایه کوچک خود قطر در بازار جهانی عقب افتاده است. یا به مخاطبان نشان می‎دادیم ملاهای فاسد باعث این شدند که اقتصاد ۵۶۰ میلیارد دلاری صادرات گاز طبیعی دچار افت شده است.

محمودی در ادامه به ساختن برنامه‎هایی در مورد اقلیت‎های دینی و اینکه این برنامه‎ها برای ملاها گران تمام می‎شد اشاره کرده و گفته وقتی ما برای آنها تهدید به شمار می‌رفتیم طبیعی بود که آنها هم با ما مقابله کنند از جمله آنکه در روزنامه‎های حکومتی برخی از مجریان سرشناس صدای آمریکا به عنوان عناصر رژیم صهیونیستی معرفی می‎شدند.

از طرفی عناصر و لابیگران رژیم که ادعا داشتند خواسته‏‎های جامعه ایرانی آمریکا را بیان می‎کنند توانستند حمایت عده‎ای از نمایندگان بی‌‏تجربه و خام‏ کنگره را به خود جلب کنند و فشار آوردند که ما به ساختن برنامه‎هایی با محتوای ضد نظام ایران پایان بدهیم و از طرف دیگر چپگراها جلوی پای ما سنگ‌اندازی می‏‌کردند و مثلاً می‎گفتند که ایران در سال ۱۹۵۳ قربانی دخالت آمریکا شده است. ما هم در مقابل برنامه‎هایی را پخش می‎کردیم درباره اینکه پرزیدنت ترومن با تهدید علیه استالین بود که مرزهای ما را برگرداند و  سپس او را مجبور کرد تمام نیروهای خود را از استان آذربایجان خارج کند.

او می‎نویسد: «مهمترین هم‌پیمانی که ملاها می‌توانستند برای خفه کردن صدای ما پیدا کنند دولت اوباما بود. به طرز غیرقابل باوری وقتی اوباما سر کار آمد مدیر صدای آمریکا به ما گفت باید برنامه ضدرژیم را نرمتر کنید و یک سری از نام‎های خاص را اعلام کردند که نباید اصلاً به برنامه دعوت می‎شدند! مهمانانی که در این مدت مورد اعتماد مردم شده بودند!»

یکی از استودیوهای صدای آمریکا

در تمام مدت شغل خبرنگاری هرگز تصور نمی‎کردم من و همکارانم در آمریکا با سانسور مواجه شویم اما شدیم. چهار سال از زحمات و سرمایه‌ی ما برای جذب مخاطب در داخل ایران از طریق سیاست‎های غلط دولت اوباما فنا شد.

سال ۲۰۰۹ وقتی مردم در خیابان‌ها فریاد می‎زدند «اوباما اوباما، یا با اونا یا با ما» انتظار داشتند اوباما از بخش فارسی صدای آمریکا حمایت کند.

محمودی ادامه می‌دهد، در سیاست خارجی دونالد ترامپ یک برنامه «B» مطرح شده و تأسیس یک شبکه خصوصی با سرمایه گذار خصوصی که شامل تولید برنامه رادیو و تلویزیونی و حتی روزنامه است و شبکه‌های اجتماعی را هم پوشش می‌دهد.

ما می‎دانیم هدف نهایی این شبکه که کاملاً مستقل هم خواهد بود این است که یک پیام قدرتمند و ساده را به یک ملت غیور برساند: «ایرانِ آزاد و موفق». این شبکه امید ایرانیان را زنده خواهد کرد و تبدیل به یک تریبون برای کارشناسانی خواهد شد که بتوانند عقاید خود برای بازسازی ایران را به گوش مردم برسانند.

برای مثال کارشناسانی که بحث کنند یک ایران آزاد و دموکراتیک چطور می‎تواند از طریق جذب سرمایه‌گذاران بحران آب را در کوتاه‌مدت برطرف کند یا اینکه وقتی سرمایه وارد ایران شود کویر لوت می‌تواند منبعی برای تولید انرژی خورشیدی تبدیل شود و با آن برق تولید کرد.

محمودی در پایان این مقاله نوشته دونالد ترامپ امیدوار است تلاش ۳۹ ساله ایرانی‎ها علیه ملاها نتیجه دهد. تأسیس این شبکه مستقل می‌تواند این امید را به واقعیت تبدیل کند. شبکه‎ای که پیام‌اش می‌تواند «بازگرداندن عظمت ایران» باشد.

منبع:کیهان لندن


فهرست مطالب  در سایت پژواک ایران