رهبری خاص الخاص (۲)
مجتبی زرگر

 

در قسمت قبلی از بزرگ کردن نقش رهبری در سازمان رجوی نوشتم که  به صورت مکانیکی و با طرح وبرنامه مشخص، انجام می شد. آنچه که نوشتم بی شک تنها چند نمونه بود و از این قبیل موارد بسیار زیاد است. شاید به نظر برسد که پرداختن به این موضوع زیاد ضروری نباشد و اساسا چه نیازی هست که اینهمه روی آن تاکید کنیم. الان که مجاهدین نه در بین مردم محبوبیتی دارند و نه شانسی برای به دست گرفتن قدرت. اما اگر ایدئولوژیها نه در کتاب و تئوری بلکه در عملکرد روزانه و در کارکردهای خود قابل ارزیابی وشناخت هستند، پرداختن به این امر و نمایاندن چهره ی واقعی مجاهدین بدون هر بزک و رتوشی خود بهترین راه شناخت ایدئولوژی و ماهیت تفکرات این جماعت و اساسا اید ئولوژیهای رهبرمدار است

خوب به یاد دارم که بعد از  پروژه رفع ابهام که تعداد زیادی از نیروها دستگیر شده و بعضا به زیر شکنجه رفتند گروه گروه افرادی را که قرار بود آزاد شوند به دیدار ایشان می بردند. او در یک از همین نشستها که منهم در هنگام آزادی از زندان رجوی در آن حضور داشتم در مورد نقش رهبری چنین گفت:‌شما همه اتان که تر وتمیز اینجا نشسته اید مثل یک میمون هستید که اصلاح کرده و ادکلن زده باشد همانطور که در رده تکاملی، انسان از میمون بالاتر است و تکامل در شرایط فعلی از طریق انسان پیش می رود،  شما هم نیاز دارید به رهبری که یک مدارتکاملی از شما جلوتر باشد و می تواند شما را به جلو ببرد

 در واقع این خلاصه ی  انقلاب ایدئولوژیک رجوی بود

 او گوی سبقت از خمینی ربوده بود، اگر خمینی مردم را به گوسفند و ولی فقیه را به چوپان تشبیه می کند رجوی از او  سبقت گرفته و مردم را میمون و خودش را انسان و شاخص تکامل میداند. در چنین دستگاهی همه چیز مشروع میشود. زندان کردن . شکنجه . اعلام خروج ممنوع .مارک زدن و تهمت اخلاقی زدن و خلاصه هرچیزی که درجهت اهداف رهبری باشد مشروع ومجاز است.چون سوژه ها هیچ حقی ندارند. همانطور که میمون هیچ حقی در مقابل انسان ندارد. میتواند او را زندان کرد ویا حتی اگر نیاز بود او را کشت

 

در همین راستا  وبرای تحکیم و تثبیت جایگاه رهبری خاص الخاص، مفاهیم مشخصی را که از طرف خودش ابداع شده بود توسط شورای رهبری در نیروها جا انداخته بودو با استفاده مکرر توسط خود و یا به فرموده، توسط فرماندهان و یا متملقان، گوینده را به تکرار آن تشویق می کردند .  به چاپلوسان آموزانده شده بود که از مفهوم: من که با مغز گنجشکی خودم آن چه را رهبری می گوید درک نمی کنم و هنر من تنها تبعیت از اوست ؛ و یا اینکه :‌من که با فهم دو درصدی خودم از این موضوع هیچ چیز نمی فهمم تنها کاری که میتوانم بکنم پیروی از اوست؛ استفاده کنند . در نامه ای که به مریم رجوی در سال ۸۵ نوشتم به این عبارات اشکال گرفتم که اگر رهبری بزرگ است چه نیازی هست که شما برای تثبیت و نشان دادن جایگاه او دیگران را خرد کنیدو تحقیر کنید؟ این عبارات بزرگ کردن رهبری نیست. اگر من چیزی نمی فهمم و اگر من توان درک مسایل سیاسی راندارم قبل از هرچیز این سازمان است که مقصر ومسوول است، نامه ای که طبعا هیچگاه پاسخی به آن داده نشد

 

  

منبع:پژواک ایران


مجتبی زرگر

فهرست مطالب مجتبی زرگر در سایت پژواک ایران 

*مخفی کردن دم خروس پرفسور زیگلر، آخرین محصول جماعت رجوی  [2019 Apr] 
* کانون‌های شورشی رهبر عقیدتی و دم خروس پروفسور زیگلر [2019 Apr] 
*کوه جماعت رجوی در پاسخ اشپیگل موش زایید [2019 Mar] 
*خیاط شارلاتان ،‌پادشاه عریان و پیام رهبر عقیدتی  [2018 Nov] 
*استحاله ی فرهنگی یک سازمان- عشوه های سوپرانقلابیِ عجوزه ی اپورتونیسم- قسمت دوم [2018 Oct] 
*استحاله ی فرهنگی یک سازمان - پاسخی به فرافکنی‌های سازمان رجوی – قسمت اول [2018 Sep] 
* وجه اشتراک نظامهای اقتدارگرا [2018 Aug] 
* نقش مطالعه و آگاهی در سازمان رجوی  [2018 Aug] 
* رهبری خاص الخاص (۲) [2018 Aug] 
*خاطرات روزهای خاکستری( رهبری خاص الخاص)  [2018 Aug] 
* کاظم نعمت اللهی قهرمان ایستادگی بر پرنسیپها‎  [2018 Jul] 
*درباره طرح ده ماده ای خانم مریم رجوی‎ ‎ ‎ ‎  [2018 Jul] 
*فراخوان به رهبران  [2018 Jul] 
*به یاد مالک شراعی و موضوع خودسوزی یاسر اکبری  [2018 Jul] 
*چگونه توتالیتاریسم رجوی آب به آسیاب دشمن می ریزد ‎ [2018 Jun] 
*ضديت با نقد؛ وجه اشتراك سازمان رجوي با سازمان هاي توتاليتر  [2018 Jun]