فتح قله های رهايی توسط چند هزار اسير
مژگان پورمحسن

 
 
وقتی کودک بودم  فکر می کردم اگر خانمی ايرانی فضا نورد بشود و به علم و دانش لازم مسلط گردد و تصميم به کندن از زمين و تحقيق در فضاهای ديگر بگيرد و اين مهم را به انجام رساند بواقع سقفی جديد زده است و در فرهنگ مردانهٔ آن روزگار تحولی ايجاد می کند. کمی بعد که تنها دختر تيم فوتبال بچه های همسايه بودم و در همان فرهنگ بزورو با دعوا خودم را در تيم بازی می دادم به اين فکر بودم که چقدر زيبا خواهد بود روزی که تيم های فوتبال مشترک دختران و پسران پرسپوليس و تاج و راه آهن وغيره داشته باشيم و هيچ بازيکن دختری کمتر از بازيکن پسر نباشد و اگر دروازه بان دختر بود و گل خورد اعضا دختر و پسر تيمش سرش نريزند و تماشاگران با بی تربيتی و بقصد توهين و تمسخر سوت و بوق نزنند و فکر می کردم اگر چنين روزی فرا رسد می توانيم بگوييم که نه تنها دختران ما بلکه پسران و کل جامعهٔ ما به سقف جديدی از شعور، درک ، تربيت ، ورزش و فهم انسانی رسيده است.
 
چند وقت بعد با آشنايی از راه دور و با نوشته های چند دست شده که بمن و ما گفته میشد مال گروههای چريکی ايرانی است که اکثراعضايشان  يا در درگيری شهيد شده اند يا اعدام شده اند يا در زندان هستند و همه شان مرد هستند، من فکرمی کردم در فکر و فرهنگ مذهبی جامعهٔ ايران اگر دخترانی مستقل ـ و نه بدليل داشتن خانوادهٔ سياسی يا بفرمان کسی يا داشتن برادری چريک ـ خودشان بخواهند عمليات نظامی انجام دهند، سقف جديدی زده خواهد شد. البته در آنزمان به دخترانی فکر می کردم که خودشان  در اثر آگاهی و شناخت تصميم به پيوستن به گروههای چريکی که در آن دوره فدائيان خلق و مجاهدين خلق بودند بگيرند و در دنيايی که گويا بخاطر مخفی و چريکی بودن و کشتن و کشته شدن ابتدا ئأ کاملأمردانه در نظر گرفته شده بود و بما اينطورگفته میشد کم کم معلوم شد رفقای فدايی زن و خواهران مجاهد زن هم هستند ولی اکثرشان از طريق بستگان مرد باين جريانها پيوسته اند تا اينکه بخصوص زنان فدايی در سال ۱۳۵۵ در درگيريها آنقدر جنگيدند و جان خويش را فدای خلق محبوب و آرمانهايشان کردند که معلوم شد اين سقف زده شده است حتی اگر عينأ ايده آل من نبود.
 
رژيم سلطنتی شاهی برچيده شد و رژيم نکبت سلطنت مطلقهٔ آخوندی بقدرت رسيد و درست در مقابل افکار و ايده آلهای من که بخشی از آنرا فوقأ عرض کردم، فقط در ارتجاع، دروغ، دزدی و غارت، 
زجر کش مردم و کشتار و قتل و جنايت و سنگسار و هرچه جنايت است سقف های جديدی را در برابر چشمان حيرت زدهٔ بخش بزرگی از مردممان و منجمله جوانان نسل من گشود. بخشی از اين نسل سوخته به خيال خود به سازمان مجاهدين حنيف نژاد و سعيد محسن و بديع زادگان، کاظم ذوالانوار و مصطفی جوان خوشدل ، احمد بزرگ و رضا قهرمان و مهدی دسته گل رضاييها پيوستند با اعتبار آن شهدا و آن ديدگاهها. ولواينکه موافق عقيده يا تحليل سياسی آنها نباشيم در صداقت آنها و پاکيشان کمترکسی می توانست شک کند.
شاهدی يا شاهدينی  از شکنجه گرانشان،  از هم سلولی ها و هم بندانشان،  از ميان مرتجعين و  گروههای مارکسیست زندانی وجود نداشت که طی اينهمه سال بتواند از بديها، بی معرفتی ، بی حرمتی، بددهنی، فساد اخلاقی، نا مردمي و تحقيرو خباثت  انجام شده توسط آن عزيزان سر بدارحتی يک نمونه بياورد و به ثبت تاريخ برساند.
 
از سالها پیش برخی از ايرانيان فعال يا غير فعال سياسی مخالف رژيم آخوندی زمزمه هايی مبنی بر ديکتاتوری درون گروه رجوی ـ با تأکيد به اين که مسعود رجوی سازمان مجاهدين را آتش زد، سوزاند و خاکستر نمود تا از خاکسترش سازمان مسعود و مريم رجوی را بسازد اما به گروه تبديل شد ـ  زندان، شکنجه، قثل و تحويل ناراضيان گروهش به رژيم را شنيده يا خوانده بودند. البته کيش شخصيت رجوی را تا 
پايش به فرانسه رسيد سياسيون قديمی در برخوردهايشان با وی و بخصوص پس از شهادت موسی و اشرف کاملأ مثوجه شده بودند و می گفتند اما بعدها مسئولين و اعضای گروهش بودند و شاهدان بمرور از چندين نفر به چندين ده نفر و چندين صد نفر و امروز دهها سال است که شاهدانش کل اعضا تشکيلات رجوی و کل باصطلاح شورای غير ملی عدم مقاومت و کليهٔ هواداران اين گروه را دربرمیگيرد. 
 
همانطور که در گذشته نوشته ام من اين شانس را در زندگی داشته ام که هم چند نمونه مجاهد خلق را ببينم و از خيلی نزديک بشناسم و هم چريک فدايی خلق را. و واقعأ می توانم گواهی دهم که رجوی و گروهش هیچ نقطهٔ مشترکی، تکرار می کنم هیچ نقطهٔ مشترکی با مجاهدينی که شناختم و همگی بخاک افتادند ندارد. بدتر، ايکاش با آنها فرق داشت، نه ، درست ضد آنهاست. هم ضد بنيانگذاران هم ضد همهٔ مجاهدين خلق. 
 
بتازگی مجاهد خلقی از آن جنسی که من در گذشته های دور ديده بودم بنام آقای سيامک نادری به بازگويی سالهای گذشته اش در اين گروه پرداخته. دفعهٔ اول که نوشته اش را خواندم آنچنان بهم ريختم که چند سطر اول از نفس افتادم. بعد که در تلويزيون ميهن برای اولين بار چهرهٔ معصومش را ديدم  و به صداقت بيمانندش گوش فرا دادم ديگردرجا بند نميشدم. چطور ممکن بود اين مرد پاک و راستگو در تيمارستان رجوی ساخته اینهمه سال بوده باشد و ازدارالمجانين مسعود و مريم با اين فکر سالم و ذهن فعال و يک دنيا عشق به مردم ميهنش بيرون آمده باشد؟
 
برای اولين بار پس از چندين دهه مجاهد خلقی ديدم از جنس قديمی ها ، از جنس ميليشياهای سر بدار. گويی بايد همين ميليشيا می ماند تا پس از عبور از شکنجه گاهها و سلول های انفرادی و مبارزهٔ با رژيم، رجوی عشق عقيدتی ـ سياسیش را از نزديک تجربه کند.  بدستور رجوی نيز در زندان و سلولهای انفرادی کروه قرار داده شود تا پس از مبارزهٔ يک نفس با اين هيولای همه چيز خوار بتواند آن روح پاک و عاصی را که چهل سال به او سپرده بود سالم پس بگيرد. نوشته های ايشان را حتمأ بخوانيد و مصاحبه هايشان حتمأ گوش دهيد و ببينيد اين زوج ملعون با فرزندان مظلوم مردم چه ها که نکرد و چگونه رجوی عاشقان و جانبازان، سربفرمانان و گوش بفرمانانش را بی آبرو و بی حيثيث کرد، چگونه با قتل و تجاوز و زندان و خريد و فروش انسان و دروغ و بی خبر نگهداشتن جان بر کفانش از جامعه و محيط آزاد، با نيروهايش آن کرد که بدترين ديکتاتورها با دشمنان اسلحه بدستشان می کنند.
 
با رجوی تمامأ روان مريض ساديک و بشدت خطرناک برای نزديکان و دوستانش چه بايد کرد؟
 
مژگان پورمحسن
 
جاويد ايران

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب مژگان پورمحسن در سایت پژواک ایران 

*یک تاريخ درد گفته نشده  [2018 Jun] 
*تلاقی نئوليبراليسم و رژيم آخوندی  [2018 Jun] 
*چشممان به جمال مجاهدی روشن!  [2018 May] 
*چند نکته در امرفتوحات های رهايی بخش رجوی  [2018 Apr] 
*فتح قله های رهايی توسط چند هزار اسير  [2018 Apr] 
*پس از رقص رهايی نوبت قلهٔ رهايی است!  [2018 Apr] 
*دگرديسی تا به کجا؟  [2018 Apr] 
*رقص رهايی بر بالای دار  [2018 Apr] 
*اسلام و تشيع و ما ايرانيان  [2018 Mar] 
*کشتن آرزوها چه حکمی دارد؟  [2018 Feb] 
*آيا دردِ مردم ايران نبودن آلترناتيو است؟ [2018 Jan] 
*ملت ايران سرفراز ایستاده است  [2018 Jan] 
*اخلاقیات آخوندی و اخلاقیات گروه رجوی [2017 Dec] 
*انسان فروشی دستاورد حکومت آخوندها [2017 Nov] 
*بشر ثابت کرده هیچ چیز مقدّس نیست [2017 Nov] 
*الله و پیامبر و آخوند در جنگ با ما زنان ایرانی  [2017 Oct] 
*آتنا، اهورا، ایران با هویت آخوندی  [2017 Oct] 
*قرآن و ما زنان ایرانی [2017 Oct] 
*اخلاق و معنویت محصول فکری بشر است  [2017 Oct] 
*قرآن و ما زنان ایرانی  [2017 Sep] 
*قرآن و تضادهایش  [2017 Sep] 
*قرآن و ما زنان ایرانی  [2017 Sep] 
*معنویّت در قرآن [2017 Sep] 
*قرآن و اسلام و ما زنان ایرانی [2017 Sep] 
*تغيیر قرآن و اسلام توسط ایرانیان  [2017 Sep] 
*قرآن ما و لباسهای نو پادشاه [2017 Aug] 
*قرآن نه کتابی اخلاقی. نه معنوی.تضادهای قرآن بیش ازآیه هایش می باشد! (قسمت‌های اول تا هفتم) [2017 Aug] 
*تضادهای قرآن بیش از آیاتش می باشد! (بخش سوّم)  [2017 Aug] 
*تضادهای قرآن بیش از آیه هایش می باشد! ( قسمت دوّم)‏‎  [2017 Aug] 
*تضادهای قرآن بیش ازآیه هایش می باشد! ( قسمت اوّل)  [2017 Aug] 
*خدای یکتای توحیدی دانا ترست یا شیطان؟  [2017 Aug] 
*خدای ادیان «توحیدی» از بشرش کمتر است [2017 Aug] 
*مگر خداوند انسان است؟ [2017 Aug] 
*خداوند ادیان توحیدی، کلامی با آقای یغمايی و تلویزیون میهن [2017 Jul] 
*ترکی الفیصل مرد جدید گروه رجوی [2016 Jul] 
*بیشعوری و بی فرهنگی مسعود و مریم رجوی [2016 Jan] 
*عیاران [2016 Jan] 
*جنگ مردم با رژیم آخوندی  [2015 Jul] 
*دمکراسی و مبارزهٔ مسلحانهٔ چریک مخفی ـ قسمت آخر [2015 Jul] 
*دمکراسی و سازمانهای چریک مخفی ـ قسمت چهارم  [2015 Jul] 
*دمکراسی و مبارزهٔ چریک مخفی ـ قسمت سوّم [2015 Jul] 
*دمکراسی و مبارزهٔ چریک مخفی درایران ـ قسمت دوّم [2015 Jul] 
* دمکراسی خواهی درمبارزهٔ مسلحانهٔ و زندگی مخفی چریکی ! [2015 Jul] 
*از محمّد حنیف نژاد تا مسعود و مریم رجوی [2015 Mar] 
*کلامی با اعضاء فعلی و سابق گروه رجوی  [2015 Feb] 
*آنها که جان خویش را فدای خلق قهرمان کردند و آنها که خلق قهرمان را فدای جان خویش نمودند [2015 Feb] 
*اگر نخواهیم حقّ و نا حقّ را بهم گره بزنیم (۲ ) [2015 Jan] 
*اگرنخواهیم حق و نا حق را بیکدیگر گره بزنیم [2015 Jan] 
*تبریک به خانواده های رهاشدگان از زندان لیبرتی و ایرانیانِ مخالف آخوند ها [2014 Dec] 
*تبریک به خانواده و دوست دارانِ زندانیانِ جُسته از اسارتِ در عراق [2014 Dec] 
*جهانِ سرمایه و جنگ هیچگونه شرافتی نمی شناسد  [2014 Aug] 
*اسراييل جنایتکارو یهودیان  [2014 Jul] 
*از اوج باورهای انسانی تا سقوط ذلّت بار واقعیت ها [2014 Apr] 
*هشدار! [2014 Mar] 
*سؤال وجواب [2014 Feb] 
*سرنگونی آخوند ها چه شد؟ ( قسمت چهارم ) [2014 Feb] 
*کلامی با خانم شقایق ـ ع ( بخش آخر) [2014 Feb] 
*کلامی با خانم شقایق ـ ع ( بخش دوّم)  [2014 Feb] 
*کلامی با خانم شقایق ـ ع از ایران [2014 Feb] 
*سرنگونی آخوندها چه شد؟ ( بخش سوّم) [2014 Feb] 
*سرنگونی رژیم آخوندها چه شد؟ (بخش دوّم ) [2014 Feb] 
*سرنگونی رژیم آخوندها چه شد؟ (بخش اوّل) [2014 Feb] 
*رابطهٔ انتقاد با پروژهٔ سرنگونی آخوندها [2014 Feb] 
*انتقاد در فرهنگ ما ایرانیان [2014 Feb] 
*حالا سکوت کنید، شما نمیدانید، به خون شهدا خیانت نکنید! [2014 Feb] 
*ما ایرانیانِ خارج از کشور به کدام سو می رویم؟ [2014 Jan] 
*ادب را از که آموختی؟ از بی ادبان [2014 Jan] 
*توان مدیریت یا رهبری سیاسی بحران حیات گروه رجوی [2014 Jan] 
*ما ایرانیان و سیاست ـ قسمت آخر [2014 Jan] 
*ما ایرانیان و سیاست ـ قسمت هفتم [2013 Dec] 
*ما ایرانیان و سیاست قسمت ـ ششم [2013 Dec] 
*ما ایرانیان و سیاست ـ قسمت پنجم  [2013 Dec] 
*ما ایرانیان و سیاست ـ قسمت چهارم [2013 Dec] 
*ما ایرانیان و سیاست ـ قسمت سوّم  [2013 Dec] 
* ما ایرانیان وسیاست ـ قسمت دوّم  [2013 Dec] 
*ما ایرانیان و سیاست  [2013 Dec] 
*ولایت ناپذیری گناه ماست ـ قسمت هشتم** [2013 Dec] 
*ولایت ناپذیری گناه ماست ـ قسمت هفتم [2013 Dec] 
*ولایت ناپذیری گناه ماست ـ قسمت ششم ملی گرایی وعاطفهٔ ایرانی [2013 Dec] 
*ولایت ناپذیری گناه ماست ـ قسمت پنجم  [2013 Dec] 
*آیا اعتصاب غذای نا محدود مبارزه با رژیم آخوندیست؟  [2013 Dec] 
*ولایت ناپذیری گناه ماست ـ قسمت چهارم [2013 Dec] 
*ولایت ناپذیری گناه ماست ـ قسمت سوّم [2013 Nov] 
*ولایت ناپذیری گناه ماست ـ بخش دوم [2013 Nov] 
*ولایت ناپذیری گناه ماست [2013 Nov] 
*به زجر کش کردن افراد تا مرگ پایان دهید [2013 Nov]