آقاي دكتر سميعي چه كسي را فريب ميدهيد؟
دکتر محمود زهرایی

حداقل با مردمي كه سالهاست شما را تحسين ميكنند صادق باشيد

موضوع بستري شدن آقاي هاشمي شاهرودي، يكي از مسئولان عالي رتبه نظام و قاضي القضات جمهوري اسلامي در سالهاي ٧٧-٨٨ شمسي ، در بيمارستان مغز و اعصاب شهر هانوفر آلمان كه رياست آنرا آقاي دكتر سميعي جراح مغز و اعصاب به عهده دارد، به مسئله اي حساس براي دولت آلمان، جمهوري اسلامي و البته آقاي دكتر سميعي، بدل شده است. من فاغ از بعد سياسي قضيه و بدور از تظاهرات و اعتراضات گسترده و به حق آزاديخواهان ايراني مقيم آلمان و جهان و همچنين اعتراضات رسمي و غير رسمي عدالت خواهان آلماني، تنها به عنوان يك پزشك و در واكنش به مصاحبه تلويزيوني دكتر سميعي با تلويزيون بي بي سي و توضيحات ايشان در رابطه با پذيرش و كمك به اين فرد در كادر سوگند و اخلاقيات پزشكي، به اين موضوع مي پردازم. آقاي سميعي در مصاحبه مزبور به سه نكته اشاره كردند. اول اينكه ايشان آقاي شاهرودي را نمي شناسند و اطلاعي از سابقه و پيشينه او ندارند. دوم اينكه بستري شدن اين فرد در غياب او و در زمانيكه او در تعطيلات بوده صورت گرفته و ايشان هيچ نقشي در اين موضوع نداشته اند و سوم اينكه او به عنوان پزشك ملزم به مداواي همه بيماران فارغ از جنس و رنگ و پيشينه سياسي و اجتماعي آنهاست. استدلالات اول و دوم ايشان چنان بي پايه است كه نيازي به شرح و توضيح زياد ندارد و هيچ ذهن ساده اي هم نميتواند بپذيرد كه ايشان با اينهمه نزديكي و همكاري با مسئولان بلند پايه جمهوري اسلامي در طول سالهاي متمادي گذشته، فرد بسيار مشهوري همچون آقاي شاهرودي را نشناسد و براي بستري شدن چنين فرد بالايي از نظام كه علي اقاعده بالاترين ارگان سياسي آلمان هم در جريان آن قرار ميگيرند، آقاي سميعي به عنوان رئيس بيمارستان بي خبر بماند. اما حرف اصلي من و هدف از اين نوشته توجيه نادرست ايشان در رابطه با سوگند پزشكي و كمك به بيماران در هر شرايطيست.

هرچند اخبار موثق و غير قابل ترديد در مورد برخوردهاي ايشان با بيماران عادي ايراني، از جمله برخورد با خواهر يك ايراني مقيم آلمان كه به خاطر نداشتن بيمه معتبر و از ترس دريافت نكردن حق الزحمه پزشكي، از كمك به او سرزد، نشان ميدهد كه شايد اين پايبندي ايشان به سوگند پزشكي فقط در مورد افراد پولدار و سردمداران رژيم صادق است و جنبه عموني ندارد، ولي فاغ از همه اينها، محتواي مورد ادعاي ايشان از سوگند پزشكي هم به هيچوجه درست و مطابق برداشت رايج از اين موضوع نيست. بعيد ميدانم آقاي سميعي كه سالها به عنوان پزشك در يك كشور اروپايي كار كرده اند مفهوم درست سوگند پزشكي و نحوه برخورد با بيماران را نداند.

ما به عنوان پزشك نميتوانيم و اجازه نداريم از معالجه بيماراني كه نياز فوري و بلافاصله به كمك پزشكي دارند، سر باز زنيم. ما اجازه نداريم در زماني يا در جايي كه حضور داريم و به جز ما پزشك ديگري حضور ندارد، از كمك به بيماري با هر سابقه و پيشينه جنايي سرباززنيم. ما حق نداريم بيماري را كه كف خيابان افتاده و به كمك ما احتياج دارد به صرف مجرم بودن مداوا نكنيم. ما حق نداريم در هيچ شرايط فوري و اورژانسي كه بيماري به كمك ما نياز دارد، از دادن خدمات پزشكي امتناع كنيم. اما من به عنوان پزشك اخلاقا مجبور نيستم تا در زمان و در مكاني كه هيچ ضرورت حاد پزشكي مطرح نيست و پزشكان فراوان ديگري در بيمارستانها و محلهاي پزشكي متعددي، امكان دادن همان خدمات پزشكي را دارند، بيماري را بپذيرم. نه آقاي سميعي تنها جراح مغز و اعصاب دنياست و نه بيمارستان ايشان تنها بيمارستان مغز و اعصاب دنيا و نه آقاي شاهرودي كف خيابان افتاده و هيچ پزشكي براي مداوايش وجود ندارد. من وقتي در مطبم مشغول كار هستم، اگر مريضي همچون آقاي شاهرودي با سابقه جرم و جنايت رجوع كند و تقاضا ي ثبت نام در مطب من كند، من از ثبت نام او سر بازخواهم زد ولي اگر همين فرد در حاليكه در مطب من است، دچار عارضه اي شود ، من اخلاقا ملزم به مداواي او بدون كوچكترين ترديدي هستم. بنابرين با تاكيد ميگويم كه امتناع آقاي سميعي از بستري كردن و مداواي آقاي شاهرودي نميتوانست ناقض سوگند پزشكي و مغاير با هيچكدام از المنتهاي اخلاق طبابت باشد. اما كيست كه نداند كه دكتر سميعي پس از اولين باري كه در سال ٦٠ براي معالجه خامنه اي به ايران فراخوانده شد و رياست تيم معالج او را به عهده گرفت، تا همين الان تمام قد و با اشتياق فراوان مشغول پذيرش و مداواي سردمداران رژيم در ايران و در بيمارستان هانوفر است. اي كاش آقاي سميعي به جاي توسل و سو استفاده از مفهوم اصل زيبا و اخلاقي سوگند پزشكي و به جاي فرافكني به منظور فاصله گرفتن از عمل ناشايستي كه صورت داده، از كار خود دفاع ميكرد تا مردمي كه سالهاست او را هزار بار بيشتر از آنچه بوده و آنچه كرده، ستوده اند، او را بهتر مي شناختند. در طول تاريخ بوده اند پزشكاني كه آگاهانه به خدمت ستمگران و جلادان درآمده اند و علم و توانايي هاي پزشكي خود را در اختيار دستگاه كشتار و شكنجه آنها قرار داده اند. جمهوري اسلامي هم از اين قاعده مستثني نيست و در استفاده و بكارگيري اين پزشكان مرزهاي بسياري را در نورديده است. اما بيشمارند پزشكان شريفي كه خود را از اين آلودگيها دور نگه داشته اند و شرافتمندانه در راه پر مسئوليت طبابت گام زده اند.

 

محمود زهرايي- پزشك خانواده در هلند

 

 

 

 

 

آقاي دكتر سميعي چه كسي را فريب ميدهيد؟

حداقل با مردمي كه سالهاست شما را تحسين ميكنند صادق باشيد

 

موضوع بستري شدن آقاي هاشمي شاهرودي، يكي از مسئولان عالي رتبه نظام و قاضي القضات جمهوري اسلامي در سالهاي ٧٧-٨٨ شمسي ، در بيمارستان مغز و اعصاب شهر هانوفر آلمان كه رياست آنرا آقاي دكتر سميعي جراح مغز و اعصاب به عهده دارد، به مسئله اي حساس براي دولت آلمان، جمهوري اسلامي و البته آقاي دكتر سميعي، بدل شده است. من فاغ از بعد سياسي قضيه و بدور از تظاهرات و اعتراضات گسترده و به حق آزاديخواهان ايراني مقيم آلمان و جهان و همچنين اعتراضات رسمي و غير رسمي عدالت خواهان آلماني، تنها به عنوان يك پزشك و در واكنش به مصاحبه تلويزيوني دكتر سميعي با تلويزيون بي بي سي و توضيحات ايشان در رابطه با پذيرش و كمك به اين فرد در كادر سوگند و اخلاقيات پزشكي، به اين موضوع مي پردازم. آقاي سميعي در مصاحبه مزبور به سه نكته اشاره كردند. اول اينكه ايشان آقاي شاهرودي را نمي شناسند و اطلاعي از سابقه و پيشينه او ندارند. دوم اينكه بستري شدن اين فرد در غياب او و در زمانيكه او در تعطيلات بوده صورت گرفته و ايشان هيچ نقشي در اين موضوع نداشته اند و سوم اينكه او به عنوان پزشك ملزم به مداواي همه بيماران فارغ از جنس و رنگ و پيشينه سياسي و اجتماعي آنهاست. استدلالات اول و دوم ايشان چنان بي پايه است كه نيازي به شرح و توضيح زياد ندارد و هيچ ذهن ساده اي هم نميتواند بپذيرد كه ايشان با اينهمه نزديكي و همكاري با مسئولان بلند پايه جمهوري اسلامي در طول سالهاي متمادي گذشته، فرد بسيار مشهوري همچون آقاي شاهرودي را نشناسد و براي بستري شدن چنين فرد بالايي از نظام كه علي اقاعده بالاترين ارگان سياسي آلمان هم در جريان آن قرار ميگيرند، آقاي سميعي به عنوان رئيس بيمارستان بي خبر بماند. اما حرف اصلي من و هدف از اين نوشته توجيه نادرست ايشان در رابطه با سوگند پزشكي و كمك به بيماران در هر شرايطيست. هرچند اخبار موثق و غير قابل ترديد در مورد برخوردهاي ايشان با بيماران عادي ايراني، از جمله برخورد با خواهر يك ايراني مقيم آلمان كه به خاطر نداشتن بيمه معتبر و از ترس دريافت نكردن حق الزحمه پزشكي، از كمك به او سرزد، نشان ميدهد كه شايد اين پايبندي ايشان به سوگند پزشكي فقط در مورد افراد پولدار و سردمداران رژيم صادق است و جنبه عموني ندارد، ولي فاغ از همه اينها، محتواي مورد ادعاي ايشان از سوگند پزشكي هم به هيچوجه درست و مطابق برداشت رايج از اين موضوع نيست. بعيد ميدانم آقاي سميعي كه سالها به عنوان پزشك در يك كشور اروپايي كار كرده اند مفهوم درست سوگند پزشكي و نحوه برخورد با بيماران را نداند. ما به عنوان پزشك نميتوانيم و اجازه نداريم از معالجه بيماراني كه نياز فوري و بلافاصله به كمك پزشكي دارند، سر باززنيم. ما اجازه نداريم در زماني يا در جايي كه حضور داريم و به جز ما پزشك ديگري حضور ندارد، از كمك به بيماري با هر سابقه و پيشينه جنايي سرباززنيم. ما حق نداريم بيماري را كه كف خيابان افتاده و به كمك ما احتياج دارد به صرف مجرم بودن مداوا نكنيم. ما حق نداريم در هيچ شرايط فوري و اورژانسي كه بيماري به كمك ما نياز دارد، از دادن خدمات پزشكي امتناع كنيم. اما من به عنوان پزشك اخلاقا مجبور نيستم تا در زمان و در مكاني كه هيچ ضرورت حاد پزشكي مطرح نيست و پزشكان فراوان ديگري در بيمارستانها و محلهاي پزشكي متعددي، امكان دادن همان خدمات پزشكي را دارند، بيماري را بپذيرم. نه آقاي سميعي تنها جراح مغز و اعصاب دنياست و نه بيمارستان ايشان تنها بيمارستان مغز و اعصاب دنيا و نه آقاي شاهرودي كف خيابان افتاده و هيچ پزشكي براي مداوايش وجود ندارد. من وقتي در مطبم مشغول كار هستم، اگر مريضي همچون آقاي شاهرودي با سابقه جرم و جنايت رجوع كند و تقاضا ي ثبت نام در مطب من كند، من از ثبت نام او سر بازخواهم زد ولي اگر همين فرد در حاليكه در مطب من است، دچار عارضه اي شود ، من اخلاقا ملزم به مداواي او بدون كوچكترين ترديدي هستم. بنابرين با تاكيد ميگويم كه امتناع آقاي سميعي از بستري كردن و مداواي آقاي شاهرودي نميتوانست ناقض سوگند پزشكي و مغاير با هيچكدام از المنتهاي اخلاق طبابت باشد. اما كيست كه نداند كه دكتر سميعي پس از اولين باري كه در سال ٦٠ براي معالجه خامنه اي به ايران فراخوانده شد و رياست تيم معالج او را به عهده گرفت، تا همين الان تمام قد و با اشتياق فراوان مشغول پذيرش و مداواي سردمداران رژيم در ايران و در بيمارستان هانوفر است. اي كاش آقاي سميعي به جاي توسل و سو استفاده از مفهوم اصل زيبا و اخلاقي سوگند پزشكي و به جاي فرافكني به منظور فاصله گرفتن از عمل ناشايستي كه صورت داده، از كار خود دفاع ميكرد تا مردمي كه سالهاست او را هزار بار بيشتر از آنچه بوده و آنچه كرده، ستوده اند، او را بهتر مي شناختند. در طول تاريخ بوده اند پزشكاني كه آگاهانه به خدمت ستمگران و جلادان درآمده اند و علم و توانايي هاي پزشكي خود را در اختيار دستگاه كشتار و شكنجه آنها قرار داده اند. جمهوري اسلامي هم از اين قاعده مستثني نيست و در استفاده و بكارگيري اين پزشكان مرزهاي بسياري را در نورديده است. اما بيشمارند پزشكان شريفي كه خود را از اين آلودگيها دور نگه داشته اند و شرافتمندانه در راه پر مسئوليت طبابت گام زده اند.

 

محمود زهرايي- پزشك خانواده در هلند

 

 

منبع:پژواک ایران


دکتر محمود زهرایی

فهرست مطالب دکتر محمود زهرایی در سایت پژواک ایران