پنج دلیل که نشان می دهد تا کنون از اعتراضات عبرت نگرفته ایم!

اعتراض های پراکنده در روزهای گذشته که عمدتا در مناطق محروم کشور به خشونت کشیده شد،در یک فرایند معقول و خردورز،به مانند چراغ هشداری است که اگر با غفلت با برخی مسائل اساسی در اداره امور کشور،برخورد کرده ایم، از خواب بیدار شویم؛اما واکنش هایی که در این روزها در سطوح مختلف دیده می شود،حداقل نشانی از عبرت گرفتن در این زمینه ندارد.
کد خبر:۷۶۱۲۸۴
تاریخ انتشار:۱۳ دی ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۳03 January 2018

اعتراض های پراکنده در روزهای گذشته که عمدتا در مناطق محروم کشور به خشونت کشیده شد،در یک فرایند معقول و خردورز،به مانند چراغ هشداری است که اگر با غفلت با برخی مسائل اساسی در اداره امور کشور،برخورد کرده ایم، از خواب بیدار شویم؛اما واکنش هایی که در این روزها در سطوح مختلف دیده می شود،حداقل نشانی از عبرت گرفتن در این زمینه ندارد.

به گزارش «تابناک»،در دو دیدگاه کلی می توان به این ماجرا نگاه کرد: یکی نگاهی کوتاه مدت است که می توان خوشبینانه دید و گفت مشکلات حل شده و مردم معترض دیر یا زود به خانه هایشان باز خواهند گشت و گفت هر نوع صحبت و تحلیل بعدی این ماجرا بنزین روی آتش ریختن است؛لذا باید سکوت کرد و آتش ها را زیر خاکستر فرستاد برای نوبت بعدی!دومی نگاهی بلند مدت تر برای استمرار و تداوم ملت و نظام سیاسی با آسیب شناسی عمیق و حل مشکلات اساسی کشور؛فارغ از جناح بندی های مرسوم. مورد دوم چندان باب طبع مسئولانی که در قدرت هستند،نخواهد بود و احتمالا رنجیده خواهند شد و دیگران را رنجیده خواهند کرد،چرا که احتمالا آنان معتقدند همه امور را درست انجام داده اند و اگر عیبی هم هست از ناحیه آنان نیست!با این وجود،استمرار و بقای ملت و نظام سیاسی در دراز مدت بر رنج آنان مقدم ترست؛لذا پنج نشانه از عدم عبرت گرفتن از اعتراضات مردمی، را برای این دسته از مسئولان شرح می دهیم:

اول:تا کنون هیچ نهادی،اعتراضات مردم را خطاب به خودش تفسیر نکرده است؛تقریبا همه افرادی که مسئولیت دارند، به مردم به دلیل کاستی ها،حق اعتراض می دهند،اما هیچکس تا کنون نگفته است که مجموعه او کوتاهی کرده است؛یا ناکارآمدی در مجموعه آنان وجود داشته است،یا برخی مدیران ناکارآمد را در مجموعه خود منصوب کرده اند؛مسئولان تا کنون همه گناه ها را به برخی نهادهای دیگر،نسبت داده اند؛اما اگر عبرت گرفته بودند،اصلاحات را از خود شروع می کردند،فارغ از اینکه نهادهای دیگر این کار را انجام می دهند یا خیر!

دوم:رسانه ملی که در واقع مجری اول و آخر سیاست های رسانه ای رسمی نظام هست،بر همان سیاق پیشین حرکت می کند؛هنوز هم احساس نمی کند که صفت ملی که به نام این رسانه اضافه شده است،تزئینی نیست،بلکه به این خاطر است که ملت در آن رسانه دیده و شنیده شوند؛وقتی در خلال این سالها،در بسیاری موارد با تصمیم گیری شخصی در صدا و سیما، مراجع اجتماعی،از دید مردم حذف شده اند و تلویزیون باز هم بر اساس تصمیم شخصی برخی مدیرانش،علیه برخی از مردم و گروه های اجتماعی برنامه سازی می کند،به جایی می رسد که در بزنگاه ها نمی تواند و البته نمی خواهد از مراجع تاثیر گذار اجتماعی برای گفت و گو با مردم، صحبت کند.به اتفاقات این چند ده سال کشور اگر برگردیم،مشاهده خواهیم کردکه تلویزیون همچنان گارد بسته ای نسبت به آنچه کلیت جامعه می خواهد که در رسانه ای ملی شان نشان داده شود؛گرفته است.در همین اتفاقات اخیر یکی از چهره های اصولگرا آرزو کرده بود که کاش به جای تلگرام،تلویزیون را فیلتر کنند! آیا رویکرد کنونی صدا و سیما،با عبرتی همراه است؟

سوم: بازی مرسوم جناح های سیاسی در کشور اینگونه است؛ زمانی که رقیب در مسند قدرت است تا می توانند چوب لای چرخ دولت می گذارند؛ برنامه دولت در زمینه اقتصاد،فرهنگ، سیاست خارجی و داخلی را با اعمال فشار به بن بست می کشانند،جناحی که ابزارهای قدرت بیشتری در اختیار دارد در این کار بهتر عمل می کند و طبیعتا دولت مستقر را بهتر ناکارآمد نشان می دهد؛طبیعتا بعد از ایجاد یا القای ناکارآمدی،اعتراضات مردمی برافروخته خواهد شد و مدیریت اعتراضات مردمی و جهت دادن به آنها نیز توسط همین جناح ها انجام می شود؛در روزهای اخیر عبرتی از سوی جناح ها هم دیده نمی شود!برخی هنوز در دعوای 88 با سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی اند!

چهارم:تداوم تاکید بیش از حد بر عامل خارجی هم عاملی است که اجازه نخواهد داد،آنگونه که لازم است،مسئولان امر از این اتفاقات درس بگیرند!در حالی که گفته های پیشین مقامات آمریکایی برای تغییر نظام پیش روی ماست،تلاش عربستان برای کشیدن درگیری ها به درون ایران هم در مقابل ماست،نمی توان گفت که آنان برنامه ریزی برای به هم ریختن کشور ندارند،یا از اتفاقات داخلی سوء استفاده نمی کنند؛اما تلاش برخی برای تاکید تام و تمام بر متغیر عامل خارجی،آدرس غلط دادن به دلسوزانی اس که بناست برای مردم و کشور،دست به اصلاح گری بزنند.

پنجم:اگر چه مسئولان دائم می گویند اعتراض حق مردم است؛اما آیا به ثمر نشستن اعتراض به حق، شایسته مردم نیست؟آیا مردم فقط حق دارند اعتراض کنند و بروند؟نباید مسئولان پس از شنیدن صدا اعتراض از یک برنامه جامع اصلاحاتی به نفع مردم و کشور سخن بگویند و برای حصول به چنین کاری برنامه ارائه کنند؟وقتی صحبتی از اصلاح گری شنیده نمی شود،یعنی عبرتی هم در کار نیست!اعتراض زمانی به معنای واقعی اعتراض است که در نهایت به اصلاح روند معیوب منجر شود؛ در این چند روز آیا صحبتی از برنامه برای اصلاحات در روند اداره کشور،شنیده شد؟

منبع:پژواک ایران