عبدالله ناصری : سرگذشت دراماتیک جامعه مدنی/ روایت بزرگ و پیچیده شدن فساد

 
 
فرارو- «فساد سیستمی شده است.» دیگر فرقی نمی‌کند کدام سیاستمداران یا مسئول این جمله را بیان می‌کند چرا که این موضوع بارها از زبان مسئولان و سیاستمداران مختلفی شنیده شده است. تقریبا هر کسی به این موضوع باور دارد که سیستمی شدن فساد از خود مقوله فساد خطرناک تر است. اگر فساد موردی باشد با ورود یک دستگاه نظارتی می‌توان در برابر فساد ایستاد. اما وقتی که فساد سیستمی می‌شود کار سخت تر است.
 
پای صحبت سیاستمداران و تحلیلگران که می‌نشینیم راه مقابله با فساد سیستمی را تقویت جامعه مدنی می‌دانند. افراد جامعه مدنی را زیادی تعریف کرده‌اند. اگر بخواهیم خیلی ساده و پوست کنده از جامعه مدنی سخن بگوییم در یک کلام می‌شود حضور شهروندان در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و ... . تقویت جامعه مدنی آنجا اهمیت پیدا می‌کند که اهالی سیاست به تنهایی نمی‌توانند در برابر مقوله‌های سرسختی مانند فساد سیستمی به مبارزه برخیزند، بلکه در این مسیر نیازمند همراهی آحاد جامعه‌اند که در نهادهای کوچکتری نسبت به بخش‌های حکومتی گرد هم می‌آیند.
 
به عنوان نمونه مطبوعات مستقل که از آن به عنوان رکن چهارم دموکراسی یاد می‌شود بخشی از جامعه مدنی را تشکیل می‌دهد. اصطلاح «جامعه مدنی» تقریبا از دولت محمد خاتمی در ایران رواج پیدا کرد. با این حال این دولت از سوی بعضی از حامیان خود با این نقد رو به رو بوده است که آنگونه که باید و شاید نتوانسته جامعه مدنی را تقویت کند. اما به راستی جامعه مدنی ایران اکنون چه وضعیتی دارد؟ 
 
عبدالله ناصری، استاد دانشگاه و فعال سیاسی اصلاح‌طلب به فرارو می‌گوید: جامعه مدنی مختصات دوران مدرنیته را با خود به همراه دارد و همراه با کلماتی مثل دموکراسی، آزادی و عدالت اجتماعی به کار می‌رود. او ادامه می‌دهد اگر بخواهیم هرمی را در نظر بگیریم، حاکمیت در راس این حرم قرار می‌گیرد و قاعده آن را جامعه مدنی تشکیل می‌دهد. او بزرگترین مختصات و ویژگی جامعه مدنی را در این می‌داند که طبقه متوسط شهری رشد کرده و بر تحولات سیاسی و اجتماعی تاثیرگذاری است. به اعتقاد او جامعه مدنی زمانی شکل می‌گیرد که دولت و ملت با هم در تعادل و تعامل باشند. اگر به ساختارهای سیاسی بعضی کشورها نگاهی بیندازیم، در حکومت‌های توتالیتر جامعه مدنی وجود خارجی پیدا نمی‌شود و در مقابل در ساختارهای سیاسی دموکرات‌تر و آزادی خواه‌تری که ابزار و ابعاد قدرت کوچکتری دارند جامعه مدنی رشد یافته تری دیده می‌شود.  
 
به اعتقاد این استاد دانشگاه برخلاف بعضی تصورات رایج که جامعه مدنی تنها در حوزه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تعریف می‌شود، یکی از مختصات جدی جامعه مدنی توانمندی اقتصادی است. بنابراین حکومت‌هایی که مایلند جامعه مدنی در کشورها رشد پیدا کند طبیعتا باید مکانیزم‌ها و راه‌های وصول قدرت خود همچنین تاثیرگذاری خود را در تحولات مختلف اجتماعی کاهش دهند. ناصری ادامه می‌دهد: عنصر اقتصاد عامل تعیین کننده‌ای است. وقتی دولت ابزار اقتصادی را تماما در اختیار داشته باشد و یا اصطلاحا تمرکزگرا باشد، توان اقتصادی جامعه گرفته می‌شود و جامعه در همه عرصه‌ها حضور کمرنگ تری پیدا می‌کند و این منجر به وابستگی جامعه مدنی به دولت می‌شود. به همین خاطر در دوران مدرنیته دولتها به این سمت می‌روند که بخش دولتی را کوچک کنند و در مقابل بخش خصوصی را تقویت کنند.  
 
او جامعه ایران را نمونه‌ای از این جوامعی می‌داند که با وجود داشتن جامعه مدنی شکوفا و تاثیرگذار، به سیاست گذاری‌های دولت و صندوق‌های پول و بودجه عمومی کشور وابسته است. ناصری ادامه می‌دهد: وقتی بخشی خصوصی تقویت شود، جامعه توان اقتصادی پیدا می‌کند و می‌تواند نقش تعیین کننده تری در حوزه‌های سیاسی فرهنگی و اجتماعی داشته باشد.  
 
ناصری معتقد است علت بی‌مهری بعضی دولت‌ها به جامعه مدنی این است که جامعه مدنی بر سر راه سیاست‌های کلان دولت‌ها مانع ایجاد نکند. نمونه این موضوع در بخش سیاسی و اجتماعی آنجا دیده می‌شود که بحث توسعه تحزب و دیگر نهادهای اجتماعی خیلی مورد توجه دولت و حاکمیت قرار نمی‌گیرد.  
 
این فعال سیاسی یکی از ابزارهای جامعه مدنی امروز را فضای مجازی می‌داند و معتقد است که جامعه مدنی از این فضا توانسته به سود خود استفاده کند. در مقابل برخی کشورهای توسعه نیافته از این ابزار محروم بوده‌اند و نتوانسته‌اند خود را نشان دهند. 
 
این استاد دانشگاه اولین دوره نزدیکی دولت و ملت در ایران بعد از انقلاب را در دولت دفاع مقدس می‌داند و می‌گوید: با وجود بسیاری از فراز و نشیب‌های سیاسی که در بعضی عرصه‌ها دیده می‌شد، مردم در تمام عرصه‌ها در کنار دولت بودند. مشارکت اجتماعی در این دوره نه تنها در جبهه‌های جنگ بلکه در پشت جبهه‌ها نیز دیده می‌شد. گویا جنگ حلقه وصلی شده بود که مشارکت اجتماعی را شکل می‌داد و مطالبات اجتماعی را تعدیل می‌کرد.  
 
نسبت دولت بعد از جنگ و تمرکزگرایی آن با جامعه مدنی 
عبدالله ناصری در ادامه با اشاره به نگاه مرحوم هاشمی رفسنجانی در دوران ریاست جمهوری خود می‌گوید: دولت سازندگی شرایط خاصی داشت. دولت بعد از هشت سال جنگ بر سر کار آمده بود و جامعه پر از مطالبه و آثار ویرانی جنگ بود. به همین خاطر دولت باید این جامعه را با عنوان سازندگی سامان می‌داد. زیرساختهای کشور در طول هشت سال جنگ از بین رفته بود. به این ترتیب دولت آقای هاشمی بر حوزه اقتصاد متمرکز شد.

این فعال سیاسی می‌گوید: در دوران سازندگی سیاست نامتوازنی برقرار شد. در حالی که رمز موفقیت و کارآمدی توسعه پایدار این است که به اندازه توجه به توسعه اقتصادی باید توسعه فرهنگی و اجتماعی هم در دستور کار قرار بگیرد. امروزه بسیاری از کشورهای پیشرفته هم با همین الگو، توسعه خود را پیش می‌برند. به همین خاطر بود که دوم خرداد توانست با گفتمان توسعه اجتماعی و سیاسی بر رقیب قدرتمند خود پیروز شود. یعنی معلوم شد که با گذشت 20 سال از جمهوری اسلامی تقاضاهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه بر تقاضاهای اقتصادی می‌چربید. این در حالی بود که ما در مدتی شاهد تورم 50 درصدی بودیم. با این حال معتقدم که روحیه تمرکزگرایی رئیس دولت سازندگی در بحث توزیع قدرت می‌چربید. او نشان می‌داد که از مخالفین سرسخت تشکیل شوراهای شهر و روستاست و این مباحث را به عنوان پارازیتی برای برنامه ریزی دولت و مانعی بر سر راه آن می‌دانست.  
 
دولت اصلاحات زمینه شکل گیری جامعه مدنی را فراهم کرد 
او ادامه می‌دهد: زمینه جامعه مدنی به معنای مدرن آن در دروان اصلاحات فراهم شد. دوران اصلاحات تنها دورانی بود که زمینه خوبی را برای ادامه روند جامعه مدنی فراهم کرد. این دولت سعی داشت قدرت سیاسی خود را کاهش  دهد و تا جایی که می‌تواند مشارکت را افزایش دهد.  

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب می‌گوید: دولت اصلاحات علی رغم همه مخالفت‌هایی که  از سوی مقامات حکومتی از جمله مرحوم هاشمی رفسنجانی وجود داشت، به سمت تشکیل شوراهای شهر و روستا حرکت کرد که این اقدام یکی از جلوه‌های مشارکت مدنی در حوزه قدرت است. این در حالی بود که دولت اصلاحات و وزارت کشور اصرار داشتند نص قانون اساسی باید اجرا شود. ناصری همچنین می‌گوید: در آن دوران رسانه‌ها توسعه پیدا کردند و نسبت به امروز احزاب با کیفیت و کمیت بیشتری شاهد بودیم. سازمان‌های مردم نهاد هم با گسترش و توسعه رو به رو شدند که البته بسیاری از آنها در دوران آقای احمدی نژاد محدود شد.  

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب با اشاره به بعضی انتقادات به اینکه دولت اصلاحات خیلی نتوانست آنگونه که باید جامعه مدنی را تقویت کند می‌گوید: دولت در ابتدای این مسیر قرار داشت و اگر آن سیاست‌ها ادامه پیدا می‌کرد حتما ما امروز شاهد جلوه دیگری از عرصه جامعه مدنی و عرصه حکومت ایران بودیم. به صراحت می‌گویم که بسیاری از مشکلات را فراروی خود نداشتیم. 
 
احمدی نژاد جامعه مدنی را تضعیف کرد 
عبدالله ناصری ادامه می‌دهد: نگاه به تمرکزگرایی در دوران محمود احمدی نژاد دوباره به عرصه دولت بازگشت. اصل 44 قانون اساسی به صورت صوری انجام شد و وسیله‌ای برای رسیدن عده‌ای به منافع و اهداف خاصی شد. در حالی که این اصل ابزاری برای بسط بخش اقتصادی جامعه مدنی است. به این ترتیب طبقه متوسط شهری که ثقل جامعه مدنی است در این دوران هشت ساله در حد وسیعی تضعیف شد.  
 
روحانی به جامعه مدنی چه نگاهی دارد؟ 
این فعال سیاسی درباره کارنامه چهارساله حسن روحانی در حوزه جامعه مدنی نیز می‌گوید: این دولت امروز با وجود گفتمان اصلاح‌طلبانه خود که می‌خواهد زمینه جامعه مدنی و مشارکت مدنی را توسعه دهد، خیلی نمی‌تواند موفق باشد. چرا که قدرت اقتصادی دولت کاهش پیدا کرده است. همچنین تفاوت دیدگاهی بین آقایان خاتمی و روحانی وجود دارد. به گفته این فعال سیاسی، نگاه توزیع قدرت به اندازه‌ای که در نگاه محمد خاتمی پیدا می‌شود، در حسن روحانی وجود ندارد.  

ناصری می‌گوید: دولت آقای روحانی هم هرچند به بسط جامعه مدنی اعتقاد نشان می‌داد اما به تعبیر خود با یک ویرانه هشت ساله و سلسله تحریم‌هایی رو به رو شد که دولت او را بیشتر درگیر حل این گونه مسائل می‌کرد. الان هم اگر دولت بخواهد در عرصه بین المللی و عرصه اقتصادی هخموفق شود، حتما باید نشانه‌ها و مصادیق بسط جامعه مدنی را در جامعه بیشتر نشان دهد که مسئولیت عمده آن برعهده وزارت کشور است. دولت در چنین شرایطی است که می‌تواند در عرصه بین المللی و اقتصادی موفق تر عمل کند.  
 
جامعه مدنی در ایران راه خود را باز کرده است 
او معتقد است: با توجه به مختصات نوع حکومت جمهوری اسلامی و متمرکز بودن کانون‌های قدرت در آن اگر حکومت به معنای عام (هم دولت و هم سایر قوا و نهادهای حاکمیتی) همکاری نداشته باشند، جامعه مدنی به راحتی شکل نخواهد گرفت. مصداق این موضوع را در موانعی می‌توان یافت که در دوران اصلاحات مشاهده می‌شد. البته او ادامه می‌دهد: چه قدرت و دولت با جامعه مدنی همراهی کند چه نکند جامعه مدنی پدیده‌ای است که در مختصات جامعه ایران راه خود را باز کرده است. ما اوج این موضوع را در انتخابات 76 دیدیم. جامعه مدنی در انتخابات 96 هم به مراتب قوی تر و به واسطه ابزار مستقل شبکه‌های مجازی توانست راه خود را باز کند.  
 
امروز اصولگرایان عاقل هم از لزوم تقویت جامعه مدنی سخن می‌گویند 
او بعضی انتقادات به اصلاح طلبان که این جریان در سالهای بعد از 84 و همچنین دولت حسن روحانی به جای توجه به تقویت جامعه مدنی از مردم دعوت کرده تا در انتخابات شرکت کنند، می‌گوید: تا حدودی این انتقادات را درست می‌دانم. من معتقدم اصلاح طلبان در عرصه  تقویت جامعه مدنی بیش از این می‌توانستند گام بردارند. اما واقعیت جامعه ایران و ساختار حاکمیت اقتضائاتی دارد. واقعیت ساختار حکومت جمهوری اسلامی اینگونه است که به خاطر رویکرد تاریخی و باورهای دینی خود به باورهای نوینی مثل جامعه مدنی خیلی باور ندارد. مثلا در دوران دوم آقای احمدی نژاد اگرچه اصلاح‌طلبان در زندان، حصر و حبس بودند اما همان دولت اول هم به اصلاح طلبان مجوز تاسیس تشکل یا رسانه نمی‌داد.  

این استاد دانشگاه معتقد است اصولگرایان هم به توسعه و رشد جامعه مدنی گرایش پیدا کرده‌اند. او می‌گوید اصولگرایان علاوه بر اینکه ماهیت حکومت دینی را درک می‌کنند اما رویکرد متصلب و بسته دو دهه گذشته را ندارند. امروز اصولگرایان عاقل صراحتا صحبت از بسط جامعه مدنی می‌کنند. این یک واقعیت است که حکومت باید متوجه این قضیه باشد، هرچه مطالبات مشروع جامعه مدنی مورد توجه حاکمیت قرار بگیرد، در سر بزنگاه و تنگناهای دولت جامعه مدنی با دولت همراه و همسو خواهد بود. ما این تجربه را در دروان جنگ که دغدغه جامعه مدنی خیلی جدی نبود داریم.  
 
نگرانی از کاهش اعتماد بین جامعه مدنی و حاکمیت 
این فعال سیاسی در پایان از کاهش اعتماد بین جامعه مدنی و حاکمیت ابراز نگرانی می‌کند و می‌گوید: امروز خود نهادهای رسمی حاکمیتی گزارش می‌دهند که به‌رغم پرداختهایی مثل سهام عدالت و یارانه، جمعیت زیر خط فقر نسبت به 15 سال پیش افزایش پیدا کرده است. این نشان می‌دهد که سیاست‌های گذشته سیاست‌های نادرستی بوده است که باید در دولت جدید به آن تحدید نظر شود. هرچقدر هم که این فاصله بیشتر شود حکومت پشتوانه عظیم خود را از دست خواهد داد. همچنین باید این بپذیریم که اگرچه گفتمان مسلط توسط رسانه رسمی در جامعه نشر می‌شود، اما به خاطر اینکه مردم تقریبا از رسانه ملی بی‌نیاز شده‌‌اند و خودشان رسانه در اختیار دارند، اگر به مطالبات نسل جدید پاسخ ندهند خیلی نمی‌توانند این نسل را با خود همسو کنند. 

منبع:پژواک ایران