حق تعیین سرنوشت از منظررویکرد سوم
تقی روزبه

اقلیم کردستان چندی پیش در یک همه پرسی با اکثریت قاطع به استقلال آن رای داد. برخی اصولا برگزاری آن و احیانا دستیابی کردهای عراق به استقلال را حق مسلم آنان و مطابق با اصل حق تعیین سرنوشت برای خلقها دانستند و برخی نیز ضمن تائید این حق بطور کلی اما برگزاری این رفراندوم را در شرایط بحرانی کنونی بلحاظ زمانی و مکانی در این منظقه مضر دانستند. شما آنرا چگونه ارزیابی کردید؟

من در دومقاله و گفتگوئی* که پیرامون این مساله داشتم از رویکردسوم دفاع کردم. برآن بودم که هردو رویکردمورداشاره نادرست و پشت روی یک سکه هستند که یکی با مصلحت سنجی های خود به سمت ناسیونالیسم غالب می لغزد و دیگری به سمت بازتولیدهمان ناسیونالیسم در قالب شکل دادن به دولت-ملت مغلوب، که باهم سیکل باطلی را بوجود می آورند. وجودچنین سیکلی، بن بست و بحران این بخش از چپ را به شکلی عریان به نمایش می گذارد. در عین حال این رویکردها نشان می دهند که آن ها هیچ درسی از تحولات چنددهه گذشته و از جمله وقوع فاجعه حکومت اسلامی و خمینی در ایران که از قضا با موج سواری روی استقلال و آزادی و مبارزه علیه استبدادحاکم و نفوذ و سلطه قدرت های بزرگ (بویژه آمریکا و انگلیس تحت عنوان مبارزه علیه استکبار)صورت گرفت، نگرفته اند. و گرنه چگونه می توانستند از مردم کردستان بخواهند بخاطربرخی مصلحت سنجی ها "فعلا" و تا اطلاع ثانوی از حق تعیین سرنوشت  خود کوتاه بیایند و در چهارچوب ناسیونالیسم و بورژوازی مسلط عمل کنند و یا در آن سوی این سکه، زیرشعاربورژوائی "دولت-ملت مغلوب"، آن هم به فراخوانی حکومتی از نوع طایفه ای- قبیله ای و حتی غیرقانونی بر طبق قوانین خوداقلیم سینه بزنند و فراخوان حمایت بدهند. در واقع آن ها با خارج شدن از منطقه ای که چپ و نیروهای رهائی بخش در آن مبارزه و کنشگری می کنند، تن به انتخاب از میان گزینه های دوقطب بورژوازی می دهند. نکات اصلی موردنظرمن به شکل فشرده عبارت بودند از:

 

حق تعیین سرنوشت دارای محتوا و شکل ثابت و دست نخورده در طول تاریخ نیست بلکه در گذرزمان و تحولات اجتماعی- تاریخی و متناسب با بلوغ و آگاهی جوامع بشری، دستخوش تحولات بینادی شده و پوست اندازی می کند. و بهمین دلیل با آن نیز مثل هر مطالبه تاریخی دیگر می توان هم از منظر واپسگرایانه و نابهنگامی با آن برخوردکرد و رویکردی دولت-محور داشت، و یا از موضع ترقی خواهانه و بهنگام، رویکردی جامعه محورداشت. این نوع رویکردها در برخورد بخصوص با مطالبات اساسی و یا تاریخی موسوم به معوقه بیشتر صدق می کنند. چنان که رویکردفوق ارتجاعی و فاجعه آمیزداعش را در رو درروئی با کفار و سلطه قدرت های بزرگ در ائتلاف جهانی دهها قدرت جهانی و منطقه ای و از قضا برای دست یابی به نوعی استقلال و خودکفائی و بر پاکردن حکومتی از نوع خلافتی-اسلامی را شاهدیم؛ و اساسا برآمدپارادیم ارتجاعی جنبش اسلام سیاسی در طی چندین دهه گذشته را می توان در همین چهارچوب تعریف کرد. بنابراین کلیشه کردن حق تعیین سرنوشت در قالب و مناسبات معین تاریخی، و یا تمرکزیک جانبه بر وجه  صرفا حقوقی و شکلی و بد ون در نظرداشت محتوای اجتماعی و تاریخی، می تواند هر جریانی را به قرینه سازی های تاریخی و به قعرواپسگرائی بکشاند. از این منظرمن تشکیل دولت-ملت بورژوائی و نظم جهانی و ژئوپلتیکی مبتنی بر آن را اساسا نظمی آکنده از تخاصم و ستیز می دانم که ربطی به گفتمان چپ و رهائی انسان ها و جوامع از مناسبات و تقسیمات تبعیض آمیز ندارد و فراتر از آن امروزه حتی آن محتوای تاریخی دوران مستعمرات صدسال پیش و یا شکل گیری پارادایم دولت-ملت (پیمان وستفالن ...) در چندصدسال گذشته را هم از دست داده است. از این منظر ترادف حق تعیین سرنوشت با مناسبات و شکلی که بورژوازی تحت عنوان دولت-ملت به آن داده و فراتر از آن بدلیل رشدسرمایه داری جهانی، امروزه حتی به قالبی تنگ برای رشد و تحرک خودسرمایه تبدیل شده و هرروز به انواع گوناگون قلمرو و هویت وجودی آن را نقض می کند؛ که این خود منشأ و مولدبحران های عدیده و حاد جهانی شده است، نادرست است. از قضا در خودهمین مناطق کوردنشین نمونه رژوا تلاشی بوده است برای دست یابی به حق تعیین سرنوشت با محتوا و مناسباتی از نوع دیگر  یعنی مدلی برای تحقق حق تعیین سرنوشت در تمایزبا مدل ناسیونالیستی و در راستای جوامع کنفدراتیومردمان منطقه و بدون تکیه بر دولت ها و تقدیس مرزها. بنابراین نقد و نفی شکل معینی از حق تعیین سرنوشت که تشکیل دولت-ملت، نوع بورژوائی آن، آن هم در عصرگندیدگی سرمایه داری جهانی، نه فقط به معنی دست شستن از حق تعیین سرنوشت نیست، بلکه بعکس تلاش و مبارزه ای واقعی و عملی برای گوشت و پوست دادن به جوامعی با مناسبات نوین اجتماعی و مبتنی بر خودگردانی و خودمدیریتی است که در پیوندناگسستنی با برابری های اجتماعی و جنسیتی و همبستگی و تعاون انسانی و علیه برافراشتگی مرزهای مصنوعی و جداکننده هم چون رقیب و دشمن در میان مردمان منطقه قراردارد. این که "چپ" در عرصه بنیادینی چون تعیین سرنوشت، تصوری جز تصوربوژوائی و تمکین به آن و نسخه برداری از آن نداشته باشد، خود بیانگرعمق بن بست و نابهنگامی او است. چپ اگر چپ باشد و وفادار به اصول و آرمان های خود، طبیعی است که باید برای پرورژه و بدیلی رهائی بخش مبارزه کند و گرنه همانطور که شاهدش هستیم سیاهی لشکرارتجاع خواهد شد. البته مبارزه برای بدیل و پروژه رهائی به معنی نادیده گرفتن واقعیت ها و توازن نیرو و بهره گیری از حلقات واسط و میانجی برای نیل و در خدمت هدف نیست؛ اما تفاوت کیفی و ماهوی وجود دارد بین در نظرگرفتن برنامه و گزینه های بورژوازی غالب یا مغلوب، هم چون شرایط خارجی برای بدیل و پیشبردآن با توجه به مجموعه شرایط موجود، با منحل کردن خود در بین گزینه هائی که بورژوازی در برابرش می نهد. در وجه نخست سیاست ورزی به عنوان بسیج پایگان اجتماعی بدیل و رهائی معنادارد و در دومی تبدیل شدن به ابوابجمعی قشون بورژوازی.

 

علاوه برمحتوای تاریخی و پوست اندازی مفهوم حق تعیین سرنوشت در گذرزمان و در تناسب با بلوغ بشر، من به روی شیوه دست یابی به حق تعیین سرنوشت و پای بندی به موازین اصولی و دموکراتیک نیز تأکیدویژه داشته ام و براین نظربودم و هستم که وفاداری و تعهد به اصل حق تعیین سرنوشت قبل از هرچیز خود را در شیوه واقعا دموکراتیک و مردمی در نیل به آن نشان می دهد و در این مورد هیچ گونه چشم پوشی بویژه از سوی نیروهای چپ و نیروهای واقعا دموکراتیک پذیرفتنی نیست: به من به گو که چگونه حق تعیین سرنوشت را بدست می آوری تا بگویم که دوستش هستی یا دشمنش!. واقعیت آن است که شیوه برگزاری در تجربه اقلیم به هیچ وجه با موازین بدیهی و اولیه دموکراتیک و مداخله مردم از پائین و گشودن فضای بحث و گفتگو حول ماهیت و چگونگی دست یابی به آن و چالش های پیشارویش و طرح مواضع مختلف که بتواند منجر به تصمیم سنجیده و انتخاب آگاهانه باشد نبود؛ بلکه بیشتر دستوری و با بند و بست از بالا توسط احزاب وابسته به این یا آن جریان و این یا آن طایفه و خاندان متنفذ و صاحب قدرت و حتی حکومت غیرقانونی بود که از باب تشریفات به تصویب پارلمانی نمایشی که در آخرین روزهای قبل از برگزاری بازگشائی شد مزین شد. اگر شیوه به اندازه خودحق دارای اهمیت اصولی است و در واقع آئینه و تجلی آن است، نقض آن نمی تواند یک امرفرعی و قابل اغماض باشد که چشمان خود را برآن بندیم. شیوه و محتوا باهم پیوندناگسستنی دارند و به نحوماکیاولیستی با شیوه نادرست نمی توان به هدف درست رسید. بدیهی است که کج نهادن خشت اول بیانگرآن است که صاحبان قدرت و ثروت آن را به خدمت تحکیم موقعیت خود و تقویت مناسبات قدرت گرفته اند.

 

 یک باردیگر براین امرفراموش شده باید تأکیدکرد که چپ برای ابد محکوم نیست که بین گزینه هائی که بورژوازی- از هردوطرف، قرقی نمی کند غالب یا مغلوب- در مقابلمان می گذارد دست به انتخاب برند.  "چپ" اگر چپ باشد باید از این بن بست فراتربرود و از گزینه واقعی و رهائی بخش دفاع کند و آن را مبنای سیاست ورزی خود قراربدهد و از همان منظر با مردم سخن بگوید و به بسیج و سازماندهی بپردازد. چرا که چپی که معطوف به جامعه باشد و نه قدرت و دولت محور، تحت هرشرایطی برنامه و کنشگری مستقل خود در تقویت و شکل دادن به مناسبات نوین و جوامع بدیل را پیش می برد. برای آن ها مسأله اصلی دادن گوشت و پوست واقعی به حق تعیین سرنوشت است. و همانطور که اشاره شد، در این صورت بندی از حق تعیین سرنوشت منازعات و تمایزات بورژوازی خودی و غیرخودی،علیرغم ادعاهای آن ها، ربطی به حق تعیین سرنوشت مردم ندارد و نمی تواند جایگزین آن شود و باید با آن ها هم چون شرایط خارجی و پیرامونی در برابربدیل رهائی مواجه شد.

حق تعیین سرنوشت همانطور که از عنوانش پیداست ناظر بر سرنوشت یعنی مهم ترین وجه زندگی اجتماعی است. بسیارخوب! اگر سوسیالیسم برای حق تعیین سرنوشت پاسخ و بدیلی ندارد، در واقع دارد با صدای بلند بحران هویت و بلاموضوع بودن خود را اعلام می کند. در توجیه چنین وضعیت بن بست گونه ای است که ابتدا حق تعیین سرنوشت به امری بی محتوا و به یک امر شکلی و  حقوقی صرف و یک پدیده بیرونی ( در تقابل با دشمن بیرونی= آن دیگری=بورژوازی غیرخودی و رقیب ) تبدیل می شود، تا محتوای آن که مبین روابط بین قدرت و جامعه و اقتصادی سیاسی آن است نادیده گرفته شود. انگاه، پس از آن خودکردن قرائت و برنامه بورژوائی از حق تعیین سرنوشت، دیگر حمل باربورژوازی با رضایت و وجدان آرام و با معرکه گیری کامل می تواند صورت گیرد. منطق ( وچه بسا عملکرد)چنین چپی تا مغزاستخوان ملی گرا و معطوف به قدرت است! این چپ ضمنا پوپولیست هم هست، چون بفرض وقتی مردم خواهان یک مناسبات بورژوائی شدند، بلافاصله به لحاظ منطقی خلع سلاح می شود و سپر می اندازد، همانطور که مثلا در انقلاب بهمن بخش بزرگی از آن سپرانداخت. واقعیت آن است که هیچ چیز مؤثرتر از نفوذگفتمان بورژوازی در چپ، نمی تواند او را به خادم و سیاه لشکرآن تبدیل کند. آیا در "مستی توده ای"  در اوان انقلاب بهمن، چپ نمی بایست به مردم می گفت این ره که تو می روی به سرچشمه و به آزادی و استقلال نیست که به سوی سراب است؟ یا باید به موج سواری می پرداخت؟   

 البته این بحث سویه های مهم دیگری هم  دارد از جمله آن که حتی در اصل دولت-ملت های بورژوائی، با همه جنبه های تخاصم آمیزی که در برداشته است، لباسی نبوده است که بر بدن یک قوم و یا یک نژاد و... دوخته شده باشد و اساسا برتن کردن لباس دولت-ملت توسط یک قوم یا  نژاد و...  بر وجه تخاصمی ذاتی و نهفته در آن دو چندان می افزاید، و ملاحظاتی از این دست وجوددارند که پرداختن به آن ها از خارج از حوصله این پرسش و پاسخ است. 

 

در برابراین پروژه ( همه پرسی ) صفبندی های سیاسی جدیدتری در منطقه شکل گرفت. مثلث عراق، جمهوری اسلامی و ترکیه اردوغانی برای پیشگیری از تشکیل دولت مستقل کردستان صف کشیدند و تهدیدهایی از سوی آنان انجام گرفت و محدودیت هایی در این ارتباط  برای کردها ایجاد شد. برخی  میگویند فلسفه این همه پرسی نه دستیابی به استقلال که گرفتن امتیازات بیشتر از دولت مرکزی عراق بوده است. شما چگونه ی بینید؟

 

واقعیت آن است که مطالبه حق تعیین سرنوشت و مشخصا استقلال از قدرت های حاکم، در کوردهای منطقه از دیرباز- از همان زمان تقسیم تصراف امپراطوری عثمانی در منطقه و شکل دادن به دولت-ملت های موزائیکی توسط دول استعمارگر وجود داشته است و تردیدی در در اصالت چنین خواستی نیست. اما اولا این به معنی صرفا دخیل بستن به نوع بورژوائی آن نیست چرا که تحول و بلوغ و آگاهی واقعیتی همه جاگیراست و ثانیا به معنی نادیده گرفتن خطرموج سواری جریان های متنفذ در قدرت و احزاب و لایه های اجتماعی فوقانی، برای مسخ آن و قراردادنش در خدمت تثبیت و تقویت موقعیت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی لایه و یا طبفه فرادست نیست. مسعودبارزانی برگزاری رفراندوم را رسالت خویش دانسته بود و برآن بود که به هر قیمت شده و تا زمانی که رسما در قدرت است مهرآن را بنام خود بزند و حتی آن را ابزارتحکیم قدرت و موقعیت خود و خاندان و طایفه اش قراربدهد. بهمین دلیل به انتقادها و نظرات مخالف که کم هم نبودند وقعی ننهاد. او هم چنین مدعی بود که پس از برگزاری رفراندوم می توان از موضع قوی تری به گفتگو با دولت مرکزی نشست. بنظرمی رسد که او نیم نگاهی هم به شکل گیری دو دولت کنفدرال و توافق روی اشتراکاتی، مثل کشورهای اتحادیه اروپا داشت. ولی هیچ کدام از این شقوق نمی تواند باعث نادیده گرفتن این واقعیت بشود که مردم کورد از دیرباز خواهان دست یابی به حق تعیین سرنوشت خودبودند و در مقاطع مختلف برای آن بهای سنگینی هم پرداخته اند. اما دقیقا بهمین دلیل و از همین منظر باید همواره نگران مسخ شدن این خواست واقعی  توسط بازیگران در قدرت و خطر "همسان پنداری" بین خواست مردم و خواست بورژوازی و اصحاب قدرت بود. چرا که در واقعیت امر چنین اشتراک هدفی وجودندارد و هر کدام دارای رؤیاهای بالکل متفاوتی هستند و بورژوازی در پی صیدخوداست. چپ نمی تواند با تلاش "بورژوازی"    کورد برای زدن مهرخود بر این خواست عمومی که معنائی جز بی یال و دم و اشکم کردن حق تعیین سرنوشت ندارد، همنواشود. برعکس تمامی همت چپ باید مصروف آن شود که جوامع کرد و زحمتکشان با خودآگاهی به منافع و خواست خود، رأسا و به نحومسئولانه ای مهرخود را بر حق تعیین سرنوشت بکوبند. ما ایرانی ها بخصوص باید با معنای رأی هائی که در پی فراخوان های حاکمان در رفراندوم تأسیس نظام و یا تشکیل مجلس خبرگان، و مستی و توهم گسترده ای که حول هم پوشانی و اشتراک بین مطالبات و آرزوهای تاریخی خود با اصحاب قدرت پیداکرده بوند و این که چگونه حق تعیین سرنوشت مسخ شد، بخوبی آشنائیم و طبعا باید از آن برای ژرفابخشیدن به درکمان از حق تعیین سرنوشت و انتقال تجربه بهره بگیریم. 

 

شهرنفتخیزکرکوک از نقاط بسیار مهمی بود که توسط نیروی پیشمرگه ها آزاد و بخشا کنترل میشد. با پیشروی نظامی ارتش عراق و نیروهای شبه نظامی شیعه این شهر بدون مقاومت از سوی کردها واگذار شد. پیشمرگه های کرد دستور عقب نشینی از مواضع خود گرفتند. برخی آنرا خیانت رهبری دانستند و رهبری هم این اقدام را نه عقب نشینی بلکه جابجائی و برای پیشگیری از کشتار کردها اعلام کرد. ارزیابی شما چیست؟

 

یکی از نکاتی که به آن تأکیدکرده بودم، نحوه برگزاری رفراندوم در مناطقی چون کرکوک و دیگرنقاط موردمناقشه و دارای ترکیب جمعیتی متنوع بود و این که این مناطق نقاط محل مناقشه و چالش خواهند بود و این که به لحاظ شیوه برگزاری رفراندوم در چنین مناطقی نمی توان و نباید به اکثریت کمی یک بخش از جمعیت تکیه کرد. در حقیقت تکیه بر اکثریت کمی در نقاطی مثل کرکوک حتی قبل از برگزاری همه پرسی، اهالی این مناطق و گردانندگان شهر را چندشقه کرد و موجب شکاف و تضعیف همبستگی موجودگشت، بطوری که بخش های غیرکوردی که مخالف برگزاری رفراندوم بودند پیشاپیش آن را تحریم کردند. در چنین مناطقی موضوعاتی مثل همه پرسی حول یک مسأله حیاتی که سرنوشت همه اهالی را رقم می زند، حتما می بایست با توافق عمومی و متقابل همراه باشد و گرنه به سرکوب اقلیت ها توسط بخشی ( قومی) که اکثریت را در چنین مناطقی دارد منجرخواهد شد. بویژه آن که  پیشاپیش معلوم بود که برگزاری رفراندوم در این مناطق دارای ترکیب متنوع بخصوص که از دیربازمحل مناقشه بوده است، با تکیه بر کمیت برترخود جز کاشتن بذربحران و ملتهب ساختن فضای همزیستی بین مردمان جوامع کورد و ترکمن و آشوری و عرب- سنی و شیعی- و ... نخواهد بود. که متأسفانه چنین شد و با توجه به پیروزی های آسانی که پس از عقب نشینی داعش و شرایط ناپایدارمنطقه بدست آمده بود، به حساسیت های عمومی توجه نشد و بهانه مناسبی برای مداخله و تعرض ناسیونالیسم غالب و دشمنان حق تعیین سرنوشت فراهم ساخت. علاوه بر عوامل فوق در خوداقلیم کوردستان و میان احزاب و اصحاب قدرت و پیرامون قدرت حول برگزاری رفراندوم و زمان آن مناقشه شدیدی وجود داشت که عملا با بند و بست های پشت پرده روی آن ها سرپوش گذاشته شد. این ارزیابی غلط هم وجود داشت که گویا در شرایط کنونی دولت عراق توان حمله و تهدیدواقعی ندارد و نیز انتظارنداشتند که دولت ترکیه به عنوان همسایه متحد و مهم که موضع آن با داشتن مناسبات اقتصادی گسترده و سرمایه گذاری های وسیعی که در اقلیم کرده بود و جریان یافتن نفت حیاتی بود، به آن ها پشت کند و در همکاری و بندوبست با دولت مرکزی عراق و ایران به تهدیداقلیم پرداخته و مرزهای خود را به بندد. همه این ها غافلگیرانه و خارج از محاسبات دست اندرکاران برگزاری رفراندوم بود. شکاف های درونی و فشارهای گسترده بیرونی، در فقدان یک استراتژی و نقشه توافق شده  متناسب با وضعیت بغرنج پیش آمده، بحران را بشکل بهم ریختن صفوف مقاومت پیشمرگه ها و عقب نشینی سریع و منازعات درونی به سطح تازه ای سرریزکرد. البته بی تردید اقدامات پشت پرده جمهوری اسلامی برای دامن زدن به این شکاف ها و عقب نشینی بی تاثیر نبود. همانطور که عدم حمایت دولت آمریکا و خالی کردن پشت کوردها هم بی تاثیرنبود. فراموش نکنیم که برپائی دولت اقلیم کردستان در طی چندین دهه گذشته اساسا با تکیه بر حمایت دولت آمریکا یعنی لشکرکشی و ایجادمنطقه پروازممنوع و جنگ داخلی در عراق  برقراربوده است. حال طبعا در مهم ترین بزنگاه، وقتی دولت آمریکا یعنی تکیه گاه اصلی اقلیم موضع بیطرفی و حتی بطورضمنی مخالف استقلال بگیرد، نمی توان تأثیر آن را در ایجادتشتت و تضعیف اعتمادبه نفس برگزارکنندگان همه پرسی  نادیده گرفت.

 

فارغ از معادلات و فاکتورهای میدانی که در سطح معینی توضیح دهنده دشواری و چالش ها و ناکامی هستند، اما در سطحی دیگر و در یک تاویل و تفسیرکلان تر، می توان گفت که ترکیدن "حباب استقلال"  در محدودیت های تاریخی این شکل معین از حق تعیین سرنوشت هم ریشه دارد. یعنی پاسخی قدیمی به مسأله ی حق تعیین سرنوشت در فضا و شرایط کاملا جدیدی منطقه ای و جهانی، سترون بوده و کارگشانیست و نیازمندپاسخ های نوین و منطبق با دستاوردها و آگاهی و بلوغ جوامع امروزین هست. چنان که حتی در اروپای پیشرفته هم مثل بحران کاتالون شاهدیم که استقلال و تشکیل دولت-ملت به شیوه کهن چالش برانگیزبوده و پاسخگو نیست. حتی در سطحی گسترده شاهدیم تآکید دولت آمریکا به عنوان دولت ملت برملت گرائی و اولویت ملی با تراژدی و خارجی ستیزی همراه است. تجربه برگزیت هم با بحران و آنیده نامعلومی مواجه بوده و سعی می کنند که بی یال و دم و اشکمش سازند.

 

 امروزه در عصرجهانی شدن سرمایه تهدیدات مشترکی در برابرجوامع بشری اعم از زیست محیطی و شکاف عظیم طبقاتی و اجتماعی، جنگ و سلاح های کشتارجمعی، در کنارشکل گیری حقوق و ارزش های جهان شمول و منافع و مطالبات مشترک و ضرورت همبستگی و همکاری های فراملی و تکوین فرایندهائی چون 99 درصدی های دارای منافع مشترک و شهروند و جامعه مدنی جهانی و شکل دادن به مناسبات ژئوپلتیک جهانی در انطباق با نیازهای بشرامروزی است که می تواند پاسخ های شایسته ای به بحران ها و منازعات جامعه جهانی و تأمین نیازهای واقعی انسان های امروزی بدهد. رجعت به گذشته و دوران "تنازع بقاء" مبتنی بر خط کشی های ملی و دامن زدن به رقابت های مخاطره آمیزقدرت های ملی و بطریق اولی دمن زدن به تمایزات قومی و نژادی و مذهبی و ... پاسخ گونیستند. گذر از بتوارگی پارادایم دولت-ملت و کانونی شدن انسان فارغ از پسوندهای جغرافی و ملی و قومی و نژادی و مذهبی و انتقال مرکزثقل تحولات و رویکردحاکم بر دهکده جهانی به نیازهای مشترک انسان ها، درونمایه کنشگری در شرایط نوین را تشکیل می دهد. بدیهی است که ما با دوره انتقالی و کشاکش روندهای متناقض سروکارداریم. آنسوی دیگراین روندها، کوبیدن بر طبل بتوارگی دولت-ملت هم چون پاسخی به بحران است که بدلیل سترونی و از دست دادن ظرفیت های تاریخی خود، به نحومضحکی به خودبینی، یک جانبه گرائی و برافراشتن دیوارهای فیزیکی و اقتصادی و هیستری خارجی ستیزی و امثال آن منجر می شود. ترکیدن حباب های استقلال خواهی ها و یا کوبیدن برطبل  دولت-ملت در عصرجهانی شدن سرمایه از یکسو و بلوغ و جهانی شدن انسان از سوی دیگر، نشان می دهد که این پارادایم دستخوش بحران علیرغم جان سختی و بتواره شدگی اش به لحاظ کارکردی به پایان خود رسیده و و بیان وخامت بحران است تا پاسخی بسنده به آن. لازم به تأکیداست همانطور که پیشترهم گفته شد، خواست حق تعیین سرنوشت مردم کورد یک خواست واقعی، قدیمی و به حق است، اما در فضا و اوضاع و  احوال نوین و پاسخ های نوین و رو به جلوئی می طلبد و بازگشت به گذشته پاسخ گونیستند

نیروهای ارتش عراق و حشدالشعبی بدون مقاومت وارد کرکوک شده اند و پرچم کردهای عراق را بزیر کشیده اند و پرچم خود را بالا برده اند. با توجه به ترکیب قومی موجود در این شهر ایا بنظر شما کرکوک آبستن بحران و درگیری های جدید خواهد بود.

 

با این نحوه ورود ( و تجاوز) معلوم است که پیشاپیش ساخت و پاختی بین دوطرف صورت گرفته است و با توجه به آن که بارزانی کرکوک  را قلب اقلیم کردستان می نامید که بدون آن اقلیم قادر به کسب استقلال و وایستادن روی پای خود نبوده و از دست دادنش می تواند با پی آمدهای ناگوار و چه بسا نامعلومی مواجه شود. با این همه چگونگی و ابعادآن بستگی به تحولات پیچیده و نامعلوم منطقه و هم چنین نحوه برخورد جوامع موجود با یکدیگر و یا نحوه برخوردحکومت مرکزی با جوامع ساکن آن جا دارد. بدیهی است که بدون مشارکت دموکراتیک همه جوامع (اقوام) و اهالی کرکوک و مناطق مشابه نمی توان به آرامش و زیست مسالمت آمیز مردمان متنوع این منطقه امیدداشت. علاوه بر آن به نظرمی سد که ترکیدن چنین حبابی با انتظاراتی که برانگیخته بود و سرخوردگی ها و خشم عمومی ناشی از آن، در وهله اول خود را به شکل یک بحران و مناقشه حاددرونی و علیه تصمیم گیران و برگزارکنندگان فراخوان شکست خورده و اصحاب قدرت نشان بدهد که فی الواقع از هم اکنون شاهدآن هستیم.بااین وجود کمانه کردن بحران به درون اقلیم نمی تواند توجیه گرهیچ گونه تعرض و تهدید و توطئه و  فشاردولت های منطقه بخصوص عراق و ایران و ترکیه به مردم اقلیم باشد که قویا باید افشاء و محکوم  گردد.

گفته میشود که جمهوری اسلامی با نمایندگی قاسم سلیمانی و همراهی خانواده جلال طالبانی نیز در این واقعه دخیل بوده اند.جریان چه بوده است؟

 در این مورد اطلاعات و گزارشات زیادی منتشر شده است که البته آغشته به رقابت و اتهامات و ادعاهای گوناگون است که در مورد جزئیات و درجه صحت و سقم آن نمی توان به قضاوت قطعی پرداخت؛ اما روشن است که بندو بست های زیادی در پشت پرده صورت گرفته است. این واقعیت دارد که ایران و مشخصا جمهوری اسلامی با داشتن نفوذ و ارتباطات و مراودات سیاسی و مالی و اقتصادی ریشه دار و تجربه دیرین در منطقه و بخصوص نفوذ در برخی احزاب و شخصیت ها و از جمله اتحادیه میهنی و البته نه فقط در آن، نقش مهمی برای دامن زدن به اختلافات وعقب نشینی داشته و دارد. از سوی دیگر طبیعی است که حکومت ایران با توجه به پیوندهای سیاسی و مذهبی که با دولت عراق و بطورمشخص با حشدالشعبی، که به سبک و سیاق بسیج و سپاه پاسداران سازماندهی شده، دارد و نیز بدلیل استراتژی منطقه ای خود که شکل دادن به دولت های موسوم به هلال شیعه و بسط نفوذ تا دریای مدیترانه است و نیزحساسیتش نسبت به وجوددولت مستقل کردی در مرزهای خود (که بدلیل مناسبات حسنه بارزانی با اسرائیل آن را "اسرائیل" دوم می خواند)؛ از تمام نیرو و نفوذخودسود جسته باشد. از این رونقش مؤثررژیم ایران و قاسم سلیمانی به عنوان فرمانده سپاه قدس که برخی رسانه ها وی را وزیرخارجه واقعی ایران عنوان می کنند، در این ماجرا قابل کتمان نیست و مقامات جمهوری اسلامی هم به طورضمنی به نقش خود در این واقعه مقر و مفتخرند. حتی مقامات آمریکا هم نسبت به ایفا چنین نقشی که به گفته آن ها محصول دامن زدن به شکاف درون کردها و بهره گرفتن از آن بوده است، به عنوان بخشی از نفوذرژیم ایران در منطقه و در میان کردها حساس شده و آن را دلیل مضاعفی بر ضرورت مبارزه با نفوذایران در منطقه و عراق و میان کردها می دانند. با وجوداین نقش رژیم ایران را باید بستترعوامل بنیادی بحران و در بسترآن ها دید.

نقش و جایگاه کشورهایی مانند آمریکا و اسرائیل و عربستان در این تحولات چگونه است؟

 

منطقه خاورمیانه و اطراف ایران با مداخله و تلاش فعال دولت آمریکا درگیرتحولات و صف آرائی های جدید در برابر جمهوری اسلامی است. دولت ترامپ مقابله با نفوذایران در منطقه را به عنوان اولویت اول دکترین منطقه ای خویش بخصوص در دوره پساداعش مطرح کرده است. و در همین رابطه آمریکا بهمراه متحدین منطقه ای خود بویژه اسرائیل و عربستان مشغول شکل دادن به بلوکی علیه ایران  هستند و تمامی تلاش خود را برای دوقطبی کردن منطقه و منزوی ساختن ایران بکارگرفته اند و حتی در همین رابطه دم از سیاست تغییررژیم ایران هم می زنند. ولی هدف مشخص و اعلام شده مقابله با نفوذایران در منطقه است. از جمله در عراق و سوریه و یمن و از کارانداختن توانائی های حزب اله در لبنان. اسرائیل از همین حالا آمادگی مداخله نظامی خود را اعلام داشته است و حتی مدتی است که هر از گاهی به هدف هائی در سوریه حمله می برد. وزیرخارجه آمریکا گفته است که بشاراسد هیج نقشی در آینده سوریه نخواهد داشت و ایران هم نقشی در مبارزه علیه داعش نداشته است. ظاهرا حلقه نخست مقابله با نفوذایران عراق است که دولت آمریکا نسبت به نفوذایران هشدارداده و حتی خواستارانحلال حشدالشعبی شده است و عربستان هم فعالیت هائی گسترده ای را برای جداکردن عراق از ایران و یارگیری از گروه های شیعه ها شروع کرده است. از همین رو بود که آن ها بخاطرجذب کشورعراق حاضرشدند که عملا کردها را قربانی بکنند. بهمین دلیل تا زمانی که سیاست جذب  عراق که هم اکنون رقابت شدیدی بین ایران  و آمریکا و عربستان در مورد آن جریان دارد، در دستورباشد آن ها تا اطلاع ثانوی حمایت از استقلال کردها را به بایگانی سپرده و به یک حمایت دوفاکتو و دو پهلو بسنده خواهندکرد.

آنچه مسلم است این وضعیت جدید پس از همه پرسی کمک زیادی به حل بحران منطقه نمی کند و در این میان دولت اسلامی داعش میتواند از فضای ایجاد شده به بازسازی خود بپردازد. چشم انداز را چگونه میبینید؟ آیا ظرفیت ها و پارامترهای موجود احتمال سرانجامی بدون آغاز جنگ و کشتار ی دیگر از طریق گفتگو را میدهد؟

 

واقعیت آن است که در فضای نامتعین و بی ثباتی که بر جهان و بر منطقه حاکم است نمی توان از تصویری روشن و امیدبخش از چشم انداز و تحولات آینده منطقه داشت.  متأسفانه جنبه های منفی دست بالا را دارند: از یکسو اکنون دولت آمریکا با تمامی توان خود برای پرکردن خلأ قدرت در منطقه و اعاده هژمونی برتر و سابق در منطقه مشغول دامن زدن به رقابت و مناقشات بین کشورهای منطقه و ایجادبلوکی وابسته به خود هم چون ژاندازم و قدرتی نیابتی است. و در همین رابطه سخت عربستان را به عنوان حلقه اصلی این بلوک مسلح و آماده می کند تا بتواند بخوبی از وظایف ژاندارمی منطقه برآید. اگر دقیق بگوئیم، ایفاءچنین نقشی بخودی خود  تازگی ندارد و از مدت ها پیش در مورد بحرین و یمن و سوریه و.. اجرا می شده است، اما آن چه که تازگی دارد ابعادجدیدآن در تجهیزنظامی و سیاسی و اقتصادی همه جانبه آن است. چنان که اکنون این آماده سازی جنبه های اقتصادی در سطح پروژ] های نیم تریلیونی و تغییربرخی رویکردهای سیاسی و سنتی اجتماعی هم پیداکرده است. که از جهاتی یادآورسیاست های شاه سابق ایران در تقبل وظیفه ژاندارمی در مطنقه است. هم اکنون عربستان به نوعی مشغول مدرنیزه کردن خود و گذراندن "انقلاب سفید"خود است که در صورت تداوم خود می تواند موجب فاصله گرفتن نسبی از سیاست های تاکنونی خود در حمایت از جریان های سنتی که شکست خورده تلقی می شود، بسوی سیاست های تازه تری برای بسط نفوذ است  که نیازمند گسترش اقتصادی و یافتن جایگزین و مکمل هائی برای درآمدهای نفتی است. بلوک عربستان و امارات و مصر و ... با همیاری اسرائیل قراراست، در عین حال خلأ اقتدار و حضورآمریکا در منطقه خاورمیانه را که فرسوده و ضعیف شده است  پرکنند ( به عنوان بخشی از نظم جدیدخاومیانه). رقبای دیگرمنطقه مثل ایران و ترکیه هم بیکار ننشته و هرکدام سوداها و بلندپروازی های منطقه ای خود را دارند. روسیه نیز به مثابه قدرت نوظهوری در منطقه در تلاش بی وقفه ای است برای اعاده نفوذپیشین. چنان که توانسته با مداخلات نظامی خود نقش مهمی در تحولات و تغییرمعادلات سوریه و گسترش رابطه با ایران و در منطقه داشته باشد. هم چنین روسیه از این مزیت منحصربفرد برخورداراست که با داشتن روابط حسنه با همه رقبای منطقه  از ایران و اسرائیل و ترکیه و حتی با عربستان و  قطر و یا  در اقلیم کردستان عراق ( با قراردادهای میلیاردی نفتی) و.... با فروش آسان ترتسلیحات پیشرفته جنگی، به عنوان رقیبی جدی در برابرآمریکا عرض اندام نماید.

   

خلاصه آن که  سیر و سیاق تحولاتی آتی در گرو شکل گیری و  تثبیت و موفقیت این صف بندهای تازه هست که تا آن جا که به دولت آمریکا و متحدین آن در منطقه برمی گردد، مقابله با نفوذ رژیم ایران در تمامی حوزه ها به به عنوان اولویت اول آن در  دوره پساداعش است. اما بنظر می رسد که با وجودگسل ها و انباشت مسائل و معضلات اقتصادی وسیاسی و قومی حل نشده  و نیز مناقشات و رقابت قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای و جهانی، و بخصوص سیاست های ذاتا تشتت آفرین دولت آمریکا، چه بسا منطقه آبستن بحران ها و مناقشات تازه تری باشد. در مورداقلیم کردستان باید گفت که با ترکیدن حباب استقلال به طوراجتنناب ناپذیر از قدرت چانه زنی آن با قدرت مرکزی کاسته شده و به موازات افزایش تنش با آن، اما سویه تیز بحران در گام های نخست به درون اقلیم و دامن زدن به شکاف درونی آن کمانه کرده و در شرایطی که اقلیم با بحران اقتصادی و بدهی سنگینی مواجه است و حتی قادر به پرداخت کامل حقوق کارمندانش برابعادآن بیافزاید که متأسفانه فشارسنگین آن را نهایتا مردم باید تحمل کنند. در حقیقت هم اکنون هم که این مطلب نگاشته می شود جرقه های بحران جدید زده شده  که خود را به شکل مناقشات و اتهامات سنگین و استعفا و غیره نشان داده است. در صورت کنترل منازعات درونی و غلبه عقلانیت سیاسی، احتمالا بازگشت به حداقل ها و تقسیم و توزیع تازه و متوازن تر قدرت در داخل اقلیم بین احزاب مدعی قدرت، و تلاش برای آرام سازی خشم و سرخوردگی عمومی و تنش زدائی با ترکیه و کشورهای همسایه باهدف بازکردن مرزها و جریان یافتن دادو ستد و گفتگو با دولت مرکزی عراق و براساس پیش شرط های آن در دستورقرار خواهد گرفت. 

 

اگر تنش ها و بحران ها از کنترل خارج شوند بدیهی است که فرصت های تازه و  مناسبی برای رشدمجددداعش و امثال آن در منطقه فراهم خواهد شد و متأسفانه سیاست های جنگ افروزانه و تشتت آفرین دولت آمریکا برای اعاده نفوذ و کنترل منطقه  و حذف رقبا به هر قیمت، در کنارجاه طلبی های حکومت ایران در منطقه و هم چنین بلندپروازی های دولت ترکیه و جنگ افروزی اش علیه کردهای سوریه و کردهای درون کشوری، چشم اندازمنطقه را آبستن تحولات منفی و خطرناکی می کند که اگر توسط خودمردم منطقه و فشارهای جهانی به سیاست های جنگ افروزانه کنترل و مهار نشود، می تواند با پی آمدهای بسی ناگوارتری همراه باشد. منطقه خاورمیانه و البته شبه جزیره کره دو کانون داغ بحران جهانی را تشکیل می دهند. این بحران در خاورمیانه سال هاست که شعله وراست، اما در دوره موسوم به پساداعش و پایان همسوئی عملی ایران و آمریکا در مقابله با داعش و در پرتواستراتژی جدید دولت ترامپ می تواند ابعادتازه ای پیداکند.

 

به عنوان  نتیجه ارزیابی  می توان گفت:

دولت آمریکا به عنوان نیرومندترین حلقه زنجیره نظام سرمایه داری در چهارچوب بحرانی که سالهاست ادامه یافته و در حال تعمیق است، دوران افت شتابان هژمونی را تجربه می کند و برای مقابله با بحران به یک تهاجم گسترده در قالب اعمال یک جانبه گرائی و زور و تهدیدهای نظامی و حتی هسته ای بهمراه فشارهای سنگین سیاسی و اقتصادی و تحریم ها متوسل شده است؛ که کلا موجب آشفته تر و بحرانی ترشدن فضای ژئوپلتیک جهان و تضعیف همزیستی و همبستگی عمومی می شود. در چنین شرایطی تمرکز یک جانبه به افق ها و سیاست های خرد و محلی به تنهائی قادر به دفع تهاجم بزرگ سرمایه داری بحران زده و خطراتی که دست آوردها و تمدن و زندگی و همزیستی مسالمت آمیزبشری را تهدید می کند نیست. در چنین شرایطی سیاست ورزی فراملی منطقه ای و جهانی اهمیت بیشتری می یابند. در چنین شرایطی تقویت و شکل گیری جنبش و جبهه مقاومت جهانی حول دفع تهدیدهای عمده  و مشترک از اهمیت حیاتی پیدامی کند. و گرنه بیم آن می رود که جهان وارددوره تاریکی از بحران و خشونت و فلاکت تاره گردد.

تقی روزبه

*- در گفتگو با سایت گزارشگران

 

*- حق تعیین سرنوشت از کدام منظر که در آن به دومدل موجود در منطقه پرداختم:

http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2017/09/blog-

post_25.html#more

 

*- همه پرسی استقلال کردستان عراق و سه چالش مهم پیشاروی آن:

http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2017/09/blog-post_21.html#more

*- گفتگو پیرامون حق تعیین سرنوشت در بسترتاریخی و رویکردهای چپ نسبت به آن:

https://www.youtube.com/watch?v=XpWrqFJkeOg

 

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

*حق تعیین سرنوشت از منظررویکرد سوم [2017 Nov] 
* انقلاب اکتبر و ادعای کودتا! [2017 Nov] 
* آغازدوره پسابرجام؟ آرامش قبل ازطوفان؟  [2017 Oct] 
* گزارش گزارشگرویژه: یک گام مهم و به جلو در مطرح شدن جهانی کشتارتابستان ۶۷ [2017 Sep] 
*جهان به کدام سو می رود-2* [2017 Sep] 
*انقلاب اسلامی و محلل هایش! [2017 Aug] 
*جهان به کدام سومی رود؟ نگاهی به چالش ها و صورت بندی آن ها [2017 Aug] 
*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]