نماد امید آذربایجان به تاریخ پیوست/ نمک بر زخم دریاچه ارومیه

خبرگزاری فارس: نماد امید آذربایجان به تاریخ پیوست/ نمک بر زخم دریاچه ارومیه

«چیچست» دارد اینجا جان می‌دهد، باید کاری برایش کرد، آستین غیرت باید بالا زد، هر لحظه‌‌ای که دست روی دست می‌گذارید به مرگ کاملش نزدیک‌تر می‌شویم، دومین دریاچه شور دنیا دریاچه ارومیه در حال مرگ است.

 

به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز، مرغان دریایی در آسمان در حال پروازند، کشتی با غرشی هر چه تمام‌تر به جلو می‌رود و سر و صدا و شلوغی جمعیت در عرشه کشتی به هم می‌آمیزد،کم کم دارند به ساحل می‌رسند، موج‌های بلند به سنگ‌های کنار ساحل برخورد می‌کنند و مسافران خرسند از اینکه به مقصد رسیده‌اند، لبخند به لب از یک مسافرت کوتاه دریایی قصد پیاده شدن کرده‌اند.

این تصویر کوتاه را نگاشتیم تا ذهن شما را ببریم به تاریخی نه چندان دور که این دریاچه صفایی داشت و حال مردمانش حسابی خوب بود، خوب که می‌گوییم، منظور در چشمانشان برق زندگی مشهود بود، آب آبادانی می‌آورد و خشکسالی دمار از روزگار آدم درمی‌آورد.

این کشتی که از آن گفتیم اکنون به نمک نشسته است و دیگر نای حرکت ندارد، کشتی آب می‌خواهد تا موج آن را به جلو هدایت کند، زمانی نه چندان دور، این دریاچه صدای موج‌هایش گوش فلک را کر می‌کرد و امروز سکوتش قلب انسان را به درد می‌آورد، این کشتی که امروز اوراق شد، خاطره‌ها دارد از مردمی که از آن‌ سوی ساحل تا این سویش سوارش می‌شدند تا به مقصد برسند.

اگر این کشتی اوراق شده زبان می‌گشود، حرف‌هایش دل سنگ را به درد می‌آورد، چه آسان خاطره‌ها خاک می‌شوند و چه سهل خنده‌ها،گریه‌ها، حرف‌ها و سخن‌ها چال می‌شوند در زیر شوره‌زارهایی که روزی موج بودند و دریا نام داشتند.

فاطمه حاجی‌زاده اهل ارومیه است و اینجا را بهتر از من می‌شناسد، نگاهش را از دریا می‌گیرد و قدم‌زنان قصد دور شدن  از آنجا را دارد، می‌گوید: تلخ است؛ خیلی تلخ، نگاه به دریایی که دیگر وجود ندارد و دارد آرام جان می‌دهد‌، من از اینجا خاطره‌های زیادی دارم، تمام بچگی و نوجوانیم در کنار این دریا گذشت و الان چگونه می‌توانم شاهد جان دادنش باشم.

از کشتی می‌پرسم و اینکه آیا خاطره‌ای از آن دارد یا نه،می‌گوید: بله، بیش از صدها بار سوارش شدم و از این ساحل تا آن ساحل مسافرش بودم، واقعا قلبم به درد می‌آید وقتی می‌بینم دارند اوارقش می‌کنند، در واقع آن کشتی اوراق نشده بلکه زندگی، امید و همه خاطرات مردمی که کنار این دریاچه زندگی می‌کنند، اوراق شد، ای کاش مسؤولان کاری کنند و نگذارند این فاجعه اتفاق بیافتد، مرگ این دریاچه در واقع مرگ همه ماست.

شاید برای ما که در سال یکبار مسافر این دریاچه بودیم،دل کندن  از آن آسان‌تر از کسانی باشد که تمام عمر خویش را در کنار این دریاچه گذرانده‌اند و بسیار تلخ است دل کندن از این آبی نیلگونی که به خاطر درخشندگی‌اش «چیچست»  نامیده شد.

«چیچست» دارد جان می‌دهد، تا از روی نقشه این مملکت پاک نشده، کاری کنید.

نگارنده: فاطمه داداشی

منبع:پژواک ایران