ناکارآمدی رأی در ایران (عزیز قاسم زاده، رئيس ستاد انتخاباتی سال ۸۸ مهدی کروبی در شهرستان رودسر)


رأی در نظام سیاسی ایران گاهی تاثیرات مقطعی و لحظه‌ای داشته است. اما تاکنون به مرحله‌ی تعیین کنندگی در سرنوشت ملت به دست ملت نرسیده است. این اتفاق بیش از همه محصول عدم حضور نهادها و احزاب آزاد، تصلب و تغلب نهادهای انتصابی و از سوی دیگر وادادگی و منفعت طلبی رأی گیرندگان از مردم و پابند نبودن‌شان به هیچ میثاق و تعهدی است.

رأی امروز مجلس به کابینه روحانی الا یک تن، نشان داد که مردم در هر دو انتخابات مجلس و ریاست جمهوری به کسانی «امید» بستند که در «ناامید» کردن‌شان از هیچ کوششی دریغ نورزیدند. «تدبیر» را از کسانی می‌جستند که اینک «بی‌تدبیری‌»شان بر فلک الافلاک افکنده شده است.

اینها تنها یک‌طرف قضیه است که این مجموعه را ناتوان از انجام وعده‌ها در شرایطی که دست‌شان بسته است، تلقی کنیم. اما رأی امروز نشان داد مساله فراتر از ناتوانی است. دست خیانت در صندوق امانت مردم بردن، قصه‌ی رایج سیاستمداران ایران است.

واقعا نسبت این کابینه با وعده‌های حسن روحانی چیست؟ او کسی را به وزارت آموزش و پرورش برگزید که همراه غندالی بود که بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ ایران را به نام خود رقم زد و ۸۰ درصد معلمان طبق نظرسنجی‌ها و تشکل‌های معلمان با او مخالفند. روحانی همچنین کسی را به وزارت ارتباطات آورد که اسناد آشکاری درباره‌ی همراهی او با حسین طائب وجود دارد و کیست که نداند «۲۴ میلیون امید» تنها به یک دلیل قربانی شدند. منافع ملی و مبانی اخلاقی و تعهدها به یک دلیل زیرپا گذاشته شد تا حسین فریدون برادر رئيس‌جمهور زیر تیغ نباشد. امروز مسلما صدای آنانی که رأی نداده‌اند بلند است که ما با پیش‌بینی همه‌ی این خیانت‌ها از رأی دادن امتناع ورزیدیم. اما باید رأی دهندگان به روحانی صدای‌شان بلندتر از رأی ندادگان باشد. زیرا گروه نخست از اول مطالبه‌ای و امیدی از روحانی نداشته است. اما گروه دوم امیدهای زیادی به او بسته بود. امروز باید تمام نا امیدان که روحانی ساغرشان را شکسته، به صحنه بیایند و بگویند که در چیدمان کابینه نشان دادی آن حرف‌های رادیکال به معنی عمیق و دقیق کلمه فریب و دغل بود.

ما باید شهامت یک اعتراف بزرگ را داشته باشیم که هر بار فریب خورده‌ایم و از صندوق رأی چیزی در نیامده. اندک تغییرات محصول دو چیز بوده: جبر زمانه و تلاش‌های کنش‌گران و آزادی‌خواهان و بهایی که برای آن پرداخته‌اند. من در این مطلب حساب موسوی و کروبی و رهنورد امروز را از بقیه جدا می‌کنم. آنان معصومانه و مظلومانه اما با عظمت و اقتدار برای خود آبرو خریده‌اند. اما روحانی که «حق‌الحصر» محصورين بر گردن دارد، به شهادت تمام فیلم‌هایی که نشان می‌دهد هواداران میرحسین و کروبی باعث پیروزی‌اش شده، چه گامی برای آن‌ها برداشته که قابل دفاع باشد؟

او کابینه‌ی خود را ترکیبی از وزرای ناکارآمد پیشین که از مجلس غیر تدبیر و امید رأی گرفته بودند همراه وزرایی که احتمالا رئيسی هم برای کابینه‌اش به مجلس معرفی می‌نمود، به فراکسیون تدبیر و امید سپرد تا بذر یأس به قامت افراشته‌ای از دل این خیانت سر بر آسمان مغلوب جامعه‌ی ایران بساید. با رفتار روحانی و مجلس سلفی‌بگیر تدبیر و امید، مسلما ناامیدان از تغییر اوضاع به واسطه‌ی رأی هم به لحاظ کمی به تدریج بیشتر می‌شوند و هم دلایل مشروعانه‌تری عرضه خواهند نمود. اما تاریخ هرگز این پیمان شکنی‌ها را از یاد نمی‌برد. این روزها روزهای کودتای ۲۸ مرداد است. جایگاه مصدق بزرگ امروز کجاست و جایگاه دشمنانش کجا؟ کسی نمی‌تواند اعمالش و خیانتش را از چشم تاریخ پنهان نگاه دارد. همین دلیل هم رای نیاورد!بات روحانی اند @Amadnews

منبع:پژواک ایران