علل ناسازگاری مسلمانان با غرب و مدرنیسم
علی غلامی

 

مقاله‌ای که پیش روی شما خوانندگان گرامی‌ قرار دارد خلاصه نظریهٔ آ‌‌‌ی است حاصل مطالعه و تحقیق در میان جوامع مسلمان مقیم غرب و صد البته طرح خامی است که نیاز به حلّاجی و تعمیق ابعاد مختلف آن توسط صاحبنظران و محققان دارد
 
 
علل اصلی
 
یکی‌ از مهمترین عوامل عدم سازگاری ، فاصله فرهنگی‌اجتماعی و نظام ارزشی حد اقل دویست ساله بین جوامع مسلمان ودنیای توسعه یافته می‌باشد به این صورت که نظام ارزشی حکم بر رفتار اکثر مسلمانان بر اساس ارزش‌ها  و معیار‌های قرون ۱۷ و۱۸ نظیر عدم برابری انسانها ، عدم برابری زنان با مردان ،قبول حکومت بر مبنای حکمرانی حاکم بر محکوم،خانواده و قبیله گرایی و محدودیت آزادی‌های فردی و اجتماعی قرار دارد
مردمان ساکن در جوامع توسعه یافته در طول دو قرن گذشته هماهنگ با تغیرات صنعتی‌ و اقتصادی به تدریج سبک زندگی‌ خود را تغییر داده و ارزش‌های مدرن را به عنوان بخشی از تغییرات اجباری پذیرفته اند به طور مثال در اروپا تا حدود صد سال پیش زنان حق رای نداشتند ولی‌ امروزه میتوانند رئیس جمهور شوند و مثال‌های بسیاری از این دست وجود دارد
در جوامع مسلمان به علت عدم رشد صنعتی‌-اقتصادی و عدم تغییر در روش‌های تولید و به طور کلی‌ عدم وجود شرایط عینی تغییر چندانی در نظام ارزشی آنان صورت نگرفته است
لبته در طول ۱۰۰ سال گذشته تلاش هایی از بالا و گاهًا با فشار یا تشویق جوامع مدرن برای تغییر در میان کشور‌های مسلمان صورت گرفته است ولی‌ اکثر آنها به علت عدم تطابق با شرایط عینی و یا به علت  سرعت زیاد پس زده شده یا حتا بعضا  به ضدّ خودش تبدیل گردیده مانند طرح ممنوعیت حجاب رضا شاه یا تغییرات زمان محمد رضا شاه پهلوی که شاید یکی‌ از عوامل انقلاب ۵۷ و شروع واپسگرایی در ایران بود
 
علت دوم سرعت بالای تغییرات می‌باشد به این صورت که بسیاری از تغییرات نظام ارزشی در غرب حداقل ۲۰۰ سال زمان برده و انتظار ۲۰ ۳۰ یا ۵۰ ساله برای جوامع بشدت محافظه کار مسلمان امری نامعقول است
 
علت سوم دین اسلام و دو مشکل ساختاری و محتوایی آن است
دین اسلام از نظر ساختار علاوه بر اینکه دینی است مانند سایر ادیان در عین حال مجموعه‌ای از قوانین اداره حکومتی بر مبنای ارزش‌ها و مناسبات نیمه بدوی ۱۵ قرن پیش می‌باشد چون حضرت محمد پس از گرایش بخشی از قبایل عرب به دین اسلام بنا به در خواست آنان و برای ایجاد وحدت ،رهبری حکومتی را نیز بر عهده گرفت و بخش بزرگی‌ از آیات و احادیث بخصوص آیات مکّی برای سهولت در اداره این حکومت است مانند قطع دست سارق یا سنگسار و حجاب که این بخش از آیات، تقدسی مانند ایات اساسی‌ نظیر توحید ،عدالت و...در میان مسلمانان دارد و متاسفانه نه روحانیون و نه روشنفکران دینی جسارت منسوخ اعلام کردن و تقدّس زدایی از آنها را نداشته‌اند
دین اسلام از نظر محتوایی نیز دارای مشکلات متعددی است ،برتری مسلم بر غیر مسلمان ،برتری مسلمانان مؤمن بر غیر مؤمن ،برتری مردان بر زنان و بسیاری دیگر از اصول اجتماعی دین اسلام با آموزه‌های دنیای مدرن کاملا در تضاد است
بخش زیادی از مسلمانان یا بر اساس اعتقاد قلبی به این آموزه‌ها و یا به عنوان سپر دفاع در مقابل انتقادات و فشار افکار نو و مدرنیسم ،اسلام را بهانه‌ی عدم تغییر و انتگرشن کرده‌اند .چرا حقوق زنان را رعایت نمی‌کنید؟ چون شریعت گفته چرا مخالف دموکراسی هستید ؟چون به گفته اسلام ما به دنبال خلافت جهانی‌  هستیم و قص علیهذا
برخی‌ از  مسلمانان از  تمام ابزار‌های قرن ۲۱ از موبایل گرفته تا هواپیما و اتومبیل بجای شتر و چاپار ۱۵ قرن پیش استفاده میکنند و ایرادی نمی‌بینند اما در مسائل  اجتماعی،قضایی ،فرهنگی‌ و سیاسی از ابزارهای قرن ۲۱ نظیر دموکراسی حقوق بشر و... احتراز کرده ،همچنان اصرار به ابزارهای ۱۴۰۰ سال قبل مثل قوانین شریعت ،قطع دست دزد و سنگسار وخلافت دارند
 
علت چهارم ترس می‌باشد ،ترس از ورود به شرایط جدید و ناشناخته و عواقب آن عامل مهمی برای جلوگیری از تغییر می‌باشد بطور مثال ۱۵۰ سال پیش مرجع اخذ هر تصمیم در قبیله و خانواده افراد مسن و اغلب مردان بودند زیرا در آن زمان به علت عدم وجود آموزش همگانی عدم وجود رسانه‌ و گردش اطلاعات ،سنّ بالا و تجربه معادل آگاهی‌ و دانایی  بود به همین علت یک دختر یا پسر جوان حتا برای انتخاب همسر و تایید صلاحیت ا و به آنان مراجعه و اجازه میگرفت و این رسم هنوز در این جوامع رایج است در حالی‌ که در قرن ۲۱ و عصر اینترنت یک دختر ۱۸ ساله اغلب  از مادر  خود  آگاهی‌  بیشتری دارد خانواده غربی این واقعیت را پذیرفته و به ا و آزادی کامل انتخاب داده اما خانواده مسلمان از ترس به زعم خود  انحراف و اشتباه با این مساله کنار نمیآید
 
علت پنجم مردسالاری است،بدون تردید هیچ فرد صاحب قدرتی‌ به اسانی‌ راضی‌ به از دست دادن یا کاهش قدرتش نمیشود یک مرد مسلمان چه در خانواده به عنوان پدر و همسر و چه در جامعه  به عنوان رهبر دینی یا اجتماعی نیز با تمسک  به دین اسلام و سنن جاری در مقابل هر نوع تغییر که منجر به کاهش قدرت  مرد سالاری  میشود مقاومت می‌کند
 
عوامل فرعی
 
عامل اقتصادی : رشد اقتصادی و سطح بالای رفاه که ناشی‌ از تلاش سخت مردم غرب در ۱۰۰ سال گذشته است و رسوبات تبلیغات ضّد سرمایه داری دوران جنگ سرد  باعث به وجود آمدن نوعی حس  خود کم‌بینی ، حسادت و دشمنی نسبت به تمدن مدرن در میان برخی‌ از مسلمانان شده است،آنها به جای یافتن علل عقب ماندگی که اغلب ریشه در عادات و رسوم غلط نظیر توسل به قضا و قدر و تن‌ آسأیی دارد به نقد و بزرگ نمائی به زعم خودشان نقاط  منفی‌ نظیر آمار طلاق ،حاملگی زیر سنّ و از این قبیل میزنند بخصوص درون خانه مهاجران مسلمان در غرب والدین با بزرگ نمایی این مسائل سعی‌ در پرهیز فرزندان خود در ادغام و جذب در جامعه شده و اغلب این ایزولاسیون سنگ بنای اول در رادیکالیسم میشود و به صورت متناقضی هیچ گاه اشاره‌ای به جوانب مثبت تمدن غرب نظیر تساهل و بردباری ،دموکراسی،حقوق بشر ،مسکن و آموزش رایگان که باعث مهاجرت آنان به این جوامع شده نمیکنند
 
عامل سیاسی ،سابقه منفی‌ غرب در استعمار گری و ازمندی کاپیتالیسم افسار گسیخته در نابودی سرمایه داری ملی‌ کشور‌های مسلمان تا قبل از جنگ جهانی‌ دوم و استفاده از دین اسلام برای مقابله با کمونیسم و تبدیل دین به یک ایدولوژی سیاسی که اوج آن درایران و سپس در افغانستان برای مقابله با پیشروی شوروی  آن زمان بود و حمله غیر موجّه و احمقانه به عراق و افغانستان، باعث تشدید ناسازگاری  مسلمانان و حتا ایجاد نوعی حقانیت و مشروعیت برای عدم تغییر و واپسگرأیی در میان آنان شد .در تبلیغات گرو‌های افراطی مسلمان گاهًا دموکراسی را به  معنی‌  کشته شدن کودکان  توسط هوا پیما‌های آمریکایی دانسته و عوام فریبانه به تخطئه  دموکراسی می‌پردازند
 
به ناظر من مجموع عواملی که ارائه شد هر یک نیاز به تحقیق جداگانه و عمیقتری دارد که امیدوارم این امر توسط محققین علاقه‌مند صورت پذیرد ،در مقاله دیگری که ارائه خواهم کرد به بررسی راههای ادغام مسلمانان و پذیرش ارزش‌های مدرن و جلوگیری از رادیکالیسم به نام اسلام خواهم پرداخت
 
   
 
 
 
 
 
 

منبع:پژواک ایران