راهپیمایی ماه مه، نقش سندیکاها در فرانسه
جلال ایجادی

اول ماه مه در پاریس چگونه گذشت؟ سندیکاها نیروی اصلی شرکت کنندگان در این جشن هستند. در فرانسه از اواخر قرن نوزدهم سندیکالیسم قانونی شد. از ۱۹۰۶ سندیکالیسم انقلابی «کنفدراسیون عمومی زحمتکشان» با منشور «آمیان» بوجود آمد. پس از آن سندیکاهای رفرمیستی بوجود آمدند که مشهورترین آنها «کنفدراسیون فرانسوی دمکراتیک کار» می باشد. تاریخ سندیکالیسم بسیار پرپیچ و خم بوده است و در فرانسه بیش از ۱۰ سندیکای جانبدار کارگران و کارمندان و حقوق بگیران وجود دارد. پس از جنبش ماه مه ۱۹۶۸ حضور سندیکا در درون کارخانه ها و بنگاهها قانونی شد. آزادی سندیکاهای حقوق بگیران یکی از مشخصات مهم جامعه فرانسه است. سیاست سندیکاها متفاوت است و همیشه وحدت عمل میان آنها وجود ندارد زیرا سندیکاها با یکدیگر در رقابت بوده و تحت تاثیر سیاست احزاب سیاسی نیز قرار دارند. حزب کمونیست و سوسیالیست ها در این سندیکاها دارای نفوذ می باشند و استقلال سندیکایی همیشه رعایت نمی شود. در میان این سندیکاها، بخشی چپ رفرمیست و طرفدار مذاکره با سندیکاهای کارفرمایان هستند و بخشی دیگر چپ رادیکال بوده و کمتر در پی مذاکره هستند و بیشتر خواهان اعمال فشار میباشند. البته باید افزود که کارفرمایان نیز دارای سندیکاهای خود هستند و در حال حاضر ۱۰ سندیکای مدافع کارفرمایان وجود دارد که کارشان دفاع از سیاستهای مناسب با فعالیت اقتصادی شرکتها می باشد و در برابر طرحهای دولت که به سود کارکنان است، اعتراض دارند. این جدال میان کارگران و کارکنان از یکسو و از سوی دیگر کارفرمایان پیوسته وجود داشته است. در فرانسه به خاطر تاریخ این کشور این رابطه پیوسته همراه با تنش وبحران بوده است حال آنکه الگوی سندیکایی در آلمان و کشورهای شمال اروپا بیشتر با مذاکره برای توافق، مشخص می شود.

در شرایط کنونی سندیکالیسم فرانسه در یک بحران بسر می برد. میزان افرادی که عضو سندیکاها میشوند از چند سال پیش افت کرده و امروز فقط ۷ درصد حقوق بگیران عضو سندیکا میباشند. البته زمانی که تظاهرات و اعتصاب صورت میگیرد افزون بر اعضا، افراد دیگری نیز در این اقدامات شرکت میکنند و این امر قدرت و نفوذ آنها را در برابر کارفرما و دولت تقویت میکند. علت کاهش تعداد اعضای سندیکاها دلایل گوناگون دارد که از جمله می توان از افزایش تکنیک های مدرن در تولید و مدیریت، تغییر در ساختار اجتماعی و طبقاتی، رشد فرهنگ فردگرایی، کهنگی سندیکاها و شعارها و سیاستهای مطالباتی، بوروکراسی درونی سندیکاها، شیوه های جدید مدیریت کارفرماها، و غیره، نام برد. هم اکنون بحث های گوناگونی در باره سندیکالیسم و نقش سندیکاها، وجود دارد و برخی معتقدند که باید برای مدرن سازی این سازمانها اقدام نمود و باید خط مشی مذاکره و توافق با کارفرمایان را تقویت کرد زیرا جدال های حاد سندیکایی کارساز نیست و البته برای ایجاد فضای جدید، دو طرف مذاکره، یعنی کارگر و کارفرما، باید تلاش جدی مشترک در پیش گیرند. برخی دیگر فکر میکنند که چنین روشی بسود کارگران و کارکنان نیست و سرمایه داران فشار خود را کاهش نخواهند داد.

امسال تظاهرات بشکل پراکنده صورت گرفت، مهمترین راهپیمایی از میدان «رپوبلیک» پاریس آغاز شد و حضور کارگران چشمگیر نبود. یکی از ویژگی های تظاهرات اول ماه مه فرانسه، ابراز اعتراض علیه مارین لوپن بود. در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری مارین لوپن پوپولیست راست افراطی در مقابل امانوئل مکرون سوسیال دمکرات لیبرال قرار دارد. برای اعتراض به سیاست لوپن و ابراز نگرانی نسبت به خطرات احتمالی برای مکرون، بسیاری از تظاهرکنندگان شعار «نه» به لوپن را با خود حمل میکردند. اغلب سندیکاها آشکارا مخالفت خود را با مارین لوپن اعلام داشته و بقدرت رسیدن او را یک رویداد شوم و خطرناک ارزیابی می کنند. البته سندیکاها به هیچوجه با سیاست پیشنهادی امانوئل مکرون موافق نیستند و آنرا همسو با منافع کارفرمایان می دانند ولی خطر راست افراطی برای بسیاری قابل قبول نیست.

باید یادآوری نمود که کارگران فرانسوی در این کارزار انتخاباتی پراکنده هستند. براساس یک نظرسنجی ۴۰ درصد کارگران رای دهنده خواستار رای برای مارین لوپن می باشند. این تمایل بیانگر نفوذ پوپولیسم راست افراطی در فرانسه است. در فضای تبلیغاتی راست افراطی کارگران بسیاری در اقصاد جهانی شده احساس نگرانی کرده و کارگران مهاجر را رقیب مستقیم خود تلقی میکنند. بخش دیگری از کارگران تحت تاثیر پوپولیسم چپ افراطی ملانشون قرار داشته و راه نجات را بیرون آمدن از اتحادیه اروپا و تقویت دولتی کردن صنایع می دانند. بالاخره بخش دیگری از کارگران دستخوش دلسردی و یاس بوده و به سیاستمداران اعتماد ندارند.

PCF_Ijadi.jpg

در حاشیه تظاهرات ماه مه در پاریس گروه های سیاسی فرانسوی و خارجی متفاوتی شرکت میکنند تا شعارهای خاص خود را مطرح سازند. چند گروه ایرانی در اعتراض به جمهوری اسلامی و حمایت از کارگران شرکت داشتند و همچنین گروه های دیگری مانند عربها، سیرلانکایی ها، کردها، ترکها و غیره نیز شرکت داشتند. گروههای ترک خود را مارکسیست معرفی کرده و دارای پرچم های بزرگ با تصاویر مارکس و لنین و استالین و مائو بودند. به یکی از مسئولان گروهها گفتم مگر شما برای آزادی مبارزه نمی کنید پس چرا استالین و مائو را ستایش می کنید؟ گفت «دمکراسی بورژوایی گندیده است.» به او گفتم این دمکراسی اجازه می دهد تا شما تبلیغ مخالفت خود را بکنید ولی استالین و مائو مخالفان خود را کشتند.

در فرانسه سندیکالیسم منشا دستاوردهای اجتماعی گوناگون بوده است و یکی از عوامل دمکراسی در کشور است. دمکراسی به رای دادن و گفتار آزاد خلاصه نمی شود بلکه پلورالیسم احزاب و فعالیت سندیکایی جزو آنست. سندیکاها علیرغم ضعف ها و افت تعداد اعضا، در تناسب قوای اجتماعی نقش مهم داشته اند و کارفرما و دولت پیوسته واکنش سندیکایی را در محاسبات خود مداخله داده اند. یک جامعه باز و دمکراتیک بمعنای پایان سندیکالیسم نیست بلکه تلاش و مبارزه گروهبندی های اجتماعی و سازمانهای سیاسی و سندیکاها لازم است تا جامعه از تعادل بیشتری برخوردار باشد.

سندیکاها محصول تاریخ اجتماعی خود هستند ولی پیوسته لازم است که پراتیک و شعارهای خود را مورد بررسی قرار دهند زیرا گهنگی انها را تهدید می کند. در فرانسه جامعه شناسی اجتماع تغییر یافته است و این تغییر را باید درک نمود. در دوران کنونی مارکسیم کاملن فروکش کرده و پوپولیسم بسیار قدرتمند شده و کارگران و دیگرکارکنان بر پایه ایدئولوژی های گوناگون عمل میکنند. بعلاوه آنها تحث تاثیر عوامل احساسی و سیاسی اقدام نموده و تنها مشکلات اقتصادی نیست که انگیزه آنها را تعیین می کند. امروزه قواعد بازی طبقه ها و گروهبندی های اجتماعی در جامعه تغییر یافته است، طبقه کارگر بطور بنیادی جابجا شده و دیگر طبقه کارگر کارل مارکس در «کاپیتال» نیست، طبقه متوسط ابعاد بزرگی پیدا کرده ، فرهنگ اجتماعی سنتی در رفتار انسانها کنش های جدید تولید کرده و احزاب سیاسی و سندیکاها در تلاطم قرار گرفته اند.

جلال ایجادی
جامعه شناس، دانشگاه پاریس

منبع:پژواک ایران


جلال ایجادی

فهرست مطالب جلال ایجادی در سایت پژواک ایران 

*فلسفه در ایران و سقوط اسلامی [2017 Nov] 
*اسلام، دین استعماری و توتالیتاریسم [2017 Aug] 
*پوپولیسم، روان‌پریشی در سیاست و کرنش روشنفکری چپ [2017 May] 
*راهپیمایی ماه مه، نقش سندیکاها در فرانسه [2017 May] 
*قرآن، مبلغ پیام تورات [2017 Jan] 
*آلودگی هوا و ریزگردها و مسئولیت سیاسیون و روشنفکران [2016 Dec] 
*مرگ کاسترو مستبد و درمانگی فکری چپ ایرانی [2016 Dec] 
*ترورهای اسلامی در پاریس و منشا خشونت [2016 Nov] 
*تکنولوژی اینترنتی و تغییر هویت و اومانیسم در جامعه [2016 Nov] 
*جامعه‌شناسی سیاسی اپوزیسیون ایران و عربستان [2016 Sep] 
*قرآن همان تورات است [2016 Sep] 
*آدونیس، اسلام و تراژدی نیندیشیدن [2016 Aug] 
*جامعه ترس و نقش تروریسم اسلامی [2016 Jul] 
*پیامبر اسلام، میان تاریخ، دروغ و اسطوره (بخش دوم) [2016 Jul] 
*پیامبر اسلام، میان تاریخ و اسطوره (بخش یکم) [2016 Jul] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته‌ای تاریخی التقاطی (بخش هفتم) [2016 Jun] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته ای تاریخی التقاطی (بخش ششم) [2016 Jun] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته‌ای تاریخی التقاطی (بخش پنجم) [2016 May] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته ای تاریخی التقاطی (بخش چهارم) [2016 May] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته‌ای تاریخی التقاطی (بخش سوم) [2016 Apr] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته ای تاریخی التقاطی (بخش دوم)٬ [2016 Apr] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته ای تاریخی التقاطی (بخش یکم) [2016 Apr] 
*خداناباوری و آتئیسم در حکومت الهی [2016 Feb] 
*کفرگویی و نقد علمی قرآن یک ضرورت است [2016 Feb] 
*آقایان اشکوری و سروش، شما در باره اسلام شناخت علمی ندارید (بخش اول) [2015 Dec] 
*داعش، اسلام و آقای یوسفی اشکوری [2015 Nov] 
*پاریس، تروریسم اسلامی و دمکراسی زخمی [2015 Nov] 
*فاجعه زيست‌بومی: آيا سد گتوند را بايد خراب کرد؟ [2015 Jun] 
*نوانديشان دينی، نقش سودمند يا زيان‌آور؟ علی شريعتی (بخش سوم) [2015 May] 
*نوانديشان دينی، نقش سودمند يا زيان‌آور - آل‌احمد (بخش دوم) [2015 May] 
*نوانديشان دينی، نقش سودمند يا زيان‌آور؟ (بخش يکم) [2015 Apr] 
*مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان (بخش هشتم) [2015 Mar] 
*مذهب شیعه، ریشه ازخود بیگانگی ایرانیان (بخش هفتم) [2015 Mar] 
*مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان (بخش ششم) [2015 Feb] 
*مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان (بخش پنجم) [2015 Jan] 
*تروريسم اسلامی و کشتار هنرمندان در پاريس [2015 Jan] 
*مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان (بخش چهارم) [2014 Dec] 
*مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان (بخش سوم) [2014 Dec] 
*مذهب شیعه، ریشه ازخود بیگانگی ایرانیان (بخش دوم) [2014 Nov] 
*جامعه شناسی شهری اکولوژيکی تهران [2014 Oct] 
*خدمت روشنفکران به اسلام و خيانت به آزادانديشی [2014 Oct] 
*غرب دوست ما و اسلام ضد ما [2014 Aug] 
*حوادث مرگبار و بيماری‌های شغلی در بنگاه‌های توليدی ايران [2014 Jul] 
*پیوند آقای سروش و استبداد خمینی [2014 Jun] 
*الگوی اقتصادی ايران منشاء ويرانگری زيست محيطی [2014 May] 
*چپ ايران در بن‌بست‌ها و عقب‌ماندگی فکری [2014 Apr] 
*فلسفه امانوئل لویناس و توتالیتاریسم اسلام [2014 Apr] 
*سوگند زيباکلام به موی محمد بن عبدالله و سرسپردگی روشنفکری [2014 Apr] 
*ایران، آلوده ترین هوا در جهان [2014 Apr] 
*محیط زیست ایران در سالی که گذشت، ویرانگری بیشتر [2014 Mar] 
*جمهوری اسلامی با بنزین سمی ایرانیان را کشت  [2014 Mar] 
*ناکارآئی سیاست بهداشت و اوج گیری بیماریها در ایران [2014 Jan] 
*مرگ هامون، پيمان‌شکنی افغانستان و بی‌لياقتی جمهوری اسلامی [2014 Jan] 
*جنایت علیه بشریت، جنایت زیست محیطی در ایران [2013 Dec] 
*برندگان مذاکرات اتمی ژنو [2013 Nov] 
*استراتژی آمريکا، فرانسه و جمهوری اسلامی در مذاکرات اتمی ژنو [2013 Nov] 
*زلزله در بوشهر و خطر انفجار نیروگاه اتمی [2013 Oct] 
*سدسازی در ایران، فساد دولتی وتخریب  [2013 Oct] 
*اسلام برای اسارت زنان  [2013 Oct] 
*سدسازی در ایران، فساد دولتی و تخریب [2013 Sep] 
*ویرانگری زیست محیطی و سیاست اتمی ایران  [2011 Dec] 
*نقد اسلام آزاد است [2011 Dec] 
*همسوئی فمینیسم و اکولوژی سیاسی  [2010 Jul] 
*ویرانگری زیست محیطی در ایران توسط رژیم جمهوری اسلامی  [2010 Jan] 
*«آزادی، استقلال، جمهوری ایرانی!» [2009 Aug]