بن بست دستمزد در سیستم اقتصادی ایران
علیرضا ثقفی

بنا به گزارش های رسمی در آخرین جلسه ای كه ستاد دستمزد وزارت كار داشته است و در آن نمایندگان گروه های كارگری و كارفرمایی و دولت حضور داشتند،  رقم 2میلیون و پانصد هزار تومان برای هزینه سبد معیشت  خانوارهای كارگری با توافق همه گروه ها به تصویب رسیده و ... (روزنامه همشهری11/12/95)

سبد معیشت یا همان خط فقر كه به طور رسمی دو میلیون پانصد هزار تومان اعلام می​شود از جانب محافل كارگری و منابع مستقل بین 4 تا چهارو نیم میلین تومان برآورد می​شود. با همه این احوال و با صراحت های قانونی در این مورد كه باید حداقل حقوق كفاف مخارج یك خانواده را بكند، هر ساله شاهد هستیم كه تنها افزایشی در حد تورم رسمی و دست كاری شده بانك مركزی به حقوق های حداقل افزوده می​شود و هر ساله بر خیل عظیم بیكاران هم با همین حقوق های ناچیز افزوده می​شود. معنی این امر آن است كه یك كلاف سر در گمی از بحران عمیق اقتصادی در این جامعه وجود دارد. بدین معنی كه همین حقوق های ناچیز هم نمی​تواند اشتغال ایجاد كند یا همین اشتغال های موجود را حفظ كند. زیرا كه بر طبق گفته های خود مسئولین سالیانه حدود یك میلیون دویست هزار نفر وارد بازار كار می​شوند و تنها باز هم به قول خودشان اگر آمارشان را باور كنیم، تنها هفتصد هزار شغل ایجاد می​شود و علاوه بر آن، آن چه در حساب نمی آید بیش پانصد هزار نفری است كه در سال باز نشسته می​شوند كه اشتغال ایجاد شده در حقیقت جایگزینی از این بازنشستگان است و نه ایجاد شغلی جدید. در این صورت هر ساله نزدیك به یك میلیون نفر به آمار بیكاران اضافه می​شود.

 این امر نشاندهنده فا جعه ای است كه بر سر اقتصاد آمده است كه بر اثر ندانم كاری ها و اختلاس ها و چپاول های مداوم در بیش از سه دهه گذشته ادامه داشته است. با چنین وضعیت اقتصادی فاجعه باری نه تنها توان افزایش دستمزد ها را ندارند، بلكه دولت​مردان برای حفظ سودهای سرمایه ها همچنان بر طبل حمله بر سفره تهی كارگران و زحمتكشان می​كوبند تا شاید چند صباحی دیگر بر مسند قدرت بمانند و جالب ترین بخش مسئله آن است كه با این حقوق های ناچیز برای كارگران و زحمتكشان با تصویب حقوق های نجومی بیست و چهار میلیون تومانی برای مدیران سرسپرده  سرمایه داری (مصوبه مجلس در 11/12/95 و سپس اصلاح آن با جرح و تعدیل جزئی ) تلاش می​كنند تا هر چه بیشتر لشكر مدیران چپاولگر سرسپرده خود را راضی نگهدارند. در این جا نیاز چندانی به محاسبات ریاضی برای نشان دادن خط فقر و غیره نمی​بینیم زیرا آن را خود وابستگان حكومت و سرمایه داران هم تایید می​كنند و ما در سال های قبل در بحث دستمزد ها به گونه مفصل به آن پرداخته ایم .

حال اضافه شدن به آمار بیكاران هر ساله و تعطیل شدن بنگاه های اقتصادی  از یك طرف و از سوی دیگر تصویب رسمی حقوق های نجومی كه تا كنون انكار می​شد و اكنون به صورت قانونی و رسمی در می آید، تنها بیانگر بن بستی است كه نظم و نظام اقتصادی حاكم بر ایران با آن مواجه شده است. در حالی كه خود به صورت رسمی خط معیشت و فقر را  دو و نیم میلیون تومان اعلام می​كنند اما از افزایش دستمزدی ناچیز سخن به میان می آورند، در حالی كه حقوق های نجومی را منكر می​شوند اما به صورت رسمی آن را تایید می​كنند  و در حالی كه از نزول​خواری  به زشتی نام می​برند اما خود اذعان می​كنند كه بانكهایشان بنگاه های نزولخواری هستند و باز هم به اذعان خود مسئولان فساد و رشوه و اختلاس سرتاپای دستگاه های دولتی را فراگرفته است. آیا  جز بن بستی خود ساخته این سیستم اقتصادی و اجتماعی حاكم در چهار دهه گذشته ، چیز دیگری هست؟.

 برنامه اقتصادی و در كنار آن برنامه اجتماعی دولت های دوره جنگ و پس از آن كه تنها توانست با كشتار و قتل عام نیروهای مخالف در دهه شصت اجرائی شود، پایه گذار این بن بستی است كه امروزه رهائی از آن هیچ چشم اندازی ندارد . هر چند كه این برنامه  اقتصادی و اجتماعی، یك كل هماهنگی بو ده است كه یكی بدون دیگری امكان پیاده شدن نداشته است و كشتار مخالفان زمینه را برای هر گونه یكه تازی و پرورش متملقان و چاپلو سان و نان به نرخ روز خوران هموار كرده است و در نتیجه قشری فاسد و انگل را بر جامعه حاكم گردانیده است كه مصداق بارز لمپنیسم و فاشیسم نظام  سرمایه داری است و به قول خود مسئولان " می​خواستیم نظامی داشته باشیم كه خوبی های  سرمایه داری و سوسیالیسم   هر دو را داشته باشد اما اكنون بدی های هر دو را داریم. "1

اكنون شرائط به گونه ای است كه فعالان كارگری و اجتماعی دیگر مجبور نیستند برای نشان دادن وضعیت خراب و هر ج و مرج اقتصادی به آمار و ارقام  متوسل شوند زیرا كه آمار و ارقام خود حكومتیان گویای همه چیز است. به خوبی به خاطر داریم كه در سال های گذشته برای نشان دادن ضرورت افزایش حقوق ها به سطح معیشت و یا بالاتر از آن می بایست به امار وارقام مستقلی كه خود مان جدای از منابع رسمی تهیه می كردیم استناد كنیم تا ضرورت افزایش حقوق  ها و حداقل دستمزد را متناسب با تورم و سبد خانوار اثبات كنیم و از مواد قانونی و ماده و تبصره استفاده كنیم كه مطابق آن​ها دولت​مردان و اعضاء كمیسیون های دستمزد را متخلف بنامیم و ... اكنون این شكاف در آمد ها و این بریز و بپاش های حكومتی در كنار فقر و سیه روزی كارگران و زحمتكشان آن چنان آشکار است كه مردم زحمت كش نه در پی افشای این دزدی ها و ندانم كاریها  بلكه تنها در پی راه چاره برای برون رفت از این فلاكت اند.

 دستمزد در كنار حق اشتغال  امروزه به امری كلیدی تبدیل شده است كه نه تنها جبهه كار كه تمامی اقشار تحت ستم و مزد و حقوق بگیران و اقشار عمومی جامعه را در بر می​گیرد. زیرا كه نبود دستمزدی كافی برای نیروی كار و نبود شغل،كل اقتصاد "خرد" را تحت تاثیر قرار داده است و ورشكستگی و افلاس و گسترش آلونك نشینی و ناتوانی از خرید مایحتاج زندگی تمامی گردش اقتصادی را با بحران مواجه كرده است.  در این وضعیت تنها سرمایه داران كلان و وابستگان حكومتی هستند كه از دستمزد های زیر خط فقر منتفع می​شوند و از آنجا كه بیش از سه دهه غارت و چپاول دارائی های مردم، اقتصاد را از درون تهی كرده است وابستگان به سرمایه تنها منبع باقیمانده برای غارت را نیروی كار به افلاس كشیده شده می یابند  در این زمینه از دولتیان دلواپس آینده ..... كاری ساخته نیست. زیرا كه یا خود در این سود شریكند و یا راه دیگری برایشان نمانده است، راهی كه دیر یا زود كل مسیر را دگر گون خواهد كرد .

 اما این ور شكستگی بنگاه های اقتصادی و بیكاری و فقر بی سابقه در حالی است كه به گفته منابع رسمی نقدینگی كل اقتصاد در چهارسال گذشته دو برابر شده و به بیش از یازده هزار میلیارد تومان رسیده است (اخبار شبكه سراسری 9شب 22/8/95 )و تورم و گرانی هم به مرزهای بی​سابقه تر رسیده است. و تبعات عادی این امر فقط در آن است كه به سرمایه داران و بزرگ مالكان هیچ آسیبی نرسد، دزدی ها و اختلاس ها با مشكلی مواجه نباشند زیرا كه نقدینگی برای نقل و انتقال آسان تنها در دست همان ها است. و بیش از نود درصد مردم را از این  نقدینگی ها و گرانی های سر سام آور نه تنها هیچ بهره ای نیست بلكه تنها به فقیر تر شدن هر روزه آنان می انجامد. (1)

اكنون دیگر برای همگان رو شن شده است كه قدرتمداران هیچ گونه راه حلی برای بن بست های موجود ندارند و هر گونه تلاشی برای گشایش راهی جدید همانند آب شوری ست  كه به تشنه می​دهند. از فلاكت محیط زیست گرفته تا بیكاری و حقوق ها نجومی و دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر ، گسترش كارتن خوابی و زنان و كودكان خیابانی تا اعتیاد و حوادث مرگبار كار به اذعان همه دست اندر كاران قدرت.

تنها راه حل مقابله با این فساد و نكبت فراگیر ، خط فقر و دستمرد و بیكاری در گرو هماهنگی و همدلی تمامی جبهه كار و مردم تحت ستم و حقوق بگیران از هر قشر وگروه است تا صفوف خود را منظم تر كرده و برنامه های مشخصی برای مقابله با این وضعیت پر تلاطم بیاندیشند. و ضعیت پر تلاطمی كه با كمال ناباوری نه تنها قدرتمداران باعث و بانی این و ضعیت را به فكر چاره یا كنار رفتن از قدرت و اذعان به ناتوانی وا نداشته است بلكه اكنون با سر كردن نغمه های جنگی خانمان برانداز به فكر تداوم چند صباحی قدرت اند  كه به گواهی تاریخ سرابی بیش نیست .

منابع و زیرنویس ها:

1-( مصاحبه و زیر نفت با خبرنگاران ) (مقاله مشكلات اقتصادی ایران آیا  راه حلی دارد  منتشر شده در سایت كانون مدافعان حقوق كارگر)  http://etemadnewspaper.ir/Default.aspx?News_Id=33201

 (!) بخشی از گزارش گرانی ها كه گاه به بیش از سی  تا صد در صد می​رسد

مهاجران گفت: پرتقال تامسون نسبت به هفته قبل گران تر شده و به کیلویی ۹۹ هزار تومان رسیده است.سید حسین مهاجران، رئیس اتحادیه میوه و تره‌بار در گفتگو با خبرنگار اقتصادی «نسیم آنلاین» بیان داشت: ظرف یک ماه گذشته سبزی‌های تازه از جمله بادمجان و کدوسبز بیش از 36 درصد افزایش قیمت داشته اند، دلیل این افزایش قیمت نیز شرایط آب و هوا و وضعیت حمل و نقل بوده است.

وی اضافه کرد: در واقع به دلیل بارندگی‌های منطقه جنوب کشور قیمت‌ها به یک باره دو برابر شد، پس از آن که هوا کمی مناسب تر شد قیمت کمی کاهش یافت اما پس از آن با بارندگی مجدد قیمت ها تا حدی بالاتر آمد. اما در کل می توان گفت که قیمت سبزیجات تازه در یک ماه اخیر افزایش یافته است.

مهاجران تصریح کرد: فلفل سبز، لوبیا، کدو و بادنجان محصولاتی نیستند که کیلویی 4 تومان و یا برخی حتی تا 7 تومان عرضه شوند، بعضی از این اقلام دو برابر قیمت پیش بینی شده به فروش می رود بنابراین می توان گفت در این میان تولیدکننده ضرری را متحمل نمی شود و این مشتری است که باید هزینه بیشتری را متحمل شود،

رئیس اتحادیه میوه و تره‌بار خاطرنشان کرد: فلفل سبز و لوبیا سبز الان با قیمت 6 هزار تومان، بادمجان و کدو سبز کیلویی 4 هزار تومان شده است و این قیمت‌ها برای این محصولات قیمت به نسبت بالایی است، چنان چه در دو هفته آینده بارندگی نباشد قیمت‌ها بهتر و متعادل تر خواهد شد.وی در ادامه در رابطه با قیمت میوه‌ها گفت: پرتقال جنوب فراوان تر شده است بنابراین تا حدی قیمتش پایین آمده اما پرتقال تامسون نسبت به هفته قبل گران تر شده و به کیلویی 9 هزار تومان رسیده است. سیب زمینی نیز از جمله محصولاتی است که ظرف چند روز گذشته 200 تومان افزایش قیمت داشته است.

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فهرست مطالب علیرضا ثقفی در سایت پژواک ایران 

*بن بست دستمزد در سیستم اقتصادی ایران
*جنبش كارگری و جنبش سیاهكل ‏
*جنگ طلبان همچنان خواهان جنگند ‎
*شعله هاي جنگ در خاورميانه هر روز زبانه ي بيشتري ميكشد
*آموزش و پرورش طبقاتی و آموزش و پرورش غیرطبقاتی
*مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد
* آیا برجام به سرانجام میرسد؟
*تخریب فعالان کارگری و سیاسی شیوه ای ضد کارگری
*حل مشكلات اقتصادی ایران آیا راهی دارد ؟
*مغازله امپریالیست ها بر سر زندگی مردم خاورمیانه
*تئوری های ارزش اضافی; کارل مارکس-قسمت سوم
*لغو تحریم‌های ایران و تاثیر آن بر زندگی مردم
*تئوری‌های ارزش اضافی (جلد چهارم سرمایه) بخش اول - کارل مارکس
*گسست ميان نسل گذشته و نسل امروز فعالان كارگري را با تلاش بيشتر جبران كنيم (قسمت دوم)
*باز هم در ضرورت ايجاد تشكل‌هاي سراسري كارگران
*مصاحبه با علیرضا ثقفی درباره دفاعیات خسرو گلسرخی
*مصاحبه با عليرضا ثقفي در باره شرائط فعلي و وظايف جنبش كارگري
*آيا نظام فعلي جهاني مي‌تواند كار كودكان را لغو كند؟
*زنان و ستم دوگانه
*پرداخت دستمزد دو ميلیون توماني
*فراخوان برای اعتراض به غارت اموال کارگران
*فراز و فرودهاي جنبش دانشجويي
*جنبش كارگري و كودتاي 28 مرداد
*سرمايه داري براي حفظ سود ،همه ي قوانين شناخته شده ي خود را زير پا مي گذارد
*جنبش وال استريت وارتباط آن با جنبش كارگري
*اقتصاد انگلی و جنبش ضد‌سرمایه‌داری
*اقتصاد انگلي وجنبش ضد سرمايه داري
*دستمزد
*بار دیگر قراردادهای موقت
*به بهانه‌ی تعیین حداقل دستمزد در سال ۸۹
*جنبش مردمی و جناح‌های مختلف حکومت
*اتحادیههای کارگری واستقلال