چرا هم چنان آسیب پذیریم؟
کوروش گلنام

 

شادی آور نیست ولی باید به آن پرداخت و اندیشید.

 

مرز ممنوعه

1 ـ زمانی که من نگارش نوشته "تابویی بنام فلسطین" را آغاز کردم، خود می دانستم که پا در مرزی ممنوعه گذاشته و "خلاف مسیر آب شنا می کنم". می دانستم که شماری از هم میهنان به ویژه اپوزیسیون چپ اندیش بی تاب شده و بردباری نشان نخواهند داد. گرفتاری ولی آن جاست که:  آن که دیدگاه خود را هم گون با آن چه در  این بررسی تاریخی آمده، ندیده و آن را پذیرا نیست، خود دست به قلم نمی برد که دیدگاه خود را بیان کند و نا راستی  نوشته مرا نشان دهد. هر چه می گذرد هم چنان پشت پرده و در پنهان روی  می دهد.

 امروز بیش از هر زمان دیگر باور مند شده ام که تیتر گزیده شده برای نوشته ام "تابویی بنام فلسطین" تا چه اندازه به جا و درست بوده است. برخورد با پیشینه تاریخی یهودی ستیزی عرب ها، مسلمانان، فلسطینیان و در گستره جهان و آگهی های سراسر نادرست و دروغین در باره آنان که ریشه در کتابی ساختگی و دروغین بنام "پروتوکل مشایخ صهیون" دارد و ستمی که در بسیاری از کشورها در سده ها بر یهودیان رفته است "تابو" است و نباید به آن پرداخت.(همین امروز در خبرها گفته شد که در این چند هفته دو گورستان یهودیان در آمریکا مورد یورش و خرابکاری قرار گرفته است). راستی و درستی همآنا با فلسطین است که حتا بنا بر داده های تاریخی در سده های پیشین اصولن (اصولا") سرزمینی بنام فلسطین وجود نداشته است و این در حالی است که یهودیان سازنده اورشلیم بوده و هزاران سال پیشینه تاریخی دارند.

در سایت عصر نو چه رخ داد؟

 نگارنده سال ها با سایت "عصر نو" همکاری داشته و ده ها مقاله در آن سایت نوشته است. سرپرست گرامی این سایت بخش های یک و دو نوشته مرا درج و منتشر نمود ولی پس از دیر کرد انتشار بخش سوم و پرسش نگارنده، با فرستادن پیامی بدون بیان هیچ انگیزه ای، آگاهی داد که از انتشار دنباله نوشته خود داری کرده اند. نگارنده از سرپرست گرامی سایت درخواست نمود اگر چند خواننده هم خواستار پی گیری نوشته هستند، بهتر است که خوداری از انتشار دنباله آن را با چند جمله برای خوانندگان بیان کنند حتا اگر انگیزه آن را نیز روشن نمی کنند. پیشنهاد دادم که اگر حود نمی خواهند این کار را بکنند پیام چند خطی مرا که برایشان فرستاده بودم، انتشار دهند، ولی شوربختانه ایشان چنین نکردند!

گرفتاری های فرهنگی

2 ـ آن چه مهم است ولی همآن گرفتاری های فرهنگی است که با آن دست به گریبان هستیم و نگارنده به سهم اندک خود بارها به آن پرداخته است. با وجود زندگی در دموکراسی و برخورداری از آزادی، با وجود تاکید های پی در پی بر آزادی خواهی و دمکراسی خواهی و محکوم نمودن حکومت های سرکوبگر در خفه کردن هر آوایی مخالف دیدگاه خود و با ادعاهای فراوان دیگر ولی خود از هم اکنون و بی دست یافتن به قدرت و در سرزمینی آزاد که می توانیم از آن بسیار بیاموزیم، دیگری را "سانسور"  می کنیم!

هدف من نه کینه توزی است و نه خراب کردن دیگری. آنچه برای من دردآور و نگران کننده است، گرفتاری های فرهنگی ریشه داری است که با هیچ دارویی از آن میان تکیه بر نام و پیشینه سیاسی این یا آن کوشنده سیاسی یا سازمان و حزب سیاسی، درمان پذیر نیست با همه پاسداشت و ارزشی که برای همه کوشندگان سیاسی گذشته داشته و دارم. باید "تعارف" ها، "پنهان کاری" ها، " رفیق بازی"ها و... را که کمترین سودی برای روز و روزگار سیاه و حقیقتن(حقیقتا")"شرم آور" ما ندارد، کنار گذاشت و بی پرده از دردها، کمبودها و نارسایی هایی که سبب شده است یک حکومت فاشیستی/مذهبی سی و هشت سال بر ما حکومت کند، گفت و باز هم گفت. آیا نباید پرسیدکه چرا شماری کوشندگان از چند سازمان سیاسی که سال ها است در دموکراسی های غربی زندگی کرده و جامه "اپوزیسیون" حکومت اسلامی را نیز بر تن دارند پس از سه یا چهارسال نشست، گفت و گو، کنفرانس، ده ها نوشته و مصاحبه در راه پیوستگی و بر پا ساختن یک سازمان یا حزب سیاسی در آخر و پس از چند سال با شگفتی اعلام می دارند که ما به این نتیجه رسیدیم که "اختلاف ها"ی ما بیش از "توافق ها"ی ما است؟ و پس از آن نیز بر سر پیش برد یا عدم پیش برد این روند در یکی از این سازمان ها چنان دو دستگی ای پدید می آید که تا مرز جدایی و بازهم کوچک تر شدن پیش می روند! راستی این است که این دوستان و هم میهنان چون همه ما گرفتاری های فرهنگی دارند ولی نه آمادگی بر خورد با آن را ندارند و نه زیر بار پذیرش آن رفته و پیش از هر کسی خود را فریب می دهند. همه می خواهند "رهبر" باشند و تنها سخن خود را به هر شکل که شدنی است برکرسی نشانده و بر دیگری حکم برانند. آیا مردم در بند و گرفتار ایران، می توانند به چنین اپوزیسیونی اعتماد کرده وآن را بپذیرند؟

به هر رو باید تابوها و مرزهای ممنوعه را در هم شکست تا به جلو گام بر داشت. امروزه برای مردم ایران تابویی بنام "دین اسلام" و "مذهب شیعه" و ساخته های دروغین بافت این دین و مذهب خوشبختانه در هم شکسته است و این بیش از همه نتیجه پایداری همگان به ویژه زنان دلیر ایران است که رنج  فراوان بردند ولی در مبارزه با زورگویی، دروغ، سرکوب، ترور، فشار و خفقان پا پس نگذاشته، پایداری نموده و گوی سبقت از مردان ربودند. ریشه های نارسایی های فرهنگی خود را بیابیم و با آن مبارزه کنیم. راهی جز این نیست!

 

سه شنبه 10 اسفند 1395 ـ 28 فوریه 2017

کوروش گلنام

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فهرست مطالب کوروش گلنام در سایت پژواک ایران