10 نکته به بهانه توییت جدید محسن رضایی برجام نبود ترامپ دیگر تهدید نمی کرد؟!

 
 
اگر برجام نبود ترامپ باز تهدید می کرد یا نه؟ اگر آری چرا تهدید او را عاقبت برجام بدانیم و اگر نه چرا از خشم او از برجام ناخرسند باشیم؟
                              
عصر ایران؛ مهرداد خدیر- « نکته اینجاست: عاقبتِ گفت و گوی تمدن ها تهدید بوش و عاقبتِ برجام، تهدید ترامپ شد.»

این تازه ترین توییت آقای محسن رضایی است که در دو جمله کل نظریه های عملی شده دو رییس جمهوری کنونی و اسبق ایران را زیر سؤال برده و نقض غرض دانسته است.

به این بهانه می توان این نکات را یادآور شد:

1-ایشان در حالی تهدیدات ترامپ را ناشی از برجام دانسته که پیش از این و در هفتم مهر1394 گفته بود:« نمره سیاسی برجام از اقتصادی بالاتر است چون توانستیم پروژه منزوی سازی ایران را بشکنیم و در بُعد اقتصادی وضعیت ایران از دوران تحریم بهتر می شود.»

دوم آبان 1394 نیز گفتند: « برجام، نشان پیروزی و بستر یک نبرد جدید است. ما در مبارزه هسته ای شدن پیروز شدیم و در اجرای برجام هم موفق می شویم.» 

همچنین در برنامه تلویزیونی « نگاه یک» در شامگاه 27 تیر 1395:  « برجام، مصوب مقام معظم رهبری و مورد تأیید مردم و نظام است و نیروهای حزب اللهی نباید وارد حریم رهبری شوند چون با نقد برجام دارند رهبری را نقد می کنند.»

حتی این اواخر که در واکنش به تمدید تحریم های داماتو کم کم موضع مخالف گرفتند هم باز گفتند: « ما چهار برجام داریم. برجام آمریکایی ها، برجام مصوب شورای عالی امنیت ملی خودمان، برجام مصوب نمایندگان مجلس شورای اسلامی و برجامی که رهبری با شروط و ملاحظاتی پذیرفتند. سه برجام اول قابل قبول نیست و چهارمی را قبول داریم.»-[ ایسنا، 13 شهریور 95]

با این توصیفات آیا واقعا « تهدید ترامپ» زاده برجام است؟ یعنی اگر برجام در کار نبود و همچنان به غنی سازی اورانیوم با درصد بالا می پرداختیم رییس جمهوری آمریکا دیگر تهدید نمی کرد؟

2- نظریه گفت و گوی تمدن ها هم در مقابل « برخورد تمدن ها» ی « ساموئل هانتیگتون» مطرح شد و ربطی به جرج بوش نداشت. 
در دی 1380 جرج بوش رییس جمهوری وقت آمریکا از سه کشور ایران، عراق و کره شمالی به عنوان محور شرارت یاد کرد اما در عمل کار خاصی نتوانست انجام دهد. 

سؤال قبلی را اینجا هم می توان تکرار کرد. اگر « گفت و گوی تمدن ها» نبود آیا بوش تهدید نمی کرد؟ یا به عکس از نقش این ایده  در مقابله با تبلیغات آمریکا و جلوگیری از جنگی دیگر سخن گفت؟

  3- احتمالا منظور این است که مذاکره و گفت و گو فایده ندارد. پس چی فایده دارد؟ جنگ و برخورد؟ اگر چنین است چرا ایشان برای چهارمین بار و این مرتبه با شعار « جنگ تمدن ها» و « مرگ بر برجام» کاندیدای ریاست جمهوری نشود؟ یک لحظه تصور کنیم برجام نبود. با کدام ابزار مؤثر حقوقی که اروپایی ها را نیز هم سو کند می خواستیم ترامپ را مهار کنیم؟ حالا که برجام هست این گفتارها و رفتارها از ترامپ سر می زند. نبود چه می شد؟

4- نه جرج بوش پایان گفت و گوی تمدن ها بود و نه ترامپ برجام را منتفی کرده و هر دو خصوصا دومی همچنان ادامه دارد. هنگامی می توان از « عاقبت» سخن گفت که موضوعی به « فرجام» رسیده باشد. مثلا می گویند فلانی « عاقبت به خیر شد». یعنی فرجام کار او خوب و خیر بود. اما هیچ گاه درباره یک موجود زنده که هنوز به آخر خط نرسیده از لفظ « عاقبت» استفاده نمی کنند.

5- به لحاظ اخلاقی آیا درست است به خاطر گفتار ورفتار دو رییس جمهوری اسبق و فعلی ایالات متحده به دو رییس جمهوری اسبق و فعلی جمهوری اسلامی طعنه بزنیم؟

 6- عاقبت گفت و گوی تمدن ها تهدید بوش نبود. یا تنها تهدید بوش نبود و اگر هم بود آن تهدید به نتیجه نرسید. اما به اعتبار آن روابط ایران با اروپا بهبود یافت و موضوع هم تنها فلسفی نبود. نیاز نیست از هانتیگتون بگوییم. کافی است به عسلویه نگاه کنیم وفازهایی که فرانسوی ها هم پس از بهبود رابطه راه انداختند.عاقبت برجام هم تهدید ترامپ نیست. اتفاقا برجام عجالتا بزرگ ترین مانع تحقق تهدیدات ترامپ است.

7- تاریخ را از آخر به اول نمی خوانند. تاریخ، یک فرآیند است. بر پایه اتفاقی که امروز رخ داده  کل دیروز را نمی توان زیر سؤال برد. کما این که روان شناسان به زوج هایی که طلاق می گیرند توصیه می کنند گذشته رابطه خود و خاطرات زیبا را تخریب نکنند. به فرض که برجام روزی منتفی شود باز نباید فراموش کرد که کابوس جنگ و تحریم را چگونه دور کرد و امید آفرید. 

سیاست مثل تجارت است. دو نفر با هم شریک می شوند و به منافعی می رسند. ممکن است روزی جدا شوند. به خاطر آن نباید کل دوران شراکت را زیر سرال ببرند. مثل زندگی مشترک است. دو نفر 10 سال با هم زندگی می کنند و حاصل آن یک یا دو یا چند فرزند است. اگر روزی بخواهند جدا شوند روزهای خوب را نباید زشت جوه دهند یا محصولات مشترک را انکار کنند. 

برجام البته جاری است و به نقطه طلاق نرسیده است. راستی قرار بود دغدغه اصلی آقای محسن رضایی نرخ فلاکت و دیگر موضوعات اقتصادی و معضلات معیشتی باشد نه سیمانی که در رآکتور اراک ریختند اما مدتی است که این دومی می چربد.  

8- اگر تهدید بوش، عاقبت گفت و گوی تمدن ها بود و تهدید ترامپ، عاقبت برجام است، پرونده دو هزار صفحه ای بابک زنجانی و بدهی کلان نفتی او عاقبت چیست؟

9- قضاوت درباره عاقبت ها به نوع نگاه ما بستگی دارد. عاقبت جنگ 8 ساله عدول از شعار جنگ جنگ تا پیروزی وقبول قطعنامه 598 است یا حفظ خاک ایران و نظام سیاسی؟ عاقبت گروگان گیری 444 روزه آزادسازی آنها بدون عملی شدن تهدید محاکمه است یا شکستن هیمنه آمریکا چنان که بارها گقته شده؟ خود جناب رضایی پس از سال ها فعالیت سیاسی و اظهار نظر اقتصادی تشخیص داده به فضای قبلی نزدیک شود. آیا می توان گفت این عاقبت تحصیل و نظریه پردازی در عرصه اقتصاد است؟

10- دست آخر این که عاقبت فیلترینگ توییتر چه شد؟ این که توییت بگذاریم که عاقبت برجام، تهدید ترامپ شد؟

بار دیگر به نکته کلیدی بازگردیم. اگر برجام نبود ترامپ باز تهدید می کرد یا نه؟ اگر پاسخ مثبت است تهدید او را چگونه می توان عاقبت برجام دانست در حالی که وجود نداشته است؟ اگر هم پاسخ منفی است که باز نشان می دهد برجام خواست افراطی ها را درآمریکا تأمین نکرده است.

می گویند مردی 75 ساله که بسیار سیگار می کشیده نزد پزشک می رود. پزشک می گوید سیگار را متوقف کن. ضرر دارد. مرد می پرسد: چه ضرری؟ پزشک پاسخ می دهد: حداقل 10 سال از عمرت می کاهد. مرد سیگاری لبخند زنان می گوید: با این حساب اگر سیگار نکشیده بودم حالا به جای75  سال 85 سال داشتم؟!

واقعا اگر برجام نبود ترامپ دیگر تهدید نمی کرد؟!

 

منبع:پژواک ایران