درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام
تقی روزبه

 

نشست امسال داووس، مجمع جهانی سرمایه داران و کارشناسان اقتصادی و سیاستمداران، مثل هرسال با گزارش تکان دهنده ای از آکسفام تحت عنوان "اقتصادی برای 99 درصد" و با هشدارهائی به شرکت کنندگان در این مجمع همراه است. گزارش آکسفام از شکاف های وحشتناک و بقول خودش شرم آوری پرده برداری می کند که با عناوینی چون برابری ثروت 8 ابرثروتمندجهان با ثروت نیمی از مردم فقیرجهان ( 3.6 میلیاردنفر!) و پیدایش پدیده تریلیونر در 25 سال اخیر ( که  تنها از طریق سودسهام و... روزانه بیش از ششصد میلیون دلار بردرآمد آنها افزوده می شود)، بازتاب گسترده ای داشت.  گرچه معلوم نیست که همین داده های اماری هم  تا چه حدابعادآن واقعی دست پخت جهان سرمایه داری و چهاردهه تاخت نئولیبرالیسم تاچریسم و ریگانیسم را منعکس می کند.

همانطور که بر طبق همین گزارش معلوم شده که شکاف های واقعی سال گذشته بیش از ارزیابی خوش بینانه این مؤسسه بوده است. چنانکه با داده های جدیدی که بدست آورده است معلوم شده  شکاف درآمدی مردم چین و هند بیش از تصورو تخمین آن ها بوده است. در اصل کسی نمی داند ثروت های واقعی این ابرمیلیاردرها واقعا چه مقداراست و آن چه که ارائه می شود عمدتا براساس قرائن و شواهد و برخی داده ها استواراست و شامل همه اطلاعات لازم برای ارائه یک تصویرکامل نیست. وقتی که خودگزارش به گریزهای مالیاتی و بهشت های مالیاتی و به پنهان سازی ابعادواقعی ثروت توسط صاحبان ثروت، اشاره می کند، دارد  به همین واقعیت -نبود یک تصویرواقعی و همه جانبه- اذعان می کند. چنانکه در گزارش آمده اگر داده های تازه ای را که منجربه به ارزبابی جدیدی از ابعادشکاف ها شد- حجم ثروت 8 نفر به اندازه نصف ثروت مردم جهان است سال گذشته هم داشتیم آمار43 نفر سال گذشته به همین 8 نفرتقلیل پیدامی کرد. و علت آن هم روشن شدن دامنه شکاف و فقر در چین و هندوستان است که موجب چنین جهشی در ارزیابی از شکاف درآمدها در مقیاس جهانی شد. بهرحال ترجمه متن گزارش ضمیمه است و نیازی نیست  که در اینجا به همه آن ها اشاره شود:

 

چندویژگی گزارش امسال:  

- این گزارش در شرایطی است که بحران سرمایه داری اوج تازه ای پیداکرده است و از آن جا که عمده شرکت کنندگان را صاحبان شرکت های فراملیتی و سیاستمداران و کارشناسان مدافع جهانی سازی تشکیل می دهند، از یکسو می توان سایه سنگین بحران را- از جمله عروج ترامپ، برگزیت وموج روبه گسترش حمایت گرائی در نقاط دیگر را می توان در گزارش آکسفام  در خلال سخرانی ها و گفتگوها مشاهده کرد، و از سوی دیگر درست به همین دلیل توجیه و برخورفرافکنانه و گریز از پرداختن به ریشه ها، و  دفاع از جهانی سازی مثل همه نشست های سابق روح حاکم برنشست را تشکیل می دهد.

 

 - طنز و ریشخندتاریخ، سخنرانی افتتاحیه رئیس جمهورچین (کمونیست) در فروم سرمایه داران و  در دفاع همه جانبه از جهانی سازی و گسترش تجارت آزاد و خدمات است. او مدعی شد که جهانی شدن را نباید عامل مشکلات کنونی در دنیادانست! پیداکنید مجرم واقعی را! .  از دیگرسخنان گهرباراین رهبرحزب، توسل به حبل المتین دترمینیسم تاریخی بود. او جهانی شدن را روندی تاریخی دانست که نمی توان در مقابلش ایستادگی کرد و باید با آن همراه شد..... البته برحسب این که آش اینقدرشورشده است که دیگر خوان هم نتواند آن را منکرشود، او مثل بسیاری دیگر، درجائی برای خالی نبودن عریضه و به حسب تعارف به عدم ایجاد"تعادل" در روندجهانی شدن اشاره کرده است. اما بهرحال اصل جهانی شدن، تجارت آزاد و مبادله کالا خدشه ناپذیراست (جالب است که نصیب اکثریت مردم چین از این روندتاریخی جزاستثماروحشتناک و برده وار نبوده است. چنانکه برآورد نسبت حجم ثروت 8 نفر با ثروت نیمی از مردم جهان، از قضا مربوط به داده های مربوط به دامنه شکاف در چین و هندوستان بوده است (در هندوستان یک درصد صاحب 58% ثروت هستند که بیش از میانگین جهانی است). در همین گزارش آکسفام مشخصا به وضعیت زنان ویتنامی شاغل در نساجی هم اشاره می شود که با روزی 12 ساعت کار برای برندها و شرکت های مهم بین المللی برای دستمزدی زیریک دلار برای هرساعت مبارزه می کنند.

 

- گزارش منشأ عمده رشداین شکاف نجومی را فرارمالیاتی، عدم افزایش دستمزد و نفوذسرمایه داران کلان درقدرت سیاسی برای پیشبردسیاست های موردنظر و بی اعتنائی دولت ها به نیازهای اجتماعی می داند. و برهمین اساس هم  راه حل های آن هم مثل همیشه معطوف به توصیه های اخلاقی و  و یا تکراری است که در گزارش امسال هم آمده است:

 نقشه راه آکسفام برای "اقتصادی انسانی‌تر" موارد زیر را شامل می‌شود: دولت‌ها از تمرکز بی‌نهایت بر ثروت، برای پایان‌دادن به فقر اجتناب کنند. دولت‌ها باید با افزایش مالیات ثروتمندان و درآمدهای بالا برای ایجاد زمینه ارائه خدمات گسترده‌تر و تأمین مخارج لازم در بحث خدمات بهداشتی، آموزش و ایجاد اشتغال بهره ببرند. دولت‌ها از رقابت دست برداشته و به همکاری با یکدیگر بپردازند. دولت‌ها باید برای تأمین پرداخت دستمزدشایسته به کارگران و بستن راه‌های گریزمالیاتی و خاتمه‌دادن به رقابت در کاهش دستمزد و استانداردهای معیشت و افزایش سود بنگاه‌ها همیاری کنند. دولت‌ها از بنگاه‌هایی که تنها به سهام‌داران خود نمی‌اندیشند و منافع کارگران و جامعه را نیز لحاظ می‌کنند، پشتیبانی کنند. آکسفام همچنین از صاحبان بنگاه‌ها می‌خواهد که برای ساختن اقتصادی انسان‌بنیان بکوشند. آنها می‌توانند با پرداخت سهم مناسب مالیات و تعهد بر پرداخت دستمزدهای شایسته به کارکنان خود آغاز کنند... گرچه گزارش به می گوید خیریه میلیاردرها مشکلی را حل نمی کند (اشاره ای طنرآمیز به امثال بیل گیتس ها که ظاهرا دهه سال پیش بخشی از ثروت خود را بهتأسیس بنیادی خیریه اختصاص داد، اما در همین فاصله برثروت او حدود 20 میلیارد دلارافزوده شده است)، اما مضمون توصیه های او عملا حاصلی بیش از این نوع کارهای "خیریه" که معلوم نیست درپشت آنها و بنام آنها چه کارهائی و یا فرارهای مالیاتی صورت می گیرد. بنیاد رسواشده کلیننون با روشدن میلیون ها دلارپول از شیوخ ثروتمنداعراب و... نمونه ای از این گونه بنیادهاست).

گرچه آکسفام بدرستی زنان را از جمله قربانیان عمده جهانی شدن معرفی می کند، و به بحران دموکراسی ناشی از نابرابری شدید اشاره دارد، اما برای مقابله با آن ها هیچ پیشنهادمشخصی مگرهمان نصایح و توصیه های اخلاقی به صاحبان بنگاه ها و دولت ها نمی کند و همه آنه ها گزاره های مشروطی چون اگر دولت، اگرسرمایه داران ... ختم می شود: آکسفام خواهان ایجاد رویکردی جدی برای مدیریت اقتصاد در جهان نه به نفع بخشی بسیار اندک بلکه به نفع اکثریت است.

 

چنانکه ملاحظه می شودراه حل های آکسفام - مثل همیشه-  از دو ویژگی عمده در رنج است :

نخست آن که  تمرکزاصلی اش همواره معطوف است به بهبودتوزیع عادلانه ترثروت ( در بهترین حالت عدالت توزیعی)،  با وجود آنکه از واژه گان مبهم و پرطمقراقی چون اقتصادمردم بنیان و یا اقتصاد برای 99%  و امثال آن بهره می گیرد و با وجودارائه اطلاعات تکان دهنده، اما هیچ گاه به ریشه ها، به مالکیت مقدس و نقدمناسبات اجتماعی مبتنی براستثمار کوچکترین اشاره ای نمی کند. برهمین اساس ایستاده درکنارسرمایه داران،هم چون دیده بان نظم کنونی و دادن هشدارها و  راه های برون رفت در چهارچوب سیستم عمل می کند که غالباهم تکراری سترون بوده و ضمنانت اجرائی هم ندارد.

 

دومین  ویژگی عمده این است که خطابش اساسا  به دولت ها و سرمایه داران است و از آنها می خواهد که مالیات بگیرند و مالیات بدهند. چنانکه از صاحبان بنگاه ها می خواهد "برای ساختن اقتصادی انسان‌بنیان بکوشند. آن ها می‌توانند با پرداخت سهم مناسب مالیات و تعهد بر پرداخت دستمزدهای شایسته به کارکنان خود آغاز کنند".

 در حالی که تنظیم کنندگان گزارش خود اذعان دارند که دولت ها تحت نفوذ و کنترل سرمایه داران هستند، معلوم نیست  که چگونه از آنها انتظار دارند که به رهنمودهای آنان گوش فرابدهند!

 

- در حقیقت در این گزارش ها، گرچه به خشم انباشته و شدید مردم از نابرابری ها بطورکلی اشاره می شود، اما همواره یک  حفره خالی وجود دارد که همانا فقدان گزارش از پیشرفت مطالبات جنبش ها و اعتراضات و مبارزات گوناگون ومتنوع جامعه جهانی علیه سیستم های حاکم و تبه کاری آن ها و دامنه سرکوب آنهاست. این که چه حرکت ها و اعتراضاتی توسط بخش های مختلف مردم جهان صورت گرفته است که آکسفام ناگزیرشده است عنوان گزارش خود را به تیتر"اقتصاد درخدمت 99  درصدی ها" اختصاص بدهد (بدون آنکه در محتوا هیچ نشانی از این اقتصاد دیده شود) نامفهوم است. بجزاشارات کلی یک انتقادبسنده و معطوف به ریشه های ظهورجریان های شبه فاشیستی-ناسیونالیستی-پوپولیستی و تهی شدن دموکراسی و.. ارائه نشده است که البته بی ارتباط  با مخاطب خود، صاحبان بنگاه ها و دولت های حامی، نیست.

منبع:

ثروت ٨ مرد برابر ثروت نیمی از مردم جهان

 http://www.sharghdaily.ir/News/112809

19.01.2017

 

مقاله زیر نقد تفصیلی است  نسبت به گزارش ها و پیشنهادات پیشین آکسفام برای برون رفت از بحران سرمایه داری:


!
پرده برداری از یک هیولای واقعی

گزارش آکسفام همچون ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری!

فروم یا مجمع جهانی اقتصاد در حقیقت مجمع برگزیدگان طبقه حاکم برجهان و شامل شرکت های بزرگ فراملیتی و دولت ها و شخصیت های سیاسی و شماری از مدیران و کارگزاران و صاحب نظران زبده اقتصادی هستند، که در نشست های سالانه خود (در داووس ) چالش ها و بحران های پیشاروی سرمایه را موردبررسی قرارمی دهند و هم چون نهادی مشاور و تصمیم ساز، توصیه ها ی خود را به دولت ها و نهادهای سرمایه داری برای شناسائی و مقابله با چالش ها و تهدیدهای پیشاروی نظام، خروج از بحران و رونق اقتصادی ارائه می دهند.

 

طبیعی است که از فروم سرمایه داران و دولت های تحت نفوذ آن ها بنا به ضرب المثل معروفِ از کوزه همان برون تراود که در اوست انتظاری خلاف آن نمی رود، اما آنها غالبا مایلند که تصمیمات و راهبردهای خود را با لفاظی های توخالی و پرطمقراقی چون کاستن از فقر و شکاف طبقاتی و یا بهبود محیط زیست و امثال آن آذین بندی کنند تا با فریفتن و کرخت کردن افکارعمومی حساسیت کمتری را نسبت به ماهیت سرسپردگی اشان به فرامین و نیازهای "بازارآزاد" و تصمیمات عموما ضدمردمی خویش و طفره از پاسخ گوئی به پی آمدهای ویرانگرانه سیاست های راهبردی و تصمیمات قبلی و کنونی خود، برانگیزانند. برهمین اساس هم نشست امسال را با شعاردهن پرکن"طرحی نو برای جهان: پیامدهایی برای جامعه، سياست و اقتصاد" نامیده بودند. و در اصل عنوانی توخالی برای مصادره و بی اثرساختن شعارجهانی دیگرممکن استِ کمپ ضدسرمایه داری  و از جمله مجمع جهانی ( فروم) ضدسرمایه داری است.

 و البته آن دسته از "تصمیم هائی" هم که پیرامون ادعاهائی چون کاستن از فقراقتصادی و نابرابری های اجتماعی و اقتصادی و جنسیتی و یا بهبودمحیط زیست و امثال آن اتخاد می شود، حتی اگر رگه هائی از واقعیت هم داشته باشند، چنان کم رمق وبی خاصیت هستند که در برابرعمق و ابعادگسترش یابنده نابرابری ها و یا دامنه تخریب محیط زیست  در حکم هیچ محسوب می شوند. بی خاصیتی و نتایج این گونه رویکردهای نمایشی را می توان در گزارش امسال آکسفام  از اوضاع عمومی و گستره و شتاب گرفتن مؤلفه های توزیع فقر و ثروت، و سخنان پاره ای از سخنران ها  به عیان مشاهده کرد. بگذریم از این واقعیت که آنچه هم آنها را واداربه برخی لفاظی ها می کند چیزی جز فشار افکارعمومی و جنبش های اعتراضی  و نگرانی از تهدیدهای پیشاروی نظم جهانی حاکم برجهان نیست.

از این رو مؤسسات و نهادهای پژوهشی یا امدادرسانی جهانی نظیرآکسفام، که نگران دوقطبی شدن بیش از حد جامعه جهانی و شکاف فزاینده بین فقر و ثروت و ریسک های ناشی از آن و تأثیراین فقرفزاینده برآموزش و پروش، کودکان و زنان هستند، در آستانه برگزاری مجمع جهانی سعی می کنند که با انتشارگزارش های تاحدی واقع بینانه و هشدارآمیز از وضعیت و معضلات جهانی، با تزریق و تقویت"عقلانیت سرمایه و بازار"، بر تصمیمات و جهت گیری های آن تأثیربگذارند. با این همه تجربه های سال های گذشته و گزارش های جدید نشان می دهند که تأثیراین قبیل گزارش ها بر فروم جهانی سرمایه داران ناچیزاست. به عنوان مثال هشدارهای سالیان گذشته همین نهاد در مورد عواقب و پی آمدهای ریاضت اقتصادی در اتحادیه اروپا، نتوانست  تأثیری برآن بگذارد. با این همه گزارش هائی از این نوع، بویژه توسط این مؤسسه جهانی و معتبر(حتی برای سرمایه داران )، بخصوص گزارش امسال آن، از جنبه دیگری واجداهمیت است: ارائه تصویری گویا و تکان دهنده از چهره سرمایه داری معاصر و هم اکنون موجود که از خلال آن هرکس می تواند–اگر ریگی  به کفش نداشته باشد- چهره واقعی سرمایه داری را در تمایز و تضادی آشکار با آنچه  رسانه ها، مروجین و آوازه گران و شعبده بازانی که دایما از شبکلاه خود "خلاقیت و اعجازبازارآزاد" را بیرون می کشند، و شبانه روز کف بردهان پیرامون محاسنش مدیحه سرائی می کنند و ُترهات وخزعبلات  خود را بخوردمان می دهند مشاهده کرد. این گزارش اگر چه تهیه کنندگانش آن را مثل همه این گونه موارد از سردلسوزی و باهدف رام و سربراه کردن سرمایه بی مهار و مهاجم به همه عرصه های زندگی فراهم کرده اند، و در همین راستا پیشنهادهائی ارائه می دهند که قبلاهم بارها ارائه شده و بی نتیجه مانده اند، اما بویژه در آنجا که به تصویردرخشان آماری از جامعه هرمی- طبقاتی و شکاف هولناک موجود و هردم فزاینده یک درصدی ها و 99% ها می پردازد، در اصل ادعانامه ای است علیه نظام سرمایه داری و در تأیید صحت آن چه نظریه پردازان و جنبش ها و فعالین و کنشگران ضدسرمایه داری و بیش ازهمه جنبش اشغال واستریت پیرامون ماهیت مناسبات حاکم برجهان و ضرورت برون رفت از آن، برزبان آورده و می آورند. نیازبازار و نیازانسان ها در این گزارش چنان با وضوح در برابرهم صف آرائی کرده اند و دوگانه متضادی را تشکیل می دهند که دعوت به همزیستی و همساری بین آنها بیشتربه شوخی می ماند تا یک سخن جدی. از همین رو گزارش فوق (جنبه هائی که به تصویر جهان سرمایه داری می پردازد) حربه کارآئی است در مواجه با آوازه گران نئولییرال وطنی و غیروطنی و می تواند هم چون سندی گویا در خدمت مانیفست اعتراضی 99درصدی ها باشد. و بهمین دلیل نباید اجازه داد که چنین تصویری هولناک و درعین حال درخشان از سیمای طبقاتی جامعه جهانی معاصر در دومین درمیانه دومین دهه قرن بیست و یکم، در زیرآواراخبار و گزارش های روزمره دفن شود و در بایگانی ها جاخوش کند. برعکس باید کوشید تصویرجهان یک درصدی ها را به عنوان سیمای واقعی سرمایه داری هم اکنون موجود زنده نگهداشت، تعمیق بخشید و گفتمان سرمایه داری و مدافعان نئولیبرال را بیش از پیش به چالش کشید و آن را به موضوع گفتگوها و میزگردها و مناظرات و مقالات و به بخش ماندگاری از اگاهی عمومی  تبدیل کرد.  رابطه آن را با عدالت و برابری یعنی رؤیاهای میلیاردها انسان گرفتار در تاروپودمناسبات سرمایه داری، با دموکراسی و حقوق بشردروغین  به میان کشید.

 بجاست که از همین راستا نگاهی داشته باشیم به سه نکته کلیدی موجود در سند، سه نکته ای که به گمان من در هرجهت گیری کلی علیه نظم موجود نقش اساسی دارند. با این تأکید که همه آن چیزی نیست که می توان در نقد سند گفت و همه آن چیزی نیست که در جهت گیری عمومی مؤثرند.

 

نخست: هشدارنسبت به نابرابری و دوقطبی شدن بهت آورِجامعه جهانی  

گرچه قبلاهم اشاره شد هدف اصلی سند، مهارولع سرمایه و ارائه راه حل هائی برای برای کنترل چالش های عظیم پیشاروی آن است و این را علاوه بر گزارش های پیشین گردانندگان این مؤسسه جهانی، می توان در همین سند و نوع توصیه های آن به شرکت کنندگان در نشست داووس هم مشاهده کرد. ارائه تصویری مبتنی برواقعیت ها و فاکت ها را نباید به معنای مخالفت تهیه کنندگان آن با اصل نظام سرمایه داری و پویش های اساسی آن دانست. چرا که  قصدتهیه کنندگان هشدارو نهیب به سرمایه داران و دولت ها در مشاهده خطرات و چالش ها و زدودن آسیب هائی است که کلیت نظم حاکم  را تهدید می کند و این را بکرات در گوشه و کنارسند و سخنگویان آن  به اشکال مختلف می توان مشاهده کرد. آنها برسراصل نابرابری ها و سلطه اقلیت براکثریت دعوائی ندارند بلکه از بسیارکوچک شدن این اقلیت و تداوم آن، از دست توان کارآفرینی، نوآوری ها و ابتکارات خودسیستم نگرانند. با این وجود سند از همان آغاز با عنوان"در خدمت اقلیت محدود"، خواسته و ناخواسته ماهیت نظام حاکم برجهان را که چیزی جزسلطه اقلیت یک درصدی ها بر  99% ها نیست، نشانه می روند. بزعم آنها نوک هرم جامعه بیش از اندازه باریک شده واقشارمیانی بیش از اندازه ذوب شده اند و جامعه با تقسیم به دو گروه اقلیت بسیارکوچک یک درصدی و اکثریت بسیاربزرگ 99% شکننده شده است. کوچک شدن به گفته آنها بهت آوراقلیت ثروتمند درکنار اکثریت عظیم محروم، وضعیتی مخاطره آمیز و نگران کننده بوجود آورده است. اگردر نظربگیریم که در جامعه هرمی- طبقاتی برخلاف  تصویروارونه و رازورزانه ای که سرمایه داری از حاکمیت خود به مثابه حاکمیت جامعه نشان می دهد، در اصل هرم جامعه برنوک باریک خود (سلطه اقلیت) قراردارد و با باریک شدن بیش از اندازه نوک هرم تعادل نظم موجود شکننده تر شده و حفظ آن در برابراعتراضات و بی قراری های عمومی بسی دشوارتر می گردد، بطوری که  اگر سایرابزارهای تأمین سلطه و هژمونی ( ایدئولوژی و ارزش ها و...) از کاربیفتد آنگاه چنین تنه باریکی چگونه خواهد توانست در برابرسرریزشدن خشم عمومی بی شماران تاب مقاومت داشته باشد؟. این همان نگرانی است که نظریه پردازانی چون فوکویاما که دغدغه حفظ نظام را دارند نسبت به از دست رفتن باصطلاح  طبقه متوسط  به عنوان" پایگاه دموکراسی" و یا سیاستمدارانی چون اوباما دارند و نسبت به آن هشدارمی دهند.

جامعه هرمی- طبقاتی چگونه جامعه ای است؟! امروزه دیگر حضور و احساس آن برای صدها میلیون نفر بیش از هردوره ای از تاریخ ملموس تراست. هیچ گاه تاریخ بشر این حد از نابرابری ها را تجربه نکرده است!

می دانیم که مهمترین شعارجنبش اشغال وال استریت، پژواک دادن "ما نود ونه درصدیم" ، برعلیه یک درصدی هائی بود که جهان را می چرخانند و بورس وال استریت مظهرآن به حساب می آید. اکنون گزارش آکسفام به روشنی و باشفافیت کامل تصویرفوق را مورد تأکید قرارداده است. تصویری که بدون وجودچنان جنبشی  بعید بود که به این آسانی برپیشانی گزارش های این گونه نهادها و مؤسسات معتبرجهانی جای بگیرد.

 

شکاف طبقاتی نجومی!

بر اساس آمار آکسفام نيمی از کل ثروت جهان در دست يک درصد از جمعيت جهان است. این یک درصد صاحب ۱۱۰ تریلیون دلار ثروت است. مبلغ ۱۱۰ تریلیون دلار ۶۵ برابر مقدار ثروتی است که نیمه فقیر دنیا ( سه و نیم میلیاردنفر)  در کل دارند ( حالا مقایسه کنید  این رقم نجومی را با مثلا بودجه سالانه بزرگترین قدرت جهان یعنی ایالات متحده آمریکا با یک تریلیون و صدمیلیاردلار، تامعلوم شود و زنه تنها ابرقدرت جهان در برابرآنها چقدراست!. بگذریم از این که خود این دولت تحت نفوذ و کنترل آن هااست). آکسفام در مقایسه ای دیگر روشن می کند که ثروت نیمه فقیردنیا با میزان ثروت ۸۵ نفر اول(که معادل 1 تریلیون و 700 میلیارد دلار است) که می توان آنها را در یک اتوبوس دوطبفه جای داد برابر است.! این هم  ناگفته نماند که در اصل هیچ کس از پس اندازهای واقعی یک درصدی ها اطلاع ندارد. چرا که آنها دوست دارند که برای گریز از مالیات، بخش مهمی از ثروت خود را در بهشت های مالیاتی و پناهگاه های امن پنهان سازند. تازه ترین ارزیابی ها نشان می دهند که احتمالا رقمی نزدیک به ۲۱تریلیون دلار در حسابهای پنهانی و غیرقابل دسترس در این گونه بهشت های مالیاتی انباشته شده اند.گزارش آکسفام برآن است که وجودبهشت های مالیاتی این سرمایه ها را کنترل ناپذیرکرده است. به عنوان مثال از سالهای پایانی دهه  ۱۹۷۰، از مجموع ۳۰ کشوری که آمارهای مالیاتی آن ها منتشر می شود در ۲۹ کشور میزان مالیات بردرآمد و ثروت اقلیت ثروتمند به شکل چشمگیری کاهش یافته است. به این ترتیب در اکثر کشورهای جهان اقلیت ثروتمند نه تنها بر ثروت خود می افزایند بلکه هر سال مالیات کمتری می پردازند.  به گفته آکسفام نظام مالیاتی موجود هر سال حدود ۳۸ میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار  به زیان کشورهای افریقایی عمل می کند.  این میزان بیش از نیمی از هزینه بهداشتی همه کشورهای زیر صحرای آفریقا در سال است. این امر باعث شده که کشورهای آفریقائی تقریباً هرسال دو درصد ارزش حجم تولیدداخلی ناخالص خود را  از دست بدهند. اما دامنه استثمار و فراراین سرمایه ها و پی آمدهایش از این ارقام هم فراترمی رود: رئیس بخش تؤسعه مالی و خدمات عمومی آکسفام میگوید:ما می دانیم که کشورهای در حال توسعه هرسال صدها میلیارد دلار درآمدمالیاتی خود را از دست می دهند، که می تواند صرف آموزش و بهداشت در این کشورها شود.  شرکتهای ثروتمند و بزرگ چند ملیتی این پول را از اقتصاد کشورهای در حال رشد خارج می کنند. فعالیت در کشورهائی  با هزینه پائین تولید و تجارت و ثبت شرکت ها درمناطقی که تفریبا از پرداخت مالیات معاف هستند، استراتژی شرکت های فراملیتی در سایرنقاط جهان را تشکیل می دهد و دلیل عمده رشدثروت های نجومی را.                                                                          

 

شکاف فزاینده در آمریکا                                                                                                      

گزارش در مورد آمریکا می گوید"چند دهه تسهیل مقررات مالی و بازگذاشتن دست صاحبان قدرت اقتصادی باعث شده که دارایی یک درصدثروتمندجامعه به شدت افزایش یابد و در حال حاضر سهم آنها از ثروت، از زمان بحران اقتصادی سالهای ۱۹۳۰ تاکنون در بالاترین سطح خود قرار دارد و یا آن که یکدرصد ثروتمندترین ها پس از بحران 2009  95% از درآمدحاصل از رشد را بخود اختصاص داده اند.

برطبق یک گزارش دیگر* نظرسنجی های دولتی در آمریکا نشان می دهد که فاصله درآمدبین ثروتمندترین آمریکاییان با دیگر مردم رو به افزایش است. نظرسنجی دفتر بودجه کنگره حاکی از آن استکه در سی سال گذشته درآمدیک درصد از جمعیت آمریکا – که ثروتمندترین افراد کشور را تشکیل می دهند – ۲۷۵ برابر شده است. در حالی که درآمد طبقه متوسط، یعنی پرجمعیت ترین گروه مردم در این کشور در مدت مشابه کمتر از ۴۰% افزایش یافته است. این روند در دوره اوباما نیزادامه یافته است و او که شعارتغییرو بهبوداوضاع معیشتی و نجات "طبقه متوسط "* را شعارکمپین انتخاباتی خود کرده بود، عملا تلاش اصلی خود را صرف نجات بانکها و مؤسسات ورشکسته با صرف تریلیونها دلار از بودجه عمومی بکارگرفت و اکنون که محبوبیت اش بدلیل عدم تحقق وعده هایش تا حدبوش پسر پائین آمده است و امکان گسترش نارضایتی و اعتراضات جدی ترمی شود، بار دیگر به دادن شعارها  و وعده و وعیدهای تازه روی آورده است. در سایرمناطق جهان در اروپا، هند و آفریقا و ... نیز چنین روند جریان داشته است. 

 بنا به گزارش در اروپا سیاست های ریاضت اقتصادی چند سال اخیر که تحت فشاربازارمالی و توسط دولتها به اقشار متوسط و کم درآمدجامعه تحمیل شده است نابرابری و عدم امنیت اقتصادی را برای اکثریت شهروندان تشدید کرده است و در مقابل نهادهای مالی و افراد متمول به بهترین شکل از حمایت مالی دولتها و اختصاص هزینه های کلان بخش عمومی برای نجات این موسسات از ورشکستگی بهره مند شده اند. اعمال و  تداوم سیاست ریاضت اقتصادی نیز بردامنه شکاف درآمدها افزوده است. ناگفته نماند که آکسفام دریکی از گزارش های قبلی خود نسبت به عواقب ریاضت اقتصادی   هشدار داده و اعلام کرده بود که با تداوم این سیاسیت 25 میلیون نفربرتعدادفقرای اتحادیه اروپا در 2015 افزوده می شود و تا 2025 با افزایش فقرای جامعه اروپا به رقم 145میلیون نفر نسبت آن را به 30% خواهد رساند!. به گفته گزارش در هند طی یک دهه گذشته تعدادمیلیاردرها تقریبا ده برابر شده است. آنها با بهره گیری از اعمال نفوذ در قدرت سیاسی کشور و یک سیستم مالیاتی که به نفع ثروتمندان است، بر ثروت خود افزوده و در مقابل، بودجه ای که برای خدمات عمومی و ایجاد امکانات برای لایه های فقیرهزینه می شود کماکان در سطح بسیار نازلی است. در نتیجه چنین روندی در مقیاسی جهانی، انحصار فرصت ها و امکانات در دست یک اقلیت کوچک باعث شده که ۷۰ درصد از مردم جهان اکنون در کشورهایی زندگی کنند که طی سه دهه گذشته نابرابری اقتصادی در آنها افزایش یافته است. باین ترتیب اولین نکته اصلی این گزارش را باید واقعیت قطب بندی جهان برمداریک 1% ها و 99% دانست. در اصل چنین تمرکز و نابرابری را  باید محصول تعرض نئولیبرالیسم از دهه 80  پس از یک دوره بلندرونق اقتصادی و دولت های موسوم به رفاه  برای پس گرفتن دست آوردهای کارگران و زحمتکشان و سایرجنبش های اجتماعی و رشد و امکانات ناشی از پیشرفت تولید و  ثروت دانست که هم چنان هم ادامه دارد.

 دومین نکته مهم گزارش: درهم آمیختگی انحصاراقتصادی و سیاسی (قدرت و ثروت ) و بحران دموکراسی!   

رابطه بین قدرت و ثروت و انحصاری کردن آن همواره به درجاتی وجود داشته است، گواین که همواره قدرت سعی کرده است با پنهان کردن سیمای واقعی خود به عنوان امرعمومی و همگانی ظاهرشده و نقش آفرینی کند. اما آن چه که امروزه تازگی دارد، نه نفس این رابطه بلکه عیان شدن ابعاد این درهم آمیختگی و عیان شدن بیش از پیش آن است: بطوری که گزارش آکسفام با تأکیدبراین که "اقلیت صاحب قدرت اقتصادی در همکاری و هماهنگی با قدرت سیاسی در سطح جهان با تقلب و فریبکاری در شیوه مدیریت امور اقتصادی، دموکراسی را تضعیف کرده است" و این واقعیت "که میزان آگاهی افکارعمومی جهانیان از این درهم آمیختگی و با انحصارهر چه بیشتر تصمیم گیریهای کلان در دست اقلیت صاحب امتیاز رو به افزایش است"، از نشست داووس می خواهد " برای جلوگیری از اعمال نفوذ قدرت های اقتصادی در تصمیم گیریهای سیاسی که با به خطر انداختن دمکراسی مانع مشارکت برابر شهروندان در اداره امور جامعه می شود اقدام کنند".

براساس نظرسنجی های همین مؤسسه که در شش کشور جهان برزیل، هند، آفریقای جنوبی، اسپانیا، بریتانیا و آمریکا 

انجام شده است اکثرپاسخ دهندگان معتقدند که قوانین و نحوه مدیریت جامعه براساس منافع اقلیت صاحب قدرت اقتصادی  تنظیم می شوند. وینی بیانیما دبیرکل موسسه بین المللی آکسفامهمزمان با انتشار این گزارش گفته است: بدون انجام اقدامات مشخص و قاطع برای مقابله با نابرابری های اقتصادی، حقوق ویژه یک اقلیت در مقابل بی حقی اکثریت ادامه یافته و تاثیرات آن زندگی نسل های آینده را نیز تحت الشعاع قرار خواهد داد. به گفته دبیرکل این مؤسسه بدون مقابله با نابرابری نمیتوان با فقر مبارزه کرد... و تداوم و تشدید نابرابری باعث می شود که امتیاز و قدرت تصمیم گیری به شکل انحصاری در دست یک اقلیت کوچک باقی بماند و سایر مردم مجبور شوند که بر سر امکانات محدودی که در جامعه وجود دارد با یکدیگر بجنگندند".

 در جائی از متن گزارش آکسفام به نقل از لویس براندیس معروف ( قاضی دادگاه عالی ایالات متحده در نیمه اول قرن بیستم) چنین آمده: "ممکن است (یکی از این  دو) دموکراسی و یا ثروت متمرکز(انحصار) را داشت، اما هردو را نمی توان داشت".                                                                                           

 

خلاصه آنکه یکی از مهمترین چالش های دنیای امروز آن است که با اذغام قدرت اقتصادی انحصارات با قدرت  سیاسی و کمرنگ شدن هرچه بیشتر"صبغه عمومی" قدرت سیاسی و بی اعتنائی آن نسبت به مطالبات اکثریت بزرگ شهروندان، دموکراسی ادعائی  دچارفرسایش و دگردیسی  شده و خطراز کارافتادن آن به عنوان یک معضل جدی مطرح شده است.  یعنی آن چه که مدیراجرائی آکسفام آن را  سبب شکلگرفتن حلقه ای نامبارک می داند که در آن ثروت و قدرت به صورت روزافزون در دستان عده ای اندک متمرکز می شود و بقیه باید برای به دست آوردن ته سفره آن ها با هم بجنگند.

                                                                                                                                     

چالش سوم: ثبات و امنیت اجتماعی در خطراست!

سومین نکته مهم این گزارش را باید هشدارجدی نسبت به وقوع نا آرامی های اجتماعی ناشی از شکاف"خطرناک" و فزاینده میان گروهی کوچک از ثروتمندان و صدها میلیون شهروند دانست. گزارش در این مورد می گوید: ثبات و امنیت اجتماعی در خطر استدر سالهای اخیر نابرابری های اقتصادی به یک نگرانی بزرگ در سطح جهان بدل شده است و مجمع اقتصادی جهانی (WEF) افزایش شکاف و نابرابری در سطح درآمد را پس از تروریسم بزرگترین خطر جهانی می داند. طبق ارزیابی های این نهاد نابرابری اقتصادی با به خطر انداختن ثبات و امنیت اجتماعی یک خطر بزرگ برای امنیت جهانی است. در نتیجه(ادغام) قدرت سیاسی و اقتصادی، فاصله میان مردم، روز به روز بیشتر می شود و به تبع آن تنش های اجتماعی تشدید شده و خطر فروپاشی جوامع افزایش می یابد. هشداراین موسسه به داووس  پیرامون عواقب اختلاف فاحش میان درآمدها و منجرشدن آن به ناآرامی های اجتماعی چنان شدید است که مدعی است همین امر تاثیر چشمگیری بر اقتصاد جهان طی ( 12 تا 18 ) ماه آینده خواهد گذاشت. باین ترتیب تحت تأثیرابعادبحران زمان فشرده ترمی شود.                                                                    

در همین رابطه جنیفر بلانک  اقتصاددان ارشد مجمع اقتصاد جهانی گفته است: نارضایتی می تواند به از هم پاشیدن تار و پودجامعه منجر شود به ویژه اگر جوانان احساس کنند آینده خوبی در انتظارشان نیست، و این مساله می تواند سرنوشت همه را تحت الشعاع قرار دهد.  

البته این نگرانی ها چندان بی ربط هم نیستند. دامنه ناآرامی ها و طغیان ها فقط اختصاص به جوامع و مناطق عقب مانده ندارد. تعرض سرمایه در پی سود و نیروی کارارزان و سلطه بربازارها جهانی است و خودکشورهای متروپل نیز از پی آمدهای آن نظیر بازتولید حاشیه نشینی و فقر فزاینده و بیکاری گسترده و فرمایشی شدن دموکراسی و...، در امان نیستند. چنان که سرخوردگی از وعده تغییر توسط اوباما در آمریکا، و گسترش خشم و نارضایتی عمومی  رو به افزایش است. یا چنان که کارگرانی که از حداقل دستمزد برخوردارند، اخیراً برای مطالبه حقوق بالاتری در شهر آتلانتا به خیابان ها ریختند. کارکنان رستوران های فست فود در واشنگتن هم خواست مشابهی دارند، یکی از آنها به صدای آمریکا گفت: «همه اش باید تقلا کرد. دیگر از این همه تقلا خسته شده ام. فقط دلم می خواهد در رفاه زندگی کنم". بیهوده نیست که اوباما، لااقل در مقام ادعا، به تکاپوی افزایش حداقل دستمزدها و دادن برخی امتیازات به اقشارپائین افتاده است.

 

خشمی فروخورده که چندسال پیش فوران کرد و برآمد جنبش اشغال با پژواک وسیع داخلی و جهانی بازتاب دهنده آن بود. این جنبش ضدسرمایه داری به سهم خود تأثیرژرفی در تقویت گفتمان برابری طلبی  و عدالت خواهی در مقیاس جهانی داشت. از جانب دیگر می توان بازتاب آن را در افزایش بی سابقه شکاف های درونی حاکمیت در آمریکا و نیز اظهارات و تلاش های اوباما و جناحی از حزب دمکرات برای رفرم هائی درسیستم حاکم در جهت اندکی متعادل ترکردن شکاف ها، که به مذاق محافظه کاران و صاحبان سرمایه های کلان و آوازه گران استبداد بازار آزاد خوش نمی آید، مشاهده کرد. در اکثرنقاط اروپا نیز خشم و نارضایتی و اعتراضات گسترده و فزاینده ناشی از راهبرد ریاضت اقتصادی ملموس است. در سایرنقاط جهان از تایلند و اوکراین تا منطقه استراتژیک و به شدت بحرانی خاورمیانه، این بی ثباتی و آشتفگی ها با درهم آمیختگی عجیب و غریب و گاه متضادبرخاسته از وضعیت های خودویژه محلی و رسوبات اجتماعی و فرهنگی گذشته با روندهای عمومی، باشکال گوناگون جنگ های داخلی و کودتا و تروریسم عنان گسیخته به موازات روندهای معطوف به مبارزه علیه استبداد و عدالت اجتماعی محل بروز پیداکرده و چنان متضاد و غافلگیرانه است که حتی مدیریت رویدادها را برای قدرت های بزرگ هم دشوارکرده است.

 

ماهیت سترون پیشنهادهای آکسفام                                                                                                               
درچنین شرایطی موسسه بین المللی آکسفام "از تمام حکومت های جهان می خواهد تا برای مقابله با این وضعیت  اقدامات عاجل و مشخصی را  انجام دهند.

درونمایه اصلی پیشنهادهای آکسفام به شرکت کنندگان در داووس را می توان درخواست حمایت از مالیات بندی تصاعدی و فرار نکردن از پرداخت آن و نیز خودداری از استفاده از ثروت در جهت کسب منافع سیاسی دانست. این پیشنهادات  در چندین ماده  ارائه شده است که خوانندگان می توانند آن را در زیرنویس همین نوشته هم مشاهده کنند.

همانطور که از کل گزارش مشهوداست، پیشنهادات این موسسه درچهارچوب سیستم و امید به اصلاح آن قراردارد. اما واقعیت آن است که همین خواستهای اصلاحی نیز امکان تحقق نداشته و توهم آفرین هست. این را نه فقط تجربه های گذشته همین مؤسسه و سرنوشت پیشنهادات متعدد اصلاحی آن نشان می دهد، بلکه گزاره های اصلی گزارش نیز در تناقض آشکار با چنین رویکردی قراردارد.

مخاطب اصلی اکسفام همان دولت ها و صاحبان تجارت هستند که در گزارش نسبت به نقوذگسترده سیاسی این قدرت های اقتصادی ابرازنگرانی می شود!

به زعم اکسفام شرکت کنندگان در داووس و رهبران گروه ۲۰ این قدرت را دارند تا در همکاری با صندوق بین المللی پول و سازمان همکاری و تؤسعه، که به این بی عدالتی روزافزون پایان دهند و جلوی گریزگاههای مالیاتی را در نظام جهانی بگیرند. اینجاست که خوانندگان این گزارش  مات و مبهموت می مانند که اگراین نهادها و دولت ها پیش برنده سیاست های تاکنونی از  سیاست ریاضت اقتصادی تا انعطاف پذیرساختن بازار و نیروی کار نبوده اند پس کدام اشباح و نیروهای غیبی این سیاست ها را پیش می رانند! مثلا اختصاص تریلیون ها دلار از بودجه های عمومی را چه کسانی روانه کیسه های پرنشدنی بانکداران و سرمایه داران می کنند. جالب است که پاسخ همه این سؤال ها درخود گزارش وجود دارد: اگراین درست است که یک اقلیت بسیار محدودتمام دستاوردها و منافع از رشداقتصادی در سراسرجهان را از طریق بند و بست با دولت ها به جیب خود ریخته اند، چگونه می توان با دخیل بستن به خودآنان به این سیکل معیوب پایان داد؟! تناقض سند و فراخوان دهندگان درآن است که از نمایندگان و کارگزاران یک درصدی ها، خواهان کنترل آنهاست!.


 سترونی فراخوان آکسفام در این است که حتی اگر بتوان چنین اصلاحاتی را به سرمایه داری جهان تحمیل کرد، فاعل  و مخاطب آن نه خود بوجودآورندگان وضعیت کنونی، بلکه آن 99% است که سلطه یک درصد را لمس کرده و از آن خشمگین هستند. بدون فعال شدن جنبش های اعتراضی حتی تضادهای داخلی نظام سرمایه داری نیز نه فعال شده و نه  قادرخواهند شد که توازن نیروی درون سیستم  را بسود حامیان اصلاحات و مدافعان کنترل سرمایه بهم بزنند. بنابراین اگر کسی واقعا به فکرتغییرواقعی باشد و نه دواندن مردم به دنبال سراب، چنین کسی اگر نخواهد که به آگاهی خود خیانت کند، حتی برای تحمیل رفرم های موردنظرش به سیستم، باید بداند که اهرم اصلی تغییر کسی بجزخود خشمگینان و فشارسنگین آنها بردولت ها و سرمایه داران نیست. در پایان این قسمت این سخن هم ناگفته نماند که اصل انحصار برطبق قوانین اکثرکشورهای سرمایه داری و از جمله درآمریکا باصطلاح ممنوع است! اما سؤال این است که آیا انحصارات خود را با قوانین حقوقی تنظیم می کنند یا برعکس این قانون است که خود را با مقتیضات و نیازهای سرمایه جهان گستروفق می دهد؟. البته نفس وجودانحصارات جهان گستر علیرغم ممنوعیت اشان  پیشاپیش پاسخ این سؤال را داده اند!

 

پرده برداری از یک هیولای واقعی!

صورت مسأله چیست؟ دراین نوشته درتوصیف وضعیت چندین بار از سرمایه داری واقعا موجود نام برده شده که می توان آن را بدون هیچ مبالغه ای پویش سرطانی سرمایه که کل پیکره جامعه بشری را هدف گرفته است، نامید. شرط هستی و بالندگی آن در گرونابودی سایریاخته ها و تصاحب همه عرصه های زیستی و انسانی است: تبدیل همه چیز به کالا، برای کسانی که توان خرید آن را دارند و فلاکت و تباهی و مرگ برای آنان که جیبشان خالی است. این پویش هیچ خلا و حوزه ای خارج از نفوذخود را برنمی تابد. باین اعتبار ما با مخلوقی مواجهیم که از کنترل آفریننده خود خارج شده است.  بانوعی فرانکنشتاین و هیولای واقعی !.

چه گونه می توان این غول رهاشده را به زنجیرکشید؟ البته این از آن نوع پرسش های بی پاسخی است که همواره مطرح می شود و اگر جز این بود طرح مکرر چنین پرسشی بلاموضوع می شد. به تجربه هم دیده ایم مدعیان پاسخ به آن تنها ِعرض خود را می برند!. بدیهی است که در حالت ایستا و خارج از زمان و مکان برای تحولات پیچیده جامعه بشری هیچ پاسخ پیشینی و حاضر و آماده ای وجود ندارد و معمولا دارندگان پاسخ نیز ناگزیرند که جامعه را در فرمول های منجمدشده خود قالب بندی کنند و مکاشفه ها و خطوط کج و معوج اشان را آفتاب حقیقت به پندارند. این انگاره ها اعتبارخود را از قائل بودن به نقش آفرینی نخبگان برای توده های منفعلی که باید به جایشان اندیشید و تصمیم گرفت می گیرد و طلسم اش نیز با فعال شدن بی شماران درهم می شکند. و هیچ سنخیتی هم با بی شماران به عنوان سازندگان تاریخ خود و برقراری مناسبات سوسیالیستی بدست کارگران نداردبنابراین پاسخ اثباتی درخور و واقعی در چنته هیچ کسی نیست. اساسا حال و آینده همیشه فراتر و فربه تر از گذشته است و هیچ تن پوشی از گذشته نمی تواند برقامت آن برازنده باشد. اما این به معنی گام نه نهادن در آن وادی که منجربه طرح پرسش های واقعی و یافتن پاسخ های واقعی می شود نیست. مهم تر از خود پاسخ، آن شیوه و بستری است که طرح سؤال ها و یافتن پاسخ ها از دل آن سرچشمه می گیرند، یعنی خیره شدن و مشارکت در آن  پراتیک و آزمونی که انسان برای ساختن و فراروندگی خود و تاریخ خود بکارمی گیرد:

اگرجهان یک درصدی ها و 99 درصدی ها آنگونه که سندآکسفام به تصویرمی کشد واقعیت دارد، اگرخشم و عصیان و مبارزه وجود دارد- والبته اگر چنین خشمی وجود نمی داشت آنگاه هیچ کاری هم نمی شد صورت داد- و اگر این واقعیت دارد که بازتولیدهستی و زندگی غول در گروبکارگرفتن 99 درصدی ها وجلب مشارکت آنان است ( به عنوان مثال، مگر جز این است که کارگربه مثابه کارگر هرلحظه مشغول بازتولید سرمایه و تغذیه و فربه کردن این هیولاست؟! مگرباندازه ای که علیه بازتولید توأمان خود و سرمایه مبارزه کند) پس این هیولا ذاتا شکست ناپذیرنیست. اما در این مواجه  بازگشت به نوستالوژی گذشته (آنگونه که تهیه کنندگان سنداکسفام در مورد دولت رقاه سالهای 80 و 90 در حسرت آن هستند) و یا اشکال تجربه شده در بلوک شرق و "سوسیالیسم دولتی"، پاسخ گونیست. تنها می توان به جلورفت، نقشه راه از گذشته درنمی آید، اما از درسهای گذشته می توان برای پیش رفتن بویژه در شکل آگاهی منفی یعنی آن چه که نباید کرد، آموخت. دراین رویکرد جبهه نبردجهانی است. تکثر و تنوع و خودسوژگی بی شماران ( 99درصدی ها ) از مشخصات اصلی اعتراضات و جنبش های نوین است. اشکال جدید سازمان یابی در تقابل با جهان هرمی-عمودی و مبتنی برچنین پویش هائی است. گفتگو و تکوین خردجمعی و پرسش گری و یافتن گام های تازه از عناصر حیاتی  آن است. آنچه که در این میان موجب آشفتگی ها و سرگردانی بیشتری می شود، صرفنظر از ترفندها و سیاست های تفرقه افکنانه بورژوازی، نوعی نابهنگامی ناشی از جان سختی میراث گذشته و تعمیم "الگوها" به خارج از زمان و و مکان خود، مواجهه با مسائل و مشکلات از منظرآن به شرایط بالکل جدید است. بی تردید اگرسرگشتگی های ناشی از دوره های انتقالی با آهنگ بیشتری زوده شوند، و بدور از جبرگرائی و باوربه عملکرد قوانین "آهنین در تاریخ"، می توان این غول را ابتدا توسط جنبش های اعتراضی گسترده مهار و مطالباتی را به آن ها تحمیل کرد و سپس چه بسا گام های دیگری را در راستای بی اثرکردن و خلع سلاح کامل آن برداشت. آنچه که در این راستامهم است، به چالش کشیدن گفتمان جهان هرمی- طبقاتی با تمامی مختصات و پی آمدهای خود و تقویت گفتمان جنبش ضدسرمایه داری از یکسو و دامن زدن به کمپین های مطالباتی و سراسری و ایجادتجمعات و فروم ها و حتی جوامع خرده بدیل (خارج کردن نسبی فضا- مکان ها از سیطره سرمایه) در سطوح گوناگون و در راستای هرچه توانمندترشدن برای برپاکردن بدیل فراگیراست. با مسخ بیش از پیش دمکراسی و پارلمان ها، مبارزات و مشارکت جوئی های درون سیستمی ( درون سازوکارهای دمکراسی بورژوازی)، بیش از پیش اهمیت خود را ازدست داده و سترونی خویش را به نمایش می گذارد و بجای آن مبارزات برون سیستمی نقش و اهمیت بیشتری پیدامی کند.                                                                                            

2014-02-05

http://taghi-roozbeh.blogspot.com

 

*- منبع این مقاله: http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2014/02/blog-post.html

 

*-  افزایش شکاف و نابرابری، ثبات و امنیت اجتماعی را به خطر می‌اندازد

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/01/140126_l93_oxfam_economy_poverty.shtml

 

متن اصلی گزارش اکسفام:

 

http://www.oxfam.org/sites/www.oxfam.org/files/bp-working-for-few-political-capture-economic-inequality-200114-summ-en.pdf

 

 

شکاف فزاینده در آمریکا

http://ir.voanews.com/content/incomegap-us-obama/1837158.html

 

انتخابات آمریکا و کانونی شدن طبقه متوسط

 

http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2012/11/blog-post_8068.html#more

 

 

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

* آغازدوره پسابرجام؟ آرامش قبل ازطوفان؟  [2017 Oct] 
* گزارش گزارشگرویژه: یک گام مهم و به جلو در مطرح شدن جهانی کشتارتابستان ۶۷ [2017 Sep] 
*جهان به کدام سو می رود-2* [2017 Sep] 
*انقلاب اسلامی و محلل هایش! [2017 Aug] 
*جهان به کدام سومی رود؟ نگاهی به چالش ها و صورت بندی آن ها [2017 Aug] 
*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]