«هاشمی از حصر موسوی و کروبی ناراحت بود، ولی از حیطه اختیاراتش خارج بود»

 

 حجت الاسلام سید محمدعلی ایازی عضو جامعه مدرسین قم می گوید جایگزینی شخصیت کلیدی و کاریزماتیک آیت الله هاشمی کار دشواری است
 
دوشنبه, 16 ژانویه 2017ماهرخ غلامحسین پور


حجت الاسلام «سید محمدعلی ایازی»، از نزدیکان به آیت الله اکبرهاشمی رفسنجانی و عضو «جامعه مدرسین و محققین حوزه علمیه قم» می گوید هاشمی از این که در طول سال های اخیر عده ای با مظلومیت به زندان رفته اند یا با آن ها برخورد شده است، دل آزرده و ناراحت بود. به باور او، جایگزینی شخصیت کلیدی و کاریزماتیک آیت الله هاشمی کار دشواری است اما این فقدان را می شود با انسجام اجتماعی و اشتراک مساعی تا حدی جبران کرد. «ایران‌وایر» از او پرسیده است:

عده ای معتقدند آقای هاشمی در جریان اعدام های دهه 60 مداخله داشته یا حداقل سکوت کرده اند. این یک سوال جدی از طرف مخاطبان است و من تصور می کنم باید پاسخ روشنی به آن داد.

دو تحلیل در این مورد وجود دارد؛ ساده ترین و رایج ترین تحلیل موجود این است که ایشان در آن روزهای آشفته زمان جنگ و مشکلات حاد اقتصادی که کشور درگیرش بود، با نگاهی به حیات سیاسی فردی مثل امیرکبیر، بر این باور بود که اگر امیرکبیر انعطاف بیش تری نشان می داد، شاید بیش تر به اصلاح و تغییرات دست می زد و اقتصاد آن دوره را زنده می کرد و وجودش مثمر ثمرتر بود. شاید آقای هاشمی تصور می کرده با انعطاف نشان دادن یا سکوت کردن، بتواند بحران های زمان جنگ، خرابی ها، ویرانی های اقتصادی و داخلی، شکاف عمیق اجتماعی و نابسامانی صنایع را که کشور درگیرش بود، سامان بدهد. اما تعبیر دوم این است که ایشان واقعا آن روزها از این جهت واقعا دغدغه نداشته ولی بعدها به این نتیجه رسیده است که مساله آزادی های سیاسی و حقوق مدنی یک مساله بسیار جدی است. آقای هاشمی مثلا در جریان تلاش برای قتل نویسنده ها، وقتی دخترش «فائزه» در این مورد می نویسد، تازه متوجه چنین اتفاقی سهمگینی در جامعه می شود.

آیا آقای رفسنجانی در مورد پیش‌آمدهای سیاسی زمان ریاست جمهوری خودشان هم بی اطلاع بود؟

شما می دانید که چند وزیر در طول دولت ایشان و دولت های بعدی توسط خودشان منصوب نشده و زیر دست ایشان نبودند و از جای دیگری دستور می گرفته و عمل می کردند. با این وصف، شاید ایشان نمی خواسته است در این مورد فکر کند یا  وارد مساله بشود. البته برخی مواقع مثلا در مقابل وزیر ارشاد یا دیگر وزرای انتصابی مقاومت می کرد اما وقتی می دید مقاومتش هیچ نتیجه ای نمی دهد، خیلی ایستادگی نمی کرد و رهایش می کرد.

آیا این تغییر رویه را ارزشمند تلقی می کنید؟

خب، اگر این تحلیل را بپذیریم که واقعا آقای هاشمی آن روزها به مسایل حقوق بشری حساسیت نداشته یا می توانسته و برخورد نکرده است، باید فرض را بر این بگذاریم که ایشان به اشتباهاتش در طول زمان پی برده، در طول چند سال اخیر موضع گرفته و سعی کرده است جبران کند و در طیف هم‎دلی با مردم قرار گرفته است. این خودش جای اعتبار و ارزش دارد. این که سیاستمداری ممکن است در یک دوره از موضع درستی عمل نکرده باشد و در طول زمان در پی اصلاح آن موضع بوده باشد، طبعا جای ارزش گذاری دارد.

در مورد حصر آیت الله حسینعلی منتظری چه؟

در مورد قتل های دهه 60 هیچ وقت نشد با هم گفت و گو کنیم اما مثلا در مورد حصر آیت الله منتظری، من خودم از نزدیک شاهد بودم که ایشان اعتقادی به حصر نداشت. زیاد می شد که با ایشان صحبت می کردم و خیلی دلش می خواست کاری بکند ولی کاری پیش نمی برد.

در مورد رفع حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی چه طور؟

ناراحت بود ولی از حیطه اختیاراتش خارج بود. دولت که وعده اش را داده بود، نتوانست کاری پیش ببرد، چه برسد به آقای هاشمی که حتی برای پسر خودش هم دیگر نمی توانست کاری انجام بدهد. پسرش این اواخر ممنوع الملاقات شده و تلفنش را قطع کرده بودند اما در این مورد هم کاری نتوانست انجام بدهد.

آیا ایشان بیمار بودند؟ شما در جریان بیماری قلبی آقای هاشمی بودید؟

من واقعا شوکه شدم. چیزی از علایم بیماری به معنای ناراحتی قلبی نشنیده بودم. بچه ها هم چیزی نگفته بودند. گاهی جلسات طولانی ما به سه یا چهار ساعت می کشید و ایشان بی خستگی حرف می زد.آخرین باری که او را دیدم، حاضر نشد حتی روی صندلی بنشیند بلکه سر پا و پشت تریبون ایستاد و چیزی نزدیک به یک ساعت حرف زد. برای خانواده و دوستان و حتی پزشکانش غیر مترقبه بود آن چه پیش آمد.

با فقدان آقای هاشمی، جریان انتخابات سال 96 را چه گونه پیش بینی می کنید؟

تردیدی نیست که با دشواری ها و سختی های جدی مواجه ایم و بسا کسانی هم هستند که از خلاء وجود ایشان بهره دیگری ببرند. اما من جزو افراد خوش بینی هستم که تصور می کنم بشود با درایت و انسجام، خلاء وجود آیت الله هاشمی را جبران کرد.

مرگ ایشان به نظر شما منجر به گسترش افراطی گری نخواهد شد؟

شاید باید نگران دو قطبی شدن جامعه بود. تشییع جنازه ایشان باعث شد نوعی انسجام و تحرک جدید در میان مردم به وجود بیاید و آن ها از خودشان بپرسند حالا که هاشمی نیست، بهترین راه مناسب چیست و چه کار باید بکنند؟

گفته ای از قول سردار «جعفر اسدی»، مشاور قرارگاه خاتم الانبیا این روزها نقل می شود که توسط خبرگزاری بسیج منتشر و بعد حذف شد. وی گفته بود رحلت آقای هاشمی نعمت بزرگی بود و توطئه دشمنان در سال 1396 را خنثی کرد. شما در این مورد چه نظری دارید؟

من نمی دانم این نقل قول تا چه حد صحت دارد، این آقا را هم نمی شناسم اما اگر چنین امری صحت داشته، باید بگویم این ها آرزوی عده ای است. ولی این که این آرزو محقق خواهد شد یا نخواهد شد، بحث دیگری است.

به نظر شما، رهبری با حذف بخش مستحبی از متن نماز میت آقای رفسنجانی، پیام خاصی خطاب به جامعه داشت؟

ایشان در این مورد توضیحی نداده اند و من شخصا در این مورد چیزی نمی دانم. اما واقعیت ماجرا این جا است که در طول سال های اخیر، آیت الله هاشمی رفسنجانی یک گفتمان انتقادی را در پیش گرفته بود. ایشان خودشان را در کنار مردم می دید و از آرای مردم و کسانی که با مظلومیت به زندان رفته یا در معرض برخوردهایی بودند، حمایت می کرد. طبعا چنین موضعی، اقتضائاتی هم در پی داشت. شاید تصورشده که اگر مثلا فلان جمله مستحبی خوانده می شد یا فلان لقب اظهار شود، به مفهوم تایید گفتمان و عملکرد آقای رفسنجانی است. البته نشانه و حرفی که بتوانم به آن رجوع کنم، ندارم و این برداشت شخصی من است که به دلیل تاکید آیت الله هاشمی به صورت شفاف در طول هفت سال گذشته به یک گفتمان کاملا انتقادی و علی رغم این که تلاش می کرد تا روش متعادلی را برای انسجام جامعه در پیش بگیرد، اما در عین حال از موضع و روش انتقادی خودش هیچ کوتاه نیامد، طبیعی است که قصدی برای تایید این گفتمان و روش انتقادی نبود.

جایگاه حوزوی آیت الله هاشمی یکی از مباحث مطرح شده در فضای مجازی پس از مرگ ایشان است. شما در این مورد چه نظری دارید؟

آیت الله «جوادی» یا «دستغیب» و برخی از علمای دیگر ایشان را به عنوان «آیت الله» مخاطب قرار داده اند. کارهای مختلف علمی از او به جای مانده و 20 جلد تفسیر و 32 جلد فرهنگ قرآن از ایشان منتشر شده است. حدود 52 اثر قرآنی از خودشان به جای گذاشته اند که بخشی از آن ها به شکل گروهی تالیف شده است. برخی آثارشان در زندان نوشته شده و آثار و نوشته های قبل از انقلابشان موجود است. این ها حکایت از نگاه علمی آقای هاشمی است. جریان تشییع و جلسه ترحیم ایشان در قم،  بعد از فوت امام به جد بی سابقه بود. تمام مراجع با هر تفکری در این مجلس شرکت کردند و تجلیلی که از ایشان شد را در طول این 20 سال سراغ ندارم. مابین بخش عظیمی از علمای قم، ایشان جایگاه داشتند و طبیعی است که عده ای هم مخالف داشت

منبع:ایران وایر

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی