هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏
آیا رفسنجانی آن گونه که ادعاکرده می تواند در گورخود آرام بخوابد؟! 
تقی روزبه

 

میراث هاشمی!

هاشمی رفسنجانی به عنوان یکی از بنیان گذاران و سازمان گران اصلی جمهوری اسلامی و از یاران درجه اول و مورد اعتمادخمینی بویژه در مقاطع بحران های بزرگ و عبوردادن نظام از آن ها نقش برجسته ای داشته است: او به عنوان یک اصول گرای"معتدل"، عملگرا و مصلحت سنج، جایگاه و گفتمان خود را مشی اعتدال که مدعی بود که عین آموزه های  اسلام  است تعریف می کرد. مشی فوق در عملکردسیاس اش به شکل قرارگرفتن میانه "افراط و تفریط" جناحها و ایجادموازنه بین آن ها، و لاجرم  دور و نزدیک شدن به این یا آن جناح در تناسب با اوضاع و احوال  و خلاصه گهی به میخ و گهی به سندان کوفتن بروز پیدا می کرد. اما هیچ گاه هدف اصلی خود را که حفظ نظام و دورکردن خطر از آن بود در این مانورها گم نمی کرد. بهمین دلیل هم خللی در "عشق" او به رهبر ضمن انتقاد از پاره ای تندروی ها و خطاها ایجاد نمی شد.

براین اساس می توان رفتار و مشی سیاسی او را هم چون وزنه تعادل بخش در حفظ نظام  و دورکردن خطر خلاصه کرد. و در مواقعی هم که قدرت او در بالا به چالش گرفته می شد با مانور و نزدیک و دورشدن به  این یا آن جناح و نیز با مراجعه به  «آراءعمومی» سعی می کرد وزن خود در قدرت را افزایش دهد. بهمین دلیل نقش او معمولا در مواقع بحران و خطربهم خوردن تعادل نظام بیشترمی شد. نگاهی به نقش او در فرازها و بحران های مهمی که نظام با آن مواجه می شد دلالت برهمین واقعیت دارد: چنان که از همان بدو به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی، نقش او در حل و فصل بحران هائی چون دوره نخست وزیری بازرگان و عزل بنی صدر، در ترمیدوراوائل انقلاب، دوره کهولت، بیماری و مرگ خمینی و  نقش فعالش (به نمایندگی ضمنی از سوی یاران و دولتمردان همفکرش) در طرح 7 گره و معضل اساسی که  تنها بدست خمینی قابل حل بودند و باید وی قبل از مرگش نسبت به حل آنها اقدام می کرد که جملگی در زمره لوازم حیاتی انتقال آرام قدرت به دوره پساخمینی، محسوب می شدند.

گرچه رفسنجانی به طورشفاف و کامل به همه این  مواردهفتگانه اشاره نمی کند، اما می توان آن ها را در صدورفرمان آتش بس و پذیرش قطعنامه سازمان ملل، عزل منتظری، فتوای حذف مرجعیت از شروط رهبری و تغییرقانون اساسی، برقراری رابطه با آمریکا و احتمالا فرمان پاکسازی زندان ها و شاید اخذاجازه پنهانی خمینی برای تجهیزنظام به بمب اتمی- پروژه ای که رفسنجانی به هنگام ریاست جمهوری اش مصرا و به شکل کاملا پنهانی پی گرفت و بعدا هم بهنگام آغازمذاکرات هسته ای سودای دست یابی به آن را به طورضمنی اعتراف کرد و مسئولیت آن را نیز خود به عهده گرفت، برشمرد. اما بیلان ریاست جمهوری رفسنجانی یعنی  پیشبردسیاست تعدیل اقتصادی در دوره پس از جنگ و دوره موسوم به سازندگی (با الگوی توسعه اقتصادی بدون توسعه سیاسی و به سبک چین) که رفسنجانی همواره به آن می بالد، با  تورم 40 درصدی مواجه شد که منجربه نارضایتی عمومی و اعتراضات کارگری و حتی شورش های حاشیه شهرها شد.

ترورمخالفان در داخل و خارج کشور و زندانی کردن روشنفکران و مخالفان سیاسی خود از دیگردست آوردهای دوره ریاست جمهوری وی بود. در پی افزایش اختلاف با جناح های دیگر پیرامون سیاست های توسعه اقتصادی داخلی و روابط خارج و جنگ قدرتی که بین او و اصول گرایان محافظه کارموردحمایت خامنه ای جریان داشت، کم کم ستاره اقبال رفسنجانی رو بافول نهاد. آن چه که بویژه موقعیت او را در ساختارقدرت تضعیف کرد، تضعیف پایگاه اجتماعی او و بهره گیری "راست و چپ" نظام از نارضایتی گسترده ای بود که در میان لایه های گوناگون جامعه علیه سیاست تعدیل اقتصادی و سرکوب ها بوجود آمده بود.  بااین همه علیرغم سیاست تضعیف او توسط محافظه کاران در دوردوم ریاست جمهوری اش، آنها هنوز در وضعیتی نبودند که بتوانند قوه مجریه را بدست گیرند. تأکیدفعال بر جنبه مغفول مانده و نادیده گرفته شده "توسعه سیاسی" در پروژه رفسنجانی، توسط اصلاح طلبان و  باصطلاح جناح "چپ"، موجب برآمداصلاح طلبان و"جنبش"دوم خرداد شد.

در دوره احمدی نژاد که نماینده دستگاه ولایت و نیروها و جریان های افراطی و از جمله سپاه بود، شاهدمخالفت رفسنجانی با این جریان و نزدیکی نسبی اش به اصلاح طلبان و نهایتا ورودمجدد به صحنه انتخابات ریاست جمهوری بود که بهرصورت با بیرون کشیده شدن نام احمدی نژاد از صندوق و متعاقبا با طوفان موسوم به جنبش سبز و نهایتا سرکوب گسترده آن مواجه شد. این تنها بحران بزرگی بود که او در بالا و هرم قدرت قادر به ایفاء نقش موثر در مهارآن نشد و متهم به حمایت از فتنه گشت و از این طریق به ترمیم چهره خود در انظارعمومی پرداخت. با این وجود یک باردیگر انباشت بحران و مشخصا بحران هسته ای و تحریم شدیدبین المللی رژیم در دوره احمدی نژاد و البته حمایت فعال خامنه ای از سیاست های او، و پی آمدهای گسترده این بحران، انگیزه مداخله و بیرون  کشیدن نظام از بحران را در او دمید و عزمش را برای ورودبه صحنه انتخابات ریاست جمهوری، آن هم در سنین کهولت جزم کرد که البته با ردصلاحیت شورای نگهبان مواجه شد. با این وجود رژیم برای خروج از ورطه بحران هسته ای و تحریم های بین المللی نیاز به محللی از تراز و نسخه او داشت. و چنین بود که روحانی که خود از کارگزاران کهنه کار رژیم و نزدیک به رفسنجانی بود، امکان یافت که با شرکت در انتخابات برسرکارآید. باین ترتیب یک باردیگرسیاست های موردنظر رفسنجانی البته  بدون خودش، آنهم زیرانواع فشارها و کارشکنی ها امکان بروزپیداکرد.

اگر بخواهیم از مهمترین میراث رفسنجانی سخن بگوئیم قبل از هرچیز باید از نقش بی بدیل او در برساختن هیولای ولایت مطلقه و مشخصا عروج خامنه ای سخن گفت. هیولائی که تا دم آخر نیز از او دفاع می کرد و عشق خود را به رخش می کشید. این که این هیولای برساخته شده آن گونه که رسم وفاداری  ایجاب می کرد نسبت به ولی نعمت خود ادای دین نکرد و همواره سیاست تضعیف او را در پیش گرفت، و این واقعیت که فرزندش برای مشارکت در مراسم سوگواری مرگ پدر و کفن و دفن او باید از زندان به بیرون آورده می شد، نیز نمی توانست خدشه ای به اظهارعشق رفسنجانی به رهبر واردآورد. تا مادامی که این هیولا زنده است، سلطنت خامنه ای و نظام ولایت مطلقه برقراراست، هاشمی و سایه اش  در وجود او زنده است.

 سوای متوهمین، حامیان جنبش سبز و اصلاح طلبان و آن افراد و لایه مستأصلی که هنوزهم  به وقوع معجزه گشایشی در بالا و در دل نظام دل بسته اند، چه بسا در سوگ از دست دادن "لابی قدرت" چندروزی هم ماتم بگیرند و مرثیه سرائی بکنند و بر بی پدرشدن خویش در این فضای تیره و ظلمات نفس گیر اشک بریزند، اما بعیداست بتواند تغییری مثبت در واقعیت کشاکش بیرحمانه قدرت ایجادکند:

بهرحال در منظومه و ساختارکنونی قدرت، مرگ کسی که به خاطرسابقه و جایگاه خود دربرپائی نظام و در ساختارقدرت وتوان لابی گریش، به نوعی نقش موج شکن در برابریورش جناح حاکم به دولت و اصلاح طلبان و مدافعان اعتدال را بازی می کرد، و به آن ها این احساس و اعتماد را القاء می کرد که علیرغم همه بی مهری ها،  خود را "خودی" و بخشی از نظام و متصل به نظام به حساب آورند، بی تاوان نیست. با چنین نقشی به ناگزیر فقدان وی  خلأی را بوجود می آورد که رقابت برای پرکردن آن را دامن خواهدزد، بویژه که جناح حاکم را به صرافت مصادره اعتبار و نفوذ وی بر خواهد انگیخت.

 

اکبرهاشمی رفسنجانی به اعتبارنقشی که در بنیان گذاری نظام  و نزدیکی به خمینی داشت و حتی بدلیل نقشش در عروج خامنه ای، خود را حامل روح و روان انقلاب اسلامی و روایت گراصیل آن می دانست و مشی و مواضع خود را شاقولی برای تعریف یمین و یسارنظام. وی اردیبهشت سال ۹۵ در مراسم رونمایی از کتاب زندگی‌نامه‌اش گفته بود: «اکنون دیگر می‌توانم راحت بمیرم زیرا مردم تصمیماتشان را خودشان می‌گیرند و در این نزدیکی پایان عمر که راه انقلاب را مسدود کرده بودند آن را باز کردم" آیا واقعا او آنگونه که می پنداشت، توانسته بود راه "انقلاب" را بازکرده و آن را از گزند دستبرد"تازه به دوران رسیده ها" و یا مدعیان داع تر از کاسه ای چون مصباح یزدی ها، از پرتگاه های هولناک پیشاروی نظام نجات بدهد و حرکت رو به جلو و متعادل نظام را تضمین نماید؟.

آیا او حق دارد که در گور خود آرام بخوابد؟اگر واقعیت ها ملاک باشند نه ادعاها و آرزوها، آنها چیزدیگری می گویند: در شرایطی که جرنگ جرنگ تیزکردن شمشیرها و گرزها برای جدال های بعدی به گوش می رسد و شواهد و قراین متعددی آغازفازجدیدی از جنگ قدرت و فرارسیدن مجددلحظه های خطیر"حجامت" و تضعیف را به تصویرمی کشند، و پیام حذف رقبا از سوی خامنه ای و  باندهای حاکم  و سپاه، با شعار اقتدارنظام و فربه کردن نهادهائی که تجسم چنان اقتداری هستند و خامنه ای بدقت در سخنان اخیرش از آن ها نام برده است، به گوش می رسد، چگونه می توان راحت آرمید؟ پروژه جدید تضعیف دولت و پرونده سازی علیه آن و شخص روحانی ( با اعتراف گیری از  بابک زنجانی و بازجوئی های اختصاصی سپاه) صدورتحکم تحقیق، بازجوئی و چه بسا احضار یا بازداشت"حسین فریدون برادر و مشاور دولت روحانی (در نقش"مشائی"دولت روحانی) توسط قوه قضائیه و سپاه و حمایت خامنه ای در حال کلیدخوردن* است و اگر حریف تمکین نکند اجرائی خواهد شد، با چنین چشم اندازی بعیداست که راه"انقلاب" بازشده باشد و رفسنجانی بتواند آسوده در گورش بخوابد. شاید هم رفسنجانی "زیرک و با فراست" با وقوف به چنین چشم اندازنفس گیری بود که به شکلی غافلگیرانه برای حامیانش، بارخودرها کرد و رفت!. 

بقاءنظام با پروارشدن هیولائی بنام ولایت فقیه، میراث به جامانده از رفسنجانی، گره خورده است و بقای این هیولا با حذف مستمرمخالفان و سودای یکدست کردن صفوف خود گره خورده است. خودخوارگی (تصفیه و سرکوب مداوم) هم رمزبقاءتاکنون رژیم بوده است و هم رمزبه تحلیل رفتن و مواجه شدن با بحران هائی به مراتب مهیب تر ....

2017- 01-09

 

 *- در نوشته بعدی به تشریح بیشتراین پروژه خواهم پرداخ

*- نوشته زیر برگرفته از مطلبی است که چندسال پیش پیرامون نقش رفسنجانی انتقال از دوره خمینی به دوره پساخمینی نگاشته شده است:

دخیل بستن رفسنجانی به خمینی در آستانه برگزاری مذاکرات هسته ای

ب- رفسنجانی  بهنگام حیات خمینی و در آستانه مرگ وی ازکارچاق کن های اصلی نظام و فرد مورد اعتماد خمینی بود. آن  مشکلات هفتگانه ای که رفسنجانی در گفتگوی اخیرش با فصل نامه به همه آنها اشاره نکرده است، مشکلاتی بودند نظیر پایان دادن به مساله جنگ با عراق (ضرورت خوردن جام زهر آتش بس و آرام کردن امت همیشه در صحنه)، معضل جانشینی وی که نیاز به حذف منتظری از یکسو و تجدید نظر در نظریه ولایت فقیه برای تبدیل آن به تن پوشی مناسب اندام کارچاق کن ها و از دیگر سو، تغییر قانون اساسی و…. از جمله بن بست هائی بودند که گشودنشان  تنها ازعهده خمینی بر می آمد. بگفته رفسنجانی امام ۵ مورد آنها را حل کرد، اما نتوانست و یا نخواست یکی از مهمترین آنها یعنی گشودن گره کور مناسبات با دولت آمریکا را که باز هم خود وی در دفاع از بحران اشغال سفارت آمریکا موتور محرکه آن بود، حل بکند و چنانکه شاهدیم که این مشکل هم چنان بیخ ریش رژیم مانده است (رفسنجانی مدعی است که اگر خمینی مخالف آن بود، حتما آن را ابراز می کرد). ناگفته نماند که به وقت مرگ خمینی سردمداران حکومت بسیار نگران تداوم حیات جمهوری اسلامی بودند. تجربه تداوم بحران مناسبات با آمریکا نیز نشان می دهد که اگر معضلات دیگر با اشاره انگشت اقتدار خمینی حل نمی شدند، چه بسا با مرگ خمینی، شاهد زوال و فروپاشی (لااقل تدریجی نظام جمهوری اسلامی) بودیم.

آنچه که رفسنجانی فراموش کرد از خمینی بخواهد!  معضل اصلی و مهمترین گره از گره های هفتگانه پیشاروی نظامی که شالوده و پایه اصلی اش بر ولایت مطلقه و رهبری فراقانونی بنانهاده شده است، حل معضل جانشینی خمینی بود. از همین رو لازم بود قبل از هر چیز در اولین فرصت توسط خود رهبر بیمار ولی هنوز زنده که واضع نظریه ولایت مطلقه فقیه و دارای مشروعیت برگرفته از مرجعیت و رهبری “انقلاب اسلامی” بود، حل و فصل می گشت. امری که مستلزم اولا دستکاری نظری و تئوریک ولایت در تناسب با وضعیت و عناصر موجود از یکسو بود، و تعیین اگر نه صریح اما ضمنی مصداق آن از دیگر سو که این خود به معنی انتقال مشخص قدرت حقیقی و اعتبار او از فراز سر ارگانها و گرایشها بود. با حل این مسأله دیگر انجام تشریفات مربوط به امر گزینش مساله مهمی نبود و فرصتی برای استخوابندی قدرت واقعی فراهم می شد. بدون استفاده از نفوذ کلام و “مشروعیت” خمینی مهار گرایشهای گوناگون و بشدت واگرایانه که در درون روحانیت  چند مرکزی و طبقه سیاسی حاکم وجود داشت، و تغییر توازن نیرو به سود کفه رهبری از نوع مطلقه اش آنهم بدون داشتن شرط  مرجعیت ناممکن بنظر می رسید.

و البته رفسنجانی در این مورد نه فقط در گرفتن حکم فقهی و حکومتی خمینی پیرامون جدا کردن شرط مرجعیت و فقاهت از ولایت و حکومتگری نقش درجه اول داشت، بلکه در روشن کردن مصداق آن نیز که در تقسیم کار حلقه نزدیکان به خمینی کسی جز خامنه ای نبود، نقش بی همتائی داشت. او به نقل از خمینی که “تا وقتی خامنه ای را دارید از چه نگرانید”، و ادعای وجود چند شاهد معتبر برای این ادعای خود، در گذاشتن سنگ بنای ولایت مطلقه دوران پساخمینی و گزینش شخص خامنه ای نقش بارزی داشت. او که در آن زمان اولویت و دغدغه اصلی اش رفع دشواری ها و بن بست های ورودبه دوره “پساامام” و ماندن و تثبیت نظام بود، بدلیل لحظه بینی اش  قادر به فهم این نکته نبود که دارد بدست خود کود به پای نهالی می ریزد که  مدل ولایت مشروطه دلخواهش را قربانی ولایت مطلقه و تمرکز مطلق قدرتی می کند که ممکن است روزی خانواده او را به محاکمه و زندان بکشاند و سایتش را فیلتر کند (رفسنجانی را باید بطورکلی طرفدار ولایت فقیه از نوع  مشروطه اش دانست که از بالا و توسط خبرگان کنترل و نظارت می شود). او لااقل برای کنترل منافع خود و باندهای مربوط به خودش و نیز بقاء نظام در جهان کنونی به موازات غرش هیولای وحشتناک ولایت مطلقه، به پادزهری  برای کنترل آن هم  نیاز داشت!.

بی شک چنین پادزهری در بساط هیچ مستبدی با هر مرام و مسلکی وجود ندارد و آنچه از قید و بند هم به او تحمیل شود از بیرون و از پائین است. در هر حال خمینی رحل اقامت افکند و میراث هیولائی او درکالبد جانشینان و میراث دارانش به حیات خویش ادامه داد در حالی که شخص رفسنجانی محلل بزرگ این انتقال بشمار می رفت. در این فاصله و از آن زمان تا کنون رفسنجانی بکرات کوشیده است که از بالا و توسط مجلس خبرگان و یا گاهی با طرح شورای رهبری و یا بسیج روحانیت، بر اسب چموش قدرت که از سواری دادن لازم به او و حامیانش و یا روحانیت سر باز می زد و بقاء دراز مدت نظام را مورد تهدید قرارمی داد دهنه بزند، اما همه تیرهایش  به سنگ خورده است. غافل از آنکه قدرت وقتی مطلق شد و وقتی از بستر زاینده خود جدا شد، دیگر مهار پذیر نیست. او که زمانی به باور حامیانش مرد عبور از بحران ها نامیده می شد، اکنون که ابرهای متراکم و همه جانبه بحران های سرنوشت ساز، آینده حکومت اسلامی را تیره و تار ساخته است، و همه امیدها و تلاش های بی وقفه اش را در تشکیل حکومت اسلامی را در معرض تهدید و نابودی قرار داده است، یک بار دیگر برای نجات نظام به تکاپو افتاده  است. تکیه بر بالا و حل مشکلات از بالا و توسط بالائی ها مثل همیشه یکی از مهمترین ویژگی های تلاش های رفسنجانی را تشکیل می دهد. اینکه این تلاش ها در فضا و وضعیت جدید تا چه حد مثمر ثمر باشند، و اینکه بقول خود وی این بار افراطی ها تا چه حد با و فرصت و مجال بدهند، و اینکه تاکتیک اصلی وی در همراه کردن خامنه ای با سیاست های مورد نظرش با اتکاء به شکست برنامه های اجرا شده در سالهای اخیر و با افول ستاره اقبال احمدی نژاد و بحران های عظیم پیش روی نظام، تا چه حد مؤثر افتد -برغم فراهم شدن برخی شرایط بسود تقویت کفه سیاست های مورد نظر او- همه و همه بستگی به نتیجه کشاکش باندها و منازعات آنها دارد. در نزد او مسأله بر سر انتخاب گزینه نوشیدن  و ننوشیدن جام زهر نیست، بلکه آنست که کدام گزینه به ماندن نظام بیشتر کمک می کند. آنچه که او در گفتگویش می گوید حاکی از آنست که هنوز هم امیدوار است که با رفرم کنترل شده و از بالا و در رأس آن برقراری مذاکره و ایجاد رابطه با آمریکا می توان نظام را از بحران های خفه کننده  بیرون کشید.

آنچه که در این میان محرز است، مؤلفه عمومی و پایدار بحران و انباشت تضادهای داخلی و خارجی در هر صورت و با هر روندی که در پیش گرفته شود، بطور اجتناب ناپذیر، رژیم را در برابر انتخاب ها و گزینه های مهم و سرنوشت سازی قرار داده است که انتخاب هر کدام از این گزینه ها – چه انتخاب گزینه همگرائی با نظام جهانی و نیازهای سرمایه جهانی و چه گزینه واگرائی و یا گزینه های بینابینی-  داری پی آمدهای مهمی در سطوح گوناگون، اعم از درون حکومتی، تحولات اجتماعی و در منطقه و در سطح جهانی همراه خواهد بود.

۲۰۱۲-۰۴-۱۰ ۲۲-۰۱-۹۱
http://www.lajvar.se/1391/01/23/14931/

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟
*موسیقی به دار!‏
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند»
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها!
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟!
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق!
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن!
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق!
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو!
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت!
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر!
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی!
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟!
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند!
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط!
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن!
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی!
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها!
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟!
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم!
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد!
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟!
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی»
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها!
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای!
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم!
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن!
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم!
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها!
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون!
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی!
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد!
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟!
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط!
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی!
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی!
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد!
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"!
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟!
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟!
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید!
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟!
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟!
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم!
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک
*خودکامگی در اوجی تازه!
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟!
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟!
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده!
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم!
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی!
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست!
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم!
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی!
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی!
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی»
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی
*خاورمیانه و بحران زایمان!
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها!
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید!
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!
*جنبش لغواعدام و گام های تازه!
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان!
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!*
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم!
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه!
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟!
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول)
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه!
*پرده برداری از یک هیولای واقعی!
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی!
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ!
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی!
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»!
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی!
*آن چه که در صد روزاول روشن شد!
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن!
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید!
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل!
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد!
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها!
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد!
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی!
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای!
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها!
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»!
*یک پیروزی دیگر!
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی!
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67!
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک!
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن!
*بحران بازتولید و کابینه نجات!
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟!
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن!
*نقش شبح تحریم در"انتخابات"
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"!
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2)
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام!
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت!
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر!
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش!
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟
*در پاسخ به دو انتقاد
* سازها راباید دوباره کوک کرد!
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»!
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟!
*درددل حضرت آقا!
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی!
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها!
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند!
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول)
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟*
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد:
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط!
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود!
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی!
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1)
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا!
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی!
*منشورها و بازارمکاره سیاست!
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی!
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟
*طناب دار بر گلوی دموکراسی!
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ *
*یک استدلال و هزار اما و اگر
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود!
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده!
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری!
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا!
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها!
*چگونه سالی ؟!
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت!
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم!
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید»
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است!
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی!
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره!
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی!
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش!
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی!
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟!
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی
*میراث خمینی برای جانشینان خود
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان!
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان!
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"!
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی!
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟
*جنبش با کدام گفتمان ؟
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان
*یک نافرمانی باشکوه!
* آزمون جنبش زنان درمقابله با
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب!
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی!