چند شعرتازه
خالد بایزیدی

 
1-
مدتهاست!
خودراگم کرده ایم
ریشه ی اباءواجدادیمان رانیز...
که دوهزارسال پیش
باسیمای گم شده مان
مناره های کلیساهاومساجدهارا
به عرش آسمان
قدبرافراشتند
درچنین روزی
انسان بودنمان زنده بگورشد؟!؟!
2-
این روزها
هیچ چیز
جای تعجب نیست
حتی!
لقمه نان مردم راقاپیدن
سرمایه مردم رادزدیدن
بی احترامی به نان 
بی اخترامی به انسان؟!؟!
3-
تقویم!
تااین ساعت
هزاران هزاربار
ورق خورده
امابرای یک بارنیز
به دلخواه مستمندان ورق نخورده
آی...راستی
روزی خواهدرسید
که تقویم
بادستان همه فقیران جهان
ورق بخورد؟!؟!
4-
به آن دزد قدکوتاه 
سرزمینم می اندیشم
که چگونه؟
جلوچشمان همه ی مردم
بایک متروسی سانتیمتر
تمام دارایی مملکت رادزدید؟!؟!
5-
که شهیدشد
من ماندم و
اتاقکی تنهاوتاریک
چراغی خاموش 
شبی بدون چراغ و
چندپروانه ی بی هوش
درتنهایی اتاقکم؟!؟!
6-
گاه که می گویند:
الله اکبر...الله اکبر...الله اکبر
دلم عجیب شورمی زند
ئاه...که مبادا!
قاتلان آفتاب
منتظران خوریان
شهردلنشین ام را«انتحار»کنند
7-
امروز!
شعری را دیدم:
بی رحمانه
زیرپاهاشهیدشده بود
اما دزدی را
که مهربانانه
روی کولشان گذاشته بودند؟!؟!
8-
سرزمین من!
جابرای همه دیکتاتوران
بازکرده
بغیرازخود؟!؟!
9-
چیزی عجیب!!
درسرزمین من
همه دزدان
پیشواونماینده ی پارلمان اند
امادرکشورهای پیشرفته ومتمدن
تحت تعقیب ودرزندان اند؟!؟!
10-
درسرزمین من!
ژنرالها
سربازهارا
به کشتن می دهند
تاکه بعدازمرگشان
بازنهایشان
 
 

نوشته :خالدبایزیدی(دلیر)
ازآنجایی که بیشترشعرهایم درقالب طرح اندولازم دانستم که درباره این قالب شعری توزیع ای بدهم که اصلاطرح
چیست؟
طرح قالبی ازشعراست که تقریبامی شودگفت:نوپاوتازه به عرصه ی ادبیات امروزایران وحتی جهان پیوسته است
بعضی هاآن راهایکو می نامندکه طرح باهایکوتفاوت چشمگیری داردوتفاوت هایکووطرح دراین است که هایکومعمولا
یک زاویه ی یک عکس رانشان می دهدودرنهایت یک لحظه راتنهاقادرخواهدبودکه به تصویربکشدوزاویه دیداش ازیک
لحظه فراترنمی رود.هرچندطرح ازلحاظساختاروقدواندازه مثل هایکواست اماازلحاظ موضوع لحظه هاراشاعرانه تروتفکر
برانگیزتربتصویرمی کشد.ونگاهی ژرف تربه مسایل اجتماعی وپیرامون خودداردودوربین نگاه اش بسیارفراترازهایکو
است .هایکودرابتداشعرکوتاه نبودوخودمقدمه شعرهای بلندژاپنی بوده است که «هاکا»نام داشته ودرادامه خودبه
قالبی مستقل تبدیل شده است چیزی مانند:اتفاقی که برای غزل افتاددرقبال قصیده.هایکوشعری است 17هجایی
که درسه سطراول وسوم هرکدام پنج هجایی وسطردوم هفت هجایی اند.هایکونه وزن داردنه قافیه وآرایه های
کلامی درآن به ندرت به کارمی رودحدوددوهزارسال پیش هایکوجزوی ازیک فرم شعری 31هجایی به نام ـ«تانکا«
بودکه به معنی شعرکوتاه است..اماشعرطرح حداکثراز20واژه تشکیل می شودوهرچه تعداداین واژه هاکمترباشد
البته هیچ الزامی نیست.برزیبایی اثرافزوده می شود.شاعرانه وخیال انگیزاست.مفهوم عمیق درآن نهفته است.
به نکته وموضوع خاص ومشخصی اشاره می کند.وامااینهمه خصوصیات بارزدرشعرطرح به هیچ وجه درهایکویافت
نمی شودواگرهم دربعضی هایکوهایافت شودبسیارکم رنگ است .همکنون خوانندگان شعرناب رافرامی خوانم به
چندازطرح های شعرم.
 
چندطرح از:خالدبایزیدی(دلیر)
1-
طرح
پیری ات را
بیش ازجوانی ات
دوست می دارم
چون ازجوانی
به پیری رسیده ای
نه ازپیری
به جوانی؟!
...................................
2-
طرح
آسمان گریان
پیرهن سیاه
برتن ماه
موج .موج ستارگان
سوخته برسقف آسمان
......................................
3-
طرح
پنجره که به تپش می افتد
درمی یابم که یار
درانتظار
درقاب پنجره نشسته است
.............................................
4-
طرح
گفتند:شاعری
راه راگم کرده است
گفتم:راه که خودرا
گم نمی کند!
..............................................
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی