چندشعر کوتاه تقدیم به معلولین
خالد بایزیدی

 
1-
دیشب!
پاهایم را
درخواب دیدم
که کوههارادرهم درمی نوردیدم
سپیده دم که ازخواب برخواستم
صندلی چرخدارم
برسجاده ی عشق نمازشکرمی خواند
2-
معلولی!
ازغروب غمگین نگاه اش
ازچکاوکی تنها
نغمه ای شادمی خواست؟!
3-
روشندلی!
باکوله باری ازروشنایی
سراغ خانه ی خدارامی گرفت
هیچ یک ازعابران
آه!..نمی دانستند
مگرروشندلی دیگرکه گفت:
همین جاست؟!
4-
من به حجم خواب خدا
تنهایم!
گاه دزدکی 
به خواب اش می روم
تاتنهایی مان را
باهم
قسمت کنیم؟!
5-
گاه درتنهایی
خودراپنهان می کنم
شش میلیاردانسان نیزانگار
برای رفع تنهایی ام
کفایت نمی کند
آه!...که دراین ازدحام
چقدرتنهایم؟!
 
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی