ترورهای اسلامی در پاریس و منشا خشونت
جلال ایجادی

سالگرد ترورهای پاریس است. در ژانویه ۲۰۱۵ هنرمندان و روزنامه نگاران «شارلی ابدو» و یهودیان ترور شدند و در ۱۳ نوامبر ۲۰۱۵ هنردوستان و عاشقان زندگی در سالن «باتاکلان» پاریس و کافه های پاریس توسط اسلامیست ها قتل عام شدند. این شهروندان می خواستند آزاد باشند و بگویند و بنوشند و زندگی کنند، ولی اسلامیست ها که در پی نابودی دمکراسی و آزادی بوده و میباشند، آنها که دشمن لائیسیته و نقد دین هستند، آنها که زندگی را لعنت میکنند، جز کشتار و سرکوب پاسخ دیگری ندارند. از زمان هجوم به شارلی ابدو تا امروز ۲۳۸ نفر شهروند در فرانسه ترور شده اند و مطمئن باشید که اسلامیست ها به جنایت خود ادامه می دهند.

چرا انسانها ترور شدند؟ از نظر تروریست ها روزنامه نگاران هفته نامه شارلی ابدو «متهم» بودند زیرا با کشیدن کاریکاتور او به پیامبر اسلام «توهین» می کنند. آنها معتقدند الله خدای یگانه، اسلام دین نهایی و محمد، پیامبر اسلام آخرین پیامبر است. آنها برآنند هرگونه انتقاد به این سه رکن سزاوار مرگ و جهنم است. تروریست ها می افزایند طبق سنت قرآن یهودی ها توطئه گر هستند و آنها را باید کشت و بالاخره در سرزمینی مانند فرانسه فقط کفار هستند و کافرین را باید ریشه کن نمود. روحانیت شیعه و سنی و اصلاح طلبان دینی برآنند که احترام سه رکن نامبرده را باید نگهداشت در غیر اینصورت توده ها تحریک شده برای دفاع از مذهب شان واکنش مشروع نشان می دهند. روشنفکران «اسلاموفیل» و روزنامه نگاران مدافع اسلام و سیاسیون فرصت طلب نیز می گویند نباید به توده ها توهین کرد و خطاکاری ناشی از هنرمندان است. البته غیر از تروریست ها، همه این افراد زمانی که یهودی و دیگر افراد ترور می شوند سکوت میکنند و یا به یک موضع گیری بیجان بسنده می کنند. منشا این خشونت در کجاست؟ این خشونت از ایدئولوژی قرآنی و از سیاست مذهبی و روانشناسی در گسست با تمدن مدرن می آید. ما می دانیم که اسلام از ابتدای وجودش با متن قرآن، جزمیات و تعصبات خشونتگرا و جنگ های پیامبر، همیشه با قهر عجین بوده و خشونت دینی یک وظیفه مقدس است. همین سنت در ۱۴۰۰ سال پیش در حمله به سرزمین ایرانیان و در قدرت سیاسی جمهوری اسلامی ایران، در سیاست داعش جنایتکار و عملیات تروریست های مقیم اروپا به اجرا درآمده است.

کار هنرمند در خلاقیت و آزادی امکان پذیر است. در قانون فرانسه طنز و فکاهی یک حق روزنامه نگارانه است و طراحی های انتقادآمیز و شوخی و طنز نسبت به شخصیت های سیاسی و دینی و اجتماعی آزاد است. در یک جامعه پیشرفته سکولار، نقد دین آزاد است و هیچگاه احترام به خرافات مذهبی قاعده زندگی نیست و بطور مشخص احترام به حقوق بشر همطراز احترام به آزادی بیان و اندیشه و خلاقیت هنری است. پس روان هنر و انتقاد آزاد در برابر فناتیسم دینی قرار می گیرد. اسلام هرگز با آزادی و دمکراسی خوانایی ندارد. همه آزاد اندیشان و منقدان اسلام می دانند که راه دیگری جز افشا و مبارزه سیاسی علیه متعصبها و تروریستها وجود ندارد و در برابر دین خرافه اسلامی و هر خرافه دینی دیگر خاموش نمی توان نشست. البته روشنفکران اپورتونیست و روزنامه نگاران فرصت طلب زیادی هستند که مرتب بدفاع از متعصب ها و «دین توده» ها می پردازند. این روشنفکران با درک عقب مانده و استعماری، بجای پشتیبانی از آزادی نقد در همه عرصه ها، به دفاع از اسلام پرداخته و آنرا بدورغ بعنوان «دین صلح و توده» معرفی کرده و مبارزه علیه فناتیسم و خرافه و شیعه گری را «چپ روی» معرفی می کنند. از نظر من تمام تلاشهای فکری و سیاسی علیه ایدئولوژی هیتلری، فاشیسم، توتالیتاریسم استالینی و اسلام درست و بجا می باشد. قرآن بمراتب از کتاب «نبرد من» هیتلر خطرناکتر است. جامعه ما به اندیشه آزاد و حکومت لائیک و سکولار نیازمند است و اسلام عامل ازخودبیگانگی ایرانیان است. دفاع از آزادی جز مبارزه با ایدئولوژی های تبعیض آمیز و سرکوبگر معنای دیگری ندارد. ایدئولوژی اسلامی و ترورستهای اسلامی در هرکجای این زمین هستند دشمنان آزادی میباشند. تمام جوامعی که زیرا کنترل و تسلط اسلامی هستند و تمام شهروندان مسلمانی که در جهان هستند، نیازمند آزادی نقد علیه ایدئولوژی اسلام هستند، تا ارزش های انسانی شکوفا گردد. هنرمندان آزادفکر یاران آزادگی می باشند.

تروریسم اسلامی بزرگترین خطری است که دمکراسی و افراد آزاد اندیش را تعقیب میکند. این تروریسم هم نظامی و سیاسی است و هم دینی و ایدئولوژیکی است. این تروریسم محصول اسلام است، زیرا از همان ابتدای پیدایش این دین تا امروز این خصوصیت ماهوی و پایدار است. روشنفکران اسلاموفیل ایراد می گیرند که «امپریالیسم منشا خشونت» است. بطور مسلم سیاست استعماری در طول تاریخ با جنگ و خشونت همراه بوده است. ولی بحث ما در اینجا در باره اسلام است. تاکتیک روشنفکران غیردینی مدافع اسلام همیشه فرار از بحث است. آنها در تکنیک مغلطه کاری خود گفتگو در باره ماهیت دین اسلام را متوقف کرده و جدل فکری را به بحث در باره شهروند مسلمان جهت می دهند. حال آنکه بحث در باره میلیونها شهروند مسلمان صلح دوست و آرام دنیا نیست، آنها با شرافت انسانی خود و با برداشت صلحجویانه از دین در اجتماع، به زندگی خود ادامه می دهند. هرچند آنان در توهم نسبت به اسلام قرارداشته و دارای ذهنیتی ازخودبیگانه می باشند، ولی تمایل به آدم کشی ندارند. در اینجا بحث درباره اسلام و آیات قرآنی خشونتگرا میباشد که یکی از انگیزهای بزرگ آشوب در جهان میباشد و این ایدئولوژی در بستر خود تروریسم پرور است. این آشوبگری برای تامین استیلای اسلام در جهان است و همه تروریست ها در این مسیر جنگ میکنند. کشتار ۲۳۸ شهروند فرانسوی بنام اسلام و پیامبر اسلام صورت گرفت و در این کشور جز شرمساری برای این دین چیز دیگری باقی نمی ماند.

ترورهای اسلامی در جهان فقط در خدمت اسارت انسان و بسط توتالیتاریسم ذهنی و سیاسی است. اسلام توتالیتر است و با تبعیض گره خورده است. بر اساس قرآن بشریت باید به اسلام درآید تا مومن گردد و به بهشت برود. طبق این بینش، بشریتی که در اسلام نیست باید نابود شود یا جزیه بدهد و برده اسلام گردد. در این دین فقط تبعیت و تسلیم در برابر الله قاعده اصلی است و هیچ فکر فلسفی و باز و آزادی هنری قابل تحمل نیست. خمینی فتوا برای کشتن نویسنده سلمان رشدی داد و در ایران ما هنرمندان و آزادگان بسیاری کشته و شکنجه شدند. در ذات این دین، هیچ هنری نمی روید و ضدیت با هنرمند در سرشت اعتقاد قرآنی است. شارب سردبیر «شارلی ابدو» یک هنرمند بود که توسط اسلامیست ها به خون کشیده شد. روزی که دو تروریست اسلامی با مسلسل وارد دفتر گروه مسئولان نشریه شدند در ابتدا پرسیدند «شارب کدام یک از شما می باشد» و ابتدا او کشتند و سپس، غیر از یک نفر که جان سالم بدربرد، بقیه روزنامه نگاران بنام «اسلام» ترور شدند و زمانی که تروریست ها از ساختمان گریخته به خیابان رسیدند فریاد زدند: «انتقام پیامبر را گرفتیم.». زمانی که یکی از تروریست به فروشگاه یهودی ها رسید گفت: «شما را می کشم چون یهودی هستید». زمانی که یک تروریست اسلامی سر کارفرمای خود را از تن او جدا می کند، سر بریده را در محل وردی کارخانه روی نیزه می گذارد تا «کفار» درس بگیرند. در باتاکلان تروریست ها افراد را بطور گروهی به رگبار مسلسل بسته و یا افراد را تک به تک به زانو نشانده و آنها را با «الله اکبر» به مسلسل می بندند. در شهر نیس، یک تروریست اسلامی با کامیون سنگین ۸۴ نفر را بنام «الله اکبر» در زیر چرخها له می کند. این شقاوت از کجا می آید؟ ایدئولوژی و تعصب اسلامی افراد را به برده روانی تبدیل کرده، ذهن یک تروریست را با تمام «سمبولهای روانی» دینی و «فانتاسم های لذت دهنده» آماده سازی نموده و کشتن یک انسان را همچون یک «افتخار هویت دهنده» جا می اندازد. این روند برده سازی دینی، به تروریست می قبولاند که کشتار انسان « وظیفه مقدس» است و راهی برای «بهشت و زندگی جاودانه» می باشد.



شارب رفیقم بود، یکبار در نمایشگاه کتاب پاریس، بمن گفت اسلامیست ها بارها تلاش کرده اند که در دفتر هفته نامه بمب بگذارند و ما را بکشند، ما علیه آنها حتا شکایت نکرده ایم ولی آنها از تهدید به مرگ دست برنمی دارند و به این خاطر پلیس ما را بارها مجبور کرده تا نیروی محافظت پلیسی را قبول کنیم. گفتم شارب تصویرهای فکاهی شوخی و طنز تو روح این افراد فناتیک و بیمار را آرام نمی گذارد و راه حل برای آنها نابودی فیزیکی شما است. به شارب گفتم گناه بزرگ تو هنر توست و حتا اگر امروز سکوت کنی «مرتکب خطای کبیر» شده ای و برای تروریستها حکم اللهی باید اجرا شود و کشور تو باید تنبیه شود. به شارب گفتم حاضری هنرت را رها کنی؟ او گفت هنر من، هستی من است. سپس شارب گفت اسلامگرایان این حکم را از کجا آورده اند؟ گفتم این حکم در ۱۴۰۰ سال پیش در قرآن آمده است.

آنها را می شناختم، «شارب» و رفیق اش «کابو»، همیشه آرام بودند، آرام سخن می گفتند، همیشه لبخند می زدند یا می خندیدند. روز تراژدی در دانشگاه بودم و زمان تنفس بود، یکی از همکاران گفت در پاریس حمله تروریستی صورت گرفته است. با موبایل تلویزیون را نگاه کردم و گزارش از حمله به شارلی ابدو بود. زمانی که خبر کشتار روزنامه نگاران شارلی ابدو را شنیدم نمی توانستم بفهمم، گیج شده بودم، پیش خود گفتم چه کنم، درس را از سربگیرم یا رها کنم. بخود گفتم به آمفی تئاتر برمیگردم تا خبر را به دانشجویان بدهم. حالم خوب نبود، آهسته و دردناک از پله های آمفی پائین آمدم، خشم و اندوه مرا گرفته بود، لحظه ای سکوت کردم، همه دانشجویان متوجه حال بدم بودند، با صدای لرزان چند جمله کوتاه در باره ترورها در دفتر شارلی ابدو گفتم و سپس بی اختیار در برابر آنها گریستم. شارب مانند سایر همکارانش، مردی مهربان و آزاداندیش و صلح دوست بود. یادش همیشه پایدار.

جلال ایجادی - جامعه شناس

منبع:پژواک ایران


جلال ایجادی

فهرست مطالب جلال ایجادی در سایت پژواک ایران 

*اسلام، دین استعماری و توتالیتاریسم [2017 Aug] 
*پوپولیسم، روان‌پریشی در سیاست و کرنش روشنفکری چپ [2017 May] 
*راهپیمایی ماه مه، نقش سندیکاها در فرانسه [2017 May] 
*قرآن، مبلغ پیام تورات [2017 Jan] 
*آلودگی هوا و ریزگردها و مسئولیت سیاسیون و روشنفکران [2016 Dec] 
*مرگ کاسترو مستبد و درمانگی فکری چپ ایرانی [2016 Dec] 
*ترورهای اسلامی در پاریس و منشا خشونت [2016 Nov] 
*تکنولوژی اینترنتی و تغییر هویت و اومانیسم در جامعه [2016 Nov] 
*جامعه‌شناسی سیاسی اپوزیسیون ایران و عربستان [2016 Sep] 
*قرآن همان تورات است [2016 Sep] 
*آدونیس، اسلام و تراژدی نیندیشیدن [2016 Aug] 
*جامعه ترس و نقش تروریسم اسلامی [2016 Jul] 
*پیامبر اسلام، میان تاریخ، دروغ و اسطوره (بخش دوم) [2016 Jul] 
*پیامبر اسلام، میان تاریخ و اسطوره (بخش یکم) [2016 Jul] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته‌ای تاریخی التقاطی (بخش هفتم) [2016 Jun] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته ای تاریخی التقاطی (بخش ششم) [2016 Jun] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته‌ای تاریخی التقاطی (بخش پنجم) [2016 May] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته ای تاریخی التقاطی (بخش چهارم) [2016 May] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته‌ای تاریخی التقاطی (بخش سوم) [2016 Apr] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته ای تاریخی التقاطی (بخش دوم)٬ [2016 Apr] 
*قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته ای تاریخی التقاطی (بخش یکم) [2016 Apr] 
*خداناباوری و آتئیسم در حکومت الهی [2016 Feb] 
*کفرگویی و نقد علمی قرآن یک ضرورت است [2016 Feb] 
*آقایان اشکوری و سروش، شما در باره اسلام شناخت علمی ندارید (بخش اول) [2015 Dec] 
*داعش، اسلام و آقای یوسفی اشکوری [2015 Nov] 
*پاریس، تروریسم اسلامی و دمکراسی زخمی [2015 Nov] 
*فاجعه زيست‌بومی: آيا سد گتوند را بايد خراب کرد؟ [2015 Jun] 
*نوانديشان دينی، نقش سودمند يا زيان‌آور؟ علی شريعتی (بخش سوم) [2015 May] 
*نوانديشان دينی، نقش سودمند يا زيان‌آور - آل‌احمد (بخش دوم) [2015 May] 
*نوانديشان دينی، نقش سودمند يا زيان‌آور؟ (بخش يکم) [2015 Apr] 
*مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان (بخش هشتم) [2015 Mar] 
*مذهب شیعه، ریشه ازخود بیگانگی ایرانیان (بخش هفتم) [2015 Mar] 
*مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان (بخش ششم) [2015 Feb] 
*مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان (بخش پنجم) [2015 Jan] 
*تروريسم اسلامی و کشتار هنرمندان در پاريس [2015 Jan] 
*مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان (بخش چهارم) [2014 Dec] 
*مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان (بخش سوم) [2014 Dec] 
*مذهب شیعه، ریشه ازخود بیگانگی ایرانیان (بخش دوم) [2014 Nov] 
*جامعه شناسی شهری اکولوژيکی تهران [2014 Oct] 
*خدمت روشنفکران به اسلام و خيانت به آزادانديشی [2014 Oct] 
*غرب دوست ما و اسلام ضد ما [2014 Aug] 
*حوادث مرگبار و بيماری‌های شغلی در بنگاه‌های توليدی ايران [2014 Jul] 
*پیوند آقای سروش و استبداد خمینی [2014 Jun] 
*الگوی اقتصادی ايران منشاء ويرانگری زيست محيطی [2014 May] 
*چپ ايران در بن‌بست‌ها و عقب‌ماندگی فکری [2014 Apr] 
*فلسفه امانوئل لویناس و توتالیتاریسم اسلام [2014 Apr] 
*سوگند زيباکلام به موی محمد بن عبدالله و سرسپردگی روشنفکری [2014 Apr] 
*ایران، آلوده ترین هوا در جهان [2014 Apr] 
*محیط زیست ایران در سالی که گذشت، ویرانگری بیشتر [2014 Mar] 
*جمهوری اسلامی با بنزین سمی ایرانیان را کشت  [2014 Mar] 
*ناکارآئی سیاست بهداشت و اوج گیری بیماریها در ایران [2014 Jan] 
*مرگ هامون، پيمان‌شکنی افغانستان و بی‌لياقتی جمهوری اسلامی [2014 Jan] 
*جنایت علیه بشریت، جنایت زیست محیطی در ایران [2013 Dec] 
*برندگان مذاکرات اتمی ژنو [2013 Nov] 
*استراتژی آمريکا، فرانسه و جمهوری اسلامی در مذاکرات اتمی ژنو [2013 Nov] 
*زلزله در بوشهر و خطر انفجار نیروگاه اتمی [2013 Oct] 
*سدسازی در ایران، فساد دولتی وتخریب  [2013 Oct] 
*اسلام برای اسارت زنان  [2013 Oct] 
*سدسازی در ایران، فساد دولتی و تخریب [2013 Sep] 
*ویرانگری زیست محیطی و سیاست اتمی ایران  [2011 Dec] 
*نقد اسلام آزاد است [2011 Dec] 
*همسوئی فمینیسم و اکولوژی سیاسی  [2010 Jul] 
*ویرانگری زیست محیطی در ایران توسط رژیم جمهوری اسلامی  [2010 Jan] 
*«آزادی، استقلال، جمهوری ایرانی!» [2009 Aug]