انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏
تقی روزبه

 

مقدمه: با وجودآن که یکی از مناقشات اصلی و کانونی انتخابات در آمریکا چه در دوره هشت ساله اوباما و چه در اوایل تبلیغات این دوره انتخاباتی از سوی سندرز و ترامپ و...  حول زوال طبقه متوسط تمرکزداشت، که زمانی آمریکا به رشدآن می بالید و آن را زیربنای دموکراسی آمریکائی و برتری آن خواند. با این وجود مبارزه انتخاباتی اخیر بتدریج در سیرخود با توجه به ورود"نامحرمی" به حریم انحصاری و خصوصی دو حزب بی اعتبارشده تبدیل به شوهای با مضمون افشاء مناسبات( و تجاوزات) جنسی شده که کارگردانان این شوها و رسانه ها نیز با بکارگیری تمامی استعداد و مهارت خود در صنعت تبلیغات را برای دوقطبی کردن جامعه حول این دوئل بکارگرفته اند.

 (بگذریم که "بیگانه" دیگری بنام سندرز را توانسنتد به نحواحسن و به گونه ای دیگر از دورخارج کرده و عقیم سازند)، اما در موردرقیب دیگرشان ترامپ کار به آن آسانی نبود. اصل موضوع یعنی سرنوشت آن چه که "طبقه متوسط" نامیده می شود، و این که چه سیاست هائی موجب خانه خرابی آن شده و یا این که سرنوشت جنبش جوانان و نودونه درصدی هائی که آن چنان شورمندانه به ِگردسندرزجمع شده بودند چه شد، همه و همه تحت الشعاع این نوع فرافکنی ها قرارگرفته اند. چنین رویکردی گرچه با آوردن رسوبات گندیده طبقه سیاسی به سطح جامعه از یکسو ابعادگندیدگی آن را به نمایش می گذارد و این که تا چه حد در جوامع بورژوائی ارزش های رسمی و فرمال با آن چه که در واقعیت جریان دارد فاصله دارد؛ اما مهم تر از آن هدف اصلی برپاکردن  این گردوغبارغلیط و چشم کورکن است. هدفی که در پی فرافکنی علل و ریشه های بحران و سیاست های مسبب وضعیت کنونی و طفره رفتن از پاسخ به افکارعمومی و جامعه خشمناک از ِقبل سیاسیت های چهاردهه گذشته است. و این درحالی است که خانم کلینتون نماینده تیپیک و وفادار و حتی مواجب بگیروال استریت و سرمایه های مالی و بانکی است. او که در طرف راست اوباما هم قراردارد، ادامه دهنده راه و سیاست او،  یعنی نجات دادن و فربه کردن وال استریت بحران زده درجهانی برآشفته از یکه تازی سرمایه های بی مهاراست.

در موردبیلان اوباما همین بس که با ربودن جایزصلح نوبل برسرکارآمد و موقع رفتنش هم با سیاست راهبردحمله هسته ای پیشدستانه کاخ سفید را ترک می کند. و حالا آش اوضاع جهانی چنان شورشده و خطرشروع جنگ سرد و یا حتی گرم بین رقبا بالاگرفته، که 20 نماینده کنگره آمریکا خواهان پس گرفتن تصمیم حمله هسته ای پیشگیرانه او شده اند!* درمورد اوباما باید گفت که او بهترین خدمت را به بانکداران و سرمایه های مالی و وال استریت بحران زده هم چون نمادسرمایه مالی و جهان گسترکرده است. در پیش راندن خانم کلیننتون به جلوی صحنه و به عنوان ادامه دهنده راه تاکنونی و هم چون خادم مخلص وال استریت، با تمام وجود در تلاش است. در موردمبارزه با نژادپرستی هم بیلان رضایت بخشی ندارد و تبعیض و سرکوب سیاه پوستان ابعادتازه ای یافته است. حتی عملکرداو در ظهور و میدان دادن به کسی چون دونالدترامپ با شعارهای دروغین علیه وال استریت و نظام فاسد، و علیه سیاستمداران منفورقدیمی و و کهنه کار، و وعده اعاده عظمت آمریکا هم بی تأثیرنبوده است. حقا که اوباما در جهان و آمریکا بسیاری را با شعارهای دروغین و کاذب وبرخی اصلاحات کم خون خویش فریب داد!  

آن چه که موجب ظهورعناصرشبه فاشیستی چون ترامپ ها شده است از یکسو حذف کسانی چون سندرزها از صحنه های رقابتی و از سوی دیگر- و عامل ریشه ای تر، همانا آن چه که به به غلط زوال طبقه متوسط متوسط خوانده می شود می باشد. بر طبق آمارها، با وجودآن که در طی شش دهه گذشته تولیدناخالص آمریکا شش برابرشده است اما ثمرات آن اساسا به لایه های محدود و مرفهی رسیده است بطوری که با حساب تورم، دستمزدهای واقعی تقریبا همان است که 60 سال پیش بوده است! و وضعیت اقتصادی بسیاری از آمریکائی ها بدتر از و ضعیت یک ربع قرن گذشته شده است. متوسط درآمدشاغلان مردتمام وقت کمتر از 42 سال پیش است. خلاصه آن که با افزایش تولید و درآمدهای جامعه، توزیع آن به شکل معکوس و با دستمزدهای ناعادلانه همراه بوده است که مشخصا بیانگربیلان چهاردهه تاخت و تازنئولبیرالیسم و سیاست هائی است که هم چنان بر آمریکا  والبته سایرکشورها و نهادهای بین المللی سرمایه حاکم بوده است. در حقیقت فرافکنی های فضای سیاسی آمریکا درخدمت پنهان ساختن این معضل اصلی است که منشااصلی ظهورشبه فاشیست هائی چون ترامپ و لومپن و امثالهم محصول آنند. بیلان نئولیبرالیسم البته محدود به داخل آمریکا نیست بلکه انباشت و انفجاربحران های جهانی نیز ناشی ازهمان تاخت و تازسرمایه جهان گشاست که بشریت را در برابرفجایع و بحران های سترگ و بربریت گونه قرارداده است. 

تحلیل انتخابات آمریکا بویژه در بحبوحه بحران فراگیری که سرمایه داری اکنون دچارآن شده و آمریکا به عنوان دژاصلی سرمایه داری و ژاندارم و تأمین کننده امنیت عمومی آن در جهان نقش بسزائی در آن دارد، می تواند برش مهمی از ابعادبحران و پیچیدگی های آن را در برابرما قراردهد. از همین رو نقداین نوع فرافکنی ها و رازآمیزکردن فضای انتخاباتی و درنگ بر ریشه های آن از سوی نیروهای مترقی و مدافعان جهانی دیگر اهمیت زیادی دارد. نوشته زیر که بخشا از مطالب قبلا گفته شده گزیده شده است پیرامون طبقه متوسط هم چون جعبه سیاه وگمشده انتخابات آمریکا است.

 

انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول "طبقه متوسط"!

 

آیا واقعا درآمریکا آن گونه که وانمود و ادعا می شود جنگی بین طبقه متوسط و اشراف در جریان است؟!

انتخابات آمریکا با وجود آن که  همیشه  بین دو حزب اصلی صورت می گیرد و تا آن جا که به راستاها و جهت گیری های اصلی و استراتژیک درسیاست های داخلی و بین المللی برمی گردد، معمولا اختلاف مهمی با یکدیگرندارند و در چهارچوب وفاداری هر دو حزب به سیاست های بازار آزاد و تأمین منافع و نقش برتر آمریکا در جهان صورت می گیرد، اما همان اختلافات نه چندان مهم  بخصوص در نحوه برخورد با بحران اقتصادی و بیکاری، حقوق زنان و دگرباشان جنسی، محیط زیست و درحوزه هائی از  سیاست  خارجی، بخصوص در مقاطع بحرانی اهمیت زیادی پیداکرده و به صف آرائی های متقابلی منجرمی گردد، نه فقط برای آمریکائیانی که از نظرحقوقی با داشتن حق رأی خود می توانند در پیروزی این یا آن حزب و این یا آن سیاست مؤثرباشند، بلکه هم چنین برای سایرمردم جهان نیز انتخابات آمریکا، همواره توجه برانگیزبوده است. چرا که با داشتن بزرگترین اقتصاد و عظیم ترین قدرت نظامی هر تغییری در سیاست های آن بر دیگران بی تأثیرنیست، البته بی آن که بتوانند در گزینش آن تأثیر یا مداخله ای داشته باشند. در واقع  تضاد بین عملکرداقتصادی، سیاسی و نظامی آمریکا به مثابه یک قدرت برتربین المللی با کارکردقواعد مربوط به محدوده دولت- ملت ها در انتخابات آمریکا، به دیگرمردم جهان اساسا نقش تماشاچی می دهد. واین البته یکی از تناقضات  دموکراسی درعصرجهانی  شدن سرمایه  است که در آن هنوز دموکراسی در محدوده و چهارچوب دولت-ملت ها و شهروندی محصور در آن تعریف می شود و حقوق شهروندی این دهکده جهانی  بویژه  توسط دولت- ملت های فرادست زیرپا گذاشته می شود. از این چالش عام دموکراسی که بگذریم، درهمان محدوده دولت ملت-آمریکا نیزشاهدچالش های مهمی   پیرامون دموکراسی هستیم.

 

جنگ بین "طبقه متوسط" واشراف؟!

جدال ها پیرامون طبقه متوسط آمریکا به یکی ازمسائل مهم و کانونی مبارزات انتخاباتی تبدیل شده است. در این رابطه شماری از رسانه های وابسته به این یا آن جناح تمایل دارند که به تحریف ماهیت و بزرگ نمائی این اختلافات پرداخته و آن را با عبارات پرطمطراقی هم چون جنگ بین طبقه متوسط  و اشراف توصیف نمایند. در حالی که این اختلافات در میان دوجناح سیاسی  متعلق به "یک صدی ها" وسرمایه داران بزرگ جاری است و اساسا برای جلب آراء"طبقه متوسط" صورت می گیرد. نه این که معضلی بنام زوال طبقه متوسط وجود نداشته باشد، برعکس این معضل بطور واقعی وجود دارد و در انتخابات دو رقیب هم بازتابی پر رنگ دارد، اما  بازتابی وارونه و تحریف شده  که در اصل از کشاکش طبقاتی موجود در کل جامعه نشأت گرفته است، اما در عبور از منشور فراکسیون های متعلق به" یک درصدی" ها تغییرماهیت داده و به صف آرائی بین جنگ بین اشراف و طبقه متوسط تفسیر و تأویل پیداکرده است. در حقیقت فرایند دوقطبی شدن جامعه، بویژه در پی تهاجم نئولیبرالیستی چهاردهه اخیر منجر به زوال طبقه متوسط و فربهی که باز آفرینی آن معجزه سرمایه داری دانسته می شد، گشته و به رونددوقطبی شدن اکثریت بزرگ محرومین و استثمارشوندگان در برابر برخورداران مرفه و استثمارکنندگان، معنا و شفافیت بیشتری بخشیده است و باین ترتیب  بجای تکوین طبقه متوسط  که سرمایه داری به عنوان مهمترین  دست آورد اجتماعی خود به آن می بالید و در واقع در دوره دولت های رفاه پرورانده شده بود، با تهاجم نئولیبرالیستی لاغر و لاغرترگشته است. سالیان درازی بود که همه لیبرال ها و بخصوص آوازه گران نئولیبرالیستی چند دهه اخیر با دخیل بستن به معجزه رشدطبقه متوسط، آن را  به مثابه برهان قاطعی درب طلان نظریه مبارزه طبقاتی مارکس و مارکسیست ها مبنی بر رونداجتناب ناپذیر دوقطبی شدن جامعه سرمایه داری عنوان می کردند. ادعای رشد پایدار کمی و کیفی "طبقه متوسط" به عنوان مهم ترین دلیل عملی و تئوریک آن ها در تفوق جهان بینی لیبرالیسم برسوسیالیسم و رمزپیروزی اردوی سرمایه بر اردوی سوسیالیسم  قلمداد می شد. رشدطبقه متوسط به عنوان پایگاه اجتماعی سرمایه داری، عامل  تضمین کننده  تعادل جامعه و تداوم دموکراسی تلقی می شد. ناگفته نماند که "طبقه متوسط" به  لایه ها  واقشاروسیعی اطلاق  می شود که در حد فاصل طبقه فرودست  و فرادست یعنی صاحبان ثروت قرار دارند، اعم از کارگران متخصص و کارگران با درآمدهای بالا، مزدبگیران بخش های خدماتی اعم از کارمندان و معلمان و پرستاران و یا دانشجویان امیدوار به آینده ای با شغل های  درآمد زا، و صاحبان کسب  و کار کوچک و خرده بورژوازی، اتلاق می شده است. از مشخصات مهم این" طبقه" آن بوده است که عموما می توانسته  فراتر از تأمین هزینه زندگی متوسط و جاری خود، پس اندازی هم بیاندوزند. آن ها هم چنین با داشتن فرهنگ و آگاهی  و سبک زندگی خاص و علاقمندبه دموکراسی، از فرودستان  متمایزهستند. از دیگرمشخصات مهم آن گسترش دامنه کمی همراه با رشد تکنیک و صنعت و خدمات بوده است. در یک کلام فرض براین بوده است که سرمایه داری در مسیربالندگی خود موجب بازتولید و فربه شدن این طبقه، یعنی مهم ترین پایگاه اجتماعی و وفاداربه خود (به عنوان نقطه اتکاء  طبقه سرمایه دار) می گردد. پایگاهی اجتماعی که بزعم مدافعال لیبرال دموکراسی باطل کننده ادعای نظریه مارکسیستی و عامل پیروزی سرمایه داری است. با این همه پس از افتادن آب ها از آسیاب و فرودبحران گسترده اقتصادی و سیاسی  بر جامعه، وقتی حباب ها یکی پس ازدیگری ترکید (و برخی هنوز درراهند و در آینده خواهند ترکید) معلوم شد که آن رفاه ادعائی و کاذب  جز در آمد و قدرت خرید و مصرف کاذب نبوده و توهم داشتن مسکن توسط میلیون ها خانواده از ِقبل وام های دریافتی و یا  تحصیل و تخصص میلیون ها دانشجوئی که با  وام  دارکردن خود به امیدداشتن شغل پردرآمدی درآینده، واقعیت خارجی نداشته و هم چون رویائی بوده است که با گشودن چشم ها ناپدید شده اند!. آن ها و ازجمله دانشجویان احساس می کنند که جملگی پیش فروش شده اند. هم چنان که نقدا هرآمریکائی که متولد می شود، با تقسیم سرانه بدهی تریلیونی دولت آمریکا، پیشاپیش با بدهی کلانی که خود نقشی در به بارآوردن آن نداشته، خود را  پیشفروش کرده است!

 

ه-فوکویاما و نگرانی شدید از زوال طبقه متوسط*

یکی ازنظریه پردازانی که آژیر خطرآب رفتن طبقه متوسط  ولاجرم خطرزوال لیبرال دموکراسی و آینده نظام سرمایه داری را (علیرغم آن که درتناقض با آن وی آن را سیستمی بلاجایگزین و مورد اجماع همگانی می داند) بصدا درآورده است، فوکویاما، همان کسی است که زمانی نه چندان دور درپی فروپاشی اردوگاه بلوک شرق، با اعلام نظریه پایان تاریخ و پیروزی لیبرال دموکراسی و پایان تاریخ شناخته می شود. او در آن هنگام از مدافعان پروپا قرص نومحافظه کاران و از اندیشه پردازان مهم آن بشمارمی رفت و تسلیح طالبان هم در زمان ریگان به پیشنهاد او صورت گرفت. با این همه در طی سال های گذشته او با دیدن نتایج  آن سیاست ها، با چرخش آشکاری، از خطرزوال طبقه متوسط سخن به میان آورد و به انتقادشدید از سیاست های نئولیبرالیستی و حرکت بی مهار و بی نظارت سرمایه و اولویت مطلق دادن به سود و به برابری فرصت ها بجای برابری در توزیع ثروت پرداخت واعلام داشت که با روندهای کنونی بسیارنگرانم، که هم ثبات  لیبرال دموکراسی های موجود وهم جهان بینی "لیبرال دموکراسی" به خطرافتد!

 

طنزی جالب و تاریخی در این نظریه  و چرخش وجود دارد: زمانی که او در گرمام گرم مستی زودرس ناشی از سقوط بلوک شرق و پیروزی لیبرال دموکراسی سر از پا نشناخت و با تعمیم نتیجه یک برهه معین از نبرددو قطب"سوسیالیسم" و سرمایه داری را  به معنی  پایان تاریخ و پیروزی نهائی لیبرال دموکراسی اعلام کرد و آن گونه که در یافته های امروزش می توان به روشنی مشاهده کرد، غافل از آن بود که هم زمان با فروپاشی بلوک شرق، مهارسرمایه داری در غرب نیز گسیخته شد و نطفه شکست یا انحراف  لیبرال دموکراسی مورد نظر او هم درست در بحبوحه همین شکست  بسته شد: چرا که یکی از دلایل اصلی و مهمی که سرمایه داری از نوع غربی اش حاضرشده بود به دولت رفاه و باصطلاح فربه شدن طبقه متوسط  تن بدهد، ترس از شکست در برابر الگوی رقیب خود و شورش شهروندانش بود. ولی از قضا سرکنجبین صفرا فزود و با شکست  اردوگاه رقیب، سرمایه داری بی مهارشده، تاختن  آغازکرد و با هجوم به زندگی کارگران و زحمتکشان و دست آوردهای آن ها، طبقه متوسط خود پرورده را نیز آماج حملات خود قرار داد . طلسم بالندگی پایدارطبقه متوسط  درهم شکست و از آسمان علیین به زمین سخت فرود آمد و شالوده دموکراسی  سخت ترک خورد. جالب است که فوکویاما در نظرات جدیدخود به نوعی از شکست جریان های سوسیال دموکراسی و چپ در اردوگاه غرب  ابرازنارضایتی می کند. گرچه وی الگوهای قدیمی سوسیال دموکراسی  را کارگشا نمی داند، اما تلویحا با تأکید بر یافتن الگوهای جدید، ضرورت آن  را برای کنترل سرمایه و  کانالیزه کردن بخشی از امتیازها و پیشرفت های نظام لازم می داند و از این که آن ها فقط نصیب شماربسیاراندکی شوند مخالفت می کند.

او می نویسد سرمایه داری منسوخ نمی شود، اما اشکال گوناگون پیدا می کند. او می گوید سیاست های دموکراتیک باید مقدم براقتصاد باشد و روندجهانی شدن باید با رعایت منافع همه شهروندان کنترل شود و در یک کلام با تقویت طبقه متوسط. با این همه فوکویاما در نظریه جدیدخود هم، برغم انتقادهای جدی به وضع موجود، دچارتناقض بنیادین است. او  نمی تواند راه حلی ارائه دهد، چراکه از یکسو الگوهای قدیمی را شکست خورده می داند و از سوی دیگر خواهان  توزیع بخشی از ثروت اجتماعی تولید شده  درسطح جامعه برای رفاه عمومی و تقویت طبقه متوسط است. حلقه مفقوده در این میان آن فاعل اجتماعی است که در فقدان قطب فشار سوسیال دموکراسی شکست خورده، خود نمائی می کند (سوسیال دموکراسی های موجود  مطابق آن چه که  در تمامی تجربه های تا کنونی شاهدش هستیم  در کنارجناح راست بورژوازی و متحدبا آن در برابرمردم ایستاده است). درغیاب چنین فاعل اجتماعی سخنان او بیشتر به گله کردن و دادن اندرز اخلاقی به بورژوازی می ماند. گام های واقعی تاریخ را، حتی همان کعبه آمال طبقه متوسط او را، جننبش های طبقاتی-اجتماعی فرودستان و فشارهای آن به سیستم سرمایه داری بوجود آورده اند. و گرنه پویش درونی سرمایه داری همان سودبی مهاراست و تاختن در چهارگوشه عالم و بنابراین  با اهرمی قائم به آن نمی توان جلورفت.

  ظاهرا او به سترون بودن نظریه خویش واقف است، وقتی در پایان می نویسد: تازمانی که اقشارمتوسط هنوز هم در توهم دهه های اخیربسرمی برند که گویا منافع آن ها در گروی سیستم سرمایه داری آزاد و و دولت کوچک است، هیچ جنبشی برای تغییرات ساختاری در وضعیت موجود شکل نخواهد گرفت و می افزاید، جهان‌بینی و نظریه سیاسی اقتصادی که می‌تواند جایگزین شرایط فعلی باشد هم اکنون در دسترس و منتظر ظهور است.

******

واقعیت آن است  که در این میان  باورها و نظریه خودوی هم  نه فقط دچارتناقضات اساسی است، بلکه  کهنه هم شده است. ایمان او به چنان طبقه بالنده و نجات دهنده  پا در هواست و وجود خارجی ندارد. در اصل  چنین باوری خود توهم است و نه آن گونه که وی مدعی است توهم این "طبقه"ناموجود به دولت کوچک.  جنبش 99 درصدی ها گواه براین ادعا است. روشن است که زوال"طبقه متوسط" در معنای وسیع خود و نه البته بطورمطلق، درعین حال به معنی بحران در نظریه لیبرال دموکراسی و زوال "پایگاه اجتماعی"آن نیز هست. چرا که تفوق گفتمان و سلطه آن بدون وجود و حمایت و اعتماد چنین پایگاه اجتماعی زیرسؤال می رود.

اگرنظام های موجود مصداق لیبرال دموکراسی نباشند، آنگاه در نقدیک جانبگی نظریه پایان تاریخ فوکویاما می توان گفت، بله درست است، تاریخ، هم برای  آن نوع سوسیالیسم دولتی به پایان رسیده بود و هم  برای  لیبرال دموکراسی! و پایان یکی  سرآغازی بود برای پایان دیگری. تلاش فوکویاما برای یافتن جهان بینی و نظریه سیاسی-اقتصادی جایگزین برای آن نیز نمی تواند معنائی به غیر از سپری شدن دوران آن داشته باشد. آن "نظریات منتظرظهور" هرچه باشد دیگر لیبرال دموکراسی نخواهد بود.

با توجه به نکات برگفته در بالا، تبدیل شدن طبقه متوسط به چالش اصلی در منازعات انتخاباتی آمریکا را نباید تصادفی و گذرا تلقی کرد. چالشی که زمانی روزنامه واشنگتن پست در پی مناظره های انتخاباتی کاندیداها آن را بدرستی  با عنوان "کشمکش برای آراء طبقه متوسط" نامید. اوباما در دوره قبل هم با همین شعاربه میدان آمده بود: "عهد می بندم که هرروز برای مردم آمریکا بجنگم، برای طبقه متوسط و برای آن هائی که در تقلا برای واردشدن به طبقه متوسط هستند"!  اما وقتی عملکردآنها در کنارشعارها می گذاریم، هدف از  طرح این نوع شعارها و فراخوان های ادعای نجات طبقه متوسط، که در اصل برای جلبآراء آنها به سود طبقات فرادست و تداوم سیاست های نئولیبرالیستی حاکم بر دو حزب صورت می گیرد، آشکارترمی شود.

او باما هم چنین در کازارانتخاباتی دوردوم خود هم مدعی شد که این انتخابات به مثابه هستی  یا نیستی طبقه متوسط  است و آمریکائیان نباید به آن به چشم یک انتخابات معمولی نگاه کنند.و این که او بدلیل حمایت از طبقه متوسط و حفظ منافع آن است که خود را مجددا کاندیدریاست جمهوری کرده است. در تبلیغات خود رقابت ها را تبلورجنگ طبقه متوسط و اشراف  می داند. و این در حالی است که جناح رقیب او هم بیکارننشسته است.جمهوری خواهان با وجودآن که مستقیم تر و عریان تر از سیاست های نئولیبرالیستی و بازارآزاد دفاع می کند، و  نه فقط مخالف افزایش مالیات ثروتمندان هستند بلکه برای ایجادرونق کسب و کار، خواهان کاهش مالیات آن ها و کمتر شدن مداخله  دولت در اقتصاد  و حذف یا کاهش خدمات دولتی هستند ( و از شعارهای ترامپ هم هست).  با وجود این در تبلیغات خود اوباما را مسئول نابودی طبقه متوسط معرفی می کنند. آن ها  ضد حمله ها خود را  با فرافکنی و در لفافه دفاع از ارزش هائی  روبنائی ریشه دار درلایه های وسیعی از جامعه آمریکا ( نظیرمخالفت با سقط جنین، دفاع از حمل اسلحه، برابری فرصت ها، دولت کوچک و کم هزینه و رقابت وایجادمشاغل جدید و... و حمایت از حفاری های نفتی بی توجه به تخریب محیط زیست و....) و با بهره گیری از تداوم وگسترش بحران و عدم موفقیت( نسبی) اوباما در تحقق وعده های انتخاباتی اش،  مدعی اند که با سیاست های اقتصادی اوباما طبقه متوسط به خاک سپرده شد.

      

چرخه بازتولید بورژوازی ورابطه اش با گزینه انتخاب بین بد و بدتر و مبارزات درون سیستم

هم چنان که در سطورپیشین اشاره شد،عملکرد و اولویت اول اوباما بیش از همه معطوف به نجات سرمایه داران و بانک ها و مؤسسات درحال ورشکسته  شدن بود تا باصطلاح نجات طبقه متوسط. و همان گونه که تجربه گواه است در همه کشورهای پیشرفته سرمایه داری در دوره های مختلف، این جناح اصلی و راست بورژوازی  است که عمدتا سیاست های خود را دیکته می کند. زمانی هم فرامی رسد که اقتصاد و جامعه دچاربحران های حاد و ساختاری شده و تورم و بیکاری و رکود در کنار مازادتولید و ظرفیت های معطل مانده تولیدی، موجب اختلال در فرایند انباشت سرمایه و افت نرخ سود و فروریزی اعتمادعمومی جامعه به نظام و امکان عروج حرکت های گسترده علیه نظام می شود. درچنین مواقعی معمولا فرصت هائی برای عرض اندام مدافعان رفرم جهت کنترل بحران و نجات نظام پیدامی شود. چنان که  درموردآمریکا شاهد هستیم فی الواقع چرخه بازتولیدسرمایه داری در حوزه های اقتصادی و تولید و اشتغال دچارلنگی و گیرپاژ شده، کسری بودجه بیداد می کند و اعتبار و هژمونی دولت آمریکا زیرسؤال می رود. درچنین شرایطی است که مدافعان اصلاح سرمایه داری که نگران موجودیت سیستم هستند،  به تکاپومی افتند تا بلکه با اجرای  سیاست های باصطلاح کینزی و افزایش قدرت خرید و تقاضا در جامعه، بر بحران مازاد تولید و نیزبحران انباشت سرمایه فائق آیند و هم چنین درحوزه سیاسی  به ترمیم اعتماد خدشه دارشده عمومی نسبت به کارآئی سیستم غلبه کنند  و سرمایه داری گرفتار دربحران را  نجاب بخشند. هدف نه فقط روغن کاری  چرخ های زنگ زده اقتصاد و رونق بخشیدن به آن است بلکه مهم تر ازآن، ممانعت از شکل گیری و گسترش  آلترناتیو های ضدسیستمی و مستقل از سرمایه داران در شرایط گسترش نارضایتی و بی اعتمادی عمومی  به نظام است. ایفای چنین نقشی در آمریکا عموما به عهده حزب دموکرات به عهده می گیرد. در شرایط بحرانی امکان نفوذو رخنه رفرمیسم در صفوف جنبش های اعتراضی در مقایسه با محافظه کاران بیشتراست. گرچه جمهوری خواهان نیز بیکار نمی نشینند و از طریق  شکل دادن و یا تقویت جنبش ارتجاعی مانند تی پارتی و یا اخیرا ظهورکسانی چون دونالد ترامپ و طرح شعارهای غلط اندازی چون فسادسییستم  و اعاده عظمت آمریکا و غیره سعی می کنند که عرصه را در اختیارجناح رقیب نگذارند گرچه بدلایلی که خارج از گنجایش این نوشته است، اکنون به موی دماغشان تبدیل شده است.

نارضایتی و خشم از سیستم در جامعه آمریکا انباشته شده است، ظهورجنبش هائی چون جنبش نودونه درصدی های جنبش اشغال واستریت و یا عروج غیرمنتظره کسانی چون سندر و یا حتی به شکل وارونه کسانی مثل ترامپ بیانگراین نارضایتی است. و البته بیانگرنادرستی ادعاهای پرطمطراق سالیان درازفربه شدن طبقه متوسط توسط آواره گران بورژوازی. تلاش های زیادی هم برای غبارآلودکردن و فرافکنی از مسائل اصلی جامعه برای پنهان ساختن تضادها و صف آرائی اصلی و تبدیل کردن شهروندان به سیاهی لشکر و جذب جنبش ها به سیستم و تبدیل کردن صورت مسأله به وضعیت باصطلاح اظطراری و معادله معیوب بد و بدتر صورت می گیرد. درچنین شرایط تنها حضور یک قطب مستقل و خارج ازسازوکارهای سیستم است که می تواند از افتادن به دامچاله معادله گزین بین بد و بدتر و جذب سازوکارهای سیستم شدن، به مبارزه طبقاتی گسترده ای که جریان دارد جان و معنای تازه بدهد. بجای بازی در بساط سرمایه جهان گستر و دادن جوازتداوم به سیاست های کنونی، با مشی و شعارهای مستقل از سیستم که سندرز بعضا برموج آن ها و جنبش سوارشد تا نهایتا آن ها را به درون سیستم واریزکند، خواست های خود را در برابرسیستم بگذارد. از مقابله با نفوذوال استریت در انتخابات تا شعارهای عدالت اجتماعی و زیست محیطی و تبعیض های نژآدی و...

20-10-2016

 

*-  http://www8.irna.ir/fa/News/82266038/

 

 *- فوکویاما و زوال طبقه متوسط

http://www.radiofarda.com/content/f2_world_economy_francis_fukuyama_article_future_of_history_analysis_democracy/24471097.html

 

 

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

* آغازدوره پسابرجام؟ آرامش قبل ازطوفان؟  [2017 Oct] 
* گزارش گزارشگرویژه: یک گام مهم و به جلو در مطرح شدن جهانی کشتارتابستان ۶۷ [2017 Sep] 
*جهان به کدام سو می رود-2* [2017 Sep] 
*انقلاب اسلامی و محلل هایش! [2017 Aug] 
*جهان به کدام سومی رود؟ نگاهی به چالش ها و صورت بندی آن ها [2017 Aug] 
*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]