نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها!
تقی روزبه

 

ترکیه وارددوره تازه ای از بحران های بزرگ می شود!

با این گزاره معروف آشنائیم: جنگ ادامه سیاست است به شکلی دیگر. می توان همین عبارت را درمورد کودتا هم بکاربرد. وقتی کودتا کاربرد پیدامی کند که در کشاکش و منازعه درون و پیرامون ساختارقدرت، وفاق حول تقسیم قدرت و منافع بهم می خورد و راه های معمول دادوستد و چانه زنی مسدودگشته و هریک از رقبا با استفاده از زور و خشونت بفکرحذف دیگری می افتد. درچنین شرایط انفجاری( آنتاگونیستی ) است که توسل به کودتا و خشونت نظامی به عنوان راه حلی برای یکسره کردن آن واردمیدان می شود. در چنین وضعیتی اگر کودتا شکست به خورد هم چون بومرنگی با شتاب زیاد به سمت پرتاب کننده کمانه می کند و به یک باخت بزرگ و به کودتائی معکوس در دستان رقیب تبدیل می شود. در ترکیه آن چه را که کودتاگران نتوانستند انجامش بدهند-حذف رقیب-، هم اکنون اردوغان بشکل بیرحمانه ای در موردمخالفان بکارگرفته است. هدف های تصفیه و دامنه سرکوب به سرعت گسترش یافته و با دهها هزار جنبه توده ای یافته است. رجب اردوغان مثل هرقدرت یکه تازی که فقط جلوی دماغ خود را می بیند مدعی حل بحران است، اما در واقع مشغول شخم زدن و پاشیدن بذرهای تازه در مزرع آن است. 

 

1-کودتا یا ضدکودتا؟!

کودتا البته ساختگی و تأتری نبود که صرفا با اراده یک طرف منازعه-اردوغان- به نمایش درآمده باشد، اما  این نیز واقعیت دارد که مدت ها قبل از وقوع کودتای نافرجام، این او بود که خیزبزرگی را برای یک دست کردن قدرت، حذف رقبا و قدرت های موازی، تصفیه وسیع ارتش و دستکاه قضائی و دادستان ها و دیگرنهادهای قدرت و نیز علیه نفوذ رقیب اش«جنبش خدمت» فتح اله گولن در نهادهای موازی، برداشته بود. آن چه که بلافاصله پس از وقوع کودتا تحت عنوان تصفیه ها و بازداشت های بسیار گسترده و عزل از مناصب از قضات و ارتش وشاغلین و صاحب منصبان غیرخودی تا استادان دانشگاه و آموزگاران مدارس و  و کارمندان معمولی جریان دارد، تصیم و لبست بلندبالائی نبودند که یک شبه گرفته و تهیه شده باشند. برعکس ابعاد و سرعت عمل دولت، پرده از برنامه از قبل تدارک یافته برمی دارد که با شکست کودتا به بسرعت در دستورکارقرارگرفته است. کودتاگران احتمالا با وقوف به آن و برای مقابله با«شبه کودتای»دولتی احتمالا در اجرای کودتا عجله و پیشدستی کرده و به بدون آمادگی و تدارک و لازم به تله "واکنش زودرس" افتادند. نباید فراموش کرد کسی که بر قدرت سواراست، هیچ گاه اقدام خود را کودتا نمی خواند، او سخت ثناگوی قانون می شود و این همان ژستی است که اردوغان گرفته است. سوای خطاهای فنی و تاکتیکی کودکنندگان ارتشی، ارزیابی و محاسبات عمومی آن ها از وضعیت و توازن نیروها-که اهمیت استراتژیک دارد- نیز نادرست بود: تصورشان این بود، در شرایطی که جامعه از سیاست های شکست خورده دولت اردوغان ناراضی است، و ارتش هم بدلایل مختلف از دولت ناخرسند است، جنگ داخلی جریان دارد و جواحساس عدم امنیت در جامعه  بدلیل عملیات متعددتروریستی در حال گسترش است، و دشواری های اقتصادی ناشی از این سیاست ها (مثل بحران توریسم ) بر این نارضایتی ها دامن می زند، و قدرت های بزرگ هم اعم از اروپا و آمریکا و حتی روسیه از سیاست های اردوغان و اردوغانیسم، چندان راضی نیستند؛ یک کودتا توسط ارتش وفادار به ناتو، آن هم با شعارهائی چون صیانت از دموکراسی و حقوق بشر و شبه سکولاریسم و...  می تواند موفق به جلب حمایت گسترده مردم، دستگاه عریض و طویل ارتش، و جلب حمایت ضمنی قدرت های بزرگ بشود که  نادرست از آب درآمدند. در شرایطی که کودتاگران مراکزحساسی چون رادیو و تلویزیون و فرودگاه ها ... را اشغال کرده بودند و قصددبازداشت او را داشتند، دولت اردوغان با استفاده از شبکه های اجتماعی و با بسیج بدنه اجتماعی خود برای حضوردر خیابان ها، و با بهره برداری از حساسیت عمومی جامعه نسبت به کودتا و اوضاع فوق العاده امنیتی-نظامی، توانست به سرعت کنترل اوضاع را بدست گیرد. ماهیت کودتاگران و اهداف  آن ها نمی توانست انگیزش مثبتی در جامعه ایجادکند. در اصل کودتا اقدام از بالای عده ای از نخبگان و صاحب منصبان نظامی است که مستلزم تعلیق و یا تعطیل روال عادی جامعه و معلق کردن حتی همان آزادی ها و دموکراسی نیم بندموجود است؛ با مقتضیات زمانه و نقش آفرینی جوامع امروزی و شبکه ها های مدنی-اجتماعی-ارتباطی خوانائی ندارد. این که در قرن بیست و یکم در کشوری چون ترکیه، عده ای قبه بردوش و خودفرمان، بخواهند به عنوان دفاع از دمکراسی و قانون اساسی و ایجادامنیت، به نیابت از جامعه پرتنش واردمیدان شوند، ولو با شعارهای چون صیانت از دموکراسی و حقوق بشرو استقرارامنیت آذین بندی شده باشند، و با این توهم و انتظار که مردم هم چون قهرمانان از آنان استقبال خواهند کرد، خودبدترین نوع استبداد و تبلورروح پدرسالاری است. و بهمین دلیل سودای موفقیت چنین کودتائی با هر محاسبه ای که بکنیم پیشاپیش محکوم  به شکست بود.حتی اگر هم  پیروز می شدند، در موج های بعدی بحران ناگزیر به عقب نشینی بودند. البته این حکم  در باره کودتاها مطلق نیست و بسته به بافت و درجه نضج و بلوغ شرایط مشخص هر کشور و هر نقطه از جهان، متفاوت است. مثلا شرایط مصر در کودتای ارتش علیه  محمدمرسی با شرایط ترکیه متفاوت بود. در مصر از یکسو هنوز قدرت اسلام سیاسی نوپای مرسی تثبیت نشده بود و از سوی دیگر اعتراض سراسری در مقیاس ملی علیه آن شکل گرفته بود، که کودتای ارتش و السیسی (در قامت پینوشه مصر) در چننین بستری و با بهره برداری از آن به نتیجه رسید؛ که با چندپارگی فضای سیاسی و ساختاری قدرت و توازن قوای رقبا در ترکیه متفاوت بود. گواین که کودتا در ترکیه پیشینه داشته و باصطلاح کشوری کودتاخیز محسوب می شود، اما تعمیم گذشته به حال و تحولاتی که در طی چندین دهه در ترکیه و جهان صورت گرفته است و دست آوردهائی اقتصادی و رفاهی که در دوره نخست حاکمیت حزب«عدالت و تؤسعه» صورت گرفت، اشتباه بزرگی است. سوای روح زمانه که کودتا را اساسا به یک تحول ضدتاریخی و بازگشت به گذشته تبدیل کرده است، شرایط عینی توفیق یک کودتا که دوقطبی شدن جامعه ناراضی و ضعف و ناتوانی جنبش برای اقدام مستقیم و وجودیک ارتش نیرومند ناراضی که سران آن حامی کودتا باشند، از شروط پایه ای و لازم هرکودتای موقفیت امیزی است که در ترکیه جمع آمدآن ها وجود نداشت.

 

2-دعوا و جدال در حقیقت دعوا در میان بالائی ها و شاخه های مختلف یک تنه اسلام سیاسی با قرائت های مختلف در ترکیبی با  ناسیونالیسم (از یکسو ملهم از دوران امپراطوری عثمانی و از جانب دیگر در همسازی  با ناسیونالیسم کمالیسم و ارتش) حول هژمونی، تقسیم قدرت و تخصیص منافع بیشتر بود. بهمین دلیل ربطی به تضادها و معضلات و مطالبات پایه ای جامعه نداشته و جز غبارآلودکردن و آشفتن صف مردم، صف کارگران و زحمتکشان و جنبش زنان و روشنفکران مترقی، بر پایه تعمیق دموکراسی و عدالت اجتماعی، در برابربالائی ها نیست. اصل بحران از خیز اردوغان برای تصرف کامل قدرت و حذف قدرت های به گفته وی موازی که بزعم وی موردحمایت دولت های غربی هم هستند نیست. بنابرای منشأ اصلی بحران خطرگسترش اقتدارگرائی و از دست رفتن همین دست آوردهای نیم بنددمکراتیک موجود در ترکیه است. کودتا نه فقط در صورتی که پیروز می شد آبی برای دموکراسی گرم نمی کرد، بلکه حتی با شکست خود ، هم چون نعمتی بادآورده فرصت بی همتائی را برای تاخت وتازدولت اردوغان برای پیشبرداهداف ارتجاعی و ضددموکراتیک اش فراهم آورده است. غلیان بدنه اجتماعی عموما واپسگرا و بسیج شبه فاشیستی به وی امکان بوجودآوردن نهادهای نیرومند نظامی و امنیتی و سیاسی و اجتماعی موازی و وابسته به خود  را فراهم ساخته است. شعار حذف دولت موازی، به معنی یکدست کردن قدرت سیاسی، تصفیه رقبا و بی اثرکردن اختیارات قوای دیگر در برابر قوه مجریه و رئیس جمهورمقتدر، سرکوب و محدودکردن آزادی ها و سودای برقراری مجازات اعدام، دستورکارجدیداردوغان در دوره جدیدحکمرانی اش را تشکیل می دهد. سخن وی که «همه نهادهای کشور را از ویروس حامیان کودتا پاک می کنم» نشان دهنده عزم اوست. کودتای شکست خورده و واکنش های هسیتریک در برابرآن، هم چون نیشتری برپیکرجامعه زخمی ترکیه فرودآمده و شکاف های عمیق آن را بویژه با فعال کردن بخش های خفته و واپسگرا، بیش از پیش به روی صحنه اجتماع  و سیاست می کشاند.  باین ترتیب مردم ترکیه و درجه بلوغ و رشد و آگاهی جامعه در برابرآزمون بزرگی قرارگرفته است!.

 

3- حیات سیاسی اردوغان هم چون شاخه و گونه ای از حاکمیت اسلام سیاسی به دو دوره تقسیم می شود: دوره شکوفائی که با رشدنسبی اقتصادی و سیاسی همراه بوده است ( و نفوذاردوغان هم مربوط به همین دوره است) و دوره افول و انحطاط که از مدتی پیش با صف آرائی گسترده بخش های مهمی از جامعه در برابراقتدارگرائی، افزایش منازعات درونی و جنگ داخلی و سرکوب و عدم امنیت، افت روندرشداقتصادی و نیز شکست سیاست خارجی و منطقه ای دولت و تشدیدکشاکش با متحدین جهانی خود همراه است. در این رابطه سرنوشت او جدا از سرنوشت کلی جنبش اسلامی و افول این پارادایم  درمنطقه نبست که البته ترکیه خودویژگی های خود را دارد.

 

4- عروج اقتداراردوغان در فازجدید و سودائی که او دنبال می کند، درعین حال با چالش های بزرگی همراه است: ازیکسو با مقاومت جامعه مدنی فعال ترکیه و نیز با بخش های مهمی از کارگران و زحمتکشان و روشنفکران و جنبش زنان مواجه است، و از سوی دیگر اقتداریک جانبه و یکه تازی او با مخالفت آمریکا و قدرت های بزرگ اروپا همراه است. چنان که دولت فرانسه اعلام داشته محکوم کردن کودتا به معنی چک سفید به سرکوب ها و تصفیه ها نیست، اتحادیه اروپا هشدارداده که با برقراری مجازات اعدام ورود ترکیه به اتحادیه اروپا منتفی می شود. دولت آمریکا نیز هشدارداده است که شرط حضورترکیه در ناتو رعایت موازین دموکراسی است. گرچه این ها  بیشترتهدیدهای زبانی هستند تا عملی، چرا که آنها به این سادگی از موقعیت ممتازترکیه در استراتژی جهانی خود صرفنظر نخواهند کرد؛ اما نشان از نارضایتی و افزایش فشاراست. از سوی مقابل هم نخست وزیرترکیه اعلام کرده است که ترکیه با دولت هائی که از گولن حمایت می کنند در حالت جنگ است! دولت به جد خواهان استرداداو از آمریکا به ترکیه است که از جهتی شباهت به حضورشاه در آمریکا پس از انقلاب اسلامی و بحران ناشی از آن دارد. بهرحال ترکیه وارددوران پساکودتا با خصایص و ابعادجدیدی از بحران می شود.

در این میان دولت جمهوری اسلامی هم با توجه به اهمیت ترکیه در تحولات و صف آرائی های منطقه و به عنوان کشورمهمی که در همسایگی ایران قرار دارد، نسبت به کودتا و وقایع آنجا حساس بوده و شورای امنیت کشور تحولات آن را همچون یک موضوع فوق العاده حساس رصد کرده است. با توجه به نقش ارتش و حامیان گولن دراین تحولات و با عطف به مواضع آن ها نسبت به جمهوری اسلامی و نقش آن در منطقه- گولن پیشتر جمهوری اسلامی را متهم به دامن زدن منازعات شیعه و سنی کرده و به دولت اردوغان هشدارداده بود- و بدلیل آن که بهرحال گولنیسم واسلام سیاسی او در قیاس با اسلام اردوغانی با تسامح و تساهل بیشتر و رادیکالیسم کمتر همراه است (  جنبه سکولاریستی آن  بیشتراست) و با دولت های غربی نیز همسازتراست، و مهم تر از همه، برای تشویق ترکیه به فاصله گرفتن از ائتلاف عربستان و اتخاذ رویکردنرم تر نسبت به دولت سوریه، با سرعت به محکوم کردن کودتا پرداخت و خواهان آن است که دولت ترکیه دشمنان و دوستان واقعی خود را بهتر بشناسد!.

 

5- اگر شکست کودتا، موجب بهم ریختن یا آشفتن صفوف دوست و دشمن گشته و به تعرض گسترده اردوغان منجرشده است؛ به نظر می رسد در شرایط جدید مهم ترین مسأله جنبش آزادیخواهی و عدالت طلبی، تفکیک صفوف جنبش ترقی خواهی از صفوف حامیان دولت است که در جریان وقایع اخیر در همسوئی با محکوم کردن کودتا ( ازجمله اطلاعیه مشترک همه احزاب) و بهره برداری دولت از آن مخدوش شده است. بطورکلی در لحظات اشباع و لبریزشدن بحران و چرخش های سرگیجه آوراوضاع، خطر بهم ریختن مرزهای دوستان و دشمنان واقعی افزایش می یابد. از این رو تفکیک به موقع دشمنان اصلی وفرعی  توسط نیروهای آگاه جامعه و اشاعه گفتمان معطوف به آن واجداهمیت است. هشیاربودن نسبت به کمانه کردن سرکوب حاکمان علیه جنیش و روشن گری پیرامون برنامه اردوغان در دوره پساکودتا، و برافراشتن پرچم مقاومت برای خنثی کردن تعرض نوین ارتجاع حاکم از اهمیت بسزائی برخورداراست. در کنارآن البته می توان و باید ماهیت و اهداف ارتجاعی و غیرمردمی کودتاگران و صاحبت منصبان ارتش و یا اهداف جماعت«جنبش خدمت» نیز افشاء شوند. اتحادصفوف جنبش کارگران، جنبش زنان و  جنبش مقاومت کردها و روشنفکران مترقی حول آزادی و عدالت اجتماعی و علیه اقتدارگرائی ، مهم ترین مسأله کنونی است.

قدرت های بزرگ با وجوداهمیت ترکیه در ناتو و درجبهه ائتلاف علیه داعش و برخوردمحتاطانه با آن، در عین حال نگران رشداقتدارگرائی یک جانبه اردوغان و  تصفیه ها و تعرض او به صفوف مخالفان هستند. و این در حالی است که متقابلا دولت ترکیه خواهان استردادفتح اله گولن از آمریکا شده و نخست وزیر گفته است که ترکیه با دولت هائی که از گولن حمایت می کنند درجنگ است!.

 

سخن پایانی و یک نتیجه:

عصرکودتاها اساسا سپری شده است و کودتا برای پاسخ به بحرانی که جامعه ترکیه در آن درغلطیده، بیش از آن که از نیازها و مطالبات و شرایط واقعی جامعه و توازن قوای موجود سرچشمه گرفته باشد، از نوستالژی اقتدارگذشته ارتشی بزرگ و پرآوازه  و بیمناک  به از دست دادن امتیازات و اقتدارات خود سر چشمه گرفته است. کودتا پاسخ به بحران نبود اما نشانه بحران چرا. هم اکنون شاهدغسل تعمیدیکی از ارتش های بزرگ ساخته و پرداخته آمریکا در مقیاس منطقه و حتی جهان، در کشوری که با موقعیت استراتژیک و ارتش نیرومند و وابسته به ناتو و غرب مشخص می شد، توسط دولتی ناهمساز و با رگه های نیرومندی از واپسگرائی هستیم که سوای خودویژگی های محلی، در کنه خود نشأت گرفته از بحران فراگیرجهانی است که محصول انکشاف جهانی سازی سرمایه که رشدناموزون، تبعیض آمیز و سرکوبگرانه از خصایص ذاتی آن است و بویژه منطقه خاورمیانه از کانون های داغ آن است. بحران مهاجرت و جنگ و زیست محیطی  بخشی از پی آمدهای ان است. در بازخوردبحران امروزه حتی شاهدکمانه کردن آن در خودکشورهای متروپل و اصلی سرمایه داری در قالب بحران دولت- ملت ها، خارجی ستیزی و عروج جریانات شبه فاشیستی در مقیاس جهانی هستیم.

 تمرکز بیش از  پیش قدرت و سیاست هائی که دولت اردوغان دنبال می کند، باصطلاح در چهارچوب نبوده و لاجرم به مذاق دولت های غربی نیست بدون آن که با واکنشی درخورمواجه شود، که خود حکایت گربحرانی است که نظم حاکم بر جهان و دولت های بزرگ با آن دست بگریبانند. باین ترتیب بحران ترکیه در عین حال، به عنوان حلقه ای از بحران جهانی دارای وجه منطقه ای و جهانی است. آیا دولت های غربی و در رأس آن آمریکا هم چنان تماشاگرفروپاشی یا تضعیف شدیدارتش نیرومندی که در طی سالیان دراز ساخته و پرداخته اند خواهند بود؟ یا به فکرمداخله فعال تر و مؤثرتری برای کنترل تحولات داخلی این متحدمهم خود بر خواهند آمد؟.

2016.07.20 -  30.04.1395

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟
*موسیقی به دار!‏
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند»
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها!
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟!
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق!
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن!
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق!
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو!
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت!
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر!
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی!
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟!
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند!
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط!
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن!
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی!
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها!
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟!
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم!
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد!
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟!
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی»
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها!
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای!
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم!
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن!
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم!
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها!
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون!
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی!
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد!
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟!
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط!
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی!
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی!
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد!
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"!
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟!
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟!
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید!
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟!
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟!
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم!
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک
*خودکامگی در اوجی تازه!
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟!
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟!
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده!
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم!
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی!
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست!
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم!
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی!
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی!
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی»
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی
*خاورمیانه و بحران زایمان!
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها!
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید!
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!
*جنبش لغواعدام و گام های تازه!
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان!
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!*
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم!
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه!
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟!
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول)
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه!
*پرده برداری از یک هیولای واقعی!
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی!
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ!
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی!
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»!
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی!
*آن چه که در صد روزاول روشن شد!
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن!
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید!
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل!
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد!
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها!
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد!
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی!
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای!
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها!
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»!
*یک پیروزی دیگر!
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی!
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67!
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک!
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن!
*بحران بازتولید و کابینه نجات!
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟!
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن!
*نقش شبح تحریم در"انتخابات"
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"!
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2)
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام!
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت!
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر!
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش!
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟
*در پاسخ به دو انتقاد
* سازها راباید دوباره کوک کرد!
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»!
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟!
*درددل حضرت آقا!
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی!
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها!
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند!
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول)
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟*
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد:
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط!
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود!
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی!
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1)
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا!
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی!
*منشورها و بازارمکاره سیاست!
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی!
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟
*طناب دار بر گلوی دموکراسی!
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ *
*یک استدلال و هزار اما و اگر
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود!
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده!
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری!
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا!
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها!
*چگونه سالی ؟!
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت!
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم!
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید»
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است!
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی!
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره!
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی!
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش!
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی!
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟!
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی
*میراث خمینی برای جانشینان خود
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان!
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان!
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"!
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی!
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟
*جنبش با کدام گفتمان ؟
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان
*یک نافرمانی باشکوه!
* آزمون جنبش زنان درمقابله با
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب!
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی!