نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن!
تقی روزبه

 

در آستانه همه پرسی بریتانیا پیرامون خروج (برگسیت) یا ماندن در اتحادیه اروپا هستیم و اینک شمارش معکوس آن شروع شده است. با این همه نقطه پایان شمارش آراء، صرفنظر از این که نتیجه چه باشد، بسودماندن یا خروج از اتحادیه، سوای تأثیرات مقطعی و البته متفاوتی که هرکدام می تواند در جهت افزایش یا کاهش بحران داشته باشد، اما هیچ کدام حاوی پاسخی قاطع به بحران ساختاری، چندجانبه و جهان شمول، اعم از اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و زیست محیطی که سال هاست نظام سرمایه داری و همراه با آن بشریت و محیط زیست با آن مواجه شده  نخواهد بود. بریتانیا البته یونان نیست که ترویکا بتواند به سادگی آن را مچاله کند. با داشتن اقتصادپنجم دنیا و دوم اروپا و پایتخت مالی جهان و به عنوان قدرتی صاحب نفوذ در ژئوپلتیک جهان، سازمان ملل و اتحادیه اروپا؛  یکی از حلقات مهم زنجیره جهانی سرمایه داری است که بازتاب تکانه های بحران در آن  بسی فراتر از مرزهایش می رود. بهمین دلیل پیش لرزه های آن از مدت ها قبل درسطح اروپا و نیز در مقیاس جهانی قابل لمس بوده است: بطوری که  لیره استرلینگ به کمترین میزان ارزش خود در برابریورو، در طی هفت سال گذشته رسیده و صندوق بین المللی پول بخاطرنگرانی بازارسرمایه و محتاط شدنش، ناگریزگشته که ارزیابی قبلی خود از نرخ رشداقتصادجهان را کاهش بدهد. دامنه این سقوط به گمان شماری از اقتصاددانان و نیز صندوق بین المللی پول در فردای خروج با افت 20 تا 30 درصدی همراه خواهدشد. حتی بدبین ترها این رقم را  تا 40 درصد عنوان می کنند. افت ارزش پول به معنی گران شدن قیمت کالاهای وارداتی و کاهش قدرت خرید و مصرف و سرمایه گذاری بین المللی است و حتی خطراز دست دادن موقعیت لندن به مثابه پایتخت مالی جهان نیز وجوددارد. نشست سالانه سران هفت کشورصنعتی جهان در بیانیه پایانی خود، خروج بریتانیا را تهدیدجدی برای رشداقتصادی جهان و سرمایه گذاری واشتغال دانسته و با چنین پیامی به شهروندان بریتانیائی هشدارمی داد که به خروج از اتحادیه رأی منفی بدهند. تقریبا تمامی زمامداران مهم غرب و نهادهای اقتصادی، از اوباما تا مرکل و...  و از رؤسا و نهادهای مالی واقتصادی مهم اتحادیه اروپا و جهان از جمله صندوق بین المللی پول تا بانک مرکزی انگلیس و بانک فدرال رزروآمریکا، و دهها مؤسسه تحقیقاتی و یا کسانی چون بیل گیتس و... علیه خروج موضع گرفته و از هزینه های دهها میلیاردی، تشدیدبیکاری و تورم و کاهش رشد و تحمیل یک دوره انتقالی پرهزینه برای بریتانیا سخن گفته اند. دامنه این نوع مداخلات و هشدارها تا حدی بوده است که صدنماینده محافظه کارمجلس بریتانیا با نوشتن و ارسال نامه ای به سفارت آمریکا نارضایتی خود را از سخنان رئیس جمهورآمریکا ابراز داشتند (اوباما در سخنان و نیز در مقاله ای که نگاشته بود، خروج  را نادرست و به ضررکشورانگلستان دانسته و حتی گفته است که با این تصمیم بریتانیا از صف اول اولویت های اقتصادی و معاملات تجاری با آمریکا که طبعا اتحادیه اروپا خواهد بود به ته صف می رود!. دامنه این نوع هشدارها و حتی تهدیدهای ضمنی شهروندان بریتانیا، توسط کامرون از این هم فراتررفته و شامل هشدار نسبت به کاهش قابل توجه منابع مالی مستمری بگیران بازنشسته و خدمات ملی و بهداشتی نیزگشته است. باین نوع هشدارها، ادعای خطراز هم پاشیدن کشوربریتانیا (جداشدن اسکاتلند که سخت خواهان ماندن در اتحادیه است) و تضعیف اتحادیه اروپا و افزایش روندگریز از مرکز، و حتی خطرفروپاشی اتحادیه اروپا را هم باید افرود: به عنوان مثال، آن گونه که  وزیرخارجه سوئد آن را واقعه ای که نهایتا موجب فروپاشی اتحادیه خواهد شد خوانده... . و یا در سوی مقابل رهبرحزب استقلال انگلستان از این هم جلوتر رفته و مدعی شده با شکست حزب دموکرات و حاکم ایتالیا در انتخابات شهرداری ها از جنبش 5 ستاره - بویژه در شهررم- فی الواقع این فروپاشی آغازشده است و در صورت پیروزی همه پرسی  23 ژوئن در انگلستان، واردمرحله تازه ای خواهد شد.

 

با این همه،علیرغم این گونه هشدارها و کمپین های تبلیغاتی طرفین، از جمله کمپین هائی چون فراخوان صدها هنرمند و یا 13 برنده نوبل نسبت به لطماتی که  با خروج متوجه شکوفائی عرصه هنر و فرهنگ و پژوهش های علمی خواهد شد؛ هم چنان کفه موازنه هردوطرف بهم نزدیک است. حتی  برطبق آخرین نظرسنجی های قبل از ترورنماینده مخالف خروج در مجلس انگلستان، تعدادحامیان برگسیت بر حامیان ماندن فزونی گرفته بود. گرچه اکنون بنطر می رسد انجام ترورتراژیک نماینده زن مجلس، آن هم در مقطع شروع شمارش معکوس رفراندوم، تأثثرمنفی بر روندفوق گذاشته باشد. ناگفته نماند که این نوع نظرسنجی ها، خود در عین حال یکی از ابزاری های تأثیرگذار و جهت دهنده به افکارعمومی و آراء مردم، بخصوص کسانی که هنوزتصمیم نگرفته اند، نیزهست. اما بطورکلی از آنجا که جامعه به دو قسمت تقسیم شده و میزان آراء هردوطرف بهم نزدیک است و  بدلیل آن که حدود13 درصد هنوز تصمیم نهائی خود را نگرفته اند، پیش بینی قاطع  نتیجه همه پرسی برای ناظران دشوار است. آن هم در شرایطی که حتی جابجائی اندک رویکردها، که ممکن است  تحت تأثیرلحظه های دراماتیک و پرالتهاب پایانی صورت گیرد، می تواند در کسب نتیجه تعیین کننده باشد. این را هم باید افزود که  با توجه به نقش فرادست نهادهای حاکم و امکانات  گسترده و مهم تبلیغاتی آن ها، رویکرددولت ها و نهادهای فرادست، بازار و بانکها و غول های صنعتی و بازرگانی و مالی که در وجه غالب مخالف خروج هستند، قاعدتا با بکارگیری دهها ترفند مرئی و نامرئی و تأثیرگذار بر افکارعمومی، و تا جائی که در توان دارند اجازه نخواهند داد که بقول خودشان پوپولیسم، آب سردی در آش هفت جوش جهانی سازی آن ها، آنهم در حلقه مهمی از زنجیره نظام سرمایه داری، بریزند و رشته های بافته شده را پنبه کنند! لذا با قیداحتیاط می توان گفت که اولیگارشی سیاسی و مالی حاکم براتحادیه اروپا و جهان، تا آن جا که در توان دارند و بهر قیمت شده اجازه وقوع چنان سناریوئی را نخواهند داد! بدان دلیل محتاطانه، که در شرایط بحران با قطعیت نمی توان سخن گفت و همواره امکان از دست دادن مهاراوضاع و ناتوانی در مدیریت بحران به عنوان یک شق وجود دارد.

 

نباید فراموش کنیم که در بیانیه آخرین نشست سران هفت کشورصنعتی جهان ( که توسط دولت انگلیس هم  تصویب شده) تأکیدشده است که سران کشورها توافق دارند که باید با هر مانع در مقابل گسترش بازارآزادسرمایه و با هرگونه سیاست های حمایت گرایانه و ملی گرایانه در برابرآن مبارزه کنند (نقل به مضمون). تأکیدسران برهمان سیاست هائی است که همه استانداردهای زندگی و زیست محیطی را تابع سود و حرکت سرمایه می کند. هم چنین، موافقت پیشاپیش اتحادیه اروپا با دادن امتیازاتی به دولت انگلستان به عنوان عضوی با موقعیت ویژه، بیانگرعزم آن ها برای حفظ انگلستان در این بلوک اقتصادی است. با این همه همانطور که اشاره شد، وقتی نارضایتی انباشته می شود و جامعه قطب بندی می گردد، هیچ چیز قطعی بنظر نمی رسد. مهم آن است که این نارضایتی ها بتوانند بجای سرریزشدن به باتلاق های سترونی چون ملی گرائی و کنترل مرزها، که بخشی از مخالفان ماندن، بخصوص شبه فاشیست ها هم چون نوش داروی نجات از آن سخن می گویند، در بستررهائی از سیطره مناسبات سرمایه داری و تنگناهای ساختاری آن کانالیزه شوند.

 

نارضایتی انباشته شده درجامعه انگلستان به عنوان یکی از حلقه های مهم و کلیدی در زنجیره سرمایه داری، علیه سیاست ها و روندهای حاکم و احزاب و ساختارهای سنتی قدرت، مثل بسیاری از نقاط دیگرجهان بدلیل سیل تبلیغاتی که جز وارونه کردن حقایق وظیفه دیگری ندارند؛ به حدی است که عملا جامعه و بخش های وسیعی از کارگران و زحمتکشان را تحت تأثیرخودقرارداده و صفوف آن ها را  دو بخش حامیان و مخالفان تقسیم کرده است. دامنه این چالش ها به درون احزاب حاکم هم کشیده شده و در میان حزب محافظه کار تقریبا بین مخالفان و موافقان موازنه برقراراست و در این مورد یک سیاست رسمی تمام حزبی وجودندارد، در موردحزب کارگر هم گرچه موضع رسمی آن دفاع قاطع از ماندن است ( به همراه وعده سرخرمن رفرم هائی که می توان در اتحادیه به عمل آورد)، اما در صفوف آن نیز نه فقط مخالفان ماندن وجوددارند، بلکه مهم تر از آن در پایگاه اجتماعی آن و از جمله در میان کارگران، تعدادمخالفان اتحادیه کم نیستند و شمارزیادی براین باورند که تن دادن به مقررات اتحادیه بر ثبات و درآمدشغلی آن ها تأثثرمنفی گذاشته است و اقتصادانگلیس و تعدادمشاغل بدون حضوردر اتحادیه از رونق و امنیت بیشتری برخوردارخواهد شد. باین ترتیب خطر دوشقه شدن حزب کارگر در صورت پیروزی خروج در همه پرسی جدی است.

 

ریشه های اصلی بحران  و پاسخ های انحرافی!

در خلال تبلیغات طرفین و بیش از همه توسط گفتمان قدرت های مسلط، و نیز از سوی ملی گراها و شبه فاشیست ها، آگاهی های کاذب و دست کاری شده  از ریشه ها و علل بحران داده می شود و برپایه آن ها سعی می شود که از طریق سیل تبلیغات راه حل های موردنظرخود و سرمایه داران را در ذهن جامعه حک کنند. ویژگی همه این نوع ریشه یابی ها، تقلیل بحران به برخی از عوارض و پدیده های جانبی و قطب بندی جامعه حول آن هاست که هدفی جز پوشاندن عوامل اصلی و ریشه ای بحران ندارد. سؤال ماندن و یا نماندن برخاسته از همین گونه تقلیل گرائی است. در حقیقت هم میان مخالفان و هم موافقان، گرایش های گوناگونی با محتواها و اهداف و جهت گیری های متفاوت و چه بسا متضاد وجود دارند که با دوگانه سازی و طرح پرسمان ماندن یا نماندن، مات و بی چهره می گردند.

 

از آنجا که در یک نوشته نسبتا کوتاه نمی توان به همه جوانب آن پرداخت، در این مجال  تنها به برخی از مهم ترین آن ها می پردازم:

 قبل از هر چیز لازم است که به تصدیق این واقعیت مهم به پردازیم که از هر مننظری که به مسأله نگاه کنیم، قابل کتمان نیست که در خودجوامع غربی و کشورهای پیشرفته سرمایه داری ما با نارضایتی گسترده و انباشته شده ای نسبت به اوضاع، و علیه سیاست ها و روندهای حاکم، احزاب و سیاستمداران سنتی و مشخصا علیه سیاست ها و نهادهای تحادیه اروپا و بقولی ابردولت نشسته بر فرازدولت- کشورهای تهی شده از قدرت تصمیم گیری در باره سرنوشت خود، و فاقدارتباط با مردمان گوناگون ساکن در کشورهای اتحادیه مواجهیم. سیطره نهادها و قدرت انتزاعی و بیگانه با جامعه گسترده اروپا و خودفرمانی که مشرف بر زندگی تک تک افراداتحادیه است، دردمشترکی است که بسیاری از شهروندان اتحادیه آن را با گوشت و پوست خود لمس می کنند، گواین که در  نحوه بیان اعتراضی خود و مواجهه با آن رویکردهای مختلفی نداشته باشند. نه فقط این نارضایتی گسترده در انگلستان علیه اتحادیه و سیاست های حاکم برآن وجود دارد، بلکه بر اساس نظرسنجی در فرانسه هم  بیش از نیمی از جامعه خواهان برگزاری چنین رفراندومی هستند. در ایتالیا هم نزدیک به نیمی  خواهان خروج از اتحادیه می باشند، و همین احساس بدرجات متفاوتی در میان دیگراعضاء اتحادیه هم وجود دارد.

 

دو پایه اصلی بحران

سوداندوزی وانکشاف جهانی ناموزون و یک جانبه سرمایه!

1- در تحلیل نارضایتی انباشته شده قبل از هرچیزشاهدردپای نحوه جهانی شدن سرمایه ( و جهانی سازی آن) هستیم که مبتنی بر حرکت آزادسرمایه، کالا، و نیروی کار(ارزان)،  تؤسعه ناموزون و تبعیض آمیز است. سرمایه ای که بدنبال نرخ سود بالاتر و تبدیل همه عرصه های زندگی به کالا و رونق دادن به بازارمصرف؛ مرزها و حوزه های اقتدارهمه کشورها را درهم می نوردد. در این نبردوانفسا و تنازع بقائی که هردم جریان دارد، ماهی های بزرگ تر ماهی کوچک تر را می بلعند و لاجرم نوعی احساس بلعیده شدگی و اشغال شدگی، از دست دادن آزادی و قدرت انتخاب، سلب هویت و تحمیل هویتی دیگر، هراس مستمرناشی از بی امنیتی شغلی  و سرگیجه ناشی از تغییرشتابان شرایط زیستی و پیرامونی که در آن محاطیم، روزو شب را با این بیم بسربردن که هر لحظه ممکن است توسط این یا آن موج بلندطوفان به حاشیه پرت شویم و ترس از بی پناهی؛ همه و همه برخاسته از این نوع انکشاف جهانی شدن و احساس نداشتن هیچ گونه اراده و اختیاری در برابرآن است. در واقع سرمایه جوهرمناسبات بیگانه با جوامع انسانی  و با طبیعت را که در ذات خودنهفته دارد، بهمراه جهانگیرکردن خود جهانی ساخته و به اوج تازه ای می رساند. بیهوده نیست که در بحبوحه این گردبادهای سرگیجه آور، افسون هائی چون چون کنترل مرزها، اولویت"منافع ملی"، و یا نشانه گرفتن انگشت اتهام به سوی مهاجران و پناهندگان هم چون شر و عامل اصلی بحران- کسانی که خود از قربانیان و از جاکنده شدگان توسط همه همین گردبادها هستند- خریدار پیدامی کند. عجیب نیست که این گونه جهان گستری سرمایه که حاصلش تمرکزنیمی از ثروت جهان در دستان 80 نفراست، رسوبات گذشته را به حرکت در آورد و با وعده دروغین بازگشت به "دوران شکوفائی و خوش دولت- ملت " که درعمل و در فضای جهانی شده امروز جز برافراشتن دیوار بین انسان ها و البته کوبیدن آب در هاون نیست، با اشاعه آگاهی کاذب به قطب بندی های کاذب دامن بزند (دروغین، بدان دلیل که در عصرجهانی شدن سرمایه داری، ملی گرائی در معنای واقعی و تاریخی خود به موزه سپرده شده است). تنها درسایه چنین انکشافی است که امروزه در کشوری که ترکیب جمعیتی اش بیش از هرجای دیگر رنگین کمانی از تداخل تبارها و نژادها و عقاید است (لندن 8 میلیونی شهری است که 37% آن خارجی تبارهستند و اخیرا یک پاکستانی تبار به شهرداری آن انتخاب شد)؛ شاهدبرگزاری یک همه پرسی باشیم  که درونمایه اصلی اش را کنترل کمتر یا  بیشترمرزها و مهاجران تشکیل می دهد. البته دولتمداران و رسانه های مدافع ماندن با تعمیم و برجسته کردن برخی واقعیت های فرعی و جانبی، می کوشند که ساکنین شهرهای بزرگ و اقشارآگاهتر را حامیان ماندن، و ساکنین شهرهای کوچک وروستاها را به عنوان افرادکمترآگاه حامیان خروج وانمودسازند، تا با پیشرونشان دادن خود، و در اصل پنهان ساختن صورت مسأله اصلی که همانا روند و نوع جهانی سازی توسط سرمایه داری از دیدشهروندان است، به هدف اصلی خود برای کشاندن مردم بزیرپرچم خود، نائل آیند.

 

در همین جا، در ارتباط با محورنخست، لازم است که به دو نکته مهم اشاره گذرائی داشته باشم:

- تمرکز بر نحوه انکشاف ناموزون و تبعیض آمیز سرمایه داری به معنای آن نیست که گویا سرمایه داری می تواند انکشاف موزون و بدون تبعیض هم داشته باشد. برعکس این خصیه و این نوع خودگستری نهفته در ذات وجودی سرمایه داری است، که بدون رقابت و سود و لاجرم بدون دست اندازی به همه جهان و حوزه های زندگی وبدون دامن زدن به نوعی تنازع بقاء،  قادر به ادامه حیات نیست. آن چه هم که در عمل بصورت پاره ای عقب نشینی ها  صورت گرفته یا می گیرد، بدون فشارسنگین جامعه و جنبش های اجتماعی ممکن نبوده است.

- در فرایندجهانی شدن (که باید بین آن و جهانی سازی سرمایه دارانه تمایزقائل شد) اتوپیای بازگشت به عصردولت- ملتها، بستن مرزها و ترددهای آزاد، برافراشتن دیوار و سیم های خاردار برای حفظ خلوص و هویت و حفظ منافع ویژه ناممکن است. در عصرجهانی شدن ما باهویت های پلورالیستی، چندگونگی، همزیستی و تعامل سازنده آن ها هم چون روندغالب و پیشرونده مواجهیم. از همین رو خروج فرضی انگلستان را نباید مترادف با خروج از روندجهانی شدن تلقی کرد، مناقشه صرفا برسرجایگاه و رابطه انگلستان با بلوک خاصی از این روندجهانی شدن است.

     

2- مؤلفه دوم و بزرگ دیگر خصلت ضددموکراتیک و سرکوبگرانه این نوع انکشاف و جهانی شدن است. بطوری که حتی بخش هائی از جامعه حسرت دموکراسی های نیم بندسابق را می خورند. در اصل حاصل چنین روندی، بطورمحسوسی از دست دادن قدرت مداخله و تصمیم گیری شهروندان در موردسرنوشت خود است.  بجای گسترش دموکراسی حتی آن چه را هم که قبلا داشتند از دست رفته می بینند. بجای آن شاهدعروج اولیگارشی نخبگان وغول های مالی و اقتصادی در پوشش یک دموکراسی فرمالیته و رنگ و روباخته هستند، که در آن هیچ نظارت و کنترل واقعی بر اربابان جدید وجودندارد. صاحبان این غول های اقتصادی حتی از پرداخت مالیات های مقرر و قانونی اندک خود سربازمی زنند و برای سرمایه های نجومی خود بهشت های امن  و خارج از کنترل دولت ها و شهروندان بوجودآورده اند. ادغام بیش از پیش دولت ها و بانکها و شرکت های فراملیتی، به چنان درجه ای از کمال رسیده است که عملا دولت ها را به ابزار و گارگزاران فرامین آن ها  تبدیل کرده است. دیگر جزاسکلت و چیزدندان گیری  از دولت های رفاه و کارکرددولت باقی نمانده است.

 

 اگرمؤلفه اول با انباشت بی مهابای سرمایه و حرکت ناموزون و تبعیض آمیزآن به سراسرنقاط جهان شناخته می شود، مؤلفه دوم با بحران تمام عیاردموکراسی، سلب قدرت تصمیم گیری و بی اختیارکردن شهروندان همراه است. ریشه بحران را سوای عوارض جانبی و رنگ وبوی محلی اش باید در این دومؤلفه بهم پیوسته و لارم و ملزومی که آناتومی بحران و اقتصادی سیاسی آن را تشکیل می دهند، جستجوکرد. نابودی اقتصادیات طبیعی و اشتغال زای مناطق بومی جهان، تخریب محیط زیست، افزایش رقابت و جنگ های نیابتی، انفجارپدیده مهاجرت برخاسته از این نابسامانی ها، بیکاری و بی ثباتی مشاغل، و بحران دولت- ملت ها همه و همه از تبعات جهانی شدن سرمایه و تؤسعه ناموزن و تبعیض آمیزآن سرچشمه می گیرد.

بنابراین منشأاصلی بحران را باید در سیاست های حاکم و آن نوع جهانی سازی که سرمایه داری در پیش گرفته است- و بیانیه سران هفت کشوربزرگ صنعتی جهان به دفاع از آن برخاسته است - جستجوکرد.

 

در واکنش به این بحران طیفی از پاسخ های گوناگون از شبه فاشیستی تا سوسیال دموکراتیک و تا دفاع از سیاست های موجود، بی توجه به ریشه های بحران وجود دارند که عموما پاسخ های کاذب و فراافکنانه هستند. پاسخ واقعی بدون عطف به ریشه های واقعی بحران ناممکن است. از همین رو نه فقط افشاء سیاست های حاکم و آن نوع جهانی سازی سرمایه دارانه که منشأ اصلی عمده معضلات کنونی جهان است، بلکه هم چنین افشاء آن نوع پاسخ هائی که با دادن آدرس غلط و پیش کشیدن عواملی چون نژاد و خارجی ستیزی و حراست از مرزها در برابرمهاجران و طرد و کنترل مهاجران ( که فقط شامل جهان سوم هم نمی شود بلکه ترددآزادمیان کشورهای اروپائی و از جمله آن سه میلیون نفر از شهروندان دیگر کشورهای اتحادیه که زندگی و کار در انگلستان را برگزیده اند و اکنون نگران نتیجه هم پرسی هستند را نیز شامل می شود) نیز ضرورت دارد. در مبارزه علیه سیستم حاکم، اتوپیای بازگشت به گذشته که خشن ترین و عقب مانده ترین نوع آن را امثال داعش ها نمایندگی می کنند، جز دامن زدن به منازعات قومی، نژادی و عقیدتی، بجای همبستگی، برابری و جهانی با امکان رشد و شکوفائی بدون تبعیض برای همه، درعین گونه گونی، نیست . در برابراروپای اولیگارها و سرمایه داران، مبارزه برای اروپای اجتماعی و سوسیالیستی، و علیه هرگونه دیوارکشی بر اساس رنگ و نژاد و عقیده و یا حفظ منافع ویژه اقتصادی از ملزومات رویکرد"نه" به سیاست های حاکم سرمایه جهان گستر از یکسو و سودای بازگشت به ناکجاآبادگذشته از سوی دیگر است. پیش فرض طرح سؤال "آری یا نه" به ماندن، مخیرکردن شهروندان به انتخاب یکی از دوگزینه ماندن و یا خروج ذیل دو گفتمان حاکم، که از یکسو به معنای تداوم روندها و سیاست گذاری های تاکنونی که عامل اصلی بحران و فجایع حاکم برجهان بشمارمی رود، و از سوی دیگر بازگشت به کنترل مرزها و اتوپیای اقتدارملی است. رویکردی که تصور می کند گویا با خروج بریتانیا و کنترل مرزها و دیوارکشیدن بدورخود، می توان از تاخت و تازسرمایه داری در امان بود، آن گونه که جان میجر از حامیان ماندن آن را توصیف می کند: "می خواهم کشورم را بازپس بگیرم". اما رئیس شورای اتحادیه اروپا، تصویرواقع گرایانه تری از بحران ارائه می دهد: اینک مسئولیت به گردن ماست؛ نسبت به پیگیری آرمان شهراروپائی بدون دولت ملی که برخلاف روندتاریخی است". با این وجودهیچ یک از این دولتمداران حاضر نیستند به هسته اصلی و واقعی این بحران که همانا الیگارشی سیاسی و اقتصادی نهفته در پشست سر این آرمانشهراست، اشاره کنند. بحران همه پرسی انگلستان بیانگرآن است که  شکل دادن به یک ایالات متحده اروپا، لقمه بزرگی  است که در نیمه راه  در گلوی سازندگان آن گیرکرده است!.

 

"نه" به هردو گزینه!

سؤال مطرح شده در همه پرسی مبتنی بردوگانه حمایت از وضع موجود یا خروج و بازگشت به ناکجاآباد گذشته و برافراشتن مجددمرزهای کمابیش منسوخ شده در این قاره سبز، چیزی جزمخدوش کردن صورت مسأله اصلی نیست. در حالی که صورت مسأله واقعی نه معطوف به پذیرش یا انکاراتحادکشورها و اصل روندجهانی شدن، بلکه معطوف به ماهیت و نوع جهانی شدن و جهت گیری های برخاسته از آن است. برهمین اساس حق این بود که پرسیده می شد که با کدام نوع آرمانشهراروپائی موافقید: اروپای متعلق به سرمایه داران یا اروپای متعلق به شهروندانی که سرنوشت را بدست دارند؟.

 باین ترتیب اگردوگانه سازی های کاذب و تحمیلی آری یا نه به معنی مسخ صورت مسأله واقعی و انکاررویکردسومی است که در هیچ یک از دو شق مطرح شده نمی گنجد، و اگر رویکردسوم نه مایل است که در ذیل سیاست های ویرانگرانه و فاجعه بارچندین دهه اخیر نقش سیاهی لشکر را به عهده بگیرد، و نه مایل است در سودای بازگشت به اتوپی گذشته، با ملی گرایان و مدافعان دیوارکشی شریک باشد؛ انگاه ناگزیراست با گفتن نه قاطع  به هردو آن ها، و افشای مناقشه دو رویکردی که یکدیگر را بازتولید می کنند و موجب آشفتن صفوف مردم در برابرشراصلی و یکه تازی سرمایه داران می گردند، علیه آن ها برآشوبد.

 

2016-06-22

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

* گزارش گزارشگرویژه: یک گام مهم و به جلو در مطرح شدن جهانی کشتارتابستان ۶۷ [2017 Sep] 
*جهان به کدام سو می رود-2* [2017 Sep] 
*انقلاب اسلامی و محلل هایش! [2017 Aug] 
*جهان به کدام سومی رود؟ نگاهی به چالش ها و صورت بندی آن ها [2017 Aug] 
*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]