حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول
تقی روزبه

 

جمع بندی رفیق محمدرضاشالگونی* از انتخابات 7 اسفند عمدتا به همان روایت رسمی از صحنه سیاسی و منازعات درونی حاکمیت و کشاکش جناح رفسنجانی و خامنه ای بسنده می کند و متأسفانه مشارکت انتخاباتی بخشی از مردم را، عملا معادل کنش مردم ایران موردارزیابی قرار می دهد. در حالی که خود به در اقلیت بودن شرکت کنندگان در تهران و حتی در دیگرشهرهای بزرگ باور دارد.

می دانیم که انتخابات کاملا مهندسی شده رژیم این بار از سوی رقبای جناح حاکم و شبه اپوزیسیون با برچسب"آراء سلبی" مزین گشت که هم چون یک چاشنی محرک و زورافزای سیاسی (دوپینگ) برای کشاندن بخش هائی از مردم به پای صندوق ها عمل کرد. آن سوی چهره تاکتیک رأی سلبی، "رأی ایجابی" به سیستم در یک انتخابات تماما فرمایشی و با هدف جذب مشارکت حداکثری و درهم شکستن جوتحریم و "نه" قاطع مردم ایران به حاکمیت بود. گرچه نوشته آقای شالگونی اذعان دارد که انتخابات در جمهوری اسلامی همیشه برای پوشاندن بی حقی عمومی بوده است و با این که این بی حقی عمومی در انتخابات اخیر بیش از هر زمانی نقض شد، ولی مقاله ایشان به ستایش از آن هم چون رفراندومی کارساز و قاطع علیه ولایت فقیه و شخص خامنه ای می پردازد.

 

اما وقتی نویسنده سعی می کند برای این رویکردخود مبنای تئوریک ارائه دهد تناقضات و حفره های مهمی را در استدلال خود به نمایش می گذارد، و متأسفانه از پایگان یک رویکرد رادیکال و معطوف به ریشه ها فاصله می گیرد و حتی با مفروضات خود در تقابل آشکار قرار می گیرد. لاجرم خود حاجب خویش گشته و ابطال کننده احکامی می شود که ارائه کرده است. بطورفشرده به آن ها می پردازم:

 

گزاره اول:

"شرکت و تحریم دو برخوردغیرقابل تبدیل به هم هستند و در وضعیتی واحد نمی توان از هردو آن ها دفاع کرد". چنان که مشهوداست بر مبنای این گزاره شکافی بزرگ و پرنشدنی بین این دو تاکتیک متضاد وجود دارد، اما در همان حال در تلاشی معکوس می کوشد که از میزان واگرائی و کنتراستی که این دوگانه متضادایجاد می کند، اندکی بکاهد: از یک سو نتیجه رأی و مشارکت در انتخابات را هم چون دستاوردی بسیار کارساز می داند که با هرمعیاری چونان رفراندومی بی چون و چرا و شکستی نمایان برای ولایت فقیه و سیاست های شخص خامنه تلقی می شود. از سوی دیگر چون می داند چنین دفاع قاطعی از شرکت در انتخابات کاملا فرمایشی، در تقابل با رویکردتحریم نه فقط توسط نیروهای چپ و رادیکال بلکه توسط بخش بزرگی از مردم ایران و مشخصا مردم تهران مواجه است که حتی بزعم وی ابعادآن در تهران و دیگرشهرهای بزرگ بیش از ارقام رسمی و اعلام شده است؛ سعی می کند که به نحوی از انحاء از شدت تقابل آن ها بکاهد: در پاسخ به کسانی که مدعی اند شرکت کنندگان عموما از "طبقه متوسط" بودند و زحمتکشان در ابعادبیشتری انتخابات را تحریم کردند، با توسل به برخی آشفتگی ها در معنا و شمول طبقه متوسط و هم پوشانی این مفهوم با بخش هائی از طبقه کارگر، و نیز وجود گرایش های متفاوت در هردو کمپ شرکت کنندگان و تحریم کننده گان، سعی کند از شکاف بین این دو رویکردبکاهد. البته او اینکار را با احتیاط و در حدی انجام می دهد که مبادا "به دام دفاع از دو تاکتیک همزمان بیفتد!.

 

[با این همه، وجود برخی آشفتگی ها در معنای "طبقه متوسط"، نمی تواند موجب نادیده گرفتن مشارکت فعال و جانبدارانه برخی از لایه های مرفه و ذینفع این "طبقه" از وضعیت موجود در انتخابات رژیم با هدف تقویت موقعیت بخش هائی از آن در برابربخش های دیگر گردد. این لایه سخت امیدوار است که از طریق حمایت از جناح همسازتر با بازارجهانی، می توان به سوی سرمایه داری متعارف و کمتر رانتی و  رونق اقتصادی  پیش رفت. فشارآن ها هم چون بخشی از پایگان حمایتی موسوی و کروبی در کشاندن آن ها به پای صندوق رأی کاملا مهندسی شده، که موجب بلاموضوع کردن مقاومت و لاجرم زدن چوب حراج به آن چه که سال ها بخاطرآن در حبس بوده اند گردید، بی تأثیر نبودند ].

 

 اما این تلاش ها در برابرگزاره ای که صراحت دارد در آن واحد نمی توان از هر دوتاکتیک مشارکت یا تحریم دفاع کرد، رنگ می بازد. آن چه که رفراندومی کارساز و قاطع و برآمده از رأی سلبی خوانده می شود، چیزی جز مصداق کوه موش زائید نیست که در واقعیت امر حتی یگ گام هم از انتخاب بین بد و بدتر عقب تر است. چرا عقب تر؟. برای آن که در این انتخابات فرمایشی حتی اصلاح طلبان و اعتدالی ها هم امکان حضور و لوحداقلی با مهره های برگزیده خود را نداشتند. از همین رو آن ها تنها بر روی مهره های کمابیش یک رنگی که توسط رژیم بر صفحه شطرنج چیده شده بود و شورای نگهبان بر پایه تنها منبع مورداعتمادخود، سپاه پاسداران، آن ها را احرازصلاحیت کرده بود شرط بندی کردند. انتخاب و جابجائی چند مهره کمابیش همرنگ و مشابه ، مثلا انتخاب جنایتکارانی مثل دری نجفی آبادی و ری شهری و  یا فوق مرتجعی مثل موحدی کرانی به جای جنایتکارانی چون محمدیزدی و جنتی و.... و عنوان کردن آن هم چون رفراندومی کارساز (آن هم در موردخبرگانی که تاریخا منزوی بوده و انتخاباتش رونقی نداشت)، تنها می تواند با توسل به ترفندی به نام رأی سلبی صورت گیرد. آیا خروجی این بالماسکه، بالماسکه به معنای واقعی و دائره المعارفی خود با نقاب و لباس مبدل و چهره های مات شده را، می توان رفراندومی قاطع عنوان کرد؟. اگر این شوی انتخاباتی را یک رفراندوم قاطع بنامیم، رفراندوم واقعی را چه باید نامید؟! کشاندن مردم با رأی سلبی در انتخاباتی با مهره های گزیده شده و کمابیش یک دست، بی شباهت به یک دوپینگ سیاسی و مصرف داروهای زورافزا برای القاءیک پیروزی بزرگ و کاذب در یک ُکردسته جمعی از اعتدال و اصلاح طلبان و شبه اپوزیسیون و رسانه های داخلی و خارجی، نبود!. اما محتوای این باصطلاح رفراندوم نمادین که تعویض چند چهره نزدیک به رهبر با چند چهره وفاداردیگر به او و نظام که بر کسی معلوم نیست، که آیا با رهبر زاویه ای دارند یا نه، به چه بهائی صورت می گیرد؟ یک نمونه چندش آور: موحدی کرمانی که از ذوب شدگان سینه چاک  ولایت بوده و به عنوان یکی از کاندیداهای ریاست مجلس جدیدخبرگان هم از وی نام برده می شود، و حتی از این که نامش در لیست رفسنجانی بود ابرازبرائت کرد، سخنانش در نمازجمعه تهران خطاب به زنان باصطلاح بدحجاب و توهین و تهدیدآن ها (توهین به کسانی که چه بسا بخشا به او که دارای آراءبالا بود، رأی هم داده باشند) و حمایتش از پلیس مخفی و باصطلاح نامحسوس، نمونه گویائی از خروجی این نوع رفراندوم های"قاطع" است. مهره های مجلس اسلامی هم که بیشتر به شرط بندی روی اسب لنگ و یا هندوانه قاچ نشده شاهت دارد، داستان دیگری دارد که خارج از حوصله این نوشته است. نتیجه چنین انتخاباتی جز مشروعیت بخشیدن به جناحی از رژیم و از این طریق به کل رژیم نیست. ترفندرأی سلبی و هیاهوی واهی پیرامون آن با پنهان ساختن نیمه بزرگتر حقیقت یعنی وجه ایجابی آن،صورت گرفت. رأی سلبی با چسم بستن به مهره های جنایتکار و سربفرمان دیگری از همین رژیم، بیان هم پیوندی و در عین حال اوج استیصال و سترونی است و همانطور که اشاره شد گامی عقب تر از گزین بین بد و بدتر است و بهمین دلیل راهبردی است به سوی باتلاق و کنشی ماهیتا منفعل. استراتژی معطوف به باتلاق قبل از هرچیز بنیه صف مقاومت را تحلیل برده و بر ابعاداستیصال می افزاید و جامعه را با داشتن کمترین آمادگی به هنگام سرریزشدن بحران ها غافلگیر می کند. تمرکز براین یا آن فرد را جایگزین مبارزه علیه سیستم می کند. کل این بالماسکه از سوی اصلاح طلبان و شبه اپوزیسیون حامی آن ها با راهبرد "شرکت در انتخابات بدون هیچ و قیدوشرط و تحت هر شرایطی" صورت می گیرد. چنین راهبردی همانطور که محمدخاتمی در پیامش اعلام داشت، اثبات کرد که آن ها بخشی جدانشدنی از نظام هستند. در حقیقت رأی سلبی با نازل کردن سطح مبارزه و توقع عمومی، بر بسترچنین رویکردی از هم پیوندی می توانست فرابروید!  تنها با چنین گزاره ای می توان این درجه از تسلیم و سرسپردگی را فهم کرد. البته ادعای اصلاح طلبان و کمپین بزرگ رسانه های داخل و خارج برای تشوق مردم به شرکت در انتخابات، و اتلاق نتیجه آن، به عنوان یک پیروزی بزرگ و یک رفراندوم قاطع برای پوشاندن این استصال و این هم پیوندی عجیب و غیرمنتظره نیست.

و شرکت اعتراضی بخش های از مردم برای سنگین ترکردن کفه یک جناح تغییری در سرشت اصلی این منازعه نمی دهد. غرض این نوشته هم در نقداین رویکرد قراردادن آن درجای شایسته و واقعی خود است و نه مثلا انکاررگه هائی از اعتراضی نسبت به رژیم، بویژه توسط بخشی از رأی دهندگان تهران که بقول خطیب نمازجمعه زدن پروبال رهبری بود. غرض انتقاد به نادیده گرفته شدن خصلت تناقض آمیز و سترونی این گونه کنشگری و مغفول ماندن وجه مهم ایجابی آن است که در خدمت بازسازی رژیم فرسوده و نفس تازه کردن آن قرار می گیرد. و این که چنین رویکردهائی صرفا کاریکاتور و تکرارکمیک تاریخ و آن چیزی است که در دوم خرداد76 اتفاق افتاد. علم کردن یک جبهه مصنوعی و درون سیستمی است با هدف تضعیف جبهه واقعی، و البته با حضوربخشی از جمعیت که در عین نارضایتی از وضعیت در میانه حامیان نظام و مخالفان و جداشدگان از آن، دست و پا می زند و ناگزیراست دیر یا زود جای خود را در صف حامیان اندک رژیم و یا مخالفان وسیع آن پیداکند. نباید فراموش کنیم که تلاش بی وقفه تحریم شکنان رنگارنگ در داخل و خارج، تمامی توان خود را برای اشاعه آگاهی کاذب و رونق بخشیدن به انتخابات رژیم و تضعیف جبهه اصلی مقاومتی که علیرغم گستره خود هنوز نتوانسته  است صدای رسای خود را بازتاب دهد، بکارگرفتند. و البته اعتراض و نقدی است به مجذوب شدن بیش از حدبرخی از مدعیان چپ که قاعدتا باید نگاه خود را به ریشه ها و چگونگی تقویت کنش گری علیه کلیت سیستم معطوف بدارند تا این که مسحورآن روندها و روایت های کاذب و سطحی بشوند که اربابان قدرت و دیکتاتورها رقم می زنند. طبیعی است که حیات و هستی آن ها با وارونه کردن حقیقت و رازآمیزکردن واقعیت ها و بیگانه کردن مردم نسبت به توانائی های خود گره خورده است، ولیکن در این میان مسحورشدن کسانی که مدعی دفاع از آزادی و برابری اجتماعی و مبارزه علیه کلیت سیستم هستند، نمی تواند جای تأسف نداشته باشد. چرا که می تواند بازتاب پیچیده ای از رضایتمندی نسبی و نهفته به وضعیت را در خود داشته باشد!

 

گزاره دوم!

در گزاره دوم می گوید"هیچ تاکتیکی به خودی خود قابل دفاع نیست. بسته به شرایط مشخص است که می تواند مفید یا زیانبار باشد. از آن جا که شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی به معنی گزین بین بد و بدتراست، اگر بی توجه به شرایط صورت گیرد می تواند کل رژیم را تقویت کند و در مقابل تحریم انتخابات هم بی توجه به شرایط می تواند گاهی به از دست دادن فرصت های سیاسی مهمی بیانجامد.".

 

کجای این گزاره کلی و سخت تجریدی می لنگد؟:

این گزاره آنقدرکلی و تجریدی و معلق بین زمین و آسمان است که وقتی پایش را به زمان و مکان مشخصی مثل ایران تحت حکومت جمهوری اسلامی بگذارد و بخواهدشکل انضمامی به خودبگیرد تبدیل به یک راهبردکاملا تهی از معنا و حتی گمراه کننده می شود. نوشته نه به مؤلفه های عمومی مشروط کننده این نوع مشارکت می پردازد و نه به مؤلفه های مشخصی که نشان دهد چرا مثلا شرکت در انتخابات 7 اسفند، در حکومتی که بقول نویسنده وظیفه اصلی و همیشگی انتخابات در آن، پوشاندن بی حقی مردم است  ضرورت داشته و قابل دفاع است... در این گزاره شرکت و عدم شرکت فارغ از شرایط هم ارز و بالسویه دانسته شده است، و هیچ معلوم نیست که در ایران تحت قیمومیت ولایت مطلقه شرکت در انتخابات قاعده است یا استثنائی بر قاعده، و اگر قاعده نیست تحت چه شرایطی استثنائی است؟ همه چیز شناور و پا در هوا می مانند تا بازیگران اصلی داخلی و خارجی و کمپین های رسانه ای آن ها به توانند تحت هر شرایطی برای توجیه شرکت در انتخابات فرمایشی دستاویزلازم را داشته باشند و با شعبده بازی ها و فیل هواکردن هائی چون رأی سلبی، هرچه را که بخواهند بخوردملت بدهند.

 اما چرا طرح گزاره ای این گونه کلی و خنثی در اتمسفر فشرده و ملتهبی چون فضای سیاسی ایران، که در آن تحریم شکنان فعال و ذینفعی نظیراصلاح طلبان حکومتی و حامیان شبه اپوزیسیون، تمامی هم و غم خود را برای خاموش ساختن اخگرسوزان مقاومت بکارگرفته اند، خطرناک است؟:

 

انزوای رژیم، هم چون بزرگترین دستاورد و سرمایه جنبش مقاومت!

هیچ گاه نباید از بادبرد که برای انزوای پردامنه ای که رژیم اکنون دچارش شده، چه بهای سنگینی پرداخته شده است و تا ارتقاء آن به نقطه نهائی، نقطه ای که بتوان از شرارتجاع حاکم رهاشد، جنبش مقاومت هم چنان ناگزیر از پرداخت بهاء خواهد بود.

  در این حقیقت که حکومت اسلامی و رهبرباصطلاح کاریزمایش از همان فردای انقلاب بهمن، به محض آن که از ماه فرودآمد و پا بردوش برمردم گذاشت، به مصادره انقلاب و قلع و قمع گسترده مخالفانش پرداخت، شاید کمترکسی تردید داشته باشد. یکی از عوامل مهم هموارکننده چنین تعرضی، وجود توهم و همذات پنداری گسترده ای بود که آن زمان درمیان مردم نسبت به روحانیت و حاکمان وجود داشت. با این وجود از همان لحظه، مبارزه ای بی امان بین مردم و حاکمان جدید شروع شد. یک طرف برای تثبیت قدرت خود می جنگید، طرف دیگرمردمی که رؤیاهای خود را به بادرفته می دیدند. رؤیا هائی از جنس استقلال، آزادی، رشد و عدالت اجتماعی که همگی ملاخورشده بودند. شروع چنین فرایندی به معنای توهم زدائی از سردمداران و منزوی کردن نظامی بود که مدعی بود رفراندوم نودوهشت درصدی برگزارکرده است. در حقیقت منزوی ساختن کامل رژیم، پیش شرط لازمی بود برای برای پائین کشیدن آن و زنده کردن رؤیاها. راه پیمائی بزرگ شروع شد: روشن است که مبارزه و منزوی ساختن کسی که از ماه فرودآمده باشد و بساط ولایت مطلقه برافراشته باشد آسان نبود و قبل از همه مستلزم مقاومت گسترده بخش های آگاه ترجامعه، اعم از کارگران و زنان و دانشجویان و اقلیت های مذهبی و قومی و... علیه تبعیض بود.  فداکاری و جانفشانی هزاران نیروی انقلابی و دهها هزارزندانی و شکنجه شده در جای جای کشور بخشی از این مقاومت بود. تاریخچه مقاومت وانزوای رژیم بهم گره خوره است. انزوای کنونی هرذره و هر سانتی مترش با پرداخت هزینه های سنگینی در زمانی طولانی بدست آمده است. انزوائی  که رژیم دچارش شده باید مهم ترین و ارزشمندترین سرمایه واقعی جنبش مقاومت در برابر نظام به غایت استبدادی دانست که هم چون تخم چشم باید از آن حراست کرد و بر وسعتش افزود. این سرمایه نه فقط بسترمقاومت علیه استبداداست، بلکه پیش شرط مهمی برای پیشروی و شکل دادن به یک قطب و جبهه مخالف مردمی و مستقل را تشکیل می دهد. بنابراین این سرمایه آسان بدست نیامده است که آسان به بادش داد و چوب حراج بر پیکرش کوبید. در چنین جوی وقتی از اتخاذتاکتیک معینی  توسط یک نیروی مخالف سیستم  صحبت می شود، انتظار می رود که با شط طولانی و پیوسته مقاومت و مبارزه ای که بین استبداد و مردم جریان دارد پیوند داشته باشد و این که در خدمت تعمیق انزوای رژیم و مقاومت باشد. این شروط  لازم یک استراتژی و تاکتیک معطوف به رهائی است. البته در برابرآن استراتژی و تاکتیک های معطوف به درون سیستم را داریم که هدفش کنش گری در چهارچوب سازوکارقدرت مستقراست که نتیجه اش جز یاری به رژیم برای خروج از انزوا و درهم شکستن صف آرائی مستقل و مردمی و تبدیل آن به زائده و تابعی از متغیرمنازعات و منافع و ظرفیت های درونی نظام نیست. بدیهی است که هیچ نظام و حکومتی  یک دست نیست و رقابت بین عناصر و منافع متفاوت درونی آن و  منزوی ساختن های جزئی در حیطه های سیاسی و یا افراد همیشه وجود دارند که بخشی از جنگ قدرت درون سیستمی است. اما در این نوع منازعات درونی، تضعیف بخشی با تقویت بخش دیگر جبران می شود و این نوع منازعات بخشی از روندسوخت و سازسیستم و عامل تداوم و بازتولیدآن است. بدیهی است بهره برداری از شکاف های دشمن بهیچ وجه با ایستادن روی پای خود منافاتی ندارد. اما  هر تاکتیک و کنش مردمی و ضدسیستم ضرورتا باید معطوف به تقویت صفوف خود باشد و از این منظر با تضادبالائی ها مواجه شود، نه آن که خود را در درون آن ها به تحلیل برد.

بسیارخوب! اگر این گزاره بدیهی را به پذیریم که منزوی کردن هرچه بیشتریک رژیم ضدمردمی و استبدادی، از ارکان یک استراتژی ضدسیستم و پیش شرط سرنگونی و شکل دادن و تقویت  قطب مخالف و مستقل حاکمیت است، آن گاه روشن می شود که جا پای خود را کجا بگذاریم و با سرمایه ای که ذره ذره اش با رنج و مقاومت میلیون ها نفر بدست آمده است چگونه رفتارکنیم. براین اساس هر تاکتیکی که به این سرمایه چوب حراج بزند نمی تواند در خدمت آن باشد. انزوای رژیم امروزه بیش از همه گریبان کانون اصلی قدرت و شخص خامنه ای را گرفته است، اما این انزوا باید به سراسرسیستم تسری پیداکند.

 تلاش برای خروج از انزوا توسط رژیم از جنس غریزه بقاء و مسأله مرگ و زندگی است. و او این کار را اساسا از طریق مهندسی انتخابات انجام می دهد. این مهندسی دو محوربنیادی دارد: نخست ممانعت از شکل گیری قطب مستقل از خود و جمع کردن مردم حول آرایش و رقابت های درونی خود، و دوم زیرفشارقراردادن نیروهای اصلاح طلب و غیراصول گرا برای آن که آن ها از حدمعینی قدرت بیشتری نداشته باشند و حاکمیت دوگانه ای شکل نگیرد تا با حفظ یکدستی و انسجام ساختارقدرت، شیرازه حکومت از هم نپاشد (تصفیه و بحران بخش لاینفکی از این مهندسی است). رمزماندگاری حکومت اسلامی در طی چندین دهه علیرغم بحران های بی شماری که با آن مواجه شده همین مهندسی است. و متقابلا خنثی کردن و  بهم زدن این مهندسی پیش شرط سرنگونی و تغییر حاکمیت است.

 

 گرچه امروزه کانون اصلی قدرت و اصول گرایان ذوب شده در ولایت کمابیش منزوی شده اند ، اما یک نکته قابل درنگ در این رابطه وجوددارد: از آن جا که آن ها خود منزوی شده اند و فاقدقدرت بسیج کافی هستند، اما این هنر را دارند که از طریق قدرت بسیج نسبی جناح رقیب و اصلاح طلبان، بسان زره حفاظتی بهره می گیرند و باین ترتیب هوشیارانه اجازه نمی دهند که انزوای هسته اصلی قدرت، سریعا به سراسرسیستم سرایت کرده و موجب فروپاشی آن گردد. هرچه که باشد رهبر و ولی فقیه ستون نگهدارنده خیمه نظام بشمارمی رود و همه جناح ها علیرغم اختلافاتشان برای بقاء خود هم شده به بقاء نظام یاری می رسانند. باکوچکترین امتیاز و اشارتی برای حضورولوحداقلی در قدرت، سر از پا نمی شناسند و در نقش اپوزیسیون درونی حاکمیت انجام وظیفه می کنند، بجان تحریم کنندگان و آشفتن صفوف مقاومت و شکستن جوتحریم می افتند. بدون چنین خوش خدمتی از سوی اصلاح طلبان و اعتدالی ها، جناح اصول گرا و شخص خامنه ای به تنهائی حتی قادر به حفظ نظام و حتی بر گزاری یک انتخابات هم نیست و خیلی پیش از این ها به درون گرداب های حائل در می غلطید.

 

اندرمعجره رأی سلبی!

در محدوده یک فنجان تکانه های آب را می توان هم چون یک طوفان و موج های بزرگی به حساب آورد، اما بشرط آن که آن را صرفا در خودش و با خودش سنجید و محدوده نگاه را فقط تا لبه فنجان بسط داد! و گرنه اعتبار این گونه سنجش گری ببادخواهد رفت. اما مگر قراراست قضاوت و ارزیابی خود را در چهاردیواری چنین محدوده ای تنگ و کوچک زندانی کنیم  و موج های حقیرآن را هم چون یک طوفان بزرگ و کارساز به پنداریم؟. ادعاهائی که پیرامون کرامات رأی سلبی پیرامون جابجائی چندنفر جنایتکار به جای چندنفر جنایتکاردیگر مطرح می شود، به لحاظ خیره شدن به بخشی از واقعیت- واقعیتی که رژیم بروی صحنه می آورد- و داوری در محدوده ای تنگ، از قماش همان طوفان انگاری موج های درون یک فنجان است

 

 مشکل این نوع رویکرد آن است که سخت مسحور و مجذوب صحنه هائی می شود که اربابان قدرت از اوضاع به نمایش می گذارند. چینن نگاهی باور به توان راه رفتن را  از انسان سلب کرده و  آن را با توانائی های خود بیگانه می کند. هیچ گاه به ذهنش خطور نمی کند که در همین وضعیت کنش های دیگری هم صورت می گیرد، و می توان به تقویت آن ها همت گماشت کنش هائی که از قضا با ادعاها و اهداف رهائی تجانس بیشتری دارند. وقتی در فضای دو قطبی شده تهران که بنابه آماررسمی، حداقل 50% مردم از شرکت در انتخابات سرباز می زنند، در جائی که نبض عمومی کشور معمولا درآن جا می زند، و در حالی که سران امنیتی نظام از مدت ها پیش فضای سیاسی و فرهنگی پایتخت را خطرناک و بحرانی ارزیابی کرده اند، و چنین امتناعی علیرغم تبلیغات و فراخوان های مکرر از زندان و از داخل و خارج کشور،اتفاق می افتد؛ آیا این امکان وجود نداشت که آن هائی که به عنوان رأی اعتراضی سرکت کردند، به صفوف تحریم کنندگان به پیوندند و یک صف گسترده و عظیم 75درصدی را بوجود آورند که اندام رژیم را به لرزه افکند؟. و اگر چنین می شد آیا مردم و جنبش مقاومت بدلیل شکل گیری یک اهرم فشارواقعی  یک گام بزرگ برای شکل دادن به یک قطب گسترده و مستقل از رژیم نزدیک نمی شدند و دارای اهرم نیرومندتری برای تحمیل مطالبات خود به رژیم نبودند؟ در اینصورت حتی شانس باج دادن جناح حاکم به جناح  اصلاح طلب فاقدقدرت چانه زنی در ساختارقدرت، افزایش پیدا می کرد. تحقق چنین سناریوئی البته بیش از همه مستلزم خنثی کردن فعالیت تحریم شکنان و شکستن طلسم مهندسی رژیم بود. اکنون باید پرسید با تقویت موقعیت دولت و کسانی چون رفسنجانی و جلوس عناصری چون دری نجف آبادی ها و موحدی کرمانی ها با آراء بیشتری بر کرسی قدرت، یعنی کسانی خودنوشته محمدرضا شالگونی هم تصدیق می کند قصدمبارزه با ولی فقیه را ندارند، چه می خواهیم بکنیم؟. قاعدتا حمایت از عروج آن ها،به معنی حمایت از سیاست های آن ها نیز هست. ضمن آن که تشدیدفشارخامنه ای و جناح اصلی به آن ها بخشی از مهندسی پساانتخاباتی است  که به نوبه خودبرای کسانی که از عروج این جریان حمایت کرده اند، ادامه این حمایت را هم چنان ضروری می کند. اما اگر آن ها قراراست سیاست ها و برنامه های اعلام شده و نشده خود را که بازارمحور و خصوصی سازی شتابان و قطع خدمات اجتماعی از آن جمله است اجرائی کنند، علاوه بر دستگاه ولایت، خوداین دولت و کسانی که عروج کرده اند، چالش بزرگی برای مدافعان عدالت اجتماعی و آزادی، و البته برای قاطبه کارگران و زحمتکشان و تمامی کسانی که با این سیاست ها مخالفند می باشد.

 بنابراین رأی سلبی که با رأی ایجابی همراه است و پشت و روی یک سکه را تشکیل می دهند، فارغ از هیجانات و التذاذ های لحظه ای، بدون تاوان نیست. مشارکت در چنین انتخاباتی در عین حال به معنی مشارکت در جان بخشیدن و عروج قدرت مشرف برخودمان هم هست که از همان فردای عروجش بناگزیر باید با آن، و با برنامه ها و سیاست هایش، اگر که نخواهیم چوب حراج بر آن ها بزنیم و اگر نخواهیم که در سرکوب مردم و کارگران و زحمتکشان سهیم شویم، گلاویزشد. وقتی هیاهوی گذرای رأی سلبی فروکش کند، سروکله هیولای رأی ایجابی سربلند می کند! ناتمام 

2016-04-26  07-02-1395

 

 

*- رهبر"با بصیرت" در بن بست

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=73242

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات»
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن!
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم!
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟
*موسیقی به دار!‏
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند»
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها!
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟!
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق!
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن!
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق!
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو!
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت!
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر!
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی!
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟!
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند!
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط!
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن!
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی!
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها!
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟!
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم!
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد!
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟!
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی»
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها!
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای!
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم!
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن!
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم!
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها!
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون!
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی!
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد!
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟!
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط!
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی!
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی!
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد!
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"!
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟!
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟!
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید!
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟!
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟!
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم!
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک
*خودکامگی در اوجی تازه!
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟!
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟!
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده!
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم!
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی!
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست!
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم!
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی!
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی!
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی»
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی
*خاورمیانه و بحران زایمان!
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها!
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید!
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!
*جنبش لغواعدام و گام های تازه!
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان!
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!*
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم!
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه!
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟!
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول)
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه!
*پرده برداری از یک هیولای واقعی!
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی!
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ!
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی!
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»!
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی!
*آن چه که در صد روزاول روشن شد!
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن!
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید!
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل!
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد!
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها!
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد!
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی!
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای!
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها!
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»!
*یک پیروزی دیگر!
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی!
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67!
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک!
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن!
*بحران بازتولید و کابینه نجات!
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟!
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن!
*نقش شبح تحریم در"انتخابات"
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"!
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2)
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام!
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت!
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر!
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش!
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟
*در پاسخ به دو انتقاد
* سازها راباید دوباره کوک کرد!
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»!
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟!
*درددل حضرت آقا!
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی!
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها!
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند!
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول)
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟*
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد:
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط!
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود!
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی!
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1)
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا!
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی!
*منشورها و بازارمکاره سیاست!
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی!
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟
*طناب دار بر گلوی دموکراسی!
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ *
*یک استدلال و هزار اما و اگر
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود!
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده!
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری!
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا!
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها!
*چگونه سالی ؟!
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت!
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم!
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید»
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است!
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی!
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره!
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی!
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش!
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی!
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟!
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی
*میراث خمینی برای جانشینان خود
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان!
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان!
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"!
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی!
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟
*جنبش با کدام گفتمان ؟
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان
*یک نافرمانی باشکوه!
* آزمون جنبش زنان درمقابله با
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب!
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی!