حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول
تقی روزبه

 

جمع بندی رفیق محمدرضاشالگونی* از انتخابات 7 اسفند عمدتا به همان روایت رسمی از صحنه سیاسی و منازعات درونی حاکمیت و کشاکش جناح رفسنجانی و خامنه ای بسنده می کند و متأسفانه مشارکت انتخاباتی بخشی از مردم را، عملا معادل کنش مردم ایران موردارزیابی قرار می دهد. در حالی که خود به در اقلیت بودن شرکت کنندگان در تهران و حتی در دیگرشهرهای بزرگ باور دارد.

می دانیم که انتخابات کاملا مهندسی شده رژیم این بار از سوی رقبای جناح حاکم و شبه اپوزیسیون با برچسب"آراء سلبی" مزین گشت که هم چون یک چاشنی محرک و زورافزای سیاسی (دوپینگ) برای کشاندن بخش هائی از مردم به پای صندوق ها عمل کرد. آن سوی چهره تاکتیک رأی سلبی، "رأی ایجابی" به سیستم در یک انتخابات تماما فرمایشی و با هدف جذب مشارکت حداکثری و درهم شکستن جوتحریم و "نه" قاطع مردم ایران به حاکمیت بود. گرچه نوشته آقای شالگونی اذعان دارد که انتخابات در جمهوری اسلامی همیشه برای پوشاندن بی حقی عمومی بوده است و با این که این بی حقی عمومی در انتخابات اخیر بیش از هر زمانی نقض شد، ولی مقاله ایشان به ستایش از آن هم چون رفراندومی کارساز و قاطع علیه ولایت فقیه و شخص خامنه ای می پردازد.

 

اما وقتی نویسنده سعی می کند برای این رویکردخود مبنای تئوریک ارائه دهد تناقضات و حفره های مهمی را در استدلال خود به نمایش می گذارد، و متأسفانه از پایگان یک رویکرد رادیکال و معطوف به ریشه ها فاصله می گیرد و حتی با مفروضات خود در تقابل آشکار قرار می گیرد. لاجرم خود حاجب خویش گشته و ابطال کننده احکامی می شود که ارائه کرده است. بطورفشرده به آن ها می پردازم:

 

گزاره اول:

"شرکت و تحریم دو برخوردغیرقابل تبدیل به هم هستند و در وضعیتی واحد نمی توان از هردو آن ها دفاع کرد". چنان که مشهوداست بر مبنای این گزاره شکافی بزرگ و پرنشدنی بین این دو تاکتیک متضاد وجود دارد، اما در همان حال در تلاشی معکوس می کوشد که از میزان واگرائی و کنتراستی که این دوگانه متضادایجاد می کند، اندکی بکاهد: از یک سو نتیجه رأی و مشارکت در انتخابات را هم چون دستاوردی بسیار کارساز می داند که با هرمعیاری چونان رفراندومی بی چون و چرا و شکستی نمایان برای ولایت فقیه و سیاست های شخص خامنه تلقی می شود. از سوی دیگر چون می داند چنین دفاع قاطعی از شرکت در انتخابات کاملا فرمایشی، در تقابل با رویکردتحریم نه فقط توسط نیروهای چپ و رادیکال بلکه توسط بخش بزرگی از مردم ایران و مشخصا مردم تهران مواجه است که حتی بزعم وی ابعادآن در تهران و دیگرشهرهای بزرگ بیش از ارقام رسمی و اعلام شده است؛ سعی می کند که به نحوی از انحاء از شدت تقابل آن ها بکاهد: در پاسخ به کسانی که مدعی اند شرکت کنندگان عموما از "طبقه متوسط" بودند و زحمتکشان در ابعادبیشتری انتخابات را تحریم کردند، با توسل به برخی آشفتگی ها در معنا و شمول طبقه متوسط و هم پوشانی این مفهوم با بخش هائی از طبقه کارگر، و نیز وجود گرایش های متفاوت در هردو کمپ شرکت کنندگان و تحریم کننده گان، سعی کند از شکاف بین این دو رویکردبکاهد. البته او اینکار را با احتیاط و در حدی انجام می دهد که مبادا "به دام دفاع از دو تاکتیک همزمان بیفتد!.

 

[با این همه، وجود برخی آشفتگی ها در معنای "طبقه متوسط"، نمی تواند موجب نادیده گرفتن مشارکت فعال و جانبدارانه برخی از لایه های مرفه و ذینفع این "طبقه" از وضعیت موجود در انتخابات رژیم با هدف تقویت موقعیت بخش هائی از آن در برابربخش های دیگر گردد. این لایه سخت امیدوار است که از طریق حمایت از جناح همسازتر با بازارجهانی، می توان به سوی سرمایه داری متعارف و کمتر رانتی و  رونق اقتصادی  پیش رفت. فشارآن ها هم چون بخشی از پایگان حمایتی موسوی و کروبی در کشاندن آن ها به پای صندوق رأی کاملا مهندسی شده، که موجب بلاموضوع کردن مقاومت و لاجرم زدن چوب حراج به آن چه که سال ها بخاطرآن در حبس بوده اند گردید، بی تأثیر نبودند ].

 

 اما این تلاش ها در برابرگزاره ای که صراحت دارد در آن واحد نمی توان از هر دوتاکتیک مشارکت یا تحریم دفاع کرد، رنگ می بازد. آن چه که رفراندومی کارساز و قاطع و برآمده از رأی سلبی خوانده می شود، چیزی جز مصداق کوه موش زائید نیست که در واقعیت امر حتی یگ گام هم از انتخاب بین بد و بدتر عقب تر است. چرا عقب تر؟. برای آن که در این انتخابات فرمایشی حتی اصلاح طلبان و اعتدالی ها هم امکان حضور و لوحداقلی با مهره های برگزیده خود را نداشتند. از همین رو آن ها تنها بر روی مهره های کمابیش یک رنگی که توسط رژیم بر صفحه شطرنج چیده شده بود و شورای نگهبان بر پایه تنها منبع مورداعتمادخود، سپاه پاسداران، آن ها را احرازصلاحیت کرده بود شرط بندی کردند. انتخاب و جابجائی چند مهره کمابیش همرنگ و مشابه ، مثلا انتخاب جنایتکارانی مثل دری نجفی آبادی و ری شهری و  یا فوق مرتجعی مثل موحدی کرانی به جای جنایتکارانی چون محمدیزدی و جنتی و.... و عنوان کردن آن هم چون رفراندومی کارساز (آن هم در موردخبرگانی که تاریخا منزوی بوده و انتخاباتش رونقی نداشت)، تنها می تواند با توسل به ترفندی به نام رأی سلبی صورت گیرد. آیا خروجی این بالماسکه، بالماسکه به معنای واقعی و دائره المعارفی خود با نقاب و لباس مبدل و چهره های مات شده را، می توان رفراندومی قاطع عنوان کرد؟. اگر این شوی انتخاباتی را یک رفراندوم قاطع بنامیم، رفراندوم واقعی را چه باید نامید؟! کشاندن مردم با رأی سلبی در انتخاباتی با مهره های گزیده شده و کمابیش یک دست، بی شباهت به یک دوپینگ سیاسی و مصرف داروهای زورافزا برای القاءیک پیروزی بزرگ و کاذب در یک ُکردسته جمعی از اعتدال و اصلاح طلبان و شبه اپوزیسیون و رسانه های داخلی و خارجی، نبود!. اما محتوای این باصطلاح رفراندوم نمادین که تعویض چند چهره نزدیک به رهبر با چند چهره وفاداردیگر به او و نظام که بر کسی معلوم نیست، که آیا با رهبر زاویه ای دارند یا نه، به چه بهائی صورت می گیرد؟ یک نمونه چندش آور: موحدی کرمانی که از ذوب شدگان سینه چاک  ولایت بوده و به عنوان یکی از کاندیداهای ریاست مجلس جدیدخبرگان هم از وی نام برده می شود، و حتی از این که نامش در لیست رفسنجانی بود ابرازبرائت کرد، سخنانش در نمازجمعه تهران خطاب به زنان باصطلاح بدحجاب و توهین و تهدیدآن ها (توهین به کسانی که چه بسا بخشا به او که دارای آراءبالا بود، رأی هم داده باشند) و حمایتش از پلیس مخفی و باصطلاح نامحسوس، نمونه گویائی از خروجی این نوع رفراندوم های"قاطع" است. مهره های مجلس اسلامی هم که بیشتر به شرط بندی روی اسب لنگ و یا هندوانه قاچ نشده شاهت دارد، داستان دیگری دارد که خارج از حوصله این نوشته است. نتیجه چنین انتخاباتی جز مشروعیت بخشیدن به جناحی از رژیم و از این طریق به کل رژیم نیست. ترفندرأی سلبی و هیاهوی واهی پیرامون آن با پنهان ساختن نیمه بزرگتر حقیقت یعنی وجه ایجابی آن،صورت گرفت. رأی سلبی با چسم بستن به مهره های جنایتکار و سربفرمان دیگری از همین رژیم، بیان هم پیوندی و در عین حال اوج استیصال و سترونی است و همانطور که اشاره شد گامی عقب تر از گزین بین بد و بدتر است و بهمین دلیل راهبردی است به سوی باتلاق و کنشی ماهیتا منفعل. استراتژی معطوف به باتلاق قبل از هرچیز بنیه صف مقاومت را تحلیل برده و بر ابعاداستیصال می افزاید و جامعه را با داشتن کمترین آمادگی به هنگام سرریزشدن بحران ها غافلگیر می کند. تمرکز براین یا آن فرد را جایگزین مبارزه علیه سیستم می کند. کل این بالماسکه از سوی اصلاح طلبان و شبه اپوزیسیون حامی آن ها با راهبرد "شرکت در انتخابات بدون هیچ و قیدوشرط و تحت هر شرایطی" صورت می گیرد. چنین راهبردی همانطور که محمدخاتمی در پیامش اعلام داشت، اثبات کرد که آن ها بخشی جدانشدنی از نظام هستند. در حقیقت رأی سلبی با نازل کردن سطح مبارزه و توقع عمومی، بر بسترچنین رویکردی از هم پیوندی می توانست فرابروید!  تنها با چنین گزاره ای می توان این درجه از تسلیم و سرسپردگی را فهم کرد. البته ادعای اصلاح طلبان و کمپین بزرگ رسانه های داخل و خارج برای تشوق مردم به شرکت در انتخابات، و اتلاق نتیجه آن، به عنوان یک پیروزی بزرگ و یک رفراندوم قاطع برای پوشاندن این استصال و این هم پیوندی عجیب و غیرمنتظره نیست.

و شرکت اعتراضی بخش های از مردم برای سنگین ترکردن کفه یک جناح تغییری در سرشت اصلی این منازعه نمی دهد. غرض این نوشته هم در نقداین رویکرد قراردادن آن درجای شایسته و واقعی خود است و نه مثلا انکاررگه هائی از اعتراضی نسبت به رژیم، بویژه توسط بخشی از رأی دهندگان تهران که بقول خطیب نمازجمعه زدن پروبال رهبری بود. غرض انتقاد به نادیده گرفته شدن خصلت تناقض آمیز و سترونی این گونه کنشگری و مغفول ماندن وجه مهم ایجابی آن است که در خدمت بازسازی رژیم فرسوده و نفس تازه کردن آن قرار می گیرد. و این که چنین رویکردهائی صرفا کاریکاتور و تکرارکمیک تاریخ و آن چیزی است که در دوم خرداد76 اتفاق افتاد. علم کردن یک جبهه مصنوعی و درون سیستمی است با هدف تضعیف جبهه واقعی، و البته با حضوربخشی از جمعیت که در عین نارضایتی از وضعیت در میانه حامیان نظام و مخالفان و جداشدگان از آن، دست و پا می زند و ناگزیراست دیر یا زود جای خود را در صف حامیان اندک رژیم و یا مخالفان وسیع آن پیداکند. نباید فراموش کنیم که تلاش بی وقفه تحریم شکنان رنگارنگ در داخل و خارج، تمامی توان خود را برای اشاعه آگاهی کاذب و رونق بخشیدن به انتخابات رژیم و تضعیف جبهه اصلی مقاومتی که علیرغم گستره خود هنوز نتوانسته  است صدای رسای خود را بازتاب دهد، بکارگرفتند. و البته اعتراض و نقدی است به مجذوب شدن بیش از حدبرخی از مدعیان چپ که قاعدتا باید نگاه خود را به ریشه ها و چگونگی تقویت کنش گری علیه کلیت سیستم معطوف بدارند تا این که مسحورآن روندها و روایت های کاذب و سطحی بشوند که اربابان قدرت و دیکتاتورها رقم می زنند. طبیعی است که حیات و هستی آن ها با وارونه کردن حقیقت و رازآمیزکردن واقعیت ها و بیگانه کردن مردم نسبت به توانائی های خود گره خورده است، ولیکن در این میان مسحورشدن کسانی که مدعی دفاع از آزادی و برابری اجتماعی و مبارزه علیه کلیت سیستم هستند، نمی تواند جای تأسف نداشته باشد. چرا که می تواند بازتاب پیچیده ای از رضایتمندی نسبی و نهفته به وضعیت را در خود داشته باشد!

 

گزاره دوم!

در گزاره دوم می گوید"هیچ تاکتیکی به خودی خود قابل دفاع نیست. بسته به شرایط مشخص است که می تواند مفید یا زیانبار باشد. از آن جا که شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی به معنی گزین بین بد و بدتراست، اگر بی توجه به شرایط صورت گیرد می تواند کل رژیم را تقویت کند و در مقابل تحریم انتخابات هم بی توجه به شرایط می تواند گاهی به از دست دادن فرصت های سیاسی مهمی بیانجامد.".

 

کجای این گزاره کلی و سخت تجریدی می لنگد؟:

این گزاره آنقدرکلی و تجریدی و معلق بین زمین و آسمان است که وقتی پایش را به زمان و مکان مشخصی مثل ایران تحت حکومت جمهوری اسلامی بگذارد و بخواهدشکل انضمامی به خودبگیرد تبدیل به یک راهبردکاملا تهی از معنا و حتی گمراه کننده می شود. نوشته نه به مؤلفه های عمومی مشروط کننده این نوع مشارکت می پردازد و نه به مؤلفه های مشخصی که نشان دهد چرا مثلا شرکت در انتخابات 7 اسفند، در حکومتی که بقول نویسنده وظیفه اصلی و همیشگی انتخابات در آن، پوشاندن بی حقی مردم است  ضرورت داشته و قابل دفاع است... در این گزاره شرکت و عدم شرکت فارغ از شرایط هم ارز و بالسویه دانسته شده است، و هیچ معلوم نیست که در ایران تحت قیمومیت ولایت مطلقه شرکت در انتخابات قاعده است یا استثنائی بر قاعده، و اگر قاعده نیست تحت چه شرایطی استثنائی است؟ همه چیز شناور و پا در هوا می مانند تا بازیگران اصلی داخلی و خارجی و کمپین های رسانه ای آن ها به توانند تحت هر شرایطی برای توجیه شرکت در انتخابات فرمایشی دستاویزلازم را داشته باشند و با شعبده بازی ها و فیل هواکردن هائی چون رأی سلبی، هرچه را که بخواهند بخوردملت بدهند.

 اما چرا طرح گزاره ای این گونه کلی و خنثی در اتمسفر فشرده و ملتهبی چون فضای سیاسی ایران، که در آن تحریم شکنان فعال و ذینفعی نظیراصلاح طلبان حکومتی و حامیان شبه اپوزیسیون، تمامی هم و غم خود را برای خاموش ساختن اخگرسوزان مقاومت بکارگرفته اند، خطرناک است؟:

 

انزوای رژیم، هم چون بزرگترین دستاورد و سرمایه جنبش مقاومت!

هیچ گاه نباید از بادبرد که برای انزوای پردامنه ای که رژیم اکنون دچارش شده، چه بهای سنگینی پرداخته شده است و تا ارتقاء آن به نقطه نهائی، نقطه ای که بتوان از شرارتجاع حاکم رهاشد، جنبش مقاومت هم چنان ناگزیر از پرداخت بهاء خواهد بود.

  در این حقیقت که حکومت اسلامی و رهبرباصطلاح کاریزمایش از همان فردای انقلاب بهمن، به محض آن که از ماه فرودآمد و پا بردوش برمردم گذاشت، به مصادره انقلاب و قلع و قمع گسترده مخالفانش پرداخت، شاید کمترکسی تردید داشته باشد. یکی از عوامل مهم هموارکننده چنین تعرضی، وجود توهم و همذات پنداری گسترده ای بود که آن زمان درمیان مردم نسبت به روحانیت و حاکمان وجود داشت. با این وجود از همان لحظه، مبارزه ای بی امان بین مردم و حاکمان جدید شروع شد. یک طرف برای تثبیت قدرت خود می جنگید، طرف دیگرمردمی که رؤیاهای خود را به بادرفته می دیدند. رؤیا هائی از جنس استقلال، آزادی، رشد و عدالت اجتماعی که همگی ملاخورشده بودند. شروع چنین فرایندی به معنای توهم زدائی از سردمداران و منزوی کردن نظامی بود که مدعی بود رفراندوم نودوهشت درصدی برگزارکرده است. در حقیقت منزوی ساختن کامل رژیم، پیش شرط لازمی بود برای برای پائین کشیدن آن و زنده کردن رؤیاها. راه پیمائی بزرگ شروع شد: روشن است که مبارزه و منزوی ساختن کسی که از ماه فرودآمده باشد و بساط ولایت مطلقه برافراشته باشد آسان نبود و قبل از همه مستلزم مقاومت گسترده بخش های آگاه ترجامعه، اعم از کارگران و زنان و دانشجویان و اقلیت های مذهبی و قومی و... علیه تبعیض بود.  فداکاری و جانفشانی هزاران نیروی انقلابی و دهها هزارزندانی و شکنجه شده در جای جای کشور بخشی از این مقاومت بود. تاریخچه مقاومت وانزوای رژیم بهم گره خوره است. انزوای کنونی هرذره و هر سانتی مترش با پرداخت هزینه های سنگینی در زمانی طولانی بدست آمده است. انزوائی  که رژیم دچارش شده باید مهم ترین و ارزشمندترین سرمایه واقعی جنبش مقاومت در برابر نظام به غایت استبدادی دانست که هم چون تخم چشم باید از آن حراست کرد و بر وسعتش افزود. این سرمایه نه فقط بسترمقاومت علیه استبداداست، بلکه پیش شرط مهمی برای پیشروی و شکل دادن به یک قطب و جبهه مخالف مردمی و مستقل را تشکیل می دهد. بنابراین این سرمایه آسان بدست نیامده است که آسان به بادش داد و چوب حراج بر پیکرش کوبید. در چنین جوی وقتی از اتخاذتاکتیک معینی  توسط یک نیروی مخالف سیستم  صحبت می شود، انتظار می رود که با شط طولانی و پیوسته مقاومت و مبارزه ای که بین استبداد و مردم جریان دارد پیوند داشته باشد و این که در خدمت تعمیق انزوای رژیم و مقاومت باشد. این شروط  لازم یک استراتژی و تاکتیک معطوف به رهائی است. البته در برابرآن استراتژی و تاکتیک های معطوف به درون سیستم را داریم که هدفش کنش گری در چهارچوب سازوکارقدرت مستقراست که نتیجه اش جز یاری به رژیم برای خروج از انزوا و درهم شکستن صف آرائی مستقل و مردمی و تبدیل آن به زائده و تابعی از متغیرمنازعات و منافع و ظرفیت های درونی نظام نیست. بدیهی است که هیچ نظام و حکومتی  یک دست نیست و رقابت بین عناصر و منافع متفاوت درونی آن و  منزوی ساختن های جزئی در حیطه های سیاسی و یا افراد همیشه وجود دارند که بخشی از جنگ قدرت درون سیستمی است. اما در این نوع منازعات درونی، تضعیف بخشی با تقویت بخش دیگر جبران می شود و این نوع منازعات بخشی از روندسوخت و سازسیستم و عامل تداوم و بازتولیدآن است. بدیهی است بهره برداری از شکاف های دشمن بهیچ وجه با ایستادن روی پای خود منافاتی ندارد. اما  هر تاکتیک و کنش مردمی و ضدسیستم ضرورتا باید معطوف به تقویت صفوف خود باشد و از این منظر با تضادبالائی ها مواجه شود، نه آن که خود را در درون آن ها به تحلیل برد.

بسیارخوب! اگر این گزاره بدیهی را به پذیریم که منزوی کردن هرچه بیشتریک رژیم ضدمردمی و استبدادی، از ارکان یک استراتژی ضدسیستم و پیش شرط سرنگونی و شکل دادن و تقویت  قطب مخالف و مستقل حاکمیت است، آن گاه روشن می شود که جا پای خود را کجا بگذاریم و با سرمایه ای که ذره ذره اش با رنج و مقاومت میلیون ها نفر بدست آمده است چگونه رفتارکنیم. براین اساس هر تاکتیکی که به این سرمایه چوب حراج بزند نمی تواند در خدمت آن باشد. انزوای رژیم امروزه بیش از همه گریبان کانون اصلی قدرت و شخص خامنه ای را گرفته است، اما این انزوا باید به سراسرسیستم تسری پیداکند.

 تلاش برای خروج از انزوا توسط رژیم از جنس غریزه بقاء و مسأله مرگ و زندگی است. و او این کار را اساسا از طریق مهندسی انتخابات انجام می دهد. این مهندسی دو محوربنیادی دارد: نخست ممانعت از شکل گیری قطب مستقل از خود و جمع کردن مردم حول آرایش و رقابت های درونی خود، و دوم زیرفشارقراردادن نیروهای اصلاح طلب و غیراصول گرا برای آن که آن ها از حدمعینی قدرت بیشتری نداشته باشند و حاکمیت دوگانه ای شکل نگیرد تا با حفظ یکدستی و انسجام ساختارقدرت، شیرازه حکومت از هم نپاشد (تصفیه و بحران بخش لاینفکی از این مهندسی است). رمزماندگاری حکومت اسلامی در طی چندین دهه علیرغم بحران های بی شماری که با آن مواجه شده همین مهندسی است. و متقابلا خنثی کردن و  بهم زدن این مهندسی پیش شرط سرنگونی و تغییر حاکمیت است.

 

 گرچه امروزه کانون اصلی قدرت و اصول گرایان ذوب شده در ولایت کمابیش منزوی شده اند ، اما یک نکته قابل درنگ در این رابطه وجوددارد: از آن جا که آن ها خود منزوی شده اند و فاقدقدرت بسیج کافی هستند، اما این هنر را دارند که از طریق قدرت بسیج نسبی جناح رقیب و اصلاح طلبان، بسان زره حفاظتی بهره می گیرند و باین ترتیب هوشیارانه اجازه نمی دهند که انزوای هسته اصلی قدرت، سریعا به سراسرسیستم سرایت کرده و موجب فروپاشی آن گردد. هرچه که باشد رهبر و ولی فقیه ستون نگهدارنده خیمه نظام بشمارمی رود و همه جناح ها علیرغم اختلافاتشان برای بقاء خود هم شده به بقاء نظام یاری می رسانند. باکوچکترین امتیاز و اشارتی برای حضورولوحداقلی در قدرت، سر از پا نمی شناسند و در نقش اپوزیسیون درونی حاکمیت انجام وظیفه می کنند، بجان تحریم کنندگان و آشفتن صفوف مقاومت و شکستن جوتحریم می افتند. بدون چنین خوش خدمتی از سوی اصلاح طلبان و اعتدالی ها، جناح اصول گرا و شخص خامنه ای به تنهائی حتی قادر به حفظ نظام و حتی بر گزاری یک انتخابات هم نیست و خیلی پیش از این ها به درون گرداب های حائل در می غلطید.

 

اندرمعجره رأی سلبی!

در محدوده یک فنجان تکانه های آب را می توان هم چون یک طوفان و موج های بزرگی به حساب آورد، اما بشرط آن که آن را صرفا در خودش و با خودش سنجید و محدوده نگاه را فقط تا لبه فنجان بسط داد! و گرنه اعتبار این گونه سنجش گری ببادخواهد رفت. اما مگر قراراست قضاوت و ارزیابی خود را در چهاردیواری چنین محدوده ای تنگ و کوچک زندانی کنیم  و موج های حقیرآن را هم چون یک طوفان بزرگ و کارساز به پنداریم؟. ادعاهائی که پیرامون کرامات رأی سلبی پیرامون جابجائی چندنفر جنایتکار به جای چندنفر جنایتکاردیگر مطرح می شود، به لحاظ خیره شدن به بخشی از واقعیت- واقعیتی که رژیم بروی صحنه می آورد- و داوری در محدوده ای تنگ، از قماش همان طوفان انگاری موج های درون یک فنجان است

 

 مشکل این نوع رویکرد آن است که سخت مسحور و مجذوب صحنه هائی می شود که اربابان قدرت از اوضاع به نمایش می گذارند. چینن نگاهی باور به توان راه رفتن را  از انسان سلب کرده و  آن را با توانائی های خود بیگانه می کند. هیچ گاه به ذهنش خطور نمی کند که در همین وضعیت کنش های دیگری هم صورت می گیرد، و می توان به تقویت آن ها همت گماشت کنش هائی که از قضا با ادعاها و اهداف رهائی تجانس بیشتری دارند. وقتی در فضای دو قطبی شده تهران که بنابه آماررسمی، حداقل 50% مردم از شرکت در انتخابات سرباز می زنند، در جائی که نبض عمومی کشور معمولا درآن جا می زند، و در حالی که سران امنیتی نظام از مدت ها پیش فضای سیاسی و فرهنگی پایتخت را خطرناک و بحرانی ارزیابی کرده اند، و چنین امتناعی علیرغم تبلیغات و فراخوان های مکرر از زندان و از داخل و خارج کشور،اتفاق می افتد؛ آیا این امکان وجود نداشت که آن هائی که به عنوان رأی اعتراضی سرکت کردند، به صفوف تحریم کنندگان به پیوندند و یک صف گسترده و عظیم 75درصدی را بوجود آورند که اندام رژیم را به لرزه افکند؟. و اگر چنین می شد آیا مردم و جنبش مقاومت بدلیل شکل گیری یک اهرم فشارواقعی  یک گام بزرگ برای شکل دادن به یک قطب گسترده و مستقل از رژیم نزدیک نمی شدند و دارای اهرم نیرومندتری برای تحمیل مطالبات خود به رژیم نبودند؟ در اینصورت حتی شانس باج دادن جناح حاکم به جناح  اصلاح طلب فاقدقدرت چانه زنی در ساختارقدرت، افزایش پیدا می کرد. تحقق چنین سناریوئی البته بیش از همه مستلزم خنثی کردن فعالیت تحریم شکنان و شکستن طلسم مهندسی رژیم بود. اکنون باید پرسید با تقویت موقعیت دولت و کسانی چون رفسنجانی و جلوس عناصری چون دری نجف آبادی ها و موحدی کرمانی ها با آراء بیشتری بر کرسی قدرت، یعنی کسانی خودنوشته محمدرضا شالگونی هم تصدیق می کند قصدمبارزه با ولی فقیه را ندارند، چه می خواهیم بکنیم؟. قاعدتا حمایت از عروج آن ها،به معنی حمایت از سیاست های آن ها نیز هست. ضمن آن که تشدیدفشارخامنه ای و جناح اصلی به آن ها بخشی از مهندسی پساانتخاباتی است  که به نوبه خودبرای کسانی که از عروج این جریان حمایت کرده اند، ادامه این حمایت را هم چنان ضروری می کند. اما اگر آن ها قراراست سیاست ها و برنامه های اعلام شده و نشده خود را که بازارمحور و خصوصی سازی شتابان و قطع خدمات اجتماعی از آن جمله است اجرائی کنند، علاوه بر دستگاه ولایت، خوداین دولت و کسانی که عروج کرده اند، چالش بزرگی برای مدافعان عدالت اجتماعی و آزادی، و البته برای قاطبه کارگران و زحمتکشان و تمامی کسانی که با این سیاست ها مخالفند می باشد.

 بنابراین رأی سلبی که با رأی ایجابی همراه است و پشت و روی یک سکه را تشکیل می دهند، فارغ از هیجانات و التذاذ های لحظه ای، بدون تاوان نیست. مشارکت در چنین انتخاباتی در عین حال به معنی مشارکت در جان بخشیدن و عروج قدرت مشرف برخودمان هم هست که از همان فردای عروجش بناگزیر باید با آن، و با برنامه ها و سیاست هایش، اگر که نخواهیم چوب حراج بر آن ها بزنیم و اگر نخواهیم که در سرکوب مردم و کارگران و زحمتکشان سهیم شویم، گلاویزشد. وقتی هیاهوی گذرای رأی سلبی فروکش کند، سروکله هیولای رأی ایجابی سربلند می کند! ناتمام 

2016-04-26  07-02-1395

 

 

*- رهبر"با بصیرت" در بن بست

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=73242

 

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

* آغازدوره پسابرجام؟ آرامش قبل ازطوفان؟  [2017 Oct] 
* گزارش گزارشگرویژه: یک گام مهم و به جلو در مطرح شدن جهانی کشتارتابستان ۶۷ [2017 Sep] 
*جهان به کدام سو می رود-2* [2017 Sep] 
*انقلاب اسلامی و محلل هایش! [2017 Aug] 
*جهان به کدام سومی رود؟ نگاهی به چالش ها و صورت بندی آن ها [2017 Aug] 
*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]