انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند!
تقی روزبه

 

سه مشخصه مهم وضعیت، و نگاهی به تحولات دقیقه 90 در انتخابات فرمایشی!  

ا- دوقطبی شدن نسبی صف آرائی  جناح بندی های درونی حاکمیت با پیوستن سبزها و اصلاح طلب و اعتدالی ها و واصول گرایان میانه رو به یکدیگر در برابر اصول گرایان افراطی و بیت رهبری و سپاه.

2- تن دادن به قاعده بازی دیکته شده و مبتنی بر حذف بی مهابا و بی سابقه کاندیداهای مخالف جناح حاکم توسط رقبا و مشارکت فعال دراین بازی.

3- بکارگیری انواع ترفندها و تلاش های دو جریان و رسانه های داخل و خارج  برای کشاندن جامعه  به متن این بازی و جلب مشارکت حداکثری پیرامون دو قطبی حاکمیت. در این رابطه از یکسو شاهد دوپینگ سیاسی یک طرف از طریق رأی سلبی به چندمهره رژیم برای داغ کردن تنورانتخاباتی والقاء امکان یک پیروزی کاذب هسیتم، و البته از جانب دیگر اقدامات بازدارنده متقابل چون سازماندهی جابجاکردن رأی دهندگان از نقطه ای به نقطه دیگر(تهران) و افزایش خطر دستکاری احتمالی در آراءکاندیدها و ابطال صندوق ها و نظایرآن. حضورفعال شخص خامنه ای در صحنه و مداخله فعالش در سمت دهی به سودمجلسی کاملا همسو با خود، با سرلیستی و کارچرخانی گماشته مورداعتمادی چون حدادعادل دریک طرف،  و سخنان روحانی و رفسنجانی و رله آخرین پیام های خاتمی و موسوی و کروبی  برای شکل دادن به مجلسی همسو با سیاست های دولت از سوی دیگر، تنها بخشی از آخرین فعل و انفعالات پایانی آخرین روزهای نمایش انتخاباتی است.   

 

چنان که پیداست در دوره پسافرجام، طیف بندی های درونی نظام بیش از هر زمانی حول عقلانیت سرمایه دارانه و بازارمحور از نوع غربی از یکسو، و سرمایه دارانه  اقتدارگرایانه، موسوم به اقتصادمقاومتی و درونزا و مبتنی بررانت های ویژه از سوی دیگر که به معنای تمرکز حول پلاتفرم عقلانیت سرمایه از یکسو و حفظ و تقویت اقتصادسیاسی و رانتی ولایت فقیه مطلقه از سوی دیگراست. معنای دیگر چنین رویکردی کناررفتن شعارکذائی نه شرقی نه غربی و  جایگزین شدن شعارهم غربی و شرقی از سوی دو قطب درونی حاکمیت به سمت الگوهای مطلوب خود و کشاکش حول آن است. نفوذ از یک سو و برجام داخلی و دوم  از سوی دیگر اسم شبی برای همین منازعات است.  ناگفته نماند که هسته اولیه این نوع منازعه و صف آرائی ها از همان بدوتولدنظام جمهوری اسلامی همزاد و همراه آن بوده است اما اکنون آن چه که برجسته شده، شفافیت و صراحت یافتگی از یکسو و انباشتگی بحران از سوی دیگراست. سنگرگرفتن در پشت سرآزادی و عدالت اجتماعی، و ایجادتقابل و تضادمصنوعی بین آن ها  برای تهی و بی محتواکردن هردو، با پوست اندازی هرکدام از طرفین در بسترزمان و شرایط، امروزه با کناررفتن و زائل شدن ادعاها و پیرایه هائی چون تؤسعه سیاسی ومردم سالاری دینی و تقویت جامعه مدنی و  یا شعارهای توخالی عدالت و رنگین کردن سفر و یارانه و واستکبارستیزی و بطورکلی خالی شدن از هر رنگ بوی مطالبات مشخص و مردمی، چهره واقعی حاکمیت را بیش از پیش نمایان ساخته، ابزاری بودن شعارهای دروغین، و  رابطه منازعات بالائی ها  با منافع اقتصادی و سیاسی هرکدام از باندهای حاکمیت و طبقه سیاسی و اقتصادی مسلط برجامعه و آقازاده های آن ها، عریان شده است.

 نکات زیر برتشریح برخی از جنبه های این این پوست اندازی تمرکزدارد:

 

انتخابات نمایشی، و زین کردن اسب تروا!

این روزها هیاهوی زیادی پیرامون مقوله ای بنام به نام رأی حذفی پیرامون اسامی چند چهره اصول گرای افراطی به شکل ارائه لیست های مختلف، برپاشده است. می دانیم که اسامی موجود در این لیست ها همگی برگرفته از خروجی نهائی تأییدصلاحیت شدگان توسط شورای نگهبان است. و باز هم می دانیم که گزینش های بویژه این دوره با قلع و قمع و ردصلاحیت های بسیارگسترده ای که  در کل عمرجمهوری اسلامی بی سابقه بوده همراه است که البته این مهم بدون استعلام از سپاه و بسیج، و همکاری و مداخله فعال آن ها ن اامکان پذیرنبود. همانطور که جنتی با صراحت ابراز می دارد، هر کسی که کوچکترین  زاویه ای با نظام و رهبری و اسلامی و فتته گران و....داشته بدون هرگونه تعارفی ردشده است. اگر  هم از کسی بدلیل آن که چهره جدیدی  بوده اطلاع و شناخت لازم وجود نداشته، بدلیل همین فقدان اطلاعات لازم ، تحت عنوان عدم احرازصلاحیت ردشده است. بهمین دلیل پرسیدنی است سر و صدائی که این روزها  پیرامون اسب تروای رأی حذفی و هوشمند توسط  رسانه های داخل و خارج کشور برپاشده، با پاشیدن گردو خاک به چشم مردم قراراست چه دسته گلی به جمال آن ها بزند؟. آیا هیاهوئی که این روزها به عنوان جلو وعقب کشیدن و جابجائی چندین مهره به جلو و عقب در خبرگان رهبری برپاکرده اند، اگر ترفندی برای دو پینگ سیاسی و داغ کردن تنورانتخابات برای جلب مشارکت حداکثری نیست، پس چیست؟ اصلاح طلبان و موتلفین رنگارنگ آن ها می گویند مشارکت بالای 60 درصدی لازم است تا لیستی را که آن ها از میان دست چین شدگان شورای نگهبان بیرون کشیده اند، رأی بیاورد.

 

  به همین دلیل با بکارگیری تمام امکانات و  شخصیت ها و صرف همه اعتبارخود و دادن پیام های پی درپی در دقایق نزدیک به 90 بر آن شده اند تا هرچه بیشتر مردم را به پای بساط صندوق ها بکشانند و به تنورسوت و کورحاکمیت و هسته اصلی قدرت که خود به شدت منزوی شده و ناتوان از بسیج مردم است، رونق و گرما به بدهند که فقط از دست آن ها برمی آید: بقول شاعر، طاعت از دست نیاید گنهی بایدکرد، در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد. خدمت واقعی و بی چشم داشت این حضرات به نظام  با توجه به بضاعت اشان هم چون "اپوزیسیون"درونی نظام، جز درهم شکستن فضای بی اعتنائی مردم  و تحریم به نمایش انتخاباتی رژیم نیست. و این باراول هم  نیست که آن ها در سربزنگاه های حساس،  هم چون تحریم شکنان حرفه ای واردمعرکه شده و به دادنظام فرتوت و انباشته از بحران شتافته و می توان گفت که خدمت در این عرصه  یکی از صادقانه ترین خدماتی است که آن ها  نسبت به نظام انجام می دهند. گواین که صاحبان قدرت قدرش را ندانند و نمک خورند و نمکدان بشکنند و چوب برسرشان بکوبند! اما چه باک! آن ها در هر حال و تحت هرشرایطی خلوصانه و قربت الی اله به این وظیفه خطیرخود عمل کرده و خواهند کرد. در حقیقت جناح حاکم سرتا پافاسد و گندیده و تهی شده، به وساطت آن هاست که می تواند جوجامعه را کنترل کند و به خود را به رخ جهانیان بکشد، و  درهمان حال به آن ها نهیب بزند که در حاشیه بایستند و مبادا ساختارقدرت را از یکدستی بیاندازندو دچارچنان وضعیتی بکنند که بقول آن ها نزدیک بود در فتنه 88 اتفاق بیفتد. اساسا بدون داشتن این بال، جمهوری اسلامی تا کنون ماندنی نبود. فرانگشتاین ایران بدون چنین سازوکاری از ساختارقدرت و منازعات جناحی قادر به برافراشتن پرچم ولایت مطلقه  و حفظ اقتدارآن نبود.

 با همه این تبلیغات و استفاده از رانت ها و رسانه های داخلی و خارجی، نگرانی از سوت و کوربودن فضای انتخاباتی در شرایطی که شمارش معکوس "انتخابات" آغازشده هم چنان وجود دارد، چنان که  مکرر در مکرر از این رهبر و آن شخصیت پیغام و پسغام رله می کنند. از رفسنجانی و روحانی و خاتمی و نوری و تاج زاده وبهزادنبوی و .... تا  خانواده کروبی و نماینده موسوی در خارج به صحنه آمده اند با این سودا که از طریق گروگذاشتن همه اعتبارداشته و نداشته خود و تشویق مردم به مشارکت گسترده و دادن رأی لیستی و حذفی، در هردومجلس آتی خانه تکانی کرده و توازن نیرو را بهم بزنند!. با این وجود به گواهی برخی گزارشات رسمی واز جمله بی بی سی به نقل از منابع داخلی این تنور دو سه روزمانده به انتخابات، هنوز تنور آن گونه که باید گرم نشده و جالب است  براساس یک نظرسنجی داخل کشور که در این رسانه هم آمده، درصد کسانی که مخالف هردو جریان هستند (عدم شرکت کنندگان) از هرکدام از جریان های اصلی یعنی اصول گرا و اصلاح طلب و اعتدال گرا (و البته نه از مجموعه دو طیف اصلاح طب و  اعتدال) بیشتراست! *

  

وظیفه اسب تروای ابداع شده چیست؟

بر طبق ادعاهای آن ها می توان با توسل به آراءهدفمند و حذف یا پائین کشیدن اسامی چندکارگزارشناخته و چهره شده حریف، و نیز دادن رأی به لیست های ائتلافی برای مجلسی همسو با دولت و خبرگانی بدون مثلت جیم و برخی مهره های دیگری دست یافت. اگراحتمال عواملی چون تقلب و ابطال صندوق های برخی مناطق و جابجائی جمعیت از مناطق دور به تهران و نظایرآن را  نادیده بگیریم که که البته نمی توان نادیده گرفت، و اگر از این مسأله هم بگذریم که چه نسبتی بین سیاست های موردنظردولت و مطالبات واقعی مردم جود دارد، اما پرسش و مسأله اصلی آن است  جابجائی چندنفر چه تغییرملموسی در نتیجه نهائی بازی که توسط مهندسی و چینش رژیم پیشاپیش تضمین شده است به وجود می آورد، به جز پنهان کردن آن روی سکه یعنی این حقیقت که رأی سلبی به چندمهره فرتوت و عصابدست رژیم، قبل از هرچیز مستلزم دادن  رأی ایجابی و آری بزرگ به کلیت نظام ومهره های رژیم سراپاارتجاعی و انگلی است که ثمرش اساسا به سبدمشروعیت سیستم و تقویت پایه های آن ریخته می شود. این مسأله بویژه در موردمجلس خبرگان که همواره و تاریخا از فقدان مشارکت مردم و خلوت صندوق ها رنج می برده و اکنون در صدداست جایگزینی ارتجاعی و همر تراز با خامنه ای برگزیند صادق است. چینش مجلس خبرگان چنان دقیق تنظیم شده است که حتی عناصری چون خاتمی و علم الهدی هم می گویند نگران نتیجه نبستند و تعدادی هم از این که نامشان در لیست رفسنجانی آمده اظهاربرائت کرده اند.

 

همسوئی با دولت و عقلانیت بازارمحور چه رابطه ای با مطالبات مردم، کارگران و زحمتکشان که این روزها از قضا تهاجم خشن و داعشی وار به لایه هائی از آن ها در خیابان ها و متروها در جریان است،  و نیز مطالباتی چون دمکراسی و درهم شکستن فضای استبداددارد؟.  آیا با این گونه فیل هواکردن ها و  جلو و عقب کشیدن  دوسه تا کارگزار و مهره های فرتوت می توان تغییری  در اوضاع  و احوال بوجود آورد و یا دنبال حباب هواکردن هستید؟ در حقیقت مانور و تقابل بین نان و عدالت اجتماعی، و آزادی و دموکراسی واقعی نه فقط موجب بقاء هردو، هم استبداد و سرکوب شده است، بلکه خم کردن یک جانبه کفه به سودیکی آن دیگری را بازتولیدکرده است ( تناوب و رفت و آمد دولت هائی چون هاشمی و خاتمی واحمدی نژاد و روحانی و....). ویژگی این نوع سیاست ورزی و معرکه گیری جز تقلیل مطالبات و مبارزات مردم علیه استبداد و فلاکت اقتصادی تا سرحدیک یک سری لفاظی های پوچ و توخالی و بازی های سرگرم کننده  چون همراهی با دولت و عقلانیت اقتصادی بازارمحور ، توهماتی چون آغازبرجام دوم و ملی، بجای تمرکز بر شکل گیری صف مستقل مردمی و علیه بنیان های وجودی نظام و عوامل بازتولیدکننده آن نیست. کنش معطوف به حضوردر حقیرانه ترین وجه ممکن و کوته بینی مفرط سیاسی با شعاربسنده کردن به حداقل هائی که روزبروزحداقل تر هم می شوند، و در یک کلام فقر سیاست و تاکتیک و تهی کردم مفاهیم دموکراسی وآزادی و عدالت و جامعه مدنی نیست.

 سیکل معیوب، ویرانگر وقدرگرایانه گزینش بین بد و بدتر که هیچ حدیقفی ندارد، حرکت به سمت باتلاق است که در آن  هر تقلائی منجر به فرورفتن بیشتر در منجلاب ولایت مطلقه می شود. هرکس قبل از این که وارداین باتلاق و منجلاب شود و توان خود را در جدال با آن فرسوده کند، اگر از خود به پرسد، آن کسی که قاعده بازی ی را که نتیجه اش از قبل رقم خورده پذیراشود، چگونه خواهد توانست علیه انقیاداستبدادمطلقی که سایه سنگین خود را برتمامی امور و مقدرات کشور و زندگی مردم افکنده است، به پاخیزد؟  این سؤال از این جهت نیز اهمیت دارد که هرکنش و پراتیکی فرهنگ و سلوک متناسب با خود را می آفریند و انحطاط و ابتذال فرهنگی و سیاسی  از این طریق خویشتن را نهادی می کند. اصلاح طلبان قبل از هرچیزصداخفه کن خودهستند و بدست خود زمینه مناسب برای فشرده شدن حلقه طناب حریف  برگلوی خویش را فراهم می کنند. تا آن جا که به مشی و جایگاه وهویت آن ها برمی گردد، حرکت به سوی باتلاق چه بسا سرنوشت گریزناپذیر این حضرات باشد و کسی نتواند از میل وافرآن آن ها به هم آغوشی با حاکمیت و رفتن به سوی باتلاق جلوگیری کند و چه بسا  آن ها فی الواقع بخشی از همین باتلاق باشند. اما معضل و درداصلی آن است که آن ها نیازدارند و اصرارعجیبی هم، که در حرکت بسوی باتلاق و دریوزگی قدرت، مردم را نیز با خود همراه سازند و به قعرجهنم بکشانند. و برای این کار به اشاعه انواع آگاهی های  کاذب و فریب ها و ادعاهای مجعولی می پردازند

به هرحال، هنررقصیدن با هر آهنگی که توسط ولی مطلقه کوک شود از خصایص بارزآن هاست.

 

پیشینه زین کردن اسب تروا

مشابه این گونه زین کردن اسب تروا البته با بسامدکمتری در سال 88 هم وجود داشت که  سبزها پس از سپری شدن چندین ماه حساس از تظاهرات خیابانی و در جازدن که حاصل تناقض و دوگانگی ناشی از تقابل مطالبات رادیکالیزه شده جنبش اعتراضی و شعارهائی چون مرگ براستبداد و بر اصل ولایت فقیه، باشعارهای بازدارنده ای چون اجرای بی تنازل قانون اساسی بود، و درحالی که جنبش اعتراضی زیرفشارسنگین سرکوب حاکمیت و فقدان دورنمائی برای برداشتن گام های بعدی قرار داشت،  برخی از همین نوع تاکتیسین ها، برآن شدند تا با ابداع اسب تروا و روانه کردن آن به اردوی حریف در مراسم بزرگداشت سالگردانقلاب بهمن، از درون اسب تروا بیرون جهند  و فضا و مراسم را یک پارچه سبزکنند، که البته نقطه پایانی شد برای حضورخودشان، و آن اسب تروا هم چون مقوای باران خورده درهمان روز و ساعت ازهم فرو پاشید و معلوم شد که درونش هم هیچ سربازی وجود نداشت. بعدها حتی طراحان نابعه و خوش ذوق آن ناچارشدند از افتضاحی که به وجودآورده بودند، انتقادهائی از خود بکنند.

 

اکنون یک باردیگر گویا قراراست چنان مضحکه ای  باجرا درآید، اما  با چندتفاوت مهم که نشان دهنده پوست اندازی این جریان ها در این فاصله زمانی است: نخست آن که اگر مضحکه اسب تروای قبلی در صحنه تجمعات و اعتراضات خیابانی جریان داشت، این بار قراراست در صحنه "انتخابات" و پای صندوق ها و بر اساس جلو و عقب کشیدن اسامی چندمهره از لیست مقابل جریان یابد. دوم و مهم تر آن که اگر آن موقع در متن خشم مردم و اعتراضات نسبت به  تقلب و دستبردگسترده حاکمیت به آراء عمومی جریان داشت، این بار درست برعکس آن، قراراست این شاهکارتاکتیکی در میدان عملا برسمیت شناخته شده دستبردکلان به گزینش کاندیداهای نامطلوب از نظرجناح حاکم در پی فرودبی امان تیغه گیوتین نظارت استصوابی، به اجرا درآید. در حقیقت ردصلاحیت گسترده کاندیداهای مخالف میل رهبری و  تقلب در صندوق ها، ماهیتا و به لحاظ نتیجه- تک قطبی کردن انتخابات- فرقی باهم ندارند، اما این حضرات برآن شدند با بزرگواری آن را بروی خودنیاورند  و بامهارتی که  گویا در این مدت در پرش از مانع بدست آورده اند از روی  آن به پرند و وارد متن بازی بشوند. انگار نه انگار که  بقول خودشان 99 درصدمهره هایشان حذف شده و نتیجه از قبل رقم خورده است. از همین رو با شعارشرکت بی قید وشرط درانتخابات که به منزله خلع سلاح پیشاپیش خود بود واردصحنه انتخابات شدند. رژیم هم البته چون عنکبوتی که تارهای خود را تنیده باشد، در انتظارلحظه هائی بود که دست و پای شکارپرچرب و چیل به تارهای تنیده شده اش اصابت کند، با مشاهده دست های بالارفته حریف، با خیال راحت و بقول یکی از مفسرین خود این حضرات با مبادرت به قتل عام سیاسی مخالفانش،  شمشیر را از روبست و در ابطال صلاحیت ها به کسی رحم نکرد. از آن جا که قواعدبازی، مهره های چیده شده، و داوری و تبلیغات، همه و همه دست یک طرف است، از همین رو تمامی همت این جریان در این بازی باخت باخت بر آن شده که نهایتا با جلب مشارکت حداکثری هم شده بتواند دو سه مهره را پس و پیش کند و با برپاکردن گردو خاک، آن را هم چون یک پیروزی عنوان کند. اما همانطور که در سطوربعدی خواهیم دید این نوع پیروزی های خیالی اگر هم  بدست آید، بسیار فرار و شکننده است.

 

بازی با مهره های اساسا سیاه!

چنین وضعیتی به آن می ماند که در یک بازی شطرنج، که  در آن 99 درصدمهره ها سیاهند و یک درصدسفید، آنهم راست ترین و نزدیک عناصرموسوم به اصلاح طلبی و میانه رو ... که جناح حاکم به آن ها اعتماد ورزیده است،  و یکی دوسال پیش حتی  خوداصلاح طلبان هم  اعتنائی به آن ها نمی کردند. چگونه کسی حاضر می شود در بازی شطرنجی که تقریبا همه مهره هایش سیاه است و نتیجه بازی و کیش مات شدن در آن از پیش روشن است، شرکت کند؟. البته  برای پاسخ به چنین پرسشی نمی توان و نباید دنبال منطقی عقلانی بود. چنین منطقی یافت نخواهد شد و هرچه هم یافت شود، جز سفسطه و سرهم بندی لاطائلات ( چون سخنان  تاج زاده و امثال گنجی ها) نخواهد بود. واقعیت آن است که نیروی محرکه و  انگیزه  اصلی که جناح مقابل را به این حد از ورطه افلاس و خفت می کشاند، از آن جا برمی خیزد که آن ها خود را بخشی جدانشدنی از پیکره نظام و سهیم در بودونبودآن تعریف می کنند و برهمین پایه به منطق گزین بین بدو بدتردرمیان مهره های دست چین شده حاکمیت و قاعده بازی یک جانبه و دیکته شده می دهند. اما آن ها برای توجیه منطقی که به چیزی بیش از حماقت بی پایان نیازدارد، باید برای فریب و جلب مشارکت در نمایش انتخاباتی باید به آن ها بقبولانند که درست است که تقریبا همه مهره ها سیاهند، اما برخی کمترسیاهند و برخی بیشتر!. و چنین است که مثلا جنایتکاران بنامی چون دری نجف آبادی و امثال وی که مسئولیت قتل های زنجیره ای را مستقیما برعهده داشته اند، در این چشم بندی به مهره های سفید تبدیل می شوند که قراراست حریف را کیش مات کنند! اما عاقبت دو سرباخت با مهره های بک رنگ نباید برکسی پوشیده باشد!

 

 

سبزی که بنفش شد و  بنفشی که به زردی گرائید!

نگاهی به رویکردها و تحولات بیانگر نقطه عطفی از پوست اندازی است: همانطور که اشاره شد آن چه که در گزینش ها و ردگسترده و بدون تعارف نظارت استصوابی صورت گرفت، ماهیتا مشابه همان دستبردگسترده به صندوق آراء سال 88 بود. اتخاذاین سیاست برای جناح حاکم که به هیچوقت خواهان تکرارگذشته نیست قابل فهم است. اما برای جناح مقابل و مدعیان اصلاح طلبی پذیرش قاعده بازی در وضعیت جدید، متضمن یک عقب نشینی بنیادی و باصطلاح استراتژیک است. دلیل این پوست اندازی برای درک شرایط نوین و صف آرائی های نوین حائزاهمیت است. سبزها و اصلاح طلبانی که در پشت سرخود تجربه 88 و  طغیان توده ها  و فراتررفتن مردم  از محدوده ها و خطوط قرمزنظام و شعارهائی چون مرگ براستبدادو اصل ولایت فقیه را دارند، دیگر بهیچ وجه مایل به تکرار آن گونه صحنه ها نیستن. چرا که برای آن ها روشن شده است که قدم زدن درمیدان جنبش توده ای زمین مین گذاری شده است که به آن ها تعلق ندارد. این واقعیت را امروزه نه فقط در  صف آرائی های جدید و در میدان عمل مشاهده می کنیم، بلکه در فرادستی گفتمان اعتدال و یا در بیانیه های امثال تاج زاده ها هم می بینیم که صراحتا شرکت بی قید وشرط در انتخابات و مرزبندی با اعتراضات خیابانی هم چون دو راهبرداصلی مشاهده می کنیم.

 

سخن پایانی:

یکی از توهم ها و توهم پراکنی های خطرناک اصلاح طلبی جدید و پوست انداخته، و همه زوائد و اقمارآن ها و شبه اپوزیسیون در داخل و خارج آن است که گمان می کنند جناح حاکم حتی اگر آن ها  بتوانند چندمهره را جلو و عقب بکشند، در قیاس با کل کرسی هائی که مشروعیب میبشخند چیزی جز طوفان در فنجان و جابجاکردن صدلی چندنفر در ماشینی که سکان هدایت و سمت وسوی حرکتش کلا در دست جناح حاکم است نیست، گویا جناح حاکم این خرده پیروزی باصطلاح خودشان نمادین آن ها را اگر بدست آید، به رسمیت خواهد شناخت!. غافل از آن که آن ها با دو چالش بزرگ و محمتل در ارتباط با همین طوفان در فنجان مواجه اند بدون آن که حتی آمادگی کنش متقابل در برابرآن را داشته باشند: نخست، آن ها که قاعده بازی و داوری و نتیجه را از قبل تعیین می کنند، بعید است  که دراین مورد هم دست روی دست بگذارند. برعکس آن ها به انواع اقدامات و تمهیدات متقابل و تاکتیک های خنثی کننده حتی اگر شده  به شکل تقلب موضعی و یا جابجائی جمعیت و امثال آن مبادرت خواهند ورزید. ثانیا، و این مهم تر است، مگر اصلاح طلبان پوست انداخته نمی بینند، گویا در نقطه کور و بدون دید در حرکتند، که حریف قدر دارد تدارک سرکوب و بحران افرینی مرحله پس از "انتخابات" را از هم اکنون تدارک می بنند و طرح و نقشه آن را بر روی میزگذاشته است. آمدن خامنه ای برروی صحنه در آخرین دقایق و توصیف دقیق مجلسی که باید از دل انتخابات بیرون بیاید و نیز بیرون کشیدن مجدد شمشیرخطربزرگ نفوذی ها، اعم از نفوذی های که انگلیس و دیگرقدرت ها به آن ها لیست داده اند و حتی نفوذی هائی که خود از نفوذی بودنشان بی خبرند! و اخطار به خط کشی هائی چون میانه روها علیه تندرها و حزب اللهی ها، نشان از خواب های شوم و خطرناکی است  که قدرت مسلط و شخص ولی فقیه دیده است. طی چنین مسیری برای حفظ قدرت مطلقه ولایت فقیه و نظام اجتناب ناپذیراست و بدیهی است چرت آن هائی را که فکر می کنند درعین تمکین به بازی در چهارچوب قواعددیکته شده جناح حاکم، می توانند به شیوه خزنده پیشروی بکنند را پاره کرده و نشان می دهد که ابرهای بحران فارغ از قیل و قال و یاوه گوئی های تاکتیسیین های زین کردن اسب تروای مقوائی و یا پیام های رهبرانی امثال خاتمی و  رفسنجانی  و کروبی  و موسوی و نوری ها و... ... و یا تاج زاده ها و حجاریان ها و دیگرصاحبان توهم ایجادحماسه و تکانه های بزرگ در مجلس و ساختارقدرت، هم چنان درحال متراکم شدن است. تا مادامی که تمکین به بازی در چهارچوب قواعددیکته شده توسط پوست اندازن جریان دارد، آن ها فاقداهرم های لازم  فشار و چانه زنی لازم هستند و تعادل نیرو در ساختاررسمی قدرت به زیان آن هاست. از سوی دیگر آن ها نگران خیزش جامعه انباشته از بحران اند و به شیوه کاملا بهداشتی و کنترل شده از طرح مطالبات و ایجادفضای حداقل برای سازمان یافتن حرکت های از پائین که ممکن است موجب خارج شدن کنترل حرکت از دست آن ها بشود، اجتناب می ورزند . آن ها تنها خواهان سیاهی لشکرند که در چهارچوب مطالبات و اقدامات عملی اشان حرکت کنند.

 و چنین است که بطوراجتناب ناپذیر زمان پایان دادن به بازی در بالا و به سیاهی لشکراین یا آن جناح شدن توسط بخش هائی وسیعی از جامعه که دل به نتیجه این نوع این بازی بسته اند، فرارسیده است. در قطب بندی درون نظام پیرامون دو رویکرد باصطلاح اقتصاد با عقلانیت سرمایه داری بازارآزاد و با عقلانیت سرمایه داری انحصاری و رانتی، اقتدارگرا و کنترل شده، هیچ رنگ و بوئی از مطالبات مردم وجود نداشته و نمایندگی نمی شود. حتی دیگر از آن سایه روشن های توسعه سیاسی هم دیگرخبری نیست.  در صورت خودآگاهی به تحولاتی که جریان دارد و مشاهده بن بست ها در بالا، طبعا شرایط مناسب تری برای شکل گیری قطب مستقل از حاکمیت و اجنتاب از سیاهی لشکر این یا آن جناح شدن، بر پایه پیوندناگسستنی عدالت اجتماعی و آزادی، که فی ذاته بیرون از دایره مانورهای دو جناح پیرامون هرکدام از آن ها در برابرآن دیگری است، فراهم می گردد. بهره برداری از این زمینه ها و شرایط بالقوه مناسب برای شکل دادن به قطبی مستقل در برابرحاکمیت برای برون رفت از وضعیت بن بست و گشودن افق هائی در برابرجنبش ضداستبدادی و برابری خواه، واجداهمیت است. بکوشیم که به سهم و توان خویش بر طنین این گفتمان و شکل گیری این قطب یاری برسانیم.  

2016-02-25-06-1394

 

 

*- نظرسنجی ایسپا

http://www.bbc.com/persian/iran/2016/02/160220_l45_ir94_ispa_survey

 

*- ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط!

http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2016/02/blog-post_14.html#more

 

*- تناقضی بنام رأی اعتراضی

http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2016/02/blog-post.html#more

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟
*موسیقی به دار!‏
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند»
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها!
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟!
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق!
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن!
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق!
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو!
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت!
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر!
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی!
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟!
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند!
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط!
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن!
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی!
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها!
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟!
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم!
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد!
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟!
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی»
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها!
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای!
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم!
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن!
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم!
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها!
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون!
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی!
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد!
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟!
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط!
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی!
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی!
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد!
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"!
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟!
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟!
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید!
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟!
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟!
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم!
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک
*خودکامگی در اوجی تازه!
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟!
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟!
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده!
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم!
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی!
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست!
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم!
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی!
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی!
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی»
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی
*خاورمیانه و بحران زایمان!
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها!
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید!
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!
*جنبش لغواعدام و گام های تازه!
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان!
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!*
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم!
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه!
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟!
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول)
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه!
*پرده برداری از یک هیولای واقعی!
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی!
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ!
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی!
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»!
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی!
*آن چه که در صد روزاول روشن شد!
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن!
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید!
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل!
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد!
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها!
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد!
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی!
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای!
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها!
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»!
*یک پیروزی دیگر!
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی!
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67!
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک!
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن!
*بحران بازتولید و کابینه نجات!
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟!
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن!
*نقش شبح تحریم در"انتخابات"
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"!
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2)
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام!
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت!
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر!
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش!
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟
*در پاسخ به دو انتقاد
* سازها راباید دوباره کوک کرد!
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»!
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟!
*درددل حضرت آقا!
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی!
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها!
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند!
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول)
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟*
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد:
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط!
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود!
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی!
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1)
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا!
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی!
*منشورها و بازارمکاره سیاست!
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی!
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟
*طناب دار بر گلوی دموکراسی!
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ *
*یک استدلال و هزار اما و اگر
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود!
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده!
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری!
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا!
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها!
*چگونه سالی ؟!
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت!
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم!
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید»
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است!
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی!
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره!
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی!
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش!
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی!
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟!
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی
*میراث خمینی برای جانشینان خود
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان!
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان!
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"!
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی!
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟
*جنبش با کدام گفتمان ؟
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان
*یک نافرمانی باشکوه!
* آزمون جنبش زنان درمقابله با
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب!
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی!