ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط!
تقی روزبه

 تعلیق کنش و پایان سیاست!

آیا در شرایطی که همه سران رژیم از همه گرایش ها دائما از مردم می خواهند که از صندوق ها قهرنکنند و ُکردسته جمعی قهرنمی کنیم راه انداخته اند، و خامنه ای مدام تکرار می کند مشارکت گسترده مردم نظام را بیمه می کند و به آن عزت می بخشد، در جهانی که هردیکتاتوری ناگزیراست برای حفظ قدرت تظاهر به داشتن پشتوانه رأی مردمی و حمایت اکثریت داشته باشد و گرنه استمراراستبداد با چالش های بیشتری مواجه می شود، آقای فرج سرکوهی چگونه ادعا می کند*، تحریم که از قضا در اتمفسرکنونی می تواند آشکارا معنای نافرمانی مدنی پیداکند، تاکتیکی منفعل است.

 

1-نقطه عزیمت اتخاذیک تاکتیک نه می تواند نظراکثریت باشد و نه مقبولیت آن در نزداکثریت الزاما شاخصی برای درستی یا نادرستی و یا درجه فعال بودن و یا غیرفعال بودن یک تاکتیک. تاکتیک قبل از همه عصاره یک رویکردراهبردی است در شرایط و امکانات معین و بنابراین قبل از هرچیز درستی و نادرستی آن منوط است به میزان وفاداریش به آن رویکرد و این که تا چه اندازه آن را متبلور کند. گرچه هرتاکتیک وفادار به راهبرد برای تبدیل شدن به نظر و کنش هرچه بیشترجمعیت جامعه می کوشد. اما وقتی در جامعه رویکردهای متفاوتی وجود داشته باشد، شاخص فعال و یا منفعل بودن تاکتیک بستگی به بردآن، هم چون کنش مشترک، در میان آن بخش از جمعیت دارد که مدافع چنان رویکردی هستند. هر تاکتیک تا زمان فراگیرشدن و جلب نظرقاطع اکثریت، هنوز تاکتیک اقلیت است و چه بسا بتواند با استمرار و اثبات حقانیت خود نظراکثریت را هم جلب کند. خلاصه آن که وقتی رویکردها یکسان نیست، تاکتیک ها نیز نمی توانند برای همه جمعیت یکسان باشند و معنای فعال و غیرفعال بودن تا لحظه ای که رویکردعمومی مشترک بدست آید، مشروط به همین واقعیت پلورالیستی است. بنابراین برای مخالفان نظام، تحریم یک تاکتیک فعال است و لزومی هم ندارد که آن ها خود را به سطح رویکرددیگر و از قضا تاکتیک انفعالی آن ها (بله تن دادن به انتخابات باصطلاح سلبی از میان مهره های چیده شده توسط قدرت فرادست، تاکتیکی است عمیقا انفعالی) تقلیل بدهند. این کاری است که اصلاح طلبان و رژیم و شبه اپوزیسیون می کند. علاوه براین وی پیشاپیش رژیم را که حتی خودش هم دشوار بتواند چنین ادعائی را بکند، صاحب اکثریت آراء می داند! و حال آن که اگر بفرض چنین چیزی محرز بود و رژیم از آن مطمئن، دیگر لازم نبود شاهداین گونه رفتارهای غیرمتعارف و مضحک باشیم. به عنوان مثال حتی سخنگوی شورای نگهبان که در آستانه استعفاست، بی خبر از صحنه ردصلاحیت ها که شخص جنتی به تنهائی همه چیز را می برد و می دوزد، شکوه اش در آمده است. اگر واقعا رژیم حمایت اکثریت قاطع را داشت ( نه فقط مشارکت و رأی ثابت آن بخش از جمعیت در شهرهای کوچک و مناطق پراکنده کشور را که بدلیل نقش انگیزه های محلی بود و نبود جناح و سیاستی در آن تأثیر ندارد و به انتخابات معنای خاصی نمی دهد. از قضا مساله و چالش اصلی همانا حضور یا عدم حضور همان 20 یا 25% است که به انتخابات و تحریم معنای خاصی می دهد)، دیگر نیازی نداشت این همه عواقب مهندسی و حذف فله ای و گسترده را بجان بخرد تا نشان دهد که دارای پشتوانه اکثریت است. همه این تلاش ها برای آن است که چنین تضمینی وجود ندارد و باید آن را از طریق این نوع مداخلات رسواکننده در تغییرنتیجه تضمین کند. آیا رژیمی که واقعا پشتوانه اکثریت را داشته باشد، می تواند این حدبحران زده، سراسیمه و نگران از هر ریسمان سفید وسیاه باشد؟ بازهم باید پرسید در چنین شرایطی که همه جناح ها و شبه اپوزیسیون و رسانه های فارسی زبان وابسته به قدرت های بزرگ، با بمباران تبلیغاتی خود بجان مردم افتاده، یک ریز آن ها را تشویق به شرکت در "انتخابات" می کنند، شرکت نکردن بخصوص توسط آن  «25% طلائی» به عنوان یک نافرمانی مدنی، چرا تاکتیکی انفعالی است؟. سال 92 رژیم آشکارا نگران تحریم گسترده انتخابات در شرایطی که نیاز به مذاکره و بستن پرونده بحران هسته ای داشت و برای این کار لازم بود که به قدرت های بزرگ نشان دهد که رأی مردم را دارد و از موضع قدرت مذاکره و چانه زنی کند، به جناح رفسنجانی و روحانی میدان مانور داد. اکنون اما دو باره به سال 88 برگشته، اما بجای تقلب به حذف گسترده و 99% رقبا روی آورده است. بنابراین شبح تحریم همواره در برابر رژیم وجود دارد و پرسه می زند و همواره هم طرحی نو برای درهم شکستن آن در آستین خود دارد. اکنون هم دقیقا چنین است و اتاق های فکر و سردمداران دارند یکسر از خطرقهرمردم و تلاش برای کشاندن مردم به صحنه صحبت می کنند.

 همانطور که اشاره شد مشخصا در موردفعال و غیرفعال بودن تاکتیک تحریم و میزان بردآن، قبل از همه باید به بردآن در میان خودکنشگران ضدرژیم ارجاع کرد و نه الزاما توسط مردمی که هنوز به کنش در چهارچوب رژیم ادامه می دهند و چه بسا نخواهند باین زودی ها از باورهای خود دست بردارند. مگر آن که بخواهیم آن گونه که آقای فرج سرکوهی توصیه می کند، کنش معطوف به کلیت سیستم  را تا اطلاع ثانوی تعلیق کنیم و برویم دنبال کارهای سرگرم کننده دیگر. اگر تحریم درمیان مخالفان نظام و تحریم کنندگان  زمینه دارد، که دارد و اساسا آن ها کاری جز این نمی کنند و از قضا خودفرج سرکوهی نهایتا باعدم شرکتش همین کار را می کند، پس برای آن ها ذاتا و به لحاظ محتوائی یک تاکتیک فعال است، گو این که می توان و باید این محتوا را با انواع کمپین ها و ابتکارات و اقدامات مکمل به منصه ظهور رساند. ضعف مدافعان کمپین تحریم در این حوزه است. صدای آن ها بسیار ضعیف تر است از آن چه که واقعا وجود دارد. ما اگر با افتخار و ابتکار صدایمان را- "نه" به نمایش انتخاباتی رژیم را، به عنوان 25% مخالف نظام در جامعه بلند کنیم، آنگاه معلوم می شود، چه جریان نیرومند و تأثیرگذاری هستیم!.  

 

2- آقای فرج سرکوهی حتی به گزینش بین بد و بدترمردم صحه می گذارد، بدون آن که نتایج گزینش این سیکل معیوب را که منجر به وخامت اوضاع و انواع ممنوعیت ها حتی برای شخصیت های ترازاول آن ها و نیز تشدیدسرکوب جامعه شده  است را  به مردم یادآوری کند. پس وظیفه نقدرفتارجامعه توسط روشنفکرآزادیخواهی چون او در کجای کار قرار دارد؟. نقدنقش مردم در ایجادوضعیت حاکم برخود در کنارجنایت های حاکمیت، بخشی از کنش معطوف به رهائی است.

 

3- آقای فرج سرکوهی مدعی حذف صورت مسأله"انتخابات" و دورزدن آن چیزی است که  هیچ کس، نه فقط حاکمیت، بلکه مردم و جهان و حتی خودوی نمی تواند آن را نادیده بگیرد (بیانیه می دهد مصاحبه می کند....). آیا می توانیم شتردیدی ندیدی، راه خود را کج کرده و سرخود را به کاردیگری گرم کنیم؟ بگذریم که منطق نهفته در این رویکرد تمی تواند صرفا اختصاص به حوزه سیاسی و انتخابات داشته باشد، چرا که توسط همین رژیم و با همین نوع رویکردها در سایرحوزه ها زیست و زندگی، اعم از اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی مواجهیم. رژیم و قدرت مشرف بر زندگی همه جاحضور دارد و مداخله می کند، و همه جا باید با کنش رهائی مردم با آن مقابله شود. سیاست فقط عرصه سرزیرشدن آن ها به این حوزه است و نه جائی بیرون از آن.   

 

کنش خود او نشان می دهد که این کارشدنی نیست. یا باید آن را با کنش تحریم به چالش کشید و یا باید مثل شبه اپوزیسیون زواردررفته با آن در می آمیخت و در مضحکه ای با نتیجه از قبل تعیین شده، تحت عنوان رأی سلبی به یارگیری از میان مهره های چیده شده پرداخت. البته  تحریم نیز خود می تواند از منظرهای مختلفی صورت گیرد که وارد نمی آن نمی شوم. نوشته ایشان گرچه مدعی است "انتخابات" مسأله اپوزیسیون نیست، اما نقدا به مصاف تحریم  کنندگان رفته، به دفاع از مشارکت اکثریتی که به بد و بدتر باوردارند پرداخته و برای مخالفان و اپوزیسیون دموکرات و مدافع عدالت اجتماعی، بی اعتنائی و دورزدن به آن را تجویز می کند. اما این سؤال مطرح است که آیا برای شما  آن 20% 30% 40% ... درصدی که آمارهای رسمی معمولا از رقم عدم شرکت کنندگان می دهند، به عنوان بخشی از جامعه، موضوعیت دارد که صدایشان توسط اپوزیسیون نظام پژواک بلندتری پیداکند یا نه؟. و چرا نباید در شرایطی که مخالف کلیت رژیم هستیم، در کنارتحریم کنندگان داخل کشور، مهم نیست کمیت آن ها چقدر باشد، قرارنگیریم؟. شاید ما همان "دو درصدی"  باشیم که به تأسیس جمهوری اسلامی رأی منفی دادیم، اما به همان دو درصدبودن خودمان افتخارمی کنیم!.

 

4- تصورآقای فرج سرکوهی از مقوله قدرت نیز نادرست و غیرواقعی است. قدرت را یک پدیده صلب و یک بار برای همیشه می ببیند. و حال آن که قدرت مثل هرحوزه دیگرجامعه و بسی بیشتر از آن ها درمعرض انواع فرسایش قرار دارد (چه توسط فشارمردم به نظام و کشاکش دائمی که جاری است و چه از طریق تشدیدتضادهای درونی رژیم و یا فشارهای جهانی و.....). قدرت برخلاف آن گونه که خود می نماید، دایما نیاز به ترمیم و تزریق خون جامعه به خود دارد و هم چون بدن بیماری که دچارکم خونی شده است، بدلیل خشکیدن پایگاه توده ایش، نیاز به تزریق مشروعیت  دارد، و گرنه مثل چرم ساغری می خشکد و یا چون درختی خشکیده در برابرکوچکترین تندباد سقوط می کند. و البته این سوخت رسانی همان کاری است که  اصلاح طلبان و شبه اپوزیسیون برای قدرتی که خود بدلیل شدت انزوا و منفوریت فاقدقدرت بسیج است، انجام می دهند. قدرت یک بار برای همیشه تأسیس نمی شود بلکه دایما فرسوده شده و نیاز به بازتولید و بازترمیم بویژه در جهان کنونی و در موقعیت های بحرانی دارد. در همین سال 88 دیدیم که مردم با آگاهی به تقلب گسترده ای که صورت گرفت؛ 8 ماه خیابان ها را با شعارمرگ بر ولایت فقیه و استبداد قرق کرده و نزدیک بود کاررژیم را بسازند که شبح اش همواره بر فرارانتخابات رژیم پرواز است.  چرا واکنش نسبت به تقلب آن زمان، این بار بدلیل حذف گسترده  و 99% توسط تیغ گیوتین و انجام یک مهندسی خشن و محسوس نتواند صورت گیرد؟ البته اصلاح طلبان با درس گیری از آن خود بیش از همه از آن فاصله گرفته اند. و بهمین دلیل آن ها فاقدابزارفشارهستند و جناح حاکم بیش از پیش به یکه تازی ادامه می دهد. و درست به همین دلیل پایان سیاست در بالا، درعین حال آغازسیاست در پائین و بیرون از سیستم است. آقای سرکوهی که صحنه های پشت زندان و شکنجه را دیده است، قاعدتا باید خوب بداند که شرکت هرچه بیشتر مردم در این گونه نمایشات مضحک، تا چه حد می تواند در ایجاداعتماد به نفس شکنجه گران و سایرکارگزاران نظام و تشدیدفشار به زندانیان و  جامعه را تقویت کند؟ تزریق خون به اندام بیمار بلافاصله خود را در رفتارحاکمان نشان می دهد، اما رأی دهندگان با خیره شدن به تغییرات بسیارجزئی و گذرا، غافلند که از کجا می خورند!

 

5- امروزه در سطح جهان نظام انتخابات پارلمانی، عملا تبدیل به ابزار مهمی برای بازسازی فرسایش قدرت سیاسی توسط بورژوازی شده است. این مساله به گونه ای و به شکل مهندسی شده، توسط دولت های مستبدی چون جمهوری اسلامی و امثال آن نیز بکارگرفته می شوند و برایشان بی اهمیت نیست. جمهوری اسلامی در قیاس با انعطاف ناپذیری سیاسی زمان شاه، بقاء خود را  مدیون این گونه مانورها می داند و بدون چنین نمایشاتی قادر به حفظ توازن خود نبوده و نیست. از این رو تحرکات قدرت سیاسی، بویژه از سوی قدرتی که کنترل جامعه برایش اهمیت تعیین کننده دارد، نمی تواند بازخوردی در جامعه نداشته باشد. چنان که هم اکنون در خلال همین نمایشنامه انتخاباتی، شاهدکانونی شدن صف آرائی های جامعه حول ولایت و استبدادمطلقه از یکسو و بی قانونی عمومی و عریان شدن این این تضاد هستیم. اعلام رسمی نظارت ناپذیربودن رهبر از تریبون های رسمی که بیانگررجعت جامعه به دوران بی قانونی  قبل از مشروطیت است، نشان دهنده کانونی شدن ولایت مطلقه و بی قانونی در برابربی حقی عمومی است. در واقع نظارت ناپذیری قدرت و رهبرآن، شعاراصلی جناح اصلی در انتخابات کذا و درونمایه نظارت استصوابی و سایررویدادهاست. گو این که جناح های دیگر هم در اصل ضرورت ولایت هم چون خیمه نظام هم داستانند، اما بناگزیر برای حفظ نظام و خروج از بحران ها و حفظ منافع خویش، نیازمندتعدیل و مشروط و کنترل کردن این فرانگشتاین خودساخته هستند. بنابراین از این جنبه ارتباطی و نوع هم پوشانی گذرا و محددودی بین تضادهای درونی رژیم و تضادعمده جامعه وجود دارد. در شرایطی که  تضاد کانونی شده جامعه اقتدارمطلقه و بی حقی عمومی است، دیگر نمی توان دیوارچینی بین حوزه های سیاسی درونی رژیم و حوزه های سیاسی جامعه کشید. در واقع رژیم مطلقه برروی آتش فشانی نشسته  است که گدازه هائی از آن در درون خودش نیز زبانه می کشد. زمان شاه انکسار بحران جامعه جائی در ساختارسیاسی آن نداشت، اما در جمهوی اسلامی چنین نیست. در چنین شرایطی چگونه می توان مدعی شد که توجه به نمایشنامه انتخاباتی رژیم ربطی به اپوزیسیون ندارد. مگر ماجراهای 88 و غافگیری رژیم در آن زمان را فراموش کرده ایم؟. از جانب دیگر مهندسی اصلی رژیم از یکسو ناظربر ممانعت از قطب بندی جامعه حول بی حقی عمومی علیه کلیت سیستم ( و علیه بی عدالتی های اقتصادی و اجتماعی ) و کشاندن آن به صحنه منازعات درونی خوداست، و از سوی دیگر همزمان به سرکوب و فشار به باندها و جناح های رقیب و خوش خدمت خود، می پرداز تا یکدستی و انسجام درونی خود را از دست ندهد و  به سرنوشت فروپاشی کشورهای بلوک شرق دچارنشود. اما این مهندسی بی تاوان هم نیست و به بهای هرچه نازک ترشدن پایگاه اجتماعی رژیم و نحیف شدن آن می انجامد. پس معلوم می شود، که این گونه کشاکش های برخاسته از تقابل جامعه و قدرت نمی تواند، حتی برای اپوزیسیون نظام که مخالف کلیت نظام است، و از زاویه و جنبه دیگری، یعنی کشاندن صف آرائی ها به بیرون از ساختارقدرت و به جایگاه اصلی خود، خالی از اهمیت باشد. معنای اهمیت داشتن به معنی وردبه بازی آن ها نیست، بلکه از قضا برای خنثی کردن خرابکاری حاکمیت و برای ممانعت از قطب بندی جامعه صورت می گیرد.

 

سخن آخر و نتیجه گیری،

الف- اولا چرا ما- یعنی مخالفان نظام- نباید بهمراه بخش هائی از مردم که به رژیم رأی نمی دهند، گیرم بیست سی چهل درصد، صدای بلندآنان به نمایش انتخاباتی رژیم باشیم؟ صدای همان هائی که اخیرا در نامه ای از روحانی خواستند که از برگزاری انتخابات مهندسی شده خودداری کند. صدای همان فراخوان هشدارگونه ای که مدتی پیش کانون صنفی معلمان نسبت به شرکت در انتخابات داد. آن ها، که مثل همه این نوع مواردتشکل های مدنی، زیرفشاررژیم، بویژه اصلاح طلبان و حامیان دولت برای مشارکت قرار دارند، با یادآوری تبعات تجربه سال 85 معلمان، یاران خود را با زبانی بهداشتی که لازمه این گونه کنش گری در داخل است، به عدم شرکت فرامی خوانند. همان پیامی که شماری از زندانیان غیراصلاح طلب زندان نیز خواهان آن هستند. همان فریادی که فعالان چپ و روشنفکران و تشکل های کارگری در داخل کشور مدافع آنند، و صدایشان نمی تواند پژواک شایسته ای در سطح جامعه و حتی  رسانه های بزرگ خارج از کشور داشته باشد. چرا نباید با مشاهده فعال شدن تحریم شکنان با یا بی جیره و مواجب رژیم، از اصلاح طلبان و شبه اپوزیسیون زواردررفته و از طریق تریبون های داخل تا رسانه های خارج از کشور، و بمباران تبلیغاتی مردم از یمین و یسار، از داخل و خارج جهت شرکت در "انتخابات"، ما مخالفان نظام و ما مدافعان تحریم سیستم و کسانی که به کلیت حاکمیت "نه" می گویند، برای خنثی کردن نقش این تحریم شکنان کوشا نباشیم و برویم سرکارخودمان؟

پس معلوم می شود کنش معطوف به تحریم انتخابات درمیان جامعه مدنی هم وجود دارد. هدف اصلاح طلبان با آن که زیاد از جامعه مدنی دم می زنند، اما کنترل  و خاموش کردن آن است. بویژه با توجه به خشم و ناباوری از ابعادگسترده حذف گرایش های دیگر، رژیم بخصوص جناح اصلاح طلبان و اعتدالی ها و شبه اپوزیسیون، نگران خلوتی صندوق ها هستند. نگرانی از کجا سرچشمه می گیرد؟. مردم که ربات نیستند، بالأخره وقتی پس از چندین و چند تجربه می بینند که بجای گشایش و بهبود، این حلقه طناب است که به گردنشان فشاربیشتری وارد می کند، خطراین که از صندوق ها قهرکنند بیشتر می شود. ازهمین روست که این چنین دسته جمعی ُکر کمپین ما تحت هیچ شرایطی از صندوق ها قهر نخواهیم کرد براه انداخته اند!

 

پایان سیاست یا پایان یک سیاست؟  

ب- چرا نباید جمع بندی و نتایج سیاست مشارکت جویانه بخش هائی از مردم در طی این دوسه دهه اخیر را که پخش پوستری با چهره مات شده محمدخاتمی به همراه فراخوانی از او برای قهرنکردن، که خودچهره مات شده او آئینه تمام نمائی از بیلان ورشکسته همین رویکرد است، با مردم و شرکت کنندگان در میان نگذاریم؟ بیلانی که  نتیجه تنگ ترشدن دوسرحلقه طنابی است که مهندسی انتخابات را شکل می دهد: ممانعت از قطب بندی جامعه علیه اسبتدادمطلقه و حذف و سرکوب رقبای درونی برای ایجادیک دستی درساختارقدرت، که حاصل نهائی اش جز سفت ترشدن حلقه و تشدیدخفقان و سرکوب و فلاکت عمومی نبوده و سرجمع بیلان نهائی اش جلوی همه امان قرار دارد. چرا ما ما نمی توانیم به اندازه توان وزن و سهم خودمان، اردوی تحریم کنندگان را گیرم همان اقلیت جامعه را  تقویت نکنیم و با به نمایش گذاشتن انزوای رژیم صفوف آن را تضعیف کنیم؟ مگر جز این است که مقابله با مهندسی رژیم و تقویت و شکل دادن به قطب مخالف حاکمیت به عنوان اپوزیسیون واقعی سیستم حاکم، ایجاب می کند که  دستکم به سهم خود صفوف همسویان خود در داخل یعنی  کسانی را که تن به شرکت در این نوع نمایشات مهوع  نمی دهند را تقویت کنیم و صدای بلندآن ها باشیم؟ مگر جز این است که بدون تکوین چنین قطبی و البته نه فقط در فصول انتخاباتی بلکه همواره، چگونه می توانیم به عنوان مخالفین قاطع استبدادمطلقه و نظام جهنمی کنونی موجودیت داشته باشیم؟ فراتر از آن، مگر نه این است که آرایش و سازمان یابی بخش آگاه تر و قاطع تر و کم ترمتزلزل جامعه ولو در اقلیت، نقش مثبت و تعیین کننده ای در فرایندحرکت رو به جلوی جامعه و در عبور از تضادعمده و کانونی جامعه، به عنوان بخشی از آمادگی برای شرایطی که بحران ها بطوراجتناب ناپذیر لبریز می شوند و امیدها و توهم شرکت کنندگان فرومی ریزند دارد؟. ما البته دنبال مخاطب نیستیم و مردم هم به منبر و منبری احتیاج ندارند، اما چرا دنبال همگرائی با کنشگران همسو با رویکردخود و صدای بلنداین کنشگران نباشیم؟

 

این که ما تاکتیک و کنش معطوف به رویکردضدسیستمی خود را تا اطلاع ثانوی، تعلیق کنیم جز تعلیق کنش و پایان سیاست معطوف به کلیت سیستم نیست. اما این درست همان چیزی است که برای پایان دادن به سیاست سترون مشارکت جویانه و درون سیستمی باید به آن قوت داد. همه چیز در جامعه به شکل گیری یک نیروی فشارواقعی و مردمی نیرومند و دضدسیستم گره خورده و تنها با شکل گیری آن است که جامعه می تواند از حالت تعلیق و تباهی کنونی خود بیرون آید. البته برای اصلاح طلبان و شبه اپوزیسیون خاتمه دادن به کنشگری درون سیستمی به معنی پایان سیاست و بی هویت شدن است، اما برای مردم تشکیل قطب ضدسیستم به معنای هویت یافتن است. پایان سیاست، پایان یک سیاست شکست خورده و درون سیستمی است، و آغازی است برای سیاست در معنای دگر: بازگشت به جامعه و  مبارزه واقعی علیه سیستم و "قدرت مطلقه اش".

 

2016-02-14

نه تحریم، نه شرکت؛ انتخابات مساله ما نیست

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=72011

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات»
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن!
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم!
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟
*موسیقی به دار!‏
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند»
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها!
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟!
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق!
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن!
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق!
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو!
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت!
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر!
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی!
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟!
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند!
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط!
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن!
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی!
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها!
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟!
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم!
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد!
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟!
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی»
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها!
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای!
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم!
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن!
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم!
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها!
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون!
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی!
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد!
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟!
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط!
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی!
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی!
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد!
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"!
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟!
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟!
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید!
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟!
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟!
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم!
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک
*خودکامگی در اوجی تازه!
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟!
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟!
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده!
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم!
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی!
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست!
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم!
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی!
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی!
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی»
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی
*خاورمیانه و بحران زایمان!
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها!
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید!
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!
*جنبش لغواعدام و گام های تازه!
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان!
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!*
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم!
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه!
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟!
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول)
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه!
*پرده برداری از یک هیولای واقعی!
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی!
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ!
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی!
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»!
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی!
*آن چه که در صد روزاول روشن شد!
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن!
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید!
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل!
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد!
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها!
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد!
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی!
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای!
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها!
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»!
*یک پیروزی دیگر!
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی!
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67!
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک!
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن!
*بحران بازتولید و کابینه نجات!
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟!
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن!
*نقش شبح تحریم در"انتخابات"
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"!
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2)
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام!
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت!
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر!
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش!
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟
*در پاسخ به دو انتقاد
* سازها راباید دوباره کوک کرد!
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»!
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟!
*درددل حضرت آقا!
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی!
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها!
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند!
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول)
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟*
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد:
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط!
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود!
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی!
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1)
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا!
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی!
*منشورها و بازارمکاره سیاست!
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی!
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟
*طناب دار بر گلوی دموکراسی!
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ *
*یک استدلال و هزار اما و اگر
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود!
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده!
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری!
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا!
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها!
*چگونه سالی ؟!
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت!
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم!
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید»
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است!
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی!
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره!
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی!
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش!
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی!
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟!
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی
*میراث خمینی برای جانشینان خود
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان!
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان!
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"!
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی!
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟
*جنبش با کدام گفتمان ؟
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان
*یک نافرمانی باشکوه!
* آزمون جنبش زنان درمقابله با
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب!
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی!