درخواست خامنه ای از مخالفان نظام
هوشنگ کردستانی

علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در تاریخ دهم دی ماه از کسانی که مخالف نظام هستند درخواست کرد در انتخابات شرکت کنند. او ده روز بعد گفته خود را تغییر داد و گفت، مخالفان نظام حق انتخاب شدن ندارند.

اکنون این پرسش مطرح می شود، مگر نه آن است که در نظام ولایت فقیه مردم صغیرند و حق تصمیم گیری ندارند؟ ولی فقیه است که حق دارد و باید به جای آن‌ها تصمیم بگیرد. مگر نه آن چند تن از پامنبری ها بارها گفته اند که رأی مردم در برابر رأی رهبر فاقد ارزش است و اگر رأی رهبر مخالف رأی مردم باشد رأی رهبر معتبر است؟ پس چه شده و چه اتفاقی افتاده که خامنه ای از مخالفان نظام چنین درخواستی نموده است؟

نخست: به دلیل آنکه می داند اکثریت مردم در درون و بیرون از کشور با نظام استبداد مذهبی و خودکامگی ولایت فقیه مخالف اند. اگر شمار مخالفان پنچ یا حتی ده میلیون تن هم بود، او به عنوان رهبر نظام چنین درخواستی که نشانه ضعف د ر برابر مخالفان است مطرح نمی‌کرد.

در شرایطی که همه دست اندرکاران حتی رهبر نظام ولایت هم متوجه مخالفت روزافزون مردم نسبت به حاکمیت اسلامی شده اند، جای شگفتی است کسانی که ادعای آزادیخواهی یا ملی گرایی دارند تا آن حد خود را کوچک و حقیر ساخته اند که برای شرکت در انتخابات نام نویسی کرده‌اند درصورتی که آگاه بودند صلاحیت شان رد می‌شود.

روی سخن من با مارکس گرایانی نیست که ادعا می کنند مارکس ملی گرایی را تأیید می کرد، با این وجود از مردم دعوت می کنند در انتخابات شرکت کنند و به نامزدهای جناح هایی رأی بدهند که سردمدارانش ضد ملی بوده و در سرسپردگی شان به غارتگران استعمار نو جای تردید نیست.

یا با آزادی خواهانی که برای استقرار مردم سالاری و تحقق آزادی‌های فردی و اجتمائی تلاش و کوشش و مبارزه کرده اند تصمیم به شرکت در انتخاباتی دارند که در حقیقت تأیید استبداد حاکم است.

روی سخن بیشتر با کسانی است که نام عضویت در شورای مرکزی جبهه ملی برخود می نهند و ادعای پیروی از راه و مکتب مصدق دارند با این وجود نامزد شرکت در نمایش انتخاباتی استبداد مذهبی می‌شوند.

گرچه ماهیت شورای مرکزی کنونی جبهه ملی در تهران جای بحث و تردید است و جبهه به مفهوم واقعی آن نیست، بیشتر حزبی است به نام جبهه ملی. همین شورای مرکزی هم نام نویسی آنان را حرکتی فردی اعلام کرده که هیچ ارتباطی به جبهه ملی ندارد.

چگونه می‌توان هم ادعای پیروی از اندیشه‌های آزادیخواهانه مصدق را داشت و هم نامزد شرکت در انتخاباتی شد که نامزدهای آن باید از صافی شورای نگهبان بگذرند و سرسپردگی شان به ولی فقیه ثابت شده باشد؟

چه انتظار یا انگیزه‌ای باعث شده که برای شرکت در انتخاباتی فرمایشی و از پیش برنامه ریزی شده

نام نویسی کنند؟

در نوشتار پیشین ام زیر عنوان «توانایی ملت مان را باور کنیم» این موضوع را پیش بینی کرده و یادآور شده بودم که:

« به تازگی برخی از کسانی که ادعای ملی گرایی دارند شاید به دلیل طولانی شدن سال های مبارزه به این نتیجه نادرست رسیده باشند که سردمداران نظام را اندرز دهند و یادآور شوند در صورت پذیرفته شدن پیشنهادهای شان، ملی گرایان در انتخابات شرکت خواهند کرد! و لابد به نامزدهای اصلاح طلبان رأی خواهند داد! چون هیچ‌کس غیر از وابستگان به جناح ها حق نامزد شدن در انتخابات فرمایشی را ندارد- این افراد رابطه قدرت با سیاست را در نیافته اند و نمی دانند که در سیاست حرف اول را قدرت می‌زند نه پند و اندرز ... همچنین غافلند که پیکار آزادیخواهانه ملت ایران را نمی‌توان با این ساده اندیشی‌های بدور از خِرَد سیاسی و آگاهی‌های مبارزاتی یک بار دیگر به مسیر اشتباه کشاند

دوم آنکه یکی از شگردهای مشترک جناح های حاکمیت در برپایی خیمه شب بازی انتخابات، کشاندن هرچه بیشتر مردم به پای صندوق های رأی گیری است تا نشان دهند که گرچه نظام ولایت فقیه، آزادی‌ها را از میان برده، آزادیخواهان را به بند کشیده یا از میان برداشته، میلیون ها ایرانی را آواره کشورهای بیگانه کرده، اصول منشور حقوق بشر را زیر پا نهاده، با این وجود از پشتیبانی اکثریت بزرگی از مردم ایران برخوردار است.

یکی از نقاط ضعف‌ها و نگرانی های بزرگ سردمداران اسلامی ترس از عدم شرکت مردم در انتخابات است. آزادیخواهان باید به این ضعف و ترس ناشی از آن آگاه باشند و فشار را بیشتر بر این نقطه وارد آورند، عدمشرکتدرانتخابات.

استدلال‌های خوش‌بینانه و ساده انگارانه کسانی که می‌کوشند مردم را تشویق به شرکت در انتخابات کنند این است که:

- درانتخابات شرکت کنیم تا تمرین دمکراسی کرده باشیم! به زعم آنان گویا در نظام ضد دمکراسی هم

می توان تمرین دمکراسی کرد!

- درانتخابات شرکت کنیم تا عوامل نظام گذشته- گویا منظورشان وابستگان به دربار پهلوی است که به عمد بنام عوامل نظام گذشته یاد می کنند- نتوانند به قدرت باز گردند. آنان فراموش کرده اند که وابستگان به استبداد سلطنتی در سال ۵۷ که سی و هفت سال جوانتر بودند و قدرت را در دست داشتند، فرار را بر قرار ترجیح دادند. آیا هنوز هم باید از بازگشت شان به قدرت نگران بود؟

- از فرصت استفاده کنیم از مخالفان انقلاب که خامنه ای هم به وجودشان اعتراف کرده بخواهیم دست کم در تهران در چند حوزه مشخص! حضور یابند، بدین سان به دنیا نشان دهیم که شمار زیادی از ایرانیان مخالف نظام اند. و چنانچه از این رهگذر گرفتاری ای هم برایشان پیش آمد نهراسند، مورد ضرب شتم قرار گرفتند، بازداشت و یا حتی از کار هم بیکار شدند، مهم نیست مهم آن است که دنیا- منظورشان دولتمردان قدرت‌های بزرگ غربی است- از مخالفت ایرانیان با نظام کنونی آگاه شوند.

این ها برخی از استدلال های کسانی است که مردم را تشویق می‌کنند در نمایش انتخاباتی نظامی شرکت کنند که قانون اساسی‌اش را جزو اصولی که تضمین کننده بقای خودکامگی و یکه تازی است، زیر پا نهاده و در همه زمینه ها رابطه را جایگزین قانون کرده است. نظامی که رهبرش از نزدیکی افکار خود با رئیس جمهور منتخب اش که دیوانه عوام فریب و عقب افتاده ای بیش نبود یاد می کند، کسی که ثروت‌های حاصل از فروش نفت و گاز را خود و اطرافیانش غارت و به خارج از کشور منتقل کردند.

نظامی که اقتصادش یغماگر و غارتگرانه است، دچار نابسامانی‌های ناشی از جنگ قدرت جناح‌های داخلی است.

نظامی که آشفتگی، آشوب و فسادی باور نکردنی در معنویات، اخلاق و فرهنگ جامعه پدید آورده، که ارزش‌های انسانی و سُنّت‌های دلیری و شجاعت را از میان برده و ترس و وحشت را جایگزین آن کرده و می کوشد جامعه را از اخلاق تهی سازد. راستی و درستی را بی ارج، تقلب و دروغ مصلحت آمیز را رواج و گسترش داده است. نظامی که می‌کوشد تقلید را جایگزین تفکر و اندیشه سازد. تقلید یعنی سرسپردگی کورکورانه، یعنی بردگی و تشویق استثمار، تقلیدی که انسان را از نیک اندیشی باز می‌دارد. همین تقلید کورکورانه است که برخی از مجاهدین جدا شده را به دامان جناح های رژیم می اندازد و برخی از نا امید شدگان از قبله گاه مسکو را به سوی کعبه واشنگتن متمایل می‌کند.

خسارات جانی و زیان های مالی که نظام خودکامه اسلامی بر مردم زیر ستم ایران وارد آورده، جامعه را به دو بخش اقلیت زورگو و یغماگر فرومایه و اکثریت ستمدیده غارت شده تقسیم کرده است .

در چنین شرایط دردناک و خفقان آوری پیشنهاد و تبلیغ شرکت کردن مردم در انتخابات از سوی هر فرد یا سازمانی که بوده باشد، خوار شمردن و توهین به مبارزات آزادیخواهانه مردم است که می‌روند تا در سایه همبستگی ملی به آرمان‌های ملی و تاریخی تحقق بخشند و نظام مردم سالار را جایگزین استبداد و خودکامگی کنند.

«بهاران می رسد از راه یاران اگرچه اندکی تأخیر کرده است» (مصطفی بادکوبه ای)

 

 هوشنگ کردستانی (هموند پیشین شورای مرکزی جبهه ملی و حزب ملت ایران )

 

منبع:پژواک ایران


هوشنگ کردستانی

فهرست مطالب هوشنگ کردستانی در سایت پژواک ایران 

*پافشاری بر نکات تفرقه افکن سد راه شکل گیری همبستگی ملی است  [2017 Oct] 
*همه پرسی اقلیم کردستان و پی آمدهای آن  [2017 Oct] 
*فرمانروایی قانون، نه خودکامگی  [2017 Sep] 
*سامان استبدادی مذهبی از درون می پاشد  [2017 Jul] 
*استبداد مذهبی در سراشیبی سقوط [2017 Jun] 
* سخنی چند پیرامون انتخابات اخیر [2017 May] 
* 28 اردیبهشت را به روزهمه پرسی نفی نظام استبداد مذهبی تبدیل کنیم  [2017 May] 
*سی و هشتمین سال استقرار نظام اسلامی و آینده تاریک آن [2017 Feb] 
*سی و هشتمین سال استقرار نظام اسلامی و آینده‌ی تاریک آن [2017 Feb] 
* خطر تکرار فاجعه دردناک ساختمان پلاسکو  [2017 Feb] 
* به یاد سر سپردگان نهضت ملی ايران پروانه و داریوش فروهر  [2016 Nov] 
*احتمال یک دگرگونی سیاسی و نظامی در منطقه  [2016 Sep] 
*اشک‌های پهلوان وهمبستگی‌ مردم  [2016 Aug] 
*فرجام یک کودتای نافرجام [2016 Aug] 
*یادی از ۲۵ خرداد سال۶۰ [2016 Jun] 
*پایان آتش بس میان جناح های درون حاکمیت [2016 Jun] 
*آشکار شدن دروغ و نیرنگ [2016 Mar] 
*تجلی سکوت سنگین مردم در روز رأی گیری [2016 Feb] 
*درخواست خامنه ای از مخالفان نظام [2016 Feb] 
*توانایی های ملتمان را باورکنیم [2015 Nov] 
*دوگانگی سیاست غرب با بنیادگرایی [2015 Nov] 
*سالگرد به خون خفتگان نهضت ملی ایران پروانه و داریوش فروهر [2015 Nov] 
*آیا در سوریه ورق بر می گردد؟ (۲) [2015 Oct] 
*آیا در سوریه ورق بر می گردد؟ [2015 Oct] 
*ماجرای نفت ایران از آغاز تا کودتا [2015 Sep] 
*حکایت همچنان باقی است ... [2015 Aug] 
*پی آمدهای شکست حزب عدالت و توسعه ترکیه در منطقه [2015 Jun] 
*پیوند تاریخی ایران و یمن [2015 May] 
*نوروز نماد شکوهمند ملیت ایرانی [2015 Mar] 
*منفعت عمومى يا منافع فردى ،پيروزى انتخاباتى نتان ياهو يا مصالح حياتى اسرائيل [2015 Mar] 
*چرا چنین شد؟ [2015 Feb] 
*سخنی پیرامون اسنادی که منتشر نشد و موقعيت سياسى كشور [2015 Jan] 
*پاسخی به فتوای ادیب برومند [2014 Dec] 
*نبرد حماسه آفرین کوبانی [2014 Nov] 
*«خلافت اسلامی» و خطر احتمالی آن برای ایرانیان [2014 Oct] 
*جنگی نامشروع به نام «دفاع مشروع» [2014 Jul] 
*گروه تروریستی «داعش» چرا و چگونه پدید آمده است؟ [2014 Jul] 
*موهبت نیک اندیشی [2014 May] 
*با امید به پیروزی ملی به پیشواز نوروز می رویم [2014 Mar] 
*گذشت زمان واقعیت ها را آشکار می سازد [2014 Mar] 
*یادی از اول بهمن1340 دانشگاه تهران  [2014 Jan] 
*توضیح ویادآوری [2014 Jan] 
*شاه باید سلطنت می کرد یا حکومت؟ [2013 Dec] 
*وضعیت اسفناک افغان ها در ایران [2013 Nov] 
*اعتراف سیا C.I.A به شرکت در کودتای 28 مرداد [2013 Aug] 
*نبوغ رفسنجانی بود یا تدبیر خامنه ای؟ [2013 Aug] 
*این بار هم در انتخابات تقلّب شد [2013 Jun] 
*تصمیم مردم به تحریم انتخابات خواب سردمداران نظام را آشفته کرده است [2013 Jun] 
*عدم شرکت در انتخابات «نه» گفتن به کلیت نظام است [2013 May] 
*عوام فریبی و همسویی با منافع بیگانگان [2013 Apr] 
*ترفندی نو برای کشاندن مردم به پای صندوق های رأی گیری  [2013 Mar] 
*به کنون و آینده ایران بیاندیشیم [2013 Feb] 
*به سود کدام جریان به نماد آزادگی و ملی گرائی می تازیم؟ [2013 Jan] 
*چه برسرِ درآمدهایِ نفتی آمده است؟ [2012 Dec] 
*چرا آمریکا با حمله هوایی اسرائیل به ایران موافق نیست [2012 Nov] 
*بحرین از گذشته تا کنون [2012 Jul] 
*رویدادهای 25 خرداد 60 و 25 خرداد 88 و تفاوت های آن ها [2012 Jul] 
*سخنی پیرامون جزایر سه گانه ایران و خلیج فارس [2012 Jun] 
*سوریه به کدام سو می رود؟  [2012 May] 
*درسی که باید از انتخابات اخیر گرفت [2012 Mar] 
*نوروز نمودی از هویت ملی ایرانیان [2012 Mar] 
*ایران آبستن حوادث است [2011 Nov] 
*تجزیه طلبی و راه رویارویی با آن [2011 Aug] 
*کشمکش های درون نظام جمهوری اسلامی نشانه شتاب در فروریختن آنست [2011 Aug] 
*جنگ خامنه ای با رئیس جمهور برگزیده اش [2011 Jul] 
*نوروز نمودی از هویت ملی ایرانیان  [2011 Mar]