تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها!
تقی روزبه

 
آیا تحریم انتخابات به معنی خانه نشینی و تاکتیک انفعالی است، و شرکت کردن به معنی یک تاکتیک فعال؟
آیا تحریم تاکتیکی است فراتر از ظرفیت مردم و دعوت مستقیم به سرنگونی؟
آیا تشکل ها و جامعه مدنی تحت عنوان ماهیت سیاسی تحریم نباید وارداین حوزه بشوند؟
آیا عدم شرکت با یکدست کردن رژیم، موجب تقویت سرکوب می شود یا برعکس موجب تضعیف موقعیت رژیم و تشدیدشکاف های درونی اش؟
آیا برای انجام تحریم حتما نیاز به حزبی فراگیر و سازمانده هست؟
آیا همسوئی برخی نیروهای غیر مردمی با این تاکتیک می تواند خللی در درستی این تاکتیک وارد کند؟  
این ها از جمله سؤال هائی هستند که در این پرسش و پاسخ ها مطرح شده و مورد بحث قرارگرفته اند.
 
آقای علی اردلان* در نوشته اشان از منظرعدم دخالت جامعه مدنی در جامعه و حوزه سیاسی به مسأله واردشده اند. ایشان البته نکات دیگری را مطرح ساخته اند که من مخالفتی با آن ها ندارم، اما در موردجامعه مدنی با وجودآن که در عمل اشتراک نظر وجود دارد، اما به دلیل اهمیت این موضوع ملاحظاتی دارم که به عرض می رسانم:
اگرجامعه مدنی هم، کاری به قدرت سیاسی نداشته باشد قدرت سیاسی بویژه از نوع استبدادی آن تمام هم و غمش در جهت ادغام آن در خوداست. چنین پویشی ذاتی و محصول قدرت جداشده از بدنه جامعه بوده و موجودیت و فربه شدن آن در گروهضم جامعه مدنی در خوداست. این هضم همه جا چه در جوامع پیشرفته سرمایه داری با اشکال پیچیده و باصطلاح نرم افزاری و چه در جوامع استبدادی به شکل ذمخت و سخت افزاری جریان دارد.
 
مثلا اکنون در همین اروپا از یونان تا فرانسه مجالس باصطلاح مردمی مثل موم در کنترل سرمایه داران است. حتی اوباما در آخرین سخنرانی خود بخشی از سخنانش را گرچه به شکل جویده جویده و با هدف ثبت در تاریخ افتخارات خود و نه معطوف به اقدامی عملی نسبت به خطری که دموکراسی در آمریکا را موردتهدیدقرارداده اختصاص داده است. شما در آمریکا اگر میلیاردر نباشی عملا قادر نیستی حتی کاندیدشده و واردکازارانتخاباتی بشوید. از سوی دیگر بین جامعه مدنی و قدرت سیاسی دیوارچینی وجود ندارد و هر خواست و مطالبه ای مثل حق شهروندی و انتخابات آزاد، لغواعدام و شکنجه و صدها مطالبه دیگر همه و همه در مسیر پیشروی خود با مقاومت و سرکوب مستقیم یا غیرمستقیم قدرت سیاسی مواجه می شود.
بدون جنبش های اجتماعی و فشارجامعه مدنی تحولات اجتماعی صورت گرفته در طی چندقرن اخیر و عصربوررژوائی اساسا قابل درک نخواهد بود. بنابراین این نوع تعاریف و تقسیم بندی ها و دیوارکشی ها بین جوامع مدنی و سیاسی در زندگی واقعی و اجتماعی کارکرد و اعتبارواقعی ندارند و بیشتر برای کنترل جوامع مدنی از پویش ذاتی خود صورت می گیرند. ناگفته نماند که حتی همان حقوق بشرموجودهم، به شکلی حق انقلاب و شورش کردن مردم علیه نظام های استبدادی را مطرح کرده و مشروع شناخته است، بنابراین حقوق بشرهم غیرسیاسی نیست. از این رو فرمول هائی که دست و پای جامعه مدنی را می بندند و آن را در پوست گردوهائی چون نقش احزاب و "تعاریف آکادمیک از جامعه مدنی" می گذارند (تحت عنوان تقسیم وظایف سیاسی و اجتماعی که گویا اولی متعلق به حزب است و دومی حیطه فعالیت جامعه مدنی) اعتبارواقعی نداشته و جز برای کنترل و بهداشتی کردن جامعه مدنی علیه طبقه حاکم و سیاستمداران آن نیست. 
 مسأله اصلی، جدائی قدرت (و ازجمله قدرت سیاسی و مشرف بر زندگی) از خودجامعه و مبارزه علیه این جدائی است که ویژگی عمده جوامع طبقاتی- هرمی می باشد. جامعه در برابر این جدائی و از خودبیگانه شدگی، و علیه جدائی قدرت سیاسی مبارزه می کند، هم در چهارچوب توازن قوا مطالبات و خواست های معینی را به قدرت ها تحمیل می کند و هم در راستای ادغام دیالکتیکی قدرت در جامعه یعنی تعیین حق سرنوشت جامعه بدست خود، در برابرپویش وقفه ناپذیرقدرت و طبقه ممتازه سیاسی و اقتصادی برای ادغام آن در خود.
در حقیقت مسأله اصلی مبارزه و منازعه جامعه مدنی و جامعه سیاسی (دولت)، پیرامون جدائی و کشمکش ایندوست که سنتزنهائی و دیالتیکی آن انحلال دولت و قدرت مشرف برجامعه و ادغام کارکردهای اجتماعی آن در خودجامعه و رهائی از قدرت بیگانه شده و مسلط بر زندگی خواهد بود که روح مبارزه آزادیخواهانه و عمیقا دموکراتیک جوامع بشری را تشکیل می دهد که با حذف جامعه طبقاتی و نابرابری های اجتماعی ملازمه دارد. روشن است که چنین پویشی هیچ نسبتی نه با مشارکت جامعه مدنی در قدرت (که در نوشته شما هم آمده) دارد که جز بیرون کشیدن جاشنی مقاومت و مبارزه جامعه مدنی نیست، و نه با بیطرفی و بی تفاوتی تعریف شده در آکادمی علوم اجتماعی بورژوائی نسبت به قدرت سیاسی مسلط برجامعه مدنی، که معمولا در آموزه ها و گفتمان چنین جوامعی برای حفظ و تقدیس این جدائی موعظه می شود. جامعه بشری باید بتواند با افزایش توانمندی اداره زندگی خود بدست خویش و ابداع سازوکارهای متناسب با این رهائی، دوران صغارت و باصطلاح پیش تاریخ خود را پشت سربگذارد و برای تحقق این هدف، تقویت و سازمان یابی جامعه مدنی و جنبش های اجتماعی و مبارزه همه جانبه علیه قدرت های بیگانه شده را به پیش برد.
خانم ناهید نبی مطرح کرده اند که سؤال از جناب نگارنده این است که چهل سال سیاست در ظاهر سوپر انقلابی اما در نهان انفعالی "یا همه چیز یا هیچ چیز" (موکول کردن همه چیز به بعد از سرنگونی حکومت) چه سودی عایدجنبش تحول طلبانه مردم کشورمان کرده است؟ آیا حضورمردم در صحنه به طرح مطالباتشان و گسترش آن ها بیشتر کمک می کند یا خانه نشینی؟ آیا به میدان آمدن مردم هزینه رد صلاحیت های فله ای و تقلب در انتخابات را برای حکومت بالا نمی برد؟
چنین سؤالی که عموما هم از سوی این رویکرد مطرح می شود در حقیقت یک سؤال فراافکنانه است که لاجرم به پاسخ فراافکنانه و کاذبی منجر می شود. فی الواقع جواب این سؤال را  قبل ار هرکسی خودایشان و هم نظرانشان باید بدهند. چرا که وضعیت کنونی محصول آن شیوه ای است که در طی چندین دهه گذشته اجراشده است (یعنی پیشبردهمین سیاست وجه مسلط را تشکیل می داده است). حاصل شیوه ای تقلیل مطالبات و انتظارات و خواست های خود به سطح منازعات و چالش های جناح های قدرت بوده است که هیچ ربطی به مطالبات واقعی مردم نداشته و ندارد و گزین بین بد و بدتر است که اساسا وضعیت کنونی برساخته آن است که حتی خود"اصلاح طلبان و تحول خواهان" هم قادر به نفس کشیدن نیستند و با شمشیری بر فرازسرخود، زندان و حبس و تصویرممنوع و ... مواجه اند. حتی به میدان آمدن احمدی نژاد هم سوای تقلب ( تردستی جناح حاکم) محصول تمکین به بازی در بساط حاکمیت بود و البته حاصل سیاست های ضدکارگری و ضدمردمی اصلاح طلبان، که بستر و شرایط لازم برای عوامفریبی را برای جناح حاکم و شخص خامنه ای و احمدی نژاد برای بسیج بخش هائی از مردم بسودخود فراهم ساخت.
 
آیا 40 سال تجربه کافی نیست که این نوع کنشگری و سیاست ورزی موردنقد و جمع بندی قرارگیرد؟! تا کی باید مردم با مشروعیت بخشیدن به رژیم بدبختی بیشتری را روی خود آوارکنند؟ جناح اصلی قدرت دوسرطناب را بدست دارد: هم گیوتین نظارت استصوابی را و هم کشاندن مردم به میدان معرکه انتخاباتی خود، با وساطت اصلاح طلبان برای تأمین مشروعیت متزلزل و بحرانی خود را. مشارکت مردم در این نمایش ها فقط حلقه طناب را به گردن خودآن ها تنگ تر می کند، چنان که کرده است. سخنگوی کانون معلمان در نامه ای که پیش از رفتن به زندان برای همکاران خود نوشته، تأکید کرده است که مبادا اشتباه سال 85 یعنی بازی در بساط رژیم را که جنبش معلمان را به محاق فروبرد تکرارکنید*. سال ها پیش دفترتحکیم وحدت در پی ورود به این میدان و این نوع بازی و سودای کسب نمایندگی در مجلس و مشارکت در قدرت و حمایت از جناحی در برابرجناح دیگر، به سرنوشت رقت باری دچار شد که هیچ گاه نتوانست دوباره سربلندکند.
نکته بعدی آن است که تحریم به هیچ وجه خانه نشینی نیست. اولا مضمون آن نافرمانی مدنی است در برابر بازی در میدان مهندسی شده قدرت مطلقه ای که با در دست داشتن دو سرطناب مردم را به سوی انقیادبیشتر و حقارت و افلاس می کشاند. "نه" به مشروعیت دادن به رژیمی است که از همان فردای انتخابات با اتکاء به رأی مردم و با اعتمادبه به نفس بدست آمده از ِقبل آن، به سرکوب گسترده تر مبادرت می ورزد. از سوی دیگر تحریم هم هیچگاه معادل انقلاب و سرنگونی نبوده (و انتساب چنین ادعائی به آن ها) بخشی از مغالطه و اتهامات طرفداران مشارکت در نمایش های انتخاباتی رژیم به مخالفین خود است. اما همین تاکتیک می تواند حلقه ای مهم در فرایندتقویت جنبش مردم برای پیشروی و بخشی از یک استراتژی مبارزه با کلیت نظام و نفی و سرنگونی نهائی باشد. حداقل کارکردآن، عدم همکاری با رژیم و ندادن مشروعیت به آن در برابرفشارهای خارجی نظیر حقوق بشر و...  فشارهای داخلی از جانب جامعه ناراضی است. نباید فراموش کنیم که قدرت، امرپایدار و قائم به ذات نیست بلکه فرسایش دارد. تحریم در جهت فرسوده ساختن بیشتر آن است و شرکت در جهت نفس تازه کردن و ترمیم قدرت. هم چنین نباید فراموش کنیم که نقش و خدمت اصلی و واقعی اصلاح طلبان و اعتدالی ها و امثالهم در شرایطی که جناح حاکم بشدت منزوی و فاقدقدرت بسیج است، داغ کردن تنورانتخابات نمایشی، و جلب مشارکت و شکستن فضای تحریم بوده است و بهمین دلیل رژیم به این وجه از کارکردجناح اصلاح طلبان همیشه نیاز دارد. خدمتی که هیچ کس بخوبی آن ها قادر به انجامش نیستند، بدون آن که حتی شرط و شروطی برای این خدمت گران بهای خود قائل شوند.
 
آن ها تحریم شکننان قهار و خوش خدمت رژیم هستند، حتی اگر اجر و پاداش لازم را از ولی نعمت خود دریافت نکنند.
و بالأخره به میدان آمدن مردم اولا قبل از آن که برای رژیم از طریق ردصلاحیت ها هزینه بوجود آورد، مهم ترین نیازرژیم سراسربحران زده، یعنی زدن مهرامضاء باصطلاح مردم برای کسب مشروعیت سیاسی را برای خاموش کردن صدای  مخالفان فراهم می کند، و لاجرم مبارزه علیه نظم استبدادی را دشوارتر و پرهزینه تر می کند و ثانیا آن هم در شرایطی که جناح حاکم و شخص خامنه ای و سران سپاه و ... با مهندسی کامل انتخابات و با اعلام این که نظارت استصوابی حق الناس و مؤثر است و این که اجازه تکرارمجلس ششم را نخواهندداد، عزم و جزم خود را پیشاپیش اعلام کرده اند. آن ها به چه زبانی باید بگویند که با کسی بر سرانحصارقدرت شوخی ندارند. در چنین شرایطی حتی در چهارچوب توهم به اصلاح و یا تحول نظام، شرکت بدون پیش شرط فاقدعقلانیت متعارف است. بدیهی است که نه مخالفان و نه حتی جناح های رقیب تحت چنین شرایطی چاقویشان دسته ندارد و هیچ اهرم فشاری ندارند. حتی اگر بطورمقطعی در جائی و زمانی رژیم ناچار به عقب نشینی شده است، آن مواردنیز ناشی از ترسش نسبت به جنبش تحریم و خطرخیزش اعتراضات بوده است.
مثل سال 92که جواز ورودبه روحانی را داد. در حقیقت موقعی هزینه رژیم می توانس زیاد بشود که اصلاح طلبان و اعتدالی ها، حداقل اعلام می کردند که اگر گیوتین نظارت استصوابی بر گردنشان فرو بیاید از شرکت در انتخابات امنتاع خواهند کرد. اگر آن ها این حربه را داشتند جناح حاکم این چنین جرئت نمی کرد با کمال وقاحت  99% از کاندیدهای آن ها را یک جا از دم تیغ بگذراند! این کار را می کند، چون می داند که تفنگ حریف تا چه حدخالی است!. با این وجود مرعشی رئیس ستادباصطلاح اصلاح طلبان می گوید ما بخاطرآن، میدان را (همان میدان کاملا قرق شده توسط حریف را) ترک نخواهیم کرد! چون هستیم اگر رأی بدهیم و گرنه وجود نخواهیم داشت!. آیا بزدل تر و بی بته تر از سیاستمداران اصلاح طلب، در دنیا کسی را سراغ دارید؟!
 
بگذریم از این واقعیت که هدف ها و مضمون منازعه جبهه اعتدالی ها و اصلاح طلبان با جناح حاکم، هیچ نسبتی با مطالبات مردم ندارد. به عنوان نمونه مگر در 16 آذرامسال دانشجویان یک پارچه شعارمبارزه علیه خصوصی سازی دانشگاه ها را که شعاردولت "تدبیر و امید" هم هست ندادند؟. سرنوشت کانون معلمان  و نیز پیام درخشان سخن گوی آن نمونه دیگری است از کنش آن چه که آن ها جامعه مدنی می دانند و البته همین اصلاح طلبان چون همیشه برای بیرون کشیدن جاشنی سوزان آن دست به کارشده اند... از آن جا که وضعیت کنونی حاصل چنین شیوه ای است، باین دلیل مردم باید قبل از هرچیز خود را از افسون و چنبره گفتمان اصلاح طلبان و اغواگری ها و فریب کاری های آن ها بیرون بکشند و بشوندخودشان. آن گاه اهرم فشارخواهند داشت و تحریم یکی از این اهرم های مؤثراست. از قضا طرح مطالبات و خواست ها و مبارزه برای آن ها، برخلاف ادعای منتقدمحترم به پس از سرنگونی موکول نمی شود. این هم یکی از دیگر از آن فرافکنی ها و ادعای باطل است. نکته و بحث اصلی در این رویکرد داشتن اهرم واقعی برای فشاراست که جز نیروی همبسته مردم و فشار از پائین و بیرون به سیستم و از جمله تحریم نمایش انتخاباتی و البته استفاده اصولی از تضادهای حاکمیت در راستای تضعیف کلیت نظام نیست.
آقای مازیارگیلانی نژاد، در انتقاد به مطلبی به نام"کم لطفی نسبت به حربه مؤثری بنام تحریم" که با نقدنوشته ایشان نسبت به تحریم، تحت عنوان انتخابات و سندیکاهای کارگری نگاشته بوند، پرسیده اند که در نبودیک حزب فراگیر چه کسی باید این تحریم را عملی کند؟ بعد از تحریم آیا قدرتی هست که تحصن و راهپیمایی و هجوم به قدرت حاکمه را سازمان بدهد؟ تحریم ایشان ( یعنی من) با سلطنت طلب ها چه فرقی می کند؟...
 
به نظرم، این سؤال ها بخشا از نگرش ایشان به تحریم به و بخشا هم از نگرششان به همسوشدن با نیروهای غیر و یا ضددموکراتیک دیگر سرچشمه می گیرد:
نخست آن که تحریم خیلی ساده یک "نه" به فراخوان و به تلاش بی وقفه حاکمیت برای مشارکت مردم در انتخابات مهندسی شده با هدف کسب مشروعیت و ترمیم قدرت فرسوده و بحران زده خود در برابرفشارهای داخلی و خارجی است و بقول خامنه ای برای نفس تازه کردن وماندگاری نظام است. و در مقابل آن تحریم یک فراخوان برای نافرمانی مدنی- سیاسی است از سوی مردم به انتخاباتی است که نقشی جز سیاهی لشکر در آن ندارند و بهمین معنا سوای سایرپی آمدهای مفروضش، فی نفسه یک تاکتیک کارگشا و قائم به ذات است. و از قضا هزینه آن نیز سنگین و خارج از توان شهروندان نیست. اگر اولی در جهت مشروعیت دادن به رژیم است، دومی در جهت مشروعیت زدائی از آن است. اگر اولی در خدمت ترمیم قدرت است، دومی در خدمت فرسایش آن.
 
اگر اولی به قصد ممانعت و یا تضعیف قطب بندی مستقل جامعه در برابرحاکمیت صورت می گیرد و با هدف کانالیزه کردن اعتراض ها در باتلاق منازعات درونی حاکمیت، دومی بقصدتقویت صف آرائی جامعه است در برابرحاکمیت و پاتکی علیه آن. دوم آن که در حالت طبیعی بسیاری از مردم بر اساس تجربیات خود پی به بی نتیجه بودن شرکت در انتخابات برده اند و امیدی به معجزه امام زاده صندوق ندارند. اما رژیم با مهندسی خود بویژه از طریق اصلاح طلبان و تمامی کسانی که به قدرت دخیل بسته اند و نان و موقعیت خود را در مشارکت هرچه بیشترمردم می یابند، با تمامی توان خود آن برای شکستن جوتحریم به جان مردم و تشکل های آن ها می ا فتند واین البته بخشی از مهندسی چندلایه انتخابات توسط حاکمیت است. کاری که از دست خودجناح حاکم که بشدت منزوی است و کسی برایش تره خورد نمی کند، بر نمی آید. و این درحالی است که مشی اصلاح طلبانه نیز چنان بی یال و دم و اشکن و نزار و کم نفس است که هیچ اهرم واقعی برای اعمال فشاربه رژیم ندارد و نقش اصلی اش برای رژیم همانا داغ کردن تنورانتخابات است و لاغیر. سوم آن که مگر خواست اصلاح طلبان و اعتدالی ها با خواست کارگران و مردم هم پوشانی دارد؟ که مردم و کارگران با تقویت موقعیت آن ها نسبت به رقیب چیزی نصیبشان بشود؟
 
بر عکس آن ها با سیاست حذف خدمات اجتماعی و دادن میدان بیشتر به بخش خصوصی و کاهش دستمزدها و اجرای سیاست های تعدیل و غیره، از پشت به مردم خنجر زده و به حاکمیت و سرمایه داران و بازارجهانی خدمت می کنند. چهارم آن که درست نیست که پویش و تأثیرگذاری جنبش های اجتماعی را با وجودحزب سراسری که وجودشان بخصوص در نظام استبدادی حتی نسیته تر است و هیچ گاه هم ممکن است چنان حزبی بوجود نیاید گره بزنیم. خودزندگی و مبارزه سرسبزتر از آن است، که آن ها را قائم به وجوداحزاب و امثال آن کنیم. ضمن آن که مردم در هرگام مبارزه و حرکت به جلو نیرو و انرژی تازه ای را برای پیشروی های بعدی بوجود می آورند و دستمایه حرکت های بعدی برخاسته از حرکت ها و مبارزات پیشین است. بویژه باید بخاطر بسپاریم که در عصرانفحاراطلاعات و شکل گیری شبکه ها کارگران و مردم دیگر باین آسانی زیرچتر و فرامین رهبران و احزاب (اگر که وجودشان را نقدتر و قابل دسترسی بدانیم) نمی روند و آن دوره های حزب سالاری تمام شده است. در حقیقت احزاب و تشکل ها محصول خیزش و پویش جنبش ها هستند و نه برعکس. اکنون این حزب ها و نیروهای پیشرو و فعالین هستند که باید به جبنش ها به پیوندند و به سهم خودآن ها در ساخت و سوز آن شرکت کرده آن ها را تقویت کنند و به کوشند که بطورواقعی به بخشی فعال و پیشرو در دل این جنبش ها و پرطنین ترساختن صدای  آن ها تبدیل شوند.
 
پنجم آن که تحریم قبل از هرچیز یک اقدام مدنی-اجتماعی و یک نافرمانی  است و همانطور که قبلا هم اشاره شد باین اعبتارتاکتیکی قائم به ذات است و نباید آن را معادل هجوم به قدرت و سرنگونی آن تلقی کرد و از این منظر در مورد آن به قضاوت نشست. چرا که ترحیم و هجوم سراسری به قدرت در برگیرنده مطالبات و تاکتیک ها و اشکال گوناگونی از مبارزه فراتر از یک تحریم است. همین همین تاکتیک تحریم تا کسب توانمندی کامل، با امتناع از دادن مشروعیت به رژیم و عدم همکاری با آن و قراردادنش زیرفشارداخلی و جنبه های مثبتنی از فشاربین المللی افکارعمومی و تشکل های مردم نهادجهانی خود یک هدف است. گو این که پی آمدهای مثبت آن می تواند بسته به میزان موفقیتش در کسب مشارکت مردمی و تنها گذاشتن رژیم با صندوق های، متفاوت باشد. از قضا یکی از نتایج آن بدلیل آفرینش یک نیروی فشارواقعی در پائین، تشدید تشدیدمنازعات درونی رژیم و چه بسا دادن امتیازبیشتری از سوی جناح هارتر به جناح رقیب باشد. مهم آن است که روح و جانمایه یک تاکتیک مشخصا در خدمت هدف راهبردی شما (در اینجا تضعیف و فرسوده کردن استبدادمطلقه حاکم و نهایتا سرنگونی آن) باشد. دامن زدن دوگانگی بین تاکتیک و هدف نهائی یکی از آسیب هائی است که نیروهای باصطلاح اصلاح طلب و میانه جو به جنبش ها وارد می آورند. تاکتیک تحریم بیان و در راستای چنین یگانگی است.
 
اما در موردهمسوئی با سلطنت طلبان، اساسا اتخاذیک تاکتیک از اهداف و برنامه کارگران و نیروهای پیشرو از یکسو و شرایط حاکم بر جامعه از سوی دیگر نشأت می گیرد. معمولا به لحاظ تاکتیکی یک مطالبه مشخص در شرایط مشخص کانونی و عمده می شود تا بسیج عمومی و جبهه گسترده ای از کنش گری هدفمند صورت گیرد. اگر شما برای خواست معینی مثلا تشکیل تشکل مستقل کارگری، یا تحریم انتخابات فرمایشی و یای علیه این یا آن سیاست حاکمیت یا کلیت استبدادمطلقه و امثال آن موضع گیری کنید، بسته به دامنه شمول آن خواست، ممکن است در جامعه نیروهای دیگری هم باشند که ولو از منافع و منظری دیگر برای همین مطالبات با شما و در اصل با مردم و کارگران همسوشوند. در این صورت معنای آن این نیست که شما به برنامه آن ها (سلطنت طلبان و قدرت های بزرگ و...) پیوسته اید، برعکس این آن ها هستند که به هر دلیل و زاویه ای با این خواست های مردم و با شما که از آن ها دفاع می کنید همسوشده اند. این که آن ها اهداف دیگری را در سر می پرورانند همواره مطرح هستند و هنر و نقش نیروهای پیشروکارگری و مترقی و آگاه آن است که در عین آن که از طرح مطالبات عمده و فراگیرجامعه و کارگران و زحمتکشان و تشکیل صف گسترده ای علیه دشمن عمده و  رودرروی کارگران و زحمتکشان در شرایط مشخص غفلت نمی کنند، به موازات آن به افشای اهداف نیروهای همسوئی که دارای جهت گیری های غیرمردمی و ضدکارگری هستند نیز به پردازند. اما این که بخواهیم بخاطروجودچنین همسوئی هائی اصل معادله و صورت مسأله را وارونه و واژگون کنیم، از قضا کارگران و زحمتکشان را در برابرخود قرارخواهیم داد و موجب تقویت آن نیروهای موج سوار و دارای هدف های احیانا ضددمکراتیک خواهیم شد.
 
بنابراین لب مطلب آن است که شما با سلطنت طلب ها و امثال آن ها همسو نمی شوند، بلکه این آن ها هستند که ولو بطورتاکتیکی با یک خواست دموکراتیک و عمومی و مردمی همسو می شوند که البته هشیاری و افشاگری مناسب نیروهای ترقی خواه نسبت به اهداف و سمت گیری آن ها را می طلبد.  نکته دیگر آن که این نوع باصطلاح همسوئی ها فقط مربوط به تحریم نیستند، بلکه در بسیاری از حوزه های دیگر هم می تواند وجود داشته باشند، مثلا در موردآزادی زندانیان سیاسی و خواست لغوشکنجه، و مشخصا آزادی کارگران و معلمان زندانی و... . آیا چون مثلا قدرت های بزرگ و یا سلطنت طلب نیز آن ها را مطرح می کنند، باید کنارگذاشته شوند؟ مهم آن است که شما مطالبات مردمی و دموکراتیک و عدالت خواهانه را  مطرح و از آن ها دفاع کنید. آن گاه ممکن است کسانی با رویکردهای دیگری پیدا شوند که با شما در این یا آن مورد همسو باشند و یا نباشند. نکته اصلی آن است که شما مطالبات واقعی و رهائی بخش را به شیوه اصولی و مستقلانه و با اتـکاء به نیروی کارگران و زحمتکشان به پیش ببرید و نه با دخیل بستن به این نوع نیروها. و گرنه بدلیل این نوع همسوئی ها که همواره هم وجود خواهند داشت، باید از ترس مرگ خودکشی کنیم! اکنون یکی از دو معضل اصلی ما، اعم از کارگران و زحمتکشان و همه کنشگران و فعالین اجتماعی، استبدادمطلقی است که مردم ایران و بیش از همه خود کارگران و سایرزحمتکشان را گروگان گرفته است و باید حول آن صفوف خود را متحدکنیم (معضل اصلی دیگر و بهمان اندازه مهم  که با معضل نخست به طورتنگاتنگی گره خورده است، همانا عدالت اجتماعی است که فرایافت آزادی و برابری اجتماعی را به  عنوان یک خواست واحد و همزمان در برابرمان قرار می دهد) .
 
نکته دیگری که باید در انتها اضافه کنم این است که لازم نیست و در عمل هم ممکن نخواهد بود که از همان لحظه شروع  یک تاکتیک، حمایت اکثریت را بدست بیاورد.  اگر عده ای ایده ای را طرح و تبلیغ نکنند، چنین ایده ای هیچ گاه فراگیر هم نخواهد شد. همیشه یک حرکت تازه و بکر و البته برخاسته از و ضعیت و نیازهای واقعی چه بسا با جمعی کوچک شروع شود. مثلا در موردلغواعدام ممکن است سال ها این ایده نتواند نظراکثریت مردم را بدست بیاورد (و یا لااقل تا حالا چنین بود ه است). ولی چنین عاملی نمی تواند خدشه ای  به حقانیت آن واردکند و تنها وظیفه و تلاش کسانی  را که به درستی و رهائی بخش بودن آن باور دارند، بیشتر می کند. خلاصه آن که هر اکثریتی زمانی در اقلیت بوده است و نباید از این جهت بیم داشت. در مورددرستی رویکردتحریم دلایل و نکات متعدی را از جوانب مختلف می توان توان مطرح ساخت. اما به گمان من دلیل پایه ای  و عمده آن در عبارت زیر خلاصه می شود:
 
مهم آن است که بدانیم اولا قدرت (ارتجاعی و سلطه طلب) علیرغم ادعا و نمایش خود امری قائم به ذات نیست بلکه از ِقبل کنش مردم و شهروندان برای جبران فرسودگی و از دست رفتن مشروعتش تغذیه می کند و ثانیا بهمین دلیل در برابرنافرمانی و کنش عدم تمکین شهروندانش آسیب پذیراست. برهمین اساس همانطور که برای رژیم مشارکت در انتخابات یک تاکتیک انفعالی و بی خاصیت نیست بلکه در خدمت مشروعیت بخشیدن و بازتولیدتوان فرسوده شده و نفس تازه کردن است، درست بهمان دلیل و در جهت مخالف آن، تحریم و عدم شرکت هم یک تاکتیک انفعالی نبوده و به اندازه ای که بکارگرفته شود در حکم حربه مؤثری است در مشروعیت زدائی رژیم و فرسوده و متخلخل ساختن آن، و حلقه ای است مهم در شکل دادن به آرایش جامعه حول دوقطبی حاکمیت و مردم، و تاکتیکی است در برابردو قطبی های کاذبی که رژیم هرسال و یا هر دوسال با راه انداختن نمایش انتخاباتی به خوردجامعه ایران و جهان می دهد.
 
ناخدا آزاد می نویسد:
هر گروه سیاسی که تاکتیک تحریم را ترویج کند فقط خودش را ضایع کرده. تا وقتی ائتلاف فراگیر و واحدی از اپوزیسیون وجود نداشته باشد حداقل 60 درصد مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد و این بی توجهی سیلی سختی به گروه های تحریم کننده خواهد بود. ضمن این که تحریم بدون پیش بینی اقدامات بعدی در بهترین حالت کنش اخته ای خواهد بود که فقط حاکمیت را یکدست تر خواهد کرد. ملتی که نتواند از فرصت حاکمیت دوگانه بهره بگیرد به طریق اولی در شرایط حاکمیت یکدست هم کاری از پیش نخواهد برد. لذا رای دادن و رای ندادن در شرایط فعلی تفاوت چندانی ندارند غیر از یک تفاوت مهم که رای دادن به گزینه بد باعث می شود بعدها بابت تحمل مضرات گزینه بدتر بابت رای ندادن تاسف نخوریم وگرنه رای دادن صرف و چهار سال تماشاگرمیدان داری خودسرها  بودن هیچ فرقی با رای ندادن ندارد.
 
دوست گرامی، اولا نتیجه 37 سال رأی دادن اکثریت به جناح باصطلاح بد در برابربدتر موجب آن نشده است جامعه که جای خود دارد، حتی خوداین حضرات  هم گرفتارخودسرها نشوند. چنان که اکنون یا ممنوع التصوبر و ممنوع الاسم هستند یا خودشان و فرزندانشان در زندانند و خودسرها هم چنان جولان می دهند، به تجمعات و  سفارت خانه ها وغیره حمله می کنند. بنابراین نتیجه با ادعا نمی خواند. ثانیا وضعیت را ایستا دیدن ما را به نتیجه گیری غلطی می رساند. اگر اکثریت بزرگی تحریم می کردند یا بکنند رژیم دیگر این اقتدار را هم نداشت و نخواهد داشت.  ثالثا (تداوم) قدرت در زمانه ما بدون کسب مشروعیت مردمی بسیار شکننده می شود و انتخابات مهندسی شده و بعضا گزینش کارگزارانی چون روحانی و امثالهم فقط فرصت ترمیم و نفس تازه کردن  به جناح سر تا پا فرورفته در بحران را می دهد. معضل این است که هیولائی را که خود می سازیم و مشروعیت می دهیم و تقویتش می کنیم، نیروی قائم به ذات و مشرف برخود می پنداریم ( و به استتناج های نادرست می رسیم) . هم چون فرانگشتاین که سازنده اش را می خورد و به خاک مذلت می نشاند. کافی است شهروندان ایران نیروی خود را باور کنند و خود را از این سیکل معیوب بیرون بکشند، آنگاه معلوم خواهد شد که چرا رژیم پوسیده و تا مغراستخوان فاسد تاکنون سرپا ایستاده است و چرا با قطع بندناف، مشروعیتش و اقتدارش ضعیف و ضعیف تر خواهد شد. رابعا تحریم تاکتیکی است در جهت مشروعیت زدائی و بر نهادتاکتیک مشارکت و مشروعیت بخشی.  گامی است در خدمت شکل گیری دو قطبی مردم و حاکمیت، بجای قطب بندی جامعه حول منازعات رژیم.
 
باید از خودمان به پرسیم بالأخره کی قرار است مردم از خوش نشینی در بساط منازعات ارتجاعی حاکمیت حول قدرت و منافع خودشان، بیرون بیایند؟. ضمنا قرار نیست که تاکتیک تحریم جایگزین سایراشکال و سطوح مبارزه شود. اگر در جائی نگوئیم دیگر بس است و این تاکتیک شکست خورده و عقیم است!، هیچ گاه تجربه جدیدی آغاز نمی شود. نقدا می توانیم با عدم شرکت خود از رژیم مشروعیت زدائی کنیم و باندازه خودمان از تزریق خون مشروعیت به تن بیماری به نام رژیم اجتناب ورزیم.  و بدانیم که قطعا رژیم از مشروعیت برگرفته بیشتر سوءاستفاده می کند تا مردمی که بدنبال امید واهی به دادن این مشروعیت مبادرت می ورزند. تجربه 37 سال درس های بزرگی برای آموختن دارد!
2016-01-25
*- زیرنویس های مقاله  واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟!- نا گفته نماند این پاسخ ها بدون تغییرمعنا و ساختار، در مواردمحدودی به لحاظ ادیت و جمله بندی اصلاح شده اند.
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=71430
 
*-  کم لطفی به اهمیت جربه مؤثری به نام تحریم
 
*- انتخابات و سندیکاهای کارگری
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=71139
 
محمود بهشتی لنگرودی: اشتباه ما را تکرار نکنید 
http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=71405

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

*حق تعیین سرنوشت از منظررویکرد سوم [2017 Nov] 
* انقلاب اکتبر و ادعای کودتا! [2017 Nov] 
* آغازدوره پسابرجام؟ آرامش قبل ازطوفان؟  [2017 Oct] 
* گزارش گزارشگرویژه: یک گام مهم و به جلو در مطرح شدن جهانی کشتارتابستان ۶۷ [2017 Sep] 
*جهان به کدام سو می رود-2* [2017 Sep] 
*انقلاب اسلامی و محلل هایش! [2017 Aug] 
*جهان به کدام سومی رود؟ نگاهی به چالش ها و صورت بندی آن ها [2017 Aug] 
*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]