واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟!
تقی روزبه

 

خامنه ای و رمزماندگاری نظام:

"احساس مسئولیتِ مردم که در حضور در انتخابات جلوه گر می شود و دشمن را ناکام می گذارد از عناصر ماندگاری انقلاب است"

 

تبریک«کمیته من کاندیدا می شوم» بخاطرنام نویسی گسترده!

واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟!

تقی روزبه

سخن ازنام نویسی برای کاندیدای نمایندگی در انتخاباتی است که به غیردموکراتیک و غیرمنصفانه بودن آن اذغان می شود. تبریک برای کدام موفقیت؟: از این که رکوردی جابجا شده و حدود 1400 نفر از زنان در سراسرکشور برای کاندیداشدن نام نویسی کرده اند. در این جا این سؤال مطرح است که واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟. به مردم یا به حاکمیتی که در اوج انزوا و بدون دادن هیچ گونه آش نذری و پیش کش و سهمیه ای، این چنین با "امدادهای غیبی" مواجه شده است؟!.شاید هم به جای باران سیل آمده و نگرانند، و ما بی خبر؟!.

در پاسخ به این سؤال، ضمن اعتراف و اذعان به نتیجه قابل پیش بینی خروجی نظارت استصوابی شورای نگهبان، صرفنظر از برخی لفاظی های توخالی چون نگهداشتن پاس حق انتخاب شدن و انتخاب کردن وایفاء وظایف شهروندی، اساسا به باصطلاح رقابتی بودن آن در چهارچوب جناح بندی های حاکمیت و نیزبهره برداری از فرصت ها برای طرح مطالبات استناد می شود، گوئی که رقابت های مهندسی شده باندهای قدرت از ماهیت ضددموکراتیک آن می کاهد و نتیجه این گونه بهره برداری ها از "فرصت های انتخاباتی"، از جمله زندان و حصر و ممنوع التصویر و ممنوع البیان بودن و تهدیدبه تکه پاره کردن رقبا و... پیش رویمان نیست. بدیهی است که نفس وجودرقابت بین باندهای حاکمیت و حتی بهره گیری از تشتت در صفوف حاکمیت و دشمن برای تقویت قطب مستقل و مردمی امرتازه ای نیست.

در اصل مراد اصلی این رویکرد، جز مشارکت در دعواهای درونی حاکمیت حول تقسیم قدرت و تقویت این یا آن باند و جناح و لاجرم تبدیل شدن به زائده و سیاهی لشکرقدرت نیست. و گر نه کمتر کسی پیدامی شود که پس از گذشت نزدیک به 40 سال از عمرحاکمیت، به خودجرئت بدهد که به کرامات ولایت فقیه و نظارت استصوابی در حق نیروهای مستقل دل ببندد. بر این اساس این پرسش مطرح می شود که آیا آن را باید فرصتی برای مشروعیت یابی رژیم بشمارآورد یا فرصتی برای مشروعیت زدائی از آن؟. آیا کسی در جهان حکومتی مستبد را می شناسد که از خیل مشارکت گسترده باصطلاح شهروندانش در انتخابات تحت کنترل و مهندسی شده که اساس آن را تمکین به مقررات و باید و نبایدهای نظام باهدف مشروعیت بخشیدن و بازتولیدخود تشکیل می دهد، ناخرسند و ناخشنودباشد و به آن نبالد؟ آیا خامنه ای پس از نزدیک به سه دهه حکومت از سرغفلت و نادانی به منافع خوداست که از مخالفان نظام می خواهد که برای پرشورو پرنفس کردن آن در انتخابات شرکت کنند؟ آیا او نمی فهمد آن مخالفی که هوس اسم نویسی به کله اش زده، نقدا دم درخان اول، اسم نویسی- باید با سپردن یک تعهدکتبی، التزام و اعتقادخود به نظام اسلامی و ولایت فقیه را ابراز کند تا نوبت به خوان های دیگر برسد؟. بدین ترتیب کسی که هوس شرکت به سرش زده باشد، خود باید اولین شلیک را به باورهای دموکراتیک اش، اگر که چنین باورهائی وجود داشته باشند، وارد بکند؟!  

 

ظاهرا تحولات بحرانی منطقه و ظهورداعش، جماعتی را چنان سراسیمه کرده و عنان از کف آن ها ربوده و افق دیدشان را تیره و تارساخته است که بقول معروف از ترس جهنم به مارغاشیه پناه برده اند. در ابرازشادمانی گوی سبقت را حتی از خودسردمداران و کارگزاران رژیم ربوده و با زدن چوب حراج به همه ارزش ها و شاخصه های دموکراتیک، چنان ناشکیبا و دوان دوان، ای کاش که بسوی سراب و نه بسوی باتلاقی که آغوش خود را برای فروبلعیدن گشوده است روان شده اند که سرانجامش خواب از چشم آدمی می رباید!. یا شاید آن چه را که می بینیم و می شنویم واقعیت نداشته و در عالم خواب و بیداری است! و اگر چشمان خویش را بگشائیم این بختک نیز گریبانمان را رها کرده، بال می گشاید و غیب گردد. اما نه! متأسفانه پیام تبریک به مناسبت ورودبه میدان بازی و باتلاق انتصابات رژیم واقعیت دارد*.

باری، هدف مشارکت گسترده در "انتخابات" است و وظیفه این کمیته همانطور که از نامش پیداست تشویق زنان و دیگرافرادموافق چنین حضوری در مجلس شورای اسلامی است. گرچه حتی خودفراخوان دهندگان هم امیدی به عبورکاندیدهای مستقل و مدافع حقوق زنان ندارند و بهمین دلیل پایان بیانیه خود را با یک "اگر" به پایان می رسانند. "اگر" که شورای نگهبان و نظارت استصوابی اجازه دهد....

 

پارادوکس قدرت و جامعه مدنی

 دفاع واقعی از جامعه مدنی و حضوردر قدرت را نمی توان باهم جمع کرد. اقتضای قدرت، علی الخصوص اگر تمامیت خواه  و از نوع ولایت مطلقه فقیه باشد که تمامی هم و غمش در کل حیات سیاسی خود فروبلعیدن جامعه مدنی به تمامی در خود بوده است، تضعیف و بی یال و اشکم ساختن آن بویژه از طریق مشارکت صوری در قدرت است. برعکس اقتضای شکوفائی واقعی جامعه مدنی فاصله گرفتن از هیولای سیری ناپذیرقدرت و از سیستم و اعمال فشاربه آن از بیرون است. البته کنش مشارکت جویانه در سیستم توسط این نوع کنشگران امرتازه و تجربه نشده ای نیست. شاید برای خودمدافعان کمپین تازگی داشته باشد و آن را نسبت به کمپین های قبلی یک گام به جلو به پندارند، اما در اصل جزایفاءهمان نقش قدیمی و تجربه شده با چهره های جدید نیست. ایفای نقشی که سرانجام رسوایش بکرات تست شده است و لاف زنی مدعیان تازه نفس نمی تواند تغییری در نتیجه اجتناب ناپذیرآن بدهد.

در بهترین حالت به اندازه ای که این رویکرد موفق شود، بهمان اندازه ادغام جامعه مدنی با دولت یا دولتی شدن جامعه مدنی قوام پیدا می کند که البته برای جبهه مقاومت سهم مهلکی بشمار می رود. نرددل بستن به قدرت در کنارلاف دفاع از جامعه مدنی توسط اصلاح طلبان حکومتی را قبلا هم آزموده ایم. بطورنمونه سرنوشت تشکل سراسری تحکیم وحدت با آن یال وکوپالش، وقتی که هدف خویش را به جای تقویت واقعی جامعه مدنی و یا جنبش دانشجوئی، خزیدن به قدرت و کسب  نمایندگی مجلس و حمایت و تقویت جناحی از حاکمیت و لاجرم تبدیل شدن به تسمه نقاله عروج یک جناح به قدرت در منازعات درونی حاکمیت قرارداد، در برابرهمه امان قراردارد. نصیب نهائی آن ها از حضوردر قدرت چیزی جز همان اسکلت بجا مانده از ماهی صیدشده و بزرگ پیرمرد و دریا در پی تهاجم کوسه ماهی ها نبود. تجربه و تاریخ  درس های بزرگی برای آموختن دارد. اگر کسی به آن ها وقعی نه نهد، آن گاه ناچاراست که خود آن را به شکلی مضحک و رقت آور به روی صحنه بیاورد. تکرارچنین صحنه کمیکی مربوط به آینده دور نیست، بلکه از همین حالا، از زمانی که نمایش انتخاباتی شروع می شود، آغاز می گردد: فراخوان برای حضورگسترده در "انتخابات" و ابرازتشکر و تبریک گوئی بخاطرگرم کردن تنورانتخاباتی سیستم را باید تنها چشمه اول به حساب آورد. ضرب المثلی می گوید از تفنگ خالی دو نفر بیش از همه باید به ترسند: نخست کسی که آن را بدست گرفته و آماده شلیک است، دوم کسی که تفنگ به  طرف او نشانه رفته است، ولی او از خالی بودنش بی خبراست. اما وای به وقتی که خالی بودن تفنگ بر طرف عیان شده باشد!. حالا حکایت ماست!.

 

 ظاهرا برای حامیان این کمپین، 37 سال تجربه و فرجام جریان ها و کسانی که می کوشیدند به حاکمیت دخیل ببندند،  برای عیان شدن ماهیت به غایت ضددموکراتیک و ضدزن نظام و نیز سرنوشت رقت بارکسانی که به آن دخیل بستند کافی نبوده است که این چنین پای در رکاب بسیج مردم برای شرکت در "انتخابات" نهاده اند. پی آمدهای این گونه خیز بی مهابا به سوی سیستم، متأسفانه فراتر از این حرف هاست. آن ها هنگامی به فکردخیل بستن به قدرت و درخواست سعه صدر از شورای نگهبان افتاده اند، که  اولا پارادایم اسلام سیاسی با گذراندن باصطلاح دوره شکوفائی و بالندگی، در فازانحطاط کامل و به غایت ارتجاعی خود قرار گرفته است. این انحطاط را می توان در گونه های مختلف اسلامی سیاسی در منطقه، اعم از گندیدگی کامل جمهوری اسلامی اعم از عملکرد و یا گفتمان که اعلام نظارت ناپذیری نظام تبلورآن است، و اسلام گرائی میانه روعدالت و تؤسعه ترکیه و یا خلافت اسلامی نوع داعشی و غیرداعشی آن به روشنی مشاهده کرد. ثانیا شکاف بین مردم و حاکمیت و لاجرم درجه انزوای رژیم در بیشترین حدخود قرارگرفته است. شکاف بین دوگانه جامعه رسمی و جامعه واقعی بیش از هرزمانی به یک واقعیت مشهودی که دره ای ژرف و پرنشدنی بین آن ها حائل شده است و برهمین اساس متقابلا کنش معطوف به جامعه و مبارزه مدنی- اجتماعی برای تغییرجامعه بیش از هرزمانی در برابرگزینه معطوف به قدرت قرار گرفته است. در حقیقت شعارکانونی شده و دست بالای "انتخابات" کنونی، نظارت ناپذیربودن ولایت فقیه و رهبرنظام است، بدون هیچ گونه اما و اگر، عریان و بی روتش. چینش و مهندسی انتخابات، هم برای مجلس شورای اسلامی و هم مجلس خبرگان، بر اساس همین راهبرد و در راستای ممانعت از رخنه مخالفان آن صورت می گیرد.

سوای شعارعام خطرنفوذ که به معنی حفظ ترکیب مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی از "دستبرد"رقباست، خطوط اصلی این مهندسی عبارتند از: قطب بندی جامعه حول صف آرائی های درونی حاکمیت با هدف ممانعت از قطب بندی مستقل علیه سیستم، داغ کردن تنورانتخابات با انواع ترفندها، با هدف صیدحداکثرآراءشهروندان، تأکید بر فیلترینگ گسترده شورای نگهبان تحت عنوان حق الناس نه فقط برای جلوگیری از ورودغیرخودی ها بلکه هم چنین با هدف تضمین سهم شیر برای اصول گرایان، تمهیدسبد های باصطلاح میانه رو و افراطی و احیانا با لیست های جداگانه توسط فراکسیون های اصول گرایان برای صیدحداکثر آراء بسود کلیت اصول گرایان و کسب برتری بر جناح های رقیب. و البته استفاده از یک دوجین اقدامات مکمل و روتین شناخته شده ای چون  تبلیعات متمرکزامام جمعه ها و یا تهدیدها و سخنرانی های خامنه ای پیرامون خطرنفوذ و تیزکردن لبه نظارت استصوابی و ...،  مشارکت و مداخله سازمان یافته بسیج و سپاه و سایرنهادها و تشکل های وابسته برای ریختن آراء در مناطق معین و یا دستکاری و تقلب انتخاباتی در موارد موردنیاز، استفاده از آن چه که به جریان افتادن پول کثیف خوانده می شود برای مداخله در "انتخابات"، و بالأخره تهدید و دستگیری  فعالین و روزنامه نگاران و توقیف و تهدیدبه توقیف روزنامه ها و سایت ها و... همه و همه به عنوان بخشی از روال روتین مهندسی انتخابات بشمار می روند.

 

در چنین شرایطی که حاکمیت، بخصوص جناح حاکم، دستخوش بحران های بزرگ و عدیده سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است و به خصوص در شرایطی که توان بسیج توده ای خود را از دست داده و سخت به دوپینگ و کسب مشروعیت توده ای نیاز دارد و اقدام به دستکاری و تقلب های گسترده هم پرهزینه و دردسرسازمحسوب می شوند، طبعا کسانی پیدا شوند بیرون از دایره قدرت که قربتا الی اله و بدون هیچ قید و شرطی وظیفه گرم کردن تنورانتخابات را به عهده بگیرند، براستی  برای یک رژیم سراسرپوسیده و فاسد و مستبد و منزوی و غرق و فاقدپایگاه مردمی، چه نعمتی بالاتر و بادآورده تر از آن وجوددارد؟!. برای ایفای چنین کارکارستانی است که "کمیته من کاندیدا می شوم" از کمپین تغییرچهره مردانه مجلس، عبور از خان اول را به مردم ایران و به ویژه زنان بدلیل باصطلاح حضوربی سابقه اشان در کازارانتخاباتی رژیم تبریک گفته و آن را اقدامی جسورانه و قابل تقدیرخوانده است. این که از این تعداد چقدرمتعلق به زنان اصول گرا و یا حامیان دولت و اصلاح طلبان است و چقدر نزدیک به آن ها، با توجه به آن که اصلاح طلبان و حامیان دولت نیز برای افزایش سهمشان درقدرت بروی جلب مشارکت زنان و تشکیل یک مجلس همزبان با دولت سرمایه گذاری کرده اند، هنوز روشن نیست. بیانیه هم چنین از شورای نگهبان خواسته است که با محترم شمردن حقوق شهروندان مرحمت کرده و به کاندیداها جوازعبوربدهد. گرچه هنوز معلوم نیست قبل از شروع گیوتین نظارت استصوابی، بر سرآن ها در عبور از فیلترهیئت های اجرائی چه آمده است. چنان که معدود نمایندگان نهضت آزادی ایران کارشان به شورای نگهبان هم نکشید و در همان بدوورود توسط این هیأت ها  ناک اوت شدند! البته ناگفته نماند که برای آن ها هم  نفس مشارکت در مناسک"انتخاباتی" هم چون انجام یک فریضه، مهم است تا حذف کاندیداهایشان!). سوای عملکردچندین دهه شورای نگهبان، خامنه ای به نحوی که جای هیچ گونه ابهام و حاشائی باقی نگذارد با صراحت و صدای بلند اعلام کرده است که  نظارت استصوابی و موثرشورای نگهابان برای جلوگیری از نفوذدشمنان و عناصرناصالح عین حق الناس است و حمایت از آراءمردم.

هدف اعلام شده رژیم برای این "انتخابات" همانطور که اشاره شد جلوگیری از نفوذ است و اساسا نفوذاسم شب انتخابات پیشارواست. معنای نفوذ و مصادیق آن نه فقط شامل جریان ها و عناصری چون کمپین تغییرچهره و نهضت آزادی و جبهه ملی (که  حول آن دچاردوشقگی شد) و... است که جای خود دارند و مصداق عینی نفوذدشمن محسوب می شوند، بلکه شامل بخش مهمی از اصلاح طلبان و حامیان دولت نیز هست. چنان که بکرات اعلام داشته اند که حاکمیت اجازه تکرارمجلس ششم را که معنای امروزی اش حتی تحمل یک مجلس باصطلاح بنفش و اعتدالی و همسو با دولت هم نیست، نخواهد داد. آیا کسی در معنا و مصادیق کلیدواژه "نفوذ" در نمایش انتخاباتی حاکمیت تردیدی دارد؟! یا آن که مسأله غم انگیز تر از این حرف ها و فراتر از دانستن و ندانستن است: البته می دانیم اما به رویمان نمی آوریم!. چنان که بیانیه تبریک کمیته من کاندیدا می شوم سرشار از احساس پیروزی به خاطرافزایش تعدادمشارکت جویان، اعلام می دارد که مرحله اول را با موفقیت پشت سرگذاشته ایم و اینک با اتکاء به نفس بیشتری واردمرحله بعدی می شویم: خان بعدی شفاف سازی مواضع و برنامه زنان و مردانی است که نام نویسی کرده اند و قاعدتا بیش از همه شامل حال کسانی خواهد بود که صلاحیت آن ها موردتأیید قرارگرفته باشد. همانطور که در بالا اشاره شد تا آن جائی که به کاندیداهای مستقیم آن ها مربوط می شود، بسیاربعیداست با عبور از فیلتر های هئیت اجرائی و به ویژه شورای نگهبان چیزی بجز اسکلتی از ماهی برای آن ها باقی بماند.

بنابراین با فرونشستن گردو خاک روشن خواهد شد که بازی و سودای اصلی نه دست یابی به کاندیدمستقیم بلکه بازی در بساط گزین بین بد و بدتر از میان کاندیداهای موردتأییدنظام و عبورکرده از صافی شورای نگهبان، یعنی بازی در بساط منازعات و چالش های داخلی رژیم یا نخستین محورمهندسی انتخابات است. مهم ترین چالش در این مرحله نه فقط مشروعیت بخشیدن به کلیت حاکمیت و بقول خامنه ای شرکت در ماندگاری نظام و نفس دادن به آن است، بلکه هم چنین دادن رأی به کسانی است که اساسا ماهیت رفتارشان قابل پیش بینی است و لااقل در وجه غالب، عملکردشان تصویب سیاست ها و راهبردهای اصلی و بالادستی نظام و امیال و منافع کانون های اصلی قدرت  است که ماهیت مجموعه آن ها جز سرکوب سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و بطریق اولی تضییع حقوق زنان و سایراقشارزحمتکش اجتماعی و یا صحه نهادن بر تؤسعه طلبی های نظامی و منطقه ای حاکمیت نخواهد بود. نباید فراموش کنیم که بنا به تعریف موضوع و مضمون کارمجلس (سوای نقش فرمایشی آن) قانون گذاری و نظارت بر امور و تصویب (و صحه نهادن) به سیاست های کلان و تصمیمات رهبری و حکم حکومتی وی است. از این رو نمی توان شاخص های نمایندگی را صرفا به یکی از حوزه های ولو مهمی چون دفاع از مطالبات و حقوق زنان، تقلیل داد. چه بسا که سرنوشت جامعه و حقوق زنان پیش از این یا آن مطالبه مشخص و موردی در عرصه سیاست های کلان اقتصادی و سیاسی واجتماعی (مثلا سیاست رشدجمعیت و یا اشتغال و..) رقم بخورد و چه بسا در همین حوزه های کلان باشد که تیرخلاص زده شود. تصویب و صحه گذاشتن به این نوع تصمیم های کلان توسط لااقل اکثریت بزرگی از نمایندگان برگزیده شده و دستکم عدم سنگ اندازی اقلیت در برابرآن ها، ویژگی اصلی خروجی انتخابات مهندسی شده در مجالس جمهوری اسلامی است.

 

هستم اگر در "انتخابات"ولوغیردموکراتیک و مهندسی شده شرکت کنم، وگرنه نیستم!

با این وجود تحت چنین شرایطی است که بخشی از جامعه و حتی برخی جریان ها و افرادی که عنوان اپوزیسیون را یدک می کشند، کنش گری و سیاست ورزی را صرفا در اقدامات معطوف به مشارکت در قدرت و بازی در بساط انتخابات به جد مهندسی شده رژیم تعریف و جستجومی کنند. تا آن حد که سر از پا نشاخته و هست و نیست و باصطلاح حیثیت و سرمایه سیاسی خود را به داو می گذارند. البته برای کسانی چون حسن خمینی و رفسنجانی که بدرستی خود را بخشی ازنظام تعریف می کنند و هستند، این ادعا که از آبرویشان برای حفظ و تقویت نظام مایه می گذارند و برایش هزینه می پردازند قابل درک است، اما درک این نوع شیفتگی و سر از پا نشناختن از سوی کسانی که غیرخودی و نفوذی دشمن محسوب می شوند و چشم اندازی هم برای آن که جایگاهی در نظام داشته باشند وجود ندارد، حتی با در نظرگرفتن قواعدعرفی و شناخته شده مربوط به سودوزیان بازارمکاره سیاست، قابل درک نیست. شاید این پدیده را نتوان بدون توجه به واقعیت تحولات پارادایم اسلامی سیاسی و ورودآن به فازگندیدگی و انحطاط کامل و کشاندن بخشی ولواندک از جامعه به همراه خود به وادی چنین باتلاقی، که حاملان این نوع شیفتگی ها آنان را نمایندگی می کنند، تبیین و تشریح کرد. امروزه  سر در برف فروبردن، خود فریبی و بطریق اولی دگرفریبی  پیشه کردن به عنوان بخشی از واقعیت صحنه سیاسی دوره انحطاط نظام است. مشخصه اصلی این رویکرد را می توان چنین خلاصه کرد:

هستم اگر در "انتخابات"، هر انتخاباتی ولوغیردموکراتیک و نمایشی و مهندسی شده شرکت کنم، و گرنه نیستم. باین ترتیب کنش در این رویکردمنحصرا با عطف به سیستم و حضور در آن معنا پیدا می کند و کنش معطوف به مبارزه علیه سیستم و از جمله کنش تحریم "انتخابات"، کنشی بی معنا و انفعالی معرفی می گردد. روشن است که درونمایه چنین رویکردی باصطلاح  د-ان-آ و هسته اصلی مبارزه علیه سیستم و مقاومت جامعه مدنی و از جمله جنبش واقعی و اصیل زنان را نشانه گرفته و طبیعی است که بسته به میزان تأثیرگذاریش، مقابله نظری، سیاسی و اجتماعی با آن و علیه پی آمدهای یأس آورش بخشی از وظایف مبارزان ضدسیستم را تشکیل می دهد. سیاستی که ممکن است هم چون بازگشت بومرنگی، به چهره خودجامعه و جنبش زنان و فعالین زن اصابت کند. بی تردید هدف این نوشته اصرار بر تغییرچنین کنشی نیست، چرا که نهایتا چنین رویکردی وجود دارد و بخشی از واقعیت جامعه امروزما را تشکیل می هد. غرض آن است که اولا چنین رویکردی به همان اندازه ای که واقعا هست ارزیابی شود و مرزجنبش زنان و یا اپوزیسیون با چنین رویکردهائی مخدوش نشود. و ثانیا مبارزه علیه سیستم و مقاومت مدنی و جنبش زنان تحت تأثیرچنین اغواگری هائی به تحلیل نرود و و با عبور از این چالش به بالندگی و سرزندگی خود ادامه دهد.

 در نوشته قبلی خود به جنبه دیگری از مسأله و این که چرا کنش تحریم اهرم مهمی برای تغییر و پیشروی است، پرداخته ام.* در فرصت های بعدی به جنبه های دیگری از این گونه چالش ها خواهم پرداخت.

        2016-01-14-  24-10-1394

بيانيه «کمیته من کاندیدا می شوم» از کمپین «تغییر چهره مردانه مجلس» در تقدير از حضور بی‌سابقه زنان برای کاندیداتوری مجلس دهم

*-  http://www.feministschool.com/spip.php?article7852

 

*- کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری بنام تحریم

http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2016/01/blog-post_3.html#more

 

*- نمایشنامه یک عروج و سقوط! نگاهی است به تجربه سی ریزا در پرش به سکوی قدرت!

http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2015/07/blog-post_18.html#more

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟
*موسیقی به دار!‏
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند»
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها!
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟!
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق!
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن!
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق!
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو!
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت!
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر!
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی!
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟!
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند!
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط!
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن!
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی!
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها!
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟!
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم!
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد!
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟!
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی»
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها!
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای!
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم!
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن!
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم!
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها!
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون!
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی!
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد!
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟!
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط!
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی!
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی!
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد!
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"!
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟!
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟!
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید!
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟!
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟!
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم!
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک
*خودکامگی در اوجی تازه!
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟!
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟!
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده!
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم!
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی!
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست!
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم!
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی!
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی!
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی»
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی
*خاورمیانه و بحران زایمان!
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها!
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید!
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!
*جنبش لغواعدام و گام های تازه!
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان!
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!*
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم!
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه!
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟!
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول)
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه!
*پرده برداری از یک هیولای واقعی!
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی!
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ!
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی!
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»!
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی!
*آن چه که در صد روزاول روشن شد!
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن!
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید!
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل!
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد!
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها!
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد!
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی!
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای!
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها!
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»!
*یک پیروزی دیگر!
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی!
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67!
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک!
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن!
*بحران بازتولید و کابینه نجات!
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟!
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن!
*نقش شبح تحریم در"انتخابات"
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"!
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2)
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام!
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت!
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر!
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش!
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟
*در پاسخ به دو انتقاد
* سازها راباید دوباره کوک کرد!
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»!
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟!
*درددل حضرت آقا!
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی!
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها!
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند!
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول)
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟*
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد:
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط!
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود!
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی!
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1)
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا!
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی!
*منشورها و بازارمکاره سیاست!
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی!
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟
*طناب دار بر گلوی دموکراسی!
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ *
*یک استدلال و هزار اما و اگر
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود!
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده!
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری!
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا!
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها!
*چگونه سالی ؟!
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت!
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم!
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید»
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است!
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی!
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره!
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی!
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش!
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی!
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟!
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی
*میراث خمینی برای جانشینان خود
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان!
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان!
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"!
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی!
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟
*جنبش با کدام گفتمان ؟
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان
*یک نافرمانی باشکوه!
* آزمون جنبش زنان درمقابله با
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب!
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی!