بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟!
تقی روزبه

 
بی شک دست آوردهای تئوریک و نظری مارکس بخشی مهم و جدانشدنی از مجموعه دست آوردهای جنبش سوسیالیستی بوده وخواهد بود، که بدون آن تاریخ پیدایش و تکوین تحولات یک قرن و نیم اخیر قابل درک نیست. بهمین دلیل بازخوانی و فهم آثارمارکس و به ویژه مهم ترین اثراو کاپیتال (نقدسرمایه)، و انتشارآثاری در این باب از دیربازمطرح بوده است. البته این کار به خودی خود به معنای بازگشت به عقب نیست، چرا که نگاه به گذشته و مسیرطی شده، و البته نقدآن در ارجاع به تجربه و دست آوردهای بشری، خود از شروط پیشروی و جلوتررفتن است. علاوه بر این در پی فروپاشی "اردوگاه سوسیالیسم" و اعلان پایان تاریخ، در شرایطی که بورژوازی مدعی پیروزی قاطع و تاریخی بر سوسیالیسم و این که جز خود بدیلی ندارد بود، برافروخته نگهداشتن شعله های امید و رهائی و سوسیالیسم و از جمله نام و اندیشه های بنیان گذاران نظری سوسیالیسم، خود واجداهمیت بوده است.
با شروع عقب نشینی تدریجی موج"پایان تاریخ" و بروزنشانه های سستی و خلل در تعرض عنان گسیخته سرمایه داری و مشخصا نئولبیرالیزم هار که در پی ورودسرمایه داری به گرداب یک بحران بزرگ صورت می گرفت، بار دیگر شاهد سربلندکردن و عروج مجدد اندیشه های ضدسرمایه داری، ضدسیستم و بطورکلی چپ و بطریق اولی مارکس، البته در راستائی کمابیش متفاوت از تجربه سوسیالیسم دولتی شکست خورده هستیم. اگر سوسیالیسم را بدیل سرمایه داری بدانیم با بحرانی شدن بیش از پیش آن، بالیدن مجدداندیشه های چپ چندان امرغیرمترقبه ای نیست. با این همه به وجودآمدن تدریجی چنین فضائی به معنی وجود رویکردی یکسان و رو به جلو در میان همه جریان های چپ نیست. چنان که شعاربرخی بازگشت به هگل و مارکس است.
 
 در اینجا این سؤال مطرح است که معنای بازگشت به گذشته با چه هدف و منظوری صورت می گیرد؟ آیا حرکتی است رو به جلو و پیشرو یا رو به عقب و قهقرائی؟ کدام نوع از بازگشت به مارکس در مدنظراست؟. رویکردعلمی به مارکس، در عین حال مستلزم بررسی و نقدمواضع او در بسترتجربه و دستاوردها و شکست های دوران پسامارکس هم است. اما رویکردی هم وجود دارد که بی اعتنا به تجربه بزرگ و درس های سترگ آن، و با داشتن نگاه غیرتاریخی نسبت به  نظرات مارکس، و جنبه ایدئولوژیک-مسلکی دادن به آن، یعنی بیرون کشیدن آن از بسترزمانی و مکانی خود و لاجرم نادیده گرفتن محدودیت های آن، مدعی است که با بازگشت به گذشته و به سرچشمه اندیشه های ناب آن و با نگاهی ارتدکسال به آن، اکسیری برای حل مسائل و معضلات امروزجهان یافته است و اساسا دوری از آن را منشأناکامی و بحران می داند. پرسش اما این است که آیا اصولا با بازگشت به گذشته می توان برای مسائل دوره کنونی و مشکلات امروزین که بشریت با آن دست و پنجه نرم می کند، و یا برای رهائی چپ از سرگشتگی و پراکندگی درمان معجزه آسائی یافت؟ نقداین رویکرد موضوع این نوشته است:         
 
پس از بحران بلوک شرق و فروپاشی مدل سوسیالیسم دولتی، مثل هر موردمشابه از این نوع ناکامی ها، یک رویکرد که تازگی هم ندارد، رستگاری را در بازگشت به سرچشمه ها و در ناکجاآبادگذشته جستجوکرده و عیب و اشکال را در پیروان و مردمی  که گویا به مکتب رهائی پشت کرده اند. چنین رویکردی نه پاسخ که نشانه تداوم بحران و سرگشتگی است. و نه فقط دارای سرشتی مکتبی نسبت به اندیشه های بنیان گذاران سوسیالیسم است، بلکه چنان که خواهیم دید، موجب تشدیدپراکندگی چپ هم می شود. چنین موضعی بیش از آن که زایا و گشایشگر باشد، سترونی و گزیزخود را از مواجهه با چالش ها و تحولات واقعی و بزرگ پیشاروی جوامع امروز به نمایش می گذارد. مارکس در زمانه خود یعنی عصرشکوفائی دولت ملت ها و ورودبشر به انقلاب صنعتی اول، انقلاب مکانیک و بکارگرفته شدن ماشین بخار، عصری که در آن دودکش ها و کارخانه ها سر برآوردند و قطارها به حرکت در آمدند، در نقدنظام سرمایه داری دست آوردهای بزرگی داشت، اما طبعا بنا به سرشت علمی اش، نظریات او علیرغم ژرف نگریش نمی توانست فراتر از دست آوردها و واقعیت های زمانه خودش باشد، و گرنه به رؤیا پردازی تبدیل می شد که وی از آن پرهیز داشت. حال در شرایطی که پس از وقوع انقلابات متعددصنعتی و ارتباطی با تبعات عظیم خود، که چهارگوشه جهان را شخم زده و آن را تحت سیطره خود گرفته است، سرمایه داری و جوامع بشری واردفازتغییرات کیفا جدیددوره پساانقلاب صنعتی و پسامدرنیته، در قیاس با دوره مدرنیته و انقلاب صنعتی اول شده است. به عنوان مثال یکی از ویژگی های مهم این دوره* به چالش گرفته شدن قدرت، ساختارهای عمودی و سلسه مراتبی قدرت در متن مناسبات جوامع طبقاتی و در اصل یکی از ستون های برپادارنده نظام هرمی-طبقاتی است، که اهمیتی هم چون به چالش گرفتن تقدس مرکزیت زمین نسبت به کائتات در عصررنسانس (انقلاب کپرنیکی) در عرصه مناسبات اجتماعی و جوامع بشری دارد (متأسفانه در این میانه چپ سنتی به جای هضم و تبیین دستاوردهای دوره پسامدرنیته- منظور نقاط قوت و پیشرو آن هاست- که خود در واکنش به محدودیت ها و نابسندگی های دوره پیشین صورت گرفته است، تنها بر نابهنگامی خویش افزوده است). بی تردید تلاش برای جذب چنین دستاوردهائی در دستگاه اندیشگی به معنی برخوردغیرانتقادی با آن ها نیست. اما این که بخواهیم بجای تکوین و انبساط تئوری در انطباق با رویدادهای نوین پسا مارکس، تن پوش گذشته را بر تن"حال" بکنیم، جز نواختن شیپور از دهان گشادش نخواهد بود. چنین رویکردی حامل یک برخوردغیرعلمی با درونمایه رهائی بخش نظرات مارکس و بقول خودوی تحمیل اندیشه مردگان بر زندگان و گذشته بر حال خواهد بود. در حالی که همواره "حال" بسی فربه تر و غنامندتر از گذشته است و نمی توان تن پوش گذشته را بر تن آن کرد، مگر با زیرفشارقراردادن واقعیت های نوین و انکارتحولات پسامارکس، مگر با منجمدکردن زمان و تحولات تاریخی، و مگر با نوعی فاناتیسم و نابهنگامی. در اصل ارجاع به گذشته در مواجهه با مشکلات و مسائل نوین بشری، حامل این تفکر است که گویا از منظرگذشته و در چهارچوب باید و نبایدهای آن، می توان پاسخ های بسنده ای به معضلات امروزین داد و به کنش گری پرداخت.
در حالی که از قضا بحران، ریشه در نابهنگامی چپ نسبت به واقعیت های نوین جوامع امروزین و دگرگونی های عمیق آن در قیاس با دوره هگل و مارکس دارد. اگر نابهنگامی با شرایط واقعی که چپ در آن بسر می برد مشکل اصلی این چپ باشد، آن گاه بازگشت به گذشته جز گریز از حال و آینده نخواهد بود. این که تصور شود با برگشت به 150 سال پیش بتوان بحران و مشکلات جوامع امروز را پاسخ داد، هم به معنی مخدوش کردن وجه علمی نظرات مارکس است و هم چشم بستن بر انکشاف واقعیت های اجتماعی و پویش تحولات نوین و نادیده گرفتن غنای آگاهی و پتانسیل جوامع کنونی. بدیهی است که می توان و باید اندیشه های تاریخ بشری را و به طریق اولی سوسیالیسم و وزن برجسته مارکس در آن را مرورکرد و نقد نمود، هم از آن ها بهره گرفت و هم جایگاهشان را با محک پراتیک اجتماعی و وسایردست آوردهای کنونی علم به آزمون گذاشت. بدین ترتیب نه بازگشت به مارکس (با هدف حل مسائل اکنون بشر)، بلکه فرارفتن از آن، متضمن وفاداری به شیوه علمی اوست. این که با اتکاء به گذشته و بی توجه به مسائل نوین و تکوین آن ها، بتوان مسائل واقعی جوامع و جنبش های امروزی را حل کرد قابل فهم نیست.
مارکس خود از خطرابتذال تئوری سخن گفته و بر آن است که این ابتذال زمانی آغاز می شود که اصول (و مفاهیم انتزاعی) جایگزین واقعیت های زنده اجتماعی گردد. دست آوردهای نظری-تئوریک وقتی از بسترزمان و مکانی خود جداشوند و معنای فرازمانی و فرامکانی پیداکنند، به کلیشه های مقدس و بی محتوا تبدیل می شوند. هم چنان که مارکس می گفت تنها راه پیشروی –کاری که خودمارکس هم در زمان خود به نحواحسن انجام داد، شناسائی واقعیت ها و روندهای نوین و پیشرو جامعه، هم چون اهرم های واقعی پیشروی و تقویت آن هاست. اساسا کمونیزم قبل از آن که یک سری نظرات و اصول و آئین باشد، یک جنبش است و استوار بر مبارزه طبقاتی در حال انکشاف. چنان که در ایدئولوژی آلمانی مارکس می نویسد: "برای ما کمونیزم یک روابط اداری که باید آن را بر قرار کنیم نیست، یک ایده آلی که قرار است واقعیت با آن انطباق گردد نیست، ما جنبش واقعی را که وضعیت موجودامروزی را قراراست دگرگون کند، کمونیزم می نامیم". بنابراین در پاسخ به این سؤال که سوسیالیسم و یا کمونیزم آیا یک جنبش است یا یک سری اصول و اسلوب نظری که به مدد آن باید خلق گردد، یعنی به جای آن که طنین تپش جنبش را بشنویم، دست و پای آن را در پوست گردوی اصول و باورهای خود بگذاریم، دو جهت گیری اساسا متفاوتی در مواجهه با بحران و چالش های جهان امروز در برابرمان گشوده می شود. این بدان معناست که باید مبنای پیشروی و نقد را پتانسیل و ظرفیت های نهفته در جنبش های واقعی و هم اکنون موجود قرار دارد و از آن ها آموخت و بر نیرومندی و غنایشان افزود. این ها برای کمونیزم، اهرم های واقعی پیشروی هستند و نه مقوله های مجرد و گسیخته از پراتیک اجتماعی و فعالیت عملی بشر.
بی تردید مبارزه طبقاتی و جنبش کمونیستی بدون وجه نظری نیست، اما دقیقا به همان دلیل که نظر نیز خود وجهی از یک مبارزه طبقاتی زنده است، حیات و پویش آن در گرو پیوند زنده با دیگر وجوه این مبارزه است. یعنی این که مبارزه طبقاتی کلیتی است کثیرالوجوه و جداناپذیر از اشکال گوناگون مبارزات اقتصادی و سیاسی و نظری و فرهنگی و ... که گرچه هرکدام حوزه عمل و استقلال نسبی خود را دارند، اما در عین حال در پیوندی زنده و مشخص و متقابل با یکدیگر، کلیتی واحد را تشکیل می دهند. چنان که مارکس در همان کتاب ایدئولوژی آلمانی می نویسد: مسأله برسر« توضیح اساس و پایه عقاید از طریق پراتیک مادی است و نه توضیح عمل توسط ایده. نیروی محرکه تاریخ، مذهب و فلسفه و سایرتئوری ها، "انقلاب" است و نه نقد». شاه بیت و درونمایه اصلی تزهای یازده گانه مارکس در نقدفویرباخ نیز ناظربر همین نکته است. چنان که به عنوان مثال در تزهشتم می نویسد: "هرگونه زندگی اجتماعی ذاتا پراتیک است. راه حل عقلانی همه رازورزی که تئوری را به رازپنداری می کشد، در پراتیک انسانی و در درک این پراتیک نهفته است.". بنابراین بدون خیره شدن و مکث برروی جنبش های هم اکنون جاری و  وضعیت و مشکلات واقعی زمانه خود نمی توان به شیوه مدنظرمارکس نزدیک شد. در حقیقت ماهیت و معنای رازورزانه این نوع نظریه های فرافکنانه و بازگشت های ناکجاآبادی را نیز می توان بر طیق متدمارکس، با ارجاع آن به پراتیک اجتماعی دریافت.
از آن جا که موضوع سوسیالیسم یا کمونیزم انسان، جامعه و تنظیم مناسبات برابر و خالی از تبعیض و استثمار در برابرنظام مبتنی برتبعیض و استثمارسرمایه داری است، و از آن جا که این مناسبات در سوسیالیسم رهائی بخش با مداخله مستقیم خودکارگران و زحمتکشان و کنشگری آنان می تواند ساخته و پرداخته می شود و نه به شکل "نیابتی و قیمومیت" توسط نخبگان و نیروهائی مشرف بر آن ها، از این رو خیره شدن به مبارزه طبقاتی و ظرفیت های نهفته در جنبش های اجتماعی و مناسبات و اشکال سازمان یابی نوینی که می افریند و رصدکردن روندهای رو به جلو در آن ها دارای اهمیت راهبردی و الهام بخش برای جلوتررفتن است. در مرکز آن، توان و ظرفیت بالقوه معطوف به خودرهائی کارگران و استثمارشوندگان قرار دارد که بقول درپیر، باید آن را به عنوان مهم ترین و نخستین اصل مارکس دانست که تمامی کارهای عظیم دیگر مارکس چون کاپیتال و...، به قول وی، در قیاس با آن فرعی (و با بهتراست بگوئیم در خدمت اثبات و تشریح آن) بشمار می رود. آنسوی سکه ندیدن ظرفیت های بالقوه خودرهانی، قائل شدن به نقش آفرینی نخبگان است که وجه مشترک همه نظام های طبقاتی است که هیچ ربطی به پروژه سوسیالیسم رهائی بخش ندارد. سوژه سوسیالیسم رهائی بخش خودکارگران و زحمتکشان و مردم، و فعلیت یافتن ظرفیت های بالقوه خودرهان آن هاست، و سوژه تمامی نظام های طبقاتی و سلسه مراتبی نخبگان. که هرکدام شیوه و ساختار ها و نهادها و گفتمان های علیحده خود را دارند.
 
حرکت رو به عقب با امیدرسیدن به سرچشمه به قصدیافتن پاسخ به معضلات واقعی و هم اکنون، حرکتی به سوی سراب و ناکجاآباد است. وقتی مبنای حرکت قرار بر قرائت و فهم نظریه ها باشد، خوانش های متفاوت از همان آغاز، در برابرهم صف آرائی می کنند که در آن هر کسی مدعی می شود که قرائت راستین متعلق به او است و این یعنی روز از نو روزی از نو!. بدون مبنا قرارگرفتن پراتیک اجتماعی و جنبش ها هم چون بستری برای مبارزات ضدسرمایه داری، و بدون تأکید بر پراتیک مشترک و خردجمعی و به موازات آن برقرای دیالوگ های سازنده بین گرایش های مختلف و تقویت گفتمانی رهائی بخش که حامل مؤلفه های اساسی رهائی باشد و بتواند نیروهای متفرق و ضدسیستم را در زیرچتراشتراکاتشان گردآورد، راهی برای برون رفت از بحران وجود ندارد. دیگر زمان آن نوع صف آرائی ها و تقسیم بندی های قدیمی و مبتنی بر مسلک و ان نوع هژمونی طلبی ها سپری شده  است.
 
بهرحال رویکردبه گذشته، علیرغم لحن و ادعاهای پرطمقراق خود حامل درکی آئینی و مذهبی گونه از کمونیسم است. واقعیت این است که این رویکرد هیچ حرف تازه ای برای گفتن در باره فرارفتن از وضعیت و چگونگی مقابله با مشکلات مشخص و مصائب بزرگی که بشرامروزی با آن مواجه است در چنته ندارد و نتیجه اش هم به ناگزیر جز  تشنه رفتن به سوی سرچشمه و تشنه برگشتن از آن نخواهد بود. تکرارمفاهیم انتزاعی بدون ارجاع مشخص به بروبلماتیک های مشخص زمانه، جز طواف کردن حول مشکلات و از دادن فرصت ها حاصلی نخواهد داشت. بسیارخوب! اگر کسی فکر می کند که مثلا با رجعت به هگل و مارکس اکسیری یافته است که می تواند مس را طلا کند، زحمت بکشد و قبل از آن که جامعه و انبوهی از روشنفکران را تشویق به کوچ بزرگ از قرن بیست و یکم به قرن نوزدهم نماید، و بکوشد که آن ها را به وقوع معجزه پس از بازگشت مؤمن و باورمندکند، آیا بهتر نیست که خود از همان منظر و ایمان، نگاهی به مشکلات واقعی و کنونی که جامعه جهانی با آن مواجه است و آن را به لبه پرتگاه کشانده است بیافکند و راه حل های نجات بخشی را که گویا پس از بازگشت از سرچشمه در انتظاراست ارائه دهد تا به ببینیم که واقعا موضوع از چه قراراست و یک من ماست چقدرکره دارد؟. اگر کسی حرفی برای گفتن و طرحی نو برای برون رفت از بحران داشته باشد، طبیعی ترین شکل آن محک زدنش در مواجهه با مشکلات واقعی زمانه خود است.
بازگشت به گذشته نه فقط به معنای گریز از مواجهه با مسائل واقعی اکنون است، بلکه هم  چنین به معنای گریز از نقد و به چالش گرفتن آن چیزی است که تجربه شده است. امری که بدون به چالش گرفتن آن نمی توان هیچ گام واقعی برای فرارفتن از وضعیت موجود برداشت. از این رو تنها با حرکت رو به جلو و نه "فلاش بگ" به  150 سال قبل، چپ می تواند از چرت تاریخی و نابهنگامی خود در آید، بی آن که خود را از پشتوانه سرمایه های گذشته اش محروم کند. اگر بخواهیم بر پایه رئالیسم انتقادی حرکت کنیم، از قضا با نقدتجربه قرن بیستم  و تحولات 150 سال پس از مارکس است که می توان به مواضع مارکس و دست آوردهای آن وفادار بود و به آن ادای دین کرد و حتی از آن ها الهام و بهره گرفت. وفاداری به مارکس بیش از همه در گرورصدکردن واقعیت های نوین اجتماعی و وفاداری به انکشاف جنبش مبارزه طبقاتی هم چون نیروی محرکه تغییر و تحول، و  البته غنای تئوریک بخشیدن به آن است.
 
چپ اگر بخواهد بر مبنای متدرئالیسم انتقادی بر روی یک پرسمان کلیدی و نقدآن به مثابه حلقه پیشروی فوکوس کند، آن پرسمان نمی تواند برآمده از تجربه یک قرن و نیم اخیر و از جمله نقدمواضع مارکس و دیگرکلاسیک ها در ارجاع به تجربه نباشد. برای این کار تنها کافی است روی این حلقه مهم تمرکز شود: "دولت"، دولتی که عصاره نظام سرمایه داری محسوب می شده است و در نزدمارکس و لنین و همه کلاسیک های اصیل و انقلابی یک گزاره معتبر و برنامه ای، که قرار بوده است پژمرده و محو و "نه دولت" شود، چرا به غول بی شاخ و دمی تبدیل شد و  بجای آن که در جامعه ادغام شود، جامعه را در خود ادغام کرد و لاجرم  رؤیای بزرگ تغییرجهان را بر بادداد. و چرا همه تجربه های جلوس بر صندلی ماشین دولتی در طی بیش از یک قرن و نیم اخیر، چپ را کله پا کرده است!. گیرکار در کجا بوده است؟.
 
 عموما هر تجربه و شکست بزرگی با یک پرسش بزرگی همراه است. نقد واقعی از یک پارادایم و گفتمانی که زمانی مسلط بوده و اینک دچاربحران و فرایندافول گشته است، با چنین پرسش بزرگی شروع می شودکه چه بسا ممکن است بتواند راهگشای پاسخی بزرگ برای تکوین گفتمانی جدید در انطباق با تحولات زمانه خود گردد. اجماع بر یک چنین پرسش بنیادی فی الواقع می تواند به تعبیری خود نیمی از پاسخ باشد. اگر بتوان بر روی چنین پرسشی فوکوس کرد، پرسشی که بجای فرافکنی و ایجادگسیختگی و در تقابل قراردادن گذشته و حال و تئوری و پراتیک، آن ها را به شکل دیالتیکی به هم پیوندزند و با استناد به تجربه و پراتیک صورت گرفته به شیوه رئالیسم انتقادی این پرسش را مطرح کند که چه نوع سوسیالیسم و بدیل نظام سرمایه داری و با کدام مختصات بنیادی لازم است که منجر به بازتولیدغول و بی شاخ دمی بنام دولت همه توان نشود؟!. مختصاتی که مارکس در زمان خود تجربه اش را نداشت و با این تصور که دولت گذارموردنظروی محکوم به محو و پژمردگی است، از آن دفاع می کرد. یا همانطور که در مواجهه با بحران عظیمی چون بحران زیست محیطی می توان پیش کشید: اگر سرمایه داری بشریت را به چنین بن بست و پرتگاه خطرناکی کشانده است، جنبش ضدسرمایه داری و بشر چگونه می تواند بر چنین خطری فوری فائق آید؟. این نشان می دهد که برای نشان دادن کارآئی شیوه رئالیسم انتقادی در مواجهه با مشکلات واقعی و جنبه کاربردی دادن به آن، لازم نیست که رنج سفربه گذشته و نابهنگامی را بر خودتحمیل کرد. راه بهتر و مؤثرتری برای آن وجود دارد: درنگ بر مسائل مبرم زمانه و پرسمان های برآمده از پراتیک اجتماعی، خیره شدن به ظرفیت های بالقوه جنبش های اجتماعی طبقاتی هم اکنون موجود و رصدکردن گرایش های نو و مترقی در آن ها، مشارکت و تقویت جنبش های ضدسیستم از طریق تأکید بر اشتراکات و نهادی ساختن دیالوگ پیرامون اختلافات و دور شدن از هژمونی طلبی و سکتاریسم، بهره گیری از دستاوردهای عملی و نظری بشر و از جمله نحله های گوناگون نظری-انتقادی در تولید و تقویت گفتمان چپ. در جهانی که تکثر گرائی از ویژگی های بارز آن است، دیگر دوران هژمونی بلامنازع یک گفتمان سپری شده و مبنای حرکت و پیشروی بر اساس اشتراکات و  برسمیت شناختن اختلافات یا همان وحدت در کثرت صورت می گیرد.
 
هم چنین به آن باید افزود، در دنیائی که بورژوازی جهانی عملی می کند و پرولتاریا و اکثریت عظیم استثمارشوندگان و چپ ها پراکنده هستند و بهمین دلیل در حالت تدافعی قراردارند، و در زمانه ای که این جنبش ها هستند که رأسا سوژه های اصلی حرکت را تشکیل می دهند، چرا باید به جای تأکیدبر مشارکت فعال در این جنبش ها و تقویت اشتراکات، و بجای ترکیب دست آوردهای مارکس با دست آوردهای پس از مارکس، تقویت مبانی نظری و عملی گفتمان رهائی بخش و فراگیری که بیانگرروح زمانه و وحدت در کثرت باشد، رویکردی داشته باشیم در مسیرمعکوس آن. همانطور که صراحت دارد، نه نفس وجود اختلاف ها و تمایز و تکثر که موجب رشدفکری و آگاهی می شود و اجتناب ناپذیر هم هست، بلکه معضل اصلی قراردادن این تمایزات و اختلافات در تقابل با هم با هدف اثبات برتری و اعمال هژمونی یک نظریه و یا نحله فکری بر دیگرنظریه ها و نحله های فکری، و لاجرم تضعیف همکاری ها و همبودگی ها بر پایه اشتراکات در برابرسیستم حاکم است.  دیگرگرایش های انتقادی طرد شده و یا موردبی اعتنائی قرارگرفته، ممکن است الزاما هم در تقابل با بنیادهای نظری مارکس نباشند و چه بسا بیانگروجهی فعال از واقعیت هائی باشند که بدلائل گوناگون از سوی مارکس و یا مدافعان وی موردتوجه لازم قرار نگرفته باشند. برخوردانتقادی با نظریه ها و نگاه های دیگر نمی تواند و نباید نافی بهره برداری از جنبه های مثبتی باشد که می تواند در غنا بخشیدن به گفتمان رهائی و کاستن از محدودیت ها و یکجانبه گری ها مؤثر باشند. بنابراین طرد یا بی اعتنائی تحت عناوینی چون پست مدرنیسم و انواع ایسم های دیگر، قبل از همه به معنای محروم کردن گفتمان سوسیالیسم- و نه الزاما مارکسیسم که خودگرایشی از میان گرایش ها است- از جذب اندیشه های نو، بهنگام شدن و بالیدن است. اندیشه هائی که چه بسا فلسفه وجودی خود را مدیون محدودیت ها و یک جانبه نگری های نظریه پردازان کلاسیک باشند، حتی اگر هم نتوانسته باشند پاسخی بسنده ارائه کرده باشند، بازهم چه بسا بتوانند در شکوفاساختن و بهنگام شدن گفتمان سوسیالیسم مفید باشند. کوبیدن یک جانبه بر تقابل ها، بطوراجتناب ناپذیر موجب افزایش دامنه پراکندگی صفوف چپ و زحمتکشان می گردد. ضمن آن که شکل گیری یک گفتمان بدیل که در تطابق با روح زمانه و قلب تپنده آن باشد، بدون ترکیب و سنتزخلاق و نه الزاما التقاطی دست آوردهای گذشته و حال و نقاط قوت اندیشمندان کلاسیک و پساکلاسیک ممکن نیست. جنبش ها و گفتمان رهائی بخش و معطوف به پراتیک اجتماعی هیچ گاه نمی تواند، علیرغم بهره و الهام گرفتن، خود را تا سرحدیک ایسم و تبعیت از اندیشه های این یا آن نظریه پرداز، تقلیل دهد. گنجایش ظرفی بنام جنبش همواره فراخ تر از این یا آن ایسم است.
در پایان به عنوان اشاره می گویم، اگر بر همان پرسش چرائی رشدغده سرطانی دولت بجای پژمرده شدن درنگ کنیم، به طوراجتناب ناپذیر به مسأله ماهیت قدرت و پویش های گریزناپذیرآن و دست آوردپسامدرنیته و پسامارکسیستی کسی چون فوکو مواجه می شویم که با ارائه این ایده درخشان که قدرت نیز (چون سرمایه که مارکس در زمان خود به آن هم چون یک رابطه اجتماعی پرداخت) یک رابطه اجتماعی است، به یکی از مهم ترین مختصات مغفول مانده جوامع طبقاتی-هرمی-بورژوائی می رسیم که بر طبق آن مبارزه علیه انباشت سرمایه از مبارزه علیه انباشت قدرت، هم چون سرشت مشترک رابطه اجتماعی در نظام های طبقاتی جدانشدنی است. آن ها هم چون دو بازوی مکمل و جدانشدنی و بازتولیدکننده یکدیگر، نه فقط مبنای نقدی کارساز و عمیق بر تجربه گذشته و آن رویکردسنتی که از ماهیت عمیقا بورژوائی قدرت مغفول مانده و گرفتارافسون آن شده بود فراهم می سازد، بلکه گشایگرافق های جدیدی باشد برای انکشاف جنبش آزادی و برابری. چرا که بدون نقدریشه ای گذشته و در مرکزآن نقدقدرت و انباشت قدرت نمی توان گامی واقعی و رهائی بخش به جلو برداشت. و گرنه در بهترین حالت گذشته را همانطور که تاریخ بکرات نشان داده است به شکل کمدی اش تکرار خواهیم کرد!
 
2015-12-22  01-10-1394
 
جنبش های جدیدحامل چه پارادایمی هستند؟:
*- http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2012/05/80.html

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

* گزارش گزارشگرویژه: یک گام مهم و به جلو در مطرح شدن جهانی کشتارتابستان ۶۷ [2017 Sep] 
*جهان به کدام سو می رود-2* [2017 Sep] 
*انقلاب اسلامی و محلل هایش! [2017 Aug] 
*جهان به کدام سومی رود؟ نگاهی به چالش ها و صورت بندی آن ها [2017 Aug] 
*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]