نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی»
تقی روزبه

 

 نتیجه: توافقی که نه سیخ به سوزد و نه کباب!

به هرکس سهمی داده شد تا همه راضی شوند، به همه فرصت مانور داده شد تا هیچ کس تعهد لازم و مشخص و زمان بندی شده را به عهده نگیرد. سهم طبیعت از این توافق، یک تعهد کلی حول گرمایش زمین زیردو درجه و الزام به کاهش گازهای گلخانه ای بود. سهم کشورهائی چون چین و هند و استرالیا و یا کشورهای دارای منابع کلان سوخت فسیلی و کمپانی ها آن بود که از  یک تعهدمشخص و زمان بندی شده برای کاهش سوخت فسیلی معاف شدند. سهم کشورهای پیشرفته صنعتی، توصیه ای خطاب به آن ها بود که  تلاش کنند حتی الامکان در اسرع وقت از انتشارگازهای گلخانه ای خود بکاهند. سهم کشورهای فقیر تر و کم ترتؤسعه یافته هم که بیشترین آسیب را از بحران تغییرات اقلیمی و حذف سوخت های ارزان  متحمل می شوند، وعده کشورهای ثروتمند مبنی بر ایجاد صندوقی زیرنظر سازمان ملل ( برای پرداخت 100 میلیاردلار  کمک سالانه از 2020) برای جبران فشارها و توان انتقال به سوخت پاکیزه بود.  تلاش شد که نگرانی کشورهای جزیره ای و ساحلی هم که از اولین قربانیان بالاآمدن آب دریاها بشمار می روند، و بیش از همه اصرار بر پذیرش افزایش گرمایش تا سرحد یک و نیم درجه داشتند، با قول نگهداشتن گرما در زیر دودرجه راضی بر طرف شود. تنها باین ترتیب بود که دست اندرکاران کنفرانسی که اوبامدعی است، آمریکا رهبری آن را به عهده داشته است، علیرغم بلوک بندی های سه گانه درونی و داشتن منافع متفاوت هرکدام، توانستند به یک توافق عمومی بین تقرییا 200 کشور برسند. البته این توافق، به بهای بسنده کردن به تصمیم کلی معطوف به کاهش گازهای گلخانه ای از یکسو  و  عدم پافشاری بر روی تعهدات و اقدامات مشخص و متقابل، واگذارکردن آن ها به نشست های بعدی و از جمله به نشست  5 سال دیگر بدست آمد. طبق نظرکارشناسانی که سند را بطوردقیق مطالعه کرده اند،متن بیانیه جوری تنظیم شده است که قابل تفسیرباشد و بتواند از سدمخالفت های درونی- و از جمله جناح مخالفت در آمریکا و شماری دیگر از کشورهای پراهمیت - بگذرد، بخشی اختیاری است و بخشی الزامی بدون آن که حوزه های هرکدام از آن ها روشن شده باشد. یک تریلیون دلار سوبسیدسالانه توسط  دولت ها به تولیدکنندگان و شرکت های تولیداستخراج و نیز به مصرف کنندگان سوخت های فسیلی داده می شود، که اشاره مشخصی به آن و حل این معضل نشده است. یکی از کارشناسان در گفتگوئی با یکی از رسانه ها ابزاز داشته است که در این سند حتی از بردن نام نفت و گاز و ذغال سنگ هم اجتناب شده است. هدف کلی بدون هدف های گذاری های ملی رهاشده است. در خودمتن هم آمده که خطرتغییرات اقلیمی بسیار بیشتز از آن چیزی است که پذیرفته شده است.

باین ترتیب آن ها با توافق روی اهداف کلی و  شناورکردن تعهدات و اقدامات مشخص و زمان بندی شده و فرمول های قابل تفسیر، گرچه به قولی از فاجعه شکست جلوگیری کرده اند، اما به قیمت مبهم ماندن مواد آن. گرچه سران دولت های بزرگ به مقتضای نیازخود این توافق را با لفاظی هائی چون  یک گام تاریخی و نقطه عطف بزرگ ستودند،اما بیشتر برای رهائی از فشارسنگین افکارعمومی و خشم جبنش های اعتراضی نسبت به بی عملی دولت ها و کاستن از دامنه بی اعتمادی عمومی نسبت به قابلیت هایشان  در حل معضلات و بحرانی که مستقیما از عملکردسیستم و آن ها ناشی شده است. بهمین دلیل با افتادن از آب ها از آسیاب انتظار می رود که نقصان ها و اشکالات اساسی آن رفته رفته خود را نمایان سازد. اما از آن جا که سران دولت ها خود به چالش های موجود و حل نشده این توافق در صحنه عمل و نه بر روی کاغذ وقوف دارند، و می دانند که با کارشکنی ها و مقاومت های بخش مهی از شرکت های بزرگ و فراملیتی در حوزه های سوختی و  کشاورزی و  دام و تجارت و مالی و صننعتی و لابی گری های آن ها مواجه خواهند شد، بلافاصله در  ادامه لفاظی هائی اولیه خود که بیشتر مصرف تبلیغاتی دارد، برای کاستن از  حجم انتظارات عمومی، در عین حال تأکید کردند که این توافق تنها گام کوچکی در جهت حل بحران است و  همه مشکلات را حل نمی کند. چنان که اوباما در پی حصول توافق طی سخنانی ابراز داشت که اگر همه اهداف اعلامیه هم محقق شود، فقط بخشی از مسیرکاهش کربن در اتمسفر طی شده است. این تنها یک گام نخست برای توقف تغییرات اقلیمی است. صرفنظر از کارشناسانی که بر کلی بودن تصمیم ها و طفره رفتن از تعهدات مشخص اشاره کرده اند، واکنش های اولیه فعالان محیط زیست، از جمله در فرانسه که پس از پایان نشست اجازه راه پیمائی به آن ها داده شد، ابرازناخرسندی به نیم بندبودن تصمیمات و طفره رفتن از تعهدات لازم بوده است. هر قضاوتی نسبت به این کنفرانس داشته باشیم، اما آن چه که محرز است، بزعم فعالان محیط زیست پاسخی درخور و بسنده در تناسب با ابعادبحران نبوده است. و همین واقعیت سبب شده که برخی از فعالان محیط زیست بگویند که کارجنبش علیه تغییرات اقلیمی تازه شروع شده است. بسیاری از آن ها پیشاپیش اعلام داشته بودند که گردهم آمدگان کنفرانس پاریس خود بخشی از مشکل اند و نه راه حل! بهمین دلیل پس از فرونشستن گردوخاک لفاظی ها و دستاوردبزرگ و تاریخی نامیدن ها، احتمالا زمان به میدان آمدن جنبش های محیط زیست در مقیاسی جدید تر و فراگیرتر فراهم شده است. نه فقط برای آن که همین توافقات نیم بند روی کاغذ نماند بلکه با طرح مطالبات رادیکال تر و مشخص تری که حل بحران می طلبد.

فراخوانی که در آستانه برگزاری نشست پاریس توسط تنی چند از نظریه پردازان سرشناس چپ چون مایکل هارت، میشل لووی، نوآم چامسکی، نائومی کالین و ....انتشاریافت، ناظر برهمین ضرورت است. نگاهی به روئوس این فراخوان خالی از فایده نیست:

 

مانیفست کنش برای توقف جنایات اقلیمی*

- تأکیدبر حق زندگی نسل های کنونی، و بویژه آیندگان که باتهدیدهای بزرگ تغییرات اقلیمی مواجه است.

 

- در خط مقدم این تهدیدها و عواقب مخرب برآمده از آن بومیان و جوامع روستایی و مردمان فقیر شمال و جنوب جهان قرار دارند.

 

- نباید توهمی نسبت به دولت ها و شرکت های فراملتی که تنها 90 شرکت مسؤل دوسوم گازهای گلخانه ای هستند، داشت. علیرغم هشداردانشمندان، آن ها در اساس هم چنان در برابر تغییرات اقلیمی بی اعتنا بوده و مشغول کارشکنی هستند. سرمایه داران، شرکت های چندملیتی تجاری مالی و سوختی و حکومت ها و کشاورزی صنعتی مبتنی برسوخت های فسیلی قصد و تمایلی برای چشم پوشیدن از  از 80% منابع سوخت فسیلی استخراج نشده در اعماق زمین ندارند.

 

-وضعیت کنونی بطورمستقیم برآمده از چنددهه سوگندوفاداری به ساختار و ابدئولوژی بازآزاد، آزادسازی مبادلات اقتصادی و سرمایه گذاری ها... (از جمله در حوزه های سوخت فسیلی) و کاهش ظرفیت دولت ها در مواجه با تهدیدها و آلایندگی طبیعت بوده است.

 

-ما در یک بزنگاه و  نقطه عطفی تاریخی قرار داریم. تغییرات آب و هوائی مشابه جنایاتی از قبیل بردهداری، توتالیتاریسم، استعمار و نظام آپارتاید است. ما میدانیم این به معنای یک تغییر جهت تاریخی بزرگ است. ما منتظر نمی مانیم تا دولت ها این اتفاق را میسر کنند. برده داری و آپارتاید نیز با خواست دولت ها ازمیان نرفت.

 

-تهدیدهای بزرگ در عین حال آفریننده فرصت های بزرگی هستند:

وضعیت کنونی مخاطره آمیز است. با این حال فرصتی بی همتا برای تقویت دموکراسی، از ریشه برکندن قدرت سیاسی شرکت ها و تغییراساسی شیوه تولید و مصرف را نیز در اختیارمان میگذارد. پایان بخشیدن به عصر سوخت های فسیلی، یکی از گامهای اساسی به سوی جامعه عادلانه و پایداری است که سخت به آن نیازمندیم. ما این فرصت تاریخی را چه در پاریس و یا هرجای دیگر، چه امروز و یا فردا هدر نخواهیم داد.

 

- ما می توانیم!. برای توقف جنایات اقلیمی ما به ظرفیت هایمان متکی هستیم. همانطور که در گذشته زنان و مردان با مقاومت خود موفق شدند بر جنایاتی از قبیل برده داری، توتالیتاریسم، استعمار و نظام آپارتاید چیره شوند و برای برابری و همبستگی مبارزه کنند، ما نیز اکنون به دنبال پر و بال دادن به این قیام و خیزش هستیم. ما می کوشیم تا همه چیز را تغییر دهیم  و راهی به آینده های قابل زیست تر به گشاییم. و کنش فعلی ما بسیار قویتر از آن چیزی است که فکر می کنیم.

-دو پایه اصلی کنشگری

الف- دور تا دور جهان، گروه ها و جمعیت هایی از ما در حال مبارزه با عوامل اصلی جنایات اقلیمی و آب وهوایی هستند. ما با محافظت از نواحی خود، کاهش نشرگازهای گلخانه ای، ایجادانعطاف پذیری بیشتر، دستیابی به خودکفایی و استقلال غذایی از طریق مزارع کوچک اکولوژیکی و اقداماتی از این دست مبارزه می کنیم.

ب- بسیج عمومی علیه دولت ها و حول مطالبات وخواست های مشخصی و انضمامی باهدف پیشروی به جلو : در آستانه نشست تغییرات آب و هوایی سازمان ملل در پاریس، ما نیز عزم خود برای باقی گذاشتن سوخت های فسیلی در زمین را اعلام می کنیم. این تنها راه پیشروی ماست. به طور مشخص، دولت ها باید حمایت مالی خود از صنایع وابسته و مبتنی بر سوخت های فسیلی را خاتمه دهند و قید استخراج 80% درصد از ذخایر باقیمانده از سوخت های فسیلی در زمین را بزنند(محورهای فوق از متن فراخوان استخراج و دسته بندی شده اند).

******

پیرامون دوبازوی راهبردی معطوف به بدیل، و هم چنین فرصت مهمی که برای سوسیالیسم، رهائی، تغییرشیوه زندگی و تولید و مصرف فراهم آمده است، نکات زیر از مقاله «جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها!» برگرفته شده است:

 

بهم پیوستگی دو وجه اجتماعی  و اکولوژیک مبارزه طبقاتی!

اگر زمانی مناسبات انسان با انسان و مناسبات انسان با طبیعت به خاطر آن که این روابط و تأثیرات متقابل آن ها بر یکدیگر هنوز محسوس و ملموس نبودند، و تئوری های اقتصادسیاسی معطوف به نقدنظام سرمایه داری عملا یک جانبه مطرح می شدند، اما اکنون وجودپیوندهای این دو چنان تنگاتنگ و ملموس شده است که آشکارا بر خوردغارتگرانه با طبیعت و مناسبات تولیدی- اجتماعی مبتنی بر استثمار و سود و جنون مصرف پشت و روی یک سکه را تشکیل می دهند. به همین دلیل مفهوم مبارزه طبقاتی هم، انکشاف یافته و  مبارزه علیه مناسبات سرمایه داری و قدرت، با مبارزه علیه ویرانی محیط زیست سخت بهم گره خورده اند و بخشی از یک کلیت واحد و یک مبارزه طبقاتی فراگیر با خصلت اجتماعی و زیست بوم را تشکیل می دهند که بطورموازی و در پیوندباهم پیشبرده می شوند. دیگر آن ها را نمی توان به طورمکانیکی از هم جداکرد و یکی را اولویت بخشید و دیگری را فرعی ساخت. چرا که در هردوی آن ها این سرمایه است که حرف اول را می زند. و باز هم به همین دلیل بدون تنظیم آن چنان مناسباتی که بنیادآن نه بر سودخواری و غارت طبیعت، بلکه بر تعامل متقابل و دو جانبه بین انسان و طبیعت استوار باشد و بر پایه تولید برای تأمین نیازهای انسان، در هم آهنگی با طبیعت و توان بازیافت آن مبتنی باشد، برون رفت از بحران ناممکن است. نگرش تک بعدی به مبارزه طبقاتی هیچ گاه قادر نخواهد بود رابطه بین این دو را به نحومناسبی تنظیم کند. اگر مبارزه علیه سرمایه بطورهم زمان شامل هردوحوزه است، کارگران و زحمتکشان و نیروها وجریان های چپ و مدافع رهائی در مبارزه و طرح مطالبات خود علیه نظم طبقاتی ناگزیرند که مبارزه علیه استثمار و علیه ویرانی طبیعت را  درهم آمیزند.

معنای دیگر چنین رویکردی آن است که اولا هیچگاه در جوامع بشری، تضادانسان با انسان (شکاف طبقاتی) و انسان با طبیعت (تهاجم سرمایه به طبیعت)، بطورهم زمان تا این درجه فعال و انفجاری نبوده است. و ثانیا به معنی آن است که گره خوردگی این دوعرصه با یکدیگر به مبارزه طبقاتی ابعاد و گستره تازه ای می دهد و بیانگرآن است که با افزایش پی آمدهای مناسبات سرمایه داری، شرایط و فرصت های تازه ای برای به چالش طلبیدن سرمایه و به عقب راندن و نهایتا امحاء آن در حال بوجودآمدن است. با این تفاوت که اگر بتوان جامعه را برای مدتی با سرکوب و وعده و رفرم فریفت و ساکت و آرام کرد، اما طبیعت را مشکل بتوان رام کرد و درعین حال از پی آمدهایش مصون ماند. با چنان زبانی نمی توان با طبیعت سخن گفت. طبیعت وقتی که عصیان کند، تر و خشک را با هم می سوزاند و چه بسا برگشت ناپذیر باشد، و به همین دلیل اخطارهای آن به خصوص در شرایطی که پی آمدها و تهدیدات اقلیمی مرز و جغرافیا نمی شناسد، چنان که جنگل های آمازون ریه زمین محسوب می شود و گازهای گلخانه ای آثارمخرب خود را بر همه جا می گستراند، گرچه نه یکسان برای همه و برای جوامع فقیر و تؤسعه نیافته و کشورهای جزیره ای که بیش از دیگران در معرض تهدیدقرار دارند، و از آن جا که "زمین خانه مشترک همه است" و حالا حالاها بدیلی برای آن در افق دیده نمی شود، لاجرم بی اعتنائی به اخطارهای آن بدون تاوان سنگین نیست. از همین رو می توان گفت که پیوند آن دو، به گفتمان رهائی نه فقط معنای تازه ای می دهد بلکه هم چنین به آن توش و توان تازه ای می بخشد. وقتی رهائی انسان از سیطره سرمایه با رهائی طبیعت از سلطه سرمایه گره می خورد، پیونداین دودر برابرسرمایهروح تازه ای بهکالبدمبارزات ضدسیستمی می دمد!.. دست نامرئی بازارآزادآدام اسمیت نه فقط با مقاومت جوامع انسانی بلکه با عصیان طبیعت موردتهاجم نیز مواجه شده است.

 

دو راهبردمعطوف به بدیل  

الف- رفرم های تحمیل شده به سیستم باید معطوف به ریشه ها و رادیکالیزه کردن مطالبات باشد. ابعادبحران چنان پردامنه است که دلخوش کردن به تغییرات اندک، قادر به رفع چشم اندازفاجعه که به ویژه نسل های آتی را هدف می گیرد نیست. کارچرخانان سرمایه وقتی هم تن به تغییراتی بدهند، هیچ گاه از مسخ کردن و  کم نفس کردن آن ها، غفلت نمی ورزند.

 

ب- برپاکردن شبکه های خودبنیاد

سوای هم پوشانی های مقطعی در این یا آن مورد، زودودن هرنوع همذات پنداری بین منافع درازمدت و بنیادی جنبش ها با قدرت ها و سلطه یک اقلیت ممتازاقتصادی و سیاسی و گفتمان آن ها بر مقدرات جهان، مستلزم برپاکردن شبکه هائی از خرده بدیل های رو به گسترش از مناسبات نوین اجتماعی و زیست محیطی در دل نظم حاکم است. اگر زندگی مبتنی بر تعاون و همبستگی و برقراری تعامل دو جانبه و متوازن با طبیعت، بر پایه جدائی ولو نسبی و نه هنوزکامل تولید و مصرف از چرخه جهنمی بازار و سود ممکن باشد که هست، باید از هم اکنون و در دل همین نظم کنونی، بویژه زمانی که بحران اوج می گیرد، شالوده ها و پایه های اولیه اش بتواند جوانه زده و تجربه شود. گسترش چنین جوامع خودگردان وخودبنیادی در تولید و مصرف و داشتن تعامل متوازن با طبیعت،با وقوع بحران های اجتناب ناپذیرسرمایه داری و مبارزه مشترک جوامع بشری علیه سیستم حاکم می توانند حقانیت و توان خویش را هم چون هسته های جوامع بدیل به منصه ظهوربرسانند. بطورکلی، روندشکل گیری و گسترش حضوراین نوع مجامع خودبنیاد با افزایش گندیدگی نظم حاکم و تهدیدها علیه بشریت و کره زمین، اجتناب ناپذیراست. اگر مبارزه برای تشکیل کمون ها و مجامع خودبنیاد و خودگردان از دیرباز و درازنای تاریخ همواره وجودداشته و بخشی از مبارزه علیه ستم طبقاتی و قدرت های حاکم را تشکیل می داده است، چرا اکنون با توجه به گندیدگی و ابعادبحرن و بن بست سیستم حاکم از یکسو و  دست آوردهای بشرامروزی نتواند هم چون هسته های بدیل گسترش یاید؟! 

 

یک تناقض بزرگ و ضرورت برون رفت از آن!

مبارزه در چهارچوب سیستم به تنهائی کارسازنیست. چرا که هرکس از ما و مطلقا هرکس اعم از کارگران و معلمان و روشنفکران و انقلابیون و سازمان های مدعی سوسیالیسم و ... به نحوی، همه و همه در عین حال که با سیستم مسأله داریم و خشمگین هستیم و علیه اش مبارزه هم می کنیم، اما در همان حال به انواع و اشکال گوناگون و در حوزه های گوناگون مشغول بازتولیدآن هستیم. ادعای داشتن داغ ترین و رادیکال ترین شعارها نیز تغییری در این حقیقت تلخ بوجود نمی آورد. رازماندگاری سرمایه و سیستم حاکم وابسته کردن و به کارگرفتن همه افرادجامعه در تاروپودمناسبات خود یعنی به آن نوع شیوه ای از زندگی و زیست است که چه بطورمستقیم و چه غیرمستقیم، از طریق کار (اعم از یدی و فکری و با دستمزد وبی دستمزد...) و هم چنین مصرف، و کنش های سیاسی معطوف به سیستم (بازتولیدسیاسی مثل رأی و...) منشأ اصلی فربه شدن سرمایه و قوام سلطه سیستم های طبقاتی  هستند. اعتراضات ما در چنین وضعیتی یعنی قرار داشتن در درون سیستم، مثل کسی است علیه جاذبه زمین شعار بدهد در حالی که  بر اساس همان قانون جاذبه در جای خود ایستاده و علیرغم شعارهایش تابعی از آن است. اساسا مبارزه علیه سیستم در حالی که کسی مشغول بازتولیدآن است- و  تکرار می کنم که همه و همه به نحوی از طریق کار، مصرف و بطور کلی شیوه زندگی امان مشغول بازتولید آن چیزی هستیم که علیه اش اعتراض می کنیم، یک تناقض (پارادوکس) کامل است. بدیهی است که چنین رویکردی صرفا یک اعتراض واکنشی بوده و در چهارچوب سیستم قرار دارد. سرمایه و بطورکلی یک سیستم طبقاتی- اجتماعی، بدون مشارکت عمومی در فرایندبازتولیدآن، قادر به ادامه حیات خویش نخواهد بود. بدون چنین مشارکتی سیستم در هم خواهد پاشید. بدیهی است که مبارزات برون سیستمی، تفاوت کیفی با مبارزات درون سیستی داشته و شامل سمت گیری به شیوه زندگی به گونه ای دیگر هم هست. در حالی که اعتراضات درون سیستمی رایج حتی اگر به شکل انقلاب و شورش و سرنگون کردن شکل معینی از یک سیستم هم انجامیده باشد، به بازتولیدهمان سیستم در شکل نوین دیگری منجرشده است و جز این هم نمی توانست باشد. هیچ سیستمی تا زمانی که بدیلی، نه فقط درحوزه ذهنی و گفتمانی و یا سیاسی، بلکه هم چنین در حوزه اقتصادسیاسی نداشته باشد، جای خود را به سیستم دیگری نمی دهد. مردم هم تا بدیلی و  چشم انداز روشنی پیش روی خودنداشته باشند، قادر به عبور از یک سیستم مسلط نخواهند بود، حتی اگر غلیان خشم و نفرتشان به و ویرانی شکل معینی از یک سیستم بیانجامد. در غیاب نوع دیگری از مناسبات و شیوه زندگی و آزمون واقعی و پاسخ گو بودن آن، سیستم موجود مثل گربه مرتضی علی حتی وقتی به هواهم پرتاب شود، مجدا روی  پاهای خود فرودخواهد آمد (مثل تجربه بلوک شرق). در بهترین حالت مبارزات درون سیستمی، تنها می تواند ریخت و ظاهریک سیستم را عوض کند و آن را تحمل پذیرتر کند، و گرنه سیستم سرنگون شده، مجددا بازتولید شده و سر برخواهدآورد. سترونی مبارزات گذشته نیز ریشه در همین تناقض داشته است. بنابراین بدون سمت گیری به سوی شیوه دیگری از زندگی و زیست، و تشکیل و تقویت جوامع خودبنیادی که بتواند لااقل بطورنسبی بندناف خود را از افسون و انقیادکار و بازار و مصرف سرمایه دارانه و فربه کردن مستمر آن و قدرت های بیگانه شده، رها سازد، حرکت به فراسوی سیستم حاکم ممکن نخواهد بود. البته همواره تلاش هائی برای تشکیل این نوع جوامع تعاونی استوار بر تولید و رفع نیاز و رهائی از نظام حاکم صورت گرفته است اما این کوشش ها به دلیل عدم وجودشرایط لازم عینی و ذهنی برای بلوغ و تؤسعه و تکثیرخود، یا در انزوا مانده اند و  یا تحت فشارهای سیستم پژمرده شده اند. اما امروزه به دلیل ابعادبحران های ساختاری و  گندیدگی نظم مستقر و تهدیدات بزرگی که سرمایه و قانون بازار آزاد متوجه زندگی بشر و طبیعت کرده است، هم چنین به برکت گسترش و سایل ارتباطات کنش جمعی و اشاعه آگاهی، بسترها و زمینه های عینی و مناسبی برای جوانه زدن و بالندگی آن ها فراهم آمده است. این به معنی برآمدتدریجی پارادایمی است مارا و زحمتکشان و بشریت را تشویق و ترغیب می کند که به دوران خوش نشینی خود در نظام سرمایه داری پایان به دهیم. بدیهی است که این یک روند و پارادایم انتقالی است و نه ضربتی. از همین منظر است که از طریق ترکیب مبارزه در دوعرصه تحمیل مطالبات فراگیر و بسیج کننده به سیستم از یکسو ، و تغییر مناسبات اجتماعی و شیوه زندگی از طریق شکل دادن به  مجامع خودگردان، در بیرون از چهارچوب سیستم، از سوی دیگراست. البته پیوندبین این دو سطح از مبارزه و اعتراض کاری آسان و بدون چالش نخواهد بود، اما همانطور که گفته شرایط نوینی برای تؤسعه آن ها هم چون خرده بدیل های جوامع طبقاتی حاکم فراهم شده است. خرده بدیل هائی که بتواند با پیوستن به همدیگر شبکه های هرچه گسترده تری را فراهم کند و در همان حال آن را با بسیج عمومی حول مطالبات مشخص و فراگیر علیه سرمایه و سیستم پیوند بزند. مهم آن است که بپذیریم بدون پیدایش جوانه ها و  یاخته های جامعه بدیل و خودگردان در دل همین نظم مستقر و گندیده، امکان رفتن به فراسوی نظم حاکم وجود ندارد. این تصور که ابتدا نظم موجود را سرنگون کنیم بعد جامعه بدیلی که در ذهن خود پرورانده ایم جایش می گذاریم، تجربه ای شکست خورده است. بدون فرارفتن از تناقض و دوگانگی فوق و تلاش برای شکل دادن به یاخته های جوامع بدیل قادر به سرنگونی سیستم و عبور از آن نخواهیم بود. تجربه نوین در ترکیب این دو است.

 

2015-12-15 24-09-1394

 

*- مانیفست کنش برای توقف جنایات اقلیمی

http://www.radiozamaneh.com/249859

 

*- جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها!

http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2015/12/blog-post_9.html#more

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟
*موسیقی به دار!‏
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند»
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها!
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟!
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق!
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن!
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق!
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو!
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت!
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر!
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی!
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟!
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند!
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط!
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن!
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی!
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها!
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟!
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم!
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد!
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟!
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی»
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها!
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای!
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم!
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن!
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم!
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها!
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون!
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی!
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد!
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟!
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط!
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی!
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی!
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد!
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"!
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟!
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟!
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید!
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟!
*چالش های مذاکرات هسته ای و آنچه که گفته نمی شود!
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟!
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم!
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک
*خودکامگی در اوجی تازه!
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟!
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟!
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده!
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم!
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی!
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست!
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم!
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی!
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی!
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی»
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی
*خاورمیانه و بحران زایمان!
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها!
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید!
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!
*جنبش لغواعدام و گام های تازه!
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان!
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!*
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم!
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه!
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟!
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول)
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه!
*پرده برداری از یک هیولای واقعی!
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی!
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ!
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی!
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»!
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی!
*آن چه که در صد روزاول روشن شد!
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن!
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید!
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل!
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد!
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها!
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد!
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی!
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای!
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها!
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»!
*یک پیروزی دیگر!
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی!
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67!
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک!
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن!
*بحران بازتولید و کابینه نجات!
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟!
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن!
*نقش شبح تحریم در"انتخابات"
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"!
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2)
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام!
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت!
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر!
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش!
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟
*در پاسخ به دو انتقاد
* سازها راباید دوباره کوک کرد!
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»!
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟!
*درددل حضرت آقا!
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی!
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها!
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند!
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول)
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟*
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد:
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط!
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود!
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی!
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1)
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا!
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی!
*منشورها و بازارمکاره سیاست!
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی!
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟
*طناب دار بر گلوی دموکراسی!
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ *
*یک استدلال و هزار اما و اگر
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود!
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده!
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری!
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا!
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها!
*چگونه سالی ؟!
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت!
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم!
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید»
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است!
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی!
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره!
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی!
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش!
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی!
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟!
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی
*میراث خمینی برای جانشینان خود
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان!
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان!
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"!
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی!
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟
*جنبش با کدام گفتمان ؟
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان
*یک نافرمانی باشکوه!
* آزمون جنبش زنان درمقابله با
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب!
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی!