جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها!
تقی روزبه

 

آیا سرمایه داری با جنون سودخواری و مصرف گرائی می تواند به بحران زیست محیطی پاسخ درخوری بدهد؟

تقارن زمانی دو رویداد در قلب اروپا، پاریس را، می توان نمادی از بهم پیوستگی دو بحران عظیم و سرنوشت سازجهان کنونی به شمار آورد: یکی معطوف به بحران در رابطه انسان با انسان، و دیگری مربوط به رابطه انسان با طبیعت. وخامت بحران به حدی است که پس از انفجارها و کشتار و زخمی شدن چندصد نفر در پاریس که هم چون زمین لرزه ای جهان را تکان داد، و اگر دقیق ترگفته باشیم، گوشه ای از  فاجعه جاری در نقطه دیگری از جهان را به قلب اروپا کشاند و آن را کانونی کرد؛ این سؤال مطرح شد که آیا پاریس می تواند محل امنی برای برگزاری نشست بزرگ و مهمی چون بحران زیست محیطی باشد؟ البته جای عقب نشینی نبود و سردمداران نظم مستقر بر جهان برای نشان دادن عزم و اراده خود نسبت به حفظ آن هم شده با تبدیل پاریس به دژی تحت حفاظ، مصمم به برگزاری آن شدند. اما تظاهر به این گونه ژست ها، نمی توانست مانع از عریان شدن عمق بحران گردد. چنان که امروزه میزان بهم پیوستگی این دو بحران بزرگ نظم موجود، بیش از هر زمانی در تیررس نگاه همگانی قرارگرفته و بطوراجتناب ناپذیر بشر به ویژه نسل های جدید را به تکاپو برای یافتن ریشه ها و شکل بخشیدن بدیل هائی برای رهائی از این وضعیت آکنده از بحران سوق خواهد داد:

نفس وجودجوفوق العاده امنیتی در پاریس که در آن دولت تظاهرات مردم و فعالان زیست محیطی را به بهانه حفظ امنیت ممنوع اعلام داشته و حتی بطوربیشرمانه صدها فعال محیط زیست را درخانه هایشان زندانی ساخت، خود بازتاب دهنده عمق و دامنه تضادهائی است که جهان را به این پرتگاه کشانده است. منطقا اولین سؤال راهگشائی که در برابرهمه قرار دارد این است که براستی مسئول چنین وضعیتی در جهان کنونی چه کسان و کدام عوامل هستند؟ آیا بدون دست بردن به ریشه های بیماری که بشر را باین نقطه کشانده، می توان از این پرتگاه عبورکرد؟ یا هدف صرفا فاصله گرفتن میلیمتری از پرتگاه و یا بهتراست بگوئیم ایجادکمترین تکان در نظم کنونی برای تداوم همان سیاست هائی است که زاینده وضعیت کنونی است و حتی فراتر از آن، تلاش برای کانالیزه کردن و به خدمت گرفتن آن چه که انقلاب صنعتی سبز نامیده می شود، برای پروارکردن و بهره گرفتن از حوزه های بکر و تازه با هدف انباشت سرمایه و خروج از بن بست و فضای اشباع شده ای است که به آن گرفتار آمده است.

 

 یکی از جذاب ترین شعارها که این روزها بیشتر شنیده می شود، "زمین خانه مشترک ماست". اما سؤال مهم دیگر آن است که آیا حول این شعار بین دشمنان محیط زیست و مدافعان آن، اشتراک نظرواقعی وجود دارد؟! مراددوستداران واقعی طبیعت از این شعار آن است که زمین باید به خانه مشترک همه انسان ها تبدیل گردد و مکمل ضرورت برساختن جهانی دیگراست. و گرنه خانه ای که در آن قانون تنازع بقاء و داروینیسم اجتماعی حاکم باشد و کسانی خود را صاحب خانه و تعیین کننده مقدرات آن بدانند و با تکیه بر زورو توانائی این حق خودخوانده را اعمال هم بکنند، چگونه می توان حول شعارخانه مشترک بین"اجاره نشینان و صاحب خانه" به توافق رسید؟!. به بهای پوشاندن چنین حقیقی است که مسببین اصلی ویرانی طبیعت، کسانی که خودبخش مهمی از مشکل هستند، هم چون ناجیان و محللان بحران زیست محیطی، بر صحنه ظاهرمی شوند و سخنانی توخالی و پرطمقراقی را به زبان می رانند. هدف آن ها در بهترین حالت، تعدیل بحران و حل مشکلات و بن بست ها تا جائی است که سرمایه با گذر از بحران راهی برای پیشروی خود بگشاید و بتواند با فراغ بال بیشتری گریبان خود را از پاسخ گوئی به این معضلات برهاند.

 

سه چالش و شکاف عمده بحران زیست محیطی عبارتند از:

الف-در وهله نخست بازارآزاد یا همان دست غییبی آدام اسمیت است که با شعاربدیلی جز بازارآزاد و بی مهار وجود ندارد، بویژه در طی چنددهه اخیر با هژمونی و تاخت و تازبلامنازع نئولیبرالیسم و کالائی کردن جوانب مختلف زندگی بشر و تبدیل طبیعت به کالا و بطورکلی جنون مصرف و افزایش نابرابری های اجتماعی و تغییرات منفی زیست محیطی، بیشترین آسیب ها را به طبیعت و رابطه دوجانبه انسان و طبیت واردساخته است. و اکنون هم تلاش بی وقفه ای برای جاانداختن این باور در جریان است که گویا سرمایه داری با تغییراندکی در ریل حرکتی خود- از سوخت فسیلی به سمت سوخت سبز و بازکردن اندکی فضای بیشتر برای آن– آن هم به کندی و به نحوی که خدشه ای بر مصالح کل نظام وارد نشود و چیزی واقعا بطوررادیکال دگرگون شود، می تواندخطر فاجعه زیست محیطی را رفع کند. اشاعه این خرافه که گوئی سرمایه و مناسبات سرمایه داری هم چنان می تواند بدیل و ناجی کره زمین از وقوع فاجعه باشد، خود بزرگترین خطری است که محیط زیست را تهدید می کند!.

ب: وجودرقابت شدیدی بین رقبا و قطب های درون سرمایه داری برای حفظ سهمیه سوخت ارزان و  آلایندگی طبیعت با هدف تأمین سودبیشتر و تحت عنوان رشد و تؤسعه و حفظ قدرت رقابت در جریان است؛

ج- و بالأخره شکاف هردم فزاینده شمال و جنوب، مرکز و حاشیه ای که باداشتن کمترین سهم در ویرانی طبیعت بیشترین آسیب ها را متحمل می شود.

 

این واقعیت دارد که بازتاب این تضادها در میان صفوف مدافعان سیستم یکدست نیست. در حالی که ما با مقاومت و  سرسختی بخشی از سرمایه دارانی که منافع اشان مستقیما به حفظ ساختارهای کنونی و از جمله اقتصادمبتنی بر سوخت فسیلی گره خورده است و با انعطاف ناپذیری سیاستمداران و نظریه پردازان و حامیان آن ها مواجهیم، بخش دیگری از سرمایه داران؛ اما  با انعطاف هائی که بدون آن امکان به دست گرفتن ابتکارعمل و سرنخ تحولات نوین ممکن نخواهد بود، در صددایجادرفرم هائی جزئی در سرمایه برای حفظ نقش ممتاز و بی بدیل آن بر جوامع انسانی هستند. دولت های اروپائی و دولت اوباما در قیاس با رقبای جمهوری خواه، بازتاب دهنده منافع این دو رویکردمتفاوت جناح های سرمایه داری هستند. مانیفست پاپ در باره محیط زیست، نیز با توصیه های اخلاقی و یادآوری فضایلی مانندگذشت و ایثار و اجتناب از ریخت و پاش ها و مصرف گرائی و کمک به فقرا و سرمایه گذاری در سوخت سبز و امثال آن همراه است. اقتصاددانی چون توماس پیکتی هم صدوردستورالعمل هائی مانندممنوع کردن سرمایه گذاری در اقتصادفسیلی توسط سرمایه سرمایه داران را، که در قیاس با آن سرمایه گذاری در اقتصادسبز در طی سال های گذشته چیزی حدود دو درصد بوده است، و یا استفاده از اهرم هائی چون مالیات تصاعدی را توصیه می کنند. وجه مشترک همه این نوع رویکردها، نه فقط به فراموشی سپردن سؤال های اصلی فوق است، بلکه مخاطب قرار دادن دولتمداران و  دخیل بستن به نقطه ای متافیزیکی و اراده ای ناموجود چون دولت در برابرکلان سرمایه داران است. و حال آن که مؤسسات بزرگ و فراملی، دولت ها را هم چون مومی در چنگ خود می فشارند و به آن رنگ و رخساری را که خود می خواهند می دهند. آن چه که در این میان به مثابه اهرم اصلی پیشروی و دگرگونی واقعی مغفول واقع می شود، همانا نقش جنبش های اجتماعی و مدافع محیط زیست و  ضدسیستمی و پیوستن  و تقویت آن هاست، که بدون فشار آن ها و تحمیل مطالباتشان بر سیستم در راستای حرکت به سوی ریشه ها، هدف به صفررساندن مصرف سوخت فسیلی و هرگونه رفرم جدی دیگر، تحقق پذیر نخواهند بود. 

همانطور که سرمایه داران تضادهای درونی خود را به سودحفظ کیان و هستی اجتماعی خود و بقاءسیستم مدیریت می کنند، در آن سو هم تلاش ها باید در خدمت نفی سیستم و معطوف به ریشه ها و فرارفتن از تغییرات کوچک باشد. برای این منظور لازم است که:

 

-به جای دخیل بستن به اراده سرمایه داران و دولت های آن ها، تکیه گاه اصلی امان را بر جنبش های اجتماعی، هم چون عامل اصلی تغییرات واقعی در عرصه جامعه و تعامل با طبیعت، و لاجرم فشار از بیرون به سیستم استوار کنیم. پیشروی های اساسی در تغییرات بزرگ و بزنگاه های تاریخی، جز با دخالت آن ها، هم چون لکوموتیو پیش برنده تاریخ، مقدور نبوده است.

- رفرم های تحمیل شده باید معطوف به ریشه ها و رادیکالیزه کردن مطالبات باشد. ابعادبحران چنان پردامنه است که دلخوش کردن به تغییرات اندک، قادر به رفع چشم اندازفاجعه که بویژه نسل های آتی را هدف می گیرد نیست. کارچرخانان سرمایه وقتی هم تن به تغییراتی بدهند، هیچ گاه از مسخ کردن و  کم نفس کردن آن ها، غفلت نمی ورزند.

-و بالأخره آن که لازمه این هر دو، زودودن هرنوع همذات پنداری بین منافع درازمدت و بنیادی جنبش ها با قدرت ها و سلطه یک اقلیت ممتازاقتصادی و سیاسی و فرهنگی بر مقدرات جهان و برپاکردن شبکه هائی از خرده بدیل های رو به گسترش از مناسبات نوین اجتماعی و زیست محیطی در دل نظم حاکم است. اگر زندگی مبتنی بر تعاون و همبستگی و برقراری تعامل دو جانبه و متوازن با طبیعت، بر پایه جدائی ولو نسبی و نه هنوزکامل تولید و مصرف از چرخه جهنمی بازار و سود ممکن باشد، باید از هم اکنون و در دل همین نظم کنونی، بویژه  زمانی که بحران اوج می گیرد، شالوده ها و پایه های اولیه آن بتواند جوانه زده و تجربه شود. گسترش چنین جوامع خودگردان وخودبنیادی در تولید و مصرف و داشتن تعامل متوازن با طبیعت،با وقوع بحران های اجتناب ناپذیرسرمایه داری و مبارزه مشترک جوامع بشری علیه سیستم حاکم می توانند حقانیت و توان خویش را هم چون هسته های جوامع بدیل به منصه ظهوربرسانند. بطورکلی، روندشکل گیری و گسترش حضوراین نوع مجامع خودبنیاد با افزایش گندیدگی نظم حاکم و تهدیدها علیه بشریت و کره زمین، اجتناب ناپذیراست.

 

 برگزاری تظاهرات گسترده صدها هزارنفری در کشورهای مختلف با شعارهائی چون سیاره دیگری در کارنیست، تردیدهای جدی و بی اعتمادی افکارعمومی نسبت به دولت ها و صحنه گردانان را به نمایش می گذارد. تابلوهائی در پاریس توسط فعالان جنبش محیط زیست نصب شدند که در آن صاحبان شرکت های عظیم را بخشی از مشکل  و نه راه حل معرفی می کنند. چینش هزاران جفت کفش خالی در میدانی در پاریس به نشانه نمادی از غیبت حضوراعتراضی و ممانعت شده فرانسویان، در حکم ابرازبی اعتمادی نسبت به تصمیم ها و اقدامات کم نفسی است که بوجودآورندگان بحران در کسوت ناجیان اتخاذ کرده و چه بسا آن ها را دست آوردهای تاریخی خواهند نامید.

 در پاسخ به این سؤال که تا چه حد نشست پاریس می تواند به اهداف اعلام شده خود برسد؛ با توجه به چانه زنی ها و توافق های ضمنی توسط رقبا و البته در چهارچوب بلوک بندی ها و منافعی که هرکدام جستجو می کنند، و در اوضاع و احوالی که بحران زیست محیطی به یک معضل جهانی تبدیل شده است؛ دست بکاران این کنفرانس با توجه به تدارکاتی که صورت گرفته است، اجازه نخواهندداد که هم چون نشست کپنهاک شکست بخورد. بهمین دلیل خواهند کوشید که دستکم به توافق هائی دست یابند؛ اما این که تا چه حد به هدف اعلام شده خود مبنی بر نگهداشتن گرمایش زمین تا دو درجه افزایش و یا به صفر رساندن سوخت فسیلی در بازه زمانی قابل قبول دست یابند، تردیدهای جدی وجود دارد. چه بسا حول برداشتن برخی گام های الزام آوری در راستای کاهش گرمایش زمین توافقاتی بکنند، و برخی تصمیمات مهم تعهدآوردیگر را به توافق های بعدی و به نشستی در سال 2020 موکول کنند. و این یعنی دستاوردی در حدفاصل شکست و موفقیت.

 

با این همه حتی اگر به فرض ضعیف به نتایج مهمی هم چون به صفررساندن سوخت فسیل در بازه زمانی مطلوب و یا تخصیص کمک های لازم مالی و انتقال فناوری به کشورهای جهان سوم هم نائل شوند، و یا قادر به راضی کردن کشورهائی چون چین و هند و... به کنارگذاشتن سوخت ذغال سنگی  و یا موفق به جلب رضایت تولیدکنندگان بزرگ سوخت فسیلی چون عربستان و روسیه هم بشوند که البته بعیداست، بازهم نمی بایستی دو نکته مهم را از قلم انداخت:

نخست آن که تصویب بر روری کاغذ، معادل اجرائی شدن آن ها در عمل و برطبق برنامه نیست. چنان که مثلا جمهوری خواهان آمریکا هم زمان با اجلاس پاریس، پیشاپیش مخالفت صریح خود را با پذیرش تعهدات الزام آوردولت اوباما ابرازداشته اند. همین نوع چالش ها را دیگرکشورها هم دارند. بیلان اجرائی مصوبات فراگیر سازمان ملل در حوزه های گوناگون اجتماعی و اقتصادی و زیست محیطی هم بیانگراجرای نیم بند و این نوع کارشکنی هاست. دوم آن که  کل این پروژه در بهترین حالت فرضی خود، اساسا معطوف به حفظ گرمایش تا دو درجه سانتی گراد باانتقال به اقتصادغیرفسیلی و به صفررساندن سوخت فسیلی (و بیش از همه ذغال سنگ) تا پایان قرن بیست و یکم است که باید به طورتدریجی در بازه های زمانی تا 2030 و تا 2050 و سپس تا پایان قرن بیستم متحق شود. و این در حالی است که بسیاری از کارشناسان با در نظرگرفتن حتی تعهدات و الزامات کنونی برروی کاغذ ارزیابی حفظ گرمایش زمین تا دو درجه را خوشبیانه و غیرواقعی می دانند. علاوه بر این دامنه بحرن زیست محیطی بسی فراتر از مصرف سوخت فسیلی بوده و ریشه در شیوه تولید و مصرف مهارگسیخته و  مناسباتی دارد که پویش سیری ناپذیربازارآزاد هم چون دیواری آهنین در برابر آن قد برافراشته است.

 

نگاهی به ریشه ها:

رابطه سیاره ما با فضای پیرامونش را می توان هم چون یک اکوسیستم بزرگ در نظرگرفت که در یک چرخه عظیم و پیچیده بطورمتقابل به یک دیگر مشروط شده اند. بشر هم در این چرخه بزرگ، بخشی از همین سیسم به شمار می رود. با این همه تا مادامی که انسان هنوز"جانوربی آزاری" محسوب می شد، کره زمینی که در آن زیست می کنیم و اکوسیستم حاکم بر آن، چرخه و تغییرات آب و هوائی خود را داشت و تغییرات اقلیمی در فواصل زمانی طولانی را تجربه می کرد. اما از زمانی که انسان، این جانوراندیشه ورز و ابزارساز و لاجرم دارای توان مداخله روز افزون برای تغییرمحیط پیرامونی خود، وارداین چرخه شد و تا اندازه ای که این مداخله جنبه های غیرمتوازن و تخریبی پیدا می کرد، شرایط زیستی حاکم بر سیاره ما بویره با انباشته شدن تدریجی گاز های گلخانه ای در جوآن، سیرمنفی پیدا کرد. با وقوع انقلاب صنعتی قرن 18 دامنه این نوع مداخلات وسعت یافت و با پیشرفت های تکنولوژیک قرن بیستم و بیست و یکم جنبه تخریبی آن شتاب تصاعدی پیداکرد تا جائی که اکنون افزایش دمای آن به مرزهای خطر نزدیک شده است. وضعیت به گونه ای است که اگر اکنون تصمیمات بزرگ و عاجلی برای کنترل افزایش دماء و شتاب تخریب طبیعت گرفته نشود، چه بسا با فاصله زمانی نه چندان دور، سیاره ما با تغییرات اقلیمی منفی و برگشت ناپذیر، به ویژه برای نسل های بعدی مواجه شود.

 در مواجه با چنین بحران عاجلی، سؤال مهمی که مطرح می شود این است که آیا تضادانسان و طبیعت تا بدین حد و اندازه گریزناپذیر بوده است یا به شیوه دیگری هم می توان زیست که این تضاد را به حداقل برساند؟:

 

گزارش سازمان ملل براساس جمع بندی هزاران دانشمند و متخصص زیست بوم و فیزیک دان و غیره با استفاده از دست آوردهای علمی، برای اولین بار به نقش انسان در تخریب طبیعت صحه نهاده است که گرچه در قیاس با انکارآن در گذشته گامی است به جلو، اما به هیچ وجه کافی نیست و ره به ریشه ها نمی برد. انسان موجودی معلق در هوا نیست، بلکه موجودی است متعین و با نیازهای مشخص که برای تأمین آن ها در میان خود به مناسبات تولیدی و اقتصادی -سیاسی معینی مبادرت می ورزد. مناسباتی که نحوه تعامل انسان با انسان، و تعامل با طبیعت پیرامونش را رقم می زند. بنابراین اگر از انسان کلی به انسان مشخص گذرکنیم به مناسباتی می رسیم که بین آن ها بر قرار است و این که چگونه این مناسبات به مناسبات او با طبیعت و سوخت و ساز و بهره برداری از آن تعین می بخشد. در حقیقت طبیعت بیمار محصول جامعه بیماراست و البته متقابلا بازخوردطبیعت بیمار به جامعه بشری بر وخامت و چالش های آن می افزاید. جامعه بیمار را می توان قبل از هرچیز با نوع مناسباتی که در بین خود برای تولید و مصرف و زیست اجتماعی جهت رفع نیازهایش برقرارمی کند مشاهده کرد. پیوستگی دو وجه مناسبات اجتماعی و مناسبات با طبیعت از هم جداناپذیرند و پیوند آن ها در همان عرصه تولیدکه محل برخوردانسان و طبیعت و ادغام آن دو با یکدیگر است بر قرار می گردد. به همین دلیل این دو وجه در اقتصادی سیاسی بطوراجتناب ناپذیر در هم تنیده شده و از هم جدائی ناپذیرند. تعامل انسان با انسان و تعامل با طبیعت پشت و روی یک کلیت واحدی هستند و نگاه تک بعدی به هرکدام از آن ها به معنای داشتن تصویری ناقص از این کلیت بهم پیوسته است. اگر رویکرد به اقتصادسیاسی در نظام سرمایه داری فقط معطوف به وجه نخست یعنی رابطه انسان با انسان باشد،یک رویکردیک جانبه خواهد بود که به رابطه آن با واقعیت مهمی چون طبیعت که می تواند دگرگونی ها و بحران آن تأثیرات تعیین کننده ای بر بشر و نحوه تولید و بقاء او داشته باشد، بی اعتنا می ماند.  در آن سو هم اگر تبیین بحران طبیعت بی توجه به مناسبات تولیدی- اجتماعی که انسان ها بین خود و از این طریق با طبیعت برقرارمی کنند صورت گیرد، آن گاه مبارزه با بحران طبیعت نیز به تنهائی و بدون در نظرگرفتن تأثیرمناسبات تولیدی- اجتماعی در آن و لاجرم ضرورت تغییرآن، ره بجائی نخواهد برد. از آن جا که رویکردها و تجربه های تاکنونی بشر، و مفهوم اقتصادسیاسی، اساسا یک جانبه و بدون در نظرگرفتن این کلیت بهم پیوسته درک شده است، از این رو توجه لازم و شایسته به نقش و اهمیت محیط زیست و حفظ تعادل در رابطه با آن، موردغفلت قرارگرفته است. از آن جائی که طبیعت بخش مهمی از موضوع تولید و متضمن تغییراتی در آن است، توجه هم زمان به هردو وجه واجداهمیت زیادی است. مهم ترین مشخصه جامعه بیمار آن است که مناسبات حاکم بر آن نه مبتنی بر تولید برای رفع نیازهای طبیعی انسان در تعامل دو جانبه متوازن با هم، بلکه براساس انباشت پایان ناپذیرسود و لاجرم کالائی کردن هرچه بیشتر آن است و برهمین اساس رابطه انسان با طبعیت نیز براساس غارت و چپاول و کالائی کردن آن استواراست که حتی از آن به عنوان جنایت های محیط زیستی نام برده می شود. باین ترتیب کالائی کردن با هدف سودبیشتر در هردو عرصه (تبدیل شدن نیروی کار به کالا در بازار کار و  تبدیل طبیعت به کالا برای سود) حرف اول را می زند و در فراسوی تأمین نیازهای طبیعی انسان، قراردارد. اما پویش پایان ناپذیرسودخواری بطوراجتناب ناپذیر منجر به جنون مصرف (البته مصرف به شدت طبقاتی شده و نابرابر) و جنون طبیعت خوارگی می گردد که آلایش اتمسفرزمین بخشی از آن است. چرا که تولید و طبیعت از هم جداناپذیربوده و با هزاران رشته به هم متصلند. در جامعه مناسبات استثماری به سلطه اقلیتی بهره کش بر اکثریتی بهره مند منجرمی شود و در طبیعت به تعامل و بهره گیری جنون آسای یک جانبه از آن توسط جامعه ای که طبیعت را به تابعی از متغیرنیازهای بی مهارخود تبدیل کرده است، بی آن که مجال نفس تازه کردن و امکان بازیافت در یک چرخه طبیعی به آن را بدهد. بازارآزاد که راهبردحاکم بر جوامع تحت کنترل سرمایه داری است، بیانگرسلطه بلامنازع سودخواری است. منطق سودهرچه بیشتر، نه فقط ملازم با استثمارهرچه بیشترانسان توسط انسان و طبقه ای توسط طبقه دیگراست و لاجرم به انباشت سرمایه و دامن زدن به شکاف ها و چالش های طبقاتی بین انسان ها منجر می شود، بلکه هم چنین ملازم با بهره کشی از طبیعت برای سود و انباشت بیشتراست. در این میان نوآوری و انقلاب مداوم تکنولوژی نه در خدمت شکوفائی انسان و تقویت تعامل دوجانبه با طبیعت بلکه در خدمت دامن زدن به تب بازارمصرف است. سرمایه داری بدون دامن زدن به جنون مصرف و ایجادتقابل آنتاگونیستی بین نیازهای فردی و جمعی و اولویت بخشیدن به منافع فردی در برابرجامعه، قابل دوام نیست. چنین منطقی ادامه قانون تنازع بقاء در جوامع انسانی ( داروینسم اجتماعی) است، با این تفاوت بسیارمهم که در موردانسان حد و مرزی برای فربه شدن و تصاحب دسترنج دیگران و غارت طبیعت وجود ندارد. به طوری که می توان صاحبان نیمی از ثروت جهان را در یک اتوبوس دوطبقه جای داد! و یا با بمب های هسته ای انباشته شده در زرادخانه قدرت های هسته ای می توان تمامی بشریت و مظاهرزندگی در سیاره زمین  را، چندین بار نابودساخت! و یا همانطور که اکنون به معضل بزرگی تبدیل شده جو زمین را چنان از گازهای گلخانه ای اشباع کرد که یخچال های طبیعی زمین با قدمت کهن را ذوب کرده و گونه ها و مناطق و کشورهای ساحلی و جزیره ای بسیاری را در معرض تهدید قرار داد، یا جنگل ها را به دست آتش سپرد و گردبادهای هولناکی را بوجود آورد و بر دامنه بحران هائی چون مهاجرت و جنگ افزود.

 

عملا هر راه حل رادیکال و مؤثر برای مقابله با بحران زیست محیطی، با تغییررادیکال شیوه زندگی گره خورده و به آن مشروط می شود. یک نمونه برجسته آن تولیدبی حدومرزخودروهای شخصی است. امروزه یکی از عوامل مهم آلایندگی فضاهای زیستی به ویژه در شهرهای بزرگ، کثرت اتومبیل های شخصی است. پاسخ مقتضی به آن علاوه بر استفاده از سوخت تمیز، در گرو تأمین وسایل حمل و نقل عمومی ارزان بجای اتوموبیل های شخصی است که البته با قانون آهنین بازارآزاد و تب مصرف گرائی میانه ای ندارد. مقاومت شرکت های اتومییل سازی و نقش این صنایع در ساختارنیروی کار و رابطه اش با هستی و تؤسعه صدها صنعت جنبی و بطور کلی با بازارمصرف چنان گره خورده، و صاحبان آن چنان نیرومندند که هیچ دولتی یارای مقابله با آن را ندارد. حتی اگر آن ها ناچارشوند زیرفشار واقعیت ها و یا فشارهای اجتماعی از وابستگی به سوخت فسیلی ارزان هم بطورجدی بکاهند و حاضربه سرمایه گذاری های لازم  در حوزه های سوخت پاک شوند، بازهم از دامن زدن به تب مصرف و بازنکردن جا برای وسایل حمل و نقل عمومی دست برنخواهند داشت. نمونه دیگراین نوع تضاد را می توان در عدم رغبت به سرمایه گذاری بر روی سوخت فسیلی که آژیرخطر آن هم نواخته شده، مشاهده کرد. و این در حالی است که هم اکنون تکنولوژی و سرمایه لازم برای تأمین سوخت سبز به عنوان بدیل سوخت فسیلی فراهم است، اما بدلیل ارزانی سوخت های فسیلی و حاکمیت منطق سود و رقابت بر بازارسرمایه، ا مادامی که سوخت های فسیلی ارزان وجود داشته باشد، سرمایه گذاری های لازم در حوزه سوخت تمیز با دشواری و عدم رغبت مواجه می شود و  اگر هم صورت گیرد جز با تقبل باراصلی هزینه های آن توسط بودجه های عمومی ممکن نخواهد بود. حتی هم چنان شاهدگسترش سرمایه گذاری و استخراج سوخت های فسیلی توسط کشورهای تؤسعه یافته ای مثل آمریکا بر روی گاز و نفت شیل هستیم که سوای گازدی اکسیدکربن، مسیرهای عبورخود را هم اعم از آب و جنگل و نواحی آلوده می کنند.

 

پیوستگی وجه اجتماعی و وجه اکولوژیک مبارزه طبقاتی

اگر زمانی مناسبات انسان با انسان و مناسبات انسان با طبیعت به خاطر آن که این روابط و تأثیرات متقابل آن ها بر یکدیگر هنوز محسوس و ملموس نبودند، و تئوری های اقتصادسیاسی معطوف به نقدنظام سرمایه داری عملا یک جانبه مطرح می شدند، اما اکنون وجودپیوندهای این دو چنان تنگاتنگ و ملموس شده است که آشکارا بر خوردغارتگرانه با طبیعت و مناسبات تولیدی- اجتماعی مبتنی بر استثمار و سود و جنون مصرف پشت و روی یک سکه را تشکل می دهند. به همین دلیل مفهوم مبارزه طبقاتی هم انکشاف یافته و  مبارزه علیه مناسبات سرمایه داری و قدرت، با مبارزه علیه ویرانی محیط زیست سخت با هم گره خورده اند و بخشی از یک کلیت واحد و یک مبارزه طبقاتی فراگیر با خصلت اجتماعی و زیست بوم را تشکیل می دهند. به طوری که دیگر آن ها را نمی توان بطورمکانیکی از هم جداکرد. چرا که در هردوی آن ها این سرمایه است که حرف اول را می زند. و باز هم به همین دلیل بدون تنظیم آن چنان مناسباتی که بنیادآن نه بر سودخواری و غارت طبیعت، بلکه بر تعامل متقابل و دو جانبه بین آن انسان و طبیع استوار باشد و بر پایه تولید برای تأمین نیازهای واقعی انسان، در هم آهنگی با طبیعت و توان بازیافت آن مبتنی باشد، برون رفت از بحران ناممکن است. نگرش تک بعدی به مبارزه طبقاتی هیچ گاه قادر نخواهد بود رابطه بین این دو را به نحومناسبی تنظیم کند. اگر مبارزه علیه سرمایه بطورهم زمان شامل هردوحوزه  است، کارگران و زحمتکشان و نیروها وجریان های چپ ها و مدافع رهائی در مبارزه خود علیه نظم طبقاتی بناگزیر باید مبارزه علیه استثمار و علیه ویرانی طبیعت را درهم بیامیزند.

معنای دیگر چنین رویکردی آن است که اولا هیچگاه در جوامع بشری، تضادانسان با انسان (شکاف طبقاتی) و انسان با طبیعت (تهاجم سرمایه به طبیعت)، بطورهم زمان تا این درجه فعال و انفجاری نبوده است. و ثانیا به معنی آن است که گره خوردگی این دوعرصه با یکدیگر به مبارزه طبقاتی ابعاد و گستره تازه ای می دهد و بیانگرآن است که با افزایش پی آمدهای مناسبات سرمایه داری، شرایط و فرصت های تازه ای برای به چالش طلبیدن سرمایه و به عقب راندن و نهایتا امحاء آن در حال بوجودآمدن است. با این تفاوت که اگر بتوان جامعه را برای مدتی با سرکوب و وعده و رفرم فریفت و ساکت و آرام کرد، اما طبیعت را مشکل بتوان رام کرد و درعین حال از پی آمدهایش مصون ماند. با چنان زبانی نمی توان با طبیعت سخن گفت. طبیعت وقتی که عصیان کند، تر و خشک را با هم می سوزاند و چه بسا برگشت ناپذیر باشد، و به همین دلیل اخطارهای آن به خصوص در شرایطی که پی آمدها و تهدیدات اقلیمی مرز و جغرافیا نمی شناسد، چنان که جنگل های آمازون ریه زمین محسوب می شود و گازهای گلخانه ای آثارمخرب خود را بر همه جا می گستراند، گرچه نه یکسان برای همه و برای جوامع فقیر و تؤسعه نیافته و کشورهای جزیره ای بیش از دیگران، و از آن جا که "زمین خانه مشترک" همه است و حالا حالاها بدیلی برای آن در افق دیده نمی شود، لاجرم بی اعتنائی به اخطارهای آن بدون تاوان سنگین نیست. از همین رو می توان گفت که پیوند آن دو، به گفتمان رهائی نه فقط معنای تازه ای می دهد بلکه هم چنین به آن توش و توان تازه ای می بخشد. وقتی رهائی انسان از سیطره سرمایه با رهائی طبیعت از سلطه سرمایه گره می خورد، پیونداین دودر برابرسرمایهروح تازه ای بهکالبدمبارزات ضدسیستمی می دمد!.. دست نامرئی بازارآزادآدام اسمیت نه فقط با مقاومت جوامع انسانی بلکه با عصیان طبیعت موردتهاجم قرارگرفته نیز مواجه است.

 از آن جا که تجاوز به محیط زیست، آن هم در عصرجهانی شدن سرمایه و غارت جهان گسترآن، در عین حال یک بحران جهانی و بی مرز هم هست (گرچه نه یکسان برای همه)، لاجرم مبارزه علیه چنین تهاجمی نیز یک مبارزه جهانی و انترناسیونالیستی به مفهوم واقعی است. بهمین دلیل نیازمندیک رویکردجهانی با فرهنگی جهان شمول و مشتمل بر همبستگی و مبارزه مشترک علیه آن، تؤسعه متوازن و برابر در جهان و در یک کلمه اقتصادسیاسی بالکل متفاوتی با اقتصادسیاسی مبتنی بر سودخواری و رشدناموزونی است که شکاف های فزاینده شمال و جنوب و حاشیه و مرکز، سیاست های امپریالیستی و غارت گرانه، جنگ و میلیتاریزم و انباشتن زرادخانه ها با توان انهدام همه دست آوردهای بشر و  ویرانی طبیعت از مختصات جدانشدنی آن است.

نکته پایانی: بدیهی است که بوجود آمدن فرصت های تازه یک موضوع است و بهره برداری از آن ها یک موضوع دیگر. در اینجا سخن از پیدایش بسترها و فرصت های تازه و بالقوه پایدار برای پیشروی است؛ و گرنه به موازات آن شاهدتلاش های ضدآن و از جمله افزایش تهدیدها و عمده کردن چالش هائی هستیم که با دوقطبی کردن جهان حول آن ها، مثل دو قطبی جنگ و مبارزه علیه داعش و تروریسم که با گل آلودکردن آب مانع از شکل گیری جنبش های نیرومند ضدسرمایه داری و مدافع محیط زیست، و بهره برداری جنبش ها و نیروهای ضدسیستم از فرصت ها و تضادهای بوجودآمده در نظم مستقر هستند. بدیهی است که مقابله با آن چالش ها و خنثی کردن این نوع تلاش ها، در راستای عمده و دوقطبی شدن صف آرائی های جهانی حول تضاداصلی و بنیادین، نیازمندهوشیاری و ارزیابی درست از اوضاع و  چالش های پیچیده دوره انتقالی است.

2015-12-10 19-09-1394

http://taghi-roozbeh.blogspot.com

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]