هواداران مجاهدین بخوانید!
سعید جمالی

 

هواداران مجاهدین بخوانید!

1. بنده هیچ کاری به کار هواداری شما ندارم. هیچ تلاشی هم نکرده و نمی کنم و نخواهم کرد که شما دست از هواداری بکشید، آنهم به یک علت ساده که : « مسئله این نیست»، «صورت مسئله این نیست». اگر تشکیلات تلاش میکند چنین القائی به شما بکند فقط یک فریب ذهنی است تا اذهان شما را منحرف کرده و از مسئله اصلی باز بدارد.... که در ادامه توضیح خواهم داد. بنابراین سفت و سخت به هواداریتان ادامه دهید و از آغاز هم با خود شرط کنید که بعد از خواندن هر مطلبی و دیدن هر واقعیتی همچنان هوادار باقی بمانید.

2. بعنوان کسی که تمام عمر در این تشکیلات بوده و از همه جزئیات و زیر و بم های آن آگاه هستم، از نظر من «صورت مسئله» در شرایط حاضر فقط نجات جان افراد یا رزمندگانی است که در لیبرتی هستند و یا گیر کرده اند و با بدام افتاده اند. یعنی فقط جان این آدمها نجات پیدا کند بعد اگر میخواهند به راهشان ادامه دهند، خود دانند. اگر با این بحث موافق هستید که جان این افراد باید نجات پیدا کند که هیچ، هیچ حرف دیگری نیست. اگر با این موضوع مخالفید، علی القاعده باید استدلال محکمی برای آن داشته باشید، چرا که پای جان آدمها در میان است.

3. اگر فکر میکنید که بنابر ضرورتهای مبارزاتی، افراد باید در لیبرتی بمانند به نکات توجه کنید و به نقطه نظر روشنی دست پیدا کنید:

الف: در مورد اینکه چیزی بنام مبارزه با رژیم آخوندی از طرف مسعود رجوی و یا باصطلاح سازمان مجاهدین (به هزار و یک دلیل اینها از نظر من سازمان مجاهدین نیستد) وجود دارد یا خیر من یادداشتهایی را نوشته ام که میتوانید مراجعه کنید که طبعا از نظر من اینطور نیست.

ب: اما نمیخواهم بر سر محور و نکته فوق الذکر و یا بررسی عمیق مسئله تأمل کنیم. همانطور که اشاره کردم اگر صورت مسئله نقد نجات افراد لیبرتی است و یا ضرورت ماندن آنها در لیبرتی بدلایل مبارزاتی، راه حل ساده تر نگاه به وضعیت و موقعیت حال حاضر و یا حداقل دهسال گذشته است.

پ: کدام وضعیت موجود کدام دلیل و استدلال کدام شرایط کدام وضعیت دهسال گذشته نشان داده یا میدهد که میشود در لیبرتی بر علیه رژیم مبارزه ای را انجام داد. کدام مبارزه یا کدام اقدام مبارزاتی طی دهسال گذشته انجام شده؟  آیا نتیجه نگاه داشتن افراد در لیبرتی جز این نبوده که عده بسیاری کشته و زخمی شوند و سایرین پیر و فرتوت شوند؟ مگر نمی بینید آش آنقدر شور شده که خود رجوی و بانو هم دیگر دم از نگاه داشتن افراد نمی زند و گاها اشاره ای هم به خارج کردن افراد میکنند، اگر چه خواست قلبی شان خلاف این است. پس اگر احیانا هنوز در ته ذهنتان فکر میکنید یا رسوب کرده که باید رزمندگان در لیبرتی بمانند بدانید که این حرفی غیر واقعی است و خود مسعود و عیال هم از آن عدول کرده اند.

آیا اینهمه اصرار بر نگاه داشتن افراد و اینهمه ضایعه و کشته و مجروح  و صدمه شما را به این فکر نمی اندازد که شاید منافع و تمایل دیگری در کار است که نمی گذارد افراد خارج شوند؟ اگر همانطور که اشاره شد این اصرار نمی تواند از موضع ضرورتهای مبارزاتی باشد پس شک نمیکنید که داستان چیز دیگری است؟

کمی تأمل کنید کمی فکر کنید کمی با خود خلوت کنید و روی موضوع متمرکز شوید کمی صغرا و کبرای بحث را با خود حلاجی کنید، صرفا بر مبنای شعارهایی که داده میشود اتکاء نکنید. بروید با مسئولینی که شعار نگاه داشتن افراد در عراق را میدهند بحث و استدلال کنید..... شک نکنید در دومین کلام و دقیقه به دروغین بودن همه چیز پی خواهید برد.

اگر مسئولین گفتند که ما هم در پی خروج افراد هستیم، به آنها بگویید چگونه است که طی ماههای اخیر یک میلیون نفر انسان بدون هیچ امکان و حمایتی توانسته اند خود را به اروپا برسانند، پس چگونه است که سازمان با اینهمه امکانات اعم از پول و وکیل و سیستم جعل و قاچاق و کانال خروج و غیره اینکار را نکرده. در نوشته های سابق ام توضیح داده ام که از روز اول همان دهسال پیش امکان خروج فراهم بود اما نمی خواستند اینکار را انجام دهند. ورود یک میلیون انسان به اروپا نشان داد که راه چقدر باز است. تمام حرف دولت عراق هم این است که از آن کشور خارج شوید..... هیچ مانع دیگری وجود ندارد. بروید و کمی بحث کنید اجازه ندهید که بحث با پیش کشیدن یکسری اوهام و اینکه شما نمیدانید و از مشکلات آگاه نیستید قطع شود..... آنگاه بسیار زود به واقعیت امر پی خواهید برد.

 

4. هر گونه بحث بر سر جنایتکار بودن رژیم در چنین اتفاقاتی فقط من باب رد گم کردن است. هیچ مبارز و ایرانی شرافتمندی که تقریبا همه جمعیت ایران را شامل میشود شکی در جنایتکار بودن رژیم ندارد. مگر نمی بینید که رجوی انسانها را با بهانه ها و اشکال گوناگونان در لیبرتی نگه داشته و به رژیم تعارف میزند که آنها را بمباران کند، لحظه ای چشم بگشائید و اجازه ندهید اینقدر با استفاده از حربه رژیم تمام فریبکارهای و جنایات خود را بپوشاند. اگر دهسال پیش و پنج سال پیش و یکسال پیش و یکماه پیش افراد را از آنجا خارج کرده بودند یا کشته ای نداشتیم و یا کمتر و کمتر می بود. پس آیا جز این است که این نگاه داشتن افراد در آنجاست که آنها را به کشتن میدهد. در کدام اطلاعیه و کدام سخنرانی و کدام ادعا رجوی گفته که در بیرون کشیدن افراد مشکل دارد؟ کجا مطرح کرده که فی المثل میخواهیم افراد را بیرون بکشیم اما پول نداریم و یا دولت عراق یا آمریکا اجازه نمی دهد؟ آیا واقعا درک این نکات سخت است و یا آنچنان تحت تاثیر مغز شوئیهای دم و دستگاه رجوی هستید که عقل را از سرتان ربوده؟

5. بودن، ماندن و زیستن  در خارجه برای کسانی که زمانی ادعای مبارزه با رژیم را داشته اند و امروز می بینند که کاری از دستشان بر نمی آید بسیار سخت و گران است، آدم را دچار عذاب وجدان میکند و آرامش را از انسان سلب میکند......در پاسخ به این ندای وجدان اجازه ندهید صرف اینکه رجوی تشکیلاتی دارد و پول دارد و میتواند نشریه و تظاهرات و رفت و آمد درست کند و با آن پوز مبارزه با رژیم بدهد شما را بفریبد و بصورتی کاذب به عذاب وجدانتان پاسخ دهید. کمی چشم باز کنید تا ببینید که بزرگترین یار و یاور این رژیم خونخوار همین رجوی است با همه کارها و جنایاتی که طی این سالها انجام داده. رسالت او به انحراف کشانده مبارزه است و بوده و بس. تمام وجود او مصروف به هرز بردن انرژی هایی که بایستی بصورتی درست بر علیه رژیم بسیج شود.

آیا نمی بینید که تمامی باصطلاح مبارزه رجوی در درهم شکستن نیروهای داخلی و ایرانی است. آیا نمی بینید که تمامی هم و غم این آدم از سال شصت صرف ایجاد تفرقه و اتهام  زدن به همگان بوده؟

آیا نمی بینید که تمامی مبارزه اش در تلاش برای مزدوری فاشیست ترین جناح های امپریالیستی و آمریکایی است؟ و در بهترین حالتش  به عراق و لیبی و سوریه توجهی نمیکنید؟

آیا نمی بینید که تمامی سرمایه مادی و پولهای هنگفت وی از صدقه سری صدام و مزدوری این دیکتاتور بدست آمده؟ واقعا چه پاسخی در برابر فیلم های بدست آمده از رابطه او با صدامیان دارید؟ با تاکید میگویم اگر همه این واقعیتهای مستند را می بینید و چشم بر هم می نهید و کک تان هم نمی گزد آن گاه به خود شک کنید به تمامی ضد ارزشهایی که وجودتان را پر کرده و اینچنین شما را منفعل و بی تفاوت و یا حامی این جرثومه فساد ساخته. شک نکنید که رد پای این حضیض در در تمامی زندگی و شخصیت و منش تان هم خواهید دید. و....

آیا نمی بینید که آن تشکیلاتی که از آن دم زده میشود جز مشتی انسانها مغزشوئی شده بیش نیستند و یا افرادی که به جبر زمانه در آن گیر کرده اند؟ بروید کمی تحقیق کنید اگر دوست و آشنایی دارید بروید از نزدیک با تجارب آنها آشنا شوید تا به عمق پوسیده آن مناسبات پی ببرید. دل به ظاهر این تشکیلات نبندید، اینکه جایی برای رفتن و یا مبارزه!!!! کردن ندارید به کار شما مشروعیت نمی دهد. زمانی که بتوانید عمق عفن این مناسبات را ببینید آنگاه کم کم راه برای فهم شیوه درست مبارزه را هم خواهید یافت(اگر سودای مبارزه ای در سر دارید) اگر هم اهل مبارزه نیستند لااقل یک زندگی شرافتمندانه در پیش گیرید و بخاطر منافعی حقیر و یا تسکین درون در جنایاتی که صورت میگیرد شریک نشوید. آدمی که بلحاظ فردی هر کثافت کاری را انجام میدهد صد شرف دارد به کسی که بنوعی دست در خون و یا تائید خونریزی دارد. خود را از پرده و حامیان این جریان جنایتکار بیرون بکشید. فقط کمی با خود خلوت کنید چند روزی با خود بیندیشید و به وجدانتان مراجعه کنید شک نکنید که همه حقایق را در خواهید یافت.

و سر آخر اگر چشم بر حقایق گشودید آنگاه پرسش هایتان را در برابر این تشکیلات قرار دهید.

مگر نمی بینید که تمامی تلاش این تشکیلات در این است که کوچکترین رابطه با دنیای خارج برقرار نکنید و فقط در حصار آنها باقی بمانید..... اگر شاهد این تلاش هستید همین یک دلیل کافی نیست که به ماهیت آنها پی ببرید؟

آیا به این اندیشیده اید که تا چه حد به ته چاه جهالت این جریان فرو رفته اید که باید به شما توصیه کرد به نظرات دیگران هم گوش کنید و یا کمی منصفانه قضاوت کنید. میدانم که این حرفها برای شما خنده است اما بخود آئید اینجا پای خون و جان در وسط است..... هوا سرد است.... شب است..... در بیابان و در محاصره دشمن.... پناهگاهی نیست.... دوستان و رهبران دشمن اند...... سی سال است آواره و بی ارتباط با احدالناسی.... هیچ دست محبتی وجود ندارد..... و خمپاره و کاتیوشا از آسمان می بارد.... می فهمی یعنی چه؟؟؟؟

حرف زیاد است و من در گوشه ای دلشکسته و زانوی غم در بغل و ..... ماتم زده..... با قلبی دریده و شرحه شرحه

نامردی تا به کجا؟؟؟؟

 

سعید جمالی

جمعه 10 آبان 94/ 01 نوامبر 2015

منبع:پژواک ایران


سعید جمالی

فهرست مطالب سعید جمالی در سایت پژواک ایران 

*‏«نهضت» کمک به هموطنان سیل زده فاجعه سیل اخیر در ایران  [2019 Apr] 
*سروش و مشکل بیگانگی نقد خود [2019 Mar] 
*اقدام به کمک مالی برای افراد جدا شده در آلبانی [2018 Apr] 
*روحی پلید [2016 Aug] 
*کودتا و ضد کودتا در ترکیه و فاجعه 30 خرداد سال 60 [2016 Aug] 
*نقدی بر خط مشی جدید حزب دموکرات کردستان ایران [2016 Jul] 
*زندگی سیاسی و مرگ ؟؟ در بستر اجنبی [2016 Jul] 
*گرامیداشت رفتگان [2016 Jan] 
*عباس رحیمی به آرامش رسید و جاودانه شد! [2016 Jan] 
*نکاتی و درد و دلی با دوستان و افراد جدا شده [2015 Dec] 
*«شب هفت» [2015 Nov] 
*هواداران مجاهدین بخوانید! [2015 Nov] 
*به بی شرفان شورای ملی مقاومت!!!؟؟؟ [2015 Oct] 
*مسئولین محترم سایت پژواک [2015 Sep] 
*توضیحی بر دسته ای دیگر از قربانیان «جریان حاکم» [2015 Sep] 
*طور دیگری هم می توان زیست [2015 Feb] 
*هوشنگ عیسی بیگلو- آقای وکیل - روح انسانی [2015 Jan] 
*جنون ذلیلانه دیکتاتورک ما! [2014 Dec] 
*جسارت نوشیدن جام زهر؟؟ [2014 Nov] 
*پیچیدگی موضوع یا «ضعف شخصیتی» [2014 Nov] 
* مراسمی برای بزرگداشت جعل و دروغ و خیانت؛ (بخشی از: درباره جریان حاکم بر سازمان مجاهدین خلق ایران ـ 15) [2014 Jun] 
*امروز ششم خرداد است ... [2014 May] 
*به آقایان: ابریشمچی، جابرزاده، محدثین، توحیدی، داوری، براعی و.... [2014 May] 
*رژی دبره، هزار خانی و آن مردک خرفت ؟؟!! [2014 Feb] 
*«پفیوز می کشمت»! [2014 Jan] 
*«گزارش» عطف به گذشته رجوی و درخواست گزارش «رو به جلو» [2014 Jan] 
*« تقلیل زمینه های کشتار اشرف به سناریوئی هالیوودی » [2013 Dec] 
*خروج از عراق کاملا عملی است [2013 Dec] 
*به اسماعیل! درباره اسماعیل و مصداقی [2013 Dec] 
*پایان اعتصاب غذا در لیبرتی و گام بعدی... [2013 Dec] 
*درباره جریان حاکم بر سازمان مجاهدین خلق ایران (15) ـ «تیف» و برشی از «درون»3 [2013 Dec] 
*درباره جریان حاکم بر سازمان مجاهدین خلق ایران (14) ـ «تیف» و برشی از«درون» 2  [2013 Dec] 
*آقای رجوی مقداری عاقلانه رفتار کنید [2013 Dec] 
*درباره جریان حاکم بر سازمان مجاهدین خلق ایران (13) ـ «تیف» و برشی از «درون»1  [2013 Nov] 
*خدا !! منصور حکمت را بیامرزد. [2013 Nov] 
*درباره جریان حاکم بر سازمان مجاهدین خلق ایران (12) ـ «سرنگونی از نوع آقای رجوی» 2 و فرار «شازده» [2013 Nov] 
*«چرا انسانها را به ذلتّ می کشانید» ؟ [2013 Nov] 
*«صحنه های رقت انگیز» [2013 Nov] 
*«پاک کردن ردّ پاها» [2013 Nov] 
*درباره جریان حاکم بر سازمان مجاهدین خلق ایران (11) ـ «سرنگونی از نوع آقای رجوی» 1  [2013 Nov] 
*به هواداران! [2013 Nov] 
*مسئولیت مسعود رجوی در اعتصاب غذای لیبرتی [2013 Nov] 
*درباره جریان...10 ـ تشکیلات آهنین یا مشت آهنین؟ و... «رقص رهایی» 4 [2013 Nov] 
*درباره جریان...9 ـ تشکیلات آهنین یا مشت آهنین؟ و مقوله"انقلاب ایدئولوژیک"3 [2013 Nov] 
*درباره جریان...8 ـ تشکیلات آهنین یا مشت آهنین؟ و مقوله"انقلاب ایدئولوژیک"2 [2013 Nov] 
*درباره جریان...7  [2013 Oct] 
*درباره جریان...6 ـ اشتباه نکنید! اینجا وزارت اطلاعات نیست! [2013 Oct] 
*درباره جریان حاکم بر سازمان مجاهدین خلق ایران ـ 5 [2013 Oct] 
*درباره جریان حاکم ... ـ قسمت چهارم ـ چرخه معیوب [2013 Oct] 
*درباره جریان حاکم بر سازمان مجاهدین خلق ایران ـ قسمت سوم [2013 Oct] 
*درباره جریان حاکم بر سازمان مجاهدین خلق ایران (2) [2013 Oct] 
*درباره جریان حاکم بر سازمان مجاهدین خلق ایران-قسمت اول [2013 Oct] 
*مسئولیت تاریخی هواداران مجاهدین برای جلوگیری از ادامه کشتار و نسل کشی کمپ لیبرتی [2013 Sep] 
*آرزوی سلامتی و تکرار درخواست از آقای رجوی [2013 Sep] 
*معامله جان انسانها با منافع پست و خودخواهانه در اشرف [2013 Sep] 
*برادر مسعود! اجازه بدهید مسیر قضایا تغییر کند [2013 Sep] 
*نامه ای به آقای رجوی و پاسخ غیر مستقیم ایشان [2013 Sep] 
*آقای رجوی پیشرفت کار نیاز به تصمیم و شهامت دارد [2013 Sep] 
*درخواست از هموطنان برای حمایت ازخروج مجاهدین از عراق [2013 Sep]