توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟!
تقی روزبه

 

 منطق دو گانه یا دوگانگی منطق!

اخیرا ر. شهاب برهان در یک گفتگوی رادیوئی* مدعی وجود دو منطق متفاوت در رفتار توده های مردم و روشنفکران انقلابی شد. در این کائنات، روشنفکران انقلابی تافته ای جدابافته و حامل ارزش های والا هستند، سوژه های تاریخی و فراتر از مردمند، تاریخ سازند. اما  روی مهم تراین سکه، تصویری است که او از مردم هم چون سیاهی لشکردنباله رو، بسان مومی در دست حاکمان و اربابان قدرت ارائه می دهد. او مدعی است که توده های مردم هرگز و هیچ وقت انقلابی نیستند (بجزموارد استثنائی)، آن ها در زندگی روزمره همواره رفرمیست هستند (در اینجا بین رفرمیسم با رفرم و اصلاح خلط بحث شده و تفاوتی گذاشته نمی شود). طبیعی است که اصلاح مداوم امورزندگی بخشی اجتناب ناپذیر از روال زندگی و لازمه ساختن و تداوم آن است و به یکسان برای توده های مردم و روشنفکران ضرورت دارد، و ضرورتا هم مغایرتی با دگرگونی های رژف و انقلابی در مناسبات قدرت و ساختارها و روابط طبقاتی ندارد؛ اما رفرمیسم، هم چون یک سیستم ایدئولوژیک، همواره مخالف تغییرات رژف و انقلابی است. در ادامه می افزاید هر کس دو ریال حقوق بیشتربدهد مردم به دنبالش می دوند، آن ها همواه بدنبال شارلاتان ها راه می افتند، همه جا و همیشه تاریخ چنین بوده است، گرسنه از اخلاق و اصول چه می فهمد؟

نباید انتظارداشته باشیم که توده های مردم، انقلابی، اخلاقی، وارسته، بی نیاز و آرمانگراباشند. داشتن چنین انتظاری از مردم تنها نشان دهنده پرت بودن ما از منطق حاکم بر زندگی و حرکت آن هاست. تا مادامی که متوجه نشویم و نفهمیم که در گنداب کرم بوجودمی آید، و این مناسبات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی است که چنین مردم عقب مانده ای را می سازد، هیچ چیز نفهمیده ایم. تنها با در نظرگرفتن واقعیت رفرمیستی مردم در زندگی روزمره خود است که چنین وضعیتی قابل درک می شود و گرنه غافلگیر و سرخورده خواهیم شد. بزعم وی توضیح این پدیده با تئوری توهم، نادرست است و پاسخ گو نیست. توهم هیچ چیزی را توضیح نمی دهد و تنها دورزدن مسأله است. برهمین اساس او توضیح انقلاب بهمن 57 و یا دوم خرداد 76 و یا اعتراض های سال 88 و یا مشخصا شادی خیابانی بخش هائی از مردم به خاطرتوافق هسته ای را با توهم  نادرست می داند و نسبت به پی آمدهای این رویکرد، هشدارمی دهد. بهمین دلیل از روشنفکران انقلابی می خواهد که انتظارهای خود را با همین واقعیت تاریخی و فراگیر تطابق به دهند و از تعمیم منطق رفتاری خود به توده های مردمی که ذاتا رفرمیستی حرکت می کنند، اجتناب ورزند. در پاسخ به این سؤال که پس تکلیف مردم به عنوان فاعلان تغییر چه خواهد شد می گوید: مردم و چیزی فراتر از مردم! که او از آن ها به عنوان تشکل و آگاهی و رهبری نام می برد.

توسل به این نوع مقولات و مفاهیم منتزع از جامعه، نه فقط با مثله کردن و جداسازی عناصرحیاتی زندگی و غنای واقعی جامعه و سپس مونتاژفانتزی وار آن ها همراه است، هم چون جداکردن سر(مغز و اندیشه) از پیکرانسان و سخن گفتن در ذم و مدح و نقش و وزن هرکدام از آن ها، که تنها در جهان فانتزی وجودخارجی دارند؛ بلکه فراتر از آن طرح ادعاها و توسل به آن مقولات، کل بنای موتتاژشده ادعاهای او را بهم می ریزد که در سطوربعدی بیشتر به آن خواهیم پرداخت.

در اصل سخنان وی خطابه ای است پیرامون عجز و ناتوانی همه جانبه مردم در برابرحاکمان و قدرت های مسلط. در این تصویر، در یک سو قدرت های همه توان قراردارند و درسوی دیگر مردمان ناتوانی که در ضعف مطلق بسرمی برند، فردگرا و اتم آزاد، رفرمیست، فاقدحافظه تاریخی که به دنبال یک ذره نان و یک تکه استخوان له له می زنند و به هرکس و ناکسی که آن را به دهند دخیل می بندند و برای آن حاضرند پا روی دوش دیگری نهاده و همدیگر را له و له ورده کنند، فاقدآگاهی و ارزش های اخلاقی و اصول هستند. خلاصه آن که در این رویکرد تمامی ارزش هائی که مناسبات سرمایه داری می آفریند تفوق مطلق دارند و کورسوئی هم از اخگرسوزان کمونالیته و انسان اجتماعی و تعاون و همدردی دیده نمی شود، و در آن سو روشنفکران انقلابی و فداکار و ارزشمدار و دارای اصول و اخلاق وجود دارند که همه آن فضائلی را که توده ها از آن محرومند یک جا در خوددارند و تنها باید مواظب باشند که از رفتار و حرکت توده های مردم سرخورده نشوند و بتوانند به وظیفه ذاتی خود که نجات توده ها از منجلابی است که در آن می لولند عمل کنند. سه گانه آگاهی، تشکل و رهبری حبل المتین هائی فرامردمی هستند که در اختیاراین نخبگان قراردارند.

 مسأله برسرلغزش کلام و سهل انگاری در انتخاب واژه ها نیست، که در آن صورت این نوشته هم  جائی نداشت، بلکه خطابه ای است که ناتوانی مطلق مردم، ترجیع بند و بیت گردان آن است و گوینده می کوشد که همین تقدیر را در ذهن مخاطبانش حک کند.

 

 قبل از ادامه این نوشته لازم است مقدمتا به دونکته اشاره کنم: اول آن که هدف این نوشته نقدنظردرست یا نادرست ر.برهان در باره ارزیابی از توافق هسته ای و پی آمدهای آن نیست و اصلا ربطی به آن ندارد، همانطور که خطابه وی پیرامون عجز و ناتوانی مردم هم ربطی به موضوع هسته ای نداشته و به صحرای کربلازدن است. دوم آن که هدف نقدنظری است که گرچه ر. شهاب به شیوه خاص خود، یعنی یک جانبه، مبالغه آمیز و لفظ پردازانه که در آن  محتوا تابعی از متغیرشکل می شود، از آن دفاع می کند؛ اما بهرحال سوای ابعادمبالغه آمیز و ذمخت آن، این رویکرد از دیرباز حامیانی در میان چپ دارد و تبلیغ و ترویج هم می شود. مشخصا  دوعرصه محل اصلی چالش است: یکی "مردم هیچ اند و قدرت همه چیز"، و دیگری مقام و جایگاه نهادینه شده و ممتازی که برای الیت ها و روشنفکران انقلابی قائل است. روشنفکرانی که در برابرمردم ذاتا رفرمیست، منطق، فضایل و ارزش ها و اصول انقلابی ویژه خود را دارند. هم چنین توصیف او فقط استیصال برآمده از یک وضعیت موقت و ویژه هم نیست بلکه توصیف مردم ایران و کل جهان است. حتی ازاین هم فراتر توصیف کل تاریخ بشری است. گو این که نتایج برآمده از یک وضعیت موقت و گذرای یک جامعه، اگربه شیوه علمی پای بند باشیم، نمی تواند قابل تعمیم به برهه طولانی تری از آن جامعه به شود تا چه رسد که آن را بخواهیم به کل جهان و تاریخ بشرتسری هم به دهیم. در غیراینصورت به درکی قدرگرایانه و غیردیالتیکی از نحوه تکوین مناسبات و فرایندرشد و بلوغ بشر می رسیم.

اما واقعیت این خطابه چیست؟ قبل از هرچیز این خطابه آکنده از تناقضات متعددی است که در آن هربخش و فرازی بخش و فرازدیگری را نفی می کند و هیچ قسمتش با قسمت دیگر هم خوان و همسازنیست. خطابه همزمان هم از عوامزدگی در رنج است، چنان که رفتار و حرکت مردم را قابل فهم و عملا غیرقابل سرزنش و انتقاد می داند و هم روشنفکرزده است تا جائی که برای آن ها منطق و ارزش ها و فضائل ویژه ای قائل است. طبیعی است مردمی که نقشی در تاریخ و تغییرجهان نداشته باشند، مسئولیتی هم در برابرآن نخواهند داشت و انتقادی هم برآن ها نمی توان روا داشت. آن ها همواره چنین بوده اند و چنین هم خواهند بود. اما اگر نیک بنگریم، متوجه می شویم که این نوع رویکرد و استنتاجات از بلندای برج عاج نخبه گرائی و منزلت آن برمی خیزد. چنان که گوئی توده های مردم، حتی شایستگی نقد و انتقاد و سرزنش شدن در برابرپی آمدرفتارخود را هم ندارند، آن ها را تنها باید درک کرد و آگاهشان ساخت و نجاتشان داد (این که چگونه می توان بدون نقد و انتقاد، آگاه ساخت خودیک معماست). سوی دیگرمعادله روشنفکرانی هستند که جایگاه و موقعیت ممتازخویش را مدیون توده هائی می باشند که این گونه در وضعیت ضعف و ناتوانی قراردارند و  مدام یکدیگر را بازتولید می کنند.

 

از نظرشیوه و متدی که شهاب برهان به واقعیت های اجتماعی نزدیک می شود، صرفا سویه و نیمه خالی لیوان را می بیند. ازهمین رو تا چشم کارمی کند، برهوتی بی پایان و وحشتناک از ناتوانی محض در  برابراربابان قدرت در برابرمان قد علم می کند و نیز مشتی روشنفکرانقلابی که باید مواظب باشند که باد کلاهشان را نبرد و سرخورده نشوند.

اما در واقعیت لیوان نه پراست و نه خالی، لیوان نیمه پر و نیمه خالی است. مردم نه فقط در نکبت مناسبات تولیدی و سیاسی و فرهنگی حاکم می لولند و به آن زنجیرشده اند و به حکم سلطه سرمایه داری دائما از هستی و غنای انسانی خود تهی می شوند و شرایط زیست انسانی اشان از آن ها ربوده می شود، فرقی هم  نمی کند که از توده های بی سروپا باشند یا از جماعت روشنفکران انقلابی و هرکدام به نوعی؛ بلکه آن ها همزمان و پیوسته علیه چنین انقیادهائی مبارزه می کنند، می شورند، شکست می خورند، پیروزمی شوند، جهان را تغییرمی دهند و کاروان تمدن بشری را لنگان لنگان به جلو می برند.

 حالا با توجه به نکات بالا بهتر است نگاهی به مواردمشخص تر بیافکنیم:

 

- جالب است که خطابه تخطئه مردم در حالی صورت می گیرد که خودمصاحبه شونده در پاسخ به سؤالی پیرامون احساسش از توافق هسته ای، از احساس خوشحالی اش به دلیل توقف سودای دست یابی رژیم به بمب هسته ای و نیز به دلیل کاهش ولواندک فشار و سایش زنجیرهای اسارت و سست تر شدن بهانه های رژیم در سرکوب انتظارات مردم، سخن می گوید؛ و حتی پیش تر نوشته بود که مردم حق شادمانی دارند، اما وقتی که زمان خوشحالی مردم فرا می رسد، به گونه ای دیگر سخن می گوید. گوئی که  همه مردم به خیابان ها ریختتند و زیرچتردولت و ظریف همچون ناجیان خود.

- گرچه به حسب تعارف، به عدم یکدست بودن مردم و واکنش آن ها و ضرورت عدم تعمیم آن به همه بخش های مردم اشاره ای می کند، اما عملا از کلیت مردم و احکام تعمیم یافته سخن می گوید. و حال آن که برطبق گزارش ها، اولا این نوع جشن ها و پایکوبی ها، خوب یا بد، تنها به نقاط و بخش های معینی اختصاص داشته است. ثانیا شرکت کنندگان الزاما همه به یکسان در حمایت از توافق بیرون نریخته بودند بلکه بخش هائی به دنبال فرصتی مغتنم برای نفس کشیدن، رقصیدن، باهم بودن و نمایش سبک زندگی موردعلاقه خود، سبکی در تقابل با سبک حاکمان بودند و با چنان انگیزه ای دل به کوچه و خیابان سپرده بودند. حتی همه کسانی را که در حمایت از توافق بیرون ریخته بودند نیز نمی توان الزاما طرفداررژیم تلقی کرد. چون که در اینجا همانطور که ر.برهان هم احساس خوشحالی کرده است، نوعی همپوشانی و همسوئی خواست ها (رفع تحریم و خطرجنگ. .. )، بستری با رؤیاهای متفاوت، وجود داشته است که طلب می کند همه را به سبدرژیم نریزیم . چنان که در برخی تجمعات و مناطق، شعار"توافق بعدی ما حقوق اجتماعی ما" داده شد، و یا در نقاطی آزادی زندانیان و سران سبز و شعارهائی که خوش آیندحاکمان نیست مطرح گردید. حتی از قرائن و شواهد برمی آید که علیرغم اشتیاق دولت به برگزاری جشن هسته ای با شکوه و مخالفت پشت پرده ولی فقیه با جشن رسمی (لابد به دلیل آن که در حقیقت پیروزی درکارنبوده و جشن جام زهرخوران که افتخاری ندارد!)، دولت در انتظارجشن های خودجوش گسترده و سراسری بوده است که با سواربرآن ها باصطلاح پیروزی خود را جشن بگیرد، که تحقق نیافت. این ادعا هم که گویا اکثریت بزرگی از مردم انرژی هسته ای را حق مسلم خود می دانند، تا حدزیادی گزافه گویانه است و در واقع ادعا و روایت خودرژیم است، و گرنه بسیاری از مردم، کارگران و معلمان و دانشجویان و...  هرگاه فرصتی بدست آورده اند و بارها، در کنایه به آن بر حقوق و مطالبات و آزادی به عنوان حق مسلم خود تأکید کرده اند.

- گفته می شود ما باید با تئوری توهم برای توضیح رفتارمردم در انقلاب بهمن و دوم خرداد و 88 و جشن و پایکوبی اخیرجوانان و... تصفیه حساب کنیم. بدیهی است که جایگزین آن تئوری، برطبق این سخنان چیزی جز توضیح رفتارمردم با رفرمسیم ذاتی اشان نخواهد بود. اما فعلا بهتراست بجای تأکید بر این واژه روی مفهوم آن تمرکزکنیم و بجای توهم و عدم توهم، آگاهی کاذب و آگاهی واقعی را بگذاریم. از دوحال خارج نیست یا مردم در این موارد نسبت به منافع خود و ماهیت طرف مقابل دچارآگاهی و تصورکاذب می شوند که تنها در این صورت است که می توان با اتکاء به پی آمدهای آن و نقدتجربه و ارائه آگاهی واقعی به مقابله با آن پرداخت و یا اساسا رویکرد و تصورآن ها منطبق بر منافع واقعی اشان بوده است که در این صورت البته دیگرکارچندانی نمی توان کرد. علاوه براین اگر مردم حتی عموما میل به رفرم ( و البته نه به رفرمیسم هم چون یک ایدئولوژی و باورخدشه ناپذیر) داشته باشند، بازهم معلوم نیست که بتوانند رفرمیست باقی به مانند و رفرمیست در معنای واقعی را در مورد آن ها به توان بکارگرفت. چرا که آن ها اگر در عمل و زندگی واقعی شاهدتغییرات واقعی نباشند، به اقتضادی نیازها و الزامات زندگی و واقع گرائی ناشی ازآن، هیچ گاه بطوردائم و پیوسته به دنبال سراب نخواهند بود و در این صورت هم آنان، اولین کسانی خواهند بود که علیه وضعیت برخواهند آشفت. و این درحالی است که از قضا روشنفکران اکثرا و نه البته همه و همیشه، به دلیل ایدئولوژیک کردن قضیه و ساختن یک سیستم نظری چه بسا برای مدت ها خود زندانی جوی بشوند که خود برساخته اند و از همین منظر به جای نقش پیش رو، نقش پس رو داشته باشند. چنان که در تجربه خود و جهان، ازاین گونه نابهنگامی ها و اشاعه آگاهی کاذب توسط روشنفکران، کم ندیده ایم. از همین رو روشنفکران انقلابی فقط در برابررفتارمنفی و دنباله روانه مردم که ر.برهان نگران آن است، غافلگیرنمی شوند بلکه چه بسا ممکن است در برابرآشوب ها و اعتراضات توده ها نیز غافلگیرشوند. از قضا نمونه اعتراضات 88 نه آن گونه که ر.برهان ادعا می کند، یکی از آن هاست.  بطورکلی نمی توان بین رفتارروشنفکران و توده های مردم، در عین وجود برخی تمایزات و خودویژگی ها، دیوارچینی کشید و برای هرکدامشان منطق جداگانه ای تراشید. روشنفکران بخشی از جامعه هستند که سخت تحت تأثیرتحولات آن قرار دارند و خود نیز متقابلا بر آن تأثیرمی گذارد و اختلالات و نابهنگامی ها نیز در همین چهارچوب باید موردبررسی و نقد قراربگیرند. بدون وجود چنین سوخت وسازی نه روشنفکرانقلابی وجودخارجی خواهد داشت و نه جامعه خواهد توانست از توانائی های خود استفاده بهینه بکند.

بدیهی است که هر توهمی از آسمان نازل نمی شود بلکه با شرایط مادی و درجه آگاهی مشروط می شود، اما بهرحال از دادن پاسخ به این سؤال که آیا  رفتارمردم بازتاب منافع واقعی آنهاست (که به ناگزیر در پراکسیس اجتماعی باید تأیید یا تکذیب شود) یا پندار و تصوری کاذب  نسبت به منافع، گریزی نیست. بدیهی است که نوع پاسخ به این سؤال هر یک الزام ها و پی آمدهای خود را دارد. اگربه فرض دنباله روی بازتابی از منافع واقعی مردم و حاوی دست آوردهای جدید باشد، تا مادامی که وجود داشته باشند و تا اطلاع ثانوی، به معنی آن است که  از مبارزه طبقاتی و رهائی بخش خبری نخواهد بود.

 

 علاوه برآن، تنها در صورت وجودآگاهی کاذب است می توان از ضرورت واهمیت آگاهی سخن گفت.  بنابراین وقتی ر.برهان از اهمیت  آگاهی برای برون رفت از وضعیت سخن می گوید، خواه ناخواه وجود توهم یا آگاهی کاذب را می پذیرد و بر پایه همین تضادمنافع و زدودن تصورکاذب نسبت به آن وظیفه آگاه گری را موردتأکید قرار می دهد. و این البته در تناقض بنبادی با پیشفرض وادعای اولیه اش مبنی بر ردتئوری توهم و آگاهی کاذب در توضیح رفتارمردم نسبت به حاکمیت قرارمی گیرد و شالوده کل ادعای وی را  به چالش می گیرد.

 - برای من روشن نیست که وقتی مردم بتوانند، حتی در موقعیت هائی انقلاب کنند و پیروز بشوند چرا باید  تاریخ را  براساس ضعف مطلق آن ها به نگارش  درآورد و آن را بیت گردان یک خطابه کرد. اما مسأله فقط محدود به انقلاب و بقول ر.برهان دوره های استثنائی و کوتاه موقعیت های انقلابی  نیست. بلکه مبارزه طبقاتی در ذات بهره کشی و مناسبات متضاد سرمایه داری، هم تصاحب ارزش اضافی و هم تصاحب مازادقدرت همواره جریان دارد و جامعه یکدم از کشاکش بین آن ها بری نیست. در جهان واقعی که آکنده از مبارزه طبقاتی برای بهره کشی و ضدبهره کشی و نبرد قدرت و ضدقدرت است، حتی اگر به رفرم و اصلاح طلب بودن مردم هم قائل باشیم، حتی رفرم و اصلاح بدون مبارزه و فشارواقعی مردم به سیستم و بدون کشاکش و جنگ طبقات صورت نمی گیرد. هر رفرمی نهایتا منتجه توازن نیروی برآمده از کشمکش طبقات فرودست و حاکم است. و بنابراین دریا آن چنان هم که ادعا می شود ساکن و آرام نیست. حتی اگر ضدانقلاب دست برتر را داشته باشد جنبش و مبارزه علیه ضدسیستم از حرکت باز نمی ایستند. جهان، به شمول ایران، آن گونه که ر. برهان هم چون  قاعده و روال عادی جوامع بشری به تصویرمی کشد، آرام نیست. برعکس ما در یکی از پرتلاطم ترین دوره های تاریخ بشری بسرمی بریم که در آن نظم کهن و مبتنی بردولت- ملت ها در گذربه فازجدیدجهانی شدن سرمایه، دستخوش شکاف ها و تکانه های بزرگ  و چه بسافروپاشی هائی است. نظم تا کنونی دستخوش شکاف ها و بحران های بزرگی شده است بدون آن که نظم  جدید و فراگیری بتواند جایگزین آن شود. در چنین شرایط بحرانی و انتقالی، مردم ایران و جمهوری اسلامی هم از امواج این طوفان در امان نیست. این که طوفان چه زاید، مهم ترین پروبلماتیک زمانه ماست!. ناتمام    

2015-08-10 19-05-1394

 

*- http://radiobarabari.com/files/2015/07/20/mmostafavi_mazer150718tavafoghvian.mp3

 

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

* آغازدوره پسابرجام؟ آرامش قبل ازطوفان؟  [2017 Oct] 
* گزارش گزارشگرویژه: یک گام مهم و به جلو در مطرح شدن جهانی کشتارتابستان ۶۷ [2017 Sep] 
*جهان به کدام سو می رود-2* [2017 Sep] 
*انقلاب اسلامی و محلل هایش! [2017 Aug] 
*جهان به کدام سومی رود؟ نگاهی به چالش ها و صورت بندی آن ها [2017 Aug] 
*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]