به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط!
تقی روزبه

 

درس های بزرگی در یک گردش به راست گیج کننده سیریزا وجود دارد که فرایافت آن ها مستلزم زدودن برخی کلیشه های مقدس است! راهنمای چپ زدن و ناگهان به راست چرخیدن برای بسیاری که دل به کرامات بدست گرفتن ماشین دولتی بسته بودند، به راستی لحظه هائی سخت سرگیجه آوری است. چپ معطوف به قدرت در یونان به خیال خود با سودای تصرف قدرت سیاسی، در شرایطی که احزاب و نمایندگان سنتی و متعارف آن بی اعتبارشده بودند، راه خود را کج کرده، اسب تروائی را زین کرده و از طریق انتخابات واردسازوکارها و قلعه حفاظت شده دشمن کردند، غافل از آن که در این حریم خالصابورژوائی و مین گذاری شده این خطرجدی وجود دارد که چپ ها "راه رفتن" خود را هم فراموش کنند و طعمه آسان شکارچیان بی رحم قرارگیرند و در یک ضدحمله خود به اسب تروای دشمن برای حمله به صفوف مردم و چپ ها تبدیل شوند و چنین هم شد. بهرحال، بهم ریختن صفوف چپ و اشاعه یأس و ناامیدی از مهم ترین پی آمدهای این ضدحمله و شبیخون خدایان سرمایه و اقتدار به اردوی جنبش است. داستان عروج و افول چپ معطوف به قدرت یونان فقط داستان یک شخص و حزب و  یک کشور نیست، بلکه داستان بسیاری از ما و  بسیارانی در جهان است.

اکنون کدام "سوپرمن" می تواند ادعاکند که با نشستن در پشت فرمان ماشین قدرت، به وعدهای فریبنده انتخاباتی اش وفادارخواهند ماند؟ باور کنید با خوردن این میوه ممنوعه هیچ کس و هیچ چپی نتوانسته و نمی تواند به برنامه و اهداف رهائی بخش خود وفادار بماند!

 

در مناظره ای که چندی پیش با یکی از مدافعان چپ معطوف به قدرت و ماشین دولتی، پیرامون یونان و سیریزا داشتم*، گذرا به تمثیلی از اشعارایرج میزرا- ابلیس شبی رفت به بالین جوانی- اشاره داشتم که می تواند وصف الحال رخدادتراژیک-کمیک یونان باشد. مرادم نوشیدن"یک چندجرعه از باده قدرت" توسط چپ و بدمستی های آن بود.

از آن جا که خودواقعه، در قالب تراژیک- کمیک اش یک ضدرخداد است، مناسب دیدم که از آن به عنوان مقدمه ای برای ورودبه اصل مطلب بهره گیرم:

 

ابلیس شبی رفت به بالین جوانی 
آراسته با شكل مهیبی سر و بر را

گفتا كه: «منم مرگ و اگر خواهی زنهار 
باید بگزینی تو یكی زین سه خطر را

یا آن پدر پیر خودت را بكشی زار 
یا بشكنی از خواهرخود سینه و سر را 

یا خود ز می ناب كشی یك دو سه ساغر 
تا آن كه بپوشم ز هلاك تو نظر را

لرزید ازین بیم جوان بر خود و جا داشت 
كز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر را

گفتا: «پدر و خواهر من هر دو عزیزند 
هرگز نكنم ترك ادب این دو نفر را 

لیكن چون به می دفع شر از خویش توان كرد 
می نوشم و با وی بكنم چاره ی شر را

جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستی 
هم خواهر خود را زد و هم كشت پدر را 

ای كاش شود خشك بن تاك خداوند 
زین مایه ی شر حفظ كند نوع بشر را

 

 

حالا اگر در تمثیل فوق بجای ابلیس، شیاطین واقعی، ترویکا و یوروگروپ، را بگذاریم (گرچه ظاهرا آن ابلیسی که ما می شناخته ایم در قیاس با ابلیس های کنونی صدبارمعصوم تر بوده اند!)، و به جای آن جوان، سپیراس را که ابلیس به بالینش می رود. نباید فراموش کنیم که جوان در اینجا یعنی رهبریک حزب و مردم و نمادی از جنبش و چپ، رهبری است که خودتراشیده ایم و حمایتش کرده ایم و به هوافرستاده ایم. هرچه که باشد کسی رهبر زائیده نمی شود بلکه رهبرمی شود و توسط خودما. جوان یعنی همه مدافعان آن رویکردمعطوف به قدرت و همه کسانی که در بازتولیدچنین وضعیتی سهمی آگاهانه داشته اند.

باری، ابلیس به جوان بخت برگشته گفت اگر خواهی از مرگ رها شوی و کرسی قدرت را از دست ندهی، "باید به گزینی تو یكی زین سه خطر را": یا به روی جوانان به جان آمده از بیکاری؛ کارگران و زحمتکشان، تیغ بکشی و زندان ها را پرکنی از آنان، یا به روی یاران و هم حزبی هایت که بسترعروجت را فراهم ساخته اند چنگ بزنی و علیه اشان برآشوبی و تصفیه اشان کنی، یا آن که برنامه ای را که تحویلت می دهیم، بجای آن برنامه ای که به  مردم وعده داده ای، زیربغلت زده و یک راست ببری به مجلس و مهرنمایندگان ملت را بر پیشانی اش حک کنی!. جوان سودازده ما که تازه داشت طعم قدرت زیرزبانش،آن هم از نوع کاریزما را مزمزه می کرد، در مخمصه بدی قرارگرفت. آخر او با پای خود به قلمروقرق شده خدایان وارد شده بود و آن ها برای نسق گیری از وی، پس از سوزاندن فرصت 5 ماهه و خوردن کفگیر به ته دیگ، با توقف تزریق نقدینگی به بانک های یونان، جوان را زیرفشارسنگین حتی دشواری تأمین هزینه های روزمره دیوانسالاری دولت قرارداده بودند. آن ها هم چنین با علم به دلبستگی و پیوندعاطفی جوان با حوزه یورو و میل وافرش به یک معامله و سازش محترمانه با اربابان یورو، شمشیراخراج از حوزه یورو را نیز بر فرازسرش آویختند. چنین بود که نفس در سینه جوان حبس شده و لرزه بر اندامش مستولی گشت. چرا که او دیگر با جیب خالی و بدون حمایت بورژوازی، یارای بدوش کشیدن بارسنگین بوروکراسی را که هیچ چیزش در کنترل او نبود نداشت.

 لرزید ازین بیم جوان بر خود و جا داشت 
كز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر را
 لاجرم دل به گزینش از میان آن سه خواست اهریمن سپرد. از آن میان با امتناع از دوگزینش اول ودوم گفت: «پدر و خواهرمن هر دو عزیزند، هرگز نكنم ترك ادب این دو نفر را". و از آن جا که احساس پدرانه ای هم نسبت به مردم یونان پیداکرده بود، و مصلحت فرزندان و یاران را بهتر از خودآنان تشخیص می داد، بدون نیاز به صلاحدیدآن ها با تن دادن به ریاضت اقتصادی از ترس مرگ دست به خودکشی زد و به درون همان گرداب هائلی پرید که برسازنده چرخه معیوب افزایش وام ها و فلاکت بیشتر بود و واروفاکیس وزیردارائی و استاد و نظریه پردازاقتصادی اش حاضر نشده بود زیربارآن برود و پذیرش برنامه ریاضتی را هم بزرگترین فاجعه مدیریت اقتصادکلان که از هم اکنون شکست خورده است خواند. باین ترتیب نه فقط از رنج بی پایان حمل صخره بزرگی که مردم یونان سیزیف وار محکوم به آن شده بودند کاسته نشد، بلکه با گرفتن وام های به مراتب اسارت آورتری بر سنگینی آن هم افزوده شد. چنین بود که او برای دفع شر، گزینه سوم را اختیارکرد و جام را سرکشید:

لیكن چون به می دفع شر از خویش توان كرد 
می نوشم و با وی بكنم چاره ی شر را
 آنگاه:
جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستی 
هم خواهر خود را زد و هم كشت پدر را 

القصه! تراژدی در اینجا به اوج خود میرسد و او که در حیات سیاسی و سپهراعتقادی خود، هیچگاه قادر به تصورش هم نبود، هرسه خواست اهریمن را یکجا بر می آورد و نمایشنامه با آرزوی شاعر برای خشکیدن بن تاک به پایان می رسد.

 

گرچه آن چه که ایرج میرزا به تصویرکشیده است، در بسترخواب و تنها برای یک جوان است، اما نمایشنامه یونان در جهان واقعی و در باره سرنوشت مردمان یک کشور صورت می گیرد. در این نمایشنامه که وجه طنز در آن به وجه تراژیک اش تنه می زند: جوان با بالاکشیدن یک چندجرعه از باده قدرت (حفظ قدرت) هم چون جن زدگان و کسی که جادوگران روحش را تسخیر و به قول معروف چیزخورش کرده باشند، برنامه ای را که خدایان سرمایه  با تردستی تمام به او دیکته کرده بودند زیربغل گرفته و با خود به پارلمان می برد و هرسه خواست ابلیس را یکجا متحقق می کند: هم،  دست در دست دشمنان دیروز و دوستان امروزش به صورت هم سنگران دیروز و مخالفان امروزش چنگ می زند و علیه یاران خود بر می آشوبد و صفوف آن ها را بهم می ریزد، و هم در دفاع از برنامه ای که مردم یونان به تازگی با صدای بلند به آن نه گفته بودند، گزمه ها را برای آرام ساختن آن ها و بگیر و به بندجوانان بیکار و کارگران و زحمتکشان به خشم آمده علیه افزایش مالیات ها و تغییرقانون کار و خصوصی سازی اموال عمومی و کاهش امتیازات بازنشستگی و...  گسیل می دارد.

بدینسان در مبارزه علیه خداوندان سرمایه و ترویکا تجربه ای به پایان می رسد و آغازدیگری با چالش ها و پیچیدگی های جدید، شروع می شود.

 

اگر نیک بنگریم، همانطور که اشاره شد، نمایشنانه ای که در یونان به روی صحنه رفت، در عین حال داستان ما و سرگذشت بخش مهمی از چپ هم است، و 150 سال است که اجرا می شود. ورودبه مسلخ ماشین دولتی بجای درهم شکستن آن، جز مسخ و بیگانگی چپ با اهداف رهائی بخش خود و تبدیل به چپ اقتدارگرا و معطوف به سوسیالیسم دولتی و از بالا نیست. اگر در گذشته استحاله به تدریج صورت می گرفت، و جنبه های تراژیک آن بر طنزش می چربید، حالا و در یونان این استحاله با چنان سرعت برق آسائی صورت می گیرد که  خصلت کمیک آن برجسته تر شده است. دلیلش هم روشن است، بورژوازی درطی  این 150 سال حکومت گری و اعمال سلطه آنقدر مارخورده است  که اکنون به یک اژدهای نیرومند و انسان خوار تبدیل شده است. چنان ماشین دولتی سهمگین و صیقل یافته و ارگانیک با منافع خود برپا کرده است که نشستن در آن همان و راندن به سمت جاده ای که کلان سرمایه داران با انگشت سبابه اشان نشان می دهند همان!. ماشین دولتی و دیوان سالاری آواری می گردد بر چپی که در آن جلوس می کند.  

 

چپ آوازه افکند و از راست شد!

حالا در ادامه نمایشنامه یونان به این گزارش که در پی پذیرش برنامه ریاضت اقتصادی ترویکا توسط سپیراس هم  نگاهی بیافکنیم:

سیپراس، نخست وزیر چپگرای یونان سخت در تلاش است که حزب خود (سیریزا) را برای حمایت از سومین بسته نجات مالی پیشنهادی رهبران منطقه یورو قانع کند. او توافق مذکور را 'تحمیلی' توصیف کرده اما تاکید نمود که به اجرای آن متعهد است. وی گفت: "من به طور کامل مسوولیت اشتباهات و خطاها را برعهده می گیریم، مسوولیت امضای این توافقنامه که به آن باور ندارم، ولی موظف هستم که آن را اجرا کنم.."

 تصورکردنش هم مشکل است، آدم مات و مبهوت می ماند که چگونه کسی می تواند خود را موظف به اجرای برنامه ای بداند که هم سرنوشت کشور را رقم می زند و هم خود می گوید به آن باورندارد و هم می داند مردمی که او را انتخاب کرده اند نیز با صدای بلن مخالفت خود را با آن اعلام داشته اند. از جانب چه کسی چنین رسالتی به وی واگذارشده است؟ به دور از استعاراتی چون جن زدگی و چیزخورشدن و امثال آن که به عنوان طنز بکارگرفته می شوند، و نیز سوای واژگانی چون خیانت و ترسو و امثال آن که برای فرافکنی از نقدریشه ها و پوشاندن خطا و همذات پنداری خود مورداستفاده قرارمی گیرند، اما در جهان واقعی که آکنده از کشاکش مبارزه طبقاتی و نبرد قدرت و ضدقدرت است، ربودن چنین سفینه هائی از مدارخود توسط دشمن پدیده چندان عجیبی نیست. سفاینی که از جانب مردم و سازمان ها به فضا فرستاده می شوند، در آتمسفرتحت کنترل بورژوازی به آسانی شکارشده و از مدارخود خارج می شوند. از آنجائی که در اصل بازی در زمین بورژوازی و با سازوکارهای آن، چون توسل به سیستم پارلمانی و نمایندگی و واگذاری حق تصمیم گیری به نیابت از خود به آن ها و یا حل معضل در چهارچوب سازوکارهای اتحادیه و ترویکا صورت می گیرد، از همین رو به طعمه ای  آسان برای شکارچیان تبدیل می شود. و این درحالی است که به کرات تجربه شده است، که پارلمان ها خود را بیش از مردم در برابرسرمایه داران پاسخ گو می دانند و سربفرمان آن هستند و اساسا دموکراسی نیابتی و غیرمستقیم، اساسا به مرحله سترونی و صوری بودن کامل خود رسیده است. منابع اصلی قدرت و تصمیم گیری در بیرون از پارلمان ها قرار دارند و این نهادها امروزه بیش از پیش به یک قدرت  تشریفاتی و تحمیق کننده تبدیل شده اند. هم چنین ماشین دولتی امروزه به شکل باورنکردنی با ثروتمندان و منافع و اراده آنان پیوندارگانیک پیداکرده است، بطوری که نشستن در پشت فرمان ماشین دولتی جز به خدمت آنان در آمدن نیست. چنان که رهبری از ترازچپ، هنوز از گردراه نرسیده و پشت فرمان قدرت جاخوش نکرده، از میان شبکلاهش بسته ریاضتی تمام و کمالی را بیرون می کشد و انجام آن را رسالت خود اعلام می کند و در برابراصرارهم سنگران دیروزش برای کناره گیری به آن ها پرخاش کرده و می گوید استعفاء هم نخواهد داد و قصد دارد که  در چهارسال ریاست جمهوری اش یک برنامه ریاضی بی سابقه ای را به پیش برد: به نام چپ و به کام راست! وقوع چنین پدیده ای قبل ازهرچیز نشان دهنده کوتوله ماندن چپ گرفتار در کلیشه ها و آموزه های منجمد شده و بیگانه با تحولات جهان سرمایه داری است. رقابت دو نیروی به شدت نامتوازن در زمین متعلق به بورژوای نمی توانست نتیجه ای جز تمکین به بورژوازی، کمک به بازترمیم بحران و تبدیل شدن به بخشی از چرخه بازتولیدسیستم برای عبور از بحران از یکسو و ایجاد تشتت در جبهه چپ از سوی دیگر نخواهد بود که متأسفانه اکنون به دنبال آن قهقهه های مستانه  پیروزی های کاذب، شاهدش هستیم. گرچه واقعه عروج و افول چپ در یونان می تواند فرصت مناسبی را برای زیرذره بین گذاشتن نقاط آسیب پذیر و بنیادهای نظری و سیاسی آن فراهم سازد.  

 

حالا آش آنقدر شورشده است که مبنای ائتلاف سیریزا با مؤتلف راستش که مخالفت با ریاضت اقتصاد - گرچه از منظری دیگر، بهم نزدیک کرده بود بلاموضوع شده است و جریان راست در بیم از دست دادن اعتبارخود بدلیل شرکت در دولت و در این رسوائی بزرگ، اعلام کرده است که  حمایتش از دولت سیریزا را محدود و مشروط می کند.

 نباید فراموش کنیم که بخشی از مخالفت های داخلی سیریزا هم نسبت به مشی حاکم، بیش از آن که با اصل گفتگو برای تغییرشرایط وام ها و دست یابی به یک مصالحه ابرومندانه باشد، هدفی که سیریزا با وعده به آن به قدرت رسید، مخالفت با مذاکره از موضع ضعف است. بزعم آن ها و از جمله واروفاکیس مذاکره از موضع قدرت بدون آن که واردیک نقطه غیرقابل بازگشت به حوزه یورو شود، گشایشگراست. اما بن بست اصلی نه در این گونه تاکتیک ها بلکه در خوداستراتژی گفتگو و فقدان بدیل مورداجماع برای آن در صفوف سیریزا است. واروفاکیس در موردتسلیم سیپراس می گوید او گزینه دیگری نداشت. فی الواقع او به آخرخط رسیده بود. بنابراین روشن است که بن بست اصلی در خوداستراتژی و مشی سیریزا نهفته است تا در این یا آن تاکتیک. تا مادا می که توهم کنارآمدن با ترویکا وجود داشت این استراتژی توخالی جذابیتی داشت، اما وقتی معلوم شد که ترویکا همه راه ها  را بسته و هیچ راه پیشروی در بالا پیدا نمی شود (هر18 کشوریورو زیررهبری آلمان و شویبله به یونان نه گفتند) دیگر معلوم شده بود که این استراتژی به بن بست کامل رسیده است، بدون آن که رویکردتاکنونی تغییرپیداکند و جایگزینی واقعی برای آن گزین شود. با رسیدن به چنین نقطه ای بود که سیپراس به سهولت تسلیم فشارهای ترویکا شد و دست هایش را بالا ببرد. چنان که در طی 5 ماه مذاکره هم سیرزا گام به گام از برنامه و وعده های خودعقب می نشست. و حال آن که چانه زنی در بالا به مثابه یک تاکتیک زمانی می توانست کاربردداشته باشد که با فشاراز پائین در مقیاس قاره و در چهارچوب استراتژی معطوف به یک اروپای اجتماعی و مبتنی بر پیشروی از پائین، همراه می شد. 

 

پس داستان سترونی سیریزا و چپ یونان داستان سترونی بخش مهمی از چپ ما هم هست. چپی که تا آن درجه شیفته پرش سیریزا به سکوی قدرت و گرفتن سکان آن بود، به ناگزیر همان سوداها و رویکردها و عینا همان سترونی را با خودحمل می کند. نگاهی به مناظره اخیرمن و بهروز فراهانی* بیانگرگوشه ای از تقابل دو رویکرد به سیریزا از همان لحظه عروج آن به قدرت است که یکی با حمایت قاطع از آن همراه است و دیگری با نقدآن هم چون پرش حزب چپ یونان-سیریزا- به سکوی قدرت و دام آخر؟ آن را موردارزیابی قرار می دهد.

 در این مناظره نگاه انتقادی من به مشی و جهت گیری سیریزا  مانیفست عاشقانه خوانده می شود. جالب است که وی  تا واپسین لحظات قبل از وقوع فاجعه، و فارغ از شکاف ها و منازعات درونی سیریزا بین گرایش راست و چپ آن که از مدت ها قبل بیرونی شده بود، و یا بی توجه به نحوه و هدف فراخوان به رفراندوم و مواردمشابه دیگر، در گفتگوهای خود با رادیو برابری و همبستگی، در حالی که این تجربه گام به گام به پرتگاه خود نزدیک می شد، هم چنان با همان شیفتگی به دفاع قاطع و بی قید و شرط خود از آن ها ادامه می دهد. رویکردی که با تفاوت هائی درمورد اولاند نیز دنبال می شد. هم چنین مناظره ای که با فروغ اسدپور و غنی مجیدی که در پی پیروزی سیریزا در انتخابات صورت گرفت، نیز بیانگرهمین تقابل دو رویکرد فوق است. گرچه مواضع فروغ اسدپور اصلا شدت و حدت شیفتگی بهروزفراهانی را نداشت، چنان که او حمایت مشروط از سیریزا را می پذیرفت و حتی تأکید داشت که سیزیزا وقتی می بیند که امکان پیش بردبرنامه اش وجود دارند، باید قدرت را رهاکرده و همین حقیقت را به مردم بگوید. اما نهایتا او هم بر آن بود که وقتی فرصتی برای تسخیرقدرت بدست آید، باید از آن بهره گرفت، بی آن که نشان دهد اولا تا چه حد توصیه و اندرزاخلاقی در برابرالزامات دیالتیک قدرت جداشده از بدنه جامعه و بیگانه شده با آن کارآئی دارد، و ثانیا آیا فرصت ها خودبه خود به وجود می آیند یا برمبنای پراتیک شدن یک استراتژی و برنامه معطوف به قدرت. در این گفتگوها او البته به نمونه ای از این گونه کناره گیری ها از قدرت  یعنی فاصله گرفتن مایکل لبوویتز از چاوز در پی تلاش او برای تمرکزقدرت (و تلاش برای تصویب قانون ریاست جمهوری مادالعمر) اشاره می کند. اما آیا می توان این گونه واکنش و عکس العمل در برابر تقویت هیولای اقتدارگرائی را یک استراتژی سنجیده و بسنده برای مقابله با چنان خطرات مهیب و اجتناب ناپذیر نامید؟ آیا این صرفا یک کنش فردی و منفعلانه، بدون دست بردن و نقداستراتژی معطوف به قدرت نیست؟

مهرداددرویش پورهم به مناسبت پیروزی سیریزا مطلبی با عنوان گردش به چپ، سرآغازی نوین برای پایان بخشیدن به "پایان تاریخ"؟ نگاشتند. بزعم ایشان تاریخ تکان جدیدی خورده است. بسیاری از خود پرسیده و می پرسند راهی برای خروج از اینبن بست و طنین صدایی دیگر موجود است؟ آیا سوسیالیسم دمکراتیک در چالششرایط موجود تنها یک رویا است یا توان پیشروی را دارد؟

تاریخ گویا به مدد آمده است تا پرسمان های نظری در این حوزه را نه باگمانه زنی های انتزاعی بلکه با شرط بندی سیاسی توام سازد.در متن این شرایطپیروزی حزب چپ یونان در انتخابات پارلمان چشم اندازی نویدبخش پیش روی قرارداده است. نه تنها همچون راهی برای پایان بخشیدن به فلاکت اقتصادی و عقبراندن راست افراطی و تعییر در یونان بلکهچشم انداز پیش روی تحول طلبان دردیگر نقاط دنیا قرار داده است که نگران رشد راست افراطی اند

 

 درنقدکوتاهی به آن نوشتم، آیا تاریخ ورق خورده است یا باید ورق به خورد؟ از کی تاحالا پیش بردن سیاست بورژوازی توسط چپ ورق خوردن تاریخی انگاشته شده است!

من هم طرفدارالغاء ریاضت اقتصادی هستم و تحقق آن را نیز یگ گام به جلو می دانم، ولی با پشت فرمان ماشین دولتی نشستن چپ بعیداست که این مسأله تحقق پیداکند و نهایتا حول آن بین ترویکا و سی زیرا سازش صورت نگیرد... از همین رو تداوم فشار از پائین را لازم می دانم که این خود مستلزم گوشزدکردن خطرهم ذات پنداری مردم  با دولت تازه نشسته برقدرت و به وعده و وعیدهای داده شده آن  دل خوش کردن می باشد که بیم آن می رود [غفلت از آن] فرصت مهم بدست آمده را که ناشی از بهم خوردن تعادل بورژوازی است به باددهد

 اگر هدف از تغییرسیاست ریاضت اقتصادی جایگزینی آن با یک سیاست بورژوائی دیگراست، چرا باید آن را به نام چپ رادیکال و مستقل انجام دهیم یعنی با یک تیر دونشان بزنیم: هم چپ را که هویتش با مبارزه ضدسرمایه داری تعریف می شود از درون عقیم و تهی سازیم و هم به نجات نظام سرمایه داری گرفتار بحران به هنگامی که نمایندگان رسمی و با اتیکتش دچار بحران بی اعتمادی توده ای شده اند برای گذر از گردنه بحران به شتابیم؟ اگر قرار است یک برنامه سرمایه داری را به پیش به بریم چرا آن را بنام خودش ننامیم؟

 

هم چنین دیالوگی حول همین مسأله بین من و اصغرایزدی و پیران آزاد هم صورت گرفت که آن جاهم شاهددو رویکرد و جمع بندی بودیم* براساس جمع بندی اصغرایزدی در شرایط فقدان آلترناتیو در مقیاس جهانی و تا زمانی که شرایط چنان بدیلی فراهم شود، گریزی از تصرف قدرت و بهره گیری از سکوی دولت که البته بیلانش فراتر از رفرم هم نخواهد بود، به شرط آن که  سیریزا به پایگاه اجتماعی خودوفادار به ماند، نیست. اما به گمان من اولا چرا باید رفرم سرمایه دارانه- حتی اگرممکن هم باشد- بنام چپ و به هزینه آن و بی هویت کردن خود و برنامه اش صورت گیرد. بهتر است با زودن همذات پنداری آن را بنام خودش بنامیم و نه چپ و اهداف رهائی طلبانه اش، و ثانیا تصرف قدرت و حفظ پایبندی به جنبش اجتماعی یک تناقض ( پارادوکس) کامل است و با خوردن این میوه ممنوعه نه از تاک نشان ماند و از تاک نشان!

 بهرحال تجربه یونان و سیریزا بحث ها و ایده ها و چالش های تازه ای را در سطح جهانی و از جمله در میان چپ های ایرانی بر انگیخته است، اما روشن است که با سازش و چرخش اخیردولت سی ریزا به راست، آن توهم و امید به دگرگونی درون سیستمی و از طریق ماشین دولت رنگ خواهد باخت و مرحله تازه ای در مبارزات مردم یونان و نیروهای چپ و از جمله چپ درون سیریزا با نقد و درس گیری از خطاها و مواضع آسیب پذیر شروع شده است.

 

حالا دیگراخگرسوزان پیام مردم یونان که در رفراندوم اخیر هم با پژاک گسترده ای طنین اندازشد، از بالا نمایندگی نمی شود. این رأی توسط دولت در همدستی با سران اتحادیه مصادره شده است. فرجام به دست گرفتن سکان ماشین دولتی که نه یک ابزارخنثی و بیطرف، بلکه جانمایه و عصاره مناسبات سرمایه داری است، و خواه ناخواه جز این هم نمی توانست باشد، و این بار چه برق اسا صورت گرفت!. اکنون دیگر این وظیفه جنبش های اجتماعی، کارگران و زحمتکشان و نیروهای چپ رادیکال هست  که تنها با اتکاء به خود و بدون نگاه به کرامات دولت و همذات پنداری با آن، زحمت حمل مشعل "نه" مردم به ریاضت اقتصادی و به ترویکا را در خیابان ها و مدارس و دانشگاه ها و محلات و مجامع مردمی بر دوش کشند! هم چنان که بر عهده چپ های سیریزاست که نعرض راست های درون سیریزا در همدستی با ترویکا را درهم شکسته و به دفاع از مطالبات ضدسرمایه داری و ضدریاضت اقتصادی آن برخاسته و اجازه ندهند اعتماد مردم به حزب و برنامه های آن دستخوش بازیجه راست ها قرارگرفته و به تاراج روند.

2015-07-19 28-04-1394

 

*- پرش حزب چپ یونان-سیریزا- به سکوی قدرت و دام آخر؟

http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2015/01/blog-post_29.html#more

 

مناظره بهروز فراهانی و تقی روزبه در موردتحولات یونان و نقش ماشین دولتی در برنامه چپ

https://www.youtube.com/watch?v=blmIUIguX4s

 

گفتگوی فروغ اسدپور وغنی مجیدی و تقی روزبه  پیرامون ارزیابی از پیروزی سیریزا

http://radiohambastegi.se/sounds/asadpor.rozbeh.majidi20150131.mp3

 

نگاهی به یک بحث دو جانبه با دو رویکردمتفاوت پیرامون اوضاع یونان

http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2015/01/blog-post_10.html

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

* گزارش گزارشگرویژه: یک گام مهم و به جلو در مطرح شدن جهانی کشتارتابستان ۶۷ [2017 Sep] 
*جهان به کدام سو می رود-2* [2017 Sep] 
*انقلاب اسلامی و محلل هایش! [2017 Aug] 
*جهان به کدام سومی رود؟ نگاهی به چالش ها و صورت بندی آن ها [2017 Aug] 
*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]