نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد!
تقی روزبه

 

تقی روزبه

مردم یونان باردیگر با اکثریتی کمابیش قاطع مخالفت خود را با ریاضت اقتصادی و سیاست گرسنگی دادن سران اتحادیه ابراز داشتند. روی کار آمدن سیریزا و رأی مردم به آن در برابراحزاب مدافع ریاضت اقتصادی نیز اساسا بدلیل مخالفت آن ها با این نوع سیاست بود. البته نگرانی از ورشکستگی بانک ها و از دست رفتن پس اندازها یا بازگشت به پول سابق و بی ارزش شدن یوروهای پس اندازشده، که سران و رسانه های اتحادیه اروپا بر آتش آن می دمیدند، موجب ترس و نگرانی بخشی از جامعه هم چون بازنشستگان شده و مانع از آن گشت که  که اکثریت قاطع تری بدست آید. با این همه علیرغم کارشکنی سردمداران سیاسی و رسانه ها، چیزی از اهمیت این همه پرسی و پی آمدهای محتمل آن کم نمی شود. نباید فراموش کنیم که اساسا نفس برگزاری رفراندوم توسط عضوی از اتحادیه اروپا بخصوص توسط اعضاء ضعیف تر در باره سیاست های کلان حاکم بر این اتحادیه یک نافرمانی محسوب می شود. چنان که در گذشته حزب سوسیالیست یونان وقتی برای خروج از بن بستی که در پی فشار ترویکا برای تحمیل سیاست های ریاضت اقتصادی از یکسو و فشارمردم یونان از سوی دیگر با آن مواجه بود، البته با رویکردمثبتی که به سیاست ریاضت کشانه داشت به فکرهمه پرسی افتاد، اما بدلیل مخالفت های قاطع دولت آلمان و برخی شرکاء احضارشده و موردغضب قرارگرفت، بطوری که دیگرجرئت نکرد آن را برگزارکند. در نزد سرمایه داران دموکراسی بسیار عزیز و مامانی است، البته به شرط آن که خروجی اش باب میل آن ها باشد و گرنه خطرناک است و باید از آن پرهیزکرد.

پژواک نیرومند "نه"

از آنجا که بحران یونان محصول انباشت بحران اروپا و حلقه ضعیف آن بشمار می رود، لاجرم "نه" مردم به ریاضت اقتصادی و به سیاست مداران حاکم، معنا و بازتابی فراتر از مرزهای جغرافیای خود داشته است. چنین پتانسیلی می تواند این واقعه را به یک رخدادمهم در مقیاس قاره ای و جهانی با پیامدهائی به مراتب فراتر از محدوده کشوری تبدیل کند. باندازه ای که در وقوع یک کنش اجتماعی روندهای خاص وعام باهم گره خورده باشند، و روندهای عمومی در دل روندهای مشخص جاری باشد، ظرفیت تبدیل آن به یک رخداد با پژواکی نیرومند و الهام بخش بیشتر می شود. و  باندازه ای که  به یک واقعه صرفا مشخص تقلیل داده شود، از دورنمای انکشاف خود محروم شده و بهمان اندازه از اهمیت آن به عنوان یک رخدادفرامحلی کاسته می گردد.

 سقوط بازارهای بورس جهان که بیانگرناخشنودی سرمایه داران از سمت گیری تحولات یونان است، واکنش های آمیخته از نگرانی و خشم سران اتحادیه و تشکیل اجلاس فوری برای بررسی آن از یکسو و جشن و پایکوبی مردم یونان و همبستگی با آن در سایرنقاط اروپا از سوی دیگر، گوشه هائی از پتانسیل نهفته در این همه پرسی را نشان می دهد. این که در عصرجهانی شدن سرمایه و حاکمیت اولیگارشی مالی، برگی از تاریخ به نحوی ورق بخورد که خارج از تقدیر و خوشایندخدایگان پول و قدرت باشد، فی نفسه دارای اهمیت است. البته بسیاری از سردمداران و رسانه ها می کوشند که اهمیت وقایع و تحولات یونان را صرفا در محدوده یونادن، هم چون بیماری یونان و نه اروپا معرفی کرده و راه علاج را نیز در جداشدن و یا راندن آن از اتحادیه جستجو کنند. اما چه بخواهیم و چه نخواهیم پیوندتاریخی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی یونان با اروپا، هم چون عضوی از این اتحادیه و متأثر از مسائل و تناقضات آن انکارناپذیر بوده و نمی توان بدون در نظرگرفتن این پیوندها، به تجزیه و تحلیل رویدادهای آن پرداخت. بحران بطورهمزمان دارای دو وجه یونانی و اروپائی است که از هم جدا ناپذیرند. بحران یونان ضمن خاص بودگیش، اما در عمق و درونمایه خود در برگیرنده وجوه عمده ای از مختصات بحران در سطح قاره ای است. از همین رو غنای تحولات یونان را باید در درهم تنیدگی وجوه خاص و عام دید؛ ترکیبی که به این واقعه اهمیت یک رخدادمهم را می دهد که با خیره شدن در آن چه بسا به توان راهی برای جلوتررفتن پیداکرد. برای درک بحران یونان باید از محدوده یونان فراتر رفت. و درست بهمین دلیل با در نظرگرفتن یونان هم چون عضوی از یک مجموعه است که با انجام رفراندوم و "نه" به ریاضت اقتصادی، بحران اروپا به عنوان یکی از دژهای اصلی سرمایه جهانی، وارد فازجدیدی شده است. یونان آئینه تمام نمائی از گسست ها و ناعدالتی های موجود در مجموعه بزرگتری است که عضوآن است. این که بخش مهمی از طبقه سیاسی و کارگزاران حاکم بر این گمانند که با طردیونان از پیکره اتحادیه می توان ریشه بحران را برکنند، جز حذف صورت مسأله و فریب خود و دیگران نیست. دو سرفصل این بحران را می توان در سیاست نئولیبرالیستی ریاضت کشانه  و بحران و سترونی دموکراسی های موجود خلاصه کرد. دموکراسی ی که در کنترل و خدمت بانکداران و کنسرن ها قرارگرفته و ربطی به خواست و مطالبات پایه ای اکثریت قاطع مردم ندارد. مردم قاره احساس می کنند که با انتگره شدن سرمایه ها و قدرت ها گوئی همان دموکراسی موجود در قالب دولت- ملت ها نیز از چنگشان ربوده شده است.

جنبش های اجتماعی و ابداع راه های تازه!

جنبش های ضدسرمایه داری همواره الهام بخشند و در دل بن بست ها و درجازدن ها چه بسا حامل رهیافت های جدیدی هستند که باید به آن ها خیره شد و به آن ها پیوست و از آن ها آموخت و اخگرهای سوزان و فرارونده آن را بازشناخت و برای بالیدنشان کوشید. بدیهی است تجربه یونان به تنهائی همه راه نیست، اما گامی است در  شکل گیری یک اروپای اجتماعی به عنوان بدیل اروپای بانکداران و سرمایه داران و ره یافتی برای چه باید کرد. اکنون با پریدن خواب از چشمان کارچرخانان اتحادیه ومشاهده پژواک "نه"یونانیان به سیاست آن ها، معلوم می شود که آن ها اهمیت بحران یونان در سرنوشت اتحادیه را دستکم گرفته بودند. چنان که رئیس شورای اروپا می گوید: "حساس ترین لحظات در تاریخ یورو فرارسیده است. اعلام ورشکستگی یونان و سقوط نظام بانکی این کشور، سراسر اروپا را تحت تاثیر قرار می‌دهد و کسانی که غیر از این فکر کنند ساده لوح هستند".

 بنظرمی رسد که  که سران اتحادیه با نشان ندادن انعطاف لازم در مذاکرات پیشین برای کمک به نجات یونان و قطع هرگونه کمک و تحقیرمردم یونان، دچاریک خطای بزرگ و احمقانه شده باشند. علت این که سران 18کشورتحت هژمونی آلمان و فرانسه دچارچنین خطائی شدند، احتمالا به خاطر آن بود که  فکرمی کردند با چنان سیاست سخت گیرانه ای خواهند توانست با یک تیردو نشان بزنند: هم دولت سیریزا  را سرنگون کنند و از شریک دولت چپ گرا که موی دماغ اشان شده خلاص شوند و درسی بدهند به سایرچپ های اروپا، و هم راهبردریاضتی-نئولیبرالیستی را نجات دهند. اما آنچه را که نادیده گرفته بودند این بود که این سیاست ها به بومرنگی تبدیل شود که به سوی خودشان کمانه کند. اکنون دیگر سران اروپا نمی توانند به همان سهولت سابق با مردم یونان به درشتی سخن بگویند و آن ها را موردتحقیر و شماتت قراردهند، بدون آن که به هزینه هایش نیاندیشند. پس از روشن شدن نتیجه همه پرسی، اکنون نهادهای سه گانه و از جمله صندوق پول و مرکل و دیگر سران اتحادیه بدلیل سیاست های نسیجیده در قبال یونان موردانتقادروزافزون قرارگرفته و موجی از افشاگری علیه آن ها به راه افتاده است. با این همه و علیرغم رشداختلافات درون اتحادیه، بدون یک فشارمؤثر از سوی بدنه جامعه و افکارعمومی، بعید است که سران اروپا، به آسانی رویکردسخت گیرانه خود را تغییردهند و به رویکردجدیدی که شامل صرفنظرکردن بخش مهمی از وام ها، تمدیدمهلت بازپرداخت آن ها و ارائه یک بسته نجات اقتصادی با روح همیارانه و با هدف بازسازی اقتصادویران شده یونان تن بدهند. چنان که تعیین ضرب العجل جدید و اولیتماتوم گونه، پس از برگزاری همه پرسی، توسط گروه یورو برای دولت یونان جهت ارائه پیشنهادات اصلاحی تازه، نشان دهنده آن است. گرچه در این میان توصیه ضمنی اوباما به آلمان و اروپائی ها برای دست یابی به یک توافق پایدار با یونان، باتوجه باین که خطرخروج از پیمان یورو و اتحادیه می تواند آن را بسمت بلوک شرق و روسیه سوق دهد، ممکن است بتواند موجب تغییراتی در رویکردسخت و انعطاف ناپذیرآلمانی ها و اکثراعضاء دیگریورو نسبت به یونان بشود.

همانطور که اشاره شد اهمیت تحولات یونان را بیش از آن که در محدوده داخلی یونان و مسائل مشخص آن جستجوکرد، باید در وجوه عام و قاره ای معطوف به اروپای اجتماعی یافت. یعنی ضمن تلاش برای دریافت و یا تحمیل یک بسته اقتصادی معطوف به رشد و نجات اقتصادیونان، نباید فراموش کرد که از منظر رویکردچپ، اساسا بحران یونان در چهارچوب یونان و مناسبات آن با ترویکا حل شدنی نیست، بلکه در بسترمبارزه برای یک اروپای اجتماعی قابل حل است. تنها با چشم اندازیک اروپای اجتماعی و تاکتیک و استراتژی معطوف به آن و در وفاداری به برنامه چپ می توان جلورفت. بهمین دلیل آن ها که در تحولات یونان بطوریک جانبه، توجه خود را به مسائل اخص یونان و فارغ از جهت گیری های آن متمرکزمی کنند، راه بجائی نخواهند برد. واقعیت آن است که چپ اگر بخواهد که به برنامه و اهداف رهائی بخش خودوفادار باشد، نمی تواند یک دستورکارسرمایه دارانه را برای خروج از بحران –صرفنظر از این که چنین راهی وجود داشته باشد یا نه- در برابرخود قراردهد. چرا که در چنین صورتی تن به  کارگزاری سرمایه داری و استحاله خود داده است؛ آن هم در شرایطی که احزاب رسمی و سوسیال دموکراتیک بی اعتبارشده و اعتماد توده ها به چپ اعاده و تقویت شده است.

اکنون می توان بطورمشخص تر به دو پیام اصلی در همه پرسی یونان پرداخت:

الف- ازنظروجه اقتصادی رأی"نه" اکثریت مردم یونان در وهله اول رأی به نفی یک سیاست اقتصادی مشخص ریاضتی-نئولیبرالیستی، یعنی سیاست گرسنگی دادن مردم و پروارکردن سرمایه داری بوده است. سال هاست که این سیاست توسط سران اتحادیه اروپا و نهادهای آن بطوربیرحمانه ای اعمال می شود. "آری" به اقتصادی است که در خدمت مردم و شکوفائی آن ها، رفع بیکاری و تؤسعه خدمات اجتماعی باشد. سیاستی که سطح زندگی شهروندان را قربانی اشتهای بازار و مطامع سیرنشدنی بانکداران نکند.

آیا این خواست توسط دولت سیریزا در مواجه با ترویکا پی گرفته خواهد شد یا آن که آن را و جه المصالحه نوعی چانه زنی و نهایتا تمکین به یک نوع ریاضت اقتصادی تعدیل یافته خواهدکرد؟. همه چیز به فشار از پائین بر می گردد. واقعیت آن است که چنین رویکردی بخودی خود غیرمحتمل نیست و حتی خودسیزیرا پیرامون آن به دو دسته مدافعان عدم سازش (و مخالفان قاطع ریاضت اقتصادی) و پراگماتیست هائی که خواهان نوعی مصالحه و ریاضت اقتصادی تعدیل شده هستند، تقسیم شده است. استعفای بلافاصله واروفاکیس از وزارت دارائی که درباره خود گفته بود من نفرت وام دهندگان را با افتخار با خود حمل می کنم، و در اصل برای هموارکردن راه مذاکرات و آشتی با گروپ یورو و خوش آیندسران ترویکا صورت گرفته، و لو آن که بنام نرمش تاکتیکی صورت گرفته باشد، نشانه خوبی نیست. چنین اقدامی گرچه سران کهنه کار اتحادیه را خشنود می کند اما بعید است که راضی کند، چنان که واکنش یکی از آن ها به استعفا این بود که مشکل ما موضع و رویکردها است و نه اشخاص. اما دادن چنین هدیه ای به ترویکا در پی پیروزی می تواند صفوف خودی را متشتت کرده و از صلابت رأی "نه" و توان تهاجمی آن بکاهد. به هر حال معنا و هدف توسل به این گونه ظرافت های سیاسی را  تحولات آتی بهتر روشن خواهد کرد. باین ترتیب روشن است که پژواک تحولات یونان و نیرومندترشدن آن با چالش هائی در درون هم  مواجه است.

ب-  از نظرسیاسی، توسل به همه پرسی گونه ای از کاربرددموکراسی مستقیم بشمار می رود و نشان می دهد که شهروندان یکی از اعضاء اتحادیه با استفاده از این نوع دموکراسی اراده سران اتحادیه را به چالش کشیده اند. تعمیق دموکراسی و انتقال آن از بالا و ساز وکارهای عمودی اتحادیه به سمت پائین و بدنه اجتماعی، یکی از مؤلفه های اساسی یک اروپای اجتماعی در برابراروپای بوروکراتیک و سلسه مراتبی به شمار می رود که در یونان به آزمون گذاشته می شود.

 

صورت مسأله!

اکنون عضوی از یک مجموعه و اتحادیه بزرگ سرمایه داری و مدعی دمکراسی، طی یک همه پرسی سیاست های اقتصادی حاکم بر اتحادیه را به چالش کشیده است. سران اروپا مدعی اند که توپ در زمین یونان است. اما فارغ از این گونه ادعاها و ژست های دیپلماتیک، فی الواقع با رخداد"نه" توپ به زمین اروپائیان پرتاب شده است: اکنون برخورداتحادیه با این مسأله محکی است برای برای سنجش پای بندی اش به یکی از مبانی اولیه دموکراسی. بنابراین این دموکراسی است که اکنون در بوته آزمون قرارگرفته است. به راستی اگر دموکراسی در خدمت اربابان قدرت و صاحبان ثروت نباشد، چقدر موردتکریم خواهد بود؟

در جنبش های جدید دمکراسی مستقیم و مشارکتی مردم به عنوان بستر و شالوده پیشروی اهمیت زیادی داشته، هم تاکتیک است وهم استراتژی. در وجه تاکتیکی حضورهرجنبشی در میدان عمل، فی نفسه چیزی به جز بروز و ظهوریک دموکراسی مستقیم از طریق یک اقدام مستقیم نیست که با دورزدن و عدم برسمیت شناختن، سازوکارهائی هرمی تصمیم گیری و سلسله مراتب توسط شهروندان نیست که رأسا با ورود به صحنه سیاسی و رله کردن اراده و پیام خود به فضای سیاسی-اجتماعی تحت تصرف و کنترل قدرت مسلط، ایجادترک کرده و در صدد بیرون کشیدن فضای های اشغال شده از چنگ آن ها برمی آید. چنین کنشی مبتنی بر تغییرجهان و شرایط حاکم بر زیست خود است. اما در وجه استراتژیک از مواردتصرف این یا آن فضای اشغال شده فراتررفته و دورنمای دست یابی به گستره فضای عمومی و اعمال دمکراسی مستقیم و هم جانبه تری هم چون شیوه اصلی کنشگری توسط تک تک شهروندان را در برابرخود قرار می دهد. نباید فراموش کنیم که تأسیس جوامع خودگران و خودبنیاد و الغاء قدرت های فرادست و بیگانه با خود، بدون دورنمای دموکراسی مستقیم و فراگیر دست یافتنی نخواهد بود.

باین ترتیب یونان که به لحاظ پیشینه تاریخی مهددموکراسی محسوب می شود، باردیگر در یک لحظه تاریخی، پرچم دموکراسی را برافراشته و اراده خدایان سرمایه داری را به چالش کشیده است:

اگر سیاست های نئولیبرالیستی وریاضت کشانه اقتصادی به عنوان سیاست های کلان و الزام آوررهبران اتحادیه ازسوی شهروندان اروپا به پرسش گرفته می شود، چرا نباید آن ها بتوانند از طریق همه پرسی نظرخود را نسبت به آن ابراز نمایند؟ این چه دمکراسی است که اجاز نمی دهد مردم از طریق همه پرسی خواست و اراده خود را اعلام کنند؟. بدین سان شعارهمه پرسی و ایجادکمپین های گسترده برای فراگیرکردن آن در مقیاس قاره، شیوه مطلوبی است که شهروندان یونان برای به چالش کشیدن سیاست های موسوم به نئولیبرالیسم و طبقه سیاسی حاکم، الغاء بدهی های اسارت آور و در راستای رؤیای شکل دادن به یک اروپای اجتماعی بدیل، جان تازه ای به آن داده اند.

در جهان بهم پیوسته امروزی بدون تاکتیک و استراتژی فرامحلی و قاره ای و جهانی، در شرایطی که که بورژوازی جهانی شده و جهانی عمل می کند، نمی توان بر بورژوازی و بر بحران فاقق آمد. لازمه به هم خوردن توازن نیرو و تغییرسیاست ها مستلزم اقدام ها و همبستگی های فراکشوری است. و گرنه تغییر و تحولات در بهترین حالت در محدوده محلی باقی مانده و بدون دست بردن به ریشه ها رو بانحطاط  خواهد گذاشت. از همین  رو در جهان امروز تأکید بر دردهای مشترک و امرمشترک اهمیت زیادی دارد. در اصل دو خواست دموکراسی واقعی و مبارزه علیه سیاست های نئولیبرالیستی، دو شعاربنیادی و بسیج کننده برای اروپای اجتماعی است که سیریزا و هرجنبش چپ بدون تأکیدبرآن ها قادر به تغییرواقعی مناسبات و شرایط حاکم، نخواهد بود.

2015-07-08 – 17-04-1394

 

 

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟
*موسیقی به دار!‏
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند»
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها!
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟!
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق!
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن!
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق!
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو!
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت!
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر!
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی!
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟!
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند!
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط!
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن!
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی!
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها!
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟!
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم!
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد!
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟!
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی»
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها!
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای!
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم!
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن!
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم!
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها!
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون!
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی!
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد!
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟!
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط!
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی!
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی!
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد!
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"!
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟!
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟!
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید!
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟!
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟!
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم!
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک
*خودکامگی در اوجی تازه!
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟!
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟!
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده!
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم!
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی!
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست!
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم!
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی!
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی!
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی»
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی
*خاورمیانه و بحران زایمان!
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها!
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید!
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!
*جنبش لغواعدام و گام های تازه!
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان!
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!*
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم!
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه!
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟!
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول)
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه!
*پرده برداری از یک هیولای واقعی!
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی!
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ!
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی!
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»!
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی!
*آن چه که در صد روزاول روشن شد!
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن!
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید!
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل!
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد!
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها!
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد!
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی!
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای!
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها!
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»!
*یک پیروزی دیگر!
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی!
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67!
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک!
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن!
*بحران بازتولید و کابینه نجات!
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟!
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن!
*نقش شبح تحریم در"انتخابات"
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"!
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2)
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام!
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت!
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر!
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش!
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟
*در پاسخ به دو انتقاد
* سازها راباید دوباره کوک کرد!
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»!
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟!
*درددل حضرت آقا!
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی!
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها!
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند!
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول)
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟*
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد:
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط!
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود!
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی!
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1)
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا!
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی!
*منشورها و بازارمکاره سیاست!
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی!
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟
*طناب دار بر گلوی دموکراسی!
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ *
*یک استدلال و هزار اما و اگر
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود!
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده!
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری!
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا!
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها!
*چگونه سالی ؟!
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت!
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم!
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید»
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است!
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی!
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره!
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی!
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش!
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی!
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟!
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی
*میراث خمینی برای جانشینان خود
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان!
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان!
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"!
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی!
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟
*جنبش با کدام گفتمان ؟
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان
*یک نافرمانی باشکوه!
* آزمون جنبش زنان درمقابله با
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب!
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی!