نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی
تقی روزبه

یونان در کش و قوس جدالی بزرگ با سران اتحادیه است. 5 ماه  پس از مذاکره و چانه زنی،  فی الواقع از دست رفتن فرصت های گرانبها در گرماگرم یک برآمدبزرگ توده ای، دولت سپیراس ناگزیرشد که رو به همه پرسی بیاورد. رویکرداصلی در آن ماه های سپری شده فاصله گرفتن از وعده های انتخاباتی دال بر به رسمیت نشناختن نهادهای سه گانه و مذاکره با آن ها و نفی سیاست ریاضت اقتصادی که عملا جایش را به سیاست تعدیل ریاضت اقتصادی داد تا نفی آن و بالأخره عدم پرداخت و یا بخشودگی بخش اعظمی از وام ها بود. با این همه سران اتحادیه و نهادهای سه گانه، حاضر به هیچ گونه همکاری و کوتاه آمدن از دیکته کردن تک تک سیاست های ریاضتی نشدند که چیزی جز تداوم سرکیسه کردن و فلاکت بیشترمردم یونان و این بار توسط یک حزب و دولت چپ گرای جدید نبود. مشخصا شروطی چون افزایش سن بازنشستگی، کاهش حقوق بازنشستگان و افزایش مالیات کالای مصرفی (مالیات ارزش افزوده) و امتناع از پرداخت وام قبلا وعده داده شده 1.6 میلیاردیوروئی برای بازپرداخت وام ها و بهره ای که زمان سررسیدشان فرامی رسید و عامدانه برای آن که چرخ های نظام بانکی و بودجه دولتی از حرکت باز بماند. هدف اصرار بر تحمیل این نوع سیاست های تبه کارانه و آزمندانه، جز شلیک به خود توسط توسط سیریزا نبود. در بن بست چنین روندی بود که  سیریزا به رفراندوم روی آورد. در این رویکرد رفراندوم از سوئی به معنای وسیله فشار برای چانه زنی از موقعیتی بهتر است و از سوی دیگر به معنی فرافکنی سیاست به بن رسیده چانه زنی، و فقدان بدیل و چشم اندازروشن به دوش مردم. هم اکنون هم برای جلب مشارکت و گرفتن رأی "نه"، دولت سپیراس به مردم وعده می دهد که فردای پس از پیروزی همه پرسی به دیدارسران اتحادیه شتافته و از طریق مذاکره با آن ها به توافق خواهد رسید!. و این در حالی است که سران اروپا پیشاپیش خاطرنشان کرده اند که حول هیچ سیاستی به جز ریاضت اقتصادی مذاکره ای نخواهند داشت. هم او در نامه ای که پیش از همه پرسی برای دست اندرکاران اتحادیه نوشت اعلام داشت که بخش مهمی از اصلاحات پیشنهادی آن ها را می پذیرد که موجب شد از تب و تاب بازارها که نگران خروج یونان و نکول وام ها و سایرپی آمدهای آن بودند، کاسته شود. سران اروپا خشمگین از برگزاری رفراندوم توسط دولت یونان بلافاصله هرگونه کمک و پرداخت نقدینگی را کنسل کرده، یونان را به میسری که اعلام ورشکستگی بکند راندند. هدف آشکارآن ها از یکسو خوارکردن چپی است که بزعم آن ها بقدرلازم به مناسک مورداحترام بورژوازی وفادارنیست، و از سوی دیگر، و حتی مهم تر، تنبیه مردم کشوری است که گناه کبیره ای چون هوس پیمودن راهی متفاوت از دستورالعمل های سران اتحادیه به کله اشان خطور کرده است! پاسخ سپیراس به این نوع پرخاشگری ها و یاوه ها چنین است: در کشورمهددموکراسی نیازی به کسب مجوز برای برای برگزاری و یا عدم برگزاری رفراندوم نیست. آن ها امیدوارند که با توسل به انواع تهدید و ترساندن مردم یونان با استفاده از ابزارهای اقتصادی و سیاسی و تبلیغاتی و ترساندن از آینده تاریک و دهشتناک، بخصوص فشار تنگناهای نقدینگی و ارزی، مردم را وادار کنند که در همه پرسی به ریاضت اقتصادی رأی مثبت بدهند. اشاعه ترس از سقوط آزاد به دره فقر و آینده ای تاریک تر، درونمایه اصلی تهاجم آن ها را تشکیل می دهد. چنین ترسی بخصوص با کنترل و بسته شدن موقت گیشه های بانکی و خودپردازها برای جلوگیری از فرارسرمایه دامنه بیشتری پیداکرده است. بی تردید اگرچنین بشود و سی ریزا نتواند ترفندها و اهداف آنان را افشاء کند، چه بسا خطر این که آن ها به هدف خود برسند و رفراندوم هم چون بومرنگی به سر و صورت خودشان اصابت کند وجود دارد. سران اتحادیه و ترویکا هم چنین با ادعای حق بجانب بودن و مظلومیت نمائی، تلاش کرده اند که تا در افکارعمومی یونان شقاوت خود را به پوشانند و یونان قربانی شده را متهم به ترک مذاکره ای کنند که گویا در آستانه موفقیت قرارداشت و می توانست مانع وقوع این تراژدی بشود. حتی از ژان کلود یونگر با رفتاری مشمئزکننده، سپیراس را متهم به خیانت بخود و سوء استفاده از اعتماد او متهم کرده که گویا گول وعده هایش را خورده است! مرکل هم ایضا نزیک بود برای مظلومیت اتحادیه و خطرنابودی پیمان یورو اشک از چشمانش سرازیر شود!. بدین سان شست امان خبردارشد که مظلومان واقعی سران اتحادیه و ترویکا بوده اند و نه یونانیان له شده در زیرچرخ دنده ریاضت اقتصادی که هابرماس، فیلسوف آلمانی، در انتقادبه مرکل از آن به عنوان سیاست بربرمنشانه و رسوائی آوری که به گونه اثبات پذیری شکست خورده است نام می برد. رهبران فرانسه نیزعینا همین هشدارها را به مردم یونان برای عواقب رأی منفی به ریاضت اقتصادی به عمل آورده اند. باری! همه چیز فعلا فریز شده و همه منتظرنتیجه همه پرسی اند. بهرصورت اگر تحت شانتاژسران اتحادیه و فشارهای آن ها، برگزاری ضربتی رفراندوم نقش بومرنگی را پیداکند که بسوی شخص پرتاب کننده برگردد، شرایط مناسبی برای تعرض بورژوازی هار فراهم خواهدشد. علاوه بر ریسک فوق، از هم اکنون تفسیر و تأویل معنای "نه" به چالش کانونی تبدیل شده است. سران اتحادیه می گویند- البته بیشتر برای مصرف تبلیغاتی- به معنی خروج از منطقه یورو و بازگشت به دوران دراخماست. و رئیس یوروگروپ بر آن است که همه پرسی روزیکشنبه مشخص می کند که مردم این کشور تا چه میزان آماده پذیرش سیاست های ریاضتی خواهند بود. و حال آن که سران سیریزا می گویند "نه" محتمل مردم به معنی تقویت موقعیت چانه زنی در درون اتحادیه است و نه خروج از آن.

سؤال اصلی آن است که اگر همانطور که تجربه نشان داده است، سیاست چانه زنی با ترویکا یک سیاست سترون بوده و راه پیشروی از این سو بسته است، و سیریزا ناچاراست گام به گام از خواست های پایه ای خود که بدان دلیل مورداعتمادمردم قرارگرفت عقب نشینی کند؛ آیا درست تر و اصولی تر نیست که سیریزا همین واقعیت را با صداقت و صراحت کامل، ضمن تأکید بر مطالبات و برنامه وعده داده شده خود، با مردم درمیان می گذاشت و کارزاربحث و گفتگوی عمومی حول آن بر پا می ساخت؟. نه این که باردیگر با حفظ درونمایه همان سیاست ها، از همه پرسی هم چون اهرمی برای چانه زنی سودجوسته و وعده توافق و پیروزی فوری بدهد؟. شیوه ای که نتیجه آن جز هرزرفتن امید و پتانسیل یک برآمدتوده ای نیست. البته در منطق رئال پلیتک و سیاست معطوف به قدرت، چنین انتظاری را شاید نوعی حماقت و سفاهت بنامند، چرا که در آن، خود قدرت فی نفسه هدف بوده و داشتن آن حلال همه مشکلات بشمار می رود. علاوه بر این سیریزا از پیوندجدانشدنی خود با اروپا  و در وفاداری به آن سخن می گوید. اما نکته کلیدی دراین میان آن است که کدام اروپا؟. اروپای مرکل ها و اولاند ها و یونکرها ، یعنی اروپای کلان سرمایه دارن هار و نئولیبرال یا اروپای اجتماعی؟ اهرم پیشروی اروپای مرکل ها چیزی جز نیروی فشارقدرت اقتصادی و سیاسی و اجتماعی کلان سرمایه داران متمرکزشده در نهادهای اروپائی و همراهی و هماهنگی همه اعضاء اتحادیه با این سیاست ها نیست. اما در رویکرددیگرسمت گیری اصلی، یک اروپای اجتماعی است که عمیقا دموکراتیک است و باید مؤلفه ها و راهبردهای معطوف به آن به صراحت عنوان شده و هم چون برنامه و پرچم یک جریان چپ از شفافیت و درخشش کامل برخوردار باشد. بی تردید دموکراسی مستقیم و مبتنی برخودمدیریتی و مجامع خودگردان و تکیه برجنبش های اجتماعی و مبارزه برای برابری های اقتصادی و اجتماعی از مهم ترین سرفصل ها و اهرم های پیشروی چنین منشوری خواهد بود. اگر فی الواقع در مقیاس یونان حزب سی ریزا با تکیه بر اهرم جنبش های اجتماعی توانست به قدرت برسد، اما پس از کسب قدرت دیگر فقط با بورژوازی یونان طرف نیست بلکه بطوررودر رو و مستقیم با طبقه بورژوازی فربه و پروارشده اروپا و نهادهای آن طرف است. لاجرم بدون تکیه بر حمایت فعال جنبش های اجتماعی در مقیاس قاره قادر به ایحادشکاف در بالا و پیشروی برطبق برنامه خود و نه هم آواشدن با سازی که آن ها می نوازند نخواهد بود. نمونه تظاهرات اخیرفرانسه و  قبل تر از آن تظاهرات بلژیک و تک جوش هائی از انواع حمایت های مردمی در کشورهای مختلف نشان می دهد که در این عرصه زمینه های مناسبی برای بسیج توده ای و سیاست های مردم محور وجود دارد. در اصل نارضایتی و مخالفت با ریاضت های اقتصادی شکست خورده در بسیاری از کشورهای اتحادیه  ریشه و زمینه بروز دارد، اما واقعیت آن است که مشغله اصلی سی ریزا به جای سیاست در معنای مردمی و خیابانی و جنبشی و در بیرون از نهادها و سازوکارهای اقتدارسرمایه داری، بیشتر به سیاست در معنای متعارف و سنتی معطوف  به قدرت و چانه زنی درون سیستمی است. لاجرم چنین رویکردی نتوانسته است در اندازه ای که باید، به اهمیت بسیج توده ای و جنبش های اعتراضی اجتماعی گسترده و ارائه یک بک برنامه شفاف و متمایز از دیگر احزاب رنگارنگ بورژوازی، در قامت و برازنده یک چپ اجتماعی- ضدسرمایه داری ظاهرشده و به صیقل دادن آن در متن پراتیک اجتماعی به پردازد. چنان که هابرماس در همان مقاله انتقاد از آلمان و سیاست های مرکل و تأکید بر تصمیم گیری شهروندان اروپا به جای بانک ها، دولت سی ریزا را به دلیل سردرگمی و فقدان یک استراتژی سنجیده و عدم ارائه یک خط مشی روشن مورد انتقاد قرار می دهد.

  

آیا یونان به مثابه کشورمهداسطوره ها، خود محکوم به سرنوشت یکی از اساطیربنام خود سیزیف شده است که به جرم افشاء اسرارخدایان محکوم به تحمل رنج پایان ناپذیرحمل صخره ای سترگ تا قله کوه و تکراربی پایان آن، و برای نسل ها شده است؟. آیا براستی مردم یونان به خشم خدایان، خدای سرمایه، خدای واقعی، نیرومند و بیرحم، گرفتار آمده است؟!. و این که آیا در عروج سیریزا کورسوئی برای خروج از این مهنت بی پایان دیده می شود و یا خود به نوع دیگری افتادن به دام خشم همان خدایان است؟! آیا دخیل بستن به ایجادرفرم در سیستم و در ستادفرماندهی سرمایه، به سودطبقات زحمتکش چیزی کمتر از رنج حمل مداوم صخره به سوی قله است؟. حتی اگر سرکیسه وام های تازه بانک جهانی و بانک مرکزی اروپا هم گشوده شود، نهایتا این سرمایه ها از جائی جز اندوخته  سرمایه داران و تنگدست کردن بیشترمردم سر در نخواهند آورد. 

 

 ماهیت سوسیال دموکراتیک!

عروج سی ریزا محصول شکست سوسیال دموکراسی و بی اعتبارشدن آن در نزدکارگران و زحمتکشان و همه شهروندان جوامع اروپائی بوده است  دو علت عمده این شکست یکی فروپاشی بلوک شرق بود که سرمایه داری بلوک غرب زمانی بدان دلیل حاضر به "باج دادن" به این نوع احزاب و جنبش های کارگری و مردمی بود. و دیگری جهانی شدن شتابان سرمایه داری که موجب افول قواعد و سازکارهای محدوده دولت- ملت ها و تحرک و جولان سرمایه داری در وسعت فراملی و نیز تغییر و تحرک نیروی کار در مقیاس فراکشوری گردید و لاجرم موجب تضعیف موقعیت و قدرت چانه زنی سابق آنها. مشخصه اصی سوسیال دموکراسی مشارکت در قدرت و تلاش برای رفرم و بهینه سازی سیستم بوده است. با توجه به زایل شدن دو عامل قوام دهنده سوسیال دموکراسی، بتدریج سوسال دموکراسی هم پژمرده شده و اهرم اصلی خود بر ای فشاربه سیستم را از دست داده و تبدیل به زائده کامل بورژوازی گشت. بلر و اولاند نمونه های تیپیک این دگردیسی بشمارمی روند.

تحت چنین شرایطی که سوسیال دمکراسی هرچه بیشتر ضعیف تر و بی اثر ترمی شود، بخش های از حامیان اجتماعی آن با حفظ مشخصات اصلی رویکردفوق به درون صفوف اعتراضی جنبش های اجتماعی رانده می شوند. با تشدید بحران های سرمایه داری، و مشخصا در یونان که حلقه ضعیف این بحران در اروپا بشمار می رود، این گرایش ها با تکیه براهرم فشارهای توده ای توانستند با حفظ یا زنده کردن رنگ و بوی برخی شعارهائی که سوسیال دموکراسی کلاسیک به آن ها پشت کرده بودند، در پیوند با جنبش های اجتماعی به سکوی قدرت پرش کنند. باین ترتیب پیوندبا این جنبش ها نافی حفظ دو خصیصه عمده سوسیال دموکراتیک یعنی مشارکت در قدرت و رفرم در سیستم نبوده است. دراصل سیریزا و احزاب مشابه آن بازتاب همین گرایش سوسیال دموکراسی در فضای جدید یعنی برپائی دولت هائی مبتنی برفشارجنبش های اجتماعی در فازجهانی شدن سرمایه است. ناگفته نماند کاربرد تکیه بر فشاراجتماعی به نوعی و بدرجه ای متضمن استفاده ابزاری و سیاهی لشگرگونه  از جنبشی های اجتماعی  است که با حفظ  دوگانه دولت و جنبش ها و جدائی دولت از کالبدجامعه و بر فراز آن، با اصل خودمدیریتی و خودرهائی کارگران و زحمتکشان قرابتی ندارد. با این همه بدلیل همان رنگ و بوی متمایز و تکیه برخواست هائی چون مخالفت با ریاضت اقتصادی تا زمان معینی که در همسازی با جنبش ها باشند و تحت شرایطی می توانند زمینه رشد و پیشروی جنبش را فراهم کنند. در مورد پاسخ به این سوال که در اروپا و در یونان تا چه حدی این مدل و الگو می توانند کارساز باشند و دوام بیاورند، باید منتظرنتیجه آن در پراتیک و آزمون اجتماعی بود.

مهم آن است که بدانیم تحت شرایطی که از یکسو نمایندگان رسمی و شناخته شده بوررژوازی از جمله نوع سوسیال دمکراسی بی اعتبارمی شوند و از سوی دیگر هنوز شاهد ضعف جنبش  های اجتماعی برای برپائی جوامع خودگردان و خودحکومتی هستیم، فرصت ها و زمینه هائی برای ظهور این نوع جریان ها در دوره های انتقالی فراهم می شود، که اهرم اصلی عروجشان همانا جنبش های اجتماعی و توده ای است. اما همانطور که اشاره کردم این اهرم از نظر آن ها بیشتر خصلت ابزاری و نقش فشاربه سیستم برای اصلاح را دارد تا هدفی فی نفسه و رهائی بخش و با مطالباتی فرارونده. بروزچنین دولت هائی در آمریکای لاتین و در یونان و چه بسا در اسپانیا نشان از بروز و ظهور چنین خرده پارادایم ها با همان خصوصیات برشمرده شده در بالا دارد و آن ها را نمی توان یک پارادایم کامل دانست. چرا که سرنوشت نهائی آن ها این است است که یا به یکی از دو قطب سرمایه و یا جنبش های ضدسرمایه داری خودرهان و مبتنی برخودگردانی و خودحکومتی مردم به پیوندند. یا در سیستم سرمایه داری مسلط حل شوند و یا راه را برای رشدجنبش های خودرهان و خودمدیریتی فراهم کنند.

در خاتمه باید افزود یونان در اتحادیه اروپا و بلوکی از سرمایه داری قراردارد که ماشین دولتی در آنجا درقیاس با آمریکای لاتین خیلی منسجم تر و نیرومندتر و ریشه دارتراست و بهمن دلیل اهمیت تأکید بر جنبش های اجتماعی از پائین برای شکاف در بالا ضرورت حیاتی دارد. لازمه چنین رویکردی اتخاذ راهبردی است که محوراصلی آن بجای تکیه بر بالا و چانه زنی با آن، تکیه بر پائین یعنی برجنبش های اجتماعی هم چون هدفی در خود است و در مقیاس قاره ای و تنظیم تاکتیک ها و آهنگ حرکت با این رویکرداستراتژیک که درست معکوس رویکردکنونی است.

ظاهرا شعارحزب کمونیست سنتی یونان ضمن شرکت در همه پرسی "نه" به سیریزا و "نه" به ترویکاست. اما اگرمصالح کلی نبرد درمدنظر باشد و اگر توازن قوا و شاخصه پیشروی و رادیکالیزه شدن جنبش اولویت اصلی مان باشد، آیا بهتر آن نیست که حول  مطالبه مشترک "نه" و البته ضمن حفظ اختلافات و جهت گیری خود و تبلیغ و ترویج آن ها و حتی افشاء تزلزل های سیریزا پیرامون ریاضت اقتصادی، جنبش ضدریاضت را علیه قطب نیرومندتر ترویکا که در صورت شکست تهاجم سخت تری را آغازخواهد کرد آماج خود و جنبش عمومی قراردهیم. اتخاذ چنین سیاستی می تواند در انطباق با سیاست حمایت مشروط از سی ریزا در برابرقطب هارسرمایه داری و تأکید بر پیشروی جنبش مستقل و خودپو از پائین باشد.  

2015-07-04  13-04-1394

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات»
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن!
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم!
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟
*موسیقی به دار!‏
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند»
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها!
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟!
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق!
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن!
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق!
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو!
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت!
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر!
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی!
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟!
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند!
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط!
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن!
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی!
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها!
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟!
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم!
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد!
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟!
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی»
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها!
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای!
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم!
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن!
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم!
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها!
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون!
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی!
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد!
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟!
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط!
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی!
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی!
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد!
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"!
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟!
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟!
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید!
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟!
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟!
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم!
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک
*خودکامگی در اوجی تازه!
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟!
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟!
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده!
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم!
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی!
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست!
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم!
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی!
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی!
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی»
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی
*خاورمیانه و بحران زایمان!
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها!
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید!
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!
*جنبش لغواعدام و گام های تازه!
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان!
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!*
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم!
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه!
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟!
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول)
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه!
*پرده برداری از یک هیولای واقعی!
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی!
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ!
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی!
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»!
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی!
*آن چه که در صد روزاول روشن شد!
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن!
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید!
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل!
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد!
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها!
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد!
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی!
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای!
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها!
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»!
*یک پیروزی دیگر!
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی!
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67!
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک!
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن!
*بحران بازتولید و کابینه نجات!
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟!
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن!
*نقش شبح تحریم در"انتخابات"
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"!
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2)
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام!
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت!
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر!
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش!
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟
*در پاسخ به دو انتقاد
* سازها راباید دوباره کوک کرد!
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»!
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟!
*درددل حضرت آقا!
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی!
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها!
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند!
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول)
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟*
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد:
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط!
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود!
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی!
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1)
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا!
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی!
*منشورها و بازارمکاره سیاست!
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی!
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟
*طناب دار بر گلوی دموکراسی!
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ *
*یک استدلال و هزار اما و اگر
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود!
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده!
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری!
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا!
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها!
*چگونه سالی ؟!
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت!
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم!
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید»
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است!
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی!
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره!
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی!
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش!
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی!
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟!
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی
*میراث خمینی برای جانشینان خود
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان!
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان!
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"!
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی!
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟
*جنبش با کدام گفتمان ؟
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان
*یک نافرمانی باشکوه!
* آزمون جنبش زنان درمقابله با
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب!
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی!