آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟
تقی روزبه

 

ماراتن مذاکرات هسته ای پس از نزدیک به دوسال مذاکرات فشرده و نفس گیر، برطبق زمان بندی مقرر، واردمهلت نهائی خودشده است. و این درحالی است که چالش ها و چانه زنی ها برسر گره گاه ها در پشت درهای بسته هم چنان ادامه دارد. معمولا در این گوئه مذاکرات پیچیده، ُروندهای های پایانی که نیاز به تصمیم های مهم دارد، سخت ترین مرحله مذاکره را تشکیل می دهد. چنان که دست یابی به توافق موقت ژنو و مشخصا تفاهم نامه بدون امضاء لوزان حول کلیات، در پی 8 شبانه روزمذاکرات فشرده و شبانه روزی همراه بود. طبیعی است که دست یابی به هدف اعلام شده یک توافق جامع و پایدارهسته ای که موضوع این دور از نشست ها را تشکیل می دهد و بیش از سه هفته است که معاونان و کمیته های تخصی بطورپیوسته مشغول تدارک آن هستند، پیچیده ترهم باشند. اکنون دیگر تمدیدضرب العجل مذاکرات لااقل برای چندروزدیگر اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. عوامل قانونی محدودکننده بیرون از نشست هم، همچون سررسید9 ژوئیه که زمان تحویل توافقنامه برای بازبینی به کنگره آمریکاست نیز وجود دارند، و گرنه مهلت بازبنیی کنگره از 30 روز به 60 روز خواهد رسید و فراتر از آن اگر طبق زمان بندی کنگره توافق تا سپتامبر آماده نشود، کنگره اقدام به تصویب تحریم های تازه خواهد کرد. اساسا بدلیل شکل گیری یک جبهه مخالف و فعال توافقنامه- به عنوان یک توافق بد بجای یک توافق محکم- و افزایش تهدیدها علیه آن و نیز فرارسیدن نیمه دوم و پایانی عمردولت اوباما، و این واقعیت که معمولا در سال آخر رؤسای جمهور قادر به اتخاذ تصمیم های مهم نخواهند بود، مرور زمان به ضرردست یابی به توافق جامع هسته ای است. بطوری که مذاکره کنندگان ناچارند این فاکتورزمانی را در چانه زنی های خود منظور کنند.

در شرایط کنونی دو پرسش عمده میزان موفقیت دست یابی یه یک قراردادجامع و پی آمدهای آن در صورت موفقیت و یا شکست، ذهن همه گان را بخودمشغول می کند. چرا، که هرکس به تجربه می داند که وقوع یک رویدادهای مهم جهانی  قاعدتا با پی آمدهای مهم و تأثیرگذار برزندگی بسیاری بویژه در داخل کشور و منطقه، همراه خواهد بود.

اظهارنظرهای متناقضی توسط دست اندرکاران مذاکره کننده و یا نزدیک به آن ها پیرامون پرسش نخست بیان می شود که همه آن ها عموما به یک اگر ختم می شوند: می توان به نتیجه رسید اگر طرف زیاده خواهی نکند و اگر به حقوق ما احترام بگذارد، اگر اراده سیاسی حاکم باشد، اگر همه طرف ها آماده باشند که تصمیماتی سخت و مهم بگیرند.... . و هرچه هم  به زمان پایانی نزدیک می شویم، به عنوان بخشی از آداب و رموزاقدامات دیپلماتیک هم از اطلاع رسانی دقیق اجتناب می شود، و هم میزان بدبینی ها ودرجه فشارها از هر دوسو و نیز از جانب مخالفان توافق افزوده می شود. چنان که عراقچی از دبه در آوردن برخی طرف ها و نقض برخی موادلوزان صحب می کند. هم او هنوز از پرنشدن پرانتزهای اصلی که حاکی از حل نشدن اختلافات مهم تا لحظه ابرازنظر است سخن می گوید. اختلافات اساسا حول سه محورچگونگی لغوتحریم ها (زمان بندی تعلیق و حتی لغو آن ها و بازگشت خودکار آن ها در صورت بروزتخطی، و ز مان بندی کل قرارداد که شامل اعمال محدودیت های شدید بر پروژه هسته ای ایران است)، کم و کیف راستی آزمائی و نظارت ها که ناظربر دامنه دسترسی به تأسیسات هسته ای و نظامی مرتبط با آن است، و بالأخره کم و کیف مربوط به محدودیت تولید و تحقیق سانتریفوژها هستند. جان کری نیز از روی میز قرارداشتن مسائل و تصمیم های مهم و دشوار حرف می زند. فرانسه نیز شروط سه گانه ای را نه در اتاق مداکره بلکه در برابررسانه ها به زبان آورد که آشکارا جنبه تبلیغاتی آن بر سایروجوهش می چربد. در چنین شرایطی چه گونه می توان به ارزیابی  تاحدی واقع بینانه رسید؟. جدا از کسانی که به مددکشف و شهود و تکیه بر غریزه خوش بینی یا بدبینی و تمایلات خود پیشگوئی می کنند، بی تردید پاسخ قطعی و مسجل آری یا نه وجود ندارد. چرا که اساسا خودمسأله بدلیل پیچیدگی ها و کشاکش گرایش های ناهمخوان و دخیل در آن، ماهیت قطعی و تعین یافته ندارد. حتی می توان مدعی شد تا لحظه نهائی خوددست اندرکاران و تصمیم گیرندگان اصلی مذاکرات نیز نمی دانند که نتیجه قطعی چه خواهد بود. آنان که از نزدیک دستی برآتش دارند، حداکثر از امیدواری و خوش بینی های مشروط خود سخن می گویند.

صرفنظر از پیچیدگی ذاتی یک بحران مزمن هسته ای و دارای وجه جهانی -که ترکیب مذاکره کنندگان و دخیل بودن سازمان ملل و نیز حساسیت سایر دولت ها و رسانه ها و بازارهای جهانی نسبت به آن دلالت برهمین واقعیت دارد- و نیز صرفنظر از این که کل این مذاکرات در فضائی اکنده از بی اعتمادی طرفین به یکدیگر جریان دارد و بستری است با رؤیای مختلف که یافتن سنگ بنا های مشترک را دشوار می کند، و نیز عدم انتشاراطلاعات واقعی و دقیق از آن چه که در پشت پرده اتاق چانه زنی ها جریان دارد؛ دوعامل مهم دیگر نیز برابعاداین گونه ابهامات و پیچیدگی ها می افزاید که عبارتند از:

 اول آن که مذاکرات و مجادلات هسته ای در دوسطح موازی جریان دارند: در پشت میزمذاکرات و از پشت تریبون های عمومی. این دوسطح مذاکره و مجادله هم ارز نیستند و هرکدام استقلال نسبی خود را دارند، اما بی ارتباط و بی تأثیر هم نیستند. در موردمیزان این تأثیرگذاری ها تنها می توان با حدس و گمان و احتمال ابرازنظرکرد. چرا که معمولا بخشی از آن ها از زمره جنگ روانی و رجزخوانی پیش از دوئل نهائی محسوب می شوند و  به قصدافزایش قدرت چانه زنی مذاکراه کننده گان و یا برای خنثی کردن تریبون های تبلیغاتی موازی حریف و از جمله تعرض تبلیغاتی مخالفان توافق بکارگرفته می شوند. به مرگ گرفتن تا به تب راضی کردن تاکتیک شناخته شده این گونه دوئل های دیپلماتیک است که در آن پنهان کاری به جدرعایت می شود و هیچ طرفی دوست ندارد تا لحظه آخر دست خود را رو کند و میزان انعطاف و عقب نشینی خود را به نمایش بگذارد. علاوه بر آن برخی از این سخنان هم مصرف داخلی دارند و برای فریب و ساکت کردن مخالفان داخلی بکارگرفته می شود. به عنوان مثال از جانب حکومت ایران، تن دادن به برچیده شدن محترمانه بخش مهمی از آن چه که سالیان دراز به عنوان حماسه هسته ای عنوان می شده است و تبدیل شدن آن به یک دکورهسته ای و تأسیسات سترون شده، با آن هزینه های نجومی را، بدون بر پاکردن دیواری از گردوغبارتبلیغاتی چگونه می توان توجیه کرد؟. بخصوص که حفظ ابهت رهبری و پنهان ساختن پروپال در شکسته وی هم به طورتنگاتنگی با آن گره خورده باشد.

 افزایش کارشکنی و فشاردولت ها و جریان های مخالف مذاکرات که اکنون یک جبهه جهانی ضدمذاکره تشکیل داده اند نیز به نوبه خود برعدم قطعیت نتیجه می افزاید. به عنوان نمونه ناتانیاهو نخست وزیراسرائیل که علاوه برکانال های رسمی اطلاع یابی، با جاسوسی حتی اتاق مذاکره کنندگان را می پاید، دست وزیرخارجه فرانسه را با این پیام فشرد که در سرمیزمذاکره برای یک توافق محکم ایستادگی کند و هم او واپسین سخنان خود را با ادعای خیانت مذاکره کنندگان به خطوط قرمزخود و انجام یک توافق بد، بدرقه ُروندآخرمذاکره کنندگان کرده است. آیا هم زمانی قرادادهای نجومی چندده میلیاردی عربستان با فرانسه و یا طرح شروط سه گانه با تفسیرحداکثری در آستانه مذاکرات نهائی و جلوی دوربین های رسانه ها را می توان تصادفی تلقی کرد؟.

خلاصه آن که وجودیک قطب فعال جهانی که یک پایش در درون طبقه حاکم آمریکاست و پای دیگرش در اسرائیل و عربستان و برخی کشورهای دیگرمنطقه است و جملگی مخالف توافقنامه هسته ای برپایه محدودکردن تأسیسات هسته ای بوده و خواهان امحای زیربنای آن هستند، خواهی نخواهی در عدم تعین بخشیدن به نتیجه مذاکرات و اراده مذاکره کنندگان بویژه آمریکا و فرانسه مؤثرند و توضیح دهنده سخنان و واکنش های بعضا متناقض پایوران درگیردر مذاکرات هسته ای. البته در این سو و از جانب ایران هم دخالت چنین عواملی وجود دارند. چنان که خامنه ای در اعلام خط قرمزهای جدیدخود نیز تفسیرحداکثری از موضوعات موردمناقشه را اعلام داشته است که فی المثل رداعتبارراستی آزمائی توسط آژآنس یکی از آن ها بود و سایه سنگین این سخنان بر مذاکرات را نیز شاهدیم. بدیهی است که بدون پذیرفتن نقش آژانس که ساختاراجرائی پیمان نظارت هسته ای برآن استواراست، اگرهیئت ایرانی بخواهد بر آن اصرار ورزد، می توان بطورقطع گفت که هیچ توافقی بدست نخواهد آمد و حتی همین به تنهائی می تواند موجب شکست مذاکرات بشود.

نکته اصلی آن است که آیا این گونه خط قرمزکشیدن های خامنه ای واقعا عدول ناپذیرند یا او و هیئت ایرانی عملا از خط قرمزهای خودهم عبورمی کنند. می دانیم  که تا کنون او بارها از خط قرمزهای خودتعیین کرده عبورکرده و یا در برابرعبور از آن سکوت کرده است. مثل تأکیدبر توافق یک مرحله ای پیرامون کلیات و جزئیات و مخالفت با توافق دو و یا چندین مرحله ای که عملا خلاف آن صورت گرفت  و یا خواست انتشار فاکت شیت –گزاره برگ-  از سوی هیأت ایرانی در پی انتشارآن از سوی طرف آمریکائی که شورایعالی امنیت ملی بدلیل خطربسته شدن قدرت مانورمذاکره کنندگان و عدم مصلحت، از انتشارآن امتناع ورزید، یا لغویک باره همه تحریم ها که همگی در تفاهم نامه لوزان عملا نادیده گرفته شدند. در نمونه ای دیگر در حالی که او از ممنوعیت بازدید از هر گونه تأسیسات نطامی سخن می گوید، اما مذاکره کنندگان از بازرسی و نظارت مدیریت شده برطبق معاهده الحاقی که در لوزان پذیرفته شده است سخن می گویند. لغو و یا تعلیق تحریم ها نیز صرفنظر از تبلیغات، در عمل بدلیل ماهیت تدریجی اقدامات معطوف به تغییرکاربری و نظایران آن و بطریق اولی راستی آزمائی آن بطوراجتناب ناپذیر تدریجی خواهد بود. معضل اصلی در این حوزه همانا ماشه یا مکانیزم برگشت خودکارتحریم هاست که هم چون شمشیرداموکلسی بر بالای رژیم ایران و البته بر فراز سرمردم نیز، تا اطلاع ثانوی آویزان خواهد بود و اگر رژیم بر آن باشد که توافقی بکند- و می دانیم که رفع تحریم ها و فشارهای اقتصادی و در رأس آن خروج پرونده از شورای امنیت و نیز از ذیل فصل هفتم آن (همان کاغذپاره معروف!) و تحریم هائی که این نهادمقررکرده است و مشروعیت سایرتحریم ها نیز بر آن استواربوده است، انگیزه اصلی را تشکیل می دهد- از آن گریزی نخواهد داشت. در اصل و در حوزه عمل تعلیق تدریجی تحریم ها در برابرراستی آزمانی در کنارمجموعه کاملی از محدودیت های اعمال شده بر پروژه هسته ای و نظارت فوق العاده، سه ضلع ساختار نظام توافق جامع را تشکیل می دهند که در عین حال با حفظ دکوری از غنی سازی محدود و کنترل شده برای حفظ آبرو و باصطلاح سرخ نگهداشتن چهره، همراه است. برطبق گفته خامنه ای وقتی دولت آمریکا پذیرش غنی سازی محدود را داد دولت ایران در زمان احمدی نژاد حاضر به شروع دورجدیدی از مذاکرات شد. البته حفظ همین دکور وتولیدمحدود کنترل شده اورانیوم عنی شده  از مهم ترین موضوعات مناقشه بین موافقان و مخالفان را تشکیل می دهد که آن را در حکم برسمیت شناختن ایران بالقوه هسته ای و اشاعه سلاح هسته ای در منطقه می دانند.

به هرحال، تا آن جا که به پاسخ سؤال اول برمی گردد، با توجه به جنبه های گوناگون دخیل در آن، معادله هسته ای را باید  یک معادله چندمجهولی با نتیجه ماهیتا نامعین دانست که خروجی آن منتجه ای از عوامل برشمرده شده است. با این همه اهمیت این عوامل یکسان نیستند و با در نظرگرفتن وزن هرکدام می توان ارزیابی حدالامکان نزدیکی به حقیقت داشت. بر این اساس  و بر پایه نقش عوامل متضاددخیل، می توان از درجه احتمال وقوع هرکدام از دو سناریوی اصلی سخن گفت.

 

با در نظرگرفتن همه این عوامل و بنا بدلائلی که در پائین اشاره خواهد شد به نظر می رسد طرفین اصلی مذاکره مایل اند این مذکرات دوساله را به فرجام یک توافق باصطلاح جامع و پایداربرسانند. احتمال و شانس چنین توافقی- که چه بسا با  تمدیدهای کوتاه مدت مذاکرات هم همراه باشد از اعلام شکست آن بیشتر است. حتی اگر در این مرحله نیز نتوانند موفق نشوند، احتمالا تداوم مذاکره را بر اعلام شکست ترجیح خواهند داد.

  

مهمترین دلایل را می توان در محورهای زیرخلاصه کرد:

الف-فقدان بدیل جذاب و قابل دفاع  برای طرف های مذاکره کننده بویژه طرف آمریکا و ایران. این یکی از مهم ترین دلایلی است که اوباما و تیم مذاکره کننده او در دفاع از مذاکرات و سازش در قبال مخالفان خود از جمله جمهوری خواهان و اسرائیل اقامه کرده است. چرا که با توجه به آن که مدعی اند هرگاه ایران عزم کند، قادر است در طی دو یا سه ماه به سلاح هسته ای دست یابد، معنائی جز به استقبال یک جنگ فوری رفتن برای نابودی تأسیسات هسته ای ندارد. چنین جنگی با توجه به شرایط بحرانی منطقه و جهان و نیز گستره زیرساخت های هسته ای ایرن و بومی شدن دانش و تکنیک آن، ریسکی است بزرگ و با پی آمدهای نامطمئن و حتی ترغیب رژیم ایران به ساخت آن.  به گفته آن ها در بهترین حالت هم فقط می تواند حداکثر سه-چهارسال پروژه هسته ای ایران را به عقب بیاندازد. نباید فراموش کرد که اکنون بر اساس اطلاعات منتشرشده معلوم شده است که فرمان حمله ناتانیاهو به تأسیسات هسته ایران در سال گذشته صرفا بخاطرمخالفت و حتی نافرمانی سران ارتش اسرائیل و سران دستگاه امنیتی اسرائیل صورت نگرفته است!. از سوی دیگر تشدیدتحریم های اقتصادی هم پاسخ گوی رفع این خطر در کوتاه یا میان مدت نخواهد بود. در اصل هم بدیل واقعی اسرائیل و جنگ طلبان آمریکا جز حمله نظامی نیست و نابودی تأسیسات هسته ایران نیست. همانطور که برخی از کاندیدهای حزب جمهوری خواه هم آن را بر زبان می آورند.

ب-دومین دلیل مهم، خوددست آوردهای تاکنونی مذاکره است. بر طبق این دستاوردها حکومت اسلامی ایران نزدیک به دوسال است که عملا تؤسعه هسته ای خود را منجمدساخته و آن را شفاف و نظارت پذیرکرده است. علاوه بر آن توافق نامه لوزان در صورت اجرائی شدن، معنائی جزخلع سلاح بیش از نوددرصدی برنامه هسته ای ایران و توقف پروژه جاه طلبانه رژیم ایران نیست. کاهش 98 درصد از حجم اورانیوم غنی شده، نظارت های فوق العاده، اجرای پروتکل الحاقی و تغییرکاربری تأسیسات هسته ای و اعمال محدودیت طولانی در غیاب آلترناتیوواقعی، فی نفسه چنان دستاوردهای مهمی هستند که هیچ سیاستمدارحسابگری حاضرنیست به آسانی آن ها را فدای امتیازات نسیه و خیالی بکند.

ج- خطرفروپاشیدن نظام تحریم ها در صورت شکست. همانطور که مقامات دست اول آمریکا از جمله کری مطرح کرده اند با شکست این مذاکرات، بویژه اگر که  مسبب اصلی آن غرب و زیاده خواهی آن باشد، نه فقط روسیه و چین بلکه متحدین اروپائی نیز باین آسانی زیربارتحریم های جدید و تشدید آن ها و یا حمله نظامی نخواهند رفت و  خطر از دست رفتن اجماع کنونی بین مذاکره کنندگان وجود دارد. بویژه آن که دست اندرکاران ایران هم با وقوف به این فاکتور سعی دارند به نحوی رفتار کنند که برای چنین حالتی طرف مقابل مسئول شکست قلمداد شود. 

د- در شرایطی که منطقه باندازه کافی از بحران و جنگ اشباع شده است، و داعش رسما از سوی دولت اوباما و متحدین اش  به عنوان خطرعمده تلقی می شود، گشودن جبهه  دیگر و چه بسا پردامنه تر از کانون های بحرانی موجود، با هیچ عقل و منطقی بخصوص از جانب دولت ها و جناح هائی که مدافع منافع درازمدت سیستم بشمارمی روند، سازگاری ندارد. البته برای جناح های جنگ طلب و دولت افراطی اسرائیل که بیشتر بدنبال منافع مقطعی و اخص خود هستند و نه الزاما منافع عمومی و کلان سرمایه و تأمین ثبات منطقه، توسل به جنگ بخشی از پروژه گسترش سلطه و منافع آن ها محسوب می شود. حتی شاهدیم که جمهوری خواهان آمریکا در سایه بحران های انفجاری خاورمیانه و نا توانی اوباما در مهارآن ها که در اصل میراث نئوکان ها و پی آمدجنگ افروزی آن ها محسوب می شود، در صددبفراموشی سپردن پرونده عملکردخود بوده و زمزمه کاربردنیروی زمینی آمریکا در منطقه را سر داده اند. چنان که ائتلاف عملی دولت اسرائیل با داعش و مداوای زخمی های آن و یا ارسال اسلحه به آن ها با توجه به عمده کردن خطرایران و حزب اله بیانگرچنین رویکردی است. چنان که رابطه ترکیه و عربستان و قطر، دیگرمتحدین منطقه ای آمریکا با داعش امروزه  از پنهان کاری گذشته است.  

ه- با توجه به بحران اقتصادی غرب و اروپا، دست یابی بیشتر به اقتصاد و بازارایران برای سرمایه داران غربی، هم چنان  که برای چین و روسیه، اکنون به صورت یک وسوسه قوی در آمده و هم چون یک نیروی فشار برای حل بحران هسته ای عمل می کند. بازاربه اصطلاح نوظهوری با ظرفیت سرمایه گذاری نیم تریلیونی و چشم انداز عرصه صنعت گاز و نفت سرشار و بی بدیل ایران و با رتبه دوم جهانی، آن هم در شرایطی که روابط روسیه وغرب برسراکراین دچارتنش های زیادی شده و یا فقدان امنیت در کشورهای نفتی چون عراق و لیبی و... به دلیل جنگ ها و بحران های داخلی، بسیاری کمپانی ها و شرکت های بزرگ نفتی چون آکسون مبیل آمریکائی و یا کمپانی مهمی چون شل و ..... متوجه بازار ایران و گشودن باب مذاکره با مقامات اقتصادی ایران شده اند. رژیم ایران هم درباغ سبزنشان داده و از آن برای گشایش بحران هسته ای و گشایش های اقتصادی بهره می گیرد. اخیرا وزیرراه در فرانسه به مقامات فرانسوی هشدار داد که مبادا از بازار80 میلیاردی حمل و نقل ایران غفلت کنند.

 

و- نه فقط طرف های غربی، بلکه بیش از آن ها خودطرف ایرانی است که مشتاق گشایش اقتصادی است. اگر تشدیدبی سابقه تنگناها و بحران اقتصادی، و اجتناب از از خطرسقوط به نفطه صفرصادرات نفت که هدف تحریم  دولت آمریکا و کنگره بوده است، رژیم ایران تن به مذاکره برای محدودیت پروژه هسته ای خودداده است، همین عامل ضرورت دست یابی به یک توافق را  برای رژیم ایران به یک هدف مهم تبدیل کرده است. چنین گشایشی برای خروج رژیم ایران از بن بست همه جانبه و حتی تحقق جاه طلبی های منطقه ای خود به عنوان یک قدرت برتر الزام آورساخته است. چنان که بر طبق برنامه بلندمدت 20 ساله، بجای تبدیل شدن به قدرت اول اقتصادی منطقه، تمامی شاخص های اصلی نمایانگرعقب گرد و کاهش وزن مخصوص ایران و پیشی گرفتن قدرت هائی چون ترکیه است. نباید فراموش کنیم که وجودچنین بحرانی با سقوط نزدیک به هفت درصدرشدمنفی و تورم 40 درصدی باعث شد تا دولت محلل روحانی با دو مأموریت گشایش بحران هسته ای و بحران اقتصادی بر سرکارآید.

ز- سیاست قرن بیست و یکم دولت آمریکا مستلزم حل بحران های بازمانده از جنگ سردگذشته چون کوبا و ایران، در راستای انطباق با قطب بندی ها و آرایش های جدید قدرت های جهانی، بخصوص در شرق آسیا و پیشروی ناتو بسوی ارو آسیاست.  دورنگهداشتن ایران از الحاق به قطب های رقیب، که حکومت ایران بی میل به آن نیست، یکی از اهداف این تلاش است.

ح- شکست مذاکرات درعین حال به معنی شکست دولت روحانی و اصلاح طلبان و کاهش وزن آن ها در برابرجناح های تندرو سپاه خواهد بود. عروج احمدی نژاد و تندروان در پی شکست تلاش های دوره قبل، بویژه برای اروپائی ها و انگلستان انگیزه مضاعفی جهت دست یابی به یک توافق است.

 

اگر به این عوامل انگیزه دولت اوباما برای دست یابی به یک توافق جهت ارائه تصویری مثبت از بیلان سیاست های خارجی خود را که در شرایط کنونی منفی و ضعیف ارزیابی می شود و نیز سنجه افکارعمومی جهانی و داخلی آمریکا، حتی در میان یهودیان آمریکا مبنی براحتراز از جنگ تازه در منطقه و حل بحران هسته ای ایران از طریق نظامی را به آن بیافزائیم، آنگاه بر وزن مخصوص و چربش عواملی که به دست یابی یک توافق دلالت  دارند بهتر پی خواهیم برد. چنین عواملی ایجاب می کنند که حتی اگر نتوان در لحظه کنونی به یک توافق واقعا جامع دست یافت، به راحتی تن به شکست آن نداد. از قضا چه بسا تفاسیرحداکثری و زیاده خواهی های دو طرف نسبت به توافق لوزان و خطر از دست رفتن اصل آن توافقنامه باردیگر تعهد به آن را کانونی کند. حتی اگر طرفین ناچار شوند، که مذاکره را تمدید کنند و یا حتی وادارشوند که از سیاست تاکنونی همه یا هیچ فاصله بگیرند و حول نکات موردتوافق پیمان تازه و موقتی را با گشایش های مشخص و دوجانبه در دستورکارخود قرار دهند.

نباید فراموش کنیم که چالش های کنونی سوای وجهه جنگ روانی، بخشا بخاطرچانه زنی حول جزئیات مشخص و در چهارچوب عملیاتی کردن کلیاتی است که قبلا حول آن ها تفاهم صورت گرفته است. مثلا دعوا بر تفسیر تنگ یا باز از پروتکل الحاقی است و نه اصل آن. چنان که یک بار باهنر از دعوا حول به گفته وی فرصت 24 روزه، پس از درخواست آژانس برای بازدید از نقطه ای، سخن به میان آورد و این یعنی این که دعوا حول روزهاست و نه اصل بازرسی باصطلاح مدیریت شده. در موردمصاحبه با کارشناسان هسته ای هم (همان دانشمندان هسته ای) مناقشات اساسا پیرامون کم و کیف آن است و گرنه نفس مصاحبه حتی در زمان احمدی نژادهم صورت گرفته است. در مورداثبات ماهیت اقدامات هسته  گذشته رژیم صلح آمیز فعالیت های هسته رژیم در گذشته هم، هم خودجان کری و هم پیش از وی مدیرآژانس هسته ای، یوکیاآمانو، گفته اند که تمرکز برآن در این مرحله برای دست یابی به توافق یک مسأله کلیدی نیست و نباید توافق را به آن مشروط کرد. گواین که با گیردادن مخالفان به این سخن و نیزعدم بهره برداری طرف ایرانی، کری به رفع و رجوع آن پرداخت.

 

شکل گیری یک جبهه نیرومندجهانی علیه توافق هسته ای!

بحران هسته ای نه فقط با صف آرائی های جهان و بویژه منطقه ای گره خورده است، بلکه به نحوشدیدی با آرایش درونی بلوک قدرت در آمریکا نیز گره خورده است. چنان که بالأخره مجلس کنگره حق بازبینی توافقنامه را به تصویب رساند و متقابلا در ایران هم مجلس اسلامی هم برای ایجادموازنه، مصوبه الزام دولت به نظرمجلس و ارائه گزارش، به خطوط قرمز و مصوبات شورای امنیت را به تصویب رساند. البته مسآله اصلی در این نوع قرینه سازی ها، زیاده خواهی هاست تا تضعیف و یا درهم شکستن اصل مذاکرات و توافقنامه. گرچه در ایران به خاطروجودپربرکت پدیده ای بنام عمودخیمه نظام و فصل الخطاب بودن آن، در صورت تمایل حضرت اشان، این نوع منازعات بسهولت قابل جمع شدن هستند، اما در آمریکا اوضاع فرق می کند  و جمع کردن آن کاردشواری است. بهرصورت جنگ قدرت در بالاترین سطوح برای تصاحب قوه مجریه و پیرامون برخی سیاست های کلان داخلی و خارجی، و مشخصا منطقه ای، واقعیت دارد. در پرتوهمین شکاف هاست که اسرائیل با تمامی توان خود برای درهم شکستن مذاکرات بسیج شده است. و شماری از کشورهای عربی نیز در ائتلافی عملی با اسرائیل و جمهوری خواهان بلوک نیرومندی را علیه آن و مقابله دولت ایران بوجود آورده اند. کارشکنی حتی از مرحله دیپلماسی و تهدیدهای زبانی گذشته و آرایش جنگی- و از جمله جنگ های موسوم به نیابتی-  به خودگرفته است که بازتاب دهنده تقابل حاد دو استراتژی و دو رویکردمتضاداست. چنان که یک بلوک، ایران (و تشیع) را خطرعمده می داند و بلوک دیگر داعش را. مکین و بسیاری از سرکردگان جمهوری خواه رسما از ایران به عنوان خطرعمده نام می برند و دولت اوباما را متهم به عدم قاطعیت می کنند. دولت اسرائیل هم ایران را هزاربارخطرناک تر از داعش اعلام می کند. بزعم آن ها حل بحران هسته ای و گشایش های اقتصادی و سیاسی ناشی از آن موجب تقویت موقعیت حکومت ایران خواهد شد. وجودچنین شکاف ژرفی عملا و به طورهم زمان موجب گشایش دو نوع جبهه جنگی و ائتلافی در منطقه علیه داعش از یکسو و علیه ایران از سوی دیگرشده است که هرکدام نافی و خنثی کننده دیگری است. یکی از دلایل مهم شکست و یا ناکامی استراتژی اوباما و ائتلاف بین المللی او علیه داعش، وجود چنین شکافی در منطقه است. سخن عراقچی به کری که گفته بود حمله به یمن شلیک به مذاکرات هسته ای است، ناظربرهمین تخاصم و کشمکش است. اوباما که صراحتا اعلام داشته است خطرعمده کنونی را داعش تشکیل می دهد و نه ایران، عملا در نوسان و بندبازی بین دو این سیاست و فشارمتحدین منطقه ای خود گرفتارآمده و تاحدزیادی به نفس نفس افتاده است. گو این که پیشروی اخیرداعش در عراق و گسترش دامنه عملیات تروریستی در منطقه و کشاندن دامنه آن به درون کویت و عربستان و .... و نیز به قلب اروپا، تلنگری جدی به سیاست جنگ طلبان و حامیان داعش وارد آورده است.  

 

پی آمدها:

دست یابی به یک توافق و حل بحران هسته ای هم چون جنگ ایران و عراق  یک نقطه عطف در حیات جمهوری اسلامی و پوست اندازی آن محسوب می شود که دارای پی آمدهای داخلی و منطقه ای مهمی است.  پس لرزه های چنین توافقی حتی از جنگ ایران و عراق و پذیرش قطعنامه سازمان ملل بیشتربوده و در بهترین حالت یک نسل با پی آمدهای آن مواجه خواهند بود. چراکه متضمن یک عقب نشینی رسواکننده تر از جنگ و  در برگیرنده یک نظارت فوق العاده جهانی برای مدت طولانی است. ضمن آن که  کانون های دیگربحران فی مابین ایران و غرب و مشخصا آمریکا هم چنان باقی است و چه بسا بر دامنه آن ها افزوده هم بشود. باقی ماندن تحریم های مربوط به تسلیحات موشکی، تحریم سپاه و... تحریم های مربوط به حقوق بشر و یا پول شوئی و نظایرآن هم چون زخم لای استخوان  بوده و می تواندتحت رقابت های درونی جناح های درونی آمریکا و یا فشارمتحدان آمریکا که مخالف توافق و بر قراری سیاست آتش بس با جمهوری اسلامی هستند، هم چنان چالش برانگیز خواهند ماند.

در سطح داخلی هم به دلیل وجود منازعات جناحی و شکاف درونی، دارای پی آمدهای متفاوت و چه بسا متناقض خواهد بود. سیاست گشایش بحران هسته ای تا آنحا که به عزم خامنه ای و جناح اصول گرایان مربوط می شود، با سیاست انقباض داخلی و تشدیدسرکوب در همه حوزه های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی همراه است. تشدیداعدام ها و سانسور و ممانعت از هرگونه تجمع خارج از حیطه نفوذرژیم، فشاربه کارگران و فعالان و کنشگران سیاسی و اجتماعی، فراخوان خامنه ای به قوه قضائیه، یعنی نهادی که آشکارا اعلام داشته است مجوزهای دولت برای برگذاری کنسرت ها و مجامع عمومی را به رسمیت نمی شناسد و به مثابه چماق قانون در برابرمخالفان و "فتنه گران" عمل می گند، محکوم کردن فرزندرفسنجانی به ده سال زندان و مواردبی شماردیگر همه و همه نشان دهنده آن است که رژیم در عبور از گردنه بحران هسته ای و فشارهای خارجی، نگران خارج شدن اوضاع از کنترل خود بوده و بر آن است که با تشدیدفضای اختناق و سرکوب اوضاع را تحت کنترل خود نگهدارد. علی القاعده دست یابی به یک توافق یاید بتواند در شرایط عادی موقعیت روحانی و رفسنجانی و اصلاح طلبان را تقویت کند، اما در ایران با قواعدجوامع متعارف نمی توان اوضاع را تشریح کرد.

جناح رقیب که دست بالا در قدرت  را دارد و آن را حق انحصاری و مادالعمرخودمی داند، حاضراست جان بدهد اما سکان قدرت را از دست ندهد. از این رو با تمام قوا مصمم است که نتایج این پیروزی به سبدروحانی و اصلاح طلبان ریخته نشود و برهمین اساس چه بسا با افول نسبی نقش محللی دولت روحانی در پی حل بحران هسته ای و احساس بی نیازی به آن و با بهره گیری از منافع و منابع ارز  آزادشده و نیز سایر گشایش های محتمل، به فشارخود برای تضعیف جناح رقیب و قبضه کنترل مجلس شورای اسلامی و خبرگان در انتخابات پیش رو و تشدیدفضای اختناق برای ممانعت از جان گرفتن جنبش های اعتراضی بیافزاید. همانطور که اشاره شد پی آمدها نیز متناقض هستند و صرفا این رژیم نیست که می تواند از آن بهره بگیرد. در سوی مقابل هم علاوه بر تشدیدشکاف ها و کشمکش های درونی حاکمیت، زمنیه های تازه ای برای بازیگرانی چون افکارعمومی و جنبش های اعتراضی، و فشارهای جهانی معطوف به حوزه های حقوق بشر و سرکوب بوجودمی آیند که می توانند بر بسترروندوخامت آمیز یک بحران همه جانبه و مرکبی که رژیم گرفتارآن است و در شرایط انباشت انتظارات و مطالبات، نقش آفرینی کنند و  تهاجم اصول گرایان و جناح حاکم را که ذاتا شکننده و دارای ماهیت تدافعی است مهارکنند. این روندها مطلق نیستند بلکه بسته به چگونگی واکنش ها و توازن قوای داخلی و جهانی و بهره گیری از فرصت هائی که معمولا در عبور از این گونه نقاط عطف و بحرانی فراهم می شوند، می تواند متفاوت باشد. نباید فراموش کرد که معضل بحران هسته ای حتی اگر حل هم بشود با توجه به ماهیت آن چه که صورت می گیرد، چیزی جز بیان بن بست جمهوری اسلامی و رسوائی بزرگی برای حاکمان نخواهد بود و بنابراین سوای ظاهرتعرضی و فراربه جلوی رژیم و تلاش آن برای انسدادبیشترفضای تنفسی، اما در بن مایه خود دارای ماهیت تدافعی است.

از یکسو حذف فشارهای تحریمی و کاهش خطرحمله نظامی و سست شدن دوگانه دشمن و نظام موجب کندشدن حربه های کنترل رژیم خواهند شد و از جانب دیگر سوگیری دولت در سیاست های نئولیبرالی و روانه کردن دست آوردها به کیسه حاکمان و سرمایه داران، و به نوعی خداحافظی با دولت های رانتیرنفتی، و ریزش شتابان توهم تغییراوضاع، موجب دو قطبی شدن جامعه و کمانه کردن خواست ها و انتظارات انباشته شده بسوی حاکمان و عروج جنبش های اجتماعی و مطالباتی می شود. البته نباید این روندها را شسته ورفته در نظرگرفت. چرا که رژیم هم به سادگی از دوگانه دشمن و نظام صرفنظر نکرده و سعی خواهد کرد در شرایط جدید هم چنان بر طبل آن بکوبد و حتی خطرفرورفتن بیش از پیش در جنگ های منطقه ای نیزوجود دارد که مقابله و اجتناب از آن نیازمندهوشیاری همه کنشگران و مردم است. بطورکلی فرصت ها و تهدیدها پا به پای هم بوجود می آیند و این کنشگران و جنبش ها هستند که می توانند به این فرصت ها واقعیت مادی به بخشند و با تهدیدها مقابله کنند و گرنه اگر تصور بر تغییررفتاررژیم بطورخود به خودی باشد، گشایشی به سودمردم و جنبش ها و دموکراسی و برابری در کار نخواهد بود و این فرصت ها خواهند بود که به باد می روند.

گرچه بطورکلی در شرایط کنونی فاکتورهای عوامل مقوم توافق هسته ای بر عوامل منفی می چربد، اما همانطور که گفته شد، این تنها به معنی شانس بیشتر آن است و نه الزاما قطعی بودن آن. در صورت وقوع سناریوی شکست، و لاجرم جدی شدن تشدید تحریم ها و افزایش خطرجنگ، وضعیت در همه حوزه ها به مراتب بدتر و سیاه تر خواهدشد که پرداختن به آن ها خارج از حوصله این نوشته است.   

2015-06-30  09-04-1394

taghi-roozbeh.blogspot.com

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

* آغازدوره پسابرجام؟ آرامش قبل ازطوفان؟  [2017 Oct] 
* گزارش گزارشگرویژه: یک گام مهم و به جلو در مطرح شدن جهانی کشتارتابستان ۶۷ [2017 Sep] 
*جهان به کدام سو می رود-2* [2017 Sep] 
*انقلاب اسلامی و محلل هایش! [2017 Aug] 
*جهان به کدام سومی رود؟ نگاهی به چالش ها و صورت بندی آن ها [2017 Aug] 
*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]